گزارش سخنرانی پورپیرار در دانشگاه زنجان(فاجعه پوریم بزرگ ترین واقعه تمدن سوز)

موج بیداری - دی 1384 - شماره 48

فاجعه پوریم به عنوان بزرگ ترین واقعه تمدن سوز تاریخ بشر،به دستور داریوش هخامنشی به وقوع پیوسته است!
مخالفین : تورات جعلی است و پورپیرار مامور سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل جهت انهدام هویت پارسی در ایران است!
موافقین: اگر حق گو نیستید لااقل جرات شنیدن حقیقت را داشته باشید. ناصر پورپیرار به عنوان یکی از فارس زبانان و مورخین دگراندیش تاریخ باستان ایران چهره ای شناخته شده است. سلسله کتاب های او تحت عنوان کلی «تاملی بر بنیان تاریخ ایران؛ دوازده قرن سکوت» موجب بروز مباحثات و مناقشات شدیدی درمیان مورخین موافق و مخالف وی شده است. موافقین اومعتقدند که به دلیل این قبیل روشنگری ها، پورپیرار دچار انواعی از حملات رسمی و غیر رسمی شده است. دو جلد از کتاب های اخیر وی از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع النشر شده و خود او نیز جهت پاسخ گویی به تحقیقات منتشر شده تاریخی اش راهی بازداشتگاه گردیده است. روز سه شنبه 84/9/29 ، ناصر پورپیراربه دعوت جمعیت اسلامی دانشجویان ترک دانشگاه زنجان در ساعت 17جهت سخنرانی در سمیناری با عنوان «تاملی بر تاریخ نگاری ایران»، وارد آمفی تئاتر مملو از جمعیت تالار«سهروردی» دانشگاه زنجان شد.نخست یکی از دانشجویان رشته تاریخ به معرفی آثار و نظرات پورپیرار پرداخت و او را فردی دانست که به رغم مخالفت های شدید، با شجاعتی که واجد پشتوانه های قوی علمی است از اندیشه و تحقیقات نوین خود در خصوص تاریخ باستان ایران دفاع می کند. سپس ناصرپورپیرار در میان تشویق های وسیع حضاردر پشت تریبون قرار گرفت. پورپیرار اظهار داشت: « امشب سینمایی از بخش تاریخ شرق میانه و کهن را از طریق کمک گرفتن از تصاویر بیان خواهم کرد و بخش پنهان مانده تاریخ این منطقه وسیع و تمدن ساز را با زدودن غبارهای 2500 ساله آن شرح خواهم داد. اساسا تاریخ امروز ایران روایت ایرانیان نیست. بلکه این تاریخ عبارت است ازمجموعه ای از تالیفات وحکایات مورخین روس، آلمانی، انگلیسی وایتالیایی. اگر هم مورخین ایرانی در این خصوص مطالبی نوشته اند در کل جز تبعیت، تدوین، بیان و انعکاس مطالب مورخان خارجی کار دیگری نکرده اند. به این ترتیب تاریخی که به دست بیگانگان نوشته شده برای شاگردان ایرانی آن ها مورد پذیرش قرار گرفته و وارد کتب درسی و مراسم ملی ما شده است.»
پورپیرار با اشاره به این که اکثریت مطلق این تاریخ نویسان یهودی بوده اند و همه آنها بدون تفاوت خاصی مطالب همدیگر را مورد تایید قرار داده اند، می پرسد: « از چه روی تاریخ ایران برای این مورخان تا این حد جذاب بوده و به چه دلیل در خصوص تاریخ 2500 سال قبل این فلات، چنین اتفاق نظری وجود دارد. در حالی که حتی در خصوص حوادث جنگ جهانی دوم که در همین 70 سال گذشته به وقوع پیوسته هرگز نمی توانیم شاهد چنین اجماع نظری باشیم؟!»
با درخواست پورپیرار مجموعه بسیار نفیس ومنحصر به فردی از آثار سفالی، سنگی و فلزی مکشوفه در فلات ایران به نمایش گذاشته شد که قدمت آنها به چند هزار سال قبل از حضور هخامنشیان در ایران می رسید و نشانگر حیات و بالندگی تمدن های عموما ناشناخته ای در چهار گوشه فلات ایران بود. او اظهار داشت :« شرق میانه کهن، مادر تمدن بشری است و مهد تمدن هایی است که سراغ آنها را می توان از هفت هزار سال پیش در گستره وسیعی از مصر تا شرق فلات ایران گرفت.»
پورپیرار معتقد است: « شرق میانه کهن کلید تمدن امروز بشری است. چرا که تمدن های دیرین این سرزمین شامل تجمعات پیشرفته، سیستم های مترقی آبیاری، خدایان متعدد و افسانه های جذاب، معابد زیبا، سفال های هنرمندانه، صنعت ریخته گری و همچنین تقنین نخستین قوانین بشری بوده است. حتی انسان بابلی جهت رصد آسمان اقدام به ساختن برج عظیم بابل می کند که خود مقدمه ای برای پیشرفت های فضایی امروز است. اما به رغم وجود این همه عظمت و شکوه در تاریخ هفت هزار ساله اقوام ایران، کمتر سازمان و موسسه دولتی ای مایل است تا اقدام به تحقیق و تفحص در این وسعت کهن و پنهان کند. در مقابل همین نهادها با برق انداختن سنگ های تخت جمشید فقط می کوشند تا تاریخ این مملکت کهن را به کوروش و داریوش برگردانند.»
پورپیرار اظهار داشت: « مثلا در مورد تمدنی که از جیرفت سربرآورده است تا دو سال تمام، دست سارقان ویاغیان درسرقت ویغمای آثار نفیس این منطقه بازگذاشته شده بود و سازمان میراث فرهنگی کوچک ترین توجهی به گزارش های مسئولین دلسوز نمی کرد!»
او افزود: « برای من ثابت شده است که این سازمان عریض و طویل هیچ علاقه ای به تاریخ و فرهنگ قبل هخامنشی ندارد. این ها فقط خود را خدمت گذار تاریخ هخامنشی می دانند!»
پس از نمایش اشکال و تصاویر آثار تاریخی، پورپیرار اظهار داشت: « همه این قبیل آثار نفیس تمدنی بشر شرق میانه، کوتاه زمانی پس از به قدرت رسیدن هخامنشیان از صفحه تاریخ گم می شود. به نوعی که پس از 1200 سال آثار تمدنی مکشوفه درهمین منطقه بسیار ابتدایی است و نشان دهنده ضعف شدید علمی، هنری و مدنی اقوام سازنده آن می باشد»
او می پرسد چه شده است که  ناگهان پس از گذشت 1200 سال  از حکومت هخامنشیان اقوام فلات ایران به رغم سیر محتوم تکاملی دچار چنین نزول دهشتناکی شده اند؟!
پورپیرار با تکیه بر همین نکته اعلام داشت که وقوع یک حادثه عظیم و بسیار مهلک سبب هلاک و قهقرای تمدنی در فلات این سرزمین شده است. او با بازخوانی آیات معینی از کتاب مقدس تورات، به حادثه ای تحت عنوان «پوریم» اشاره می کند و از قول قوم یهود می گوید: مطلع شدیم که مردم منطقه شرق میانه تصمیم به نابودی یهودیان گرفته اند. پس ما پیش دستی کردیم و با کمک هخامنشیان دشمنان خود را در سیزدهم ماه آدار از بین بردیم و 77 هزار تن از آنها را هلاک کردیم! پورپیرار با این پرسش بحث خود را آغاز می کند که چرا وقتی مورخان غربی از طوفان نوح و ساختن کشتی نوح به تفصیل سخن می گویند در قبال حادثه پوریم سکوت اختیار کرده اند و حتی در دائره المعارف ها نیز در مورد این ماده سخنی به میان نیامده است؟! او افزود: «سندی از دوران هخامنشیان تحت عنوان کتیبه بیستون دردست است که در آن سنگ نوشته شرح مقاومت های ملل تحت ستم هخامنشیان علیه داریوش ثبت شده است. دراین کتیبه از قیام های سراسری و مستمری سخن گفته می شود که همزمان با آمدن داریوش درسراسر قلمروی هخامنشیان به وقوع پیوسته وهخامنشیان نیز جهت خاموشی شورش ها به شدیدترین سرکوب ها و قتل عام ها متوسل شده اند. پورپیرار معتقد است این نبرد جمعی علیه داریوش خودجوش نیست وبه نوعی تحت کنترل یک سازمان مرکزی ضد هخامنشی قرار دارد و این سازمان به دلیل هم پیمانی یهودیان با جلادان هخامنشی خواهان نابودی دشمنان خویش می باشد. پورپیرار معتقد است: « بعد از فاجعه پوریم منطقه به قدری خالی از سکنه شده که بشر برای 1200 سال در شرق میانه قادر به تولید یک سنجاق سرنیز نشده است. اما به رغم این مسائل برخی از مورخان از یافته شدن آثار ساسانی خبر می دهند. مطابق ادعای این مورخان، بشقاب ها و کوزه های یافته شده مربوط به مناطق اورال، ایتالیا و بلغارستان است. توجه کنید که همه این آثار در خارج از فلات ایران امروز یافته شده است. می پرسیم این آثار چگونه خود را به آن نواحی دوردست رسانده اند؟! در مورد منطقه اورال می گویند که ایرانی ها در دوران ساسانی به پوست خرس علاقه داشتند. لذا در مبادلات پایاپای، بشقاب ساسانی می دادند و پوست خرس اورالی می گرفتند!» پورپیرار می پرسد: «پس از چه روی تاکنون در درون فلات ایران، به عنوان مرکز اصلی این تولیدات فرضی، هیچ اثری یافت نشده است؟» او همچنین می گوید: «توجه داشته باشید که برخی از آثار مکشوفه منسوب به دوران ساسانی به حدی تازه و صیقلی است که مورخ درنگاه اول به جعلی بودن آنها پی می برد»
پورپیرار از بشقابی سخن می گوید که منسوب به یزدگرد سوم ساسانی است. او می گوید: « به دلیل تشابه تاج نقش اسب سوار موجود دراین بشقاب با نقوش سکه های ادعایی دوران یزدگرد، آن را ساسانی و مربوط به یزدگرد سوم می دانند.» او می پرسد: «اما چرا آن سکه ها ساسانی دانسته شده اند؟ در جواب می گوید: «همین مورخان به دلیل تشابه نقوش این سکه ها به آن بشقاب آن را ساسانی می دانند!» . وی با به سخره گرفتن وجود چنین تسلسل باطلی در استدلالات تاریخی این توجیحات را تلاشی برای تاریخ سازی جهت ملل و اقوام ایران می داند. او بار دیگر به کتیبه بیستون اشاره می کند و نام برخی از اقوام مندرج در آن کتیبه را می خواند. اقوامی همچون اووجه، مودرای، سه ته گوشه، رخج... که در حال حاضر تنها و تنها یک نام از آنها بر روی سنگ نوشته مذکور باقی مانده است و دیگر هیچ! او می گوید: «همه این اقوام در فاجعه پوریم به دست هخامنشیان و یاوران آنها کشته شده اند. به همین دلیل است که در ایران امروز هرجا کاویده می شود تمدن نابود شده ای از دل خاک سربر می آورد. تمدنی که ثروت های آن رهاشده است!». او مجددا می پرسد:« اگر سبب این اتفاقات مهلک یک حادثه طبیعی است چرا بازماندگان برای بازیافت این ثروت ها همچون همیشه بازنگشته اند؟!». او به اکتشافات آقای نگهبان درحوزه تمدن مارلیک اشاره می کند و از اشیای بسیار نفیس و رهاشده ای در عمق نیم متری زمین خبر می دهد که تنها به دلیل گذر زمان با خاک و شن پوشیده شده است. چرا هیچ کس به رغم این که این اشیای بسیار بسیار نفیس سال های سال بر روی زمین قابل مشاهده بوده اند جهت تصاحب آنها اقدام نکرده است؟! پورپیرار می گوید:« جواب این سوال مرگ همه انسان ها و اقوام آن روز ایران است. پس مورخان جهت پر کردن این شکاف عظیم تمدنی اقدام به جعل اوستا و مانی و مزدک کرده اند. من معتقدم همه کتیبه های واقع در جنوب ایران جعلی است و از صدسال پیش توسط برخی از مراکزغربی و از جمله دانشگاه شیکاگو در نقش رجب و نقش رستم کنده شده اند.» او معتقد است که پس از فاجعه هستی سوز پوریم تا طلوع اسلام بخش بزرگی از فلات ایران فاقد شواهد تمدنی است. پورپیرار مدعی است: «حتی با طلوع اسلام اسامی اشخاص و اماکن مجدد وضع می شوند.» او می گوید هر اسمی در هر زبانی معنایی دارد. مثلا بویوک درترکی، احمد در عربی و... اما چرا درشاهنامه به هنگام اشاره به اسامی ایران باستان کلماتی مطرح می شود که فاقد هر گونه معنا هستند؟ او از سیصد اسم همچون رستم، منیژه، بیژن و... نام می برد که کوچکترین معنایی را تداعی نمی کنند! پورپیرار تاکید می کند که اواصلا قصد تخریب قوم یهود را ندارد و به هیچ وجه دشمن یهود نیست و می گوید بدون هر گونه حب و بغض نسبت به تاریخ ایران بیایید یافته های تاریخی جدید را بررسی کنیم.
او تاکید می کند :«در کمال تاسف مقامات، حاضر نیستند به این یافته ها و تحلیل های جدید تاریخی توجه کنند. به همین دلیل است که وزارتخانه های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش عالی وهمچنین صدا و سیما ومیراث فرهنگی همه ساکتند! او می گوید: «از چه روی مقامات جلوی بیان حماسه های دروغین شاهنامه را به عنوان تاریخ نمی گیرند. اما مانع از بیان یافته های جدید تاریخی می شوند؟!»
سخنرانی پورپیرار درمیان تشویق های مکرر بیش از 400 دانشجوی حاضر در سالن به پایان رسید. اما در انتهای سالن جمعی که تعداد آنها کمتر از 30 نفر بود و به زبان فارسی صحبت می کردند بارها کوشیدند تا با فریادها و سوت های خود نظم سالن را به هم ریزند. در دستان آنها ویزه نامه نشریه تخته سیاه، ارگان انجمن اسلامی دانشگاه زنجان نیز به چشم می خورد که علیه کتاب های پورپیرار نوشته شده و در سطح وسیعی توزیع شده بود. سپس نوبت به سوالات حضار رسید. مجری این برنامه جهت هرچه دموکراتیک برگزارشدن اجلاس، پیشنهاد شفاهی مطرح شدن پرسش های مخالفین را به رغم وجود تعداد کثیری از سوالات مکتوب پذیرفت. اولین سوال از آن یک دانشجوی مخالف بود. او با قرائت آیه ای از قرآن کریم به کلمه مجوس اشاره کرد و گفت که به رغم ادعاهای شما قرآن مجوسان یعنی گبران را به رسمیت شناخته است. پورپیرار با بیان این که قرآن افصح الکتب است، اظهار داشت مجوس به معنی گبر نیست و دلالت بر کسانی غیراز صابئین و اهل ذمه دارد. این دانشجو مجددا پرسید چگونه از تمرکز توجه میراث فرهنگی بر تخت جمشید سخن می گویید که در حال حاضر آنها نسبت به ساخت سد سیوند و نابودی تنگه بلاغی و آثار تخت جمشید بی تفاوتند؟
پورپیرار اظهار داشت: از بیست سال پیش در خصوص ساخت این سد در مطبوعات خبررسانی شده است. اکنون چه شده که طی یک سال گذشته ناگهان بحث خطرات آبگیری سد سیوند از طرف جمعی باستانگرا مطرح شده است؟! همین دانشجو با تاکید بر تحریف شدن تورات اعلام کرد که پوریم مورد نظر تورات مربوط به بخش تحریف شده آن می باشد. مخالف دیگری بر سن رفت و با قرائت چند بیت از ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه را کتابی دانست که تاریخ واقعی ایران را ترسیم و بیان کرده است. او با اشاره به آیه روم در قرآن کریم اظهار داشت که ترکیب قرآنی غلبت الروم به معنای تسلط امت اسلام بر دو امپراطوری روم و ایران است!
سومین سوال از طرف فردی مطرح شد که با حمله به سن خود را به تریبون رساند و اظهار داشت که خود شیرازی است و پدربزرگی 107 ساله دارد که در سن 17 سالگی سوار برالاغی از کنار مکعب زردشت گذشته و این بنا را دیده است. شما چگونه مدعی جعلی بودن این مکعب و نوساز بودن آن طی 65 سال گذشته هستید؟!
پورپیرار اظهار داشت: شما اصلا به حرف های من گوش نکرده اید. من می گویم کتیبه های صد سال گذشته جنوب ایران جعلی است. من نمی گویم مکعب زردشت جعلی می باشد.من مدعی جعل بودن کتیبه های نقر شده بر روی آن هستم. این بار یک دانشجوی موافق بر سن رفت. او که به شدت مورد فحاشی مخالفین قرار گرفته بود اظهار داشت: اگر حق گو نیستید لااقل جرات شنیدن حق را داشته باشید. وی با اشاره به این که ملت های اروپایی برای قرنهای متمادی بر اساس فیزیک ارسطویی زمین را مرکز جهان می دانسته اند، اظهار داشت: آقایان مخالف باورکنید که دوران علمی ادعاهای شما سر آمده و زمین شما دیگر مرکز جهان نیست!
این دانشجوی موافق اظهار داشت در میان ما اکنون در این جلسه کمتر کسی است که از دروغین بودن نصب یازده ترجمه از شعرمعروف «بنی آدم سعدی» بر سر درسازمان ملل اطلاع داشته باشد!
او نتیجه گرفت وقتی در مورد بسیاری از موضوعات قابل مشاهده امروز، برای ما تا به این حد دروغ گفته اند، دیگر وای به حال تاریخ ایران باستان!
این دانشجو درپایان در خصوص قدمت و ارزش استوانه معروف به حقوق بشر کوروش سوال کرد. پورپیرار اعلام داشت: در این خصوص دروغ های بزرگی گفته شده است. جهت تعیین قدمت کل استوانه و یا لااقل بخش هایی از جملات این استوانه نیازمند زمان سنجی فیزیکی هستیم. او همچنین گفت که حتی در صورت فرض صحت این استوانه، اولین قوانین نوشته شده بشری بسیار بسیار قدیمی تر از تاریخ حضور کوروش است. ضمن این که مطالب این استوانه نیز به دلیل نگارش از طرف قوم فاتح می تواند امری غیر حقوقی و کاملا سیاسی تلقی شود.
آخرین مخالف به دنبال تهدید شدید اللحن نسبت به مسئولین سمینار در پشت تریبون قرار گرفت. او با تاکید بر بی ارزش بودن کتاب تورات و نیز بیان جمله ای از ریچارد آرمیتاژ یکی از سیاستمداران امریکایی در خصوص بربریت پارسیان در عصر کوروش و داریوش، پورپیرار را دشمن پارسیان، پان تورکیست، عرب زده، مامور مستقیم سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل دانست که قصد بی هویت کردن تاریخ ایران را دارد .با اعلام اتمام وقت از طرف مجری حدود پنج تن از مخالفین با نعره های بلند، پورپیرار را مورد فحاشی قرار داره وی را تهدید به حملات فیزیکی مهلکی کردند.
اما به دنبال عکس العمل صدها تن از موافقین پورپیرار این تعداد به همراه جمعی از سمپات های خود ضمن قرائت سرود ای ایران مجبور به ترک جلسه شدند. اما همچنان در راهروهای ورودی ماندند و منتظر پورپیرار شدند. حتی یکی از آنان به فیلمبردار سمینار حمله ور شد و او را مورد تهدید و ضرب و شتم قرار داد. سرانجام به دنبال حضور جدی حراست دانشگاه این مورخ دگراندیش به بیرون هدایت شد. پورپیرار در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران حاضر در اجلاس در خصوص علت رفتارهای خشونت آمیز معدود مخالفین خود گفت: این آقایان در حال مشاهده فروریختن بنای شیشه ای عظیمی هستند که طی هشتاد سال گذشته با مکعب هایی از جعل و جهل برای آنها ساخته شده است...به آنها حق دهید که خشمگین باشند.

ارسال شده در دوشنبه، ۰۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۳ توسط ننا

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : محسن خواجه گیری
دوشنبه، ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۳
 
سلام استاد بزرگوار .تازه با وبلاگ و کارهای شما آشنا شده ام . بنده تحقیقات زیادی در خصوص طوایف و عشایر جنوب دارم . قبل از مطالعه این وبلاگ به این نتایج رسیده بودم اما در حالت گیجی بودم خواستار ارتباط با شما هستم .اهلل لیراوی استان بوشهر09308855424
 
پاسخ:
لطفا به تلفن 66492049 رجوع کنید.

 
نویسنده : عباس فتح الهي
یكشنبه، ۰۸ تیر ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۴
 
با سلام بر استاد عزيز
مطالب بالا من را ياد بزرگواراني در تاريخ همچون گاليله انداخت كه جاهلين در جهت نقض فرضيه گرد بودن زمين به وي حمله كردند، استاد عزيز من جزو كساني هستم كه بابت تغيير عقايد كوركورانه ام از شما منت دار هستم و فقط به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه تاريخ از شما در آينده به خوبي ياد خواهد كرد و شما همچون دانشمندان و مورخيني كه در زمان حيات بخاطر عقايد صحيح و نوگرايانه دچار ستم مردم جاهل و متعصب شده ايد در بهشت خداوند متنع خواهيد شد چون از نظر من شما يادآور جمله معروف : معلم هچو شمعيست كه مي سوزد و از نور خود..... هستيد
دوستدار شما فتح الهي

 
نویسنده : امیر
چهارشنبه، ۰۷ خرداد ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۸
 
همین که ایران سال 57 سی سال قبل 35 میلیون نفر جمعیت داشته به حق بودن آقای پور پیرار ثابت می شود

 
نویسنده : عاصم
پنجشنبه، ۰۱ خرداد ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۲
 
انقدر این مردم دورغ شنیدند وقتی شخصی مسله درستی را میگه مانند اقای ناصر می گنند ایشان کافرند نه اقا ایشان درست میگنند ما دوروغ دوس داریم زنده باد ناصر

 
نویسنده : Taregh
دوشنبه، ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۰
 
Ostad Khoda Ghovat, Ishala hamishe salem va tandorost bashid, belakhare har didgahe manteghi mokhalefine jahel, vabi farhangi darad, va in mokhalefin joz fahashi va kotak kari ke neshan az tarbiyat va farhange khanevadegiyeshan ast, ama shoma ba ghodrat be kare khod edame dahid, daste hagh be hamrahetan.

 
نویسنده : رضا
پنجشنبه، ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰۹
 
واقعا عجیب است
باید اگاه سازی کنید استاد

 
نویسنده : مهدی
پنجشنبه، ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۴۱
 
سلام استاد ارجمند
خداشاهده به قدری موضوعاتی که مطرح کردید برام جالبه که تمامی مستند هایتان را مو به مو میبینم
فقط باید بگم ادامه بدید و بدانید تبلیغات پان ایرانیستها بر ضد شما ذره ای تاثیر بر مردم حقیقت دوست نخواهد گذاشت

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان