از همه رنگ(نگاهی دیگر به فیلم رنگ خدا)

اخبار  - 17 آبان 1378 - شماره 49
بیوه مردی، ظاهرا اهل شمال، درتعطیلات تابستان، فرزند نابینایش را ازمدرسه ای در تهران، به ده برمی گرداند. بیوه مرد خیال دارد دوباره زن بگیرد. به خواستگاری می رود و چون فرزند نابینایش را مزاحم زندگی دوباره اش می داند، او را به یک کارگاه نجاری و به دست یک استاد کار نجارمی سپارد که او هم نابیناست! مادر بزرگ بچه، به همین علت، زیر باران از خانه قهر می کند. سرما می خورد و می میرد. با مرگ مادربزرگ ازدواج مرد سر نمی گیرد و ناچار مرد به کارگاه نجاری می رود تا فرزند نابینایش را به خانه برگرداند. دربازگشت، پل چوبی زیرپای قاطرمی شکند و پدر و پسر به رودخانه خروشان می افتند، جریان آب آنها را به دریا می برد، صحیح و سالم به ساحل می اندازد! و فیلم تمام می شود.
بر مدار چنین داستانی است که فیلم «رنگ خدا» به گردش درآمده و درست به علت ضعف سناریو و فقدان پیام و استحکام در داستان، فیلم پر شده است از صحنه های رنگارنگ دریا و رود و ابر وکوه و جنگل، بازی بچه ها در گلزارهای رنگین، پشم های رنگ شده، مرغ های رنگینی که تخم های خوش رنگ می گذارند، دوغاب های رنگینی که بر در و دیوار می مالند و ده ها و ده ها موضوع رنگین بی ربط، که حداکثر می تواند به کار یک مستند غیر جدی بیاید که در برشی از زندگی مردم روستاهای شمال ایران برداشته شده است.
دوربین در فیلم «رنگ خدا» دائما در حال پرسه زدن است تا عکس جدید بگیرد و کارت پستال تازه ای را به تماشاچی عرضه کند، تا در فاصله دو پرش داستانی، که در ابتدای فیلم قریب 40 دقیقه است، تماشاگر با آنها مشغول شود. به سیری دل بازی های آب و ابر و گل و گیاه را ببیند و بچه های سیر خورده شسته و رفته ای را تماشا کند که در گلزارهای بهاری جست و خیز می کنند تا بالاخره مرد اول فیلم فرصت کند که به خواستگاری برود و در آنجا نیز گلیم و روسری رنگین و غیره است و همه به این خاطر که فیلم فاقد یک داستان جدی است و کارگردان، از آن جهت که حرفی برای گفتن ندارد، تماشاچی را به یک سیزده به در مفرح، در طبیعت پر غنای شمال می برد.
پس از «گبه» این دومین فیلمی است که کارگردان آن خیال تسخیر تصویری تماشاچی را دارد و فیلم را در چنان لفافی از عکس و رنگ می پیچد که هر چند اثری از« سینما» در آن نیست، ولی به عنوان گالری عکس کاملی از مناظر شمال ایران، می تواند تماشاچی خود را داشته باشد.
کارگردان حتی در ارائه تیپ و الگوی رفتاری منطبق با جغرافیای فیلم به نوعی ناتوان و ناشی بوده است . در میان جنگل و در یک خانه روستایی شمال، بین یک پیرزن فرتوت روستایی و فرزند ذغال کش و نوه کم سن و سال نابینایش، دیالوگ هایی می گذرد با گویش سالم تهرانی، پر از اصطلاحات شهری و کنایات فیلسوفانه که تماشاچی را با حیرت تمام  در جای خود باقی می گذارد، که اصلا موضوع چیست؟
اما در میانه فیلم و در صحنه مدرسه، ناگهان تمامی سیاه لشگرفیلم، از معلم و شاگرد، به یاد می آورند که باید به گیلکی و با اصطلاحات روستایی صحبت کنند، چنان که گویی کاربرد لهجه گیلکی فقط در مدارس مجاز است.
به همین ترتیب است استفاده کارگردان از صداهای طبیعت، چون مرغ دریایی، دارکوب، جغد، زنجره و به خصوص یک صدای ناشناس، که ظاهرا به دیوسانی در جنگل متعلق است، که گویا تمامی این صداها کاربردی سمبلیک دارد و با رفتار کاراکترها مرتبط است . ولی بیننده که تا پایان فیلم این سمبل ها را به تکرار می شنود، سرانجام به راز سربسته ارتباط آنها با فیلم و با شخصیت های آن آشنا نمی شود.
با این همه فیلم از جسارت هایی در فیلم برداری برخوردار است که پیش از آن در فیلم فارسی شاهد نبوده ایم. علاوه بر نگاه شنگول و موفق دوربین به طبیعت اطراف، که گاه در حد انتخابی ممتاز از زاویه و نور و زمان پیش می رود، صحنه شکستن پل و پرتاب شدن پدر و پسر و سریدن بسیار طبیعی آنها با جریان آب، از توانایی های فنی قابل ذکری برخوردار شده است.هر چند که این چند دقیقه چشم گیر فیلم، به پایانی چندان غیر واقعی و از قماش کارتون های کودکان منتهی می شود که می توان گفت همان قدر که کارگردان در وبال نشان دادن پسر کور بر گردن پدر ناتوان مانده است، به همان میزان در نمایش وبال بودن هر دوی آنها بر گردن خویش کاملا موفق بوده است.
و سخن آخر این که رویا و حسرت دریافت جایزه اسکار برای سینمای ایران، به رویا و حسرت دریافت جایزه نوبل در شعر و ادبیات معاصر ایران بسیارنزدیک و شبیه شده است و همچنان که در چند سال اخیر معلوم نیست چگونه این و آن را نامزد دریافت جایزه ادبی نوبل معرفی می کنیم، این جا نیز معلوم نیست فیلم «رنگ خدا»، آن چنان که در اسناد تبلیغاتی آن می خوانیم، چگونه نامزد جایزه اسکار سال 2000 شناخته شده است.
ارسال شده در جمعه، ۲۷ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۲۳ توسط ننا

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان