کوروش ذوالقرنین، شخصیتی است جهانی

عصر آزادی – شماره 241 – تیر 1381

دکتر فریدون جنیدی، پژوهشگر و باستان پژوه در گفتگو با خبرنگار هنری ایسنا به تشریح دیدگاه های خود در ارتباط با چاپ کتاب 12 قرن سکوت پرداخت. دکتر فریدون جنیدی، استاد دانشگاه و مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور در گفتگو با ایسنا در ارتباط با مطلبی مبنی بر ادعای مولف کتاب دوازده قرن سکوت که سلطنت پرستان، ناسیونالیست ها و نان خورهای کوروش این کتاب را لعنت خواهند کرد، گفت: کوروشی که در 2500 سال پیش مرده است،امروز نمی تواند به کسی نان بدهد. ممکن است منتقدانی درصدد نقد و بررسی کتاب فوق برآیند که وابسته به هیچ کدام ازتقسیم بندی های فوق نباشند. بنابراین تقسیم بندی بالا به نحوی شعارگونه انجام شده و مولف 12 قرن سکوت، مرزهایی را مشخص کرده است تا هیچ کس به دلیل واقع نشدن در مظان اتهام، نتواند به او جواب دهد.

وی ادامه داد: این کتاب دارای تناقضات بسیار بوده و کاملا غیر علمی تنظیم شده و پاسخ هدفمند آن به زودی از طرف جامعه فرهنگی کشور با نام اعتبار باستان شناسی پارس و هخامنشی ارائه خواهد شد؛ چون کوروش شخصیتی است که بزرگان جهان او را ستایش کرده و نام او در کتاب های آسمانی نیز ذکر شده است. به گونه ای که مولانا ابوالکلام آزاد از وی به عنوان ذوالقرنین نام برده و این مسئله را به اثبات رسانده است؛ چرا که کوروش نخستین فرمانروایی است که تغییر سلطنت را با خونریزی آغاز نکرده است. بنابراین اتهام بستن به این شخصیت امر شایسته ای نیست. وی افزود: کار علمی با شعار و با سخنان بی سر و ته سامان نمی پذیرد. در حالیکه مولف کتاب دوازده قرن سکوت این امر را آغاز کرده و برای این که منتقدان این کتاب را نقد نکنند، آنها را در سه گروه سلطنت پرستان، ناسیونالیست ها و نان خورهای کوروش تقسیم بندی کرده است. دکتر فریدون جنیدی در ارتباط با چاپ مطلبی در کتاب 12 قرن سکوت تحت عنوان عدم رشد ملی در حکومت 1200 ساله سلسله های تاریخی گفت: پژوهشگرانی که قصد بررسی هنر ایران را دارند، بایستی به موزه های بزرگ جهان همچون لوور و آرمیتاژ مراجعه کنند تا دستاوردهای علمی و هنری را در این 12 سده که در گنجینه های معتبر دنیا به نمایش درآمده مشاهده کنند، بنابراین ادعای عدم رشد ملی درسلسله های تاریخی کاملا رد شده است. چون وقتی هنر وجود دارد، فرهنگ نیز پویا می شود و به تبع آن رشد ملی نیز به وجود می آید. وی ادامه داد: چگونه می توان عظمت هنری آثار هنرمندان ایرانی را در طول 1200 سال نادیده گرفت، درحالی که این آثار با شاخص های هنری خود معرف عصر خود هستند.از سوی دیگر، مولف 12 قرن سکوت، 1200 سال را متعلق به حکومت های هخامنشی، پارتی و ساسانی دانسته و آنها را غیر بومی و غیر ایرانی ذکر کرده است، پس در این میان مدت زمان حکومت سلوکی ها چه می شود؟ ایشان آن را کاملا نادیده گرفته است. لذا اگر این مولف در کار خود صداقت داشت، باید مدت زمان حکومت سلوکی ها را که قومی کاملا بیگانه بوده اند، ذکر می کرد.در حالی که وی این کار را انجام نداده است. وی افزود: چشم پوشی از حکومت سلوکی ها یک امر هدایت شده است.چرا که از سلسله های تاریخی به عنوان حکومت های غیربومی یاد شده، ولی از سلوکی های غیربومی اصلا نامی به میان نیامده است و این امر در یک تحقیق علمی به هیچ وجه کار درستی نیست. مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور پیرامون بی اعتبار دانستن کتیبه های هخامنشی از سوی مولف 12 قرن سکوت، یادآور شد: چگونه ممکن است اسنادی را که در طول تاریخ برفراز کوه ها و یا تخت جمشید بوده اند، بی اعتبار دانست؟ ممکن است که ما این گونه قضاوت کنیم که داریوش برعلیه کمبوجیه یا بردیا کودتا کرده است، ولی از این مسئله نیز نمی توان چشم پوشی کرد که داریوش سلسله ای را پایه گذاری کرد که با مرکزیت اداری و سیاسی ایران بر جهان حکم رانده است. وی افزود: در هیچ نقطه ای از جهان مدارک معتبری وجود ندارد تا نشان دهد که فرم پوشاک مردم هند و روم و سایر کشورها در 2500 سال پیش چگونه بوده است، در حالی که این امر به وضوح در تخت جمشید قابل مشاهده است، پس چطور می توان این اسناد را بی اعتبار جلوه داد؟ وی ادامه داد: طی سال های اخیر لوحه های گلین از پرسپولیس به دست آمده که نحوه پرداخت دستمزد کارگران را نشان می دهد و برای اولین بار نویسنده ای غربی در همین زمینه کتابی به نام«از زبان داریوش» نوشت که توسط انتشارات مولف 12 قرن سکوت چاپ شد و پورپیرار دراین کتاب مقدمه ای نوشته است که به طور کامل با سخنان امروزیش متناقض است.دکتر فریدون جنیدی در ارتباط با ترجمه کلمه اورمزد به جای اهورامزدا در «دوازده قرن سکوت» گفت: مولف این کتاب از روی ناآگاهی در این زمینه صحبت کرده است، چون« اورمزد» تلفظ فارسی اهورامزدا می باشد که اهورامزدا در زبان پهلوی به «اوهرمزد» و سپس در تلفظ فارسی به «اورمزد» تبدیل شده است و به تنهایی فاقد بار معنایی است. وی افزود بنابراین«اورمزد» شکل تغییریافته اهورامزدای باستانی است که متاسفانه ناصر پورپیرار فقط از روی اندیشه ها و برداشت های خود بهره برداری کرده و این کلمه را بارمعنایی دیگری داده است. اگر کتاب« گات های زرتشت» را مطالعه کنید، متوجه می شوید که کلمات مزدا، اهورا، مزدااهورا و اهورامزدا در این بخش وجود دارند و گات ها از کهن ترین اسناد مکتوب آریایی است که همزمان با وداهای هند بوده است، ما کلمه اهورا را در زبان سانسکریت به صورت«اسوره» مشاهده می کنیم، لذا ادعای مولف دوازده قرن سکوت درست نبوده و باید خط بطلان قرمز بر روی همه این گفته ها کشید.مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور درارتباط با ادعای پورپیرارمبنی بر این که هخامنشیان دست نشانده قوم یهود هستند، گفت: یهودیان خود به صراحت معترفند که توسط کوروش آزاد شده اند و خرد انسانی اقتضا نمی کند که ناجی دست نشانده نجات یافته باشد، در لوحه ای هم که از بابل به دست آمده، حتی از خدایانی که بابلی ها به زور از شهرهای مختلف گرفته اند، نام برده شده و صراحتا دستور داده شده است تا این ها را به شهرهای خود بازگردانند. وی افزود: این امر در مورد اقوام یهود هم صادق است، چون کوروش از هزینه ایران، معابد آنها را بازسازی کرده است. پس چگونه امکان دارد که هخامنشیان تحت نفوذ یهودیان بوده باشند. دکتر فریدون جنیدی در ادامه گفتگو با خبرنگار هنری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) پیرامون مطلبی عنوان شده در 12 قرن سکوت مبنی بر عدم ارتباط نقوش آتشدان های سکه ها با دین ساسانی و تبلیغ این دین با زور سرنیزه یادآور شد: دین زرتشت هیچ گاه با زور تبلیغ نشده و ازمرزهای ایران فراتر نرفته است. چون اگر قرار بود هخامنشیان و ساسانیان دین خود را به زور عرضه کنند، با توجه به قدرت سیاسی و نظامی خود، قادر بودند به راحتی دیگران را به پذیرش دین زرتشت وادار کنند. در صورتی که این امر هیچ گاه جامه عمل به خود نپوشیده است. وی افزود: در گات ها بندی وجود دارد که می گوید:« من اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک را می ستایم و می ستایم. دین بهی مزدیسنا را که به دور افکننده سلاح بوده و مخالف جنگ و خونریزی و پیوند دهنده جهانیان است». لذا این دین با توجه به این آموزه های مذهبی، نمی تواند با اسلحه و تازیانه گسترش یابد. از طرف دیگر در زمان ساسانیان 54 کلیسای اسقف نشین در ایران وجود داشتند که اگر قرار بود ساسانیان با آنان مبارزه کنند، اصلا از مسیحیان نشانی باقی نمی ماند. پس این امر نشان می دهد در شهرهای ایران آزادی و تبلیغ دین وجود داشته و داوری ناصر پورپیرار در این زمینه کاملا بدون دلیل و بی اعتبار است.مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور درارتباط با ادعاهای مولف 12 قرن سکوت، مبنی بر جعلی بودن کتیبه های آریارمنه و آرشام خاطر نشان کرد: این امر ادعایی است که فقط از سوی پورپیرار مطرح شده و ایشان باید دلایل و مدارک خود را ارئه کنند. چون در شرایطی که تمامی باستان شناسان و مورخان جهانی این مدارک را مستند می دانند، وی باید مشخص کند که آیا بعد از 2500 سال، جعلی بودن این کتیبه ها به وی الهام شده و یا ایشان مدارک دیگری در اختیار دارند. وی همچنین در خصوص سرزمین پارسه گفت: سرزمین فارس در منابع یونان، ایتالیا و حتی مدارک موجود غربی به این نام شناخته و جهان متمدن باستان از آن به عنوان پارس نام برده اند. پس چطور می توان مدعی بود که ما هیچ مدرکی نداریم، افزون بر این در کتیبه های آشوری برای نخستین بار از حکومت«پارسواش» در آذربایجان خبر داده شده است، در حالی که ناصر پورپیرار این مدارک را نادیده گرفته و علیه این مدارک سخن گفته است. مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور پیرامون مطرح ساختن«آشوربانی پال» به عنوان یک چهره فرهنگی از سوی مولف 12 قرن سکوت تصریح کرد: کتیبه های آشوری خود به صراحت از جنایات و فجایع خود داد سخن داده اند و این امر را به صورت مکتوب و مصور از خود به یادگار گذاشته اند و حتی تصویری درکتیبه های آشوری وجود دارد که تخریب معبد موساسیر ایران را نشان داده است. این امر نشان میدهد پورپیرار هیچ کتابی راجع به تمدن آشور و اورارتو مطالعه نکرده و قضاوت او سطحی و بی پایه است. دکتر جنیدی در ارتباط با بی اعتبار دانستن اسناد هخامنشی در کتاب 12 قرن سکوت گفت: چه کسی این اسناد را بی اعتبار تشخیص داده است؟ وقتی دانشمندان بزرگ جهان با امکانات علمی و تجهیزات پیشرفته خود صحت این مدارک را تایید می کنند، چطور پورپیرار مدعی بی اعتبار بودن آنها شده است؟ چگونه است که وی باستان شناسان جهان را لغو کرده و نسبت هایی را به آنها رواداشته، ولی در برخی منابع کتاب خود از دست آوردهای علم باستان شناسی بهره جسته و مستندسازی کرده است؟ وی افزود: این کتاب نه بر اساس مدارک علمی، بلکه برای ایجاد هیاهو نوشته شده و مولف آن صلاحیت این کار را ندارد و باید از ایشان پرسید شما که تمام مدارک و گفته های دانشمندان و زبان شناسان را رد می کنید دارای چه مدرک دانشگاهی هستید، در کجا تدریس کرده اید و مبنای گفته های شما کدام ماخذ است؟ مدیر بنیاد پژوهشی نیشابورهمچنین پیرامون غیربومی دانستن سلسله های تاریخی در«12 قرن سکوت» تصریح کرد: این سخن پر از تشویش و هیاهو است.چون نام ایران در کتیبه های داریوش قابل مشاهده است و در شاهنامه فردوسی نیز این سلسله ها ایرانی شمرده شده اند. وی افزود: سنگ نبشته های آشوری نیز پارسواش ها را ایرانی دانسته و ساسانیان نیز همه جا خود را ایرانی معرفی کرده اند. لذا در طول تاریخ هیچ مدرکی مبنی بر ایرانی نبودن سلسله های تاریخی جز گفته های ناصر پورپیرار وجود ندارد.

دکتر فریدون جنیدی در پایان خاطر نشان کرد: این کتاب برای ایجاد هیاهو نوشته شده و به طور حتم در عرصه پژوهش های بین المللی و علمی جایی ندارد، چون فرهنگ و تمدن ایران موضوعی  جهانی است و چاپ کتبی همچون 12 قرن سکوت، نمی تواند این حقیقت درخشان را کتمان کند.

میدان دادن به نویسنده کتاب 12 قرن سکوت کار درستی نیست و در واقع بزرگ کردن او است. دکتر غلامرضا وطن دوست، استاد بخش تاریخ دانشگاه شیراز با بیان این مطلب به خبرنگار ایسنا گفت: توجه داشته باشیم، وقتی ترک ها و عرب ها کتاب را ترجمه، چاپ و روی آن تبلیغ وسیع کرده اند و بوش ما را محور شرارت می خواند و بعضی ها ما را زیر سوال می برند و تروریست می خوانند، وزارت خارجه باید نگران این قضیه باشد، واقعا وزارت خارجه چه می کند؟ وی از این وزارتخانه خواست که با همکاری وزارت ارشاد و در یک اقدام هماهنگ از چند استادی که در این زمینه تخصص دارند، پاسخ علمی و مستند بدهند، چرا که اگر بد دفاع شود، ضررش بیشتر است. وی ناصرپورپیرار را فردی ماجراجو دانست و گفت: اصلا نمی توان نام وی را مورخ گذاشت. دکتر وطن دوست تاکید کرد: پاسخ به کتاب مذکور صرفا به دلیل تبعات خطرناکی که در خارج دارد، ضرورت دارد، وگرنه کل کتاب غلط و بی پایه و بی اساس است و مانور دادن بر روی آن بزرگ کردن نویسنده آن است.

مولف کتاب اسناد سازمان سیا در پایان ضمن انتقاد از صدا و سیما گفت: چرا تلویزیون این همه کتاب خوب و علمی را که چاپ می شود نقد نمی کند. اما به چنین فردی میدان می دهد تا ساعت ها بحث و گفتگو کند.

تخریب هر مسئله ای، بدون هیچ گونه سند و استناد، کار آسانی است و هر آدم بی سوادی هم می تواند مدعی این حرف ها باشد. دکتر سلیم، نویسنده و استاد سابق دانشگاه در گفتگو با خبرنگار هنری ایسنا با اعلام خبر فوق افزود: نسبت دادن حکومت هخامنشیان به قوم یهود و نسبت دادن اتهامات ناروا به کوروش، به هیچ وجه با مستندات تاریخی و باستان شناسی تعامل ندارد و از دیدگاه من، نباید چندان به این نوشته ها اهمیتی داد. چون ادعاهای مولف 12 قرن سکوت، چنان بی پایه و بی سند است که هیچ یک از اساتید تاریخ و باستان شناسی، حتی حاضر به تکذیب آن نشدند. وی ادامه داد: کتیبه بیستون برخلاف ادعای ناصر پورپیرار، مبنی بر بی اعتبار بودن، کاملا مستند است و در تورات نیز از کوروش به عنوان آزادی بخش قوم یهود یاد شده است. من نمی دانم چگونه قومی که توسط اقوام پارس نجات یافته است، حکومت دست نشانده ای همچون هخامنشی را بر سر کار آورده است. البته در این نکته که همه اقوام و حکومت های گذشته دارای پادشاهانی خودکامه بوده اند شکی نیست. ولی در این نکته هم که حکومت هخامنشیان تا حدی نیز به فکر مردم بوده اند، شکی نیست. وی افزود: پیدایش حکومت های جمهوری بعد از انقلاب کبیر فرانسه بوده و به غیر از آتن که یک دوره دارای نوعی حکومت جمهوری(آریستوکراسی) بوده، بقیه جوامع دارای رژیم سلطنتی بوده اند، پس تمام تاریخ را رد کردن آن هم بدون دلیل، هنر چندانی نمی خواهد و مولف 12 قرن سکوت حتی چند دلیل قانع کننده که طبقه عادی نیزآن را بپذیرند نیاورده است. در این زمینه، عرب ها مثلی دارند که می گویند، مخالفت کن تا شناخته شوی( خالف تعرف) و پورپیرار نیز چون راه دیگری برای مطرح شدن نداشته، طریق مخالفت را برای شناخته شدن انتخاب کرده است. دکتر سلیم با بیان این مطلب که به هیچ وجه ادعای مولف 12 قرن سکوت را مبنی بر این که هخامنشیان برگ تازه ای از قوم یهودهستند، را قبول ندارد گفت: وقتی داریوش در کتیبه بیستون از اهورامزدا به عنوان خدای بزرگ ایرانیان نام می برد، و قبل از او نیز کوروش با فتح بابل یهودیان دربند را آزاد کرده است، پس چگونه ممکن است هخامنشیان دست نشانده یهود باشند، این که دلیل بر یهودی بودن هخامنشیان نمی شود، بلکه به آزادمردی و آزادمنشی کوروش باز می گردد که علاقه داشت همه در آزادی نسبی زندگی کنند. وی افزود: هیچ یک از پادشاهان هخامنشی، نامی از حضرت موسی(ع) نبرده اند، ولی نام اهورامزدا در کتیبه های آنها به چشم خورد، هر چند که هخانشیان زرتشتی دقیقی هم نبوده اند، چون هنوز مشخص نیست که زرتشت در چه زمانی ظهور کرده است. چون مدارک ظهور زرتشت از 7 هزار سال تا 650 قبل از میلاد در نوسان می باشد. البته تواریخ قابل اتکا به سال 650 قبل از میلاد باز می گردد. برخی ها نیز اعتقاد دارند زرتشت پیامبر نیست، بلکه یک مصلح اجتماعی است، اما به هر حال نمی توان پذیرفت که هخامنشیان یهودی بوده اند. وی ادامه داد: هدف های کتاب 12 قرن سکوت آن قدر سخیف است که ازهمکاران ما کسی حاضر نشد در مقابل آن چیزی بنویسد. چون بسیاری مورخان خارجی و داخلی با استناد به مدارک و داده های تاریخی و باستان شناسی، وجود این سلسله ها را به اثبات رسانده اند، به گونه ای که «کامرون» حدود 60 سال پیش، بسیاری از کتیبه های دوره هخامنشی را با خود به امریکا برد و بیش از دو هزار کتیبه را ترجمه کرده مطالعات و بررسی های انجام شده بر روی این کتیبه ها نشان داد که در ایران، بردگی به شکل رایج باستان وجود نداشته و کارگران نیز دستمزد می گرفته اند. وی افزود: حکومت ایران هرچند دیکتاتوری بوده، ولی هیچ وقت در ارتباط با یهودیان نبوده است، بنابراین وجود قبور برخی از پیامبران بنی اسرائیل نیز، نمی تواند دلیلی بر یهودی بودن اقوام پارس، تلقی شود. من در کتاب«تاریخ تحولات جامعه ایران» توضیح داده ام که وجه تسمیه نام هایی مثل مسجد سلیمان، مادر سلیمان و... جهت تقدیس بناها و جلوگیری از تخریب آنها بوده است. این استاد سابق دانشگاه در ارتباط با ادعای ناصرپورپیرار مبنی برعدم وجود شهر پارسه تصریح کرد: پارس ها، پارت ها و مادها سه قوم بزرگی بودند که از حدود 700 قبل از میلاد در سه نقطه مختلف جغرافیایی ایران زندگی کردند و بعدها نیز به حکومت دست یافتند. البته برخی  محققین نیز اعتقاد دارند، موطن اصلی آریایی ها ایران بوده و این مورخان مهاجرت آریایی ها را از جنوب روسیه رد کرده اند. آنها این گونه استنادمی کنند که ایران امروز، سرزمین اصلی آریایی ها می باشد، ولی در گذشته وسعت آن بیشتر بوده است. وی همچنین رد اسناد هخامنشی توسط مولف 12 قرن سکوت را فاقد اعتبار علمی و باستان شناسی دانست و خاطر نشان کرد: علاوه بر اندیشمندان و تاریخ دانان غربی، محققان داخلی نیز همچون عباس اقبال، عبدالحسین زرین کوب، دکتر مقدم و... بر اصالت تاریخ هخامنشی و نژاد آریایی تاکید دارند.هرچند که خود ما نیز چندان به مکتوبات هرودوت توجهی نداریم، ولی باید توجه داشت قبل از هرودوت، مورخینی همچون هکاته، کتزیاس وغیره وجود دارند که تاریخ هخامنشیان و سرگذشت کوروش را تحریر کرده اند. پس اگر پورپیرار مدعی است که ما مدرک معتبر در مورد هخامنشیان نداریم، بهتر است آثار این مورخان را مطالعه کند. دکتر غلامرضا سلیم در ادامه پیرامون مطلبی از 12 قرن سکوت که نسب نامه داریوش را در کتیبه بیستون بی اعتبار دانسته، یادآور شد: نسب کوروش با شش پشت به هخامنش می رسد. کتیبه بیستون یک سند محکم و قابل اتکا است. و پورپیرار هم که این نسب نامه را بی اعتبار دانسته، باید مستندات و مدارک خود را ارائه کند.

وی افزود: 12 قرن سکوت مدعی است که سلسله های تاریخی غیر ایرانی و یهودی بوده اند، در حالی که دلایل فراوانی بر رد این نظریه وجود دارد و از دیدگاه من، وی را با توجه به سوابق خاصی که دارد تشویق به نگارش این کتاب کرده اند تا از آن بهره برداری سیاسی کنند، چرا که مطالب و تاریخ دوره هخامنشی، کاملا مستند و غیرقابل انکار است.

دکتر غلامرضا سلیم، در پایان با تاکید بر این نکته که بر خلاف ادعای ناصر پورپیرار مبنی بر پایان رشد ملی در دوره های تاریخی، با تاکید بر این که هخانشیان حیات مردمی را تقویت کرده اند، تصریح کرد:هخامنشیان با سیستم اداره ایالات خویش، درس بزرگی به ملت های بزرگ دنیا داده اند که برخی از آنها، هنوز مورد توجه و پیروی علمای بزرگ سیاسی جهان بوده و هست.چون آنها در بین ملت ها، نوعی آزادی نسبی پدید آورده و کنفدراسیونی را مبنی برحکومت مرکزی به وجود آورده اند که این امر مورد توجه کشورهای بزرگ دنیا همچون آمریکا، هند و چین هم هست.

ناصر پورپیرار در کتابی به نام «از زبان داریوش» که نویسنده آن پروفسور«هایده ماری کخ» بوده و من آن را ترجمه کرده ام، مقدمه ای نوشت و در آن کوروش و داریوش را تایید کرده و آنها را مایه شناسایی فرهنگ ایران در جهان معرفی کرده است. دکتر پرویز رجبی، ایران شناس، نویسنده و استاد سابق دانشگاه که با خبرنگار هنری ایسنا سخن می گفت با اعلام خبر فوق افزود: تالیف 12 قرن سکوت با توجه به نوشته های قبلی پورپیرار، نشان می دهد که وی انسان مغرضی بوده و من نمی دانم در زندگی او چه اتفاقی افتاده که او به تمام آگاهی هایی که از ایران باستان داشته پشت پا زده است.

وی ادامه داد: آن چه راجع به دوران ایران باستان و سلسله های تاریخی ایران در این کتاب تحریر شده، به لحاظ عاطفی، ملی و میهنی قابل دفاع نیست و مشخص است که نویسنده آن سعی داشته، نه با اسناد علمی، بلکه با بهانه های معلق در هوا و پوچ کتاب خود را تحریر کند، هر چند که خود پورپیرار بهتر به این نکته واقف است که بیشتر دانسته های ما درباره ایران باستان، حاصل تحقیقات مستشرقین و اندیشمندان غربی است و من به عنوان ایران شناس معترف هستم که محققان ایرانی در این مورد فعالیت های چشمگیری نداشته اند. این ایران شناس افزود: چطور مولف 12 قرن سکوت پژوهش های اندیشمندان غربی را رد می کند، ولی نوشته های خود را بر اساس تحقیقات آنها مستندسازی می کند. او هر جا سخنی را که مطابق میل خود می باشد، نقل کرده و هرجا که نکته ای باب میل او نبوده، بدون این که پس و پیش نقل قول را به اطلاع مخاطب برساند، آن را رد کرده است. با این حساب، خوانندگان غیر متخصص، نقل قولی را مطالعه می کنند که معلوم نیست بر مبنای چه مبتدایی آغاز شده است. چون پورپیرار از هر صفحه، یک پارگراف برداشته و با استناد به آن، خواسته های خود را رد یا تایید کرده است.

دکتر رجبی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که دلایل علمی ادعای دست نشانده بودن هخامنشیان توسط قوم یهود چیست، گفت: حدود 1300 سال قبل از این که قوم یهود بر سر زبان ها بیافتد، ما از هخامنشیان خبر داریم که البته این اطلاعات تنها بر اساس نوشته های هرودوت نیست، بلکه بر اساس کتیبه ها و دست آوردهای باستان شناختی است. وی افزود: اگر این مطلب را هم قبول نکنیم، بایستی اذعان کرد، درنوشته های شاهنشاهان آشور از 1500 قبل از میلاد درباره هخامنشیان اطلاعات و مستنداتی وجود دارد، پس چطور قوم یهود سرگردان و آواره آن زمان که هنوز قدرتی نداشته اند، در شرق ایران موفق به تاسیس سلسله هخامنشیان شده اند. این نویسنده درارتباط با ادعای ناصر پورپیرار مبنی بر این که مورخان مدرکی ندارند تا جواب گفته های من را بدهند، تصریح کرد: او راست می گوید جواب آدم بی اطلاع را دادن مشکل است. وی ادامه داد: پورپیرار نوشته ای به اسم« سرزمین شهیر بازار» دارد که در آن ایران باستان را به عرش اعلی رسانده است. من در باطن پورپیرار را به خاطر خدمات به دنیای نشر می ستایم، ولی ایرانیانی که امروزه از دست وی خشمگین هستند باید بدانند که او خدمت فرهنگی زیادی در عرصه نشر کتب تاریخ انجام داده و حتما زخمی دارد که من نمی دانم چیست. دکتر پرویز رجبی در پایان پیرامون تاثیرات چاپ این کتاب در برهه حاضر گفت: انتشار 12 قرن سکوت، تاثیر مثبت و منفی را با خود به همراه دارد، مثبت از آن جهت که کارشناسان و محققان امروزه شروع به بحث در این زمینه نموده اند و منفی از آن جهت که تمام حرف ها و ادعاهای این کتاب بی پایه، ناروا و بدون سند است.

 

ارسال شده در دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۳۲ توسط ننا

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : دوست
دوشنبه، ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۴۱
 
اینکه آقای پورپیرار توده ای بودن، یا روزی از داریوش و ... تعریف میکردن، یا جاهایی تناقضاتی در بیان داشتن، یا ... همه بهونه س؛ اکثر نظرات ایشون درسته و حتی آدم متعصب هم میفهمه که درسته (گرچه قبول نمیکنه).
آقای پورپیرار به ما اندیشیدن واگرا رو یاد داد تا هر چیزی رو چشم بسته قبول نکنیم و نوار سخنان دیگران نباشیم.
اینکه بخش زیادی از مردم ایران از نسل عشایر قشقایی، شاهسون، بختیاری، کلهر، افشار و ... ان به خوبی مشخص میکنه که ما مردم جدید این سرزمینیم.

 
نویسنده : لینکلن
یكشنبه، ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۵۴
 
اول با سلام خدمت استاد پورپیرار عزیز.دوم با سلام به انسان های از خود راضی . شما خجالت نمی کشید با این همه مدرک باز هم جرأت صحبت کردن دارید .شما به جای این عقده ورزی ، سری به قرآن بزنید ، میفهمید که چقدر نمی فهمید ، قابل توجه اون کسانی که دم از دین و اعتقاد میزنند ، رجوع کنید به سوره شعرا ، سه آیه آخر . شما اگر میتوانید ایرادی به مستند های استاد بگیرید . شما بجای جوک گفتن ، سند و مدرکی بیاورید که خلاف اسناد استاد باشد . استاد گرامی ممنون که باعث شدی چشم ما به این مسایل روز باز شود . بگذارید استاد آنها به جوک گفتن ادامه دهند.

 
نویسنده : محمد
سه شنبه، ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۳ ساعت ۰۵:۵۲
 
با سلام خدمت شما
انسان هاي نادان ومتعصب چشم دیدن حقایق را ندارند ودر ترس وجودشان فریاد میزنند به نظر بنده تاریخ ایرانیان با توجه به اسناد ومدارک ارائه شده توسط آقای پورپیرار تاریخی جعلی وتحمیل شده بر ما ایرانی ها میباشد وکسانی میتوانند این واقعیت را قبول کنند که تعصبات را کنار بگذارند وفقط وفقط گوش دهند خوب توجه کنند شاید چراغ روشنی برای آنها روشن شود الله متعال در مورد چنین انسانهایی میفرمایند (الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18) سوره زمر ) کسانی که به سخنان گوش فرا میدهند واز بهترین آنها تبعیت میکنند آنها کسانی هستند که الله هدایتشان میکند ما.. که فیلم ها را مشاهده کردیم از استاد تشکر میکنیم

 
نویسنده : علیرضا اکبری
جمعه، ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۸
 
فقط یک موضوع مشخص وجود دارد و شکی در آن نیست

استاد ناصرپورپیرار کاری را شروع کرده که در اینده بسیار سرو صدا خواهد کرد
مخصوصا با بیداری بیشتر مردم و به قول خودش :
باید منتظر یاشیم تا اذهان متعصب مردم توان تحمل حقایق مخالف تعصباتشون رو داشته باشن.


امیدوارم روز به روز پر انرژی تر ادامه دهید چرا که مردم ما در حال بیدار شدن هستن

 
نویسنده : رحیمی
شنبه، ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۸
 
حتحتی با بررسی تاریخ 100 ساله ایران مشخص می شود که این سرزمین تازه شروع به جمعیت گرایی کرده و مردمش حتی از نظر رفتار، اخلاق، صحبت و ... آموزش های اولیه را می بینه. مردمی که تاریخ 2500 ساله دارند باید خیلی وقتها پیش این مراحل را می گذراندند.این تاریخ دانان فکر می کنند مثلا 600 هزار نفر در دوران صفویه در اصفهان یا قبلش در تبریز کجا زندگی می کردند؟ چقدر مساحت در زمین لازم بود تا این همه جمعیت با تکنولوژی آن زمان در آن محدوده تاریخی که بیان کردند ساکن بشوند؟ ساختمانهای ده یا بیست طبقه که نبوده اون زمان! معلومه که همه اساتید تاریخ! در دانشگاهها که این همه کتاب تألیف کردند بر هیچ پایه ای استوار نیست. من نقدشون را خوندم هیچ چیزی جدیدی که بشه قبول کرد ندارند. فقط بلدند حرفهای پوچ بزنند.

 
نویسنده : عاصم
پنجشنبه، ۰۱ خرداد ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۲
 
به نظرم اقای ناصر ادم راست گوی هستند وشما ادم نژاد پرست و قوم گرای هستید تاریخ روی سنگها نوشته شده وایشان تاریخ را از سنگ نوشته ها نوشته نه از روی کتاب شماها

 
نویسنده : مهدی
جمعه، ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۲
 
سلام

تعجب من از آن است که چنین اساتید معظمی در باب تاریخ این سرزمین داریم اما هنوز هیچ جواب قابل توجهی در باب مدخلهای آقای پورپیرار نمی بینیم .

گاهی نوشته های آقای پورپیرار را یاوه و فاقد ارزش علمی و بی نیاز از پاسخ می خوانند و گاهی از جوابهای مستند و متقن در آینده نزدیکی خبر میدهند که نمیدانم چرا هر روز دورتر میشود!

گاهی به خطاهای بسیار جزیی در اشارات یا ارجاعات ( که ذاتا غیر قابل اجتناب است ) با شدت و حدت و در حجم انبوه می پردازند و گاهی بی توجه به متن و " آنچه میگوید " از شخص و " آنکه میگوید" داد سخن سر میدهند .

دستشان خالیست آقای عزیز وگرنه با این همه ابزارهای رسمی و غیر رسمی از نوع دولتی و دانشگاهی و خارجی و سمعی و بصری و....... اگر حرف قابل ارایه ای داشتند نه تنها خود را به نشنیدن و بی خبری نمیزدند که گوش فلک را کر کرده بودند.

موفق باشید.

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان