غم نامه ی مکعب نقش رستم [2]

مثل معروفی است برگرفته از اشاره ای در قرآن مجید که می گوید: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». حالا داستان پاسخی است که اهالی بی سواد سایت آذرگشنسب در رد اسناد و اعتراضات من نسبت به جعلیات وارد شده وسیله ی ایران شناسان کلاش بین المللی بر بنای سنگی مکعب شکل نقش رستم نوشته اند. بر آن پاسخ نویسی نامربوط و بی سر و ته، که غالبا به صورت تاییدیه ای بر داده های پیشین من درآمده است، چند عکس ضمیمه بود که هرکدام از آن ها، فصل تازه ای را بر کتاب خیانت به میدان های کهن ایران افزوده و حقه بازی تازه ای را به وسیله ی بخش ایران شناسی دانشگاه های طویله سان غرب آشکار کرده است. در یادداشت پیش ۴ عکس را درباره ی زمان برچیدن سکوهای نیایش اطراف مکعب و نیز عکس دیگری را در اثبات این که ساکنین سر به هوا و پا در گل سایت آذرگشنسب، تفاوت شرق و غرب و شمال و جنوب را هم نمی دانند، عرضه کردم و حالا باید در باره ی دو عکس دیگر سخن بگویم که دیدار آن ها در سایت آذرگشنسب مرا واداشت تا در روزهای ۱۳ و ۱۴ همین ماه بار دیگر به بازدید نقش رستم بروم و با خود سوقاتی آورده ام که کارشناسان دانشگاه شیکاگوی آمریکا را تا حد پادو و واسطه های محلات مخصوص پایین می کشد و به واقع در جای شایسته و پیشین شان قرار می دهد.

کیفیت و رنگ عکس بالا و نیز وضع لباس کارگری که  مشغول شست و شوی دیوار است و همچنین دیوار ناصاف انتهای سمت چپ محوطه، تعلق این عکس را به اواخر زمان خاک برداری و ابتدای برچیدن سکوها مسلم می کند. در سمت راست عکس، ضلع شرقی و در سمت چپ، ضلع جنوبی مکعب دیده می شود. به دلایلی در این عکس هنوز هیچ کتیبه ای بر دیوار نیست و در جای فرضی آن ها چهارگوش های سفید رنگی رسم کرده اند، که حتی نسبت به موقعیت کنونی کتیبه ها چندان دقیق نیست!!! اما آن چه در این عکس برای اثبات نبود کتیبه و نیز تذکر وسعت حقه بازی های به اصطلاح باستان شناسان غربی قابل استفاده است، توجه به آسیب بزرگی در آن سنگ ضلع جنوبی مکعب است، که در عکس با کادر سیاه مشخص کرده ام. این آسیب در انتهای نخستین بلوکی است که اینک کتیبه ای به خط یونانی بر آن حک است. 

همان آسیب را در این عکس هم می بینید که باز هم در کادر مشکی گذارده ام و تنها تفاوت آن با عکس قبل در این است که به سبب تغییر زاویه، ضلع جنوبی مکعب در سمت راست و ضلع غربی در سمت چپ عکس قرار دارد. توجه به وسعت و عمق آسیب برای ادراک و اثبات این مطلب کافی است که نه فقط بر روی چنین بلوک ویرانی نمی تواند کتیبه ی کنونی و سالم یونانی باقی مانده باشد، بل حتی حک کتیبه جدید نیز بر آن میسر نیست.

در این عکس جدید، دیگر آن آسیب سنگ را نمی بینید و در جای آن بلوک کاملا سالمی است که حتی با دیگر بلوک های اطراف خود همرنگ نیست! بر روی این بلوک جدید و ناهمرنگ، قسمت خوش خط متن یونانی حک شده و معلوم است که حکاک، از آن که مجبور نبوده بر روی یک سنگ عمود نصب شده بر دیوار حکاکی کند، با فراغ بال و تسلط کامل، حروف را بر بلوکی مستقر در سطح صاف زمین و در نهایت تسلط و خوش خطی کنده و سپس در جای بلوک آسیب دیده گذارده است!!! به اثرات گذشت زمان و پوسته پوسته شدن رویه ی سنگ در دو بلوک کهنی توجه کنید که در داخل کادر مستطیل و عمودی آورده ام. این آسیب در سراسر بلوک ها و به طور یکنواخت و متصل به هم پخش است، اما ذره ای از آن به بلوک تازه نصب شده ی ناهمرنگ و کتیبه دار نرسیده است!!! با باوری نزدیک به یقین احتمال می دهم، که این کلاشان چند بلوکی را که در این مکعب جا به جا کرده اند، از بقایای مخروبه ی بنای مشابهی برداشته باشند که با نام زندان سلیمان در پاسارگاد است و عکس های سده ی اخیر، از تحلیل پیوسته ی سنگ ها و بلوک های آن خبر می دهد. شکستگی هایی که با فلش نشان داده شده، برای تطبیق موقعیت هر سنگ در ضلع جنوبی مکعب به کار می آید.

 

در این عکس واضح تر، ناهمرنگی بلوک دارای کتیبه و نیز ناهمآهنگی آن با بلوک اطراف، از نظر رد آسیب های زمان به خوبی دیده می شود. در زاویه ای که در زیر کادر سیاه آمده، ریختگی های رویه ی سنگ، ناشی از گذشت زمان، که در بلوک های اطراف به صورت پیوسته است، در برخورد با بلوک ناهمرنگ و کتیبه دار جدید، قطع و بریده شده، تا نصب جدید این بلوک کتیبه دار را گواهی دهد. مشاهدات من در این سفر اخیر معلوم کرد که درست همین شگرد را در کتیبه ی ضلع شرقی مکعب نیز به کار برده اند، که گزارش کامل آن را در قسمت چهارم ساسانیان خواهم آورد. باید آرزو کنیم که خرفت مسلکان جمع آمده در سایت آذرگشنسب بیش تر جواب بنویسند، بیش تر عکس منتشر کنند و اسناد مخفی شده ی بیش تری را از آرشیو یهودیان درآورند و در اختیار محققین و در معرض قضاوت جست و جو گران درستی و مخالفان دروغ بگذارند، تا آسان تر و وسیع تر بی آبروی شان کنیم. 

تا فرصت هست این تیر را هم روانه ی گلوی دروغ بافان در باب تاریخ ایران و جیره خواران گروه جاعل مامور شده از جانب کنیسه و کلیسا، رها کنم. این قسمتی از کتیبه ی ضلع جنوبی مکعب نقش رستم به خط یونانی است، که بزرگ نمایی شده است، متن یونانی بر بلوک تعویض شده بسیار خوش خط و با رعایت اسلوب زیبا نگاری است، تمام خطوط عمودی گوشه های مثلثی شکل زینتی دارند، اما در بلوک زیر عجولانه و کودکانه و در نهایت ولنگاری و مسخرگی چیزهایی را خط خطی کرده اند. باید به ریش آن شاپور امپراتور، از جمله، خندید که کتیبه اش، آن هم با تفاوتی چنین واضح، دو خطه است!!! اما مورد نظر من از عرضه ی این عکس، اثبات تازه نصب بودن بلوک بالاست. ملاحظه می کنید که در بلوک کهنه ی زیر، سراسر رویه ی سنگ، بر اثر آسیب زمان، پوسته پوسته است، اما سطح سنگ را در بلوک تازه نصب شده ی بالا، سالم و محکم و براق و پرداخت شده می بینیم که کم ترین اثری از آسیب زمانه، همانند آن چه در بلوک زیرین آمده، بر خود ندارد!!!؟

این عکس رنگی را روز ۱۴ اردیبهشت امسال از بلوک کتیبه دار و نو نصب شده ی ضلع جنوبی مکعب نقش رستم گرفته ام. اگر قلب آدمی مریض نباشد و برای دستگاه ایران شناسی یهود نوکری نکند، با نگاهی به این عکس، از زوایای مختلف قانع می شود که بلوک های کتیبه دار اضلاع  مکعب نقش رستم، لااقل در دو وجه شرقی و جنوبی، جدیدا تعویض شده است. غریبگی این بلوک در میان سایر سنگ های مکعب، چه از نظر رنگ و چه از نظر ریختگی ها، تنها به نگاه سالم یک آدم بی غرض محتاج است. حالا پس از نصب دیگر تصاویر تازه گرفته شده از مکعب است، که با عمق کثافت کاری به اصطلاح پروفسوران احمق و نادان و نوکر صفت و ضد فرهنگ مامور شده از جانب دانشگاه شیکاگو و در واقع ارسالی از محافل کلیسا و کنیسه، در سایت های کهن ایران آشنا می شویم. (ادامه دارد) 

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:0
ارسال شده در دوشنبه، ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : یعقوب
یكشنبه، ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۵
 
این پان ایرانیست ها واقعا مریض و ترسو هستند در اکثر مقاله های آذر گشنسب محلی برای اظهار نظر خواننده نگذاشته اند و این نشان می دهد که از شنیدن یا رویت نظرات خواننده ها چقدر بیمناکند و چقدر جنبه ندارند با وجود این از حقوق بشر و مهر کوروشی دم می زنند اینان ورشکسته اند نفسهای آخرشان را می کشند آنقدر به مردم دروغ گفته و تحریف واقعیات را کرده اند که اگر احیانا حرف راستی هم بزنند با تنفری که علیه خود ایجاد کرده اند هیچ کس حاظر نیست به آنها توجهی کند دست شما هم درد نکند
 
پاسخ:
سلام. دوران شان به پای ان رسیده و دروغ روز به روز ناتوان تر می شود.

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان