پاسخ آقای ناصر پورپیرار به سوالات [29]

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 1 بهمن1386 ساعت: 23:20
آقای musa. ممکن است در پایان بررسی های صفوی و پیش از ورود به کتاب چهارم یعنی برآمدن مردم، مدتی را برای تجزیه و تحلیل داده های گذشته بگذارم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 2 بهمن1386 ساعت: 8:19
آقای آران. منظور شما از چند صد سال پیش قابل برداشت تحقیقاتی نیست. این بار که به آن حوالی رفتید ابتدا به تاریخ دقیق نوشته های فارسی و سپس زمان نگارش آن توجه کنید. این که بر کاشی و یا کتیبه ای در مسجد و یا بنایی نوشته باشند، قرن فلان ارزش اعتنا ندارد، مهم آن است که بدانیم ساخت آن کاشی و یا کتیبه در چه زمانی ممکن بوده است. در حالی که ما در ایران هیچ نوشته ای به زبان فارسی و بر روی هیچ شی’ و ماده ای، قدیم تر از 400 سال پیش نداریم، اگر سنگ قبری در جای دیگری با تاریخ کهنه تری یافت شود، توضیحی جز این ندارد که دورتر از 400 سال پیش مردم در این جا می مرده و مثلا در ترکیه و یا سوریه دفن می شده اند. به چند یادداشت بعد که به خواست خدا نصب خواهم کرد، توجه عمیق کنید. ضمنا اگر به زبان فارسی تکیه می کنید، پس مارستان و بیمارستان باید دو جای کاملا متضاد باشند!!

آقای آراز بیلگین. ضمن تشکر از زحمات شما برای تان امروز ارسال خواهد شد که به صورت دی وی دی و با کیفیت عالی است. اگر خواستید خودتان تکثیر و یا تبدیل کنید. اما چون زیر نویس دارد به تر است به صورت دی وی دی دیده شود.

آقای سهند. بخش دوم پیام شما نرسیده بود. ضمنا با تلمیذ موافقم که مراسم الهی حج با ارزیابی شرکت کنندگان و یا بهره وران مادی آن قضاوت نمی شود. چنان که مسابقات المپیک ربطی به دوپینک ورزشکاران ندارد، حتی اگر تمام رقبا هم دوپینگ کنند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 2 بهمن1386 ساعت: 15:54
آقای یاشار. اگر نخوانده اید، مقالات کتاب اسلام و شمشیر را بخوانید. ابهامات شما را احتمالا برطرف خواهد کرد. قرآن مبارک صراحتا یهود و نصاری را نجس شمرده، ارتباط با آنان را منع و آن ها را به دادن جزیه به مسلمین مکلف کرده است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 2 بهمن1386 ساعت: 21:18
جناب حاجی زاده. به راستی که سخنی گران بها سر دادید. این واژه ی بی معنای عشق که در هر سطر ادبیات فارسی مانند مورچه وول می زند و سراپای هر غزل یا ترانه ای روحوضی را پوشانده، نزد خردمند نمایی جز حفره ای برای پنهان کردن نادانی و ناتوانی و ندانم کاری و بهانه ای کودکانه برای توجیه بی همتی ندارد. لغتی است فاقد ریشه و هرگز نتوانسته اند برای آن معنایی بسازند ولی باب هر بن بستی را با پیش کشیدن آن بر عوام باز می کنند. «عشق ات رسد به فریاد نه قرآن»، که حاصل معنایی آن بیت معروف حافظ قلابی است، همان که می گوید «صدای سخنی خوش تر از عشق در گنبد دوار» نپیچیده است. کلمه ای که بر زبان هر وامانده ای می گذرد و چون مخدری به کار اختفای بی هدفی و مدهوشی و خیرگی بر هیچ می آید و گویی قانونی در آن حاکم است که هر بلاتکلیف مانده ی معتادی را با جادوی خود تبرئه می کند، تا در آخرین دفاع مظلومانه بگوید: پدر عشق بسوزد!!!

دوستان بر سر مسائل بی اهمیت به این سرعت از یکدیگر نرنجند. غالب این گونه برخوردها از سر تذکر است نه عناد و دشمنی.

نویسنده: ناصر پورپیرار

چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت: 20:51
آقای مهدی. 5 رول پاپیروس فقط برای نوشتن یک کتاب صد برگی مصرف می شده، حال آن که ابن ندیم می گوید جابر ابن حیان به عمرش 5000 جلد کتاب نوشته است که مسلما خرید پاپیروس برای آن به قیمت امروز بیش از 5 میلیارد تومان هزینه داشته است. وانگهی فراهم آوردن 25000 رول پاپیروس تنها برای احتیاجات ابن حیان به طور قطع از عهده ی کارگاه های کوچک آن زمان برنمی آمده و لااقل به ده ها سال زمان نیاز داشته است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 1:21
آقای تلمیذ. اگر البرز را البروس هم بخوانیم و اگر روس را مفرد رواسی و به معنای کوه بگیریم آن گاه پیشوند واژه به صورت الب در می آید که مشهورترین معنای آن دلیر است که برای کوه بی جان ثقیل می نماید. احتمالا "ال" در ابتدای البرز حرف تعریف و علامت معرفه ی عربی و "برز" بیان نه چندان کهن تری برای برج است، که در مجموع با شمایل آن کوه هم مطابق تر است. رد این واژه را در نام "برزو" نیز می توان یافت که به معنای مرد قوی هیکل و بالا بلند است. در باب زاگروس هم باید ابتدا تکلیف زاگ و یا زاق ابتدای واژه را معین کرد که با معانی کنونی برای کوه مناسب نیست. با این همه در بررسی شما نکات قابل تاملی دیده می شود. به نظر من هنوز اشکال اصلی، در کوه ها ترجمه کردن رواسی است. زیرا این معنا با برخی آیاتی که در آن کلمه ی رواسی آمده چندان همخوان نیست. ضمنا به دنباله ی بحث در یادداشت های بعد توجه کنید که مختصرا در موضوع عثمانیان خواهد بود.

آقای رضا. 1.5 دینار بهای یک رول پاپیروس به تعداد 20 و یا 22 قطعه است. ضمنا هر پاپیروسی را از آن که جنسی همانند حصیر دارد، بارها می شسته و تجدید نوشتار می کرده اند. بنا بر این به یقین پاپیروس های مصرف و شسته شده با بهای اندک و به تعداد و ابعاد مختلف نیز در بازار یافت می شده است، چنان که غالب همین نمونه های عرضه شده، نوشته هایی بر قطعات کوچک پاپیروس مستعمل است. پیش تر هم نوشتم که این پاپیروس ها ارزش و اهمیت های دیگری از جمله برای تحقیق اجتماعی در موضوع رسوخ دین اسلام در منطقه را نیز دارد که تجسس درباره ی آن به زمان و شاید هم شخص دیگری محول است. برای دیگر سئوال ها منتظر یادداشت بعد باشید. نکته ی اصلی این است که این پاپیروس ها و نوشته های بر آن اصالت دارند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 1:48
آقای رحمانی. مثل همیشه از مراحم شما ممنونم.

آقای آتامان. داده های کنونی درباره ی همه چیز ایران در کتاب هایی که اینک در بازار موجود است، از جوانب مختلف غیر قابل اعتماد و ارائه اند. حقیقت این که بسیاری از اطاقک های زیر زمینی را که اسکلت اجساد و لوازم زندگی و حتی بقایای خوراک در آن ها جمع است، به غلط و برای انحراف در شناسایی، قبر گفته اند. به گمان من نزدیک به تمامی آن ها پناهگاه اند که آخرین روزهای زندگی یک یا چند پنهان شده از آسیب یورش پوریم در آن ها گذشته است. از جمله دلایل آن یکی هم نحوه ی قرار گرفتن و نیز تعدد اجساد است که ذره ای صورت آیینی ندارد و گاه زن و مرد و کودکی را با مختصر وسایل مصرف شده ی خانگی و نیز اندک ثروت به در برده ای، به صورت زیور آلات، در یک محیط زیر زمینی و یا به قول باستان شناسان حقه باز قبر، یافته ایم. برای اطمینان بر این نظر توجه کنید که بر مبنای یافته ها، به خصوص در منطقه ی بزرگ تسلط فرهنگ ایلامیان، اجساد را معمولا همراه تابوت سفالین دفن می کرده اند، چنان که در گورستان ایلامی عمدا تخریب و نابود شده ی محوطه ی شمال تخت جمشید نمونه ی بسیار واضح آن دیده شده است. بدین ترتیب هراسکلت لخت بدون تابوتی را باید گرفتار شده ای در یک مرگ ناگهانی و غیر تشریفاتی شناخت.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 10:14
آقای sadegh. ضمن تشکر از زحمات شما. من استاد غفوری را حوالی ساعت 9 شب پیدا کردم و مطلب را به تمامی به ایشان گفتم قول دادند که به فوریت اقدام کنند و خبر دیگری ندارم. امیدوارم کار ایشان به خیر و موفقیت گذشته باشد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 15:28
آقای عابد. بازار عتیقه جات چنان از جعل و شبیه سازی انباشته است که به گفته اداره آگاهی 85 درصد اشیا’ آن ساختگی است. به گمانم این آمار را اگر به 99 درصد برسانید به حقیقت بسیار نزدیک تر است. مواظب کتاب به خط میخی خود باشید که مثل کتیبه ی به خط میخی جزیره ی خارک نباشد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 22:15
آقای عابدی. ترجمه ی تا حد ممکن امین آیه چنین است:
ای ایمان آورندگان چون قصد ادای نماز کردید، صورت را و دست های تان تا مرفق را غرقه در آب کنید و دست بکشید بر سر و بر پا های تان تا قوزک و اگر جنب بودید خود را پاکیزه کنید و اگر مریض و مسافر و انجام دهنده ی قضای حاجت بودید و یا با زنان تماس داشتید و آب نیافتید پس به خاک پاکی تیمم کنید و آن را بر دست و صورت خود بکشید. خداوند اراده ی تنگ گرفتن امور بر شما را ندارد بل سرپرستانه خواهان پاکیزگی شماست باشد سپاس گزاری کنید.
گمان نمی کنم که در این دستورات بهانه ای برای مخالفت با هم یافت شود ولی می بینید که حتی نحوه ی گرفتن وضو را هم همانند مهر و بسته و باز بودن دست علتی برای اختلاف قرار داده اند. ضمنا به گمان من آیه فقط تا کعبین به وضو مربوط است و بقیه به موارد ضرورت شست و شوی کامل اشاره می کند که در صورت اضرار جانشین تیمم را برای آن قرار داده است.

آقای پویا. به جمع ما خوش آمدید و به دوست مان آقای بی نام سلام برسانید.

آقای قاراداغلی. آب در هاون می کوبند و از لطف شما ممنونم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت: 23:19
آقای م. ستاره. کاش تکلیف امسحوا برِِو’سکم را هم تعیین می کردید، هم در عین وضو و هم در دستور زبان عربی و راه نمایی می کردید در این باب که حکمت و ضرورت آوردن دو فعل بر چه مبنا بوده است؟ ضمنا پیش از این انجمن یهودیان ایران خواندن آن کتاب را نهی و ممنوع کرده بودند، احتمالا دستور تازه از اورشلیم دریافت کرده اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 5 بهمن1386 ساعت: 0:49
دوستان. بحث لفظی و استدلال بهداشتی و سخن از نظم و ترتیب و اشارات دستوری، مقوله هایی است جدای از نص و متن. چنان که بر مبنای متن، در شستن دست ها باید حق را به گروهی داد که الی المرافق می شویند و نه من المرافق. در این جا فقط متن را ترجمه کرده ام و کاری به فرقه ها و علائق شان نداشته ام. مسلما شستن پا موجب ابطال وضو نمی شود، چنان که اگر به نیت وضو در حوض آب شیرجه هم بروید، وضوی شما صحیح است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 5 بهمن1386 ساعت: 13:16
و آقای تلمیذ. فراموش نکنید که وابستگی اهل تسنن به احادیث بسی بیش تر از معتقدان به تشیع است تا آن جا که فرقه هایی از آنان حدیثی از پیامبر را برتر از آیات قرآن دانسته اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 5 بهمن1386 ساعت: 18:0
آقای عابدی. هیچ سئوال بی غرضی نظم این وبلاگ را بر هم نخواهد زد، زیرا وجه مشترک همه ی ما اشتیاق به دانستن حقیقت است.

آقای زضا. مطالب تان محکم و منطقی است . اگر خدا بخواهد داده های چند یادداشت آتی به روشن شدن برخی گوشه های غیر واضح کمک شایانی خواهد کرد.

آقای سلام. ظاهرا عادت مان داده اند که سخن خدا را با ترازوی عقل و دانش نامه های خویش بسنجیم و نازل کننده ی قرآن را سین جیم کنیم!!!

آقای رحمانی. استحکام و استدلال مورد نیاز در این مباحث بس کلان، سرعت نصب بیش از هفته ای دو یادداشت را دشوار می کند. در عین حال خواندن و برداشت صحیح و احتمالا به عرصه ی بحث های جمعی کشاندن آن ها نیز بدون این فرصت چند روزه آسیب خواهد دید.

استاد غفوری عزیز. هر یک از ما سهم خود را ادا می کنیم چنان که داستان زحمتی که شما در عرضه ی مستند تختگاه هیچ کس کشیدید و بی حرمتی که از جانب عوامل ارشاد و میراث دیدید، در زمره ی حکایت های فرهنگی این زمان ثبت ابد خواهد شد.

جناب حاجی زاده. حوصله کنید و به وعده های خلاف ناپذیر الهی متکی باشید. والله لایهدی قوم الظالمین.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 5 بهمن1386 ساعت: 23:28
اقای اتفاق. ضمن ابراز امتنان فقط نسخه ای از آخرین سخنرانی در تربیت معلم شهید بهشتی دارم که برای تان خواهم فرستاد.

آقای عثمان. اجازه دهید فضولانه آیه ی 6 سوره ی مائده را به نحو زیر بیاورم:
یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلوة فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و ارجلکم الی الکعبین و امسحوا برءوسکم... در این دسته بندی اعمال وضو به فاغسلوا و امسحوا، اگر غسل پا را منظور آیه بدانیم چه لطمه ای بود که خداوند بیان دیگری را گزیده است؟ درباره ی ارجح شمردن احادیث بر آیات نزد برخی از فرق سنی در نخستین فرصت سند مربوطه را عرضه خواهم کرد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 7:2
آقای عثمان و آقای یک مسلمان. اگر گمان می کنید که ترتیب از بالا به پایین وضو هم مورد نظر خداوند بوده است نخست این که در حال حاضر هم این ترتیب از صورت آغاز می شود و نه از سر و گرنه باید آیه چنین نازل می شد.
یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلوِه امسحوا برو’سکم و فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و ارجلکم الی الکعبین... بنا بر این توجه کنید که آیه به طور واضح دو نوع فعل، یکی انجام غسل و دیگری اقدام به مسح را بیان می کند که صورت و دست در دسته بندی غسل و سر و پا در دسته بندی مسح قرار گرفته است. با این همه تکرار می کنم که غسل پا موجب ابطال وضو نمی شود. زیرا بسیاری از اعمال تطهیری دیگر چون آب گرداندن در دهان و تمیز کردن بینی و مسح کردن اطراف گردن با دست خیس نیز بدون ذکر در آیه انجام می شود که چون با نیت تطهیر کامل تر است، همان عمل به آیه و منظور خداوند است.

آقای عابدی. ممنون. آن تغییر، همانند مورد بالا عمدی بود و در مورد شماره آیه نیز متشکرم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 11:22
آقای عزت الله. مشرکین هزار سال است که از این گونه اراجیف می بافند و تازه به جایی رسیده اند که روی دوش رییس بزرگ شان شمشیر می گذاریم تا به سبک سنتی اعراب برقصد و ادای همان به اصطلاح تروریست ها را درآورد.

آقای رضا. لت ها و پاره قرآن های یافت شده در مصر همه پوست نوشته است. ظاهرا قرآن را به دلیلی خاص و احتمالا به دلیل کمبود وجاهت ظاهر، بر پاپیروس ننوشته اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 19:49
آقای طه. نام آن کتاب کم نظیر "هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا" اثر ایگناسیو اولاگوئه و از انتشارات شباویز به شماره ی 15 است. موفق باشید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 7 بهمن1386 ساعت: 0:30
آقای عابدی. ای میل ایشان را از وبلاگ شان mobina46.blogfa.com بردارید و اگر مطلب مهمی است در همان وبلاگ پیام بگذارید.

آقای حم فرنا. کتاب های پلی برگذشته را بخوانید.

آقای Bir Türk. کامنت تان را به خاطر شعار اسلامی آن تایید کردم ولی غرض از نمایش آن یکه سوار را متوجه نشدم. احتمالا هنوز در رویای لشکر کشی های دروغین چنگیز خان اید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 7 بهمن1386 ساعت: 1:37
آقای م. ستاره. اگر تمام شیعیان همانند شما و نیز سنیان، به تبع شما، آن آیه ی قرآنی را سرمشق قرار دهند که: حق را بگویید حتی اگر به زیان شما باشد، آن گاه امید است که بار دیگر یکدستی جهان اسلام را شاهد شویم. این آفرین شایسته، البته به معنای تایید کامل متنی نیست که ارسال کرده اید. از جمله در توضیح "الی" از یاد برده اید که هر مخرجی مبدایی دارد که فرضی نیست و می تواند مورد پرسش قرار گیرد. در عین حال ظریفه ای را هم بدانید که دستور زبان عرب، ماخوذی از قرآن است نه منبع و مدرکی برای بیان و برداشت از آن! چنان که قرینه های چندی در قرآن خلاف عمومی این دستور حکم و حرکت می کند، که شما خود بر آن ها واقفید. این نکته ای اساسی است که شاید زمانی در باب آن مفصل تر بنگارم، اما گمان می کنم چند یادداشت آتی به درک اوضاع درهم ریخته ی کنونی در زمینه های متعدد و از جمله بحث حاضر کمک شایسته ای کند. امید من این که دامن زدن بر این مباحث نشان دهد که عوامل اختلاف میان فرقه های اسلامی تا چه حد بی اهمیت و حل شدنی و وجود این فرق تا چه میزان غیر ضروری است. اشاره ی شما به تثنیه در کعبین تازه و آموختنی بود.

آقای توحید. با اجازه ی شما ای میل تان را مستقیما برای آقای عابدی فرستادم. نمونه ی ارسالی را هم دیدم که بسیار با سلیقه انجام شده بود. تا آن جا که باخبرم دوستان متعدد دیگری یا مشغول تدارک مجموعه مقالات با سلیقه های مختلف اند و یا این کار را به انجام رسانده اند که نمونه ی پرینت شده ی یکی از آن ها به دست ام رسیده است. به هر حال از شما تشکر می کنم و گمان ندارم ادامه ی کارتان مزاحم کسی باشد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 7 بهمن1386 ساعت: 12:5
آقای عارف. یافتن ممکن نیست باید به آن ها ساسانیان و صفویه ساز خطاب کرد.

آقای باقر. کتاب اول به نام هخامنشیان از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران را بخوانید.

آقای آریارش. عنوان گهواره ی تمدن برای منطقه ی شرق میانه شامل مصر و بین النهرین و ایران مناسب تر است. جالب این که همان مردم ممتاز بنیان گذار آگاهی در جهان، 1400 سال است تبعیت از اسلام را به عنوان مرتبه ی عالی تری از وصول تمدن برگزیده اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت: 0:38
آقای باقر. کتاب ها را می توانید در مقابل دانشگاه تهران و یا به وسیله ی تلفن 66492049 تهیه کنید.

آقای فتح. حالا دیگر سند منگوله دار این خلیج، صادر شده به نام داریوش پارسی را، بر قطعه سنگی به خط میخی در جزیره ی خارک یافته اند و صحت امضاهای آن را اختر باستان شناسان با رصد ستارگان آسمان تایید کرده اند!!!!

آقای R134a. گمان نکنید شصت سال خیانت به تاریخ مردم این منطقه و در جوال کردن این همه دروغ کار ساده ای است و نیازی به لوحه ی تقدیر ندارد. احتمالا دهندگان این تقدیر نامه هنوز کارتن شکوه تخت جمشید و مستند تختگاه هیچ کس را ندیده اند و از آن که این نخستین تقدیر نامه به فرای نیست که در این جمهوری به آن خائن کثافت تقدیم می شود، بعید نیست به زودی در تقاویم رسمی روزی را هم همانند حافظ و سعدی و فردوسی و مولوی به بزرگداشت فرای اختصاص دهند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت: 9:53
آقای عابدی. منظورم این بود که اگر کمکی می تواند انجام دهد. ضمن این که شناسایی به خصوصی از ایشان ندارم.

آقای پویا. ما هنوز خود شاه عباس را هم پیدا نکرده ایم. اندکی دیگر حوصله کنید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت: 20:39
آقای مسعود و آقای رحمانی. از مراحم شما بسیار ممنونم.

آقای وحید. باید مردم جهان را فاقد عقل دانست که با وجود کاغذ پیش از میلاد مسیح، در قرن ششم هجری یعنی هزار سال پس از تولد مسیح هنوز بر پاپیروس می نوشته اند.

آقای مانی. از شما پیامی نرسیده است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت: 19:33
آقای توحید. انصافا که قدرت استدلال در نوشته ی آن دوست شما حیرت انگیز بود. یهودیان باید از داشتن چنین حامیانی برای جعلیات شان به خود ببالند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت: 21:37
آقای وحید. جنس پاپیروس نوعی حصیر است و درست مثل حصیر، فقط می توان در جهت ردیف نی های آن رول کرد و چون تا نمی شود نمی توان با آن کتاب ساخت و از آن که تعیین قدمت کاربرد کاغذ، با فرض وجود کتاب از اوائل اسلام به وسیله ی مراکز معینی تبلیغ شده، رسیدن به زمان دقیق این کاربرد نیازمند بررسی های آزاد و اصیل است. همین قدر بدانید که کاغذ با تعریف و مشخصات کنونی در هیچ شرایطی بیش از حد اکثر 500 یا 600 سال عمر نمی کند و سپس به علت تخلیه ی کامل اسید پودر می شود. به همین دلیل است که مانده های نوشتاری کهن که اینک در اختیار داریم یا بر ورقه های پوست و یا بر اوراق پاپیروس است.

آقای توحید. عنوان دوست برای او به طعنه بود.

آقای ترک 86. تمام محصولات منتشره به وسیله ی مراکز شرق شناسی، بدون استثنا و در هر باره و از جمله اوراق تورفان، تنها به این کار می آید که در آینده به عنوان سند خیانت به فرهنگ بشری در محاکمه ی آنان به کار برده شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

چهارشنبه 10 بهمن1386 ساعت: 5:43
آقای بی نیاز. هرکس اظهار اسلام می کند مسلمان است مگر خلاف آن در کردار و گفتار معلوم شود.

آقای حم فرنا. برداشت شما از نوشته های من خام و نادرست است. ضرورت دارد چند یادداشت آینده در این وبلاگ را با دقت بخوانید. آخرین سئوال شما هم ربطی به این نوشته ها ندارد.

آقای ایزدی. آن قرآن ها متعلق به شمال آفریقا و نقش اندازی های آن هم برگرفته از سنت های بسیار قدیم قبایل بربر و به خصوص در بافت گلیم است. انسان در تمام جهان، به گواهی نقاشی های چند ده هزار ساله، مدت ها پیش از یاد گیری نگارش حروف، استفاده از رنگ و تصویر سازی را می دانسته است.

آقای م. ستاره. برخی نظرها به طور خصوصی و یا به وسیله ی ای میل ارسال می شود که موافق نصب عمومی آن نیستند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت: 0:4
آقای حم فرنا. وقت بگذارید و تمام یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ را، گرچه مطول است، بخوانید، مشکلات تان در برداشت درست از مباحث انجام شده برطرف خواهد شد. تصور جدید شما در باب سلمان نیز نادرست است. در بخش آخر جلد سوم کتاب پلی برگذشته فصل کاملی است قریب 60 صفحه با نام «سلمان پاک» که تکلیف موضوع را برای شما روشن می کند، آن را هم بخوانید و اگر سئوالی باقی بود رجوع کنید.

آقای علی. تا قرون متمادی قرآن بر تازه مسلمانان به صورت قرائت خوانده می شده و نه کتابت. لااقل تا این جا و بر مبنای نمونه های یافت شده جز این برداشتی نمی توان کرد. به جای حیرت زدگی مباحث مربوطه را در یادداشت های اخیر و چند یادداشت آتی، با دقت کامل بخوانید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت: 9:12
آقای رعد. در پاپیروس نوشته های مصری، مانده از قرون نخست اسلامی، که انشا’الله کتاب کامل آن را منتشر خواهم کرد، بارها صلوات بر محمد ولی بدون ذکر آل محمد دیده ام، که برای ملاحظه ی نمونه و شرح آن باید چند ماهی حوصله کنید. ضمنا شیخ مسئله گوی ما در این وبلاگ استاد م. ستاره است که خدا بر درجات شان بیافزاید، اگر ایشان فرصت نکردند و یا ابا داشتند و اگر زمان بگذارید به صلوه و مشتقات آن در قرآن اشاره خواهم کرد. اما پس از پایان یادداشت های کتاب سوم، یعنی صفویه، و در دورانی که لااقل برای خود سه ماهی استراحت گذارده ام.

آقای دوستی از سوئد. شما چند هزار تومانی نزد ما امانت دارید که می توانیم به صورت وجه نقد یا کتاب برگردانیم. امیدوارم کتاب های قبلی به کارتان آمده باشد.

آقای وحید. بحث حجاب که در ایران نیز بسیار جدی گرفته شده، بحثی سیاسی است و در بطن خود شکست سیاست رضا شاهی را اعلام می کند. چنان که مسلمانان ترکیه می کوشند با لغو محدودیت حجاب اعلام کنند که سیاست لائیسم آتاتورک را نپذیرفته اند. مسلما دم خروس های پر پری نیز از زیر قباهای حضرات دیده می شود، که یکی هم آب نخوردن رهبران ترکیه بدون اذن آمریکا و اسراییل است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت: 19:10
آقای بی نام. خوش آمدید. خداوند در همه جا نگهدارتان باشد.

آقای نتاب. ممنون. ل اضافی را حذف کردم. ضمن آن که به همین صورت نیز به عنوان برداشت از آیه و نه عین آن، غلط نیست.

آقای یک مسلمان. ممنون. امیدوارم نتیجه گیری نهایی از بحث در باب معماری و گنبدهای اسلامی بر مدخل های جاری پرتو تازه ای بتاباند.

آقای حم فرنیا. درک درست از هر مقوله ای به جذب کامل مقدمات آن نیازمند است و نه اعلام نتیجه ی آن. برای ادراک موضوع سلمان فارسی نیز ضروری است ابتدا مقدمات مطلب را بخوانید که به سبب تفصیل نمی توان به ستون پاسخ ها کشاند. آیا پیش خود گمان نمی کنید که بدون آشنایی و مطالعه ی مطلبی وارد موضوع شده اید. پس ابتدا با اصل نظر مستقما آشنا شوید و گوش به ترهات اطراف ندهید.

آقای sadegh. امید که سرخوش و شادمان باشید. کار این حضرات از درس و مشق گذشته است و من که هیچ، اصل گردش ایام نیز آنان را به بازبینی توهمات خویش وانداشته است.

آقای فرخ از افغانستان. گمان نمی کنم که هیچ اندیشه ای بیش از فلسفه ی تصوف و عرفان لطمه بر دین اسلام وارد کرده باشد. به خصوص که اصطلاحا روشن فکران را شکار می کند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 12 بهمن1386 ساعت: 1:5
آقای علی دما. ظاهرا ماموریت فرانسویان هنری بوده، نام های مصطلح و مرسوم در میان بومیان را تکرار کرده و به دنبال مسائل تاریخی و حتی جغرافیایی نبوده اند.

آقای گونال آیقار. به نظر می رسد به بنیان بحث ورودی ندارید. اصولا سلسله ای به نام صفویه و گروهی به نام اسماعیلیه نبوده است که این یا آن اتفاق میان آن ها افتاده باشد. دنباله ی یادداشت ها را با دقت بیش تری بخوانید.

آقای وطن پور. به احتمال زیاد میراث فرهنگی شیراز و یا بنیاد فارس شناسی نقشه ی شیراز قدیم، یعنی شیراز عهد کریم خان را داشته باشند.

آقای فرخ. تصوف هم مانند فلسفه از سوقات های یهودیان برای مسلمانان است که قصد اصلی اختراع آن ها ایجاد چند دستگی فکری در میان مسلمین و حتی جهانیان است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 12 بهمن1386 ساعت: 6:48
آقای عابدی. جبران زحمات شما ممکن نیست مگر با دعای خیر.

آقای ایزدی. متاسفانه در سراسر کتاب و برای هیچ یک از نمونه های عرضه شده توضیح جغرافیایی نیامده است. ولی چند مکانی، پس از تعمیرات از جمله مسجد و آرامگاه برقوق از مملوکان مصری قرن هشتم هجری، در قاهره از برترین مکان های دیداری مصر است. جالب است که در مصر از فراعنه تا حاکمان محلی مقبره های باشکوه دارند ولی در ایران تنها گور تاریخی قابل معرفی چند قبر معمولی و نیمه مشکوک از برخی سلاطین قاجار در شاه عبدالعظیم و قم است. برای خردمند تنها همین اشاره برای اثبات گستردگی قتل عام پوریم کافی است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 13 بهمن1386 ساعت: 3:44
آقای علی رضا، آقای م. ستاره، آقای کنجکاو، آقای مسعود و به خصوص آقای تورک اوغلو. مقدار دیگری حوصله لازم است تا شاید به خواست خدا مناظر اصلی در موجودیت جدید و پس از پوریم مردم منطقه ی ما و به خصوص ایران و ترکیه، معلوم شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 13 بهمن1386 ساعت: 16:42
آقای ستار و آقای سئوال. به گمانم به تر است تا پایان یادداشت های صفویه حوصله کنید.

جناب حاجی زاده. حضرات بسیار علاقه دارند گرد اندیشه های گروهی خود بچرخند، و اگر کسی بیرون از حلقه ی آنان مثلا بگوید تاریخ صفویه را برایشان ساخته اند، ترش می کنند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 13 بهمن1386 ساعت: 23:11
آقای مسعود. با اشتیاق تمام برای سومین بار هم سی دی ها را فرستادم. احتمالا شما در آدرس منزل یک شریک و شبیه هم دارید. شاید هم پستچی به 12 غربی می برد. منظورم از این شوخی ها این است که تفاوتی ندارد. این سی دی ها به دست هر کسی که بیفتد خدمتی به او است.

آقای یولداش. گمانم شما در زمره ی کسای باشید که باید منتظر تکمیل پازل بمانید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت: 1:18
آقای مسعود. برای اظهار نظر نهایی هنوز باید حوصله کرد.

آقای ترک 78746. مطلب را درست نگرفته اید و یا معکوس فهمیده اید. بحث بر سر تقلید ناقص از گنبدهای اسلامی در کلیساهای قرون وسطای مسیحی نیست که اجراهایی سست و ناشیانه دارد، باید به دنبال یک مقبره و یا مسجد اسلامی با گنبدهای مسیحی، بیرون از حوزه ی ایران و ترکیه بگردید. گنبدهای رسمی مسیحی در واقع تقلید متنوعی از فرم ناقوس است، که در تصاویر ارسالی شما نیز به تعدد دیده می شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 16 بهمن1386 ساعت: 0:36
آقای دما. مطلب را چک نکرده ام، اما بفرمایید از چه بابت است؟!

آقای علی رضا. خداوند در قران کسانی را که دین را فرقه فرقه می کنند، آشکارا کافر خوانده است.

آقای م. ستاره. اطاعت می شود.

آقای عابدی. از زحمات شما بسیار سپاس گذارم. خبری از آن شخص نشده و گمان نمی کنم وجود چنان فرمانی از شاه عباس در آن محل واقعیت داشته باشد. اگر هم زمانی بوده است حالا که نیست. در مطمئن بودن آن دوست برای سپردن نام کاربری سایت ذره ای تردید نیست.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 16 بهمن1386 ساعت: 16:44
آقای عابدی. با اظهار تشکر مجدد انشا’ الله به زودی راه حلی برای قضایا پیدا خواهد شد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 16 بهمن1386 ساعت: 23:46
آقای تنکسیر. امیدوارم چند یادداشت آتی حاوی پاسخ مناسبی برای شما باشد و به گمانم به تر است بحث در این باره به پایان مباحث صفویه موکول شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 1:24
آقای علیرضا. اسلام دین است نه مذهب. استاد مرحوم مرتضی عسگری اثبات کرده اند که تشکلی در اطراف پیامبر به نام صحابه نبوده است وانگهی آن ها در صورت وجود هم انسان هایی برابر با دیگران اند و نه شایسته ی ایمان آوردن. برای بحث درباره ی عثمانیان هم باید که باز هم حوصله کنید.

آقای یک مسلمان. گزینش چنین شگردهایی از سوی کلیسا بیش تر آن ها را رسوا می کند.

آقای آتامان. از زحمتی که بر خود هموار کرده اید سپاس گذارم. توده ای ها هرگز ضربه ای را که از قلم من خورده اند فراموش نخواهند کرد و دشمنی با پورپیرار را به فرزندان و نوه های خویش نیز توصیه می کنند. حقارت آن ها بسی دل سوزی آور است. اما آیا دیگر حاضران در آن نشست، سرانجام نیمه ساخت بودن تخت جمشید را پذیرفتند؟!

آقای حسین. باید شجاعت روشنفکری افغانستان را بستاییم که در پیوستن به سعی خردمندان منطقه برای مقابله با دروغهای یهود ساخته در تاریخ شرق میانه پیشتاز بوده اند. ایجاد امکان عرضه و پخش مستند تختگاه هیچ کس در رسانه های افغانستان کار دشوار و با مخالفت ها و کارشکنی هایی رو به رو بوده است. جا دارد که اندیشمندان ترک و عرب نیز در سرزمین های اسلامی از آن ها بیاموزند، زیرا به روشن فکری پر مدعا و بهت زده و فلج مانده ی خودمان که امیدی نیست و بنظر نمی رسد که از این جربزه ها داشته باشند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 1:56
آقای عابدی. آیا ای میل شما عوض شده است؟ یاهو ای میل به آدرس قبلی شما را نمی فرستد. در باب آن اشاره ی روی هم رفته درست شما نیز برآیند کلی خود من این است که در شرایط کنونی هر تریبونی برای ما مغتنم است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 13:6
خانم نگین. یاغی یکی از داستان های کوتاه من در مجموعه ی "هزار اتفاق می افتد" است. اگر نیافتید آدرس بفرستید تا نسخه ای از آن برای تان ارسال کنم.

آقای یاسر. آشوری به دفتر کار من نیامده است و ما در دوران پس از انقلاب هرگز دیداری با یکدیگر نداشته ایم. هوشنگ صادقی با شخص دیگری به دفتر من آمده بود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 20:44
آقای م. ستاره. اوضاع کنونی جهان از نزدیکی وعده های خداوند در منکوب کردن نهایی ظالمین و متجاوزین نشان دارد. آمریکا به پایان ابرقدرتی خود بسیار نزدیک شده و بشریت خود را باید مدیون مردم عراق و رهبر شجاع و شهید شان بدانند که دماغ این نیروی جهنمی را بر خاک مالیدند و به درماندگی و ذلت کشاندند. در مورد آن عکس خبری سال واقعا که پررویی را از حد گذرانده اند. چرا تصویر بمباران فجیع مجلس عروسی در افغانستان که پنجاه کشته ی بی دلیل به جای گذارد را عکس سال نمی کنند؟

آقای بی نام. هرکجا باشید برای تان آرزوی سلامتی دارم.

آقای کنجکاو. قسمت دوم انشا’الله دو شنبه شب آینده پخش می شود.

فریبا خانم. می فرمودید تا کتاب را با سرعت بیش تری از راه پست به دست تان می رساندم.

آقای عابدی. آن آقای آشوری سردبیر مجله ی فرهنگ و زندگی بودند و شاید هم برای سد کردن اشتباه باید نام شان را با عین می نوشتم. ضمنا اختیار فنی امور به دست شماست و امیدوارم به زودی کمکی برای کارهای تان فراهم کنم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 18 بهمن1386 ساعت: 21:15
آقای رضا. با تشکر فراوان بالاخره موفق شدم که لینک ارسالی شما را باز کنم. عکس ها را از کتاب به یاد شیراز منصور صانع برداشته بودند، هرچند چند عکس تازه نیز در میان آن ها بود. جالب تر از همه عکس شماره ی 24 بود که نشان می داد دروازه ی قرآن شیراز که می گویند محصول قرن چهارم و میراث حاکمی در شمال ایران می گویند، در جای کنونی آن نبوده و تا چه حد نوساز است. به هر حال ممنونم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 19 بهمن1386 ساعت: 6:29
آقای علی رضا. صریح و فصیح ترین اشاره قرآن در رد فرقه گرایی در دین، که برابر با شرک گرفته شده، در سوره ی روم آمده که با لحنی گزنده حتی به تعصب و دل خوشی موجود در اعلام برتری بر یکدیگر نیز اشاره شده است. اصرار قرآن در حفظ وحدت اسلامی تکلیف هرکسی را که در جهت عکس آن حرکت می کند، روشن کرده است. دامن زنندگان به تفرقه مسلمان پیرو قرآن نیستند.

آقای مارلیک. از روی تفسیرتان، احتمال می دهم که آیه 103 سوره ی نحل را نخوانده باشید. نخست این که در آن جا نامی از سلمان نیست وانگهی لغت اعجمی در آن آیه اشاره به زبانی ناتوان و گنگ دارد نه قومی خردمند و زیرک!!! منظور این است که دارنده ی زبانی ضعیف و گنگ و ناتوان چه گونه می تواند معلم چنین قرآنی با زبان عربی فصیح باشد؟!!! ضمن این که تعبیر عجم به ایرانیانی که در زمان پیامبر اثری از حضور تاریخی و جغرافیایی آنان دیده نشده، مایه ی افتخار نیست و مانند این است که کسی با سرفرازی خود را کودن بخواند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 19 بهمن1386 ساعت: 23:32
آقای یک مسلمان. با نام برده ارتباطی ندارم. ایشان با واسطگی برادرم که در آلمان اند مصاحبه ای خواستند که انجام شد. مسلما او را در مواردی که صحبت می کردیم، قانع شده یافتم. ولی گویا منطق حفظ حقوق ماهانه برای او قوی تر و قانع کننده تر بوده است.

فریبا خانم. گاه پنهان کاری نشانه ی زیرکی است نه ترس. حقایق بد طعم را باید لقمه لقمه خوراند.

آقای عابدی. کارها که بسیار زیاد است، اما آن متن را برای آگاهی شما و چند نفر دیگر فرستاده بودم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 20 بهمن1386 ساعت: 19:49
خانم نگین. پاسخ شما را در پست قبلی نوشته ام. "یاغی" یکی از داستان های کوتاه از مجموعه داستان "هزار اتفاق می افتد" است. ارزیابی استاد شما محترم است، ولی به گمان خودم در ادبیات جهان داستان کوتاهی به قدرت "یاغی" کم تر نوشته شده و در ادبیات فارسی معادل و برابری ندارد. اگر آدرس بفرستید یک نسخه از مجموعه داستان "هزار اتفاق می افتد" را برای تان ارسال خواهم کرد.

آقای یک مسلمان. در بخش FAQ از سایت www.naria.info و www.narina.ir درباره ی آنوسی ها مطلب مفصلی قرر گرفته است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 21 بهمن1386 ساعت: 3:14
آقای مهدی. از لطف شما سپاس گذارم. خرابی کامپیوتر و از دست رفتن برخی تصاویر و مطالب، موجب تاخیر در نصب یادداشت بعد خواهد شد.

آقای م. ستاره. مطلب را دیدم. با اطلاعات کنونی که داریم جالب و کامل و به درد خور است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 21 بهمن1386 ساعت: 19:29
آقای علیرضا. منظورتان چندان واضح نیست.

آقای رحمانی. من اگر می توانستم درباره ی نکاح مطلبی بگویم و یا بنویسم، ابتدا فکری برای خودم می کردم که سی سال است به اصطلاح یکی یالقوزم! و اگر بی بی سی جرات مصاحبه با مرا داشت، آن را مشروط به پخش مستند تختگاه هیچ کس از شبکه جهانی بی بی سی می کردم. اما بد نیست برای اندکی سرور، تفصیل آن را برای همگان بنویسید تا بی چارگی یهود زادگان رسمی و غیر رسمی در این عرصه معلوم شود.

آقای عابدی. گروهی به آی پی کامپیوتر من بسیار علاقه مندند، و نوزادان ویروس شکل خود را مرتبا به دیدار آن می فرستند. کتاب فرزندان استر در حال چاپ دوم است و نصب لینک آن نیز کاملا مناسب است. ما کتاب دیگری هم از روت ماروت نویسنده ی آلمانی به نام "شورش تن به داران" اخیرا چاپ کرده ایم، که در زمره ی عالی ترین رمان های انقلابی جهان و درباره ی مبارزات جنگل بران آمریکای مرکزی است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 21 بهمن1386 ساعت: 20:36
آقا مرتضی. امیدوارم رفع گرفتاری ها شده باشد. خودتان را از این بابت ها به زحمت نیاندازید، وقت گران بهای تان را تلف نکنید و منتظر نباشید کسانی که از مستند تختگاه هیچ کس هم سر در نمی آورند، از عدد و رقم چیزی بفهمند. از اوضاع خودت خبر بیش تری بفرست. ممنون.

آقای عابدی. من اگر اطلاعات شما از کامپیوتر را داشتم، کار بی رونق انتشارات را کنار می گذاردم!!!

آقای علی رضا. تا زمان معینی و به نظر من تا قرن هفتم هجری قرآن نوشته ها تماما پوست نگاری و با متنی کاملا یکسان و بدون تغییر و با همان محتوایی است که امروز هم رایج است، نه مانند تورات که چاپ 50 سال پیش آن با چاپ های کنونی آن متفاوت است. بخش "آرامیان و تورات" را در کتاب های من بخوانید.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت: 0:15
آقای دما. از بزرگواری شما متشکرم. به آقای غفوری مسترد شد. با امتنان دوباره.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت: 5:36
آقای آتامان. صاحبان فرهنگ با این گونه تجلی و تخیلات ژورنالیستی که مملو از اغلاط ریز و درشت موضوعی و مفهومی و حتی ادبی است، برخورد ریشه ای می کنند. یعنی اگر اثبات شود که در زمان ظهور و طلوع اسلام، به سبب وسعت آسیب قتل عام پوریم، در ایران انسان زنده ای نبوده است، که مثلا عرب به او لقب عجم دهد، آن گاه تکلیف سرمقاله نویسی یاشار و وضعیت آن حدیث نیز معلوم می شود که به نام رسول خدا جعل کرده اند. اگر چنین متعصبینی حتی نمی دانند که قبول عنوان عجم برای مردم سرزمینی از زبان پیامبر، به معنای این است که رسول خدا آن قوم را گنگ و کودن می خوانده است، پس اجازه دهید دق دلی های شان را بر سر هر کس که می خواهند خالی کنند. زیرا که ارزش حرف های شان از صدای عطسه ی بزی فراتر نخواهد رفت.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت: 17:2
آقای مسعود. به حساب حواس پرتی ناشی از کهولت و انباشته بودن کارها بگذارید. هیچ نسخه ای از مجموعه داستان پیروز باد ملت ندارم و از مجموعه ی هزار اتفاق می افتد چند نسخه ای موجود است که همراه سی دی ها برای تان ارسال خواهم کرد. موفق باشید.

آقای مهدی. آب از سر نوع یهودی ایران شناسی و باستان پژوهی ایران گذشته و چندان بی آبرو شده اند که بیش تر و کم تر آن علی السویه است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت: 22:43
آقای م. ستاره. فرستادن آن تصاویر بلا مانع است. آن نامه را هم خواندم. خوب این جماعت عادت کرده اند که در همه حال نق بزنند. به نظرم آمد که نصب عمومی آن برای این وبلاگ چندان مناسب نبود. ضمنا دنباله ی آن مطلب را نیافتم بار دیگر ارسال کنید.

آقای مارلیک. خنده دارتر از همه این که احمقانی تصویر این پله ها را به عنوان افتخارات هخامنشی تبلیغ می کنند. خوشا به حال تان که منزلی با این پله ها دارید! نباید اجازه دهید هر کسی از آن بالا و پایین برود. اما در مورد آن شخص ایستاده در کنار درب برج، گمان می کنم عکاس عامدانه او را به عنوان مقیاسی برای نمایش بلندی بنا در عکس قرار داده است.

آقای رضا. این را می گویند تمرین جعل از جیب ملت.

آقای مسعود. صورت حساب را همراه کتاب و سی دی ها می فرستند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت: 11:26
آقای sadegh. بیان حقیقتی که بر هر کسی مسلم می شود، در زمره ی وظایف او قرار می گیرد. همه ی کسانی که در این جبهه ی جدید قرار دارند، تنها مشغول انجام وظیفه اند.

آقای کریم. کردان عراق ظاهرا مشغول ترجمه ی کتاب ها هستند و جلد نخست آن را نیز منتشر کرده اند. تا آن جا که باخبرم کسان دیگری در کار ترجمه عربی کتاب اسلام و شمشیرند. در باکو هم جلد اول کتاب ها به ترکی منتشر شده است. وظیفه ی من فقط نوشتن به فارسی است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت: 1:51
آقای ثاقب. از زحمتی که می کشید و لینک های خوب را به خوانندگان این ستون معرفی می کنید، ممنونم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 26 بهمن1386 ساعت: 19:29
آقای عابدی. آن دو حرف مخثصر شده ی "رجوع کنید" است. به گمانم متن خوبی شده است. امیدوارم آن قسمت دائما به تر شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار

جمعه 26 بهمن1386 ساعت: 21:59
آقای ىولدآِِ. فقط مانده است رونمایی "پارس تابوت" که در حال ساخت است!

آقای اتفاق. نامه ی شما نرسده، به دنبال کتاب ها خواهیم بود و پاسخ سئوال های تان را هم کتبی و یا با ای میل ارسال خواهم کرد.

آقای ثاقب. با تشکر مکرر از زحمتی که در ارسال لینک های درخور توجه می کشید، در یکی از آن ها که مربوط به بنزین سفرهای عید بود، از قول آقای مشایی خواندم که: «البته بعضي از شهرها مثل مشهد و خوزستان كه مردم به عنوان گردشگر مذهبي علاقه‌مندي بيشتري براي حضور در آن‌ها دارند....». مدتی فکر کردم منظور ایشان از گردشگر مذهبی در خوزستان چیست، که با گردشگران مذهبی مشهد برابر گرفته شده اند؟ بالاخره حدس زدم شاید قصدشان زائران بقعه ی دانیال و چند شبه دانیال دیگر در خوزستان باشد؟!!

آقای عابدی. با اجازه ی نویسنده بد نیست. زیرا که هنوز بسیاری علاقه مندند که با چراغ خاموش به این وبلاگ بیایند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 27 بهمن1386 ساعت: 1:43
آقای عابدی. برای کانادا ای میل فرستادم. برای کامنت ها هم مستقیما با ایشان صحبت کنید و ممنون از زحماتی که می کشید.

آقای م. ستاره. از لطف و دلواپسی شما بسیار متشکرم. تا فردا هزار اتفاق می افتد. خونسرد باشید کارها بر قرار خود خواهد گذشت. دوستان شما هم لابد حرف تازه ای برای زدن ندارند. احتمالا فهمیده باشند که این بوزینه بازی ها بی ثمر است. رمز وبلاگ من هم مشتری ندارد چرا که چند نفر دیگر همه چیز را کپی گرفته اند. همین کاسبی کنونی را دنبال کنید. با صرفه تر است، اگر شک داری نام هزار پزشک سوپر میلیاردر را برایت ای میل کنم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

شنبه 27 بهمن1386 ساعت: 19:33
آقای الله بنده. تاکنون نشانی از زبان فارسی، پیش از ظهور به اصطلاح صفویه در این سرزمین نیافته ایم. یعنی هنوز قطعه ای سنگ یا چوب یا فلز یا سفال و پوست و کاغذی پیدا نکرده ایم که کلامی فارسی بر آن نوشته شده باشد که با تخمین درست بتوان آن را به دوران پیش از صفویه نسبت داد. زبان مهاجر فارسی تنها از زمان صفویه در ایران دیده شده است و بر این اساس بدون ذره ای احتیاط مدعی می شوم که تمام نام آوران فرهنگی از قبیل فردوسی و بیرونی و خوارزمی و ابن سینا و خیام و مولانا و سعدی و حافظ و هر نام دیگری در این ردیف و نیز آثارشان در زمره ی جعلیات ساخته شده به وسیله ی یهودیان اند و علی البدلی بر نبود مظاهر حیات اقتصادی و سیاسی ایران است تا سکوت دراز مدت دو هزار ساله ی ناشی از قتل عام پوریم در ایران مخفی بماند. پیشنهاد می کنم مقدمتا سه جلد کتاب "پلی بر گذشته" از مجموعه کتاب های "تاملی در بنیان تاریخ ایران" و نیز یادداشت های مفصل "ایران شناسی بدون دروغ" را بخوانید.

فریبا خانم. این حقیقتی است که جاری شدن حد قتل بر بازگشته ی از اسلام، درست مانند اجرای حد رجم بر زنا کار، یک حکم فقهی است و در قرآن هیچ یک از این دو مورد مشمول جزای فقهی کنونی نیست. خداوند در مورد مرتد در قرآن قویم فرموده است که مومن به اسلام اگر به کفر و شرک بازگردد، فرصت توبه از او گرفته و مردود ابدی شمرده می شود، زیرا که چرخش او از سر دانایی و مجرمانه است، ولی ذکر هیچ حدی بر مرتد در قرآن نیامده است. این که اخیرا سعی می شود حد رجم بر زنا و قتل بر ارتداد را از قوانین جزای جوامع اسلامی بردارند، در حقیقت نوعی بازگشت به قرآن است، مترقی شمرده می شود و بهانه های حمله و اتهام ارتجاع و بی تحملی به اسلام را از دشمنان آن می گیرد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 0:29
آقای مسعود. منظور از افسانه های موجود درباره ی دروازه ی قرآن که گویا عضدالدوله دیلمی در 1000 سال پیش برای شیراز ساخته است، وسعت بخشیدن به شیراز نیست، ایجاد جاعلانه ی علامت حیات برای مدیریت های سیاسی پس از پوریم است که منطق و مظهر وجودی دیگری ندارند، چنان که این همه شاعر و پزشک و منجم و جغرافی دان قلابی و مهمل نویس را در جای کاروان سرا و بازار و حمام و آب انباری گذارده اند که تولید جاعلانه ی آن ها ممکن نبوده ولی ساختن نام و چند غزلی بر کاغذ، از خوردن شربت سکنجبین نیزبرای جاعلین آسان تر بوده است.

آقای آتامان. برای شناخت تاریخ بنای هر شهر، باید به کهن ترین نمایه ی معماری آن، در تطابق با ممیزات مخصوص شهر نشینی، چون کالاهای مصرفی و بناهای عام المنفعه از قبیل حمام و آب انبار و خانه ی حاکم و امیر و معبد و مسجد و غیره توجه کرد و البته با مقیاس درست و نه بر اساس شایعات. چنان که در اصفهان قدیم تر از ابنیه ی عهد به اصطلاح صفوی وجود ندارد، در شیراز این قدمت از زمان زندیه دورتر نمی رود و به گمان من در تبریز از قاجار عقب تر نیست. بدین ترتیب نخستین شهرها در ایران پس از پوریم، بر مبنای مانده های معماری، اصفهان و قزوین و قم و کاشان است و جز این ها در هیچ نقطه ی دیگر ایران آثاری از صفویه و ماقبل آن پیدا نمی شود. شاید که یادداشت های بعد روشنی بیش تری بر این مباحث برای جمعی ناخوش آیند بیفکند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 7:57
آقای مرد ترکستان. آیا از این آزمایشی که می گویید گزارشی منتشر شده و یا خصوصی بوده است؟ وانگهی ارگ زمان اوزون حسن به ارگ اوزون حسن معروف می شود و نه علی شاهی که باز هم چون اوزون حسن بی نشان است! پیش از این که علی شاهی بتواند ارگی برای خود در شهری بسازد، مردم آن شهر باید بازار و حمام و آب انبار و گذرگاه و پل و کارگاهی داشته باشند، تا بتوانند هزینه ی ساخت ارگ را به حاکم علی شاه نام خود بپردازند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 12:16
آقای عابدی. با این کار کاملا موافقم ولی فقط برای خوانندگان خارجی. برای اجرایی شدن آن چه باید کرد و به چیز نیازمندید؟

نویسنده: ناصر پورپیرار

یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 19:22
آقای مهدی. به خواست خدا و به استمهال اجل، چند یادداشت آتی و نهایی سرفصل ایران شناسی بدون دروغ، مختص مطالبی شگفتی آور است که پاسخ شما را به گونه ای قانع کننده خواهد داد.

آقای عابدی. به گمانم آسان ترین راه و به ترین راه نما رجوع به آمازون، بازدید از شیوه های عرضه در آن سایت و انتخاب یکی از آن هاست.

آقای shiz oglu. تشکر می کنم.

آقای دیباور. با تلفن 66492049 کتاب را سفارش دهید هر کجا که باشید با پست به دست تان می رسانند.

Mr. Seyedjavad
pls. call to 66492049, Tehran

آقای توحید. آدرس ارسالی شما صحیح است، ضمن تشکر به محض وصول به شما اطلاع خواهم داد.

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت: 16:46
آقای ثاقب. همچنان از ارسال لینک های مفید ممنونم.

آقای علی. به آن ها حق بدهید. ناگهان تمام دارایی ها و دانایی ها و منزلت و مقام خود را بر باد رفته می بینند.

نویسنده: ناصر پورپیرار

دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت: 23:56
آقای مهدی. از این دستگاه رسانه ی ملی بعید است که سریالی روشنگر ارائه کند، به همین دلیل جز اخبار آن را نمی بینم، دو شنبه ی بعد قسمتی از سریال را خواهم دید و در باب آن چیزی خواهم نوشت. از اطلاعی که دادید ممنونم.

آقای شاگرد جدید. در این گونه مسائل به شیوخ معتبر مسئله گو از جمله در شهر قم رجوع کنید.

آقای آذربایجانی مسلمان. اگر آن ها را مسلمان نمی دانید، پس دیگر نام های اسماعیل و عباس و حسین را از کجا آورده اند؟ اندکی دیگر حوصله کنید شاید به خواست خدا، چشم انداز نوتری نیز گشوده شد.

آقای مرتضی و آقای دوست. حالا و از این پس باستان پرستان ما در توصیف اعراب خواهند گفت: "شیر شتر نخورده" و مصرع فردوسی دروغین را به صورت زیر تعویض خواهند کرد: "ز شیر شتر نخوردن و سوسمار"!!!! زمانه چنین بر ریش نادانان قهقهه می زند.

آقای توحید. سی دی های ارسالی شما رسید. بسیار ممنونم. فردا باز می کنم و برای تان یادداشت تازه می گذارم.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت: 0:36
آقای مهدی مهدی. اگر آن تصاویر را ارسال کنید بسیار ممنون خواهم شد و با یقین بیش تری می توان در باب آن ها چیزی گفت.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت: 2:4
آقای مهدی مهدی. مرودشت یک جلگه ی کاملا رسی بسیار گسترده است که رودخانه در طول زمان بر سطح آن لایه های متعدد خاک رس نشانده است. تغییرات موجود، حاصل باز پس گیری زمین زراعی و تسطیح تدریجی این لایه های رسی است. در مورد بقایای فراز کوه رحمت، به نظر می رسد که یک منطقه ی سخت تخریب شده و سوخته است با بقایای آشکاری از عوارض یک سایت. اما به ملاحظه ی دقیق و از نزدیک محتاج است. به هر حال دقت شما موجب ستایش است.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت: 10:53
آقای ناشناس. اگر خیلی گران حساب نکنید، بله.

نویسنده: ناصر پورپیرار

سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت: 23:12
آقای منتظر. آن مرداب عفن دروغ های تاریخی که در آن دست و پا می زنیم، تا همین جا و پیش از ورود به دوران معاصر نیز، نفرت از خائنان به هستی و هویت ایرانیان را به بالاترین اوج ممکن رسانده است. با این همه آن چه بر سر ما در دوران پس از صفویه گذشته است، بسیار بدبوتر از خواندن فتوحات قلابی محمود غزنوی در هند و یا لشکر کشی خشایارشا به یونان است.

آقای رضا. به اعترافات کسینجر گوش کنید:
«ما نمي‌توانيم تنها روي يك مشكل تمركز كنيم، بلكه بايد با همه آنها روبه‌رو شويم، چرا كه در غير اين صورت، در هيچ كدام موفق نخواهيم شد. خيزش آسيايي‌ها مسئله بسيار مهمي است، اما نمي‌توانيم به اين علت، ديگر چالش‌ها مانند مبارزه با راديكاليسم اسلامي را كنار بگذاريم».
اگر دیگر مشکلات غرب و در راس آن ها شکست در جنگ علنی با مسلمین در عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و نیز مسائل حل ناشدنی درون کشورهای غربی را بر این سخنان کیسینجر بیافزاییم، آن گاه معلوم می شود که او در حال پیش گویی فروپاشی غرب و پیروزی آزاد اندیشی اسلامی و مشرق زمین متمدن است.

آقای مارلیک. شهر فرنگ زمانه در حال پخش تصاویر دیگری است. خون هایی را که کلیسا و کنیسه در طول قرون و به ویژه در 500 سال اخیر در سراسر جهان جاری کرده اند، چون سیلابی آن ها را فرو می گیرد و در خود غرقه می کند. این وعده ی برگشت ناپذیر الهی است.
ارسال شده در چهارشنبه، ۲۸ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان