پاسخ اقای ناصر پورپیرار به سوالات دوستان [14]

جمعه 5 آبان1385 ساعت: 1:3 توسط:ناصر پورپیرار
سلام. یادداشت اسلام و شمشیر 45، بدون ویراستاری کامل، ساعاتی بر روی صفحه ی اصلی نصب بود، که حذف و دوباره با اصلاحات لازم نصب شد. در این میان دو پیام نیز از دست رفت که با پوزش از فرستندگان آن، تقاضای ارسال دوباره دارم.

جمعه 5 آبان1385 ساعت: 23:9 توسط:ناصر پورپیرار
آقای مسعود. از الطاف شما ممنونم و به پیروزی حق یقین دارم. تنها باید صبورانه کوشید و کار کرد. به دوستان و اهل خانه و به دشمنان، که در خطه ی شما باید بیش تر و با انگیزه تر شده باشند، سلام برسانید.

آقای امیر خیزی. هنوز نمی توانیم ترتیب دقیق نزول تمام آیات قرآن را از نظر زمانی تعیین کنیم، اما مگر ترتیب آن تغییری در مفاهیم و برداشت ها می دهد؟

آقای سهند. در آیات 33 و 34 سوره ی احزاب خواندیم که خداوند به زنان پیامبر توصیه می کرد : "به سیاق جاهلیت خود را آراسته به نمایش نگذارید". همین اشاره ی کوتاه و گران قدر قرآن پاسخ شماست، که معلوم می کند اگر میلیاردها زن جهان بدون بزک به خیابان نمی روند، نه مشغول رویکرد به مدرنیته، که بازگشت به جاهلیت اند. اگر میلیون ها میلیون از آنان، از هر نژاد و مسلک و محتوا، به روز آن زن مصاحبه شده افتاده اند، پس نباید احکام این مدرنیته ی کوفتی، که بدترین مظالم دوران حیات بشر را بر زنان روا داشته، جدی بگیرید. زیرا این سخنان از آن بابت است که در هر ساعت شبانه روز و به هر بهانه، رقم بی حسابی از کیسه ی خانواده ها بربایند تا زنان خانه رنگ آمیزی شوند. این پاسخی کوتاه بود تا به زمان خود به تفصیل بپردازم با این قید که خداوند بر تک همسری مردان مسلمان در قرآن تاکید دارد.

آقای علی. در باره ی بیش تر این مطالب قبلا نوشته هایی گذارده ام. مسلما و با دلایل کافی کتیبه های اریارمن و ارشام جعل جدید است. در باب کتیبه ی کورش هم بررسی مقدماتی را در یکی از مجلدات "پلی بر گذشته" آورده ام و امروز در جعلی بودن تمام آن تردید کمی دارم.

یکشنبه 7 آبان1385 ساعت: 0:45 توسط:ناصر پورپیرار - 1
آقای رضا. مطلب جدی شما را تاکنون به چند زبان با دوستان درمیان گذارده و تذکر داده ام. موضوع این نیست که مانع رجوع به نظرهای دیگران شویم، اما به راستی کسانی که هنوز از تمدن هخامنشی حرف می زنند، به عرب و اسلام ناسزا می گویند، منکر پوریم و تابع آدم هایی شده اند که با مطالبی خفیف و احساساتی و با جملات آبکی به صهیونیسم، و نه یهودیت، حمله می کنند و ادای یهود شناسی و صهیونیسم کوبی را در می آورند، اما در موضوع پوریم، یعنی پاشنه آشیل یهود می گویند که پوریم دروغ و توهم است و عملا می بینیم که گشودن ده ها مدخل جدید و ارائه ی صدها دلیل ذره ای از موضع خود جا به جای شان نکرده، جای رجوع دارد و آیا در آن جا جز فحاشی چیزی برای خواندن و شنیدن یافت می شود و آیا این قبیل نوچه ها صاحب نظریه اند؟ پس درست این که وقت را در مراجعه به سایت ها و وبلاگ های این جوجه خروس هایی که با صدایی خام و به غلط و بی وقت صبح خودشان را می خوانند، تلف نکنیم. تصویر واقعی ابدا نیاز به تشریح ندارد و به دست آوردن آدرس "حق" دشوار نیست: چه کسی را در مجامع فرهنگی به جای جواب فحش می دهند و آرزوی شلاق زدن اش را دارند؟ پورپیرار را. کتاب ها و نظرات چه کسی اجازه ی نشر ندارد؟ کتاب های پورپیرار. تریبون تبلیغ و توضیح را از دست چه کسی گرفته اند؟ از دست پورپیرار. و قس علی هذا. آیا هنوز هم ضرور است به دنبال صاحب حق و منادی باطل بگردیم؟

یکشنبه 7 آبان1385 ساعت: 1:7 توسط:ناصر پورپیرار - 2
این اداها و مسخره بازی ها که می بینید رواج گرفته در بخش عمده همان نتیجه گیری از تجربه است. به گمانم اگر کسی استعداد دریافت و درک و شناخت دیگران را داشته باشد، با یکی دو نشست رو به رو و یا یکی دو انتقال عقیده و عقده قابل شناخت می شود. همین کسان که حالا در شب مهتابی رو به آسمان زوزه می کشند و عقده های شان را تخلیه می کنند، بارها به درگاه من آمده اند، پارازیت پخش کرده اند و نصیحت شنیده اند که ماسک را از چهره بردارند و مطالعه کنند و تحت تاثیر نباشند. چه حاصلی از مراوده با آدمی نصیب می شود که چیزی نمی داند ولی نه در مقام شاگرد و جست و جو گر که با ادعای استاد و در حالی که پر شده ی دیگران است، ظاهر می شود؟ طبیعی است که پس از یکی دو مراجعه حوصله را سر می برد و شایسته ی بی اعتنایی می شود. این همان چیزی است که شامل حال حامد و یکی دو نفر دیگر شد که حالا وبلاگ زده اند و ادای خطیب و منقد و غیره را در می آورند و هنوز هم در خفا و از آن که ذات دو دوزه باز دارند، التماس می کنند که تحویل شان بگیرم:

شنبه 6 آبان1385 ساعت: 0:35 توسط:حامد
آقای پورپفیرار سلام
قصد پارازیت فرستادن ندارم، می توانید سئوالم را نمایش ندهید و فقط اگر خواستید جواب آن را بنویسید:
تکلیف آیاتی که در آن به اطاعت از پیامبر امر شده است چیست؟
تلکیف آیاتی که در آن پیامبر را تبیین کننده آیات قرآن خوانده است چیست؟

ببینید این پیام حامد است در روز شنبه که به گدایی پاسخ آمده ولی نه برای یاد گیری، برای جاسوسی و بهانه گیری و سند تراشی. درد او این است که در قریب دو ماه اخیر هیچ کامنتی از او را تحویل نگرفته ام تا چیزی برای گزارش کردن نداشته باشد. ببینید این هم یک کامنت دیگر از او، در هم امروز، که خود ادعای مرا تایید می کند.

يکشنبه 7 آبان1385 ساعت: 0:20 توسط:حامد
کلاغ خبرچین (عارف گلسرخی) در وبلاگ آقای پورپیرار چنین پیامی گذاشته است:
"نمي خواستم بنويسم ولي چون م�>دوستان احرار. آن چه مسلم است این که از نخستین لت های قرآنی متعلق به اواخر قرن اول، که اینک به دست داریم، ترتیب سوره ها و آیات به همین صورت کنونی است و این می رساند که به احتمال زیاد نظم و نام گذاری و ادامه ی آیات و سوره ها را به راهنمایی پیامبر گرامی و در مراحل آخر زندگی ایشان فراهم کرده اند، که به نوعی در موضوع و بیان هم مرتب است. اما نکته ی بس عجیب این که در لت نوشته های قرآنی که تا اواسط قرن چهارم یافته ایم و حتی در برخی قرآن های کامل قرن پنجم نیز، که هنوز به خط نسخ نیست، در سر سوره ها قید مکی و یا مدنی وجود ندارد، فقط نام سوره و تعداد آیات آمده است و بس!!! به نظر می رسد تقسیم بندی سوره ها به مکی و مدنی، یک اقدام متاخر و پس از قرن پنجم است، که نه فقط بی اعتبار، بل گمراه کننده است. این مطالب بیان نشده خود راه نمایی است تا ما را به مسائل پشت پرده ای بکشاند که گروهی با همه چیز مسلمین شوخی کرده و به دل خواه خود نام گذارده اند. به ترین الگو برای آشنا شدن با این موضوع و دیدار مستقیم از نسخه های قدیم، رجوع به کتاب "سبک عباسی" است.

شنبه 27 آبان1385 ساعت: 21:12 توسط:ناصر پورپیرار
آقای صادق. موضوع کلنی های یونانی مهاجر به ایران، که تاریخ قلابی کنونی آن ها را اشکانی می خواند، به کلی با اسکندر و سلوکیه که مقدونی بوده اند، در تمام مظاهر تاریخی و حتی اسلوب سکه ها متفاوت است. تطبیق تاریخ نخستین سکه های یونانی اندکی پس از فروریزی آتن به دست رومیان و تعطیل این سکه ها اندکی پیش از انحلال امپراتوری روم، که راه بازگشت یونانیان را به سرزمین های خود گشود، حکایت جداگانه ای است که شامل سکه های اسکندری و سلوکی نمی شود. به علاوه بر قوس بالایی روی تمام سکه های یونانیان مهاجر قید ارشکوسیان به معنای حکومت در تبعید ثبت است، که سکه های سلوکیه مطلقا چنین قیدی را ندارد. بنا بر این برداشت شما از روند این دوران از تاریخ ایران کاملا صحیح است و بدانید که اسکندر هرگز از بین النهرین و آسیای صغیر به سمت شرق نرفت. به یادداشت های جدید این وبلاگ توجه کنید که در این باب نیز اشاراتی دارد.

آقای مسعود. دشمنان اسلام از هر روزنی برای ایجاد اختلاف بین مسلمین وارد شده اند. آیا عجیب و محل تمرکز اندیشه نیست که دریابیم در حالی که سوره های قرآنی تا قرن پنجم قید مکی و مدنی را نداشته، چه کسانی و با چه اهدافی این قید را بر سوره ها افزوده اند؟

شنبه 27 آبان1385 ساعت: 23:8 توسط:ناصر پورپیرار
آقای بهرامی. به نظرم رسید که یادداشت های شما نیمه تمام است. اگر دنباله ای دارد نصب کنید در فرصتی دیگر به صفحه ی اصلی خواهم برد. ضمنا به مطالب مسلسل و جدید این وبلاگ توجه کنید که همین مطالب را از ریشه ی دیگر بررسی خواهد کرد و انشا� الله تکلیف بسیاری از دروغ ها روشن خواهد شد.

یکشنبه 28 آبان1385 ساعت: 10:7 توسط:ناصر پورپیرار
آقای سهند. نخست این که مسجد شوشتر "مسجد جامع" نیست و تاریخ ساخت آن را هم نه بر حسب کتیبه، بل بر مبنای مصالح تعیین کرده اند که می تواند دقیق نباشد. این مطلب شامل مسجد نایین و تاری خانه ی دامغان هم می شود. اصل این است که بر فرض اگر مسجد شوشتر متعلق به قرن سوم باشد کار بسی بدتر میشود. یعنی می پرسیم اگر شوشتر مسجد قرن سوم دارد چرا مساجد سایر شهرها متعلق به قرن پنجم تا یازدهم است؟ مگر فقط شوشتر مسلمان قدیمی داشته است؟

آقای درویش. قاطی کرده اند. اخیرا شبکه های مختلف تلویزیون ایران هم مشغول معرفی کاروان سرا و مساجد قدیمی شده. مثل این که آقایان منتظر می مانند تا من سئوالی بپرسم بعد از خواب بیدار شوند، دروغ های شان را تکرار کنند و چیزی هم بر آن ها بیافزایند.

آقای جواد. در سراپای آن مجموعه جز دروغ یافت نمی شود. شما درست می گویید روزنامه شرق از مرداد سال 82 شروع به انتشار کرد ضمن این که هیئت تحریریه آن روزنامه دشمن خونی نظریات من بود و طبیعی است که علاقه ای به مصاحبه با دشمن خود نداشت. در مورد ترکان هم بحثی در پیش خواهد بود.

آقای reza71. منطقه ی آذربایجان شامل تقسیم بندی و در حوزه ی 200 کیلومتری عمق تجمع غربی ایران قرار می گیرد. ضمن این که بررسی حضور ترکان در ایران جداگانه و در دنبال یادداشت های جدید انجام می شود.

آقای منتظر. در این باب نیز مطلب مستقلی در پیش دارم. مختصر این که به تصریح قرآن تورات و انجیل تا دورانی کتب آسمانی هستند و از دورانی که یهودیان و نصاری بخش هایی از آن را حذف و مخفی می کنند، قرآن تورات و انجیل را کتاب آسمانی نمیگوید. به گمان من این که خداوند قرآن را غیر قابل تعرض و تقلید نازل کرده، به سبب جعلیات پیشینی است ک یهود در ساخت انجیل و حتی تورات مرتکب شده است. به همین سبب خداوند با تمسخر خطاب به یهودیان می گوید اگر می توانید یک آیه مثل آن بیاورید.

یکشنبه 28 آبان1385 ساعت: 22:30 توسط:ناصر پورپیرار
آقای منتظر. در علم و آگاهی و اشراف خداوند همان قید "کن فیکون" در قرآن کافی است. اما آیا حکمت و اقتدار و علم الهی، جز از راه تجربه، به به بندگان منتقل می شد؟ این که خداوند پیوسته به صبر می خواند از آن روست که دایره ی شناخت بر آدمی بسته شود و نیک و بد را از طریق لمس دریابد. چنان که در باب قدرت استکتاب و جعل یهود پیش از نزول قرآن و ناتوانی آنان در تقلید از قرآن، هر دو فقط در صورت تجربه به آدمی تفهیم می شد تا آن جا که اینک این قبول و دریافت برای فرهنگ آدمی میسر شده که یهودیان گرچه نوسازان متبحری هستند اما در برابر قرآن به زانو درآمده، حکمت شان بی اثر مانده است. مسائل و حوادث تاریخ برای درس آموزی انسان است، نه تکمیل دانش خداوندی، چنان که می فرماید ما به اراده ای همه را مومن می کردیم و این امور همه آزمایش است.

سه شنبه 30 آبان1385 ساعت: 12:58 توسط:ناصر پورپیرار
آقای سوهان روح. اگر خدا بخواهد طی یادداشت های جدید، که ممکن است بسیار طولانی شود، دکان شان را به قدرت اسناد غیر قابل تشکیک برخواهم چید.

آقای حنیف. در یادداشت های اسلام و شمشیر، تشکیک تنها متوجه مجهول "هادوا" بود که اسم مفعول مجهول و مشتق فعل است و نمی تواند در جای اسم قرار گیرد و گرنه در آن یادداشت ها تصریح شده بود که منظور از کار برد لغت "هود" در آیات قرآن، که چند تایی بیش تر نیست، همان یهودیان اند. و لابد می دانید که هود در قرآن اشاره ای به یک قوم کهن غیر یهود نیز محسوب مس شود.

آقای محمدی. قبل از 1200 سال پیش هیچ کتابی با مفهوم امروز نبوده است و تولید کتاب با منظر روزگار ما پس از اختراع کاغذ میسر شده که تاریخی 12 قرنه دارد. ضمنا بدانید که تقریبا و بدون شک صد در صد نوشته هایی که به مورخان و فیلسوفان و خردمندان و جغرافی دانان یونانی در دوران کهن نسبت می دهند و اصولا نفس ذات گروهی زیادی از آنان، دروغ محض است و از یونان کهن به قدر کف دستی نوشته از هیچ کسی قبل از هزاره ی اخیر موجود نیست.

آقای وجیه زاده. در یکی از کتاب های ساسانیان، تاریخچه نیشابور را به طور نسبی بررسی کردم و از جمله گزارش یک هیئت باستان شناس آمریکایی را آوردم که پس از اکتشاف در نیشابور نظر داد بودند که چیزی به نام نیشابور پیش از اسلام وجود نداشته است. پس این اسم شابور از کجا پیدا شده مگر این که بگوییم، همانند شاهنامه، کسانی خواسته اند از این طریق بهانه ای برای وجود ساسانیان بسازند که جز یهودیان نیستند.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 13:44
ارسال شده در سه شنبه، ۱۲ دی ماه ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۴۴ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان