متکی بر متن های ساختگی

اندیشه جامعه – شماره 31 – مرداد و شهریور 82 / ناریا
این سوال نوظهور که چندی است در همه جا می شنویم، خود علامتی است بر ناآگاهی از«کیستی» ایرانی و نشانی است از نیاز مبرمی که به شناخت بومی و ملی خویش احساس می کنیم. این سعی و سوال می باید لااقل از انقلاب مشروطه آغاز میشد. زیرا پیش از آن، هویت ملی ما فقط یک تعریف و آن هم از زبان«شاه» داشت، که واژه«رعیت» بود.پیش از انقلاب مشروطه، جمعیت این سرزمین، از ترک تا بلوچ و ازخراسانی تا خوزستانی، از گیلک تا ساحل نشین خلیج فارس همه یکپارچه رعیت شاه بودند و سوالی درباره هویت مستقل بومی و ملی ایرانیان داده نمی شد. متاسفانه درست از همان زمان، که با پیروزی انقلاب مشروطه، تکرار چنین عنوانی به مردم ایران برای قدرت های مرکزی ناممکن شد، آن گاه اسیرانبوهی اسناد وادعاهای تازه ساز شدیم که به دست شرق شناسان واسلام شناسان و ایران شناسان به بازارآمد، و گفت و گو از کیستی و هویت بومی و قومی و ملی ما را به مفاخرات مسخره کوروشی، داریوشی و شاهنامه ای بدل کرد و در نتیجه، پیش از اینکه به شناخت هستی تاریخی و عمومی خود موفق شویم، با باور تلقینات خاورشناسان، به تحقیر یکدیگر پرداختیم، ادعاهای عظمت طلبانه بی سر و ته به راه انداختیم و گمان کردیم که جهان کهن بر مدار تمدن و هنر ایران می گشته و فارسیان نه فقط سکان دار تاریخ و هستی این سرزمین اند، بل «راستی» و«درست کرداری» و « تمدن» و«عظمت» را نیز به جهان سوقات برده اند!
این تعریف جدید از کیستی ایرانیان را، که تماما متکی به متن های وارداتی و یا تفسیرهای وارداتی بر متن های بومی کهن ما بود، پیش و بیش از همه برای آلودن تصور ملی ایرانیان به گردن کشی و عظمت طلبی، در برابر همسایگان و در روابط بومی تدارک دیده اند، قرنی است، حتی لحظه ای، از تکرار آن ها در منقولات و تالیفات جدید فارغ نبوده اند و با تاسف بسیار، از زمان رضا شاه تا هم اکنون که این یادداشت را می خوانید، تمام پیکره بازشناسی فرهنگ و تمدن ایران، متکی بر همین متن های ساختگی است و ذره ای تفاوت و شکاف بین رفتارها و ایده های ایران شناسی جمهوری اسلامی ایران با دوران تسلط پهلوی ها پیدا نیست، زیرا که اسناد آموزش ما ، در این باره، هم اینک نیز همان محتویاتی را دارد که در اوج قدرت نمایی های تاریخی محمدرضاشاه داشت و باستان شناسی و موسسه میراث فرهنگی ایران، با تمام توان و بی جهت، خستگی ناپذیر، به دنبال اسناد و نشانه هایی است که هستی بومیان ایران را با توصیفات«گیرشمن» و«داندامایف»و«بریان» و«دارمستتر» و«هینتس» و «کخ» و «راولینسن» و «فرای» و «گوتشمید» و دیگران، که گویی یک صدا مشغول زمزمه سرود واحدی هستند، منطبق کنند. حتی می توانم نشانه هایی بیاورم که به عنوان یک شگرد و شائبه سیاسی، توسل به منقولات نوساز دیگران درباره هویت پیش از اسلام ایرانیان، در دوران جمهوری اسلامی بسیار مکررتر و پرهیاهوتر و تبلیغاتی ترنیز شده است. بنابراین به گمان من ، بحث بر سر کیستی ایرانیان یک بحث بسیار ضروری است، که اینک، اندک اندک و برای اولین بار، باید آغاز کنیم تا با حذف افسانه ها و آرزوها و توطئه ها، از شناخت ملی کنونی خویش، به هویت واقعی و بررسی نشده ایرانیان دست یابیم.
این هویت جدید، چندان استادانه ساخته شده و چنان نیروی عظیمی را به خدمت گرفته، که اینک تردید و تشکیک در آن، با ارتداد و خیانت و دشمنی با هستی ملی برابر شمرده می شود.اگر به سرمایه و ساختار این هویت نوین ایرانیان رسیدگی کنیم، خواهیم دید که تمام پیکره رسمی و اداری دولت های ایران، از رضاشاه تا جمهوری اسلامی، از آموزش و پرورش تا باستان شناسی و تاریخ و زبان شناسی و ایران گردی و غیره، تماما در خدمت سازندگان آن بوده و نگفته پیداست که تقریبا تمام سردم داران روشنفکری سده اخیر ایران نیز، به صورت وابستگان به این سازمان های دولتی و یا حتی در سیمای نویسنده و شاعر و جامعه شناس و محقق مستقل، یکپارچه به استحکام این هویت جدید مدد رسانده اند.
کوشش شرق شناسان برای ساخت هویت جدید ایرانیان، مقاصد متعددی را در سطح ملی و منطقه ای دنبال کرده است.نخست اینکه با مسلط کردن ذهنیات فارس پرست، که پیش از انقلاب مشروطه هیچ نشانه ای از آن در سراسر تاریخ ایران پیدا نیست، از سویی تفرقه و شکاف و دشمنی و ستیز و احساس بیگانگی را میان اقوام و بومیان ایران پایه ریخته اند و از سوی دیگر با طرح امپراطوری های دروغین فارس نژاد پیش از اسلام، زمینه بداندیشی و برتری جویی و بیش خواهی از همسایگان را چیده اند، و موجب جدایی قومی در بین ایرانیان و نیز ایجاد دشمنی در میان ملل و مردم شرق میانه شده اند.در حقیقت اگر بخواهیم چیزی به نام تجزیه طلبی را توصیف کنیم، اساس این تجزیه طلبی را باید در فارس پرستی کنونی بجوییم، که با ادعاهای تو خالی و طلب کارانه درونی و بیرونی، موجب تجزیه و جدایی بین عرب و عجم، ترک و فارس، بلوچ و گیلک، گرگانی و کرد و خراسانی و لر شده اند. اینک فارس ها گمان می کنند که گل سرسبد سراسر زمینند، اما اگر از آنها درباره هویت قومی خودشان پرسش دهیم و بخواهیم که دیرینه قومی و جغرافیایی خویش را اثبات کنند، معلوم می شود که پیش از هخامنشیان هرگز در این سرزمین قومی به نام پارس و جغرافیایی مخصوص پارسیان وجود نداشته است، در حالیکه سایر اقوام شناخته شده کنونی ایران، لااقل سه هزار سال سابقه زیستی کهن، در مناطق مختلف این سرزمین، پیش از ظهور هخامنشیان داشته اند.
بدین ترتیب و در حال حاضر تمامی بنگاه ها و مسئولیت های رسمی، نه فقط موضوع ایران را ، از ظهور کوروش آغاز می کنند و مبداء تاریخ ما را با پیدایش او در بابل برابر می دانند و از این طریق نه فقط چند هزاره تاریخ بومیان ایران پیش از کوروش را، که قوم فارس در میان آنان نیست، نادیده می گیرند، بل با تاسف و ناباوری فراوان، شاهدیم که می کوشند هر رد و اثری از تاریخ، هستی، هنر و تولید ایران پیش از کوروش را ، عامدا و آگاهانه به باد دهند و بی ارزش قلمداد کنند. در همین یک ساله گذشته شاهد بودیم در همان حال که میلیاردها تومان بودجه میراث فرهنگی را به جلا انداختن سنگ های تخت جمشید اختصاص داده اند، اما از اختصاص مبلغ ناچیزی برای دیوارکشی و حفاظت یکی از کهن ترین آثار تمدن بومیان جنوب ایران در جیرفت کرمان، صرف نکرده اند و عامدا اجازه داده اند که هر کس با هر تیشه و کلنگ و بیل و خاک اندازی آثار گران بهای یک تمدن کهن و درخشان ایران جنوبی را، که سه هزاره بر ظهور کوروش مقدم بوده، نابود و غارت و بی هویت کنند و آنگاه که شاهدیم همین بی اعتنایی و تخریب در آثار مردم جنوب دریای خزر، اورارتوها و تمدن پیش از هخامنشیان شوش و خوزستان و عیلام نیز جاری و عملی است، در می یابیم چه نیرو و توان پر قدرتی دست اندرکار تخریب و انهدام تمدن واقعی بومیان ایران پیش از هخامنشیان است و چگونه سه هزاره حضور بی آزار و آرام و سازنده و مسالمت جوی ده ها قوم و تمدن بومی ایران پیش از هخامنشیان را به هیچ می گیرند و با بودجه و امکانات اداری همین سرزمین کهن، می کوشند از ایرانیان نیزه به دستانی بسازند، که از کوروش تا ظهور اسلام، جز تصرف دست مایه دیگران و سربری و آتش اندازی به تمدن همسایگان ، سرگرمی دیگری نداشته اند. چنین است که دعوت به بازشناسی ملی و بومی هفت هزارساله ایران، اصلی ترین راه و روش، برای دورافکندن مهملات موجود درباره تمدن ایران باستان و مبرم ترین وظیفه هر کوشنده ای است که بخواهد با هویت و هستی اصلی و بومی مردم ایران آشنا شود.
تصویر کنونی، چنان که گفتم، ملقمه ای است از خیال پردازی هایی راجع به زبان و دانش و هنر و نژاد و دین و ثروت و امکانات نظامی ایران پیش از اسلام. تصوراتی است یکسره طلب کارانه و تهی مغزانه ، که بر توان ایران کهن در سرکوبی هر جنبنده ای در کنار خویش استوار است. معلوم نیست حتی اگر بتوان ثابت کرد که ایرانیان، از ظهور کوروش تا طلوع اسلام، صدای هر قومی را تا مرز چین و یا یونان و هند و مصر خفه می کرده اند و از آنها باج می ستانده اند، چه افتخار تاریخی و هویتی قابل تقدیری عاید امروز ما می شود و چه تفاوتی مثلا با چنگیزیان و تیموریان خواهیم داشت؟من گاه دچار حیرتی پایان ناپذیر می شوم که کدام روان شناسی استادانه، توانسته است، در کمتر از یک قرن ، ایرانیان را وادار کند که هویت متکی بر تجاوز را با افتخار بر خود ببندند، و در زمان حاضر نیز آرزوی دست یابی دوباره به آن را داشته باشند و هنگامی که این هستی نیزه و کمان پسند را ، با اوهامی درباره دانش و خرد و کتاب ها و پیامبران بی نشان ایرانیان کهن درآمیخته اند، دیگر کار به جایی رسیده است که حتی یک سوال درباره این تصورات ، منجر به صدور توماری ناسزا به سوال کننده می شود. کتاب های من لااقل ثابت کرد که همه آرزو پردازی درباره ایران کهن حتی توان مدافعه در برابر کوچکترین سوال شکاکانه را نیز ندارد.من جایی نوشته بودم که در جهان کهن فقط هندیان و چینیان و یونانیان و مقدونیان و مردم بین النهرین، به ویژه اعراب و مصریانند که می توانند ادعای هویت بومی مستقل و غیر تجاوزکارانه داشته باشند. این ها درست همان ملت هایی هستند که ایرانیان، و با کمال تاسف و تعجب  روشنفکران معاصر، در هر فرصتی از پرخاش به آنها وانمی مانند. نوشته بودم که هندی و چینی، در تمام تاریخ مستندش،هیچ نیزه به دستی را به خاک همسایه خود نفرستاده و بدون مطالبه امتیاز و یا غارت و چپاول و خون ریزی و نسل کشی، میراث خود را، به صورت مکتوب و منقول و یا داد و ستد تجاری به همسایگان هبه کرده است.مثلا ریاضیات کنونی مدیون کوشش هندیان است، شیمی را مصریان پایه گذارده اند و کاغذ و ابریشم و ساخت سفال لعاب دار منقوش را چینیان به دیگران آموخته اند. بین النهرین پایه گذار فلسفه و اخلاق و قانونمندی اجتماعی است، تا به آنجا که خداوند هر سه پیامبر الوالعزم خود را از میان مردم بین النهرین برگزیده است و مردم یونان و مقدونیه حق بزرگ آزادسازی مردم شرق میانه از توحش هخامنشی به دست اسکندر را، بر گردن تاریخ دارند، مطلبی که قرآن نیز بر درستی آن صحه گذارده است و در عین حال می بینیم که ایرانیان، در حالی که سطری مکتوب و یا منقول در تعالی اندیشه بشری ندارند و جز وحشت و تحقیر وغارت و خون ریزی برای تاریخ سوقاتی نداشته اند، روشنفکران و مورخان بسیاری، فقط تحت تاثیر مشتی اباطیل شرق شناسان و ایران شناسان، با نهایت نادانی، مفاخرات قلابی بی منطق و موضوع و غیر قابل اثباتی را به جهان صادر می کنند. در این باره فقط می توانم بگویم که اسناد و نشانه های تاریخی باقی مانده از گذشته پیش از اسلام ایران، با صدایی فصیح و رسا، علیه ادعاهای موجود سخن می گویند. متن کتیبه بیستون بیان صریحی است از نفرت عمومی مردم منطقه از حضور هخامنشیان و می گوید چگونه ده ها قوم و ملت ایرانی و غیر ایرانی زیر زخم نیزه این ناآشنایان وحشی ناله و در عین حال مبارزه کرده اند و این در حالی است که تاریخ نگاری موجود، تبعیت از هخامنشیان را در زمره افتخارات مغلوبین بر می شمارد! سکه های موجود از هخامنشیان با وضوح کامل توضیح می دهد که آن به اصطلاح امپراطوری، تنها به چپاول دیگران می اندیشیده و در درون خود حتی از ضرب سکه دورو نیز عاجز بوده است. و چنان که در کتاب های من آمده، سکه ها و آثاری که به نام اشکانیان به تاریخ معرفی کرده ایم، فقط و عمدتا به کار رد موضوع اشکانیان و نه اثبات آنها می آید و در مورد ساسانیان نیز بعدا خواهم نوشت که سراسر آن امپراطوری مجموعه قصه هایی است که هیچ توافقی با گذر تاریخ و اسناد مانده از آن دوران ندارد و از آنجا که هویت مردم سرزمینی به نام ایران درست برعکس، از پس اسلام است که معنای نسبتا روشنی می گیرد و از آن که باور کنونی و رسمی و سنتی بخش عمده ای از ایرانیان را به هویت یک سره مجعول و ساختگی پیش از اسلام متکی و متصل کرده اند، پس ضرورتی از این مبرم تر نمی شناسم که این فاصله هولناک را با پرداخت دقیق و صحیح و بی تعصب اسناد واقعی تاریخ ترمیم کنیم، ذهن نسل در راه را از موهومات موجود بزداییم، تا سیمای واقعی ایرانیان، درخشش ناب خود را به دست آورد و از کدورت کنونی پاک شود. 
ارسال شده در پنجشنبه، ۲۶ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۱۹ توسط ننا

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان