پاسخ ها، 31، فروردین 87

جمعه 2 فروردین1387 ساعت: 10:20 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای م. ستاره. تا آن جا که می دانم مستند تختگاه هیچ کس در میان آن گروه هایی از اجتماع توزیع شده، که از نظر فرهنگی پایه شمرده می شوند. مثلا در خانواده ای پنج نفری اگر پدر، مادر و یا حتی یکی از نوجوانان از دروغ های گذشته بریده باشد، بر رفتار و کردار و اجرای مناسک و تدارکات و تصمیمات تمام خانواده اثر می گذارد و رفتارهای جمعی تصحیح خواهد شد. این مطلب در بیرون از خانواده، در محیط های آموزشی و ورزشی و محیط های کار و نشست های فامیلی نیز مصداق دارد. به گمان من آن لایه ی نازک ولی تاثیر گذار اجتماعی زمینه های نوعی تحول را پدید آورده اند. باید منتظر بود و نظر نهایی را پس از پایان تعطیلات و در ارزیابی اقبال عمومی از مراکز مهمان پذیر و یا در سیزده بدر ارائه داد. ولی همین قدر نمایان است که اوضاع مثل همیشه نیست و امیدوارانه وادار می شویم که بیش تر و علنی تر و شجاع تر وارد گود شویم.

جمعه 2 فروردین1387 ساعت: 17:48 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای رحمانی. اثبات قطعی آغاز مجدد شهر نشینی در ایران پس از پوریم، در زمان مشهور به صفویه و با کمک شهر سازانی وارداتی و غیر بومی، بسیار آسان است. با این برداشت اصفهان و کاشان و قزوین، به ترتیب قدیم ترین شهرهای پس از پوریم شمرده می شوند و دیگر اجتماعات ایران پیش از صفویه، از مبدا' طلوع اسلام، به صورت غیر متمدن و در قلاع فراز کوه ها زیسته اند.

آقای مسعود. با تشکر از لینک ارسالی، در متن یادداشت نصب کردم.

شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 3:26 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سهند. غرض از معرفی و برداشت آن مقاله، نمایش اهمیت ماجرای پوریم در نزد یهودیان و اشاره به این مطلب بود که یهودیان در دوران ما و در تمام تنگناها، هنوز به راه حل پوریمی می اندیشند. اگر بخواهیم دیوید دوک را با ایرانیان منکر پوریم مقایسه کنیم، مقاله ی دوک به متنی مقدس تبدیل می شود.

شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 23:0 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای رضا. 142 یادداشت در این وبلاگ با نام «ایران شناسی بدون دروغ» نصب است. فرصت بگذارید و به تدریج بخوانید. پاسخ مشروح و مستدل تمام سئوالات تان را در آن یادداشت ها خواهید یافت.

آقای باقر. ای میل من در بالای صفحه موجود است. pirna44@yahoo.com

آقای صمیمی. هرچه سریع تر با آقای عابدی تماس بگیرید.

آقای مهدی-مهدی. از ارسال لینک بسیار سپاس گزارم. اندک اندک غوغا در خواهد گرفت.

یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت: 8:11 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. دومین نارینا دات آی آر به وبلاگ وصل است. ولی ظاهرا فعال نیست.

آقای مسعود. باید منتظر فارسی آن بود. ممنون از دقت و زحمتی که قبول فرموده اید.

یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت: 19:48 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. بی نهایت ممنونم.

آقای آرمان . فرض را بر این بگیرید که سازمان دهندگان و سازندگان مستند تختگاه هیچ کس اصلا ایرانی نیستند، آیا خللی در حقیقتی پدید می آید که آن مستند به شما نشان می دهد؟!! برای این که با وسعت نادرستی ها آشنا شوید، یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را از ابتدا تا انتها بخوانید.

آقای علی دما. رعایت هایی را که توصیه می کنید در مواجهه با عناصری که حتی از مستند تختگاه هیچ کس هم مطلب تازه ای نمی آموزند بی هوده و بی اثر است. باید با هر وسیله و به هر صورتی با آن ها نبرد کرد. زیرا ما هنوز با صاحب نظران مواجه نشده ایم آن ها که خود می دانند دست های شان تهی است و مایه ی مباحثه را ندارند، ما را با بوزینگان دست آموز و بی سواد خود درگیر کرده اند. پس تنها می ماند که بر سرشان بکوبیم و تمسخرشان کنیم.

دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت: 4:20 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اتفاق. هجوم عوام به مقبره ی آن شاعر شیرازی که شهرش را سیصد سال پس از وجود او ساخته اند و شهرت اش مدیون لشکری از بنگ کشان دویست سال اخیر در لباس های مختلف بوده، حاصل تناسب دیگ و چغندر است. واقعیت دیگر، که حافظ پرستان نیز با درد و رنج تذکر داده اند، این که یک سوم از خواهندگان و خریداران دیوان و فال حافظ کسر شده و کتاب های امثال زرین کوب روی دست ناشران آن باد کرده است. تاثیر تلاش امثال شما در این مدار دیگر است که سرعت گردش خود را نشان می دهد نه در جمعیتی که نشاط ماشین تازه خریده را در زیارت های مختلف یافته، که یکی هم از بخت خوش آنان دیدار از گور حافظ است که با زیارت شاه چراغ و سنگ چین کورش و تختگاه هیچ کس توام می شود. اگر بخواهم مثال پیروزی غیر منتظره ی حقیقت را بیاورم که در آن تردیدی نباشد، پس به احوال خودتان و آن محفلی نگاه کنید که با از خود گذشتگی در میان این خیل و سیل مومنین به دروغ، دعوت به قبول حق می کنند. و بالاخره این که آیا تمام سی دی ها را از پست خانه تحویل گرفته اید؟

دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت: 11:21 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اتفاق. به زودی در باب نگرانی های تان مطلبی خواهم گذارد. ضمن این که ما آخرین محموله ی از سیصد شماره سی دی را در 25 اسفند به پست داده ایم. بدین ترتیب بسته ها ظاهرا دو هفته در راه مانده است. که در شلوغی نوروز چندان هم غیر طبیعی نیست.

سه شنبه 6 فروردین1387 ساعت: 16:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای R134a. لینک ازسالی شما را دیدم. ممنون. امیدوار و بل مطمئنم که این سیر جهانی است. در باب سفر هم باید منتظر فرصت مناسب بمانم.

پنجشنبه 8 فروردین1387 ساعت: 0:38 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مسعود. با تشکر از لینکی که ارسال کرده بودید، آن آرم فقط یک سر بریده کم داشت.

پنجشنبه 8 فروردین1387 ساعت: 17:30 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای فتح. ما با کار چند قرنه برای تخریب ذهن مسلمین اعم از ترک و فارس و عرب رو به روییم. سخنانی که می شنوید میزان و وسعت این تخریب را نشان می دهد. به اضافه ی این که اورشلیم پایگاه های محکمی در میان عناصر سیاسی و فرهنگی کشورهای مسلمان بر پا کرده است. آن مسلمان عربی را که هنوز نمی داند در قرآن و در سوره ی روم سخنی از فرس نیامده و معنای مجوس را نمی داند، باید عوام دانست. مباحثی که اینک در جریان است، در اندازه ی این اشخاص نیست هرچند که وظیفه داریم دایره ی استدلال خود را هرچه ممکن است وسیع تر بگیریم. گمان می کنم که بحث را باید حول محور داده های غیر قابل انکار فیلم گسترش دهیم و سپس به سراغ شناسایی آن مرکزی برویم که قضایا را به ما وارونه نشان داده است. کم کم چهره ی دشمن برای همه آشکار خواهد شد. بی شک ترجمه و تبلیغ تزهای ارائه شده از عهده ی من ساقط است. من فقط ارائه می دهم که نصب هر یک از یادداشت ها دشوارتر از صعود به قله ی دماوند در سنین کهولت است. باقی قضایا را دوستان و یا زمانه ترتیب خواهد داد.

آقای فرهاد. نمی دانم چرا مقدمه یادداشت 143 این همه یهودیان را آزرده است؟!! هضم بدون ترش کردن برخی حقایق معده ی دایناسور را می طلبد!!!

جمعه 9 فروردین1387 ساعت: 19:11 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ثاقب. با تشکر از ارسال لینک های با ارزش شما، من از زمین و زمین داری چیزی نمی دانم و گور احتمالی را که نصیب خواهم برد، تنها حصه ای از کره زمین است که به تصرفم در می آید. اما برای اثبات نادانی این بابا در باب تاریخ ایران و اسلام و به خصوص پیشینه ی زادگاه اش، کافی است الدرم های خنده دار او در باره ی فارس را در زیر بخوانید، که می توان نخستین جوک تاریخی در سال جدید شناخت:
«من از وضع کنونی فارس احساس شرم می‌کنم؛ هم از عقب‌ماندگی فرهنگی آن و هم از میزان غیرقابل باور فساد مالی لگام گسیخته‌ای که دیده‌ام. این همان سرزمینی است که پیش از اسلام مهد تمدن کهن ایرانی بود و پس از اسلام شیرازیان و فارسیان اسلام را به تانزانیا و سودان در غرب و مالزی و اندونزی در شرق بردند. ابن‌بطوطه از قاضی کازرونی در بنادر چین نام می‌برد. در اندونزی سنگ قبرهای فارسی با اشعار سعدی و حافظ از خاک برون می‌آید. امروزه من شرمگینم که سرزمین خود را چنین عقب‌مانده و ویران می‌بینم».
تمام ادعاهای تاریخی او از کتاب های یهود ساخته ای چون سفرنامه ی ابن بطوطه و ناصر خسرو و از این گونه اشباح سرچشمه می گیرد.

در مورد ساعت هم تغییر دادن زمان طبیعت به عنوان راه کاری برای کم کردن مشکلات، عملی به اصطلاح ملا نصرالدینی است. ظاهرا جماعتی چنان خود را در برابر حل کمبودها ناکام می بینند که تقصیر را به گردن خورشید و گردش فلکی می اندازند. پیشنهاد به تر این است که برای رفع کامل کمبودها، نه ساعت، که زمانه را چند قرنی به عقب بکشند.

شنبه 10 فروردین1387 ساعت: 0:3 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ثاقب. با حرف های حاجی زاده موافقم. شرایط اجتماعی و اقلیمی و غیره، ضرورت هایی را ایجاب می کند که فقط از نطر کسانی که در آن شرایط قرار ندارند اعجاب انگیز است. این که در کشور ما و یا هر نقطه ی دیگر زنان در راندن آزادند، حجتی بر این نیست که در عربستان سعودی نیز همین شرایط و روابط اجرا شود. نگاه ما بر عربستان و هر نقطه ی دیگر، نباید نگاهی بوش مسلکانه باشد. یعنی خودمان و باورهای مان را بدون ارزیابی شرایط ویژه، الگوی قبول و یا رد دیگران بیانگاریم. به قول قرآن: وانظر کیف کان....

دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت: 6:57 نویسنده: ناصر پورپیرار
fariba khanom. az nazare internet dar mazygheh hastam, en shaallah be zody dobareh dar khedmat khaham bood.

دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت: 17:58 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مسعود. ممنونم.

خانم فریبا. خدا را شکر، مشکلات حتی از نوعی که شما گرقتارش بودید دوام ندارد.

آقای بی نام. باید جای آن فروشنده را با آن نقال تاریخ عوض کرد.

سه شنبه 13 فروردین1387 ساعت: 6:21 نویسنده: ناصر پورپیرار
از دوستان به این علت که تا چند روز دیگر امکان پاسح نویسی طولانی را ندارم، معذرت می خواهم.

آقای اتفاق. پنجاه سری دیگر در راه است.

چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت: 5:6 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای منوچ. کاش جای من هم دو جرعه می خوردی!!!

جمعه 16 فروردین1387 ساعت: 5:38 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای مریمی و آقای احمد. اگر تمام یادداشت ها را با دقت بخوانید پاسخ های خود را خواهید گرفت.

شنبه 17 فروردین1387 ساعت: 18:30 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای عابدی. تا هفنه ی دیگر در سفری تحقیقاتی و انشاء الله پر ثمر و یا دسترسی محدود به اینترنت هستم. قبول زحمت شما در استخراج پاسخ ها مانند همیشه موجب تشکر است.

آقای محمد رضا. از لینک ارسالی شما ممنونم. اگر می توانید بسته ای از تختگاه هیچ کس را به او برسانید.

قریبا خانم. اگر اندکی دیگر قرصت فراهم شود به خواست خدا بحث مبسوطی در این باره و نظایر آن را آغاز خواهم کرد.

یکشنبه 25 فروردین1387 ساعت: 21:28 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ثاقب. چند نوبت تشکر بابت زحمت انتخاب لینک های به درد بخور به شما بدهکارم که بدین وسیله ادا شد. آن چه را در باب خرید کتاب در وزارت ارشاد لینک داده اید تنها سایه زار کوچکی از این گنداب است.

آقای عابدی. از زحمتی که برای تدوین بخش پاسخ ها کشیده اید، بسیار سپاس گذارم. ضمنا بدانید که در عالی ترین سطوح ایران شناسی بین المللی درهم ریختگی بی سابقه ای در اثر این تحقیقات به وجود آمده که خود اذعان کرده اند راه چاره ای برای آن نمی شناسند. اگر خدا خواست و نصب دنباله ی یادداشت ها میسر شد، جزای این همه دروغ بافی و توطئه چینی علیه دین مبارک اسلام را خواهند دید.

آقای صادق و آقای روشن. از مراحم شما ممنونم. به حقیقت که دست آورد این سفر شتاب زده و جانکاه حتی به جان فشانی نیز می ارزید.

خانم فریبا. امیدوارم از تنگی محیط اطراف شما کاسته شده باشد. با باریک بینی که در شما دیده می شود، به تدریج راهی برای نفوذ و اقناع هر متعصبی خواهید یافت به ویژه آن که به سلامت نفس شخص مورد نظر نیز اذعان دارید. باید خود را برای این ستیز همه جانبه با تحمیقات فرهنگی ساخت دست یهود آماده کنید که اینک در آغاز راه آنیم و بی شک تا سال های دراز و در حیات یکی دو نسل آتی نیز ادامه خواهد داشت. خداوند مددکار شما باشد.

دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 6:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای آتامان. امیدوارم گزارش این سفر ارزش تعارفات شما را داشته باشد.

آقای رهگذر. اگر منظورتان عکس آن کتیبه هاست بلی دریافت کردم که یک سند سازی مضحک ارمنی است. به زودی و ان شا, الله توضیح بیش تری خواهم نوشت. اگر چیز دیگری هم فرستاده اید هنوز دریافت نشده است.

آقای اتفاق. هم امروز مطلب را دنبال خواهم کرد. ممکن است مثل موارد بسیار دیگر به علتی برگشت خورده باشد که قابل تعقیب است. بد نبود اگر گزارشی مختصر و تاثیر زحمات خود را برای خوانندگان وبلاگ ارسال می کردید.

دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 14:2 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اتفاق. همگی انتظار گزارش شما را می کشیم که انشا' الله مثبت است. سیصد نسخه ای که ارسال شده و ظاهرا هنوز 50 نسخه ی آن را دریافت نکرده اید، اهدایی نشر کارنگ است، اما دوستی که اینک نام شان را به یاد نمی آورم مبلغی در حدود بهای یکصد نسخه به حساب ما واریز کرده اند که جداگانه از ایشان تشکر شده است.

آقای محمد شمس. با تشکر فراوان، امروز پاکت شما صحیح و سالم از طریق پست دریافت شد. ارزیابی شما از انتقادات بسیار مغتنم است.

دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 22:34 نویسنده: ناصر پورپیرار
فریبا خانم و آقای بی نام. به راستی حقایقی که از مطالعه ی جامعه ی اسلامی بزرگ اندونزی کسب می شود، چندان راه نمای مسلمین به صراط مستقیم است، که بی تردید آگاهی از آن، می تواند هر مومن واقعی به دین برگزیده ی خداوند را به مبارزی از همه چیز گذشته، در راه بازگشت به قرآن و دوری از تفرقه ی موجود تبدیل کند. اینک که در فراغت نسبی یکی دو روز گذشته بار دیگر به دست آوردهای این سفر مبارک می اندیشم، خداوند راه گشا و راه نما را می ستایم و از او بقا برای بیان امر را درخواست می کنم که انشا' الله جهادی اکبر است. امیدوارم زندگی و وجود فریبا خانم عزیز و نازنین ما نیز از برکت تشرف والدین شان به خانه ی خدا غرق و قرین شادمانی و خوش اقبالی و نیک فرجامی شود.

آقای عابدی. این نوجوان مشهدی شبه آنوسی ما سر پر شور و جان ناآرامی دارد و چندان خیالات بعضا ناپخته ای در سر می پروراند، که جمجمه اش به جالیزی از انواع صیفی های فصلی و غیر فصلی شبیه شده است. از این شوخی گذشته آدم مخلصی است و اگر بازی گوشی ها را کنار بگذارد ذخیره ای به درد خور برای آینده حساب می شود. تذکرات شما را به او منتقل کردم تا کی از عهده ی انجام آن برآید؟!!

با عرض معذرت. دوستانی که در دو هفته ی گذشته سئوال بدون پاسخ مانده ای برای این وبلاگ فرستاده اند، اگر ممکن است بار دیگر ارسال کنند.
ضمنا دوستی آدرس زیز را ارسال کرده که گویا از وبلاگی متعلق به حوزه ی قم برداشته است. در آن مطالب جالبی از نوشته های کنونی در باب زردشتیگری قلابی جمع آوری شده که در عین حال مخرب است، زیرا به جای رد اصالت این به اصطلاح دین ساختگی مشغول به ظاهر تمسخر آداب زردشتی است که گاه شباهت هایی هم به باورهای مذهبی کنونی دارد. تصویر ردیف سریازان هخامنشی در نمای وبلاگ باز هم به تردید در صحت مقصد سازندگان وبلاگ دامن می زند. به گمانم آن ها در پوشش تمسخر قصد اثبات وجود دین کهنی برای ایران پوریم زده را داشته اند. به هر حال دوستان ببینند و در باب آن قضاوت کنند.
http://rahezartosht.blogfa.com

چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت: 14:11 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اسماعیل زاده. سی دی برای شما به موقع ارسال شده. اگر تا یکی دو روز دیگر نرسید خبر دهید تا پیگیری کنیم.

چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت: 20:33 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ثافب. از زحمتی که می کشید متشکرم. من فقط یکی از مشهدی ها را شبه آنوسی گفتم که اعتراض داشت و اعتراف کرد که آنوسی کاملی است. آن لینک مربوط به سفیر کومور خیلی به درد می خورد. اگر در آن جزیره می توان با هزار دلار خانه خرید، با قیمت کنونی مسکن در ایران حتی صرف می کند که آپارتمانی در کومور بخرم، شب ها به آن جزیره بروم و صبح سر کار خود در خیابان انقلاب برگردم. ظاهرا خالی بندی یک هنر بین المللی است که سفیر و غیر سفیر نمی شناسد. ضمنا آقای مشایی زمانی شبیه به این مضمون را گفته بود: من کوه دماوندم و کسی نمی تواند مرا از جای خود تکان دهد، حتی اگر تظاهر کنندگان مشهدی باشند! با تحولات و مبارک بادهای اخیر، معلوم می شود آینده نگر خوبی بوده و بی جهت ادعا نکرده است.

پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت: 4:48 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای صمیمی. ذبیح الله منصوری خود نشانه ی معاصر قدرت ابداع جعلیات نزد یهودیان است. در زمان ما و در مقابل چشم این همه مدعی از قول مولفانی در زبان های مختلف، که هرگز وجود خارجی نداشته اند، جوالی از کتاب و از جمله همان ماجرای سعدیه شاعر یهودی مصر را ساخت، با چنان قدرتی که هنوز هم جعلیات او از پر فروش ترین کتاب های زبان فارسی حتی نزد به ظاهر روشن فکران است.

آقای به سوی حقیقت بازگشته. سر و صدای اخیر و به حوزه ی اوپوزسیون خزیدن آن قلم زن و به قول شما مورخ، از آن است که بوی کباب تازه شنیده و بنا به سنت خود فرصت طلبی می کند. شاید هم از اقوالی تصور تغییرات در سمت وزش جریان باد را دارد. از این روی زمینه می چیند تا برای احتمالات فردا راه گریزی هموار کرده باشد. اگر چنان که می گویید در محفل اویید یادآوری کنید که خر داغ می زنند.

دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 22:13 نویسنده: ناصر پورپیرار
فریبا خانم و آقای بی نام. به راستی حقایقی که از مطالعه ی جامعه ی اسلامی بزرگ اندونزی کسب می شود، چندان راه نمای مسلمین به صراط مستقیم است، که بی تردید آگاهی از آن، می تواند هر مومن واقعی به دین برگزیده ی خداوند را به مبارزی از همه چیز گذشته، در راه بازگشت به قرآن و دوری از تفرقه ی موجود تبدیل کند. اینک که در فراغت نسبی یکی دو روز گذشته بار دیگر به دست آوردهای این سفر مبارک می اندیشم، خداوند راه گشا و راه نما را می ستایم و از او بقا برای بیان امر را درخواست می کنم که انشا' الله جهادی اکبر است. امیدوارم زندگی و وجود فریبا خانم عزیز و نازنین ما نیز از برکت تشرف والدین شان به خانه ی خدا غرق و قرین شادمانی و خوش اقبالی و نیک فرجامی شود.

چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت: 8:56 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای سهند. سیاست نصب دوباره و بدون تغییر این پاسخ ها از این نظر کمک کننده است که خواننده ی تازه از راه رسیده ی این وبلاگ به استقرار نظر در داده های تازه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» مطمئن شود، به گونه ای که پاسخ به خواننده ای در 30 ماه پیش از همان روندی تبعیت می کند که امروز.

پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت: 22:31 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای azerbaycanli. هنوز نقد معینی جز چند صفحه ای ناسزا، بر مجموعه نوشته های خود ندیده ام تا در برابر آن موضع لازم را بگیرم. ضمنا پیشنهاد می کنم که مجموعه یادداشت های «اسلام و شمشیر» را مطالعه کنید.

آقای یولداش. انشاء الله در راه است.

آقای یک نهاوندی. نقل از افواه که معمولا برای هر کپه خاک و درخت کهن و سنگ غیر عادی افسانه های خود را دارند، ملاک تعیین تکلیف با تصویر این قصر اربابی نیست که عناصر معماری آن کاملا اروپایی است. تاکنون آخرین ویرانگر ابنیه ی دیگران را، بنا بر تبلیغات موجود، تیمور و هلاکو می گفتند وارد کردن ناصرالدین شاه هم به این فهرست به وسیله ی معمرین نهاوند مبارک است.

آقای بی نام. ممنون.

آقای رحمانی. استفاده کردیم.

جمعه 30 فروردین1387 ساعت: 1:31 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای اتفاق. چه طور آن سی دی شکن صاحب تحقیق در کاخ تچر، گفته است که استادش شاپور شهبازی درباره ی تختگاه هیچ کس قضاوتی داشته؟!! شاپور شهبازی از پرویز ورجاوند زرنگ تر بود و پیش از انتشار مستند تختگاه هیچ کس مرد!!!

آقای منوچهر. اگر لازم است با چند قوطی کمپوت بیاییم ملاقاتی؟!

آقای روشن. آن مقاله همین اواخر و در یادداشت شماره ی 130 و 131 در وبلاگ نصب شد و کتاب آقای مجد منتظر اجازه ی ارشاد است. مبحث مربوط به بناهای بی هویت که از آن ها به عنوان سند هستی پیش از ورود گروه کار بین المللی، که صفویه نام داده اند، سو' استفاده می شود، یکی دو یادداشت دیگر ادامه خواهد داشت و سپس با اذن خداوند به شگفت انگیزترین بخش ظهور به اصطلاح صفویه وارد می شوم.

جمعه 30 فروردین1387 ساعت: 16:35 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای منوچهر. از قدیم گفته اند که خوردن دود چراغ کرامت است. آن عکس های بر دیوار و در، تماما حقه بازی ناشیانه ی کامپوتری بود. در مورد فتواها هم بر سبیل راه اندازی کار نیازمند بگیرید. باز کردن سومی هم ممکن نشد. معلوم می شود تصاویر احتمالی آن با اطلاعات رسمی مطابقت نداشته که این همه سخت گرفته اند.

آقای اتفاق. در کتاب عیب به قدر یک فندق نمایش داده نشده و اتفاقا در فیلم است که زائده تراشیده نشده ای به قدر یک فندق را بر دیوار غربی بنای سه دروازه نشان داده ام تا معلوم شود که حجار بی چاره برای گردن زده شدن حتی چند ثانیه نیز فرصت نداشته است. به راستی اگر زمانی بتوان ماجرای پوریم را، از مذاکره رابی های یهود با کورش برای حرکت به سوی بابل تا خروج یهودیان و هخامنشیان از ایران پس از پوریم، حتی بر اساس داده های تورات، به صورت فیلم تاریخی عظیمی درآورد، فرهنگ بشر با فجیع ترین صحنه های آدم کشی در تاریخ عمومی انسان آشنا خواهد شد و اگر صدای کسانی درآید که تورات را نمی توان سناریوی سینما قرار داد پس باید نسخه های فیلم های چندی از جمله ده فرمان را دور بریزند.

آقای مسعود. اگر مجموعه ی نظرات آن ها در باب اسلام را یکجا جمع کنیم، عجزشان در فهم پیام اسلام و پهنای سرگیجه شان معلوم خواهد شد.

آقای چنلی. به دلیل وقوع پوریم، زمان ساخت تمام قلاع ایران، بدون استثنا، پس از اسلام است و منقولات افواهی در این باب فاقد ارزش تاریخی است.

شنبه 31 فروردین1387 ساعت: 3:12 نویسنده: ناصر پورپیرار
جناب استاد دهقانی. از دیدن پیام شما شادمان شدم. امیدوارم بر دشواری اداره ی آن مرکز آموزشی غلبه کرده باشید که کار کردن با جوانان امروز آسان نیست.

آقای علی. با تشکر آن لینک را دیروز دوست دیگری فرستاده بود و برایش اشاره ی زیر را نوشتم:
آقای صمیمی. ذبیح الله منصوری خود نشانه ی معاصر قدرت ابداع جعلیات نزد یهودیان است. در زمان ما و در مقابل چشم این همه مدعی از قول مولفانی در زبان های مختلف، که هرگز وجود خارجی نداشته اند، جوالی از کتاب و از جمله همان ماجرای سعدیه شاعر یهودی مصر را ساخت، با چنان قدرتی که هنوز هم جعلیات او از پر فروش ترین کتاب های زبان فارسی حتی نزد به ظاهر روشن فکران است. این اعجوبه فقط یکی از معجزات کنیسه در تحمیق آدمیان است.

آقای پویا. منظور شما چندان روشن نبود.

آقای منوچهر. آن مطلب را دیدم. هنوز بی اعتنایی به یاوه گویان بی سواد را به ترین عکس العمل می دانم و بارها نوشته ام کسانی که قادر به جذب محتوای مستند تختگاه هیچ کس استاد غفوری نیستند، به مبادله ی نظر نمی ارزند زیرا یا از عقل و اندیشه ی معمول آدمیان بی بهره اند و یا صم و بکم به انجام ماموریت اورشلیمی خود مشغول اند. در هر دو صورت استدلال های با ارزش شما چیزی را در آن ها تغییر نخواهد داد. به دلایل متعدد هیچ کس برای آن گونه نوشته ها به قدر برگ چغندری ارزش قائل نیست. به کارهای جدی تر خود رسیدگی کنید و برنامه ای بریزید تا مستند استاد غفوری را هرچه وسیع تر به میان مردم ببریم که در بیداری عمومی کار یوم ینفخ فی الصور را می کند! این توصیه ی من به شما و به دیگر دوستان است.

شنبه 31 فروردین1387 ساعت: 11:42 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای علی. به سایت ناریا دات آی آر رجوع کنید.

آقای روشن. باید این را هم می پرسید چرا سنگ های مقبره ی کورش با حروف یونانی علامت گذاری شده است؟!!!!

یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 0:1 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای ثاقب. ممنون از زحمات شما. خبر فرود آمدن آن اختر باستان شناس از کهکشان و تبدیل شدن او به تخته نرد باستان شناس موجب شادمانی اهالی میراث شد. ضمن این که به نظر می رسد داغ ترین خبر منطقه نه اوضاع بصره که کم یابی و گرانی گوجه فرنگی در ایران آن هم در این فصل عروسی ها بوده است.

یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 20:29 نویسنده: ناصر پورپیرار
فریبا خانم. از دریافت پیام سلامتی شما به راستی شادمان شدم. این یادداشت ها به سوی عمده ترین بخش خود، به خواست خدا، پیش می رود. پسند شما موجب سربلندی است.

آقای رستمی و آقای اروین. برای دریافت کتاب و سی دی لطفا با تلفن 66492049 تماس بگیرید و یا به سایت www.naria.info رجوع کنید.

استاد دهقانی. بی شک شما قادر خواهید بود دانشگاه تان را به ارزش واقعی نام آن نزدیک کنید. دیدار شما و دیگر دوستان و حتی دشمنان در شیراز، که در حول و حوش شما فراوان اند، غنیمت است!؟ در پیام خصوصی آدرس بفرستید تا نسخه ی دیگری از سفرنامه ی رابی بنیامین تودولایی ارسال کنم. ادعای وجود سیاح و سفرنامه مقدم بر 400 سال پیش، به علت نبود امکان اجرای آن، بدون تردید حقه بازی است چنان که پیش تر در باب ناصرخسرو و ابن بطوطه اثبات شد.

دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت: 19:17 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای فتح. یادداشت تاثیر گذار شما از طریق دیگر مورد استفاده قرار گرفت. امیدوارم اجازه ی آن را صادر کنید. جنگ است دیگر!!!

آقای ثاقب. خسته نباشید و مبارک است.

آقای اتفاق. به اطصلاح وسط خال زده اید. حالا چهره ی حقیقت، با درخشش کامل دیده می شود. یک پاراگراف 15 سطری است و پنجاه دروغ هدفمند از جمله اثبات وجود شیراز قرن ششم هجری. حتی اگر نوع کاملا یهودی آن باشد. شخصا شک دارم که شیراز در پایان دوران رضا شاه هم ده هزار خانواده اعم از مسلمان و یهودی داشته است.

آقای مسعود. بعید است که مفهوم قرون را در تاریخ اسلام به هم ریخته باشند. از جمله در بحث از پاپیروس ها اعتراف نامه ای را از قرن دوم هجری خواندیم. موضوع خط و نگارش عرب، بحث در باب توانایی های منطقه ای و نه محلی و بومی آن است.

آقای سهند. اگر به طور خصوصی آدرس بفرستید، سفرنامه را ارسال خواهم کرد.

آقای همشهری. هنوز سرما در راه است. باید که باستان پرستان و اسلام ستیزان همراه کوله بار دروغ شان از این سرزمین کوچ کنند.

آقای فتوحی. همگی مدیون آقای مجتبی غفوری استاد و هنرمند بزرگ هستیم. زمانه دست او را خواهد بوسید و سختی های او را حکایت و جبران خواهد کرد. درود بر آن سرپرست و مادر و پدری که او را پروراندند.

دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت: 22:55 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای بی نام. با تشکر از مراحم شما. قرار بر این شد که به مدد الهی یک سی دی دیگر بر سه سی دی قبلی در باب تخت جمشید اضافه کنیم و بکوشیم برای اشکانیان و ساسانیان نیز به طور جداگانه بر مبنای اسناد و تصاویر موجود مستند های مستقل آماده کنیم. البته کمک دوستان و مستقیما به آقای غفوری به سرعت کار خواهد افزود.

آقای منوچهر. متن را برداشتم، کمی فرصت بگذارید به خواست خدا تمام کارها رو به راه خواهد شد.

سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت: 11:38 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای قشقایی. همان زندیه صحیح است.

چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت: 5:40 نویسنده: ناصر پورپیرار
آقای فتح. پیام های خصوصی شما سند بی خدشه ای است که چه گونه مراکز فرهنگی در سرزمین های اروپایی مدعی دموکراسی، موافقان تزهای تازه ی تاریخی را مورد آزار قرار می دهند. آن ها از افشای این حقایق از آن روی وحشت کرده اند و زبان یک کتاب دار را با اخراج از آن مرکز فرهنگی می برند که می دانند وسعت جعلیاتی که در باب شرق میانه و تاریخ اسلام ساخته اند در صورت افشای جهانی تمام تلاش های منحرف کننده ی آن ها در حوزه ی علوم انسانی را به باد می دهد و عالی ترین القاب مدعی در این گونه امور را بی آبرو می کند. سلام و پیام مرا به آن خانم برسانید که حقیقت پیوسته از مقاومت سالم ترین انسان ها در برابر دروغ و غلط و ارتجاع جان گرفته و سرانجام جوامع را پوشش داده است.

پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت: 3:39 نویسنده: ناصر پورپیرار، 1
جناب آقای م. ستاره. شما با زحمات و دل سوزی های تان چندان مرا مدیون خود می کنید که راه جبران آن را جز با دعای خیر نمی دانم. اما در آن باب که چاره جویی می کردید، توجه شما و دوستان را به نکته ی زیر جلب می کنم.

دامنه مطالب نوین تاریخی کار مباحثه درباره آن را دشوار و طرفداران و مخالفان را دچار سرگیجه کرده است، به ویژه آن که کسان زیادی فقط گرده ای از مباحث را برداشته و کاملا با تزهای عرضه شده در کتاب ها و وبلاگ و مقالات پراکنده آشنا نیستند. بنا بر این حاصل گفت و گو با مردم دوست دار دریافت حقیقت و متعصبی که عمدا عناد نشان می دهد، معمولا یا کم رنگ می شود و یا بی اثر می ماند.
خدا را شکر در حال حاضر و به سعی استاد غفوری فرزانه، در دست خواستاران اخراج دروغ از عرصه ی آگاهی های ملی، حربه ی بسیار کارآمدی چون فیلم مستند "تختگاه هیچ کس" قرار دارد که تجربه ی قریب یک ساله، برایی بی چون و چرا و قدرت نفوذ آن را چنان اثبات کرده که می توان به عنوان محک شناخت و تفکیک متعصب از بی غرضی مشتاق آگاهی به کار برد. در عین حال این مستند برای جذب و جلب توجه بی طرفان ناآشنا با مباحث جدید نیز کاربرد موثری دارد. مثلا اگر دوستان پیوسته چند نسخه ای از آن را به همراه داشته، در رفتارها و مراودات معمول، هنگام برخورد با مردم فرهیخته ای که ظرفیت و اشتیاق نواندیشی دارند، بدون موضع گیری موافق یا مخالف، ارائه خواستار دیدار از آن شوند، آن گاه خود به خود نظر نیروی تازه ای را به اهمیت مطالب عرضه شده در مستند جلب کرده، بسته به عکس العمل او می توانند به عرضه ی آگاهی های دیگر بپردازند. اگر او مطالب مستند را تایید کرد، پس گام نخست همراهی با شما را برداشته، می توانید از کنجکاوی در باره ی علت نیمه تمام بودن تخت جمشید و از ناممکن بودن برگزاری مراسم رسمی در آن مجموعه ی نیمه تمام، از افسانه بودن قصه ی آتش زدن آن به دست اسکندر کبیر و از تمدن هفت هزار ساله ی ایران بگویید و این که چه گونه اجرای پوریم موجب نابودی هستی مردم شرق میانه تا حد نیمه کاره ماندن ادامه ی پروژه ی ساخت مرکز تجمع گروه موسوم به هخامنشی شد.

پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت: 4:3 نویسنده: ناصر پورپیرار، 2
به قلابی بودن اسناد اشکانیان و از جعلیات دیگری که به نام ساسانیان تا حد نوکندن بودن کتیبه های به خط پهلوی، اشاره کنید و اندک اندک و نسبت به پیشرفت مباحث به میدان باز مسائل نو و از جمله نادرست بودن اطلاعات موجود در باب فرهنگ و تمدن ایران باستان و تاریخ اسلام و ادبیات و کتب ساختگی و غیره و غیره و جزییاتی وارد شوید که در یادداشت های وبلاگ مندرج است و می توان علاقمند به آگاهی های بیش تر را، به خواندن آن ها دعوت کرد. این روش ساده از آن روی موثر است که دشمنان مردم ایران و مسلمانان، یعنی یهودیان، پایه و تکیه گاه اصلی جعلیات خود درباره ی شرق میانه را بر قدرت امپراتوری هخامنشیان و عظمت تخت جمشید قرار داده اند و به همین دلیل با ایجاد مختصر لرزشی در این بنا و آن سلسله، تمام ساخته هایی که در دویست سال گذشته بر روی آن پایه بالا برده اند، خراب خواهد شد.
صورت دیگر این اقدام آن است که دریافت و دیدار کننده ی مستند آماده ی اظهار نظر آگانه درباره ی آن از مثبت و منفی نشود، آن را نبیند مسترد و یا نابود کند و یا به تمسخر دلقکانه ی آن بپردازد. در این صورت او خود را نمایان کرده، متعصب، بی علاقه، نادان و در نهایت حتی مزدور و موظفی است، که هرگونه صرف وقت و توضیح و ادله ای در باب او بی هوده و بی اثر است، چنان که نمونه های بسیاری از آن ها را می شناسیم. مسلم است که باید دور چنین مورد و آدمی را خط کشید و در زمره ی معاندی دشمن حقایق ملموس قرار داد.

به همین دلیل و به قصد ایجاد مانع و فیلتر در مسیر اتلاف وقت و انرژی در مباحثات پلیمیکی بی نتیجه، با متعصبان غالبا مزدور و موظف، از دوستان درخواست می شود از هرگونه گفت و گوی بی حاصل رویارو و اینترنتی با کسانی پرهیز کنند که مثلا چون آقای کارگر، به بهانه ی پوچ خراب بودن صدا، رای و عقیده صریح خود را، در مورد مستند تختگاه هیچ کس ابراز نمی کنند که دریافت از آن نیازی به تخصص و دانش و آموزش آکادمیک ندارد و مثل هر مستند دیگر، تنها متکی به عمل کرد سالم بینایی و قسمت آنالیز مغز در اندیشه ای بی غرض است. امیدوارم دوستان این توصیه را جدی بگیرند و به مرحله ی تازه ای از ستیزه با دروغ وارد شوند، زیرا به راحتی می توان آن پر حرفی را که حتی جرات اظهار نظر درباره ی یک مستند را ندارد، با تمسخر از دایره ی مباحثات بی حاصل بیرون راند.

پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت: 4:14 نویسنده: ناصر پورپیرار، 3
و سرانجام کسانی که مستند را ندارند، می توانند از سایت www.naria.info دانلود و یا درخواست کنند. با این تذکر که توزیع هرچه گسترده تر مستند تختگاه هیچ کس آسان ترین راه برای مقابله با دروغ هایی است که مردم ممتاز شرق میانه را نسبت به هم بیگانه کرده و به دشمنی بی دلیل واداشته است. دوستانی که به هر دلیل قادر به تهیه ی مستند نیستند می توانند با ارسال خصوصی آدرس به این وبلاگ، ارسال آن را بخواهند و بدانند تکثیر و انتقال همین پیام در وبلاگ ها و ارتباطات خود نیز ایجاد تسهیل در کار پاک کردن دروغ از صفحات هستی و هویت مردم ماست. موفق باشید.
ارسال شده در پنجشنبه، ۰۲ خرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان