پاسخ ها، 36، شهریور 87

سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت: 2:8 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای صداقت. به سایت naria.info رجوع کنید.

آقای بی نام. اما توریست های تمام جهان از راه نمایان و تور لیدرهای اسپانیایی همان داستان قدیمی حمله ی اعراب ساخت کلیسا را می شنوند و کتاب های درسی اسپانیا نیز همان قصه ها را تبلیغ می کنند.

آقای میثم. انشاء الله زمان ورود به تاریخ معاصر.

سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت: 7:47 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای صداقت. سراغ ای میل استاد غفوری بروید:
mojijimi@yahoo.com

سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت: 10:35 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای قشقایی. آن نام را با اجازه ی شما عوض کردم. صلاح الدین ایوبی به جنگ های صلیبی مربوط است نه اسپانیا.

چهارشنبه 6 شهریور1387 ساعت: 14:4 نویسنده: ناصر پورپیرار
فریبا خانم. بدون استثنا تمام اقوام و قبایل و عشایر کنونی ایران، به خصوص در آذربایجان و کردستان، کوچندگانی پس از دوران به اصطلاح صفویه اند. تشخیص ورود چند سیاه چادر نشین به محال سولدوز، در 200 سال پیش، که حالا ایل قره پاپاخ معرفی می شوند و صاحب چند شهرک و ده شده اند، کاملا درست است. اگر هر یک از متعصبان و قوم پرستان آذربایجان و کردستان نیز، اندکی اطراف خود را بجویند و به جای انتساب خود به مادها و سومریان، حقیقت را از ریش و گیس سفیدان قوم بپرسند، معلوم خواهد شد که آذربایجان و کردستان پیش از ورود قاجار و توابع آن، تقریبا غیر مسکون بوده است. آیا مشوق این کوچندگان چه کسانی بوده و از کجا به راه افتاده اند؟!!

پنجشنبه 7 شهریور1387 ساعت: 0:32 نویسنده: ناصر پورپیرار
پریسا خانم. دیدن مستند تختگاه هیچ کس برای شما از خوردن نان و آب واجب تر است شاید که از رویا بافی دست بردارید. اگر خواستید برای تان می فرستیم.

جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 1:41 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای دما. واقعا حیف شد.

آقای میر عماد. جز توضیحات آقای آشنا می توانید به قسمت FAQ در سایت
www.naria.info رجوع کنید.

آقای آشنا. هنوز مطالب مهم دیگری ناگفته مانده است.

آقای حکیمی. در باب آن شخص گرچه از قدیم با کار و بار او آشنا بودم، از بابتی که می پرسید شناسایی ندارم و احتمالا نومسلمان باشد.

آقای... روشن فکران و علمای مسلمان از بابت قبول چنین داستان های بچگانه ای که در موضوع لشکر کشی اعراب به اسپانیا ساخته اند، بیش تر مقصرند.

آقای مشقاسم. جهنم چه خبر؟!

جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 12:15 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای.... همین روز گذشته گفت و گویی حضوری با چند دانش جو داشتم که مدتی است بر سر جزییات این گونه امور کنجکاوی می کنند و اندک اندک به قبول کامل نزدیک می شوند. در آن جمع نکته ای بیان شد که نهال حقیقتی عجیب در آن کاشته بود. می گفتم آلودگی عمومی و سراسری در فرهنگ کنونی بشر، که منشا’ دانشگاهی و از نوع آن دارد، چندان است که اگر کنیسه سرانجام و بر اثر فشار عمومی بر ماجرای پوریم، مجبور به اعتراف شود که داده های موجود در امور انسانی سراپا جعل چاره اندیشان یهود است، آنان که نان شان در گرو همین موهومات است و تمام خدمه و بدنه ی فرهنگ جاری را شامل می شوند، یک یهود ستیزی واقعی به راه خواهند انداخت و کنیسه را به دروغ گویی و توطئه چینی متهم خواهند کرد!!! اگر چنین مطلبی صورت پذیرد، عرصه ی تفکر و اوضاع و رفتار متفکرین به سیرک بزرگ و تماشایی بدل خواهد شد.

آقای توحید. 1. در زمان چاپ این کتاب هنوز مترجمینی دنبال منابع نو بودند و ناشرینی که بازار کتاب های بی مایه را کساد می دیدند و آب های زیرکاهی که نصایح مخصوص خود را به کرسی می نشاندند. یکی از محصولات این توازن همین کتاب اولاگوئه بود. 2. نجس بودن مشرکین و الزام آن ها به پرداخت جزیه اگر در میان مسلمین زندگانی و کار کنند یک حکم تعطیل ناپذیر قرآنی است. 3. رد کنندگان نظریه توطئه هنگامی که جهان در لجن دروغ غرقه است، بلند گوی کنیسه اند. 4. فراماسونری چند وجه دارد که در مباحث معاصر خواهم آورد. 5. در قرآن به پیامبری یوسف و ارتباط او با یهودیان و دربار فرعون اشاره ای نیست. او غلام خریداری شده ای است که مورد نظر همسر صاحب اش قرار می گیرد و در اثر پاک نظری، سرانجام به سرپرستی اموال حاکم می رسد، که خطاب فرعون را ندارد. در واقع یوسف در قرآن کریم الگوی یک انسان خوددار و پاکیزه عمل است که اسیر وسوسه نمی شود و خداوند به او "حکمت و علم" می بخشد، نه نبوت. برای من از همه شگفت آورتر نام زلیخا است که جمعی از مترجمان و مفسران به زن آن خریدار یوسف بخشیده اند؟!!

جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 23:36 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای منوچ. شرح ماجرای یوسف در قرآن منحصر به سوره ای به نام اوست. یوسفی که به فرعون متصل نیست، عنوان پیامبری ندارد و تنها حکیم خوانده شده است. این یوسف در سوره فرزند یعقوب معرفی می شود که در آیه ی 140 سوره ی بقره، ابراهیم و ذریه ی او و نیز اسباط جدا از قوم یهود خوانده شده اند. جز این سوره، چنان که می دانید در دو آیه، 84 سوره ی انعام و 34 سوره ی غافر نیز نام یوسف به وجه دیگری برده شده که با صفات و مقامات سوره ی یوسف منطبق نیست. حتی در غافر رسولی صاحب معجزه معرفی می شود. در ضمن، آن مومن دربار فرعون را نمی توان یوسف فرض کرد، زیرا همان مومن، رفتار با یوسف را به علامت هشدار تذکر می دهد. به نکته ی بس ظریف دیگری نیز توجه کنید. یوسف ذکر شده در آیه ی 84 سوره ی انعام، از ذریه ی ابراهیم و زاد و رود اسحاق و یعقوب نیست، ذریه ی نوح و در ردیف داود و سلیمان و ایوب و موسی و هارون خوانده می شود و گرچه خداوند در آیه 58 سوره ی مریم همه را فرزند آدم می گوید، ولی صراحتی نداریم که ابراهیم از ذریه ی نوح باشد. بنا بر این می توان نتیجه شما را پذیرفت که یوسف مذکور در خارج از سوره ی یوسف شخصیت دیگری و در زمره ی پیامبران است و ارتباطی با شخصیت سوره ی یوسف ندارد. یعنی همان که می گویید: دو اسراییل و دو یوسف.

آقای بی نام. دیدار ایشان فرصت مغتنم و موجب مشتاقی است. برای تنظیم امور به تر آن که قبلا با تلفن 66492049 تهران تماس بگیرند.

شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 17:14 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای صداقت. یک احتمال این است که دوستان به پیشواز ماه رمضان رفته باشند و نای پاسخ دادن به شما را ندارند.

یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 2:51 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای تاریخ. گرچه این نام شخص نیست، اما پر حرفی های تان با کارت ویزیت زیر که همراه آن کرده بودید، صاحب خود را لو می داد:

«گشتم و كتابتون رو پيدا كردم در طول خوندن كتاب بارها اون رو محكم به ديوار كوبيدم و ناراحت رهاش كردم ! ولي كنجكاوي هيچ وقت رهام نمي كرد و باز براي خوندنش بر مي گشتم...».

چاره ای نیست، کتاب ها بدون توجه به علائق و عصبیت های شما نوشته می شوند، پیشنهاد کم خرج تر برای خلاصی یکباره، این که به جای کتاب، جمجمه ات را با شدت کافی و لازم به دیوار بکوبی...

یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 10:24 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای رضا. قانون اصلی تجارت، چپاول و کسب حد اکثر سود و نارضایتی طرف مقابل است، نزدیکی مبلغ به این حرفه، تاراندن دیگران از اطراف دینی است که در اندیشه ی گسترش آن است. اشکال عمده ی جهان امروز هم همین است که خاخام ها و کشیشان و ملاها و حتی شامان ها مشغول تجارت شده اند و در مساجد خود ما ماش و عدس نامرغوب به قیمتی گران می فروشند.

یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 15:6 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عدنان. راه سهل تر این که به مجتهد وبلاگ، علامه م. ستاره، در یادداشت بالا رجوع کنید.

آقای اتفاق. متاسفانه علی رغم چند سفارش نسخه ای از آن نیافتم. ممکن است بیش تر جست، شاید پیدا شود.

آقای م. ستاره. در مصر فتوا داده اند که ستاره ی شش پر نقشی اسلامی است. پس مسلمانان بشتابید برای بوسیدن پرچم اسراییل.

آقای مهران حقیقت. مسجد جامع 900 ساله ی یزد، بدون یک حمام حتی 300 ساله در آن شهر، نشان می دهد که مردم یزد در ایام ماضی از بطن مادر تا دیدار ملک الموت به طور مادر زاد مطهر می زیسته اند.

دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 1:26 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مسعود. ممنون. حالا مدتی است که سبب وفور این نقوش ستاره در معماری اسلامی جدی گرفته می شود. به گمان شان رسیده است که با فتوایی کار به پایان خواهد رسید.

آقای سینا. تردید نکنید خون بهای هر آفریقایی که غرب بر زمین ریخت و پاسخ هر ستمی را تا آخرین درشت گویی هم خواهند داد. و نه فقط غربیان که هرکس در سراسر جهان و در هر زمان که مردم فریبی و جنایت کرده باشد.

آقای صداقت. انشا’ الله با پا در میانی مایکروسافت مسئله ی آنونس نیز پیش از انتخابات آمریکا حل خواهد شد. فعلا که دست رسی به استاد غفوری هم دشوار شده است. حرف هایی می زنند که امیدواریم به خیر بگذرد...

آقا یا خانم باقری. همین ظواهر و مشخصات در سراسر کشور ترکیه نیز برقرار است، با این تفاوت که در آن جا زرد پوستان کم تری دیده می شوند. اگر خدا بخواهد به گشایش مبحث مورد نظر شما نزدیک می شویم.

دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 12:11 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای روشن. در مورد حضور اسلام در شرق دور، هیچ هجوم نظامی و یا داد و ستد تجاری در کار نبوده است. مطلبی است روشنگر و دردآور که به خواست خدا قریبا به آن ورود خواهم کرد.

خانم لیدا. آن عکس ها از لاشه ی یک حیوان و از زوایای مختلف گرفته شده و آن منقار دارش دست کاری شده است.

دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 17:13 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ایمان. به علاوه و بدتر از همه، آمریکا دچار تشتت سیاسی و اغتشاش داخلی خواهد شد.

آقای عابدی. سرانجام گره ها به دست و فن شما باز می شود.

آقای ترک 86. توضیح قانع کننده ی کامل نیازمند بیان مقدماتی است که حوصله ی بیش تری می طلبد. چنان که مدخل های جنبی نوگشوده ی پیشین فضای آماده تری برای طرح مسائل بنیانی منطقه فراهم کرده است. ولو کره ال....!!؟

آقای نتاب. به علت نرسیدن نجات غریق آب فراوانی بلعیده است. خوب نباید با منقار داخل آب می شد! عهد خشایارشا نیست که مجسمه اش را بتراشن!!!

دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 23:46 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. مطلب جالبی بود اگر شهامت رجوع دوباره را نیز داشته باشد، که به طور معمول نداشته اند. مسافرتان نرسید.

سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 11:25 نویسنده: ناصر پورپیرار
خانم سعیدی. بر پیشانی همه ی ما یک داغ دروغ کوبیده اند. ماهاتیر محمد هم همان منابعی را حفظ کرده است که مهاجرانی و جنتی و مشاعی و غیره. مشکل این است که لااقل یک ایکناسیو اولاگوئه نداشته ایم.

آقای بی نام. ایشان نعمت دیدارشان را به بعد موکول کرده اند.

آقای فتح. اندکی دیگر حوصله کنید. روزه که جای خود دارد، معمول است که می گویند نمازمان را بخوانیم و راحت شویم!!!

آقای دهقانی. این گونه سئوالات در حوزه های علمیه و در دانشگاه های ما ممنوع بوده است.

سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 12:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. چیزی در اختیار من نیست ولی آقای اتفاق نسخه ی جدیدی از تختگاه تنظیم کرده اند که در مجموع از نسخه ی قدیم به تر است. پیشنهاد می کنم حاصل زحمت ایشان را که در اختیار استاد غفوری هم هست، آپلود کنید.

سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 13:25 نویسنده: ناصر پورپیرار
رمضان ماه امتحان و هدایت بر بندگان مسلم خدا مبارک باد. برای مشرکین متاسفم که از هیچ راهی نتوانستند، جز همین اختلاف عمدی و لجوجانه ی یکی دو روزه، در زمان رویت هلال، به گونه ای رمضان را نیز فرقوی کنند.

سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 17:25 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. عنوان فامیل آن شخص به یهودیان شناخته شده و آنوسی های معتبر ایران متعلق است. یکی از آن ها هم دلقکی در رادیو تلویزیون بود که از جمله لحن یهودیان را تقلید می کرد. به مسافر سلام برسانید و سفر به خیر بگویید.

آقای غفوری. اگر برای خفه کردن سوژه نیاز به کمک داری خبرمان کن. ضمنا آن فیلم ترکیه شما هم از دقیقه ی سوم به صورتی چاره ناپذیر هنگ می کند.

آقای صداقت. ناامید نشوید، سرانجام پیروزی با شماست و بدانید در جهان گره ای فنی نیست که به دست آقای عابدی و اتفاق باز نشود.

سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 22:24 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. همگی مدیون زحمات شما هستیم. اگر آن بخش مستقل است مانعی ندارد. به هر حال ممنون.

چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت: 1:37 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عدنان و آقای حکاری. بحث هایی در این خصوص را، که امیدوارم بسیار مفصل و روشنگر شود، به یاری خداوند برای جلد دوم اسلام و شمشیر گذارده ام، هرچند پاره ای از آن، مثلا وجود دو یوسف متفاوت در قرآن عظیم، به طور دست و پا شکسته عرضه شد.

آقای صداقت. نگفتم پیروزی از آن شما خواهد شد؟

چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت: 23:50 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. از آن جا که چند یادداشت آینده به بنیان مسئله خواهد پرداخت، پس به تر که اندکی دیگر حوصله کنید.

آقای ثابت. به خواست خداوند چندان فاصله ای با آغاز مباحث آن نداریم.

پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت: 5:10 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. این دوست ما را یا روزه از حال برده، یا عاشق شده و یا بیماری مجتبی را گرفته است. آن سطر اضافی است، لطفا حذف کنید.

جناب مسافر. به دیدار شما و پدر گرامی تان مشتاق و امیدوارم. تعجب می کنم که در این اوضاع و احوال، نقد شما به نوشته های زرین کوب را پسندیده باشند. خوش شانس بوده اید. معمولا در این گونه موارد شاگرد را از تحصیل محروم می کنند.

دختر خانم کرد. در اقلیمی که فتوای پاکی مشرکین را می دهند، چنین رفتاری با قرآن و بر ا شدن چنان قیامتی نیز تعجبی ندارد.

پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت: 16:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای علی رضا. تمام اختیارات در آدرس www.naria.info در دست آقای عابدی است که مالک آنند.

آقای حامد. به آدرس www.naria.info بروید و بخش FAQ را بخوانید.

آقای رضا. در کتاب اسلام و شمشیر درباره ی این آیه و «هادوا» که اشاره به یهود نیست، به گمانم سه یادداشت آمده است. رجوع کنید.

آقای مهدی - مهدی. تا قرون اخیر مسافرت با هدف معین از هیچ نقطه ای به نقطه ی دیگر جهان میسر نبود و جز در حوزه ای معین و محدود کسی از اوضاع آن سوی هیچ دریایی با خبر نبود. چنان که به تمام سفرنام ها از هرودوت تا ابن بطوطه باید خط بطلان کشید. لغتی را که نوشته اید لااقل به دو صورت می توان خواند، منظورتان با کدام معنا است؟

آقای درویش. دیسانتری گرفته. البته شوخی است. ایشان الحمدالله بسیار سرحال و سلامت اند.

آقای فتح. لازم است یادداشت بعد را، اگر به خواست خدا نصب شد، عمیق و دقیق بخوانید. یادداشتی است روشنگر مطالب بسیار.

پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت: 21:25 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. سئوالات شما برخاسته از باورهای موجود است و در صورت رد این باورها سئوالات هم خود به خود دود می شوند. لطفا چند یادداشت دیگر هم حوصله کنید. روش قطره چکانی در طراحی و عرضه ی این مدخل های نو، به راستی موجب استیصال و عصبانیت دشمنان حقیقت شده است، زیرا ممکن نیست دریابند پشت پا و فن بعدی را چه زمان و چه گونه خواهند خورد تا بدل آن را فراهم کنند. اما بدانید که به وفای عمر و یاری الهی، تا ضربه فنی شدن آن ها زمان بسیاری نمانده است.

جمعه 15 شهریور1387 ساعت: 5:28 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مهدی - مهدی. منحصر کردن عالم به معنای زمین و نه کاسموس، آن گاه که خداوند مرجع رسیدگی به امور آسمان ها و زمین است، دشوار می نماید: و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و الی الله ترجع الامور. کسانی از این اشارات که قرآن آسمان ها را کثیر و زمین را مفرد می گوید، چنین برداشت می کنند که انسان فقط در زمین زندگی می کند، اما ارض در قرآن نام کره ی زمین است و کره ی دیگری به نام ارض نداریم که جمع بسته شوند. اما عالم نام کره ی زمین نیست و تا بی نهایت را می پوشاند. به این بحث می توان بازگشت و آن را بازتر کرد.

آقای فتح. به خواست خدا تا رسیدن به پاسخ ها فاصله ی زیادی نداریم.

جمعه 15 شهریور1387 ساعت: 22:21 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سلام. در این باره چند یادداشت در مجموعه ی اسلام و شمشیر آورده ام که در آن ها توضیج کافی را خواهید یافت. به آدرس www.naria.info رجوع کنید.

آقای مقالات علمی. کامنت شما اشتباها از دست رفت. چه طور با این نام وزین علمی که بر خود گذارده اید، معنای ایران شناسی بدون دروغ را نمی دانید؟ یکی از یادداشت های آن را بخوانید، به شما تفهیم می کند که ایران شناسی موجود سراپا دروغ است.

یکشنبه 17 شهریور1387 ساعت: 12:37 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای هاتف. ترجمه و سی دی همراه آن رسیده است، منتظر متن اصلی کتابم.

آقای ویرگول. همین مشکلات خودمان را حل کنند، کافی است. اگر اوضاع کنونی حاصل فرهنگ ایرانی است، پس به تر آن که جهانیان را معاف کنیم.

آقای بابک. ممنونم. تمام دارایی جهان جز کتاب قرآن نیست.

آقای حسن. 95 درصد ترکیه ی امروز پیش از ورود به اصطلاح سواران عثمانی بر اثر عوارض طوفان نوح غیر مسکون بوده و بقیه را نیز مسیحیان بیزانسی در اختیار داشته اند.

آقای هیوا ایزدی. از راه نمایی شما ممنونم.

آقای مسعود. مسلم این که پیشنهاد کلیسا برای تعویض خداوند نمی توانسته تمام مسیحیان را از راه به در کند که تا زمان طلوع اسلام یکتا پرست بوده اند و روشن است که دنبال کنندگان توحید نیز پناهگاهی جز مسلمین نداشته اند که کنیسه و کلیسا در مجموعه ای از انواع دروغ بافی ها، به اسلام پیوستن مسیحیان را با تاریخ کثیف فتوحات غارتگرانه ی سربازان مسلمانی تعویض کرده ان که هرگز وجود نداشته اند. در واقع در هیچ زمانی هیچ مسلمانی برای مسلمان کردن قومی دیگر، چه با اسلحه و چه با کالا و به صورت تاجر از نجد خارج نشده است. نکته ی اصلی زمان این تغییر و تبدیل کردن خداوند به یهوه و مسیح در کنیسه و کلیسا است که قرآن آن را پس از بعثت پیامبر تعیین می کند.

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 12:4 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای هاتف. بی شک بخش عظیمی از کشتارهای انجام شده به وسیله ی کلیسا، که بر آن نام انگیزاسیون گذارده اند، دنباله ی تصفیه حساب با مخالفان تثلیث بوده است جنایاتی که شدت آن به طور موقت مسیحیت را از پاشیدگی مطلق نجات داد.

آقای سرباز مسلمان. ترجمه های شما را می خوانم و اگر لازم بود اظهار نظر خواهم کرد. موفق باشید.

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 18:40 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سرباز. آیا دیگ آش به نیمه رسیده؟ یا دیگر آش هم خبری نیست؟!!

آقای دهقانی. لینک خوبی بود، ممنون.

آقای بی خبر. یهودیت و مسیحیت و تورات و انجیل، تا مقطع اسلام، به دلیل تاییدات قرآن، ادیانی با کتاب های آسمانی بوده اند. تغییرات و تحولات در این دو دین و گرایش یهودیان و بخشی از مسیحیان به قطع پیوند با آسمان و نونویسی کتاب های شان، ترفندی از سوی خاخام ها و کشیشان برای بقا در برابر اسلام با ایجاد فاصله از مبدآ’ بوده است، با این نتیجه که اینک یهودیت و مسیحیت از هیچ نظر به عنوان دین اعتبار و اهمیتی ندارند. در عین حال تصور هر نوع برخورد عقیدتی داخلی در این دو دین، از جمله تثلیث، پیش از طلوع اسلام، محملی ندارد و مخالف آیات و اشارات صریح قرآن است.

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 11:9 نویسنده: ناصر پورپیرار
اقای اتفاق. با تشکر. بیست نسخه سی دی های جدید رسید.

آقای... سعی کردم ای میل بفرستم ولی موفق نشدم. غرض این که بدانید سی دی ها آماده است. لطفا باخبرم کنید که با چه وسیله و به کجا بفرستم و یا حضوری تقدیم کنم.

آقای ایزدی. درباره ی تاثیر جغرافیا بر تاریخ، به گمانم حرف آخر را در مدخل کتاب هخامنشیان آورده ام:"تاریخ از زمین می روید و چون هر رستنی دیگر بومی اقلیم خویش است". این چکیده و جان مایه ی تمام مباحثی است که در باب تاثیر جغرافیا بر تاریخ تاکنون در جهان نوشته شده است.

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 15:14 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای جباری. برابر معمول در فاصله ی ساعات ده صبح تا دو و نیم بعد از ظهر، اما اگر ساعت دیگری برای شما میسر و به تر است، از همین طریق باخبرم کنید.

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 19:53 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سرباز. مواظب باشید ته دیگ آش معمولا ریگ زیاد پیدا می شود. فحاشان همچنان به تنها هنر خویش، یعنی تکثیر ناسزاها مشغول اند.

آقای حامد. ممنون.

آقای رضا. اگر منظور همان قرآنی است که تصویر آن را گذارده اند، آن قرآن عهد ناصر الدین شاه است.

آقای ویرگول. دیگر شناخت اشخاص نه از صورت ظاهر، نه از سابقه، نه از سخنان و نه از اعمال شان ممکن نیست. کنیسه تمام ذخیره ی خود برای ایجاد فضای "کی به کیه" را بیرون ریخته است!

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 14:10 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای صدیقی. عبری زبان مادری شماست یا آموخته اید؟

آقای جباری. آدرس همان است، در خدمتم.

آقای سلام بر همه. پاسخ شما در شلوغی کار فراموش شد. در این باره در مجموعه مقالات اسلام و شمشیر لااقل دو یادداشت آمده است.

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 21:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سرباز. ظاهرا فراغت پس از صرف آش اندیشه را به جاهای دور می برد چنان که انگشت بر نقطه ای گذارده اید که خود حجتی است بر نونویس بودن تورات و دهان کجی ابلهانه ای که یهودیان در این نونویسی نسبت به قرآن روا داشته اند. اگر نام اسرائیل و اسماعیل و جبریل در قرآن ذکر شده و اگر خداوند این نام را بر سرکرده ی قومی پیش از رسالت موسی قرار داده، پس لااقل دو نکته از این باب بیرون می زند: نخست این که اسرائیل نامی عربی است و نه عبری، چنان که مترجمین با هدایت آن داستان مشرکانه ی تورات مدعی می شوند و بر آن معنایی بی توازن می گذارند، دوم این که زمان پیدایش خط و زبان عبری را باید تعویض کرد. زیرا اگر این خط و زبان را کهن بپنداریم و از جمله متن ده فرمان و تورات اولیه را نیز به همین خط و زبان بیانگاریم، پس بنی اسرائیل در مصر و پیش از رهایی نیز با این خط و زبان آشنا بوده اند که ارتباط اختصاصی این خط و زبان با دین یهود بریده می شود و در حاشیه ی فرهنگ مصر قرار می گیرد که نمونه ی کهنی از آن را ندیده ایم. اضافه کنم که ایل و آل و ال همه جا به معنای اهل و خانواده آمده و فقط در تفسیر قلابی نام یعقوب به اسرائیل بدل شده است که معنای خدا به آن بخشیده اند، تا عنوان قرآنی بنی اسرائیل را به استخدام تورات درآورند.

آقای eldeniz. ممنون. کتاب ها را همراه صورت حساب و طرز پرداخت برای شما خواهیم فرستاد. به شرط این که تقاضای تان را تایید دوباره کنید.

پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 1:26 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای جاوید. بر آن توصیه ایستاده ام. اجازه دهیم مثل چهار پای عصاری چشم بسته به دور خود بگردند، در عهد عتیق متوقف بمانند، به اطراف خود لگد حواله کنند و مخاطبی نیابند. نواندیشان در این مرحله تنها متعهد به تبلیغ اند و بدانید که این درخت ریشه در چشمه ی حقیقت دارد و بی گمان ثمر خواهد داد، حتی اگر تا ابد قطره بارانی نبارد.

پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 19:30 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ایزدی. به ایشان سلام برسانید و بفرمایید: بر این عذاب الهی از آن روی شاکرانه صبر می کنم که مبادا مصیبتی عظیم تر نصیبم شود.

آقای هومن. مردان و زنان غیور شرق میانه، در فلسطین و افغانستان و به ویژه عراق، با مقاومت مثال زدنی خویش، پرچم کنیسه و کلیسا را نیمه افراشته کرده اند. آن گاه که نو بردگان سیاه، در اروپا و آمریکا، به یاری الهی، برای خون خواهی پدران خویش برخیزند، این لانه های شرک و حرص و جنایت، برچیده خواهد شد.

آقای امید. در میان آن نوشته ها مطلب تازه و قابل استفاده ای ندیدم. همان مکررات قبلی است.

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 0:21 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای توحید. در کامنتی که می گویید، سخنی از هادوا نیست، سخن از یوسف های ذکر شده در قرآن است. اشتباه شما در این است که "هود" را که در چند مورد در قرآن، از جمله در آیه ی 140 سوره ی بقره، به جای "یهود" به کار رفته و قبلا در این باره توضیح کافی داده ام، با "هادوا" اشتباه گرفته اید.

آقای جباری. ممنون راه نمایی های شما هستم.

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 8:55 نویسنده: ناصر پورپیرار
مریم خانم. صبح جمعه ی ماه رمضان است، چادر سر کنید و روانه ی قم شوید، هم آب و هوا عوض کرده اید، به زیارت رسیده اید و هم می توانید پاسخی معتبر از بخش پرسش و پاسخ دفاتر مربوطه بگیرید که شنیده ام کامپیوتری هم شده است.

مش قاسم جان. بدو به داد آقا برس، انگلیسی ها دارن آزارش می دن؟!!

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 12:55 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای توحید. اشارات شما کاملا درست است. هرچند برداشته شدن حرف ی از ابتدای نام یهود در قرآن مبارک بسیار جای تامل دارد، اما در حال حاضر معتقدم که با رعایت هایی می توان هود را هم به عنوان اشاره به نام قوم یهود قبول کرد، چنان که قوم و پیامبری غیر یهودی دیگری هم به همین نام در قرآن ذکر شده است: هود پیامبر و قوم او. بدین ترتیب کلیات بحث به این ترتیب می شود: یهود نام دومی است که به جز بنی اسراییل از مقطعی به بعد در قرآن بر قومی نهاده شده است که از مصر نجات داده شده اند. هود را هم می توان با ملاحظاتی اشاره به قوم یهود دانست بدون این که برای حذف حرف ی توضیحی داشته باشیم. اما هادوا را به هیچ عنوان نمی توان خطابی به قوم یهود گرفت. زیرا که هادوا نام نیست و مشتقی از فعل است. با این همه قبول هود به عنوان یهود هم هنوز بر مبنای نزدیکی اشاره قرآن به قوم یهود و تطبیق آن با مضمون آیات دیگر است، بی این که برای حذف حرف ی هنوز توضیحی وجود داشته باشد. اگر هادوا و هود و یهود و بنی اسراییل را تماما اشاره به قومی واحد بیانگاریم، آن گاه جای این تحقیق عمیق خالی است تا علت این همه تغییر نام گذاری بر قوم موسی در قرآن را دریابیم.

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 12:32 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. برداشت از این وبلاگ و یا سایت ناریا دات آی آر. با ذکر منبع برای انتقال در وب و نه چاپ کتاب و تهیه ی فیلم آزاد است.

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 13:45 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. به هیچ وجه. تصریح شده بود که چاپ آن به صورت کتاب و یا تهیه ی فیلم نیاز به اجازه دارد، نه به صورت مقالات تحقیقاتی چنان که تاکنون تعدادی مقاله در باب مطالب عرضه شده در این وبلاگ در موارد مختلف عرضه شده است.

آقای... ممنون. بیش از همه در عین مضحک بودن بسیار افسرده کننده است.

آقای جاوید. پیروان و مدافعان دروغ در تمام جهان به یکسان عمل می کنند. اگر انبوهی سند و چندین مستند سینمایی محکم، که حقیقت ماجرای 11 سپتامبر را بیان و آن را توطئه ی دولت بوش برای غارت جهان و در وهله ی نخست خود آمریکاییان معرفی کرده، موجب خجلت و مانع عوام فریبی حاکمان ایالات متحده نشده، تفاوتی با رفتار مسئولین فرهنگی دولت خودمان ندارد که پس از مستند تختگاه هیچ کس، هنوز نقش تخت جمشید را پشت درشت ترین اسکناس کشور قرار می دهند.

  
جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 14:32 نویسنده: ناصر پورپیرار
خانم نسرین. کامنت های شما برای دیگران بسیار قابل استفاده است و خصوصی فرستادن آن موضوعیت ندارد. سخت گیری دوستان ما به ملاحظاتی است که کم تر از آن باخبرند. اگر اجازه صادر می کنید آن ها را از صورت خصوصی خارج کنم. کافی است پس از واریز وجه فرم سایت را پر کنید. بلافاصله ارسال خواهد شد.

آقای حامد. کوشیدم پاسخ شما را با ای میل بفرستم که ممکن نشد. ناچار در این جا نصب می کنم.

آدمی که بی درک بنیان مطالب ادای نکته بینان را در می آورد و خود را نخود آش می کند، به روز تو می افتد. اگر آتن ویران و سوزانده نشده بود، پس احتمالا بقایای قدرتمند یونانیان برای گذران یک سیزده به در پنج قرنه به ایران خالی از سکنه سرازیر شده اند؟!!!

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 17:41 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اتفاق. اگر بررسی های انجام شده در مجموعه ی "تاملی در بنیان تاریخ ایران" را نادیده بگیریم، تاکنون هیچ تحقیق ملی در باب هیچ موضوعی در حوزه ی تاریخ و ادب و هویت و دین و مذهب ایرانیان انجام نشده، حال آن که تمام دریافت های پیشین به عنوان میراث مکتوب ما، در تمام مبانی و مداخل، جعلیات ساخت دست کنیسه و کلیساست که یکسره و بدون هیچ استثنا و اغماضی به طور کامل دور ریختنی است. مثلا ما اصفهان و شیراز و کاشان و قزوین و تبریز و رشت و کرمان و یزد و بغداد قدیم نداریم که به دنبال نام شان بگردیم. آن چه را تاکنون در باب هر یک از این ها شنیده اید از نوشته های مضحکی چون الفهرست ابن ندیم و معجم البلدان و غیره درآمده است، که در اساس به کار ابطال آن اسناد و کتاب ها می خورد. اگر شیخ پیش تاز و روشن نگری چون علامه ی بزرگ مرتضی عسکری، مجموعه ی صحابه ی پیامبر را نیز جعل نام هایی از سوی یهودیان دانسته است، پس خود حدیث مفصل از مجمل ایشان بخوانید.

آقای رعد. این هم دنباله ای از حکایت بالاست. به زمان رابی بنیامین، جز مهاجرانی مختلف و غالبا ناشناس و ترسیده و پناه برده به بلندی ها، کسی در شهر و دهی در ایران زندگی نمی کرده که سیاحی چون رابی بنیامین، به شرح احوال و عقاید و گذران آن ها بپردازد.


جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 17:52 نویسنده: ناصر پورپیرار
خانم نسرین. یادداشت های تان را برطبق اجازه ی صادره نصب کردم. برای خوانندگان این وبلاگ آگاهی نسبت به آن دسته از لغات سومری و عبری و عربی و هندی و اسلاو و لاتین، که در فارسی و ترکی به میزان کافی یافت می شود، غنیمت بزرگی است تا شاید معلوم کسانی شود که مسیر ورود لغات سومری به زبان ترکی، وام هایی برای بازسازی این زبان در دوران اخیر است، نه مثلا دلیل پیوند دیرین میان سومریان و ترکان. در وبلاگ تان دیدم که تشابه نام های جغرافیایی با مناطقی در فلسطین اشغالی را به کتاب مقدس ارجاع داده بودید، اگر ممکن باشد رفرنس نقل آن را اضافه کنید. برای نمونه در مورد نایین با اجازه اضافه کردم. یک شوخی هم بیافزایم: این متولد آذر تاریخ سال لازم ندارد؟!!

آقای هیوا ایزدی. منظور جوک نامه و یا کتاب مضاحک است.

آقای اتفاق. زحمتی که برای بهبود کیفیت سی دی ها کشیدید، بسیار ارزشمند بود و همگی راضی ترند. آن نامه ها را هم دیدم، روی سازمان های دولتی به سختی می توان تاثیر گذارد، اما آن خطیب اگر مجاب شود، که احتمال اش زیاد نیست، ثمر بیش تری خواهد داد. به هر حال ممنونم و خدا به شما عوض دهد.


شنبه 23 شهریور1387 ساعت: 16:46 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مهدی - مهدی. از ارسال لینک ها ممنونم. برای اندکی شادمانی و رفع خستگی ادعا کنم که برای تالیف تورات های جدید ابتدا چارت آن را کشیده اند!!!


شنبه 23 شهریور1387 ساعت: 21:56 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مهدی - مهدی. برای مزاح بود. طبیعی است که عکس آن درست است.

آقای حسام الاحوازی. گرچه شباهت چندانی میان معماری عرب و اسپانیا دیده نمی شود و مساجد اسپانیا از آرک ها و نعل درگاه ها و ظرایف معماری رومن و یونان پیروی کرده، اما رفت و آمد و کار معماران عرب در اسپانیای مسلمان و یا برعکس آن، طبیعی است که به مانعی برنخورد.

آقای بی نام. تحقق آرمان های شما قطعی و از وعده های خلاف ناپذیر الهی است.

آقای حامد. آن چند سطر پاسخ ای میلی بود که به نام شما رسیده بود. به هر حال مطلب بی اهمیتی است.


یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت: 1:1 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای توحید. پاسخ قانع کننده بر این نکات، تا حدود زیاد به مقدماتی ظریف نیازمند است که قصدم موکول کردن آن به کتاب دوم اسلام و شمشیر بود، به خواست خدا. اما در این فرصت نیکو به اختصار بگویم: پیش از این تنها به حکمت ترجمه شدن حکم معترض بوده ام و نگفته ام که حکم به معنای نبوت است، که اگر گفته باشم نیز حاصل کم دقتی است. آیات 80 تا 90 سوره انعام را با حوصله مطالعه کنید که متضمن نکات ظریفی است. در این آیات خداوند فهرستی از شایستگان از نوح تا موسی و برخی از ذریه ی آن ها می آورد و النهایه آیه ی 89 یاد آور می شود که به آن ها مراتب برتری، از هدایت و کتاب و حکم و نبوت بخشیده ایم. مسلم این که تمام آن ها کتاب نداشته و مامور به رسالت نبوده اند، بل در درجات معین عنایت دیده اند که یکی هم "حکم و علم" است. کاری به این ندارم که مترجمین در همین آیه 89 باز هم به غلط حکم را حکمت ترجمه کرده اند، ولی حکم در لغت به معنای حق ابراز نظر، داوری و انفصال امور است: الیس الله احکم الحاکمین، و له الحکم و الیه ترجعون، ان الحکم الا الله، ان الله یحکم مایرید. در قرآن این رتبه ی حق داوری و علم، در محدوده ای معین، به لوط و یوسف و داود و سلیمان و موسی داده شده است و همگی نیز ماقبل رسالت و نبوت. چنان که در آیه 16 سوره ی جاثیه می خوانیم که خداوند بر بنی اسرائیل تمام مراتب برتری، از کتاب و حکم و نبوت را فرستاده است. برای دریافت دقیق تر مطلب کافی است به آیه ی 14 به بعد سوره ی قصص مراجعه کنید که به موسی ابتدا "حکم و علم" تفویض و سپس در بیابان آتش را می بیند و به رسالت دعوت می شود. در واقع حکم و علم اعطای رتبه و مقامی از سوی خداوند دون نبوت است. باید هر یک از ما نهضت دقت عمیق در مطالعه ی متن آیات قرآن را آغاز کنیم. در باب هود و یهود نیز بگویم که اصل بحث رد یهود شناختن هادوا بود که ظاهرا و به شکر خدا حاصل شده و هنوز در باب هود باید تامل بیش تری کرد هرچند ظواهر آیاتی با چنین خطابی، با تردید هایی، انتساب آن به یهود را بلامانع نشان می دهد. چنان که معتقد نیستم لغت یهود ارتباط محکمی با هدایت داشته باشد، که شرح آن را انشا’ الله در آینده خواهم آورد. موفق باشید. در مورد آیه ی 22 سوره ی یوسف نیز بی دقتی من در اثر عدم رجوع به آیه بود، زیرا که مطلب را به طور کلی و ضمنی در پاسخ آقای م. ستاره آورده بودم، نه ترجمه ی دقیق آیه.


یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت: 1:4 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ویرگول. همه مانند همین خانم کریمر ادعا می کنند "هر پژوهشگری باید آزادانه آراء، نظرات، دیدگاه و عقاید خود را اعلام کند". اما به پادوهای شان دستور می دهند که مانع پخش همگانی مستند تختگاه هیچ کس و انتشار کتاب اسلام و شمشیر و ورود من به کشورهای عضو شینگن شوند!!! مسلمانان از این معرکه گیری های بی حاصل کنیسه و کلیسا و پیروان شان زیاد دیده و شنیده اند.


یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت: 7:55 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سئوال. پرسش شما چندان واضح نیست.

خانم مریم. در آن چند مورد محدود، که لغت حرب در قرآن به کار رفته، چه ذهنی و چه عینی، مفهوم و معنای مرسوم کنونی را دارد. مثلا مساوی دانستن گرفتن ربا، با حرب با پیامبر و خدا، یک درافتادن ذهنی است. اشکال عمده در این است که بر اثر شاه نامه خوانی دائم، به محض شنیدن لفظ حرب، صف آرایی پنجاه هزار نفره از دو سو و یا جنگ العلمین در صحرای آفریقا را به یاد می آوریم، در حالی که کتک کاری دو کودک در خیابان و یا دو مشت زن در رینگ نمایش نیز حرب میان آن هاست. در مورد حجاب نیز که مختص به ایران نیست، اگر خدا بخواهد در چند یادداشت بعد مطلبی عرضه خواهد شد که پاسخی است کلی برای این گونه موارد.


یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت: 23:47 نویسنده: ناصر پورپیرار
ظاهرا آقای م. ستاره، برای یک امر خیر، ای میلی به چند دوست فرستاده اند که بی پاسخ مانده است. جز آنان که از حوالی ارومیه ظاهرا قهر کرده اند و یا به علت روزه های بی سحری رمق احوال پرسی ندارند و یا از اطرافیان تشر شنیده اند و یا مشغول اسباب کشی اند، دیگران به صندوق ای میل شان رجوع کنند.


دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت: 1:33 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عدنان. این یکی کاملا صحیح است چون هخامنشیان جز زباله و خاکستر خانه ها و جنازه ی بومیان ایران کهن چیزی از خود در تاریخ به جا نگذارده اند. طفلک سرپرست این به اصطلاح کشفیات حتی نمی دانست هخامنشیان مربوط به کدام دوره اند و مرتبا از دو هزار سال پیش می گفت. احتمالا عهد هخامنشیان را با دوران ظهور عیسی اشتباه گرفته بود.


سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت: 6:42 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ایزدی. چه گوارا یک پزشک انقلابی بود که علیه تسلط کمپانی های غارتگر و سیاست مداران آدم کش ایالات متحده در آمریکای مرکزی و جنوبی مبارزه می کرد. او علی رغم پیروزی انقلابیون در کوبا و رسیدن به مقامات رسمی دولتی، در حد وزیر، با وجود داشتن خانواده و کودکانی، داوطلبانه استعفا داد، برای ادامه ی مبارزه به بولیوی رفت، به چریک های آن کشور پیوست و سرانجام با خیانت یک روشنفکر فرانسوی همرزم اش به نام رژی دوبره به دست عوامل نفوذی سازمان سیا کشته شد. شخصیت انقلابی و فداکار چه گوارا برای تمام آزادی و عدالت طلبان جهان و به ویژه ملت های آمریکای مرکزی و جنوبی، بسیار آرمانی و مورد احترام است و البته هیچ ربطی به روشن فکران چپ نمای ما ندارد که گرچه تصویر چه گوارا را بر می دارند و با نام او پز می دهند و ژست می گیرند، اما در بطن بیش تر آن ها یک رژی دوبره پنهان است و غالبا ه را از ب تشخیص نمی دهند.


سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت: 14:14 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای eldeniz. احتمالا باید کتاب های درخواستی شما حالا به دست تان رسیده باشد. لطفا دریافت آن ها را اطلاع دهید. دوما این که برای پیوستن به آرمان خواهی اجتماعی کسی را مجبور نمی کنند، این یک انتخاب داوطلبانه، آگانه و بی چشم داشت است، اما هر آرمان خواهی موظف است مواظب روش های اقدام خود باشد و به هر اندازه که می تواند جریان ترقی خواهی را به مقصد نزدیک کند، زیرا از خود گذشته ترین آرمان خواه اگر مسیر را اشتباه انتخاب کند، نه فقط کمکی به مردم و به جریان رو به پیش تاریخ نکرده، بل در فهرست خائنان و حتی دشمنان فهرست می شود. از مهیب ترین آسیب ها برای جریان های آرمان طلب، نا آگاهی آن ها نسبت به جریان عمده تمایلات جامعه ای است که در آن عمل می کنند. آرمان خواه باید درست در میان و با کمک همان مردمی که او را احاطه کرده اند، نیات خود را پیاده کند و نه با پشت کردن به آن ها. اینک باید تاریخ به ما آموخته باشد که بی توجهی به اعتقادات دینی و مذهبی مردم تا چه حد موجب می شود تا درون پیله ی تنگ سکتاریسم محبوس باشیم و کوچک شویم. متاسفانه تمام جریان های چپ ایران از موضع دین ستیزی اعلام وجود کرده و در نتیجه غالبا در حد یک محفل بی اثر باقی مانده اند. این بحث مطولی است که بیش از این در چنین کامنتی نمی گنجد.


سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت: 20:15 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بختیار. مطالب آقای توحید، نه نظر شخص ایشان، که به نقل از سایت تبیان بوده است.

آقای حامد. عربی بخوانید.

آقای رضا. مفسر قرآن نیستم و شرحی بر آیات الهی ندارم. درمورد هادوا در آیه ی 46 سوره ی نسا هم قضیه همان است که در اشارات قبلی گذشت، اگر یهودیان به قول خودتان "در تغییر دادن آیات الهی و حقایق جهان خبره اند"، پس نمی توانند از جانب خدا هادوا خوانده شوند، که به معنای هدایت شده است!


سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت: 21:14 نویسنده: ناصر پورپیرار
به عنوان یک تاکتیک دفاعی و به نشانه ی هراس از درگیری، نهضت ارسال کامنت های خصوصی و یا با پیغام های "لطفا حذف بفرمایید"، در این وبلاگ بسیار بالا گرفته است، هرچند بسیاری از آن ها برای ارشاد بنده و دیگر دوستان غنیمت است. به گمانم بد نیست پیه شنیدن چند لیچار بی اهمیت را بر تن خود بمالیم و لااقل در این ستون حرف های دل خواه مان را در حضور جمع بیان کنیم.


چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت: 9:50 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای 1. برابر نشانه های متعدد تاریخی و جغرافیایی، طوفان نوح در بخش مرکزی ترکیه امروز و در حصار ناشی از چهار دیوار کوه های شمالی و جنوبی و شرقی و غربی آن رخ داده و از آن که بارش باران مدت طولانی ادامه داشته است، بی شک سرریز آب های داخل ترکیه، از دو سوی شرقی و غربی، بر سطح و وسعت دریای سیاه نیز تاثیر گذارده، چنان که در سمت شرق، دریاچه ی بزرگ ارومیه را در ایران با وسعتی بسیار بیش از سطح کنونی و دریاچه ای هم در همان حوالی کوه آرارات در ارمنستان پدید آورده است. زمان سنجی دقیق وقوع طوفان بسیار آسان است اگر لایه های رسی موجود در بخش مرکزی ترکیه، به آزمایشگاه فرستاده شود.

خانم مریم. اوضاع فقه اسلامی در حال حاضر چنین است: جزای زنا را با رجم می دهند که در قرآن نیامده و ربا را حلال می کنند که در قرآن جنگ با خدا و پیامبر خوانده شده است!!!؟

آقای مسعود. با تشکر. لینک های ارسالی شما باز نمی شود، اگر مشکل نباشد تصاویر درون آن ها را به صورت یک مجموعه و درکنار هم ارسال کنید. ممنون.


چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت: 23:27 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مسعود. تصاویر رسید و بی اندازه ممنونم.

آقای... ممنونم. این استاد بزرگ بنیان اندیشان و قهرمان تولید و تقدیم تختگاه هیچ کس به حقیقت جویان جهان، که دوست و دشمن را در برابر سلامت و سادگی و صحت تصاویر و بیان آن به احترام واداشته، احتمالا عاشق شده، از تمام تعلقات جهان دست شسته و مشغول گذران دوران سخت هجران است. اما از این که اخیرا صدای ضعیف و گله مند از دوری ایشان را از تلفن شنیده ام، ظاهرا جای نگرانی زیادی نیست.

آقای reza. نه فقط هیچ اثر فنی و فرهنگی در ایران عمری دورتر از چهار و یا پنج قرن پیش ندارد، بل ادعای کشف هر نمونه ای قدیم تر از این، که به بعد از زمان پوریم نسبت دهند، بدون ملاحظه و تردید مجعول است.

آقای دوست. اولا که آن پاپیروس تاریخ قرن سوم هجری را دارد و نه پیش از اسلام را. وانگهی بغداد چه ربطی به ایران دارد. و در نهایت تا پایان بحث حوصله کنید تا منظور از گشودن آن معلوم شود.

آقای آیدین یاشار. همین قدر که حجم آب مستطیل بسته شده به وسیله ی کوه ها در ترکیه را برابر دریای مدیترانه ای گرفته اید، که چندین برابر بزرگ تر از آن است، پس فرض های تان معیوب است و نیز بدانید که شیرین ترین آب هنگامی که به طور محصور و به تدریج تبخیر شود و منبع تازه و شیرین کننده ی کافی به آن نریزد، مانند دریاچه ی قم و خزر و ارومیه به تدریج شور و شورتر می شود. طرح مدخل رخ داد طوفان در ترکیه به چند دلیل تاریخی و جغرافیایی متکی و منضم بود که یکی از آن ها فقدان شهرهای باستانی و نایابی آثار تجمع کهن انسانی در حوزه ی مرکزی ترکیه است. اینک اثبات روی داد طوفان نوح و آن هم فقط در ترکیه بسیار آسان است و در نتیجه هر برداشت و گمانه و تصور دیگری را همان قدر باطل می کند که گواهی است بر درستی مطلق مطالب قرآن.

آقای عابدی ممنون. به خواست خدا و برای آماده سازی به قصد چاپ، مشغول آخرین بازخوانی یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ از شماره ی نخست آنم که به تدریج در وبلاگ نصب دوباره خواهم کرد. دست بردگی اصولی در آن ها نخواهد بود و در حد نرم کردن ادبی برخی جملات ثقیل انجام می شود. دوستان می توانند یادداشت های جدید را ریپلیس و یا همان قدیمی ها را استفاده کنند.


پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت: 1:43 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای م. ستاره. تصحیحات شما بسیار مقدم و لازم است، کار من بر روی همان ها انجام خواهد شد و فردا هم جز کار روزمره و زیارت خوانی بعد از ظهر برنامه ی دیگری ندارم.

آقای علی رضا. باید به تقلید مومنین بهانه گیر نخستین، از خداوند تقاضا کنم که اگر نه چند هزار بل لااقل یکی دو همکار فرشته برای کمک به این از پا افتاده بفرستد تا شاید بتوانم به نوعی درخواست شما را اجابت کنم. در غیر این صورت باید کار را به زمانه سپرد تا صاحبان فرهنگ لازم از منگی به درآیند و آستینی بالا زنند.


جمعه 29 شهریور1387 ساعت: 13:28 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عادل. ممنون.

آقای روشن. در جست و جوهای سردستی بعدی به علائم و شواهد جغرافیایی تازه ای برخورده ام که می توان حتی مراحل و مشروح رویداد طوفان در ترکیه را به آسانی همانند تختگاه هیچ کس به صورت مستندی مطمئن و محکم درآورد. هفته پیش با یکی دو روحانی و غیر روحانی موجه در همین باب می گفتم. پاسخ شان تقریبا چیزی در این مضمون بود که: گوشت باز هم گران شده است!!!؟

خانم مریم. حالا که دیگر چنان حجابی معمول است که خود عالی ترین منظر بی حجابی است، چنان که به گمانم اگر برداشتن این شبه روسری های بس رنگین و افه ساز را حکم کنند، بسیاری از بانوان با آن مخالفت خواهند کرد. اگر بخواهم در باب یهودیان و حجاب بنویسم احتمالا چیزی در باب همین حجاب جدید خواهد شد و البته گاه لوده گویی خود را به من تحمیل می کند.

آقای جباری. در مسافرتی کوتاه بودم، با عجایبی در آن، که از دور دنیا در هشتاد روز نیز شگفت آورتر بود. از توجه شما ممنونم.

آقای سرباز. انصافا که فراغت بعد از تناول آش، چنان که ظواهر امر حکایت می کند، تیز بینی ذاتی شما را بسی شکوفاتر کرده است. به مطلب کاملا درستی اشاره کرده اید، امیدوارم فرصتی فراهم آید تا تکمله ای در این گونه مطالب قرآن بیاورم که شاید مفید افتد. مختصر این که قرآن را نمی توان با کتاب مجموعه قوانین مدنی و جزایی یکی دانست و در جای آن قرار داد و توجه کنیم که آن آموزه های اساسی و تربیتی و اخلاقی قرآن در بطن خود، بی نیاز به فهرست مراحم و مظالم، هر گونه ظلم و اجحاف و نابرابری را مطرود می داند و در کار ساختن آدمی است که در کلیت امور، مبنای مهربانی و مراعات را به رسمیت بشناسد و از حرص و ظلم بیزاری بجوید.


جمعه 29 شهریور1387 ساعت: 20:26 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای علی رضا. به اتفاق سوار اتوبوس شوید و ایشان را به قسمت ارشادات قم معرفی کنید، امیدوارم هدایت شوند.

مریم خانم. برای بحث درباره ی ترکیه و عثمانی و آتاتورک باید اندکی دیگر حوصله کنید.


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 1:16 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای تلمیذ. در باب نام موسی به مطلبی هوشمندانه اشاره کرده اید. این اواخر کتابی دریافت کرده ام از یک نویسنده ی فرانسوی به نام "راز خروج" که تحقیق دامنه داری در همین باب است. گوش شیطان کر! مدتی است می کوشم که آن را ترجمه و در فهرست انتشارات مان قرار دهم. در عین حال از یاد مبرید که قرآن همین نام را برای موسی رسمی می داند.

خانم مریم و آقای سرباز. برخورد با قرآن بدون ایمان اولیه به خداوند، پیوسته موجد بهانه ای برای ایجاد اخلال در متن است. اخیرا به چراهای معمول در باب قرآن، چون نداشتن اعلامیه آزادی بردگان و شمارش رکعات نماز و غیره، افزوده اند که چرا خداوند متن رسمی اذان را مانند ترتیب وضو در قرآن نیاورده تا موجب اختلاف نباشد؟ پاسخ دادم اختلاف تراشان از همان دستور وضوی معین شده نیز موجبی برای جدایی درآورده اند، چنان که دستور مستقیم نهی و حکم حرمت در باب ربا را نشنیده می گیرند، ولی توهمی چون سنگسار را که پایه ای در قرآن ندارد، اجرا می کنند؟!! از مسلمین ساده ضمیر و آنوسی هایی که دائما مشغول غلط گیری از قرآن اند، باید پرسید: آیا خداوند را با همان توصیفات قرآنی، به یکتایی و مالکیت زمین و آسمان و آن چه در میان است، قبول دارند و می پذیرند که قرآن ارسال شده ای از جانب خداوند است؟ اگر آری پس بندگان در اندازه نصب سئوال بر قرآن، با هیچ اشاره و بهانه ای نیستند و جز انجام و اجرا وظیفه ای ندارند و اگر در وجود خداوند مرددند، پس سئوالات شان را باید نه از حواشی قرآن، که از مبدا’ خلقت آغاز کنند. در حال حاضر منکران رسمی و غیر رسمی، چون دانش ورود به بنیان هستی و مبانی موجود را ندارند، پیاپی به کسره و ضمه و کلمات و آیات قرآن بند می کنند!!! عجیب است کسانی با اندک سایه ای از علمی با عمر به زحمت صد ساله، به ادای ایراد های کودکانه در احکام دستگاهی مشغول اند که یاد آوری می کند یک روز ما برابر پنجاه هزار سال شماست!!!! آیا به تر نیست مومنین همانند چهارده قرن گذشته قرآن را برای اطاعت از دستورات و توصیه های آن بخوانند و منتظر اشراف بیش تر در مرور زمان شوند، چنان که همین مرور زمان قفل ماجرای طوفان نوح را گشود. در این باب بیش از آن نمی توان گفت که در آیه ی هفتم سوره ی آل عمران آمده است: "پا برجایان در دانایی می گویند ایمان آوردیم و تماما از سوی خداوند است و بیمار دلان به دنبال تاویل می روند".

 


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 1:33 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای احسان. فقط فراموش کردم شما را همراه آقای علی رضا و دوست شان سوار اتوبوس قم کنم.

آقای ایزدی. سئوال شما ورود به مراتبی را می طلبد که تنها در صفحات کتابی قابل طرح است. حضور خداوند در صفحات تاریخ از این باب قابل دیدار و قبول است که سرنوشت تمام امور به دست اوست.


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 3:25 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی و آقای صمیمی. این راه نمایی نیز از دوست دیگری رسیده است.

به این آدرس:

http://www.yougetsignal.com/

یا مستقیما به این صفحه بروید:

http://www.yougetsignal.com/tools/web-sites-on-web-server/

این عدد رو وارد کنید :

208.116.16.3

دکمه ی اینتر رو بزنید .
در لیستی که ظاهر می شه ، روی هر کدوم که خواستید ، کلیک راست بکنید و open in a new tab یا به طور خلاصه ، گزینه ی دوم رو انتخاب کنید .

آقای حذف. شامورتی که می گویند همین است. امیدوارم قدر شب های قدر را بدانید و ندبه ها را فراموش نکنید.


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 18:31 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. اگر هک شدن دلیل حقانیت است، پس ملاحظه کنید خود ما چه قدر بر حقیم!!!

اقای هاتف. 1434

آقای ویرگول. الحق که اگر این باستان شناسان زبده را نداشتیم به کلی از خاطره ی دنیا پاک می شدیم. احتمالا آن میخ ها را برای ادامه ی زجری که در دنیا می کشیدند در گور زنان سربالا قرار می داده اند. دوستانی که می خواهند تمرین باستان شناسی کنند، در این مورد گمانه بزنند. صاحب به ترین حدس و گمان باستان شناسانه، به زیارت گور کورش اعزام خواهد شد تا هرچه می خواهد به جای ضریح، چنان که مد شده است زمین را سجده کنان ببوسد.


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 19:56 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. با عذر خواهی فراوان، آیا می توانید دوستان و از جمله آقای سرباز را به آدرس آن یادداشتی که نامه های نظام مهندسی ایران در آن اسکن شده راه نمایی بفرمایید؟ ممنون.

آقای سعاد. تمام آن مطالبی را که بالحنی متعجب اشاره کرده اید، حقیقت است. یعنی سرزمین کنونی ما بر اثر قتل عام پوریم لااقل تا دوهزار سال خالی ازسکنه بوده سعدی و حافظ و فردوسی و ابن سینا و مولوی و شهر شیراز و اصفهان کهن و باستانی و اشکانیان و ساسانیان از جعلیات یهودیان است. اعراب و مغول و اسکندر طبیعتا به ایران خالی از سکنه حمله نکرده‌اند، ناصر خسرو و ابن بطوطه و غیره نبوده اند که سفرنامه‌ نوشته باشند زیرا ایران در زمان آن ها بیغوله ای نامسکون بوده است و غیره و غیره... تمام این مطالب ناشی از «ذهن توطئه‌گر یهود» و حاصل «جعلیات ارباب کنیسه و کلیسا» برای پوشاندن رد قتل عام پوریم است! و حقیقت دارد که به ملک الشعرا بهار گفته ام جرثومه فرهنگی. برای درک و هضم و فهم این مطالب لااقل 6000 صفحه مطلب منتشر شده و مسلم است که نمی توان آن شش هزار برگ را به این ستون پاسخ ها منتقل کرد. اگر دوستان شما از مستند تختگاه هیچ کس مطلب تازه ای در نیافته اند، پس یا چشم های معیوبی دارند، یا متعصب اند. برای اشراف کامل به مطالبی که شنیدید باید کتاب ها و محتوای این وبلاگ را با حوصله بخوانید و آن گاه چندان به مستندات محکم مجهز خواهید شد که دوستان تان را مجاب کنید.


شنبه 30 شهریور1387 ساعت: 23:31 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. ممنونم. با همان لینک ارسالی شماره ی نامه را به دست آوردم. اصل آن را نیز در فراغتی برای تان ارسال می کنم اگر به یاد بیاورم که کجاست؟!!

آقای امیر عماد. ممنونم. تا آن جا که باخبرم ترجمه ی کامل و معتبری از اسلام و شمشیر به عربی موجود است، ناشری در لبنان قصد انتشار آن را داشت، مدتی چانه زدند که برخی الفاظ را از مقدمه حذف کنم، به توافق نهایی در آن باب رسیدیم، گروهی مصرانه و سخت در پی انتشار آن بودند و ناگهان همگی گم و گور شدند. همین! پیدا کنید آنوسی پس معرکه را در لبنان؟!!!

آقای نتاب. چالدران نام یک منطقه است. نام های جغرافیایی به ندرت و در زمانی بس طولانی متغیر می شوند. ولی نمی توان علامت و اثری آورد که چالدران را پیش از ورود عثمانیان و صفویه ی هر دو بی ریشه، شناسایی کرده باشد.

آقای م. ستاره. تفضل.

آقای جباری. به نام شما پیامی دوستانه رسیده بود. در باب قضیه ی دیگر هم یک تازه وارد به بازار آمده است. http://www.emperatoor.net/


یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت: 1:0 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سعاد. مطالب اصلی که زمینه ی دروغ درباره ی تاریخ ایران را از اذهان پاک می کند در 176 یادداشت "ایران شناسی بدون دروغ" آمده که آرشیو آن در سایت www.naria.info موجود است. برای خرید کتاب ها نیز می توانید با تلفن 66492049 تهران تماس بگیرید. برای تان ارسال خواهند کرد.

آقای احسان. خدا را شکر که رفع ابهام شد!!!

آقای مهران حقیقت. در ایران بیش از شصت هزار ده وجود دارد و در عین حال ده بدون امام زاده نایاب است. از این دیدگاه اگر امام زاده های گرداگرد و داخل شهرها و بین راهی را نیز به حساب نیاوریم، پس لااقل باید پنجاه هزار امام زاده داشته باشیم. آمار رسمی کنونی، امام زاده های مستضعف را که آرایه های آن چنانی ندارد، منبع درآمد سازمان اوقاف نیست و غبار روبی رسمی نمی شود، به حساب نیاورده اند!!!


یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت: 2:19 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای نتاب. باید مردم و محلی ها در آذربایجان پاسخ دهند.


دوشنبه 1 مهر1387 ساعت: 8:22 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای تلمیذ. سایت کارنگ چندان فعال نیست ولی به هر ترتیب خبرش را به شما می رسانیم که لااقل سالی به طول خواهد کشید.

آقای بی نام. با این مخالفانی که بنیان اندیشان ذخیره کرده اند و جز فحاشی چیزی نمی دانند، وجود ایشان در بین دشمنان هم غنیمت است!

آقای توحید. ممنون. باید قابل حک و اصلاح باشد که یکی یکی از سایت آقای عابدی برمی دارم و کاری است نیازمند حوصله.

آقای... از همه بابت زحمت کشیده اید و ممنون. مقاله ای بی پایه و پریشان بود، از جمله در ذکر جاده ی ابریشم که توهمی مطلق است. از آن جا که محدوده و نقشه دقیق جغرافیایی برای یافته های خویش ارائه نداده بود، مطالب آن ذهنی می نمود.
اما به هر حال گامی به جلو در خزر شناسی و به ترین برداشت همان بود که در آخر مقاله ذکر شده بود: .Khazar studies are just beginning .

آقای حمید. اگر مستند تختگاه هیچ کس را ندیده اید، حتما با دقت تماشا کنید و یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را تماما بخوانید. به توضیحات کافی خواهید رسید.


دوشنبه 1 مهر1387 ساعت: 14:6 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. به همت و کرم دوستی که خداوند دامادش کند، با مصاحبه ای آشنا شدم در روزنامه ی اطلاعات 21 شهریور، انجام شده با آقای ارفعی که می گویند خط ایلامی می خواند. به چند سطری از آن توجه کنید:

"س. استاد شاگردی دارید که راه شما را ادامه دهد؟
ج. نخیر!
س. پس بعد از شما چه کسی به کاوش در زبان ایلامی ادامه خواهد داد؟ آیا قصد ندارید یک خود آموز ایلامی بنویسید؟
ج. نه! چون در این جا هرکس که کتابی می خواند، استاد دهر می شود و این جای تاسف دارد. چند نفر از شاگردان ام که چند جمله پیش من درس خوانده اند، ادعای شان بیش تر از سواد من است که عمرم را در این راه گذارده ام. راست اش را بگویم من دل ام نمی سوزد. اگر کسی دوست داشته باشد، باید برود "جان بکند" و یاد بگیرد. من به لحاظ شاگرد بدشانس هستم...".

طبیعت امر بر این است که پیرزنی با چشمان آب مرواریدگرفته و نم دار بتواند گلیم بافی را به نوه پنج ساله اش بیاموزد، زیرا زیر و بم کار را می داند و گلیم باف ماهری است. حالا به حساب دانسته های آن آموزگار معمری رسیدگی کنید که از عهده ی پرورش شاگرد بر نمی آید!!؟ آیا این اعتراف به کار آن بحث نمی خورد که گفته ام کسی در جهان نمی تواند جز از راه مقابله با کتیبه های میخی داریوشی کلمه ای بابلی و ایلامی بفهمد؟!! در حال حاضر تمام بنیان اندیشان، به قول این گونه اساتید با جان کندن مشغول استخراج حقایق تاریخ و فرهنگ شرق میانه اند، زیرا به هر ظاهرا استادی رجوع کرده ایم، جز دروغ نمی دانست. آقای بی نام نسرین خانم نیز یکی از این اصظلاحا مشغول جان کندن هاست. دوستان، دشواری نوآموزی پیش خود و بدون راه نما را فراموش نکنند.


سه شنبه 2 مهر1387 ساعت: 3:29 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای دوست. ایشان چند کتاب مفید دیگر هم از جمله در رد شخصیت و دیوان حافظ نوشته اند که قابل استفاده است. ضمنا لینک ارسالی شما اشکال دارد و باز نمی شود.

آقای ایزدی. اشتغال به ویراستاری دشوار کتاب پاپیروس های اسلامی، اندکی تمام کارها را به تعویق انداخته است. به چشم!


سه شنبه 2 مهر1387 ساعت: 22:27 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای آلین. از کجا دریافته اید که نام چالدران همیشه بوده است مثلا چالدران پیش از عهد صفویه کجا ثبت است؟

آقای فاشیست. معلومه اشتباها بهت کراک خالص فروختن! جنبه داشته باش پسر، دو سه ساعت دیگه حال ات خوب میشه!

آقای تلمیذ و اصول کافی. بی شک و به خواست خداوند، بیداری اسلامی، از میان سردم داران شیعه یک علامه عسکری دیگر را به صحنه خواهد فرستاد تا نقد اسناد تشیع را وسعت دهد. باید همین آرزو را برای صاحبان رای در دیگر فرق اسلامی نیز آرزو کرد. حقیقت این که در باب دوراندیشی اسلامی، تشیع با نمونه کتاب های 150 صحابه ی ساختگی و اسلام و شمشیر از دیگر فرق پیشتازتر است.


چهارشنبه 3 مهر1387 ساعت: 0:29 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سلام. سه جلد کتاب پلی برگذشته و یادداشت 177 را بخوانید.

استاد کورش آریایی. این نقد آخرین شما کمر بنده را شکافاند. به سبک داریوش هخامنشی بگویم: ذلیل بشی الهی.

ارسال شده در چهارشنبه، ۲۹ آبان ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : Kourush
شنبه، ۱۳ شهریور ماه ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۵۵
 
You are the best .

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان