پاسخ ها، 44، اردیبهشت8۸

سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت: 1:32

آقای ایلماز. گند این به اصطلاح مومیایی سال پیش درآمد. قبلا نوشته بودند که در کردستان پیدا شده. قضیه چنان شور بود که میراث هم فهمید و اطلاعیه داد که قلابی است.


آقای یه نفر. این ها اغلب مال عهد جوانی ماست.

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت: 0:45

آقای عمر عبدالله. لینک ارسالی شما مربوط به فوتبال بود.


آقای نکته. وقتی در 130 سال پیش مسجد شیخ لطف الله ساخته اند، دیگر نباید از چیزی تعجب کرد.

آقای احد. به سایت www.naria.info رجوع کنید.


آقای هودش. در قرآن گفته نشده است که از تمام نمونه های حیوانات روی زمین جفتی به کشتی برده شود.

آقای عادل. همین آغل گوسفند قصر ابونصر بوده است؟!


آقای reza71. با تشکر دریافت شد و برای کسانی نیز فرستادم. از زحمتی که برای ترجمه ی مستندها قبول کرده اید ممنونم. به تر آن که تمام امکانات را ابتدا در ترجمه سریع طوفان نوح به کار اندازید و به صورت نریشین بگویید. زیرا به خواست خدا در هفته آینده نسخه ی انگلیسی طوفان هم بر روی سایت ها قرار خواهد گرفت. تا منتظر آماده شدن متن عربی شویم.

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت: 5:12

آقای reza71. تشخیص شما در مورد نریشن درست است و درست تر این است که مشورتی هم در این باب با استاد غفوری بزرگ به آدرس moji_jimi@yahoo.com داشته باشید.


آقای عابدی. ظاهرا سایت باز هم دچار اشکال شده است.

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت: 8:50

آقای سرباز مسلمان. این نبرد تنها با حضور ژنرال هایی چون شما به نتیجه نمی رسد. سربازان عمده ترین نیرو در این کارزارند، هم آنان که در اصفهان نیز از دیدن تصویر مسجد نیمه ساخت شیخ لطف الله به خود آمده اند. تجربه ی انجام این کار کلان آموزانده است که دروغ را چون بتونی در اندیشه ی مردم این منطقه به صورت طبقه بندی شده و آرماتور پیچ بر هم انباشته اند و ضربه ی هر یادداشت پتک گونه نیز فقط ذره ای از آن را می پراند. این جا مطلب تنها در حول فارس بازان و هویت و زبان شان نمی گردد، که حافظ و سعدی دروغین را در خون شان تزریق کرده اند. ترکان و کردان و لران بدون حافظ و سعدی نیز طلب کارانی بی گذشت ترند، زیرا گرچه فارس ها را متجاوز به حقوق خود می گویند، اما در عین حال از داشتن حافظ و سعدی هم به خود می بالند!!! اگر دروغ از همه سو محاصره نشود و راه گریزی برای آن بازگذاریم، با بهانه های یهودی، تمامی این سعی ده ساله را به باد خواهند داد. حالا دیگر می دانم که نهال تردید در پوشالی و پوک بودن داستان های تاریخی و فرهنگی و مذهبی در میان خردمندان این منطقه جوانه زده و نباید آن را از آبیاری و تغذیه متنوع و پیاپی محروم کرد، زیرا هر یادداشتی شکاف کوچک دیگر در گوشه ی دیگر این سد محافظ دروغ ایجاد می کند و اگر از فرود ضربه خسته نشویم به زودی و به خواست خدا فرو خواهد ریخت. چنان که شاهد بوده اید دو مستند تختگاه و طوفان چه گونه ارکان تعصب در فارس و ترک پرستان را به لرزه درآورد. حوصله کنید به خواست خدا حرف های تعیین کننده ای در راه است.

پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 ساعت: 12:3

خانم فرشته. جغرافیای ترکیه یک پدیده ی استثنایی و منحصر به فرد است. زیرا در دو سوم خاک آن گشور، در صورت باریدن فراوان باران، تا ارتفاع 1800 متر، بدون راه خروج، آب جمع می شود و آن سرزمین را به دریای وسیع و عمیقی تبدیل می کند. سمت شرق این کشور یکسره ارتفاعات سنگی است که آثار طوفان بر آن ها ثبت است. در بخش مرکزی فلات بزرگی است که جز دو قله ی بلندتر از 1800 متر بقیه ی آن در زیر آب بوده است. در این فلات مرکزی کم تر کوهستانی، وضعیت به گونه ای است که شما می گویید، یعنی زمین غالبا شوره زار و فاقد علفچر است. در عین حال توجه کنید که میزان بارندگی در ترکیه خلاف ایران پیوسته از متوسط جهانی بالاتر و ترکیه سرزمینی غالبا سیرآب است. پدیده ای که موجب شست و شوی خاک و تشکیل صفه های زیر زمینی با آب شور می شود.


آقای هادی. بقایای ابنیه ی مانده در نمرود ترکیه باز هم رومن است.


آقای محمد رضا. آنان را حشره بیانگارید و مستند تختگاه و توفان را توزیع کنید. به خواست خدا امشی خواهند خورد.

آقای س. نعمت و حکمتی که از جانب خداوند به یوسف نامی عطا شده به صراحت آیه، قدرت تعبیر خواب است نه نبوت. در قرآن اتمام نعمت هرگز به معنای مقام نبوت نیامده چنان که در آیه مورد نظر نعمت را متوجه آل و فرزندان یعقوب هم می بینیم که لااقل یازده پسر او از اشقیا بوده اند!!! در موارد دیگر به پاسخ آقای محمد رضا رجوع کنید.


آقای دانستن. وقت بگذارید و تمام یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را بخوانید، ابهام های تان رفع خواهد شد، انشا’ الله.


آقای سرباز مسلمان. این مباحث جدید تکرار نیست، تحکیم است، زیرا زاویه ی نگاه دیگری دارد که صحت دیگر داده های پیشین را تضمین می کند.

جمعه 4 اردیبهشت1388 ساعت: 21:30

آقای حسین. درباره ی سلطانیه چند یادداشت روشنگر گذارده ام که اگر جست و جو کنید خواهید یافت.

آقای یک مسلمان. عمده ی این گونه دریاچه های در محاصره و یا بر فراز قلل ارتفاعات، دهانه ی آتش فشان های دوران های دیرین است. اشتباه آشکار شما در این است که آب دریاچه ی وان را شیرین گمان کرده اید.

آقای توحید. جست و جوی معنای یهود و نصاری در متن مبارک قرآن، به گمانم کاری به عمد انجام نشده است. مثلا یهودیان به شهادت و تصریح آیاتی، در قرآن، بر خود نام هود نهاده اند: و قالوا لن یدخل الجنه الا من کان هودا او نصاری... (بقره، 111). ام تقولون ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب والاسباط کانوا هودا او نصاری...
(بقره،140) و قرآن شاید هم به تمسخر و تذلیل و با عمدی آشکار آن ها را نه هود که یهود می خواند: و قالت الیهود لیست النصاری علی شی’... (بقره، 113). و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری... (بقره، 120). لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود... (مائده، 82). ما کان ابراهیم یهودیا و لانصرانیا... (آل عمران، 67). تعیین تغییری که آن حرف یای اضافی، بر معنای هود پدید می آورد از اوجب وظایف توانایان قرآنی است. به گمان من معنای یهود آغشته به تحقیر و نوعی ناسزای قرآنی است.


آقای بینام. به گمانم آن عدد را از قول تورات آورده ام نه قرآن و شخص خود.

شنبه 5 اردیبهشت1388 ساعت: 21:11

مینا خانم. با ای میل وبلاگ یا تلفن 66492049 تماس بگیرید.


آقای کریمی. جاری شدن سیل با انباشته شدن آب به ارتفاع 1800 متر، که بتوان بر آن کشتی راند، کاملا متفاوت است. پیش از اظهار نظر باید با مغز مطلب آشنا شد.

یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت: 1:30

آقای س. با عرض معذرت کامنت خصوصی شما در لابه لای کامنت های دیگر پنهان ماند که با اجازه ی شما چون مطلب اختصاصی ندارد، عمومی می کنم.


شنبه 5 اردیبهشت1388 ساعت: 10:10 توسط:س

با سلام
استاد با راهنمایی قبلی تان در باب سوره ای که می خواستند از آن نبوت یوسف را اثبات کنند جواب طرف را دادم و ایشان در جواب من این سوره ها را فرستادند!می توانید راهنمایی بفرمایید که تکلیف این سوره ها و اشکال کار در چیست؟!

((كساني كه يوسف مذكور در سوره ى يوسف را " يوسف نبي " نمى شناسند ، لطفاً اين آيه را با دقت بخوانند و تأمل كنند:
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا هَلَكَ
قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ (34)سورة غافر
و به آيات فوقش هم مراجعه كنيد تا ببينيد كه خطاب آيه اهل مصر و فرعون و آل فرعون بودند .
من هم فعلاً ترجمه نمى كنم تا عده اى فارسى زبان زبردست ايراد نياورند!))

در آیه ی 34 سوره ی غافر یوسف از زبان عضوی از دربار فرعون رسول خوانده می شود، نه به تصریح الهی. چنان که یوسف معرفی شده در آیه ی 83 و 84 سوره ی انعام از ذریه ی نوح است و نه ابراهیم. بدین ترتیب می توان توجه داد که درست مانند اسراییل، در قرآن فصیح به دو یوسف اشاره می شود. درک چنین ظرایف قرآنی برای اظهار نظر درباره ی کتاب خدا بسیار ضروری است. یهودیان بی نهایت مایل اند از شخصیت وصف شده در سوره ی یوسف یک پیامبر یهود بسازند حال آن که قرآن به صراحت ابراهیم و تمام ذریه اش را مسلمان و بی ارتباط با یهود و نصاری می گوید. با پوزش از دیرشدن پاسخ شما.

دوشنبه 7 اردیبهشت1388 ساعت: 7:2

آقای؟. ممنون. ولی لینک دوم اشکال داشت و باز نکرد و در نتیجه به خنده نرسیدیم.


آقای حسین. حوصله کنید. تکرار دروغ موجب راست پنداشتن آن نمی شود.


آقای مروج. در کوه نوردی قانونی است که سرپرست باید گروه را همپای ضعیف ترین عضو حرکت دهد. مثلا اگر بخواهند نوجوانی را که کشش ندارد، به قله ای ببرند، مقصد را برای او قطعه قطعه می کنند. مثلا می گویند تا سر آن صخره بیایی رسیده ایم یا این سربالایی آخر است و از این قبیل. صعود ما به این همه مدخل نو نیز به علت ضعف دریافت همراهان به همین شیوه شده است. برای توضیح بیش تر به مقدمه ی یادداشت شماره ی 1 "ایران شناسی بدون دروغ" در زیر توجه کنید.
به ملاحظه ی معده های ضعیف و ثقیل و زخمی شده، ناشی از تناول طولانی دروغ، تاکنون معمول و روال نبوده است که انبوه یافته های هول آور تاریخی و فرهنگی تازه به دست آمده را، یکجا عرضه کنم. چرا که می دانم بسیاری کسان نه فقط تحمل هضم این خوراک فراوان و دیر پز را ندارند، بل چنان که معلوم شده، جلا و درخشندگی ظاهر این حقایق نیز، چشم هایی را خیره، چهره هایی را درهم و خشن و اخلاق هایی را چاله میدانی کرده است. به این نشان باید بر این دست صاحب نظران متفرعن و نادان، نور را روزن به روزن بتابانم، داروی تلخ این دانسته ها را قطره قطره به کام شان بچکانم و مائده ی آگاهی را لقمه لقمه به حلق شان بگذارم تا بلع آن را از عهده برآیند و امید را به آینده ای ببندم که شکوفه های هوشیاری کنونی بار دهد، مدخل ها و دعوت های سرنوشت ساز مجموعه کتاب های «تاملی در بنیان تاریخ ایران» و تذکرات مندرج در یادداشت های «اسلام و شمشیر» و نیز این سلسله یادداشت های جدید، مردم ممتاز و در زیر آوار دروغ مانده ی شرق میانه ی جاوید را به خود آورد.


آقای فتح. ارتباط مستقیمی میان آن لینک و مقالات اخیر اسلام و شمشیر ندیدم. اگر مسلمین به مفهوم و منظور دقیق آیه های 20 تا 25 سوره ی نسا’ پی ببرند و از آن پیروی کنند حرف آن راننده ی تاکسی اندونزیایی را می فهمند و نیم بیش تر ایرادات بنی اسراییلی بر دین شکوفای اسلام حذف می شود.

دوشنبه 7 اردیبهشت1388 ساعت: 19:40

آقای توحید. شواهد شباهت های البسه نمی تواند دلیلی بر یکسانی فرهنگ و دین و باور و عقاید باشد. این لباس همشکل نیست که موجب برداشت نادرست از قرآن و انجیل و تورات شده است، زیرا اگر همشکلی لباس را نشان نوعی هماندیشی توطئه گرانه بدانیم، پس در حال حاضر تمام غیر روحانیون جهان هم در لباس یکسان کت و شلوار ظاهر می شوند!

آقای فتح. دشواری حل این گونه امور از مبدا’ جانشین شدن آرا’ فقه در جای آیه های قرآن آغاز می شود چنان که در حال حاضر عنایات الهی و آزاد اندیشی قرآن نسبت به نیازهای بندگان، تابعین فقه را تا حد ایراد اتهام به قرآن هم تحریک می کند و چنان می نماید که کسانی خداوندی را که تابع فقه نباشد، خارج از دین می شمارند!!!؟ بدین ترتیب آن مشکلی که در آن نظر سنجی به گونه ای سرسری بررسی شده ، به عالی ترین شکلی در آیات 20 تا 26 سوره ی نسا و آیه ی 232 سوره ی بقره و آیات روشنگر و صریح دیگر، حل و فصل شده است، اگر در برداشت درست از کلمات آن دچار خجالت های معمول و سنتی نشویم. چندان آن آیات را به تکرار بخوانید که با روح درخشان کلمات اش آشنا شوید. با این کلید که معنای نکاح و ازواج در قرآن فصیح را نمی توان یکی و برابر گرفت.


آقای اترش. زمینه ی کار و تحقیق بر روی تاریخ پیدایش زبان فارسی بسیار وسیع است. ابتدا ببینیم همین مطالعه ی در جریان به کجا خواهد انجامید.

دوشنبه 7 اردیبهشت1388 ساعت: 23:55

آقای هودج. به سایت www.naria.info رجوع کنید.


آقای ایزدی. اگر مولوی و مولانا اجازه می دهند برای این که دریابید یک سوم مسلمین جهان چنین معضلاتی را که به گمان شما با زمین آمدن آسمان برابر است، چه گونه حل می کنند، سری به اندونزی و مالزی بزنید و با مسلمانان آن جا گفت و گو کنید.

سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت: 21:2

آقای هودج. به این آدرس بروید. http://www.naria.info


آقای توحید. کار به جایی کشیده که گمان کنیم تیمی در صدا و سیما مامور مقابله ی فوری با مفاهیم این یادداشت ها شده اند. مقابله ای افلیجانه و متوقف مانده در لجنزار دروغ.


آقای رفرف. چه عجب! می فرمودید گوسفندی می کشتیم. از تعارف های تان ممنونم و یادآوری کنم تنها راه ورود به سرسرای این چند هزار برگ نوشته ی منظم و یا پراکنده، که حاصل 9 سال کار انفرادی است، قبول و یا رد رخ داد پوریم در شرق میانه و وقوع طوفان در ترکیه است. بدون تعیین تکلیف با این پایه های نخستین، مطلب چندانی از این مباحث حاصل نمی شود. راه کار آن هم معین است. به یادداشت 104 و 163 رجوع کنید که تلخیصی از علامات و دلایل وقوع این دو حادثه است که بر روند تاریخ، سرنوشت اقوام و تمدن مردم شرق میانه تاثیر تعیین کننده داشته است، در همان محدوده و گستره ای که گفته ام و یا نشانه های اقناعی و قابل لمس. اگر از این یادداشت ها مردد بیرون بیایید و روشنی های تختگاه و طوفان هم راه این بررسی ها را روشن نکند، مباحث دیگر و از جمله قصد من از گشودن گفتارهایی در باب زبان فارسی و ترکی و به طور کلی ملت های منطقه به درستی درک نخواهد شد و همچنین است مندرجات یادداشت های متمم و مقتدری چون 34 و 130 و 131 و 137 و 160. بنا بر این نخست باید با ماجرای پوریم و طوفان نوح برخورد کنید و پایه ی تفحص را بر عواقب و صدمات ناشی از آن ها بگذارید و یا نگذارید. این همان درخواستی است که پیوسته ارائه داده ام: آیا پوریم و طوفان در این منطقه رخ داده است یا نه؟ جواب آری تاریخ دیگری را برای شرق میانه تدوین و تکلیف می کند و جواب نه همان راهی را می گشاید که زرین کوب و تمام مراکز داخلی و خارجی شناخت شرق میانه و اسلام رفته اند! و مسلم بدانید که راه میانه و سومی هم وجود ندارد. سلام برسانید.

چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 ساعت: 10:56

آقای ... قضاوت تاریخی در باب سئوال شما احمد و محمد را یکی می بیند. ضمنا تعیین جایگاه و مراتب پیامبر با خداوند است نه با عیسی. و نیز این اعمال مردمان یک کشور نیست، اسلام مسلط بر یک سوم از مسلمانان جهان است و تغییر احتمالی و آتی آن بنیان را معیوب نمی کند.


آقای هاتف. بسیار لاک پشتی پیش می رود و از مرحله ی حروف چینی گذشته است.

پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت: 1:0

آقای عابدی. مدیون زحمات شما هستم و از گرفتاری های شما کم و بیش باخبرم. با تشکر، ایراد مورد اشاره را برطرف کردم و در باب دوستانی که پس از سال ها قصد نقد یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را دارند، باید سعی شان را گرامی داشت و امیدوار بود بر جلای حقایق تاریخ این منطقه ی مظلوم که در تیررس توطئه های یهود قرار دارد، بیافزایند.

آقای پزشک. ممنونم و خدا با صابرین است.


آقای مهران حقیقت. بسم الله قدم پیش گذارید و تدوین کنید.


آقای حسین محمدی. اگر کسی تا این اندازه که ترسیم نقشه ی جغرافیای جهان مقدم بر 400 سال پیش ناممکن بوده، قدرت تشخیص ندارد، می تواند هر مقدار که مایل است، سخنرانی بی حاصل و اثر کند.

آقای عابدی. اجرا شد و اگر حساب روزهای جدایی را به این دقت نگهداشته اید پس هنوز با امنیت کامل فاصله دارید.

جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت: 19:0

فریبا خانم. نگران نباشید. حرف های این آقای "ها" بیش تر بوی شوخی میده، که گاهی از جدی هم غلیظ تره.

آقای ایمان. این بابا با اون کسی که میگفت ساسانیان هشت هزار سال در ایران حکومت کرده اند و چند نفر دیگر همگی در یک مکتب خانه درس خوانده اند.

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت: 0:26

آقای ناقد. برای کسی تعیین تکلیف نمی کنم تنها بدانید این تلاش ها برای کسانی که از مستند تختگاه و طوفان هم چیزی نمی فهمند، کاملا بی حاصل است. مثلا بارها نوشته ام که هر تحقیقی وظیفه ی مستقل خود را دارد، مثلا اگر در مدخل اثبات نادرست بودن اطلاعات بوستان و گلستان بنویسید که اصولا شخصیت سعدی و حافظ دروغین است، تحقیق مستقل شما به مسخرگی تبدیل خواهد شد، ولی کسانی به عمد و یا بر اثر عقب ماندگی ذهنی معنای این جملات را هم درک نمی کنند. وقت و امکانات تان را بگذارید بر سر توزیع سی دی ها. کارسازتر است. اینک صف بندی ها مشخص شده و برای جست و جو گر حقیقت فقط دیدار از عکس مسجد نیمه ساخت شیخ لطف الله، برای بیداری کافی است.

آقای پزشک. از مراحم شما ممنونم.


خانم نسرین. این گونه رسیدگی ها بسیار سودمند ولی غیر قابل اثبات است. مثلا تسبیح ها را می توان الگو گرفته از زینت گردن زنان گرفت که نمونه های هفت و هشت هزار ساله دارد.


آقای رحمانی. سود بردیم.


آقای یک مسلمان. حوصله کنید.

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت: 16:45

آقای س. به این فضله خوری ها اعتنا نکنید. نیرو و وقت و امکانان تان را برای توزیع سی دی تختگاه و طوفان بگذارید. این ها به پایان راه رسیده اند. این مطلب را به خوبی در اطراف خودشان احساس می کنند و لاجرم قبل از خفگی در زیر آوار حقیقت دست و پا می زنند. قوم پرستی ترک و فارس ندارد...


آقای هادی. چند تایی گردو فراهم و خود را سرگرم کنید و وارد کار بزرگ ترها نشوید.

آقای حسینی. دوستان از مرحمت شما سپاس گذارند و برای تان دعای خیر دارند. اگر خدا بخواهد به زودی سی دی با زبان های عربی و ترکی و انگلیسی نیز منتشر خواهد شد.


آقای کریمی. از موضوع سر درنیاورده اید احتمالا یادداشت ها را نخوانده و یا از مفاهیم آن ها چیزی نفهمیده اید.

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت: 22:50

آقای فتح. ممنون. ولی نتوانستم سایت لینک را باز کنم. تمام فیلتر شکن ها غیر فعال شده اند.

آقای یک مسلمان. الفبای مخصوص ژرمن ها دیگر چه صیغه ای است؟

آقای هادی. سی دی های مستند تختگاه هیچ کس را پیدا کن و ببین، شاید اندکی با قضایا آشنا شدی.

آقای عابدی. پنج روز پیش برای ایشان ارسال شده است. اگر تا دو روز دیگر نرسید مجددا خواهیم فرستاد.

آقای خرمی. درست نمی گویید. معمولا حقایق هول آور را مستقیم اعلام نمی کنند و مثلا به مادران بدون مقدمه خبر مرگ فرزندش را نمی دهند. این که سرپرستی عضو ضعیفی را به کوتاهی راه قله ای دور دل خوش کند، فریب دادن و دروغ گویی حساب نمی شود. مدیریت کردن مشکلی است که راه حل دیگری ندارد. اگر بخواهید به کودکی دوای تلخی بخورانید و قبل از فروبردن قاشق به دهانش بگویید "به به" است، راهی برای علاج او یافته اید و نه هیچ چیز دیگر. درست مثل این که دندان ساز قبل از فروبردن مته ی دندان تراشی به مریض بگوید نترس هیچ دردی ندارد!!! امیدوارم شیر فهم شده باشی پیرمرد.

آقای یه نفر. اون طرف دعوا کیه؟!!


آقای یکی. خیلی تبلیغاتی بود. برای این آقای محسن رضایی یک سری سی دی مستند تختگاه را بفرستید و از او نظر بخواهید، با سیمای واقعی خودش ظاهر خواهد شد و سکوت خواهد کرد. امتحان کردیم.

سه شنبه 15 اردیبهشت1388 ساعت: 15:41

آقای حسینی. من باب اطلاع عرض کنم که بسته ی ارسالی شما نرسیده است. بفرمایید از چه طریق فرستاده اید؟

آقای عادل. از ارسال آن لینک ممنونم.


دوستان با خبر باشند کتاب بی نظیر پاپیروس ها، که مبتدا و مقدمه ای بر نواندیشی در فرهنگ اسلامی است، با ترجمه ی خانم مهرناز نصریه در انتشارات کارنگ منتشر شده و در نمایشگاه کتاب عرضه می شود. این کتاب آموزشی در زمره ی محکم ترین مستندات در مباحث نو قرار می گیرد.


آقای R134. از ارسال لینک مربوطه بسیار ممنونم. امتحان کردم و بسیار کارآ بود.

سه شنبه 15 اردیبهشت1388 ساعت: 22:41

آقای مسعود. ویکی پدیا که یک منبع اطلاعات بچگانه و دست و پا شکسته است، که گمان های افواهی را جمع آوری می کند. فراموش نکنید تمام دائره المعارف های بزرگ دنیا نیز جز تکرار داشته های موجود، مطلبی ندارند که با تعهدی در اثبات صحت آن همراه باشد. یعنی داده های دائره المعارف ها نه فقط دلیل درستی موردی نیست بل اغلب و مثلا مانند نمایش خط اویغور و ارخون مشغول جا انداختن حقه های دانشگاه های کنیسه و کلیسا به مراجعه کننده اند، که ان شا’ الله به شرح آن خواهم رسید.


آقای نتاب. اثبات جاده بودن دیوارهای چین به طول همان دیوارها ادله ی مثبته دارد باید مرکزی با بودجه ی کافی به محل روانه شود تا آبرویی برای یهودیان جاعل و اشاعه دهنده ی دروغ باقی نماند.

آقای ایلماز. به شرط حیات و بدون تعیین روز و زمان معین گاه گاهی سر خواهم زد.

چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت: 6:6

آقای متقی. بنیان اندیشان علاوه بر مقالات پر تعداد، مدتی است دو مبنا و معیار برای تشخیص سلامت مباحثات را دارند: مستند تختگاه هیچ کس و اخیرا مستند طوفان نوح. از نظر پیروان بنیان اندیشی کس و یا کسانی که با دیدن تختگاه هیچ کس باز هم نیمه ساخت بودن تخت جمشید از نخست مخروبه را نمی پذیرند، آشکارا تجاهل می کنند و در مقیاس مباحثه و داد و ستد اندیشه نیستند و همچنین است مستند طوفان نوح. اگر کسانی به قرآن استناد می کنند اما آن پدیده ی جوی را که به توصیف قرآن منجر به پدید آمدن امواج آب به بلندی کوه ها و امکان راندن کشتی بر آن شده، عامدانه کوچک می کنند، سیلاب می خوانند و معجزه می دانند، نه رخ دادی طبیعی که نیازمند مکان مشخص است و به دنبال ده هزار برگ نوشته هنوز در باب پوریم دچار مشکل اند، پس با چنین کسانی که درکی از جان کلام این نوشته ها نداشته و در مبانی متوقف اند، باید از الفبا شروع و دعوت کرد که بار دیگر مثلا یادداشت 104 و دلایل وقوع پوریم و عوارض و حواشی و تبعات آن را بخوانند و برای ادله ی آن پاسخی بیاورند و همچنین است دلایل اثباتی وقوع طوفان در ترکیه که از جمله بقایای آن کشتی در میان کوه هاست که احتمالا از آسمان به زمین نیفتاده و نمی توان منکر آن شد. زمانی نوشته بودم که مستند طوفان، تختگاه دیگری برای ترکان است و اینک به معاینه می بینم که تعصب در هر حوزه و قوم و زبانی، شناس نامه ی واحدی عرضه می کند.

آقای کریمی. یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را از ابتدا بخوانید. مشکل تان رفع خواهد شد. مختصر بگویم در آن نوشته ها که می گویید سطری سالم و غیر جاعلانه یافت نمی شود.

چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت: 10:46

آقای naria. احمقان آمریکایی که از تاریخ نیاموخته اند و ندیده اند که چند قبیله ی افغان ارتش انگلستان را در چند دهه پیش مانند پشه له کردند و ارتش سرخ عملا شکست ناپذیر را با خفت از افغانستان بیرون راندند و هنوز به جای محاسبه ی منبع این قدرت پنهان گمان دارند با ارسال سی هزار سرباز و اعمال جنایات جدید خود را نجات خواهند داد، لیاقت سرنوشتی را دارند که ان شا’ الله به زودی شاهد آن خواهیم بود. مردم عراق هم که میراث شرق میانه ی ممتاز را در کوله بار خویش دارند، درس بزرگ دیگری به متجاوزین داده اند و خواهند داد. اینک تنها پرچم بلند مقاومت جهانی علیه یهودیان خیانت کار به فرهنگ و تمدن آدمی در بین النهرین و میان مسلمین برافراشته است.

آقای ایلماز. نه فقط آن تصویر مسجد شیخ لطف الله که نگاهی سرسری به یادداشت های 34 تا 38، 85، 95 تا 102، 123 تا 129، 136 و 137، 156 تا 158، 163 و 164 و 170 تا 174 هر متعصبی را از منبر هیاهو پایین می کشاند. تجارب این گفت و گوها و نوشتارها به خوبی نشان داده است که مردم منطقه ی ما و مسلمین همسایه چه آسیب کمر شکنی از انواع قوم پرستی دیده اند که لغت به لغت تبلیغ آن را یهودیان بر زبان ما گذارده اند. گرچه تجارب مقاومت اسلامی در این حوزه نشان داده است که در برابر این انبوه دشمن جز قرآن تکیه گاه دیگری برای هیچ یک از ما وجود ندارد.

چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت: 16:32

آقای بیجار. آدرس ما در نمایشگاه: سالن شبستان، راهروی 15، شماره ی 8.


آقای حسینی. ممنون. کنترل خواهم کرد.


آقای عادل. لینک اول ارسالی شما پیدا نشد و لینک دوم شاهکار بود. اگر موجب بیداری نازندگان به شاه اسماعیل صفوی شود. جالب این که اکثر نماهای نقاشی و عکاسی شده از میدان نقش جهان، که دیده ام، از زاویه ای است که مسجد شیخ لطف الله را نمایش ندهد!!!؟


آقای احسان. ادنی در قرآن به معنای نزدیک تر و سزاوارتر است: غلبت الروم فی ادنی الارض. روم، 3، یا و اقوم للشهاده و ادنی الا ترتابوا. بقره، 282. "الا تعولوا" هم به معنای "اگر می خواهید جور نکرده باشید" و "اگر می خواهید مستمند نشوید" و "اگر می خواهید آسیب نبینید" است که هر سه معنا از ریشه ی عله و یا علت می آید. این شاهکار فصاحت در قرآن است که با انتخاب مشتق "تعولوا" تذکر می دهد که انتخاب یک همسر و یا مراجعه به ما ملکت ایمانکم، موجب جلوگیری از ظلم و بی چیزی و صدمه می شود. مطلبی که بر سبیل تجربه نیز از عوارض آشکار چند همسری است.

پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 ساعت: 13:12

آقای عادل. ممنونم.


آقای حسینی. با تشکر دوباره واصل و به استاد غفوری مسترد شد.


آقای رضا. وقتی مدخل و مبحث نوی گشوده شود و کسانی زبان به هتاکی نگشایند، از آن که فحاشان از الواط و ته مانده های جوامع اند، پس آن مدخل و مبحث لمپن های فرهنگی را نیازرده است. بنا بر این باید به خود ببالم که ده سال است اهل چاله میدان دانشگاه نشین و غیر دانشگاه نشین را در نمایش ابراز نادانی بی کار نگذارده ام؟! آیا آن اساتید معروف را به یاد می آورید که در مرکز گفت و گوی تمدن ها ذخیره و آموخته های چاله میدانی خود را بیرون ریختند و حالا برای اجرا نکردن حکم دادگاه در سوراخ های خود پناه گرفته اند؟!


خانم سحر. مستند طوفان نوح در عین سادگی چندان نیرومند است که صاحبان خرد را به حقیقت تازه ای هدایت کند. مسلم بدانید اگر با همین دلایل وقوع طوفان را به چین و آفریقا و مرز میان کانادا و آمریکا و یا مکزیک و شیلی می کشاندم، مخالف خوانی نداشت، مشکل این است که بروز طوفان در ترکیه قصه های تاریخی قوم پرستان ترک را می شوید و با خود می برد!

شنبه 19 اردیبهشت1388 ساعت: 1:21

آقای بهروز. کتاب اسلام و شمشیر را بخوانید تا متوجه شوید سطری از نوشته های دشتی و یا به عبارت صحیح تر کتاب علی نقی منزوی، در 23 سال، صحیح نیست.


آقای R134. این کتاب در سال 1352 در انتشارات فرهنگ ایران زمین چاپ شده است. احتمالا در کتاب خانه ی ملی بیابید.

شنبه 19 اردیبهشت1388 ساعت: 23:17

آقای riza. در آن خطه بوده ام و باور کنید اگر ازبکی را ترک خطاب کنی عصبانی می شود و در عشق آباد مردم با آن فارسی صحبت می کردند که حالا می دانیم از کجا رسیده و خود را خراسانی می خواندند.

آقای ایلماز. به رعایت ضعف قلب کسانی که هم ترکند و هم دل شان برای غزل های حافظ قیلی ویلی می رود و غنج می زند، یادداشت آخر را خلاصه گرفتم وگرنه ماجرا بسی لجن تر از آنی است که خوانده اید.

آقای پزشک عرب آبادانی. ممنونم. می گویند این یادداشت ها را عرب ها می نویسند و برای من می فرستند تا با نام خودم نصب کنم. بی رحم ها را چندین بار گفته ام که سی دی بفرستید باز هم دست نویس می رسد و باید دوباره تایپ کنم! شما واسطه شوید!


آقای مهران حقیقت. دور خودش می چرخد و هنوز تکلیف اش را مثلا با پوریم معین نکرده است.

آقای حسینی. ممنونم و فردا خواهم دید. در ظاهر اشکال کوچکی بروز کرده و یک عدد صفر گم شده است!

آقای بابک. نوادگان آن جهود عهد احمد شاه هنوز هم اختیار سایت های باستانی ما را به دست دارند و کسانی از خودمان شب و روز خدمت شان را می کنند.


آقای تلمیذ. بحث ماملکت ایمانکم را هنوز تمام نکرده ام. همین قدر بدانید که کنیز خواندن آن ترکیب به هر بهانه و با هر تمهید اعلام نادانی نسبت به مفاهیم مستقیم آیات قرآنی است.


آقای مهران حقیقت. این شیرین ترین افسانه ای بود که در باب دومینیکن ها خوانده بودم. نه هفتصد سال پیش تجمعی در حد یک ده فکسنی در ایران بوده و نه هنوز شاه عباس را در تاریخ ایران یافته ایم. زیرا دیدیم که مسجد شیخ لطف الله او را در زمان ناصر الدین شاه می سازند!


آقای علی از مالزی و آقای طالب حقیقت. ممنونم. امیدوارم مقوله ی دشمن شناسی در میان مسلمانان به یک رویه ی روزانه بدل شود.


آقای مسلمان زاده. و هنوز خبر ندارید چه در پیش است. آن شیوه ای که اندک اندک این مباحث کلان و دشوار را چنان پیش برد که امروز بسیاری کسان به آسانی هویت یهودی زبان فارسی را می پذیرید، خود یک مکتب نوین است و هرچند موجب بروز توهماتی در کسانی شد که از انتهای سرنوشت فرهنگ و زبان و هویت قوم خود هراسان اند و آرزو دارند و تقریبا التماس می کنند که در توصیفات سالیان پیش باقی بمانند، اما عروج ظرفیت دریافت را در لایه ی بزرگی از مردم مشتاق دانایی نیز موجب شده است.

یکشنبه 20 اردیبهشت1388 ساعت: 6:49

آقای ؟. مبارک است!


آقای دهقانی. سلام مرا به دوستان و دشمنان در شیراز برسنید. درصددم که هرچه سریع تر سفارش را آماده کنم.

آقای علی رضا. دو توصیه هم من برای اعضای بنیاد نیشابور دارن.
1. وقتی قرص بالا انداخته اید دست به قلم نبرید
2. مستند تختگاه هیچ کس را برای تازه واردان به بنیادتان نمایش دهید تا دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکنند.

یکشنبه 20 اردیبهشت1388 ساعت: 12:15

آقای حسینی. هیچ یک از دو بسته ی ارسالی شما نرسیده. احتمالا اشتباهی در اعلام آدرس و شماره پیش آمده است. لطفا اگر ممکن است از روی رسید آدرس کامل ارسال را بفرستید.

دوشنبه 21 اردیبهشت1388 ساعت: 0:1

آقای بی نام. مقرر است که وجه بی آبرویی دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب در علوم انسانی کامل، و ریزه خواران داخلی آن ها رسوا شوند.


آقای سقز. پروسه ی مهاجرت های جدید به کردستان را در نظر داشته باشید.

آقای جست و جو. آن کتاب را پیدا نمی کنید، ترجمه دیگری دارد به نام خزران که در انتشارات خوارزمی موجود است.

آقای محمدی. اگر بخواهیم برای ناسیونالیسم مطلقا کور مثالی بیاوریم کردها نفر اول در جهانند.

آقای خرمی. امروز در نمایشگاه صحبت شما بود و از واسطه احوال تان را جویا شدم. قضایا چنان نیست که می فرمایید و تعجبی هم ندارد. گاهی خرفتی به مقتضای گذر عمر طبیعی می شود، که شکر خدا و با آرزوی سنوات بیش تر، جناب عالی به 90 هم نزدیکید. منظورم این که بر سبیل روش اگر کسی در هر سن و با هر اطلاع و آگاهی، پرسشی را با زبان موجه طرح کند، قطعا پاسخی خواهد گرفت. اما با آن مدعی که از 213 یادداشت گوهرین چیزی نفهمیده و به جای سئوال، نظریات آبدوغ خیاری قوم پرستانه ردیف می کند، کاری نمی توانم کرد، جز این که در سایه بماند. از تمجید یادداشت آخر ممنونم و مطلب هنوز درز گرفته نشده است. امیدوارم وصیت درباره ی کتاب های ات را فراموش نکنی، جهود ناب!

دوشنبه 21 اردیبهشت1388 ساعت: 13:17

آقای تلمیذ. اثبات هرگونه جنگی میان مسلمین و دیگران در زمان نزول قرآن و حتی بعد از آن ممکن نیست. ضمن این که خداوند هرگز اجازه ی تجاوز به همان اسیری را هخم که شما می گویید نمی دهد!

جناب استاد غفوری. وقت ارزشمند تان را در مباحثه با کسانی که خود را درگیر بنیان ها نمی کنند، تلف نکنید. با کسی که شکافته شدن دریا با ضربه ی عصا را معجزه می داند و فرمان خداوند به نوح را که کشتی بساز، باز هم معجزه می داند، بقایای کشتی در ترکیه را عوارض طبیعی می انگارد، خلاف تشخیص قرآن، یهود و صهیونیسم را از هم جدا می کند، هنوز تکلیف خود را با پوریم معین نکرده، در باب حمله ی عرب به ایران مردد است، بالاخره نمی گوید که چنگیز و تیمور و هلاکو و غیره حقیقت تاریخی و یا افسانه اند و تنها نگرانی اش دست نخورده ماندن قصه های موجود درباره ی ترکان است. با چنین کسانی باید از الفبا شروع و دعوت کرد که بار دیگر تمام مطالب را بخوانند. این گروه قوم پرست هنوز حتی با اسلوب این تحقیق آشنا نیستند و حرف های بچگانه و تکراری و از روی ناگزیری و درماندگی درباره ی تناقضات در نوشته ها می زنند که لااقل ده بار در باب تک تک آن ها توضیح داده ام. ابلهی از میان اینان کاری به مستند تختگاه ندارد که تکلیف همه چیز را تعیین کرده، به این کشف دل خوش است که مثلا من در کتاب نخست از نیمه کاره بودن تخت جمشید و یا مسئله ی حضور ترکان چیزی نگفته ام!!! این حضرات جنبه و مایه ی درک پیوستگی خیانت به تاریخ و ادب و فرهنگ و دین منطقه ی ما را ندارند و به گونه ای سخت عقب مانده می گویند که جاعلان فقط در باب اقوام دیگر این حوزه دروغ ساخته اند نه درباره ی ترکان!
با این همه مشکل بزرگ ترشان این است که به خوبی فهمیده اند پیش از ظهور پورپیرار چشم و گوش بسته بوده اند! به کارهای در جریان رسیدگی کنید استاد غفوری بزرگ و عزیز.

سه شنبه 22 اردیبهشت1388 ساعت: 2:32

آقای ؟ . از ارسال لینک های جدیدتان بسیار ممنونم و از دیدن عکس های زیبای پیرامید کوکولکان بسیار لذت بردم. نکات عجیبی در معماری آن پیرامید است که هنوز پاسخ لازم فنی را ندارد. اما متاسفانه لینک تابلوی موزه ی ارمیتاژ باز نشد. باید تابلوی مسخره ای باشد زیرا که سال 1812 روس ها مسکو را برای مقابله با سپاه ناپلئون کاملا سوزانده بودند و تصور جنگ میان ایران و روس در آن زمان فقط مضحک است و بس. به احتمال زیاد آن تابلو باید متعلق به صحنه ای از جنگ های روس ها با سپاه ناپلئون باشد. در مورد آن نقشه گسترش فتوحات مغول هم به تر است چیزی نگوییم. نظیر نقشه های سنگی جدیدی است که اخیرا بر دیوار کلئوزوم از عهد امپراتوران روم نشان می دهند که در آن نقشه ی خلیج فارس هم آمده است!!!! در مورد سکه های ساسانیان نیز بدانید که همین اواخر یک کارگاه ضرب سکه های ساسانی با تعداد زیادی سکه ضرب خورده و نخورده در سوئد یافت شده است!!! اگر بتوانید تصویر آن را در وب بیابید ممنون می شوم. در مورد آن حاکم اصفهانی قرآن وقف کن در قرن چهارم هجری نیز به تر آن که نخست اصفهان قرن چهارم را پیدا کنیم، بعد حاکم قرآن وقف کن آن را.

آقای آزاد. اولا که قضاوت درباره ی آن جوی آب نیازمند دیدن تصویر است و در ثانی به جای جوی آب بد نیست ابتدا سقف تالار آپادانا را نشان دهند. از زحمات شما در پخش مستند ممنونم. اگر آدرس بگذارید نسخه هایی از مستند طوفان نوح را هم برای تان خواهم فرستاد.


آقای حق گو. که به چه دردشان بخورد، اگر زبان فارسی را ندانند؟!!! و اگر فارسی می دانند پس چرا بار دیگر همان متون را با حروف عبری نوشته اند؟!!! مطلب ساده است: زبانی برای یهودیان آشنا را با خط آشنا و قدیمی عبری نوشته اند. نسخه های فارسی اما با خط عربی کنونی نمونه های قلابی همان کتاب های به اصطلاح فارسی با خط عبری است ، که البته درک کامل مطلب به باریک شدن عمیق در مدخل نیازمند است تا دریابید با چه سهولت از منطقه ای فاقد آثار حیات معمول آدمی یک ملت قدیم با فرهنگ متعالی بیرون کشیده اند؟! کافی است ماجرا را از زمان نیمه کاره رها شدن تخت جمشید، یعنی از اجرای پوریم دنبال و دانه های پراکنده ی دروغ را درهم کنید تا زنجیر کنونی بر دست و پای مردم منطقه بافته شده باشد.

آقای پیگیر. همه اشکال در همین است. مگر اصفهان و یا حتی ایران چند مسجد شیخ لطف الله دارد؟!!

چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت: 2:32

آقای؟. از زحمات شما ممنونم. علامت روی توپ لوگو و آرم مربوط به فعالیت های اتمی است.

آقای مسعود. کاملا موجه است که در باب اهرام ها بیش از این ها کنجکاو بود که البته شامل معابد آسیای جنوب شرقی نمی شود. به چند یادداشت بعد توجه کنید.


آقای آرش. واقعا که ترک زبانان ایران باید از میان جوانان به تولید خردمندان منطبق با مسائل فرهنگی معاصر بپردازند زیرا از بقایای فرقه و غیره، چنین سخنان نخ نمایی خواهیم شنید، چشم و عقل درک درست از یک مستند را ندارند و واقعا در برخورد با طوفان نوح بی جنبه تر از فارس پرستان و عکس العمل شان در برابر تختگاه هیچ کس عمل کرده اند.

آقای تلمیذ. هیچ قسمتی از آن سخنان متوجه شما نبوده است. الا این که اثبات وقوع جنگ درمیان مسلمین با دشمنان شان تقریبا در هیچ دوره ای میسر نیست و اسناد مطمئن ندارد.


آقای علی. علت را از ازبک ها و تاجیک ها و قرقیزها و باشقیرها و مغولان و غیره بپرسید.

آقای دهقانی. سفارش شما ارسال شد.


آقای پیگیر. تعیین زمان 130 سال برای کهنگی آن عکس مسجد شیخ لطف الله، بر مبنای حد اکثر ممکن بود، در حالی که بر سر عکاس در سایه اش کلاه پهلوی است که عمر عکس را حد اکثر به 80 سال می رساند. جوینده ی حقیقت با دیدن همین عکس تکلیف خود را با کتاب های تاریخی در کتاب خانه اش روشن می کند.

آقای اترش. قرآن را به عنوان سند تاریخ و بررسی های اجتماعی دوران طلوع اسلام کاویده ام و معتقد به معنا گذاری های بر اساس حدس و گمان بر الفاظ آن نیستم، زیرا خداوند مستقیما چنین کاری را نهی کرده و دیدیم که گاه حتی منجر به کنیز شناختن یک ترکیب صریح کلمات قرآنی شده است. معنای آن چه را که از متن آشکار لغات قرآن درنمی یابیم باید به خداوند و صلاح دید او سپرد. دکان های فضولانه ای چون یافتن معنای جن و از این قبیل با سرمایه ی یهودیان می گردد. ورود به آن نیز جرم و حتی کفر است. در آن باب با خانم نصریه از طریق وبلاگشان تماس بگیرید. به گمانم بیش تر باید در اندیشه ی عمل به آیات صریح قرآن بود تا کنجکاوی منجر به تاویل در آن مباحثی که خداوند خود متشابهات یعنی اشارات و شبیه سازی ها نام داده است.


آقای محمدی از سنندج. ایشان را یک صاحب نظر فرهنگی می دانم و قریب به یقین حاصل برداشت های مطالعاتی و تجربی مستقل خویش را ارائه می دهند.

شنبه 26 اردیبهشت1388 ساعت: 0:17

آقای اربابی. زمانی نوشته بودم که تعلق از مورخ فریب کار می سازد، تعلقات ایشان به زبان فارسی گرچه اندکی غریبه و عجیب است، اما پیش از این نیز برایم آشنا بود و از ایشان پرخاش می شنیدم که به کار حافظ نپردازم، زیرا که آن شاعر قلابی را بسیار گرامی می دارند!!!؟
حقیقت این که شبه روشن فکران کنونی راه گریزی ندارند، جز این که از کوچه علی چپ عبور کنند و چنین است که هرگز در باب هیچ مدخل اصلی این یادداشت ها نظر نهایی ارائه نمی دهند، زیرا اگر فقط یکی از این همه ورودیه را برای گذر از تاریخ منطقه بپذیرند همه چیزشان به باد فنا خواهد رفت.
1. نمی گویند سرانجام وقوع پوریم را قبول می کنند، یا نه؟
2. اعلام نمی کنند سرانجام تخت جمشید را نیمه ساخت شناخته اند یا نه؟
3. نمی گویند آیا یونانی بودن اشکانیان را قبول دارند؟
4. نمی گویند آیا می پذیرند امپراتوری ساسانیان و به دنبال آن تمام سلسله های اسلامی ساختگی است یانه؟
5. معلوم نمی کنند آیا حمله ی عرب به ایران را باور دارند یا نه؟
6. در باب وقوع حمله مغول و دنباله تیمور و هلاکو و غیره اظهار نظری ندارند و نمی گویند آیا آن وقایع را رخ داده و یا افسانه می دانند.
7. حاضر نیستند تکلیف شان را با مبحث نوساز بودن شهرهای ایران و اختصاصا اصفهان و شیراز روشن کنند.
8. نمی دانیم پس از خواندن آن همه ردیه های مستند و به خصوص نمایش تصویر نوساز بودن مسجد شیخ لطف الله، درباره سلسله صفویه چه اعتقادی دارند؟
9. در موضوع عدم امکان نگارش به خط عربی و فارسی تا قرن دهم هجری نظری نمی دهند.
10. حالا هم در برابر اسناد اثباتی وقوع طوفان نوح و انتقال زبان محلی یهودیان به تاریخ و ادب فارسیان، حتی بی آن که منتظر پایان مبحث و مقوله شوند، دستپاچه به ردیه نویسی سبک پرداخته اند زیرا قوم پرستی نهادینه آنان احساس خطر می کند.
تردید نکنید پذیرش حتی یکی از موارد بالا، تا سطر آخر این نوداده ها را تایید و تحکیم می کند. این است رمز آن درماندگی و به چپ و راست زدن های موجود. آن ها با زیرکی کاسب کارانه نیک دریافته اند که نباید تکلیف نهایی خود را با مراتب بالا معلوم کنند تا پیوسته راه گریزی در مقابل داشته باشند.

آقای دهقانی. اندکی دیگر حوصله کنید. بر پای دروغ پراکنان درباره ی مردم ممتاز این منطقه، کفش که هیچ، حتی جورابی هم به امید خدا باقی نخواهد ماند.

شنبه 26 اردیبهشت1388 ساعت: 10:32

آقای نصرت خان. حالا که خوابیده پارس می کنند و در واقع ونگ می زنند، آن زمان هم که کف از دهان می ریختند، کاریکاتور و چاقو می کشیدند و می خواستند زنجیر پاره کنند، ترسی از بنده ای نداشتم و می دانم غالب این نوشته ها درقالب عقول قوم پرستان و دروغ پسندان نمی گنجد. پیش تر هم نوشته بودم که داور نهایی دوران است. باید به انتظار زمانه ماند تا تکلیف نهایی هر اندیشه ای را معین کند. فعلا که حباب ها یکی پس از دیگری بی صدا می ترکند.

یکشنبه 27 اردیبهشت1388 ساعت: 10:23

آقای هیوا ایزدی. برداشت شما از آیات ابتدایی سوره ی اسرا، چون آن ها را پیوندی و مرتبط می خوانید غلط است. آن جا فهرست عنایات الهی نخست به بنده ای است که میان مسجد الحرام تا مسجد الاقصی سیر داده می شود، آن گاه بیان عنایت دیگری است که خداوند با ارسال کتاب نصیب موسی و قوم اش کرده، تا بر غیر خدا توکل نکنند، سپس از سوار شدگان بر کشتی نوح، به عنوان بندگانی شکر گذار، و البته بدون ارتباط با قوم بنی اسراییل، یاد می کند. اتفاقا آیات نخستین سوره ی اسرا اشاره ی واضحی است بر این که بنی اسراییل تا زمان نبوت موسی بت پرست و طغیانگر بوده و نمی توانسته اند در زمره ی ذریه ی همراهان نوح قرار گیرند، که قرآن آنان را عبد شکور می خواند.

آقایان بابک و مهران و توحید. ممنونم.


آقای حسین. ممنونم. از عوارض تایپ نیمه شبانه است.

یکشنبه 27 اردیبهشت1388 ساعت: 22:39

آقای سنجری. مسجد جمعه ی قرن پنجمی اصفهان بنا بر شناس نامه ی کنونی و قلابی آن و مسجد جمعه ی تازه ساخت حاصل تحقیقات درباره ی اصفهان است.


آقای بچه مثبت. تا وقتی کتاب مستطاب دده قورقور را دم دست دارید چرا ادای بزرگ ترها را در می آورید و یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را می خوانید که مطالب آن را نفهمید و جوش بیاورید؟

آقای naria. شناسایی شخصی و نزدیک از ایشان ندارم و به گمانم کتاب های شان را در مقابل دانشگاه تهران پیدا کنید. ارزش گذاری بر کارهای او و یا هرکس دیگر تا زمانی که قادر نباشند در مقابل مدخل پوریم اظهار نظری کنند، مطلقا منفی است.

دوشنبه 28 اردیبهشت1388 ساعت: 11:49

آقای ؟. از چنین راویان و آن گونه کرامت ها بسیار شنیده ایم. افسوس که ابزاری برای تشخیص صحت و سقم آن نداریم.

آقای هیوا ایزدی. چند بار همان پاسخ قبلی را، با دقت بیش تر بخوانید.


آقای عابدی و آقای reza71 و دوستان دیگر. نسخه ی انگلیسی طوفان نوح آماده است. لطفا برای نصب در سایت ها به استاد غفوری رجوع کنید.

سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت: 2:32

آقای کارن. مهم نیست مطلب نوشته ای به سود یا زیان کسی باشد، مهم فقط درستی یا نادرستی آن است. یاد بگیر جان من به کارت خواهد آمد...


آقای مسعود. ممنون از ارسال لینک ها.


آقای؟. ممنون از ارسال لینک ها. وجود همین اشیا’ بدون شناس نامه و به طور واضح قلابی و سرهم بندی شده و غالبا مضحک، در مهم ترین موزه ی اسلامی ترکیه، عالی ترین شاهد است بر دروغ بودن تاریخ عثمانی، چنان که در باب صفویه می بینیم.


آقای reza71. با تشکر در زمانی که اعلام کرده اید و در همان محل آماده است.


آقای حسینی. متاسفانه هنوز هیچ یک از بسته های ارسالی شما نرسیده است. اگر مایلید اطلاعات بیش تری بفرستید.

آقای فتح. به طور کامل منظور شما را درک نکردم، ولی بدانید که یهودیان برگ سالمی در مجموع فرهنگ انسانی باقی نگذارده اند.

پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 ساعت: 4:46

آقای فتح. اوضاع در این زمینه چندان نامناسب است که حتی اعلام یافتن نسخه ی تازه ای از تورات و یا انجیل نیز می تواند با قصد فریب معین و تازه ای صورت گرفته باشد. در حال حاضر به عللی که قبلا برشمرده ام هرگونه ارجاع غیر نقادانه به تورات و انجیل، خصوصا به عنوان سند تاریخی، گول زدن دیگران است.


آقای naria. حتی ویکی پدیا نیز مجاز نیست قرقره های بی سند اشخاص را به عنوان حاصل فرهنگ جاری منتقل کند، کاری که در باب زبان و خط فارسی و عربی انجام داده است. منظورم این که این دکان ها را برای کمک به انتشار اطلاعات قابل اعتنا باز نکرده اند در آن جا فقط داده هایی ثبت می شود که در جهت عمده موید دروغ های تاریخی و فرهنگ جا افتاده ی کنونی و مورد قبول یهودیانی باشد که کارگردان این گونه امورند. اگر حوصله دارید برای تصحیح دروغ های مندرج در ویکی پدیا از جمله در باب زبان به اصطلاح فارسی و یا عربی اقدام کنید، توضیحات شما را نگه نخواهند داشت. چنان که شخصا بارها و از جمله در باب پروفایل خودم آزموده ام. در یک کلام مردم دنیا با جانورانی فرهنگ خوار طرف اند.

پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 ساعت: 17:36

آقای حسینی. برای آخرین بار یادآوری می کنم که هیچ یک از بسته های شما را دریافت نکرده ام.

یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت: 0:49

دوستان. ظاهرا چند روزی بخش کامنت های بلاگفا یا بسته و یا دچار اخلال بود که به حمد الله رفع شده است. به هر حال از تاخیر در ارسال برخی از پاسخ ها عذر می خواهم.


آقای احسان و آقای توحید. خداوند لا اقل در دو آیه، 7 آل عمران و 35 غافر بندگان را از مجادله بر سر معانی آیات و کلمات قرآن پرهیز داده است. حقیقت این که در حد اکثر بی غرضی و تیز هوشی و تسلط به زبان عرب هم، هر یافته ای از جانب هر بنده ای هرگز نمی تواند گفتار خداوند فرض شود و کسانی که برای معنا یابی در مبهمات قرآن مثلا واژه ی جن معرکه می گیرند، درست مانند شیرین کاری های مترجمین و مفسرین و داستان سرایانی که در باب شان نزول نقالی می کنند، دارندگان زیغ در قلب خویش اند. اما در عین حال نمی توان در برابر مترجمینی که عامدانه قتال را قتل و ما ملکت ایمانکم را کنیز و ربیون را کشتار معنا می کنند و یعقوب و اسراییل را از قول قرآن هم یکی می دانند، ساکت بود و باید پرده از کارشان کشید. از این قرار آن کلمات قرآنی که در ترجمه و تفسیر مورد سو’ استفاده ی کشیشان و خاخام ها قرار نگرفته نیازمند جدل لفظی نیست. کارهای بس مهم تری هم هست.

آقای اترش. بنا بر صریح چند آیه در قرآن اسباط همانند ابراهیم و یعقوب و اسماعیل ربطی به یهودیان ندارد. در قرآن قویم جز دو خطاب برای یهودیان نیامده است: بنی اسراییل و یهود.


آقای علی رضا. از محبت ها و تعارفات شما سپاس گذارم.


آقای بی نام. ممنونم.


آقای احسان از آذربایجان. خوش قولی کنید و تصاویر را بفرستید. البته با کسب اجازه از بزرگترها! ممنون

آقای بچه مثبت. به نظر می رسد هنوز اوغلانی و سرت با قصه ها گرم است! مواظب باش گولت نزنند؟!

آقای reza71. همگی از زحمات شما بسیار سپاس گذاریم.

یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت: 7:30

آقای بچه مثبت. مگر روزنامه نمی خوانی؟ کیانوری سال هاست مرده و دکان اش نیز بسته است!!؟

آقای naria. این آثار در تمام کشورهای جهان از جمله در اروپا و آمریکا و استرالیا و آفریقا نیز دیده شده و وفور آن بسته به کثرت محیط های زیست سنگی و وجود غارهای کهن مسکون کوهستانی است. بخشی از آن چه در ایران دیده شده به دلایل معین یا حاصل تقلید چوپانان از یک نقش اصلی و یا وقت گذرانی شیطنت آمیز محیط بانان و زمین شناسان و معدن یابان در دهه های اخیر است که اشتیاق ارسال گزارش به این و آن را داشته اند. من کتاب را ندیده ام ولی پیش از این لااقل با چند صد قطعه تصویر از انواع این نقش ها و یا عین آن ها را در بخش بزرگی از کوه های ایران دیده ام که نیمی از آن ها قلابی و جدید بود. اسلوب تشخیص کهنه و یا تازه خش انداخته شده ی این تصاویر بسیار جالب و شیرین است که پس از بازدید از کتاب خواهم نوشت. ضمنا علی رغم هیاهوهای سوپر احمقانه ی جدید این گونه آثار نه فقط نمایاننده ی هیچ گونه تمدن و همکاری جمعی نیست، بل از وجود عقب مانده ترین مرحله ی تجمع در دوران کهن سنگی حکایت می کند.

آقای جلال. لطفا به سایت www.naria.info رجوع کنید.


آقای نیما ارمین. با مطلالب گفته شده سرسری آشنایید و حتی ممکن است اصلا نخوانده باشید. یادداشت های شماره ی 80 تا 90 و به خصوص یادداشت شماره 104 را دقیق و عمیق بخوانید و به سئوالات آن نزد خودتان پاسخ دهید

آقای توحید. یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ تنها بخش مربوط به کتاب سوم یعنی برآمدن صفویه است. مطالب مرتبط با برآمدن مردم به خواست خدا به دنبال خواهد آمد که به گمانم بسیار مفصل تر و مهم تر است. از محبت

یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت: 18:30

خانم نازنین. به وبلاگ او سر خواهم زد و شما نیز سلام مرا برسانید. شادی آور است که پرهیز از ساده اندیشی در میان موجی از جوانان جوانه می زند. در عبور از مشکلات موفق باشید.


آقای یه نفر. از انبار دروغ بسیار زیاد مانده، ولی از امتداد عمر بسیار کم.


آقای سعید. تنها مشکل شما این است که به دفعات از حضور ملت ها در زمانی ناممکن سخن می گویید، حال آن که بر مبنای بقایای مادی در سراسر منطقه ی ما، در مقطع آغازین این حقه بازی ها تجمع ملی و یا حتی قومی مشخص و معتبر و با هویت و دیرینه ی تاریخی دیده نمی شود و هیچ یک از ملل و اقوام کنونی فارس و ترک و تاجیک و ازبک و غیره هنوز نام گذاری نشده اند و کسی جز زبان حوزه ی زیستی کوچک غالبا یهودی خود را نمی داند که در یک واحد معین، مثلا ترکی نیز، به صد گونه است. به گمانم هنوز باید خواندن چند یادداشت دیگر را تحمل کنید.

آقای حمایت از... باندی که گرداگرد موسوی جمع اند از بی رحم ترین عناصر شوونیست و فارس پرست و دشمن بی مهابای موجودیت اقوام دیگر غیر فارس اند. کافی است به موضع رهبرانه ی خاتمی در میان آنان توجه کنید.

ارسال شده در یكشنبه، ۰۸ شهریور ماه ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان