از حذف افتخارات قلابي ملي وحشت نكنيد(ناصر پور پيرار در گفتگو با شمس تبريز)

شمس تبریز- سال چهارم- شماره 102- خرداد 1380

برگزاری نشست دانشجویان با نویسنده کتاب دوازده قرن سکوت

به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز (دانشکده ریاضی) جلسه نشستی با ناصر پورپیرار نویسنده کتاب دوازده قرن سکوت در محل تالار وحدت این دانشگاه ترتیب یافت.در این نشست کتاب فوق مورد نقد و بررسی گروهی از دانشجویان علاقمند قرار گرفت. نویسنده کتاب دوازده قرن سکوت ، ناصر پورپیرار پس از حضور در دانشگاه تبریز در دفتر روزنامه شمس تبریز حضور بهم رسانید و در جمعی دوستانه شرکت کرده و به سوالاتی چند پاسخ گفت که ذیلا آن را می خوانیم.


شمس تبریز: هدف شما از آمدن به تبریز و شرکت در نشستی با دانشجویان دانشگاه تبریز چه بود؟
پورپیرار: من در واقع خودم را موظف می دانم  که پس از ورود به این عرصه گفتگو از تاریخ، در صورت لزوم ابهامات پیش آمده که ممکن است در مورد تمامی افراد امکان پذیر باشد چه به صورت انفرادی و چه به صورت جمعی را برطرف نمایم. خوشحال شدم که در جمع جوانان پرشور دانشگاه تبریزحاضر شدم و این دوستان را بسیار علاقمند دیدم. این اشتیاق ها اگر درست هدایت شود ، برای وحدت ملی و برای آینده این سرزمین بی اندازه موثر ومفید خواهد بود.


شمس تبریز: ما قبلا در کتاب دوازده قرن سکوت همچنین در سری مقالات به چاپ رسیده سوالاتی را در مورد تمامیت تاریخ از شما شنیده و خوانده ایم و گاهی اوقات شما کل تاریخ تدوین شده را زیر سوال برده اید. در این دیدار استقبالی که شد را چگونه دیدید و به نظر شما این استقبال از کجا ناشی می شود؟
پورپیرار: به نظر من این برخورد ها به دو شکل بود. برخورد اول از سمت کسانی بود که کتاب را مطالعه کرده بودند و در واقع توضیحاتی که در این جلسه داده شد مکملی بر مطالعه این دوستان بود و به نظرم آنها مطالب رد و بدل شده در جلسه را بهتر هضم و جذب کردند، اعم از مثبت یا منفی. گروه دوم و بیشترین آنها کسانی بودند که کتاب را مطالعه نکرده بودند و آشنایی دورادور با آن داشتند. آنها هم با مقدماتی که در جلسه بیان شد، با محتوای کتاب و هدف تنظیم کتاب (تاملی در بنیان تاریخ ایران) آشناتر و نزدیک تر شدند.امیدوارم کسانی که این حرکت را به طور کلی می پسندند این بحث ها را در محافل خودشان دامن بزنند تا این بحث ها فقط در حد نوشته باقی نمانند و تبدیل شوند به یک اندیشه ملی و جمعی و آنگاه این اندیشه های ملی و جمعی می توانند وسعت دیگری هم بگیرند، یعنی مثلا شامل جنبه های اقتصادی و سیاسی شود، مسائل آینده را شامل شود، جنبه هایی دیگر مثل مدیریت های اجتماعی را شامل گردد و... .
من گمان می کنم این یک تغذیه ای است در وحله اول برای گفتگو در مورد مسائل ملی ما که تاریخ بخش عمده آن را تشکیل می دهد. علت آن هم این است که آن چیزی که به نام تاریخ تاکنون در اختیار ما بوده است چیزی دگم، خشک و غیر قابل بحث بوده است و مثل یک حکم جبری تاریخ را به ما تحویل داده بودند و ما نمی توانستیم روی آن حکم جبری تحلیلی درست داشته باشیم و حالا که تحلیلی تازه تر پیدا شده، ما بایستی جوان ها را از طریق مطبوعات از جمله هفته نامه شمس تبریز برای گفتگو دعوت و در مورد بخش های مختلف کتاب تشویق نمائیم تا محیط هایی مثل محیط دانشگاه را به تفحص و تکاپو وادار سازیم.


شمس تبریز: آیا به نظر شما این تفحص ها و راهکارهای ارائه شده می توانند سازنده باشند؟
پورپیرار: بی شک هر چیز جدیدی سازنده است.حتی اگر نادرست ولی جدید و نو باشد. در برخورد با مسئله جدید دو اتفاق خواهد افتاد. یا این مسئله جدید رد خواهد شد که خود به خود به معنای این است که مسئله کلی استحکام بیشتری پیدا خواهد کرد.یا این مسئله جدید پذیرفته خواهد شد که از نظر اندیشه یک گام به جلو خواهد بود. پس نمی شود گفت که وقتی موضوعی برای اولین بار و با دیدگاهی جدید طرح می گردد، هر نوع گفتگویی در مورد آن مثبت است.


شمس تبریز: آیا به نظر نمی رسد که بحث های جدید در مورد تاریخ به نوعی خلاء ایجاد نموده و باعث بی هویتی طیفی خاص از جامعه شود؟
پورپیرار: در صورتی این بی هویتی پیش می آید که ما جایگزینی برای آن معرفی ننماییم. در حالی که تصمیم دارم این کتاب ها در شش جلد تهیه و نوشته شود. مسلما سعی خواهد شد یک هویت واقعی جایگزین هویت قلابی خودمان گردد. یعنی افسانه هایی که به ما تحویل داده اند، نادرست است. ولی یک واقعیت درستی را هم در کنار آن ارائه خواهیم داد و امیدوارم و مطمئنم که کتاب دوم کمک خواهد کرد که کتاب اول درست فهمیده شود. و مطمئنا کتاب سوم نیز به درک صحیح تر کتاب اول و دوم کمک خواهد کرد. این مسائل سير اندیشه است و این سیر اندیشه با هدف معین بازسازی هویت ملی انجام می پذیرد.


شمس تبریز: ما چگونه می توانیم تبعات پیش آمده از موضوع تغییر تاریخ را جبران بکنیم . مثلا تبدیل شدن یک حقیقت به افسانه مسائل و مشکلاتی را از لحاظ روانی، اجتماعی، فرهنگی حتی سیاسی برای جامعه به دنبال خواهد داشت. این خلاء چگونه می تواند پر شود؟
پورپیرار:هر تحول اجتماعی که در واقع از دگر اندیشی های جدید شروع می گردد، مشکلات خودش را هم به همراه خودش خواهد داشت. دستگاه اندیشه و تحقیق و تحلیل و تفحص خیلی زمان می برد تا بتواند جایگزین شود. بدین معنی که اندیشه قبلی جای خود را به اندیشه جدید بدهد. چون این مدت زمان طولانی است، مسلما راه حل های خودش را نیز به مرور زمان خواهد یافت. یعنی اینکه آیا ما باید کتابهای درسی را در صورتی که تازه این اندیشه پذیرفته شود باید تغییر دهیم یا از طریق آموزش های عمومی و رسمی پیش ببریم و یا از طریق مطبوعات عمومی شود یا رسانه های دیگر سهم خودشان را ادا بکنند و غیره و یا مجموعه همه اینها دست به دست هم بدهند، راه حلی است که اندیشه ملی خودش پیدا خواهد کرد. و شما وحشتی نداشته باشید از اینکه ما بخواهیم یک افتخار قلابی ملی را حذف و به جای آن یک حقیقت ارزشمند تاریخی را جایگزین نماییم و مطمئنا کسی دچار سنکوب قلبی هم نخواهد شد. مدت زمانی طول خواهد کشید تا مطالب مورد بحث قرار گیرد و سرانجام جامعه راه خودش را برای گسترش اندیشه نو پیدا خواهد کرد.


شمس تبریز: به یقین هر تفکر نوینی مخالفت هایی را هم به دنبال خواهد داشت. پیام شما برای کسانی که با اندیشه به قول خودتان جدید شما مخالفت می کنند و یا نمی توانند آن را بپذیرند چیست؟
پورپیرار: هر تفکری مخالف دارد. خود من مخالف تفکر کهنه هستم. پس تفکر کهنه هم مخالف دارد. اگر تفکری مخالفی نداشته باشد آن تفکر به نظر می رسد که تفکر نباشد. برای اینکه لابد با هیچ چیزی برخورد نکرده است و هیچ مخالفی هم ندارد. در جامعه اندیشه ای با یک موضوعی برخورد می نماید. کسانی که با آن موضوع ارتباط مادی، ذهنی، ملی، مذهبی و غیره دارند در مقابل آن عکس العمل نشان می دهند. اینکه در نظر بگیریم کسانی که این اندیشه ها و نظريه ها و نوشته ها را نمی پذیرند، بیایند مثلا من را هو کنند یا سنگ بزنند و یا نقشه قتلم را بکشند، این موضوعات بحث های فرعی هستند و اهمیتی ندارند. خود حوادث اجتماعی تعيين تکلیف می کند. ممکن هم هست كه خود این موضوع باعث شود توجه به ریزه کاری ها در سایر مسائل ملی هم بیشتر شود و همه چیز زیر سوال برود. حواشی مسئله را هم نه می توانیم پیش بینی نماییم و نه می توانیم از آن جلوگیری به عمل آوریم و تازه مطلب بی اهمیتی هم هست. باید از موضوع و گفتگو در مورد موضوع استقبال کرد. چه به شکل موافق و چه به شکل مخالف. ولی من امیدوارم و آرزو می کنم و پیشنهاد می کنم که پیش از اینکه این موضوع به هیاهوی به اصطلاح عامیانه تبدیل شود مراکز علمی نسبت به قضیه موضع آکادمیک بگیرند. اگر قرار باشد که قضیه به صورت منطقی طی طریق نماید، به نظر می آید با یک برخورد اندیشه در سطح بالا امکان پذیر می گردد. یعنی مراکز علمی موضع گیری آکادمیک بکنند و در صورتی هم که نکنند اندیشه یک راه دیگری پیدا می کند و در جامعه به حرکت در می آید.


شمس تبریز: به عنوان آخرین سوال بفرمایید که نقش حرکت ملی آذربایجان در مورد بسط این اندیشه یا به نوعی اصلاح نظریه قبلی و ورود به تفکری نو در باب تاریخ ایران چیست و چه نقشی را می تواند ایفا نماید؟
پورپیرار: این موضوعات به هیچ قوم و ملت به خصوصی مربوط نمی شود. تمامی ایرانی ها که در این محدودی جغرافیایی و در این هزاره های طولانی همراه همدیگر در این سرزمین مسائل و مصیبت ها و مشکلات را تحمل کرده و از سرگذرانده اند، به یک اندازه در این قضیه سهم دارند. اما از آنجا که اینجا یک کشور فارس زبان شناخته شده و زبان فارسی و قوم فارسی( به اصطلاح امروزی آن) و به خصوص هخامنشیان، که خودشان را به نوعی با فارس ها مرتبط می دانند، طبیعی است که اقوامی که از این انحصارطلبی فارسی بیشتر صدمه دیده اند، بیشتر می توانند مورد خطاب این نظریه قرار بگیرند و بهتر و بیشتر می توانند روی این نظریه کار بکنند.برای اینکه شاید از این کانال مظلومیت گذشته شان را که اتفاقا با حقانیت تاریخی هم همراه نبود را علنی بکنند. اینکه شما چگونه می توانید از این مطالب برداشت هایی داشته باشید بستگی دارد به خردمندان آذربایجان که بدانند این نظریه یک نظریه ملی است نه یک نظریه ویژه ترک و عرب و غیره. همه ما باید در تصحیح برداشت تاریخی در تصحیح مطالبی که به جای تاریخ به ما خورانده اند سهم خودمان را داشته باشیم. اما اینکه قومی مثلا ترک ها با استفاده از کتاب بگویند که ما در تمام مدتی که می گفتیم مثلا زیر ستم بی جهت فارسها قرار داشته ایم حق داشتیم، این مربوط به تشخیص خود آنهاست و من نمی توانم بگویم فلان کار را بکنید یا نکنید.اینها مسائلی است که همه مردمی که در این مملکت زندگی می کنند حتی فارس ها باید به آن توجه داشته باشند. تمام کسانی که در این محدوده جغرافیایی زندگی می کنند و منتظر آینده این سرزمین هستند، در گذشته آن نقشی داشته اند و در حال حاضر در آن تلاش می کنند، سهمی در این نظریه دارند و باید موضع گیری بکنند. و پیشنهاد من این است که این موضع گیری هر چقدر خرد مندانه تر و با اسناد و مباحث کاملا آکادمیک و در سطوح بالا انجام پذیرد زودتر به نتیجه خواهیم رسید. در هر حال این راهی است که به همه تعلق دارد.


شمس تبریز: با تشکر از شما به خاطر وقتی که در اختیارمان گذاشتید.

ارسال شده در پنجشنبه، ۲۶ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۲ توسط ننا

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان