پاسخ آقای ناصر پورپیرار به سوالات [24]

نویسنده: ناصر پورپیرار جمعه 2 شهریور1386 ساعت: 13:27
آقای رضا. آرمان یهود بازگشت به اورشلیم و باز ساخت معابد سلیمان بوده و احضار و استخدام کورش هم برای ایجاد امکان برگشت به ارض مقدس یهودیان بوده است، چنان که ستایش آان از کورش و داریوش به سبب فراهم شدن امکانات این بازگشت بوده است. در عین حال زندگی یهودیان پیوسته با تغذیه از خون ملت های دیگر گذشته است. آنان بدون غیر یهودیان که سرشان را کلاه بگذارند قادر به اداره ی مستقل خویش نیستند. به مراکز اقتصادی جهان امروز نگاه کنید.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 3 شهریور1386 ساعت: 4:13
آقای مسعود. تاریخ سرزمین خزران و حوادث بعدی که بر آن ها پس از بازگشت از ایران گذشته و به خصوص رسما یهودی شدن و شرکت شان در براندازی بنی امیه، به نحوی قابل قبول در کتاب «قبیله سیزدهم» آرتور کستلر آمده است. جنازه ی نویسنده ی این کتاب و زن اش را پس از نوشتن این کتاب در خانه اش پیداکردند. کتاب کم نظیری است. اگر بیابید و مطالعه کنید ابهام های زیادی را رفع خواهد کرد.

آقای محمود. مسلما مردم دو امپراتوری بزرگ و کهن آشور و بابل شامل قتل عام پوریم شده اند و تقریبا صحت هیچ سند مکتوبی درباره ی شرق میانه ی پوریم زده را بدون بررسی دوباره از سوی کارشناسان غیر وابسته نمی توان تضمین کرد. در این باره به خصوص گل نبشته ی بابلی کورش، یعنی همان که منشور حقوق بشر تبلیغ می کنند، و نیز کتیبه ی منتسب به آشور بانی پال قطعا قلابی است.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 3 شهریور1386 ساعت: 16:50

آقای R134a. امروز سی دی ها را دریافت کردم و بی نهایت ممنون شما شدم. باید برای فراهم کردن آن ها زحمت زیادی کشیده باشید. جز ابراز تشکر مجدد وسیله ی جبران ندارم. ممنون

آقای درین باخیش. احتمالا یا مطالب من در این باره را اصلا نخوانده اید و یا درست نخوانده اید.


نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 3 شهریور1386 ساعت: 22:29
آقای مهدی. تاریخ تمدن منطقه هیچ قوم کهن بومی با هیچ نامی برای ترکیه نمی شناسد. هویت فعلی ترکیه با ورود عثمانیان شکل گرفته، چنان که هویت امروز ایرانیان، پس از پوریم، با صفویه آغاز می شود. این را هم بدانید که فاصله ی تشکیل نهایی امپراتوری عثمانی در ترکیه با تشکل صفویه در ایران فقط 100 سال است. ماقبل عثمانیان هم ترکیه فقط شاهد صورت بندی روم شرقی به جای رم غربی پس از شکست آن امپراتوری از مسیحیان و قبایل شمالی بوده است. چنان که پیش از صفویه و پس از پوزیم هم سرزمین ایران فقط و فقط تجمع های ناشی از مهاجرت یونانیان را به خود دیده است!!! گرچه در این باب اسناد و مستندات کافی نداریم، اما شاید بتوان لااقل بخش شرقی ترکیه ی کهن را قسمتی از آشور و یا اورارتو دانست.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 3 شهریور1386 ساعت: 23:29
آقای م. ستاره. در میان آن همه چرندیات آن سایت نتوانستم ابراز محبت هایی را که می گویید پیدا کنم. اما در کناره ی سمت چپ به مطلب جالبی برخوردم و آن کتیبه ی کوچکی بود که در روی جلد کتابی قرار داده اند و گفته اند متعلق به داریوش در تخت جمشید است. بگذریم از این که در تخت جمشید مطلقا چنین کتیبه ای نیست، ولی نکته ی جالب برایم این بود که سازنده ی این کتیبه سلطنت طلبان را حسابی دست انداخته است، زیرا که در
اولین لغت سطر اول، به جای «ادم»، یعنی من هستم، نوشته است: «امام»!!! می بینی که همه چیزشان تا چه حد قلابی است و بی سوادی در میان شان چه غوغایی می کند؟!!

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 2:47
آقای عابدی. انشاءالله خوش گذشته است. پیام ها را دریافت کردم و انجام خواهد شد.

آقای حسین. به همان سایت آدرس بفرستید. سی دی ها ارسال خواهد شد.

آقای سعید اقدم از آلمان. آن شماره تلفن صحیح و انتشار سی دی ها آزاد است.

آقای بی نام. از دیدار شما خوش حال خواهم شد و امیدوارم پیوسته و در هرکجا موفق باشید.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 16:34
آقای عابدی. در مراجعه ی من پهنای باند سایت برقرار و دانلود ممکن بود. دوستان خراسانی قرار است با شما تماس بگیرند.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 21:23
آقای بال اوغلان. این آگاهی از طریق تبعید شدگان یهود که به وسیله آشوریان و بعدها هم بابلیان به اطراف و از جمله ماورا' قفقاز فرستاده شده اند، انجام شده است. به گمانم برای ورود به این گونه مباحث لااقل باید کتاب « برآمدن هخامنشیان» را بخوانید.

آقای تلمیذ. دریانوردی به معنای ورود به اقیانوس ها و اکتشافات جغرافیایی، چنان که بحث وسیع آن را خواهم گشود فقط 500 سال عمر دارد. پیش از آن کشتیرانی تنها و تنها در حوزه ی بومی و غالبا برای صید ماهی انجام می شده است و نه ترابری، تجارت و ستیزه های بین المللی. این مطلب مستندات بی شمار دارد و مورد قبول تمام آکادمی های دریانوردی جهان است. ضمنا بدانید که جهت یابی در خشکی از طرق مختلف و متعددی ممکن است و فقط برای یک بار انجام می شود. یعنی اگر قبیله ای جهت شمال و یا قبله را شناخت نیازی نیست که هر روزه صحت آن را بیازماید. اما در دریا چنین نیست و شما باید دائما درستی موقعیت استقرار کشتی را بیازمایید.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 5 شهریور1386 ساعت: 1:37
آقای عابدی. آن سایت باز است و اشکالی هم ندارد. به تر است با دوستان خراسانی تماس بگیرید.

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 6 شهریور1386 ساعت: 23:38
آقای عابدی. تاریخ طبری یک منبع اسلامی و یا حتی تاریخی شناخته نمی شود. جمع آوری مجموعه ای از اقوال پراکنده و غالبا متضاد است که در باب موضوعی واحد و به نقل از راویان مختلف آورده اند. باید بکوشیم که در موارد اصلی به قرآن بی قرینه رجوع کنیم و در موارد فرعی نیز مانند همین داستان ماریه تا زمانی که مستند محکم تاریخی دیگری نیافته ایم، بی اعتنا بمانیم چنان که در اسلام و شمشیر 39 بررسی شده است. در باب دو فرقه ی یهودی فریسیان و صدوقیان نیز به علت گستردگی بحث باید به زمان دیگر موکول کنیم.

آقای مسعود. امیدوارم زحمات شما پرده های دروغ درباره ی تاریخ شرق میانه را بیش تر بدراند.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 8 شهریور1386 ساعت: 20:11
آقای قسام. ممنونم.

آقای سهند. مناطق غربی و جنوبی جهان اسلام شامل شام و یمن و مصر و شمال آفریقاست. امپراتوری روم شرقی از نظر جغرافیایی همین ترکیه ی کنونی است و پایتخت آن نیز بیزانتینیوم به وسیله ی رومیانی ساخته شد که پس از شکست از هواداران کلیسا و قبائل شمالی، در قرن چهارم میلادی، به شرق کوچ کرده و در واقع گریخته اند. این امپراتوری پس از آشتی با کلیسا و پذیرش کامل مسیحیت و ترک باورهای هلنیستی در قرن چهاردهم میلادی بار دیگر به سرزمین اصلی که حالا دیگر ایتالیا و و اتیکان شده بود، بازگشتند و جای خود را به عثمانیان مسلمان دادند که ماجرای تاریخی آن بسیار شنیدنی است. آثار معماری و معابد و قربانگاه و مکان های نمایش عمومی و و رزشگاه از رومیان و یونانیان در این 1700 سال در بین النهرین و ترکیه ی امروز چندان زیاد است که به شماره در نمی آید. بحث بر سر تاثیر نگذاردن آنان بر زبان و باور و فرهنگ و پوشش مردم است که تنها علت آن را باید نبودن تجمع بومی دانست. زیرا که هیچ مردمی چندان کودن نیستند که پس از 1700 سال استعداد آموزش زبان بیگانگان را نداشته باشند. زیرا که زندگی جمعی برآوردن چنین نیازی را در ردیف نخست قرار می دهد.

نویسنده: ناصر پورپیرار جمعه 9 شهریور1386 ساعت: 7:8
آقای یک دوست. از تذکر اشتباه در ذکر نام تیمور به جای هلاکو بسیار ممنونم. به حساب طولانی شدن عمر بگذارید.

آقای عابدی. با تکرار تشکر از زحمات شما دوست عزیز، از نظر من تمام آن لوگوها مناسب اند. انتخاب با خود شما باشد. هرچند به نظرم این یکی ساده تر آمد.
http://www.naria.info/uploads/Image/4ztlds1.jpg

آقای مسعود. بی شک در میان ترکان سرزمین آناتولی و یا ترکیه ی کنونی رگه های واضحی از نژاد رومن ها به خصوص در زنان شان قابل تشخیص است. اما آن ها حاصل امتزاج نه چندان گسترده ی رومیان شرقی بومی شده و بازگشت نکرده با مهاجران عثمانی اند. این مطلب عمدتا در حاشیه ی غربی ایران و به خصوص در میان کردان نیز صحت دارد، اما گفت و گوی اصلی بر سر پیدا کردن مبدا' قومی و جغرافیایی عثمانیان پیش از مهاجرت به ترکیه امروز است که گرچه از آغاز با زبان ترکی به منطقه مهاجرت کرده و حامل دین اسلام بوده اند، اما یافتن یک تیپ کامل ترک، از آن گونه که در شرق دریای مازندران دیده می شود، در ترکیه بسیار مشکل است. پیچیدگی بعدی در این است که نمی دانیم عثمانیان چه گونه، در کدام تحول و ارتباط و در چه زمانی دین اسلام را پذیرفته و با حدتی مومنانه و پر حرارت پرچم دار گسترش آن شده اند! مطلبی که با همین جزییات اما با مختصه های دیگر، در باب صفویه نیز صدق می کند. اگر خدا بخواهد در زمانی نه چندان دور درباره ی این امور اشارات کافی خواهم آورد.

نویسنده: ناصر پورپیرار جمعه 9 شهریور1386 ساعت: 9:4
آقای R134a. ضمن تشکر دوباره ارز زحمات شما امروز بار دیگر سی دی ای ارسالی شما را نگاه می کردم. به نظرم رسید که حوصله کنید و تصاویر را مثلا درباره ی یونان و مصر و شوش و غیره به تفکیک بیاورید و کامل تر کنید و اگر ممکن شد در یکی دو کلمه شرح و معرفی کوتاهی بر هر کدام بگذارید. مثلا زیر تصویری فقط بنویسید: مقبره دانیال، شوش. حالا به فارسی یا انگلیسی. موفق باشید.

نویسنده: ناصر پورپیرار جمعه 9 شهریور1386 ساعت: 22:1
آقای عابدی. به نظر من کاملا خوب است. دست شما درد نکند.

آقای آتامان. از لطف شما ممنونم. ظاهرا تعارفات شما صدای کسانی را درآورده است. لااقل این که خود را مشغول به انجام وظیفه ای می دانم و همین و به گمانم فحاشی ها و ستایش ها در چنین اقداماتی هر دو طبیعی است، هرچند که بیش تر مشتاق یک مجادله ی منطقی و آگاهانه برای رد و یا استحکام مباحث ام.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 10 شهریور1386 ساعت: 11:9
آقای رضا. تنها 500 سال از این 1700 سال را مهاجران یونانی در ایران بوده اند، که دروغ سازان آن را دوران اشکانیان معرفی می کنند. آن ها در این مدت همه گونه آثار در ایران به جا گذارده اند، که به زودی به آن خواهم پرداخت. اگر کتاب اشکانیان مرا بخوانید، قضایا برای تان روشن خواهد شد.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت: 9:5
آقای بولود. تصور هرگونه فعالیت فرهنگی در مناطقی که فاقد زیر بنای اقتصادی و سیاسی است، ماهیتا نادرست است. فراموش نکنید که این مباحث تازه گشوده می شود و چنین نگاهی فاقد پیشینه است. در حال حاضر تنها باید به یک سئوال به صورت مثبت و یا منفی پاسخ نهایی داد. آیا پوریم با همان وسعت و عواقب که من ترسیم می کنم، رخ داده است یا نه؟ پیش از تعیین تکلیف با این سئوال اصلی پرداختن به هر موضوع دیگر نوعی ایجاد انحراف در اصل مدخل است.

آقای بهرام. جملاتی که با شرط اگر آغاز می شود حامل تردیدند و تنها به قصد توجه دادن و زیر سئوال بردن داده های مربوط به آن ذکر می شود، بحث نهایی درباره ی زمان رخ داد پوریم در یادداشت های قبل انجام شده است.

آقای علی دما. آن کتابی جدی است هرچند که اینک در ردیف کتب فیکشن منتشر می شود. تز و اسناد ارائه شده ی همراه آن، هرچند به هیچ اظهار نظر و برداشت مشخصی نمی انجامد، اما در شرایطی دیگر که فرهنگ جهانی از چنگال و خفقان کلیسا و کنیسه خلاص شود، قابل مراجعه ی مجدد است.

آقای تلمیذ. از آن که اطلاعات فنی و معماری و مهندسی جهان تا حد بنای اهرام و معابد مصر کهن، بسیار دورتر از زمان فیثاغورث می رود، پس فیثاغورث و نام های دیگری از این ردیف را، اگر با ظن بعید واقعی هم بپنداریم، به عنوان بنیان گذاران این دانایی ها دارای سمت نمی شوند.

آقای عابدی. در آن جا که این متن را پیدا کردم تاریخی ثبت نبود و حتی گمان می کنم که باید دنباله هم داشته باشد. این متن قبلا به نام "صادقی" نگهداری شده بود. کمی دستگاری هم شده است که جدید تر آن را برایتان ارسال کردم.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت: 13:21
آقای عابدی. دانسته های فنی من در این موضوع کم تر از صفر است، مهار به دست خودتان باشد و هرچه صلاح می دانید انجام دهید.

اقای ترک 86. کمی دیگر حوصله کنید. شاید به تدریج ا مطالب حیرت آورتری نیز رو به رو شویم.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 4:16
آقای علی دما. مشخصه ی نخست هر بیان نو، دشوار فهمی آن، به این دلیل ساده است که از عقل و باور معمول و در جریان جلوتر می رود. اگر انسان می توانست در مواجهه با هر حقیقتی هورا کشان از آن تبعیت کند، یهودیان
قادر نمی شدند که این همه حقه در کارها وارد کنند. این نحوه ی بیان نیست که اندیشه ای را پیش می برد، بل زمان است. ابراهیم پیامبر با خشن و صریح ترین صورت و پیامبر اسلام با ملاطفت با بت و بت پرستی رو به رو و به یکتا پرستی دعوت کردند، حالا پس از چند هزاره هنوز یکتا پرستان اقلیت نسبتا کوچکی هستند. رهنمود و نصیحت خداوند به پیامبر این بود که در غم قبول این و آن نباشد و کلمه را صبورانه و بی کم و کاست ابلاغ کند. اینک البته ماجرای موجود در آن معیار نیست و به مثل متوسل شدم، اما از یاد نبرید که شورای جهانی یهود در برابر این نوشته ها با تمام پهنا، سینه سپر کرده و می کوشد آن را از بهره ی هر امکان تبلیغی بی نصیب بگذارد و نمی توان محور کلام را به گونه ای تغییر داد که آن ها فریب بخورند. این یک جنگ خاموش فرهنگی است که اندک اندک میدان آن بازتر می شود. دو سال پیش قرار بر انجام مصاحبه ای تلفنی و در چند نوبت با یکی از تلویزیون های اقلیت در آمریکا داشتم، فقط یک جلسه ی یک و نیم ساعته این مصاحبه انجام شد، در هفته ی بعد یهودیان برای آن ایستگاه فرستنده حکم قانونی قطع آن را گرفتند. شرح ماجرا را همان زمان در یادداشتی با ذکر اسامی اشخاص و تاریخ ها گذارده ام، می توانید رجوع کنید. اشکال عمده ی دیگر این است که نفرات این نبرد بزرگ هنوز شهامت کافی برای ورود به صف مقدم این میدان را ندارند و آماده ی خطر کردن نیستند و از قبیل مجتبی غفوری که تا گیتار نازنین اش را هم برای پیش برد مستند بفروشد و برای کسب مجوز پخش عمومی آن از ابواب جمعی مربوطه در وزارت ارشاد اسلامی فحش بشنود، بسیار نایاب اند. آقای علی دما یک سوی این جنگ خاموش شورای جهانی یهود و عوامل پنهان و آشکارش قرار گرفته اند و این خوراک تلخ تر از آن است که با پخش آب نبات شیرین شود. من پاشنه آشیل یهودیان یعنی پوریم را نشانه گرفته ام و آن ها هنوز گیج این مطلب اند که ماجرا از کجا لو رفته است، زیرا که خود را عقل کل عالم می پنداشته اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 14:3
آقای سهند. نظریه ی صادر شده یک اشکال اساسی دارد. ممکن است که غربیان در کاربرد اصطلاح "پیامبر اسلام" مثل کارهای دیگرشان، منظورهای پلید گنجانده باشند، اما برای مسلمانان تکرار واژگانی همان ترکیب نه فقط بی ضرر که ضروری است. زیرا اصطلاح رسول الله برای مسلمین اطلاق عامی برای پیامبران اولوالعزم است، نه انحصارا برای پیامبر گرامی اسلام و برای تفکیک هم روش دیگری جز گنجاندن قید اسلام به دنبال نام پیامبر شناخته نیست. اگر مسلمانی صرفا بگوید "رسول الله" می توان لااقل خطاب را متوجه موسی و عیسی نیز گرفت، که در نتیجه خلط مبحث خواهد شد. چرا که از نظر مسلمین تمام رسولان "رسول الله" اند.

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت: 12:52
آقای حکیمی. عکسی که در آن سایت بود که واقعا شهر خیلی بزرگی را نشان می داد!!!!! الحمدالله میراث فرهنگی ما که تاکنون فقط کاسه بشقاب پیدا می کرد، پس از مباحث جدید مطروحه در این وبلاگ، چند وقتی است چپ و راست شهر به چنگ باستان شناسان اش می افتد!!!!!

نویسنده: ناصر پورپیرار چهارشنبه 14 شهریور1386 ساعت: 10:38
آقای رضا. این هم یک حقه بازی تازه و یک خرید آدم برای ایجاد اغتشاش در مباحث جدید است. اگر نژاد کرد و ازبک یکی است، پس دیگر این همه تقسیم بندی نژادی در جهان به چه دردی می خورد. پیدا شدن چنین آدم هایی خود به ترین مقیاس برای اندازه گیری ناتوانی های بروز کرده برای مقابله ی منطقی با مباحث جدید است.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت: 3:52
آقای عابدی. ارسال شد. کارت اعتباری حتی نوع ایرانی آن را هم متاسفانه ندارم. احتمالا همین اعتراف را دلیل بی اعتباری من خواهند گرفت!!! قدردانی از زحمات شما مشکل است و بیش از این نمی توان توقعی از شما داشت.
آقا یا خانم یک مسلمان. با کلمه به کلمه ی یادداشت شما موافقم. موفق باشید.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت: 4:3
آقای مسعود. آن چه را در باره ی طاق بستان نوشته اید قابل تامل است. با این تفاوت که اصولا شاخ در باورهای هلنی علامتی مقدس و متعلق به بزی می دانند که در اساطیر یونانی در نوزادی به ژوپیتر شیر داده است. در باره ی طاق بستان و به طور کلی آثار یونانیان در ایران، مطالب جذابی در پیش است که به خواست خداوند در چند یادداشت بعد خواهد آمد. ضمنا مطمئن باشید که فروپاشی هخامنشیان کم ترین ارتباطی با اسکندر ندارد زیرا که پس از اجرای پوریم در زمان خشایارشا اصولا تجمع نیزه داران هخامنشی بی کاربرد و در نتیجه با بازگشت به سرزمین خزران برچیده شده اند.

آقای بی نام. از لطف شما ممنونم و دیدارتان در هر زمان که دست دهد، اسباب شادمانی است.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت: 17:26
آقای ائل شن. روش بیان در این تحقیقات به علت متنوع و فوق کلان بودن مطالب، پلکانی است. آن چه پیش تر در باب عدم پذیرش هلنیسم و فرهنگ یونانی آمده بود، مربوط به زمانی است که هنوز مبحث پوریم گشوده نبود. چنان که ملاحظه می کنید در بحث های نو، نبود تجمع بومی اساس این عدم برداشت گفته شده است. وسعت فاجعه ی پوریم چنان بوده است که اگر می خواستم از آغاز و با در نظر گرفتن عوارض آن تاریخ بنویسم، جز انتشار دفترچه ای سفید چاره ای نمی ماند.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت: 20:58
خانم سارای. از مرحمت شما ممنونم. پاسخ شما را در چند یادداشت آینده خواهم داد. برای ارتباط به تر با مطلب لازم است 89 یادداشت پیشین را با حوصله و دقت بخوانید.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 19 شهریور1386 ساعت: 2:13
آقای سهند. سه جریان غربی که پس از پوریم آزادانه به شرق میانه ی تهی شده از هستی تاریخی و تجمع انسانی وارد می شوند به ترتیب زمان چنین است: !. نخست اسکندر و میراث بران او که به سلوکیه معروف شده اند، که از 330 سال قبل از میلاد تا 60 سال پس از میلاد در مصر و بین النهرین غربی حضور داشته اند. مدرک این حضور سکه های سلوکی تاریخ دار و نیز ابنیه و آثار متنوع معماری است که از مصر تا فلسطین و لبنان پراکنده است. تاریخ تنها قوم معارض با این نخستین وارد شوندندگان به شرق میانه را یهودیان در اورشلیم معرفی می کند و نوشتم که در واقع حرکت اسکندر به شرق نه با قصد جهان گشایی که تنها با هدف برانداختن یهودیت انجام شده است.
2. جریان دوم یونانیان اند که درست 200 سال پس از سلوکیه و بر اثر شکست در برابر رومیان در سال 146 پیش از میلاد به شرق میانه ی تهی شده از آدمی وارد می شوند و از آن که بین النهرین در اختیار سلوکیه بود کلنی های مهاجر نشین خود را در ایران بدون بومی و بی مدعی تشکیل می دهند. قبلا و در کتاب اشکانیان درباره ی این یونانیان ساکن شده در ایران مبسوط نوشته ام و به خواست خدا و به زودی اسناد و مدارک دیگری از حضور آنان را ارائه خواهم داد. اسناد ما در باره ی محیط ها و مراکز تجمع این یونانیان مهاجر به ایران نخست سکه های ویژه ای است که با سکه های سلوکی کاملا متفاوت است و تاریخ گذاری بر آن از 138 پیش از میلاد تا میانه ی قرن سوم پس از میلاد، یعنی قریب چهارصد سال ادامه دارد و نیز بقایای معماری و نیز حجاری هایی است که در همه جا از خود به جای گذارده اند. به واقع این دو جریان سلوکی و یونانی تواما 700 سال در مشرق زمین حضور مسلم داشته اند. تاریخ سازان یهود در 200 سال پیش و با حق تقدم سر جان ملکم اسناد این یونانیان را با وقاحت تمام به اشکانیان بخشیده اند!!! در این باره لازم است یادداشت های بعدی را با دقت بیش تری مطالعه کند.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 19 شهریور1386 ساعت: 2:30
3. مدت ها پس از خزوج سلوکیه و یونانیان از منطقه ی ما و بازگشت شان به مقدونیه و یونان در قرن اول و سوم میلادی، نوبت به رومیان می رسد که پس از شکست از کلیسا و اقوام شمالی، در قرن چهارم میلادی به ترکیه ی امروز باز هم تهی از بومیان و ساکنان قبلی فراری می شوند و امپراتوری روم شرقی را پایه می گذارند که 1000 سال در همان حوزه و بدون برخورد با نیروی معارض دوام می آورد.
بدین ترتیب دفتر حضور 1700 ساله ی مقدونیان و یونانیان و رومیان در شرق میانه ی تهی شده از انسان بسته می شود بی این که به علت فقدان نیروی محلی قادر شوند یک کلنی کوچک هلنیست شده و یا حتی زبان رومن و یا یونانی آموخته بر جای گذارند.

آقای یولداش. در آغاز برپایی امپراتوری روم شرقی مدت ها از بازگشت سلوکیه و یونانیان مهاجر به سرزمین های اصلی و آزاد شده ی خویش بر اثر ضعف و سرانجام شکست کامل امپراتوری روم غربی از نیروی مشترک کلیسا و قبایل شمالی می گذشت و بار دیگر سکوت بر سراسر شرق میانه حاکم شده بود. پس ادعای هر نبردی میان شرق و غرب نیز در این دوران کار مطربان دوره گرد یهودی به صورت مورخ درآمده است که تاریخ را به مسخره گرفته اند و ساز خارج از ریتم خود را می نوازند.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 19 شهریور1386 ساعت: 23:32
آقای یوسف و آقای یولداش. به ادامه ی همین یادداشت ها توجه فرمایید.

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت: 9:34
آقای سهند. مقاله ی خوبی بود، نه نوشته ای هوشمندانه. نکته ی دیده نشده این بود که در آمریکا و اسراییل کسی ایران را دشمن جدی نمی بیند و برعکس. با دشمن جدی، بدون هیچ ملاحظه و محدودیت و مصلحت اندیشی، مانند عراق و رهبرش عمل می کنند، علی رغم این که در شهرهای بزرگ سراسر جهان، از ماه ها پیش از شروع جنگ، علیه تجاوز مجدد به عراق تجمع های بزرگ اعتراضی برپا بود. البته منظورم این نیست که ایران و اسراییل و آمریکا در یک راستا عمل می کنند، بل می گویم مثلا وقتی دو طرف می توانند بر سر افغانستان و شاید هم عراق، به توافق های استراتژیک برسند، پس هیچ کدام برای آن دیگری دشمن آشتی ناپذیر حساب نمی شوند. وضعیت در این مورد از آغاز صورتی از زیرکی دو جانبه داشته است که می تواند موجه هم باشد، اما نه با دامنه ای نامحدود.

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت: 14:2

آقای عابدی. پیغام شما را فرستادم از زحمتی که می کشید بی اندازه ممنونم. کار سخت و بزرگی انجام داده اید.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت: 16:9
آقای آتامان و آقای م. ستاره. در سرزمینی که امام زاده ابولولو بوده است و بر اساس سابقه، چیزی نخواهد گذشت که یک امامزاده فرای هم خواهیم داشت.

آقای مسعود. تفاوت آثار باقی مانده از ارشکوسیان و سلوکیه بسیار زیاد است و نمی توان این دو سیستم را بخصوص از نظر اقتصادی و فرهنگی یکی شمارد. به دنباله ی یادداشت توجه کنید. مطالبی کاملا نو خواهید خواند، اگر خدا بخواهد.

ماه آرامش و امتحان بر مومنان مبارک باد.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت: 16:49
آقای نتاب. سروستان نزدیک به شیراز است و بقایای یکی از زیباترین قصرهای یونانی را در خود نگهداشته است.
نیشابور در راه خراسان است و بیشابور هم در منطقه ی کازرون فارس، با بقایایی از بناهای یونانی با کف سازی های سرامیکی معروف یونانیان، که نظایر بسیاری در تمام منطقه ی مدیترانه دارد. هم نیشابور و هم بیشابور نام گذاری مجعول در دوران جدید و از عهد رضا شاه برای پر و بال دادن دروغین به موضوع ساسانیان است.

آقای بختیار. تفاوت این سکه ها از منظر تاریخی و علی رغم شباهت های ظاهری، بسیار زیاد است.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 24 شهریور1386 ساعت: 5:18
آقای اتفاق. در مورد اسکن هم امروز انجام خواهم داد. و در مورد دیگر باید کمی فرصت دهید. اما می توانید به طور ضمنی و بدون سند معین به آن مطلب تحت عنوان داده های عمومی اشاره کنید. حقیقت این است که بلا استثنا' تمام این گونه افراد که به کشور ما و مصر و خاورمیانه فرستاده شده اند، در درجه ی نخست موظف به جاسوسی های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بوده اند.

آقای آتیلا. پس از دریافت درخواست حد اکثر 3 روزه دریافت می نید.

آقای عابدی. تمام موارد ارسال شده است. هزینه داخلی 2500 تومان و خارجی بسته به کشورش و هزینه پست هوایی دارد.

آقی سنباد. بارها به این سئوال پاسخ داده ام.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت: 4:41
آقای توحید. پیشنهاد می کنم که کتاب "اسلام و شمشیر" و نیز مجلدات مجموعه ی "تاملی در بنیان تاریخ ایران" را مطالعه کنید شاید سر نخی از حقیقت به دست تان افتاد.

آقای مسعود. هنوز برای قضاوت کردن زود است. یادداشت های بعد از مطالب تازه لبریز است.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت: 10:40
آقای رضا. متاسفانه نقد دانسته های موجود درباره ی شرق میانه ی کهن و باستان و اوراق مشوک اسلامی و ادبیات و زبان فارسی و مطالبی از آن نوع که در مجموعه ی اسلام و شمشیر آمده، بدون هیچ پیشینه ای، از این بررسی ها آغاز می شود. بدون ذره ای خودستایی اعلام می کنم که در 1400 سال حیات مبارک اسلام هرگز به قرآن کریم چنان نگاهی نیانداخته اند که در مجموعه ی اسلام و شمشیر می خوانیم. قرآن را با هزار ترفند برای سفره های عقد و فراز سر جنازه ی میت، عبور دادن مسافر از زیر آن و در نهایت برگزاری مسابقات قرائت با الحان گونه گون مناسب دیده اند و اختصاص داده اند. جست و جوی تاریخ صدر اسلام از میان آیات قرآن، برخورد با تهمت شمشیرکشی های مومنین صدر اسلام و رفع سو' ظن آدم کشی های فراوان و به قصد تدارک جزیه، باز هم نخستین بار در مجموعه ی اسلام و شمشیر ارائه شده و کسی نگفته است که جزیه اختصاص به اهل کتاب مشرک شده دارد، نه کافران جهان. برای اشراف به اوضاع پیشین کافی است برخورد کنونی مسئولین فرهنگی
این دولت اسلامی با کتاب اسلام و شمشیر را در نظر بیاورید که همین هفته ی پیش با خشونت و عصبیت اعلام کردند که مجاز به چاپ نیست؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت: 22:37
آقای اتفاق. تصویر را شنبه صبح با پست پیشتاز ارسال کردم و امیدوارم فردا دریافت کنید.

آقای عابدی. می دانید که چندان از مسائل فنی کامپیوتر با خبر نیستم. پیام های شما را بلافاصله برای مشهد می فرستم. ضمن این که می توانید مستقیما به خودشان ارسال کنید. شخصا با پیشنهاد شما موافقم.

آقای توحید. برای کتاب ها با تلفن 66492049 تماس بگیرید.

نویسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت: 9:8
خانم و یا آقای آوا . آشنایی با حقیقت موجب شادمانی است شما چرا افسرده شده اید؟

دوستانی که برای ورود به وبلاگ با مانع فیلتر رو به رو هستند می توانند به این آدرس ها رجوع کنند.
http://naria.info
http://narina.ir
http://naria.info

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 27 شهریور1386 ساعت: 19:46
آقای تارا. می دانید که من از شیفتگان استاد و علامه و شیخ بزرگ مرحوم مرتضی عسکری هستم، در مقاطع مختلف و به بهانه های گوناگون ایشان را به حق ستوده ام و در فوت ایشان ایشان قلبا گریستم و می دانم جای مناسبی در تاریخ ستیز برای بازگشت به اتحاد اسلامی برای خویش گشوده اند. در جایگاه و پایگاهی که ایشان بودند هرگز نمی توان صراحت هایی بیش از آن چه بیان فرمودند را، انتظار داشت، اما با آقای اتفاق موافقم و پیش تر هم اشاره کرده بودم که آن بزرگوار عالی قدر در موارد متعدد استخوان را در زخم نگهداشتند و از نتیجه گیری ها ابا کرده اند. از انقلابی که ایشان حتی با عنوان کتاب «یکصد و پنجاه صحابی ساختگی» بر پا کردند و تاثیری که با افشای سیف و طبری و دیگران در لزوم بازنگری بر اسناد مشکوک اسلامی گذاردند و شهامت و استقامت شان در برابر بدگویی ها و بی اعتنایی ها به خوبی باخبرم، اما این را هم می دانم که استاد عسکری در عین حال و به سبک خویش دعوت به حقانیت تشیع می کرد و زمانه ای است که باید از هر گونه فرقه بازی اسلامی خروج کنیم.
خداوند این تحفه ی زمان ما را به کمال کرامت و رحمت خویش بنوازد.

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 27 شهریور1386 ساعت: 20:4
آقای علی دما. قضیه قدری غیر عادی بود. تمام آن مطالب دراز را را در یک روز و در مدت ده دقیقه نصب کرده اند که نشان می داد از پیش آماده بوده است در آن انسجام اندیشه ندیدم زیرا آغاز برخی از مطالب محکم و دنباله ی آن آیکی بود. من آن شخص را نشناختم ولی به گمانم کاسه ای در نیم کاسه اش قرار داشت.

آقای علی رضا. در نوکنده بودن کتیبه های گنج نامه ی همدان هیچ تردیدی نیست. متن آن حرف به حرف به جز نام ها تکرار آن دیگری است. در یکی داریوش می گوید من فرزند ویشاسب هستم و در دیگری خشایارشا می گوید من فرزند داریوشم. بقیه من کاملا به هم شبیه است. کتیبه ها مضمون خاصی ندارند و مناسبتی را بیان نمی کنند. دلایل فراوانی برای قلابی بودن این کتیبه در اختیار دارم که از جمله بی محتوایی آن ها است و دیگر این که در گودی ناشی از پریرگی سنگ هم حروف حک کرده اند که سخت خنده دار است. حالا مدتی است که این گودی را با چیزی شبیه سیمان پر کرده اند اما در مولاژی که از آن در موزه ی همدان است این اشکال دیده می شود و چند مطلب دیگر که اگر عکس های آن را پیدا کردم یک یادداشت خواهم گذارد. ضمنا بدانید که کسی این دو کتیبه را چندان جدی نگرفته و بر روی آن سئوال های آبکی فراوانی گذارده اند.

آقای نتاب. از زحمتی که می کشید و دقت تان بسیار سپاس گذارم و اشکالاتی را که اشاره می کنید بلافاصله رفع می کنم. به حساب پیری و کار زیاد بگذارید.

برای خرید کتاب ها به مقابل دانشگاه تهران رجوع کنید.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 29 شهریور1386 ساعت: 0:14
آقای مسعود. علائمی از حضور هیچ تجمع انسانی اعم از یهود و یا غیر آن در ایران پیش از اسلام از بدا' پوریم به دست نیامده است و در پی اسلام نیز جز محدوده های قلعه نشین که فاقد ارتباط ارگانیک بوده، بازار و تولید و داد و ستد نداشته اند، نمودار دیگری قابل ثبت نیست. این که برخی و یا حتی گروهی از قلعه نشینان را یهودی فرض کنیم، قابل رد و یا اثبات نیست. پراکندگی یهود در پی ضربه ی اسکندر کبیر بیشتر به حوزه های شمال آفریقا، منطقه ی قفقاز، خراسان بزرگ و افغانستان و در مرحله ی بعد سراسر اروپای مسیحی بوده است. با این همه گمان می کنم تصاویر دقیق تری را در یادداشت های بعد خواهید خواند، اگر خدا بخواهد.

آقای عابدی. در مورد نصب نامه ی سازمان نظام مهندسی مخالفتی ندارم و از موضوع مصاحبه با عبدالرشیدی هم چیزی به یادم نیست.

آقای علی. ظاهرا امروز قسمت پیام گیر بلاگفا درست کار نمی کرد و هنوز هم درست کار نمی کند.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 29 شهریور1386 ساعت: 6:45
آقای غفوری. همه ی ما سرباز حقیقت ایم، وظیفه ی خود می سپریم و اندک امتیازی بر دیگران نداریم، زیرا تعقل را بر احساسات و نان چرب تر و خوش آیند ها برتر گرفته ایم و این فقط یک کد انسانیت است، نه نشان فداکاری.
با این همه، نه به عنوان یک تعارف متقابل، بل بنا بر ارزیابی تاثیرات بر جای گذارده، زحمتی که با خون دل بر سر تهیه ی مستند باشکوه تختگاه هیچ کس کشیده اید، در جلب توجه عمومی به حقیقت ماجراهای تاریخ ایران، از مجموع نوشته های من موثرتر بوده است. هرکدام باید سهم خود را ادا کنیم و لحظه ای از تلاش به هر صورتی که باشد بازنمانیم، زیرا نیروی مقابل، زشت کردار و توطئه گر و زخم خورده است و می بینید که تمام تریبون ها و امکانات خویش را در سراسر جهان علیه گروه کوچک ما به کار گرفته است. حاصل کار به یاری خداوند یقینا به سود آن ها نخواهد بود.

آقای تلمیذ. اینک در عرصه ی فرهنگ ملی و جهانی یک شکاف هولناک دهان باز کرده، که در تاریخ تفکر آدمی هرگز گشوده نبوده است، زیرا به عینه می بینم که موضع گیری اشخاص در برابر این تحقیقات جدید صورتی عجیب و بدیع و نوظهور به خود گرفته است. یعنی هرچه نام آورترند در برابر این تفحصات عصبی تر و بدون مهارتر عمل می کنند و ضدیت نشان می دهند. یعنی اگر کسی در باب تاریخ و تمدن و ادبیات ایران، ده کتاب و اثر داشته نسبت به آن دیگری که در این گونه امور فقط یک کتاب نوشته است، ده بار زشت تر عمل می کند زیرا که باید میراث و گنجینه ی مفصل تری را دور بریزد و از جریان نان ساز پهن تری دل بکند. این پدیده که معمولا روشن فکران پشتیبان نظر نو بوده اند، در مورد این تحقیقات جدید به وجهی غریب معکوس عمل می کند و مردم عادی و بدون منافع مادی و فرهنگی زود تر مجاب می شوند و بدانید که قضاوت تاریخ در باره ی چنین روشن فکری از حقیقت هراس کرده ای بسیار سخت و تحقیر آمیز خواهد بود.

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 29 شهریور1386 ساعت: 14:30
آقای سعید و آقای دکتر اوزان. این گونه عقده تکانی ها از سوی او بار اول نیست. از قبیل او که با وصله پینه کردن مطالب و جا زدن آن به نام تاریخ و ذکر امور حال و گذشته با نشانی دادن از لباس خواب این و آن، نانی می خورند چند نفری داریم که یکی هم مسعود بهنود بود و دیگری که در جوار خودمان دکان زر شناسی دارد. به گمانم برای هر یک از آن ها باید نسخه ای از مستند باشکوه تختگاه هیچ کس فرستاد و منتظر عکس العمل شان نشست و مثلا از همین قوری زاده ی شما پرسید: آیا آن بوق بزرگ و جهانی صدای آمریکا جرات دارد که بخش هایی از آن مستند را برای بینندگان پر احساس و چشم نم زده ی خویش پخش کند؟!!!

آقای علی دما. بر صدر آن سایت فقط جای یک ستاره ی داود کم است!

نویسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 29 شهریور1386 ساعت: 21:1
آقای عابدی. اسکن آن نامه را ان شاء الله روز شنبه برایتان می فرستم. و در مورد مطالب آن وبلاگ هم از خودشان سئوال کنید نظر من مثبت نیست چون کار مستقل ایشان را زیر سئوال می برد.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 31 شهریور1386 ساعت: 5:20
آقای آتامان. هنگامی که عبا به دوش و عمامه به سری پیدا می شود و می نویسد "همه باید پان ایرانیست شویم"، پس بدانید که مباحث جدید کار خودش را کرده است. هنگامی که تمام مراکز فرهنگی و تبلیغاتی و اطلاعاتی را مشغول ایجاد محدودیت برای طرح عمومی تر این گفتارها می بینید، پس بدانید که ما پیروز شده ایم، هنگامی که وزارت ارشاد از انتشار مجموعه ی "اسلام و شمشیر" هم ممانعت می کند، پس بدانید که ما پرده را از چهره های به ظاهر موجهی پس زده ایم. یهودیان برای تدارک یک پیشینه ی 2200 ساله ی سراپا دروغ، به قصد
پوشش دادن بر ماجرای پلید پوریم، در چهارصد سال گذشته یک لحظه آرام نداشته اند و هنوز هم ندارند. آن ها پس از هزینه های گزاف تصور می کردند که پوریم را زیر کوهی از بتون دروغ مدفون کرده اند، اما کسی پیدا شد و با یک خود کار چند تومانی آن سد را شکست و آن کوه را متلاشی کرد. هنگامی که از صدای آمریکا تا جوجه پادوهای کورش و هواداران خرده پای کنیسه طراح نگاه جدید به هستی شرق میانه را خشمگینانه به فحش می بندند، پس به فلاکت افتاده اند و به شدت هراس زده اند. کافی است مثلا مسئولین دم و دستگاه صدا و سیما جرات کنند و مستند تختگاه هیچ کس را روی آنتن بفرستند، در کوتاه زمان لشکر باستان پرستان پراکنده خواهند شد. مردم مقصر نیستند. مثل موارد دیگر گناه به گردن مسئولین است.

آقای یک مسلمان. حوصله کنید، این تظاهرات تنها نشان درماندگی آن هاست. کم مانده است که رسما خواستار حذف متن قرآن شوند.

نویسنده: ناصر پورپیرار شنبه 31 شهریور1386 ساعت: 22:31
آقای علی دما. در 200 سال اول حکومت عثمانی ها کم ترین نشانه ای از خط فارسی حتی در ایران نیز پیدا نمی شود. ولاینی از این شروح من درآوردی بر تاریخ زیاد دارد. روی صندلی تعارفی تلویزیون تکیه می زند و بدون هیچ معارضی هرچه دل تنگ اش می خواهد می گوید و می رود.

آقای اتفاق. در فاصله ی پوریم تا صفویه هیچ نشانی از هستی اجتماعی در هیچ اندازه ای به جز آثار مانده از یونانیان که بیشابور و خورهه و کنگاور و فیروز آباد و سروستان و تیسفون نیز جزیی از آن هاست دیده نمی شود.
اگر خدا بخواهد چندیادداشت آتی انقلابی در برداشت و شناخت تاریخ آن دوران به وجود خواهد آورد. ضمنا نه فقط پس از پوریم خط نگارشی میخی مفقود است که خط پرکارد برد و وسیع دامنه ی آرامی نیز بسیار کم نشانه می شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه 1 مهر1386 ساعت: 21:51
خانم وحیده. نتوانستم آن ویدئو را باز کنم. باز هم سعی خواهم کرد.
ارسال شده در چهارشنبه، ۲۱ فروردین ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان