هوا خوری، 1

می خواستم از حاشیه ایران باستان خارج شوم، برخی از ناگفته ها را به فرصتی دیگر بسپارم، که انتشار کتاب تازه ای در حوالی بهمن و اسفند سال پیش، با نام من هم باستان شناس شدم، که خاطرات تانیا گریشمن در همراهی با شوهرش، در حفاری های شوش و جند نقطه دیگر ایران است و در آن تلاش گسترده ای برای ترمیم و تکمیل دروغ های شیادانه گیرشمن به کار رفته، وادارم کرد که پرسش نیش دار و کوچک خود را با قصد انتقال اندکی از آن به کالبد مسئولین فرهنگی فرو برم و بپرسم چرا فقط نسبت به یادداشت های این مورخ تا آن جا که یازده کتاب مرا بی ذکر دلیل توقیف کرده اند، حساسیت نشان می دهند، اما منعی در انتشار دروغ نویسی های باستان شناسان خائن و جاعل، از جمله گیرشمن و همسرش نمی بینند؟! از دو حال بیرون نیست، یا این حضرات از وفور عرضه کالاهای ماهیتا اسلام ستیز سر در نمی اورند، که در شنبه بازار ماموران کنیسه در باب هستی و هویت و تاریخ مشرق زمین بساط دائما بزرگ تری پهن می کنند، کهدر این صورت مناسب تر است صندلی کم مسئولیت تری را به زیر ران درآورند و یا فرمان گرفته اند به هر بهانه و در هر فرصت برای دریدن ناممکن گلوی حقیقت خنجر بفرسایند. اگر نمونه می خواهید تانیا گیرشمن در کتاب اش از نوکری به نام کاظم، در شوش نام می برد که فرمان بر حفاران هیئت فرانسوی است و اشتها و اشتهاری در زن گرفتن و طلاق آن ها دارد.

«کاظم خوش پوش که همچنان در خدمت ما بود، روزی سرافکنده نزد ما آمد. وی پس از بازگشت از نیشابور همسر دوم اختیار کرده بود و اتاقی را برای او کرایه کرده بود... کمی پس از آن کاظم همسر دوم اش را هم طلاق داد و دوباره با تمام علاقه به سوی همسر اول خود برگشت. البته داستان همسران کاظم به همین جا ختم نمی شود او بعدها ظریفه را هم ترک کرد و زن دیگری گرفت». (تانیا گریشمن، من هم باستان شناس شدم، ص ۱۸۱)

تانیا گریشمن، به ضرورتی، که نمی توان پایه آن را شناسایی کرد، عکسی هم از این کاظم در صفحه ۵۱۶ کتاب خود دارد که در زیر می بینید.

گویی معاش این حضرات بی رو کردن به جعل تامین نخواهد شد. این همان کاظم شیک پوش خانم گیرشمن است. آیا به ضرورت و رعایت چه نیاز و رازی، تانیا نمایش کاظم را در تصویر کاملا معیوب و مجعول فوق ضرور دیده و چرا عقول این حضرات، که الگو و نمونه روشن فکری و محصول دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب اند، جز به تحمیق ملت هایی عمل نمی کند که با توسل به کنیسه اجازه ورود به احوال و آثار آنان را در شرق میانه به دست گرفته اند. در عکس بالا کافی است به زمینه و زمین محو شده، سایه کاظم، شلوار با ماژیک ساخته شده، پیش سینه گردنی مثلث شکل، سایه بی ثمر خط فاصل سر و گردن و جمجمه بی ارتباط با سفال کلی کاظم توجه کنید تا روشن شود مامور دست بردن در عکس کاظم، همان مکتب جعل را گذرانده است که مجری تغییر در عکس بر دار شیخ فضل الله نوری به پایان رسانده بود.

به سئوال های بیش از میزان معمولی برمی خورم که در باب ستاره داود و نمایش آن به عنوان سمبول تاریخ و هویت یهود، در پرچم اسراییل آمده است. سئوالاتی که از دیرینگی این نقش و صحت انتساب آن به داود پیامبر می پرسند و عقیده مرا می خواهند که ایا این دو مثلث معلق و درهم، با چه اعتبار و اعتمادی ستاره داود خوانده شده و چه ارتباطی با یهودیان دارد که توضیح قابل عنایت برای آن در امکانات موجود و از جمله در وب، حد اکثر شما را به آدرس زیر حواله می دهد.

http://www.mfa.gov.il/MFA/MFAArchive/1990_1999/1999/2/King%20Solomon-s%20Seal

در این جزوه از دعای انعام شریف که به ختم انعام نیز مشهور است، ستاره مزبور را به عنوان نگاره ای گرافیکی چاپ کرده اند. توجه به خط عربی کاملا بالغ و آراسته متن، زمان این کارکرد را از صورت تاریخی خارج می کند و به زمان حال می کشاند.

در این دفترچه آموزشی در باب نحوه درست خواندن عهد عتیق نیز ستاره داود را در میانه یک فرم هندسی می بینیم که متنی به زبان عبری را در مرکز خود عرضه می کند و حتی نمونه مستقل آن در زیر نیز پاسخی بر این پرسش ندارد که ستاره داود از چه زمان و با چه بهانه به تصرف یهودیان درآمده است. در این مورد با نگاه دقیق در عبری نویسی های یکدست اطراف و درون مثلث، که نیازمند ابزار تحریر پیش رفته ای است، عمر طراحی و اجرای این لوگو را هم دورتر از دو قرن پیش نمی برد. 

اینک برای نخستین بار مستند محکمی را در این باب عرضه می کنم که قریب شش سال پیش نزد مجموعه داری از مهرهای قدیمی در شهر بن آلمان یافته ام. مهری سنگی است از رخام بسیار دشوار تراش، که به کلی اطلاق نام ستاره داود بر آن را به دلایلی که می آورم، باطل می کند و پرچم اسراییل غاصب را بی نمایه می گذارد.

 

این مهر که با وجود علائم معینی بر دسته، ظن تعلق آن، از نمایه ای شخصی به دستگاه حکومتی را افزایش می دهد، به دلایلی قدیم ترین نمونه قابل شناختی است که از زمان کارکرد آن ستاره خبر می دهد. مرکز مهر نقش کامل و تمامی از ستاره داود را بر خود دارد و در حواشی چهار سوی ستاره، این اشاره قرآنی با وضوح تمام حک شده است: فسیکفیکهم الله که هویت مهر را اسلامی می کند. وجود الف زائده دار به سمت راست در نگاره الله و شکل بدوی حرف کاف و نیز نبود نقطه بر حروف ف و ی عمر مهر را لااقل تا قریب دوازده قرن به عقب می برد و تا زمانی که نقش دیگری و با عمر بیش تر نیافته ایم، این مهر اسلامی دارای قدیم ترین نقش ستاره شش پر است. بدین ترتیب همه چیز جامعه یهود از لوگوی قومی آن ها تا سرزمین فلسطین، غصبی می شود. آیا حضرت داود را پیامبر یهودیان بدانیم؟
صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ.
(ادامه دارد) 

ارسال شده در شنبه، ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۵۲ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : babak
جمعه، ۰۶ خرداد ماه ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۰
 
سلام آقای پورپیرار
شما در مجموعه تختگاه هیچ کس مدعی می شوید که هخامنشیان سکه نداشته اند. اسن در حالی است که با جستجوی مختصری می تواند نمونه سکه های هخامنشی را در وب یافت. برای مثال:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DA%A9%D9%87_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C

خوشحال می شوم توضیح شما را در این مورد بشنوم. اگر مدعی هستید که این سکه ها متعلق به هخامنشیان نیست لطفا دلایل آن را ذکر کنید.
ممنون.
 
پاسخ:
به کتاب های تاملی بر بنیان تاریخ ایران مراجعه کنید، با برخی حقایق آشنا خواهید شد.

 
نویسنده : مهرداد
سه شنبه، ۰۳ خرداد ماه ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۲۵
 
اقای پور پریار من یک سوال مهم چند وقت هستش که ذهنمو در گیر خودش کرده اگه میشه یا هر موقع که وقت کردین یه مطلبی در موردش بنویسین تا بفهمیم قضیه چی بوده :

این یک تصویر از هوروس خدای شیطانی مصر باستان هستش :

http://up.iranblog.com/images/svdqq4z9du4ia4j1.gif

اینم نماد هوروس توی معابد مصر :

http://up.iranblog.com/images/9vo5z4ktwg3cms0u5ck6.png

و حالا این هم نشان پرچم هخامنشی:

http://up.iranblog.com/images/xr06h9cz3yo7qlqvzs94.jpg

http://up.iranblog.com/images/gv5hpgel0mnz78puhixn.jpg

و اینم نشان فروهر هستش که کاملا همانند هوروس هستش :

http://up.vatandownload.com/images/21qh3lti6hgjbd00lf.jpg

نشانه ای از معبد هورس که مردم در انجا به پرستش هورس می پرداختن ! به نظرتون چرا اینقدر شبیه فروهر هست؟؟ فقط اومدن یه تغییرات کوچیک توش انجام دادن ایا این نیاز به فکر کردن نداره؟ اگه این نماد خدا پرستی بوده و هر تیکه اش از بال های پایین گرفته تا دست ها و اون نماد وسط چرا اینقدر شبیه به هورس خدای شیطانی مصریان باستان طراحی شده؟ ایا اونا دارن مفز ما رو به چالش می کشن؟ ایا دارن یک نماد شیطانی رو به عنوان یک نماد خوب و خدا پرستانه جعل می کنن؟ اگه میخواستن یک نماد خدا پرستانه درست کنن چرا از بال های هورس تقلید کردن؟ چرا همه چیزش شبیه ارم معبد هورس هستش؟ یه کم اگه فکر کنین همه چیز رو پله پله متوجه میشین.... همچنین اگه بیشتر دقت کنین می بینین که نماد فروهر از نصفه نماد هورس ایجاد شده یعنی دو بال به همراه دو پای هورس که در فروهر یکم به پایین مایل شده و دقیقا عینان ترتیب قرار گرفتن چیدمان پر ها مثل هورس هست و کلا همه نوع ترتیب بندیش از هورس خدای شیطانی و پوچ مصریان الهام گرفته شده اما برای گمراه شدن یک نماد هم وسط فروهر گذاشتن که یک پیر مرد که همه جای نماد ها هستش و اینکه این پیر مرد وسط نماد هورس چی کار میکنه و دستاش رو به سوی کی برده بالا (احتمالا به همون هورس) رو دیگه به خودتون واگذار می کنم...

اقای پور پریار عزیز اگه میشه لطف کنین توضیحاتتون رو در این باره به ما بگین
با تشکر

 
نویسنده : حمید
جمعه، ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۴۳
 
اینو ببینید
http://www.khabaronline.ir/news-152156.aspx

 
نویسنده : دکتر مروی
پنجشنبه، ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۳۵
 
این انگشتر که شما تصویرش را در اینجا نهاده اید نه مُهر بلکه طلسم و تعویذ است. من یک نمونۀ چرمین از همین مُهر را دیده ام با همین ستارۀ شش پر و همین فسیکفیکهم الله، و اطرافش خط مربع (حصار)، ساختۀ یک حاخام یهودی به نام ملا اسماعیل بود، و این ملا اساعیل پسری داشت به نام عزیز، و هردو در سال ۱۳۲۸به فلسطن رفتند. ملا اسماعیل در یک شهر کاملا مسلمان نشین نشسته بود، تنها یهودی شهر بود، زرگر بود، هرچیز کهنه وفرسوده را می خرید، نزد مردم محل احترام داشت، و انواع تعویذها و طلسمها را برای مردم می ساخت. یک طلسم یا تعویذی که بر روی چرم ساخته بود عین همین نقش بود بی کم و کاست. کاش تصویری از آن را داشتم و در اینجا برایتان می فرستادم.

 
نویسنده : علی رضا
شنبه، ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۰۴
 
اراد تنمد استاد عزیز پورپیرار

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان