پاسخ ها، ۴۰، دی 87

 

پنجشنبه 5 دی1387 ساعت: 12:49

توسط:ناصر پورپیرار

خانم امت الله. نگفته معلوم است کدام بخش را پسندیده و کدام قسمت را نپسندیده اید!!! فرقه گرایی در همه جا تظاهری آشکار و یکسان دارد.

آقای؟؟!!. در اصطلاحات موجود در امورات فرهنگی دو اسلنگ هم ساخته اند: شیرفهم و خرفهم.

 

پنجشنبه 5 دی1387 ساعت: 21:30 توسط:ناصر پورپیرار

خانم امت الله. دریافت از مداخل کلان به آن آسانی نیست که گمان کرده اید چنان که دائما در ارتباط با مطالب این وبلاگ گیج می زنید.

آقای دهقانی. خسته نباشید.

آقای تاريخ اسلام در اندونزي. آن مورخی که به مطالب کتاب مارکوپولو و ابن بطوطه استناد می کند، به تر است ماست بندی باز کند.

جمعه 6 دی1387 ساعت: 6:25 توسط:ناصر پورپیرار

آقای دوست. کسی، هرکسی، که از ابراز نظر درباره ی مستند تختگاه هیچ کس طفره می رود و یا آن را عامدا نمی بیند، آنوسی است.

خانم امت الله. آیا تاکنون مجموعه یادداشت های اسلام و شمشیر را خوانده اید؟!!

جمعه 6 دی1387 ساعت: 12:17 توسط:ناصر پورپیرار

آقای بی نام. آدرس تان را در پیام خصوصی ارسال کنید، کتاب ها همراه صورت حساب ارسال خواهد شد.

آقای یک مسلمان. یادداشت 192 و چند یادداشت آتی مقدمه ای است بر شناخت دو دولت صفوی و عثمانی. امیدوارم خداوند فرصت بیان را فراهم کند.

آقای رضا. ممکن است در ایران چند صد نام فامیل مشابه وجود داشته باشد که لابد سرنوشت و روش مشترک ندارند!!! البته استاد غفوری خود پاسخ شما را خواهند داد. اما اصطلاحا اندکی به کاهدان زده اید زیرا فامیل استاد ما غفوری است و نه غفوریان و در حال حاضر نه در 209 که مشغول تدوین شبانه روزی کلیپ طوفان نوح اند.

جمعه 6 دی1387 ساعت: 17:12 توسط:ناصر پورپیرار

خانم امت الله. از نصایح شما ممنونم. پس از دیدن وبلاگ تان موکدا توصیه دارم مجموعه مقالات اسلام و شمشیر را بخوانید، دوباره در اسلام متولد و با قرآن به صورتی نو آشنا خواهید شد. می توانید مقالات را از سایت www.naria.info بردارید و یا در کامنت خصوصی آدرس بفرستید به صورت کتاب ارسال خواهد شد.

آقای؟. ممنون. لینک مربوط به بلر فوق العاده بود. ظاهرا مقاومت مومنانه ی مردم عراق مانند ضربه ای او را از خواب پرانده و به راه راست کشانده است. در باب آن کامنت خصوصی توضیح بیش تری بدهید.

شنبه 7 دی1387 ساعت: 1:45 توسط:ناصر پورپیرار

آقای دهقانی. اندونزی یکی از مراکز بزرگ تعلیم و قرائت قرآن و نیز برگزاری مسابقه تلاوت آن با اصوات خوش است.

آقای رضا. در همین جا ای میل بگذارید خودشان با شما تماس خواهند گرفت.

آقای دوست. به هیاهوی اینان توجه نکنید در پس آن یک فارس پرستی ناب پنهان است هرچند به ظاهر بلند گوی ترکان آذربایجان شده است.

آقای یک بنیان اندیش. اندکی دیگر حوصله کنید.

آقای؟. بعید است هنوز به دنبال این قصه های فرقه گرایانه ی فاقد سند باشید.

یکشنبه 8 دی1387 ساعت: 0:19 توسط:ناصر پورپیرار

آقای علیرضا. یهودیان آب در هاون می کوبند و فقط پرونده ی جنایات شان را قطورتر می کنند. فلسطین و به طور کلی مسلمین به تایید الهی شکست ناپذیرند، حتی اگر تمام زمام داران شان آنوسی باشند.

خانم امت الله. کاش بر آن جمله "خواننده را به مرحله ای می رساند که اعتمادش را از هر نوشته و روایتی برمی دارد"، کلمه ی حدیث را هم اضافه می کردید!

آقای سرباز. از هر زاویه که نگاه کنیم، همگی مشغول انجام وظیفه ایم و بس. آن زمان نزدیک می شود که کفش نپوشیم مگر برای پرتاب به جمجمه ی انواع بوش ها!

آقای دوست. در صحت این نظر تردید نکنید که یونسکو کنیسه ای است پهناور که در هر کشوری دری گشوده دارد.

یکشنبه 8 دی1387 ساعت: 22:22 توسط:ناصر پورپیرار

آقای صمیمی. به زانو درآوردن اسراییل و همراهان بله قربان گوی شرقی و غربی و داخلی و خارجی اش یک راه آسان دارد: مسلمین شیرهای نفت شان را ببندند. همان نفتی که تبدیل به بنزین هواپیماهای اسراییل برای بمباران غزه می شود. والسلام و بقیه تعارف و بی اثر است.

خانم امت الله. می تواند صحیح باشد، زیرا خط و حتی زبان کنونی مردم اندونزی بسیار تازه ساخت است، اما متاسفانه در این باب شخصا پرس و جوی جداگانه نکرده ام.

آقای سجاد. کامنت خصوصی شما را پس از خواندن برابر معمول و احتیاطا حذف کردم و در نتیجه آدرس ای میل شما نیز از دست رفت. اگر ممکن باشد آدرس ای میل تان را مجددا در پیام خصوصی دیگری ارسال کنید.

آقای؟. از ارسال لینک ها بسیار ممنونم. بعضی حرف های نشنیده در آن ها بود.

دوشنبه 9 دی1387 ساعت: 14:54

توسط:ناصر پورپیرار

آقای فتح. غالب بل تمامی پیام های شما خصوصی است و ظاهرا نباید خواننده ی دیگری داشته باشد. آن پیام مربوط به فتوای آقای سیستانی هم رسید. برخی دوستان دیگر هم از آن با خبر بودند و به هر حال از شما بسیار ممنونم. در باب ادامه ی مطالب هم جایی نوشته بودم که به تر است اندکی دیگر حوصله کنید.

آقای hasan. فقط می توانم بگویم که چند یادداشت های آخر دیدار از اندونزی را دوباره بخوانید.

سه شنبه 10 دی1387 ساعت: 0:20 توسط:ناصر پورپیرار

آقای حسیی. از دیدارتان خوش حال می شوم.

آقای شریف. مدتی است خوانده ام و در فرصت مناسب در باب آن حرف خواهیم زد.

آقای خرمی. در زبان یونانی پرسیکا و پرسیا نام درخت شفا بخش و مقدسی است در مصر، که می گویند در برابر مسیح خم شده است. انتخاب این نام به معنای گردن نهادن به تعالیم مسیح است.

آقای صمیمی. وقتی در کامنت خطاب به دیگران می نویسی: "مردک کری یا کوری؟!!" منتظر نباش برایت آجیل پوست بکنند. نظریات شما عینا نصب شد و طبیعی است که پاسخ های دیگران نیز به همین طور. اگر هم کسی از من نظر خواست عقیده ی خودم را خواهم نوشت، اما این یکی به دوها به طرفین قضیه مربوط است.

سه شنبه 10 دی1387 ساعت: 22:46 توسط:ناصر پورپیرار

آقای خرمی و آقای محسنی و آقای.... خرسندم که باورمندان به بنیان اندیشی، مجامله و پنهان کردن استخوان در لا به لای زخم را، تا مرز تاختن به یکدیگر نیز، نمی پسندند. همه ی ما به قدر کافی تعارفات دروغین شنیده ایم و تحمیق و اسباب تفریح خاخام ها و کشیشان شده ایم. این جا میدان داد و ستد نیست و صحابه ساخته نمی شود. آقای صمیمی منصفانه زحمت بسیار در مسیر این گذر جدید کشیده اند، اما این امر اختیاری و گزینشی، او را به نمایش کم ظرفیتی و انتظارات مخصوص مجاز نمی کند. هم اکنون چند روزی است استاد غفوری نازنین در این هوای نامناسب برای دومین بار در کوه و کمر و شهر و کوچه های ترکیه برای آماده کردن مقدمات ساخت کلیپ طوفان نوح سرگردانی می کشد، این راه دراز چند هزار کیلومتری تا ترکیه را برای صرفه جویی، در این فصل نامناسب با اتوبوس طی می کند و به زحمت می توانیم او را قانع کنیم تا بخشی از هزینه های به قدر کافی سنگین را از دوستان قبول کند. او فحش های بسیار ناروا و تهمت های کمرشکن از مسئولین میراث و ارشاد همین جمهوری را بارها و برای مدت طولانی تحمل کرد و هرگز لب به شکایت نگشود و از مسیر کنار نکشید. آقای صمیمی به تر است مسائل پیش آمده را معلمی برای اعتلای تحمل در مبارزات فرهنگی بداند و مانند کودکان لب ورنچیند.

آقای سجاد. برای تان دو ای میل فرستادم و مایل بودم به خصوص پاسخ ای میل نخست را برگردانید. از آن سخن رانان عهد عتیقی بپرسید چه دارند تا درباره ی مستند تختگاه هیچ کس بگویند؟!! حالا و با همین پرسش کوتاه، تمام شیرین زبانی ها به کام اش تلخ می شود، از تب و تاب می افتد و خود را نیازمند چشم پزشک می یابد!!!؟

آقای سئوال. بدون شک معماری اسلامی از عالی ترین گزینش ها برای انتقال پیام اسلام است و البته نه آن گروه که به سبک کلیسا طلا کاری و برق اندازی می شود.

آقا و یا خانم دوست. شب هله هوله خوری یلدا گذشت؟!!!

خانم نسرین. به زودی و به چشم!

آقای مسعود. حقیقتا که نام گذاری بر نزدیک به تمامی سرزمین های کنونی، به جز چند استثنای مختصر، که ایران میان آن ها نیست، کاملا جدید است.

پنجشنبه 12 دی1387 ساعت: 0:27 توسط:ناصر پورپیرار

۲آقای اترش. پاسخ ای مبل تان را فرستاده ام.

آقای بی نام. اطاعت می شود و اگر دشوار نیست فهرست کتاب های مورد نیاز را نیز در پیام خصوصی بفرستید.

آقای D. پیام کوتاه بسیار پر باری بود اما آن را خصوصی فرض کرم.

آقای مارلیک. اگر این نخستین تمرین شماست بسیار خوب از عهده برآمده اید و نگاه تان کاملا متعهد و هنرمندانه بود اما ندانستم چرا آن را خصوصی فرستاده اید.

آقای سجاد. تاکنون سه ای میل برای تان فرستاده ام اگر نرسیده پس آدرس تازه و آن هم از طریق یاهو بفرستید.

فریبا خانم. به آن آدرس سر زدم بسیار قابل استفاده بود. ممنونم که به یاد بودید. باز هم از این عنایت ها ابراز کنید. به حقیقت که فرصت جست و جو و بهره بردن از این گونه نوشته ها را ندارم و مغبون می شوم.

آقای سئوال. این آسمان و ریسمان ها پاسخ نیست. به او یک مستند تختگاه هیچ کس برسانید اندازه ی نادانی اش به سهولت قابل سنجش می شود.

آقا و یا خانم دوست. آن شخص که نمی تواند با چشمان خودش در برخورد با مستند تختگاه هیچ کس تعیین تکلیف کند، چه گونه به حقانیت دین زردشت پی برده است!!؟

پنجشنبه 12 دی1387 ساعت: 5:50 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. خسته نباشید. کار سنگین و بسیار لازمی انجام داده اید که از این مرتب تر و به درد بخورتر نمی شود. بسیار ممنونم.

آقای مارلیک. این ها فقط چند تا را پیدا کرده اند و البته باز هم یافت می شود. این مطالب نشان می دهد که این گونه معلومات را به دین ضمیمه کرده اند. زیرا همان مردم که عاشورا را نمی شناسند نماز و روزه شان ترک نمی شود و خدا ترس و بی آزارند.

آقای فریبرز. اگر به هدایت تورات حرکت کنید در همه جای بین النهرین بوده اند تا امروز بتوانند با احساس کسی که مال خود را می سوزاند، غزه را به آتش بکشند، و از آن که قرآن به تعلق اصلی این قوم اشاره ای ندارد، برای آن ها نمی توان مسقط الراسی تعیین کرد. کینه ی یهود به اقوام و ملل دیگر عمدتا از بابت همین نداشتن سرزمین اجدادی است که موجب شده همه جا و همه وقت آن ها را یهودی سرگردان بخوانند. آن ها احتمالا اهمیت این مجازات الهی را درک نمی کنند. به گمان من وضعیت فعلی یهودیان کمک خواهد کرد که در آینده آسان تر از رپرتوار ملل روی زمین خارج شوند.

پنجشنبه 12 دی1387 ساعت: 17:1 توسط:ناصر پورپیرار

آقای ابراهیمی. آن بحث تنها با یک آیه از سوره ی "لیل" به پاسخ می رسد: و ما خلق الذکر و الانثی...

آقای سئوال. کتابی است به نام هنر عرب، اگر به دنبال شناخت یگانگی و استقلال هنر اسلامی باشید، باید آن کتاب را ببینید که تنها عیب اش قیمت صد هزار تومانی آن است.

آقای اتفاق و آقای sadegh. مجموعه ی مبارزاتی که در 60 سال گذشته علیه اسرائیل صورت گرفته، هرگز نتیجه ای را به بار نیاورده است که باز بیان ماجرای پوریم از روزگار کهن و علنی کردن دخالت های جاعلانه و خیانت های یهود در فرهنگ عمومی و معاصر انسان، با یکی دو سال کار آگاهانه و پی گیر بین المللی به دست خواهد آورد. زیرا این نبرد فرهنگی سراپای اندیشمندی موجود را می پوشاند، به صحنه می کشاند و مبارزه را از اسرائیل، متوجه ویرانگری های همه جانبه ی قوم یهود خواهد کرد. چنین مبارزه ای از سوی دیگر به طور عام پرده از رخسار کریه دانشگاه های همدست کنیسه و کلیسا نیز برخواهد داشت. آن ها که با تمام توان در برابر نو یافته های تاریخی در مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایستاده اند، به خوبی از اهمیت عریان شدن این پاشنه آشیل فرهنگی اسراییل آگاهند.

آقای kaveh. از مصر حسنی مبارک تا تخت جمشید قلابی همه جا نوکران اورشلیم صف کشیده اند. باید حرارت این مبارزه ی فرهنگی را بالاتر بریم.

آقای حسین محمدی. لینک های بسیار ارزشمندی بود و نمای دیگری از ماجرا را نشان می داد. ممنون.

آقای فتح. لینک بسیار با ارزشی که ارسال کرده بودید در زمره ی همان مبارزات فرهنگی است که در سطح جهان آبروی یهودیان را می ریزد و از هزار ساعت نطق های آبکی مرسوم علیه هولوکاست موثرتر است.

آقای رضا. ظاهرا کارهای قمی ها همیشه از نوع اولین هاست. گروه ما که در بهمن ماه سال 1342 به قله ی دماوند رسید، هنوز سومین گروه بود و از آن زمان تاکنون لااقل یکصد صعود زمستانی دیگر انجام شده است.

آقای رها. شبات که به کنیسه رفتی این حرف ها را برای خاخام و همکیشان ات بگو، موجب قوت قلب لرزان تان خواهد شد. در این جا هم مانند فلسطین کسی از این بلوف ها جا نمی زند.

شنبه 14 دی1387 ساعت: 1:28 توسط:ناصر پورپیرار

آقای علیرضا. تمام آن نوشته و دیگر ضمایم آن یک یاوه بافی فاقد مستندات برای تطهیر دست خونین یهودیان بود و بس. مهمل بافی ابوالغیظ از اظهار نظرش هویدا بود که : «چیزی به نام مقاومت در منطقه وجود ندارد»!!!

آقای مارلیک. استحکام و تاثیر گذاری نسبی آن داستان از جمله به خاطر پایان غیر سینمایی آن بود.

آقای جلال. هیچ نوع آرشیوی از این سخنرانی ها جمع نمی کنم، اما اگر کامنت تان را عمومی کنید شاید دوستانی فراهم داشته باشند.

شنبه 14 دی1387 ساعت: 12:20 توسط:ناصر پورپیرار
آقای م. به یادداشت 137 و 147 رجوع کنید.

آقای رضا. به قصد تمسخر بوده است.
یکشنبه 15 دی1387 ساعت: 10:40 توسط:ناصر پورپیرار

آقای قشقایی. نه فقط اخبار دیشب که مدتی است تلویزیون به اندونزی بند کرده و در صدد کم رنگ کردن بحث های جاری در این وبلاگ است. مسلم بدانید در اندونزی و مالزی فرقه های اسلامی بی قدرت و اثرند و گرنه گروه گروه مبلغ شیعه و سنی به آن سمت نمی فرستادند که معمولا هم با دست خالی برمی گردند.

آقای بابک. اینک تنها دری که به روی بنیان اندیشان باز مانده، تبلیغ نفر به نفر و به خصوص با ارائه ی مستند تختگاه است که تاثیری طوفانی دارد.

سه شنبه 17 دی1387 ساعت: 0:44 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. فعلا به همان تعداد که در وبلاگ شان نصب است ولی قول داده اند که به زودی و به خواست خدا ادامه دهند.

آقای من. هنوز خمیرش ورنیامده...

آقای جواد. اگر انار ترش باشد، دختر خواهد شد. از همین رو می گویند کارهای دنیا وارونه است!؟

آقای اتفاق. مواظب باشید این انتخاب نام حامد چندان هم بی حکمت نیست. امان از دست این روسا که درست به موقع سراغ بعضی گوش ها برای پیچاندن می روند!!؟ این اخطار گرفتگان آیا به تر نبود لااقل بهانه ها ی شان را متنوع می کردند؟!

آقای هاتف. اصطلاحا روغن ریخته را نذر امام زاده کرده و گنجشک در هوا را بخشیده اید...

آقای بختیار. البته هنر مینیاتور در اروپا نیز پیدا می شود که در گوبلن های فرانسوی نمونه هایی بس ظریف دارد. اما بسیار بعید است دورتر از اوائل قاجار چه از چین، هند و یا اروپا مینیاتور به ایران رسیده باشد. آن حرف ها درباره ی بهزاد و این و آن و هنر مینیاتور عهد مغول به کار تفریح می آید.

آقای دیاکو. کدام سئوالات؟...

آقای حسین محمدی. آن یاوه بافی که به ارسال کمک برای فلسطینیان اعتراض دارد، آیا نمی داند که جبهه ی شرک، از کانادا تا استرالیا، سالانه فقط سی میلیارد دلار کمک نقدی بلاعوض به اسراییل می فرستند که بخش عمده ای از آن را دولت آمریکا و صندوق یهود جمع آوری می کند. آیا آن ها نوکر اورشلیم نیستند که حامیان بی دریغ اسراییل را نمی بینند و اندک کمک مسلمانان به مردم فلسطین جگرشان را می خراشد!!؟

سه شنبه 17 دی1387 ساعت: 6:31 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. همگی از زحمات شما بسیار ممنونیم.

آقای علی رضا. چند روزی است سخت مرددم که آیا تحلیل خود بر وقایع دهه ی اخیر در خاورمیانه را بنویسم یا نه و به علت نامتعارف بودن آن، هنوز تصمیمی نگرفته ام. ولی بدانید که هر منتقد حماس، به هر میزان و بهانه و نامی، مامور اسراییل است.

سه شنبه 17 دی1387 ساعت: 20:10 توسط:ناصر پورپیرار

خانم امت الله. ممنون. دوستان زیادی ارتباط با ای میل را بیش تر می پسندند. آدرس آن در صفحه ی نخست وبلاگ موجود است. درباره ی طوفان و کشتی نوح مجموعه ای از تصاویر موجود است که به ای میل تان، که آدرس آن را ندارم، ارسال خواهد شد!!!

آقای ایزدی. مسلمانان در هه جا و به ویژه فلسطین و عراق و افغانستان و لبنان، کاملا بر اوضاع حاکم اند و امثال مالکی و غیر او نیز مشغول به انجام وظیفه ای محتوم و مقرر و تقسیم شده و الهی اند که سرعت و دور گیج کننده ای برداشته است. آیا به رپرتوار لحظه به لحظه ی تصاویر ارسال کفش برای بوش دقت کرده اید؟ مالکی به زحمت مانع انفجار خنده ی خود می شود و سیمای بی تفاوت او نشان می دهد که پیشاپیش از تمام مطلب باخبر بوده است. این تنها صحنه ی مختصری از آن کلیت بس هوشمندانه ای است که طی ده پانزده سال گذشته در جهان اسلام برای امحا’ کامل دشمن مشرک گذشته و غزه از شگفت ترین نمودارهای آن است.

خانم لادن. به جمع دوستان خوش آمدید.

خانم فریبا. بسیار دیدنی و استادانه بود و البته موجب شرمساری این جانب...

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 1:32 توسط:ناصر پورپیرار، 1

باید خلاصه کنم و مهار را از کف ندهم:
دو دهه است خردمندان و سیاستمداران مومن جهان اسلام، غرب را به بازی ویژه ای گرفته اند که در پایان، دنیای شرک را سرشکسته و خونین به نیمکت های خود بازگردانده است: بازی افغانستان: طالبان و القاعده، بازی پاکستان، بازی ایران، بازی عراق، بازی کویت، بازی عربستان، بازی مصر، بازی ترکیه، بازی لبنان و از همه فنی تر بازی فلسطین: عباس و هنیه. غربیان با تکیه به یار گیری های غیر ارگانیک و غریبه و به امید برد سریع و تمام عیار به این بازی گیج کننده تن دادند و به زودی اعتبار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را بر سر آن نهادند. پول های شان ته کشید، دموکراسی شان به صورت ابوغریب و گوآنتانامو درآمد، مبارزه با تروریسم از خود آن ها بی رحم ترین تروریست ها را ساخت و صدها ترفند سیاسی و رفت و آمدهای دیپلماتیک پر از ژست و اطوار، به بازگشت با دست خالی منجر شد. در یک کلام آن دنیای غرب آرمانی در کم تر از دو دهه فرو ریخت و اینک یک سیبل جهانی برای ابراز تنفر و تمسخر است که عالی ترین تظاهر آن در پرواز کفش های الزیدی منعکس شد. آن ها بسیار دیر متوجه درماندگی تدریجی خود در این بازی شدند و دستپاچه به شعار "تغییر" یعنی بیرون رفتن از بازی، روی کرده اند، بدون این که بدانند باید چه چیز را تغییر دهند: سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ شان را؟ آن ها حتی قادر نیستند مواضع تازه خود را بشکافند و در هر سخن رانی نو، تکلیف ایران و عراق و فلسطین و افغانستان را به نوع تازه ای تعیین می کنند تا معلوم شود که حاصل بیست سال بازی مسلمانان با آن ها نه فقط مشتی نظامی معتاد در افغانستان و گروهی تفنگ دار روان پریش از عراق بازگشته را به همراه جنازه ها و زخم دیدگان فراوان و قروض بسیار روی دست شان باقی گذارده، بل مجموع سیستم های فوق مدرن اطلاعاتی در زمین و فضا و تمام مزدوران پر خرج شان حتی نتوانسته اند احوال درست فلوجه را رصد کنند. بر این ها اضافه کنید بر باد رفتن عنوان و آرمان و تعصبات آمریکایی را که به قبول چاره سازی یک سیاستمدار رنگین پوست نیز ناچار شده اند، مطلبی که چند دهه پیش، سفید پوستان ریشه داری چون کندی را، بر سر تفکر آن هم به تیر می بستند. اینک غرب در بن بستی بدون بازگشت گرفتار مانده که حاصل آن از هم پاشیدگی کامل خواهد بود، عاقبتی که بدون ورود به بازی با مسلمین دهه های دیگری به عقب می افتاد. 

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 1:38 توسط:ناصر پورپیرار، 2

حالا ادامه ی بازی را به اسراییل واگذار کرده اند، که سبب فروریزی سریع آن خواهد شد. و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین. درود به شرف مسلمین که با نثار خون عالی ترین مومنین وابسته به یگانگی خداوند، سرانجام جهان را از آسیب مشرکین پیرو کنیسه و کلیسا مصون خواهند داشت. باید به چشم انداز آتی این پیروزی شگفت انگیز الهی چشم دوخت که برچیدن آثار رسوخ اسراییلیات از فرهنگ و تاریخ مسلمانان و بازگشت به اتحاد اسلامی از دست رفته است.

آقای دهقانی. خداوند جزای خیرتان دهد.

خانم امت الله. بله در ایرانم و در راسته ی مقابل دانشگاه تهران مشغول به نشر کتاب.

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 7:38 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. احتمال خراب کاری در سایت تنها ممکن است از جانب آنوسی های خراسان بوده باشد که دست شان رو و ماموریت شان عوض شده است.

آقای علی رضا. از لینک های ارسالی بسیار ممنونم، اما بدانید که کوچک ترین اشاره نقادانه به حماس با همصدایی با یهودیان یکسان است.

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 12:22 توسط:ناصر پورپیرار

آقای یک خواننده. تمام هزینه هایی که مسلمانان برای احمق کردن مشرکین در بیست سال گذشته پرداخته اند، به خریدن گوهری در ازای یک پول سیاه می ماند. دشمنان ما مبهوت همین پیچیدگی شده اند که شما را دچار پرسش های معارض کرده است. کاملا درست می گویید این ها آرزوی یک مسلمان است، اما آرزوهایی که محقق شده و دلیل برآورده شدن آن را ندارید. نباید فریب مظاهر امور را خورد، اصل کشف ماهیت آن است، اگر بتوانید... احتمالا خشم و نه پرسش های شما، از آن روست که همین چند ساعت پیش متوجه قضیه شده اید، آن هم در حالی که با کشتار مسلمانان در غزه، همچنان به تدارک پیروزی بیش تر و نهایی ما مشغولید.

خانم محجبه. به لج بازی شبیه بود. ممنون

آقای علی رضا. مسلمانان ابله گوش به فرمان نیستند و 1400 سال است توطئه های متنوع مشرکین را بی ثمر می گذارند. به اوضاع روزگار نگاه کنید که تنها راه گشوده در مقابل کنیسه و کلیسا، در مقابله با مسلمین، تیر در کردن از سر عصبیت در میان کودکان مشغول بازی است!!؟

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 13:31 توسط:ناصر پورپیرار

آقای narniya. ادبیات جهان چند وجهی است. بخشی ادبیات معاصر و متعلق به چند قرن گذشته است، که اعتبار خود را دارد، بخش دیگر آن ادبیات فولکوریک غیر مکتوب است که در حوزه ی محلی و به ندرت بین المللی شناخته می شود وبالاخره ادبیات کهن از قبیل آن مجلداتی است که به داستان و نمایش و فلسفه نویسان یونان و روم می بخشند و تماما قلابی و نو نوشته است.

آقای عدنان و آقای سلام. پاسخ چنین سئوالاتی را باید از قم بپرسید.

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 18:3 توسط:ناصر پورپیرار

آقای بی نام. اگر چنان که معمول است در این روزگار نیز همانند صدر اسلام در باب خیانت های اعراب به اسلام، از عمر تا پادشاه امارات و عباس در فلسطین، داستان سرایی می کنیم، و اگر این افسانه بافی ها را حقیقت بیانگاریم، آن گاه محل حیرت است که مسلمانان تاکنون برچیده نشده اند؟!!

آقای علی رضا. آمریکاییان برای ممانعت از شکست در عراق و افغانستان دائما به منطقه و به عربستان سفر و حتی مانند بوش برای خوش آمد شیوخ رقص شمشیر کرده اند. خوب چه به دست شان افتاده؟ هیچ! حالا سارکوزی به مصر و یا به اردن و لبنان سر می زند، دست آورد او چیست؟ هیچ! همین مسافرت های طولانی و از آن سر دنیا نشان می دهد که آن ها دائما برای دریافت تخفیف در شکست نهایی به گدایی مسلمانان آمده و به میانجیگری سران ظاهرا معتدل تر آن ها نیازمندند. از خود بپرسید در ماجرای اروپای شرقی و کوزوو، که سرزمینی را در کم تر از دوهفته سوزاندند، چرا کسی به دنبال میانجی نمی گشت؟!

آقای عابدی. به خصوص مواظب او باشید، حریص و دغل است.

چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 21:20 توسط:ناصر پورپیرار

خانم نسرین. پاسخ شما در متن سئوال تان پنهان است. آیا ممکن است ملتی با تاریخی کهن، که 2500 سال آن را مسلم می گویند، غالبا بل تماما عشیره نشینانی با فرهنگ بومی باشند و هنوز هم نتوان اثری از هنر و زبان و معماری و موسیقی و لباس و سنت های مشترک و ملی در میان آن ها یافت؟! بیش تر حوصله کنید مطالب به تدریج و به خواست خداوند روشن خواهد شد.

آقای رهگذر و آقای بی نام. همگی از مطالب و حوادث و تحلیل های روزنامه ها باخبریم. می پرسم آیا صدام خائن به اسلام و مسلمین و عبدالناصر مدافع آن ها بود؟! تنوع رفتار و عقاید در میان سران کشورهای اسلامی و از جمله مسئولان ایران در دو دهه ی گذشته تا به حدی بوده است که کشف جریان ثابت و برقرار و قابل اتکایی برای دشمن مشرک پیوسته نیازمند رایزنی های کارشناسانه ی بی حاصل بوده است. عادت کرده ایم بر صاحبان راه کارهای گوناگون، به محض آن که با شیوه ما همخوان و مشترک نباشد، برچسب خیانت زنیم. اگر دایره ی این خیانت را حتی به مسائل سیاسی محدود می کردیم، هنوز چندان موجب شماتت نبود، مشکل این است که دیگران را به سرعت از تعلق به اسلام نیز خلع می کنیم، حتی اگر مومنی عمیقا یکتا پرست بوده باشد. مورخ به عمده نظر دارد و اشخاص را یکی یکی به میز محاکمه نمی خواند و معتقد است در ماجراهای جهان اسلام که در دو دهه ی اخیر گذشته، و نتیجه و برآیند نهایی آن، نشانی از هدایت های الهی دیده می شود که ابزارهایی را به صورت انور سادات، یاسر عرفات و یا محمود عباس به پایتخت آمریکا فرستاده است. آیا همگی خائن و غیر مسلمان بوده اند؟!! به بنیان بنگرید و از یاد مبرید که خداوند برترین مکار است.

جمعه 20 دی1387 ساعت: 6:39 توسط:ناصر پورپیرار

آقای فتح. مقدمه کتاب هخامنشیان را، که نخستین کتاب از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران است، دوباره بخوانید. در آن جا ده سال پیش نوشته ام که مورخ و محقق دین و مذهب و سرزمین و حتی خانواده ندارد و به امر و علاقه ای متعلق نیست، آن جا نوشته ام که تعلق از محقق یک فریب کار می سازد. بنا بر این در این جا مظاهری نو از تاریخ علنی می شود که پیش تر عامدانه و برابر برنامه مخفی مانده بود. همین. در باب اعتراض زردشتیان نیز بد نیست به تمثیلی رجوع کنید که می گوید: به بدهکار که رو بدهید طلبکار خواهد شد.

آقای رحمانی. مسلمین از اندونزی تا لیبی و مراکش و آمریکا و آفریقا به نظم کنیسه و کلیسایی موجود جهان معترض اند و در این باب در جهان پیش تاز و پرچم دارند. این اعتراض گرچه صورت های مختلف دارد و از تخریب برج های دو قلو تا سخن رانی دانش جویی در مالزی و استفاده از بمب های انفجاری، گوناگون است، اما تمام این ها در نگاه از بالا اعضای یک ارکسترند که ترانه ی واحدی را با تفنگ و تعارف و قلم می نوازند. انصافا نگاه کنید ما سران عرب را سرسپرده ی دشمن معرفی می کنیم ولی شاهدیم عالی رتبه ترین نمایندگان دشمن در باب تعیین تکلیف با جنبش مردم فلسطین و عراق و لبنان و افغانستان حتی در پشت درهای بسته هم نمی توانند با این سرسپردگان علیه مسلمانان به توافق های اصولی برسند. آیا هیچ رهبر عرب و یا مسلمان تاکنون مدعی شده است که سرزمین های غصبی فلسطین متعلق به یهودیان است و یا حتی هیچ رهبر عرب و غیر عرب مسلمان به استثنای مشایی و مدافع اش تاکنون اسرائیلیان را یک ملت شایسته ی احترام خوانده است؟!!

آقای دیاکو. پیش از این در باب مطلب شما پاسخ کامل گذارده ام. بیابید و بخوانید.

جمعه 20 دی1387 ساعت: 10:50 توسط:ناصر پورپیرار

آقای نارنیا. چند باری و به مناسبت های گوناگون در همین باب توضیح داده ام، مبنی بر این که دومین ویران کننده ی کامل اورشلیم، خلاف تبلیغات موجود، اسکندر بوده است و نه آنتیخیوس چهارم. انهدام اورشلیم به دست اسکندر چنان ابعادی داشت که یهودیان را تا زمان جنگ جهانی دوم آواره نگهداشت. یهودیان لعنت کردن اسکندر را مقدم بر سرزنش بخت النصر می گیرند و از شگردهای آنان یکی همین انتساب دروغین آتش زدن تخت جمشید به دست اسکندر و شعله ور کردن خشم ایرانیان نسبت به اوست که متاسفانه روشنفکران ما در این مقوله پیش تازند. از آداب کنیسه ها در هر روز شنبه یکی هم لعنت کردن اسکندر است. برای آشنایی کامل تر با این مبحث بخش "آکادمی" در کتاب سوم "پلی بر گذشته " را بخوانید. از دیگر دلایل محبوبیت اسکندر در منطقه، ساخت و سازهای فراوانی است که به نام او باقی مانده. این مطلبی کاملا قابل اثبات است که در زمان اسکندر در سراسر ایران کنونی جز خرابه های ناشی از پوریم چیزی نبوده است که کسی را برای تصاحب آن وسوسه کند. در واقع دریافت درست از زوایای تاریخ ایران و منطقه منحصرا با جذب کامل رخ داد پلید پوریم مرتبط است.

آقای رضا. چنین نیست که تنها شیعه را موجب سلب توجه مسلمین از قرآن کریم بدانیم. در بخش کتاب خانه ی تاریخ اسلام از همان سایتی که لینک داده بودید و نگاه اش متعلق به اهل سنت بود حتی سطری مطلب تحریف ناشده در باب تاریخ اسلام نبود. باید برای تصحیح کلی و عمومی روش ها، محض و مطلق فرقه گری را مردود گرفت و نه این که به سود فرقه ای، فرقه ی دیگر را کوفت.

شنبه 21 دی1387 ساعت: 6:48 توسط:ناصر پورپیرار
آقای عابدی. بسیار کار پسندیده و حتی ضروری است. می توان مقالات به درد خور دیگران را هم عینا و با کسب اجازه نصب کرد و یا لااقل لینک داد.
شنبه 21 دی1387 ساعت: 20:20 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. به اختیار خودتان انتخاب کنید. البته فرض کردم پیام تان خصوصی بود و نصب عمومی نشد. اگر اشتباه می کنم، بفرمایید.

آقای حسینی. صبور باید بود.

آقای هاتف. ممنون. ای میل تان را بفرستید. ظاهرا شوخی ها کارسازتر از حرف های جدی است؟!!

آقای بی نام. ناقابل بود. ممنون.

شنبه 21 دی1387 ساعت: 20:56 توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. یک تلاوت خوب بسیار آرامش بخش و تسکین دهنده ی آلام ذهنی است. به گمانم مشخصات به ترین اش را "ابن ستاره" دارد.

آقای توحید. چنین مطالب داستانواره ی فاقد سند و دلیل در انسان شناسی سبک کنیسه تا بخواهید فراوان است و هر کدام نیز با هدفی حیله گرانه.

آقای نارنیا. احتمالا نقوش نیمه کاره بر سنگ های تخت جمشید را هم یا باد با خود برده و یا باران شسته است!!!؟ تا آن جا که قابل اثبات است این حضرات هر قدر به ایران شناسی بین المللی نزدیک تربوده اند در اظهار بی سوادی و انتشار دروغ های تاریخی مقام ممتازتری کسب کرده اند.

آقای خودم. رابرت بایرن را نمی شناسم، چه کسی است؟!

آقای بختیار. از شاه کارهای مورخین پیرو خاخام ها و کشیشان یکی هم ایجاد دشمنی قلابی میان ترکان ایران و عثمانی است. جنگ میان اشباح تاریخی!!؟

آقای عابدی. بگذارید به حساب کهولت. خنده دار این جاست که یاد آوری کرده بودم که آن پیام باید خصوصی باشد!

آقای دهقانی. بد نیست بیت شعرتان را با مضمون زیر تغییر دهید که واقعی تر است.

کس نبودی که خانه ای سازد
دیگری نامدی براندازد.......

آقای خودم. آن سفرنامه را ندیده ام ولی از گوشه و کنار چیزهایی در باب بی ارزشی آن شنیده ام. از این رابرت بایرن اگر زنده بود می پرسیدیم عقیده اش راجع به عکس های قدیمی مساجد اصفهان و یزد و شیراز و ورامین چیست؟

آقای مسعود. هنوز باید بیش تر صبوری کرد تا زمان طرح سئوالات اصلی فرا رسد.

آقای توحید. البته در یادداشت های آتی به خواست خدا تصاویر واضح تر خواهد شد. ولی علت موفقیت جاعلان قصه پرداز در تزریق افسانه به جای حقایق فقدان نیروی انسانی و فرهنگ بومی در ایران و ترکیه بوده است تا در برابر انتشار این یاوه ها معترضانه مقاومت کنند. مختصرا بدانید سازمان دهی تجمعی به تدریج قدرتمند شده با نام عثمانی به قصد جانشین کردن زبان و فرهنگ و لباس و باورهای دیگری به جای زبان و فرهنگ غنی و بی هیاهوی اسلام و عرب بود که باز هم به دلیل حضور قدرتمند قرآن ناکام ماندند هرچند سراسر غرب جهان اسلام را به طرب خانه ها و فینه بندی ها و الکل و رقاصی و قهوه آلودند و در زمان حیات و قدرت سیاسی و نظامی عثمانیان چیزی به نام دولت های عرب شناخته نبود و نیز بدانید طوایف عرب پیوسته در ستیز پنهان و آشکار با عثمانیان بودند و سرانجام در سقوط آنان مجدانه بانیروهای اروپایی همکاری کردند. به گمانم باید از خداوند فرصت بیان طلبید تا سایه ها به مدد الهی روشن تر شود.

دوشنبه 23 دی1387 ساعت: 22:47

توسط:ناصر پورپیرار

آقای عابدی. شما چه گونه می خواهید به کسانی که از مستند تختگاه هیچ کس و زبان و بیان واضح عکس های زنده ی آقای بی طرف هم چیزی نمی فهمند و مصداق کامل صم و بکم و عمی اند، مطلبی بیاموزانید و چرا وقت تان را هدر می دهید؟!!

آقای توحید. هیچ ارتباطی میان خط و زبان فارسی امروز با کتیبه های هخامنشی وجود ندارد. غالب همان اندک لغات و به خصوص دستور زبان کتیبه های هخامنشی متعلق به اسلاوهای جنوبی و یا همان خزرها است. زبان به اصطلاح فارسی امروز هم کم تر از 1500 لغت مرده ی پیش پا افتاده و بدون قدرت زایش دارد، که به درد بیان مطالب جدی نمی خورد، مگر این که از الفاظ عربی عصایی بسازیم تا بتواند روی پا بایستد...

آقای رعد. درماندگی یهودیان نیز همانند ناتوانی مجموعه ی سپاه کنیسه و کلیسا، در برابر مسلمین کاملا عیان است. آن ها با نهایت سبعیت گروهی زن و مرد و کودک شیرخوار و نوسال فلسطینی، قریب 1000 نفر را، به بهای بی آبرویی جهانی باز هم بیش تر خویش، خاموش کرده اند به امید آن که از آن ها بترسند و چنین نشده است، چنان که مردم عراق پس از یک میلیون تلفات از آمریکا و متحدان اش نترسیده و دست از مقاومت در تمام اشکال آن برنداشته اند. خوب بعد چه می کنند؟ 1000 فلسطینی و یک میلیون عراقی و افغانی دیگر را هم خواهند کشت و باز هم کسی تسلیم شان نمی شود. خوب بعد چه؟! درمانده کردن نهایی دشمن یعنی همین: مقاومت اسلامی...

آقای فتح. آن کتاب نوسترآداموس عینیت دارد و چند برگی که از آن خوانده ام حاوی مطالب درهم بافته ی قابل تفسیرهای گوناگون و در عین حال عجیب است. توجه به آن به عنوان یک سند تاریخی ساده انگاری است.

ارسال شده در سه شنبه، ۰۶ مرداد ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان