یادداشت برای آقای عارف گل سرخی، 1

به گمانم زمان برای طرح چنین سئوال عمده و مهم و در عین حال حساسیت برانگیزی، که پاسخ صریح به آن، ممکن است به تقویت جبهه ای بیانجامد که در همه جا غیرضرور بودن بررسی نقش تاریخی و ضد تمدنی پوریم را تبلیغ می کنند، اندکی زود است. هرچند که با برخورد غیرمتعصب و خردمندانه با آن نیز می توان گودال عمیق جدایی قومی و منطقه ای موجود را، که دست پخت مورخین و مفسرین یهودی است، یکشبه هموار و راه اتحاد ملی و منطقه ای را، که در حال حاضر با انواع عوارض مسدود است، در کوتاه ترین زمان ممکن تسطیح کرد.

درست به همین دلیل پیوسته گفته ام تعیین تکلیف آکادمیک با ماجرای پلید پوریم دریچه تازه ای بر روی بررسی های تمدنی در تمام مراکز تجمع کهن و کنونی انسان خواهد گشود، چرا که عوارض پوریم فقط شرق میانه را در خون و سکوت فرو نبرده است، بل با جرات تمام می توان مدعی شد که پانصد سال پس از طلوع اسلام نیز، که بازساخت زمینه و زیربناهای ضرور برای حرکت دوباره به سوی علم و آگاهی، پس از انهدام پوریم، در سرزمین های اسلامی به اتمام می رسد، هنوز مجموعه ی توانایی های علمی، اجتماعی، هنری، تکنیکی، معماری و نظایر آن، در نزد مسلمانان، اروپاییان، هندیان، چینیان و مردم خاور دور، از آن چه در شرق میانه ی پیش از پوریم سراغ داریم، عقب مانده تر است، به پای آن نمی رسد و به یک معنا اقدام بنیان برافکنانه و تلافی جویانه ی یهودیان در ماجرای پوریم موجب توقف حرکت رو به پیش انسان لااقل به مدت پانزده قرن شد و بدون شک جهان بدون پوریم، در سال ۲۰۰۰ نمی توانست در توحش کنونی قرار داشته باشد و در صورت حذف ماجرای پوریم، انسان امروز از مراحل رشدی عبور کرده بود که اینک در زمره ی آرزوهای او قرار دارد. به این معنا تمام بشریت را باید آسیب دیده از ماجرای پوریم گفت و اگر فراموش نکنیم که اغلب مصائب کنونی آدمی در زمینه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی نیز حاصل تمهیدات ضد بشری صهیونیست ها و عوامل و دست نشاندگان آن هاست، پس حضور یهودیان را باید یک مانع رشد تمدن و مسالمت در جهان شناخت و مثلا از یاد نبرد که آن ها با تاریخ و هویت و هستی مردم ما با تدارک صد ها افسانه ی قدیم و جدید و بی سر و ته شاهنامه ای چه آورده اند، دانشگاه های وابسته به آنان چه گونه برای ما کتیبه ی دروغین ساسانی حک کرده اند و یا پایتخت و مقبره ی دروغین کورش با نام پاسارگاد ساخته اند.

با این مقدمات می توان به پاسخ سئوال شما پرداخت، اما پیش تر گفته باشم که یهودیان در مسیر تاریخ خود، با برتر انگاری خویش، که ملهم از تاکیدات تورات است، راه فرقه ای و قبیله ای غیرقابل توجیهی را گزیده اند، که لااقل در اسناد اجتماعی امروز بی اندازه عقب مانده، مخرب، منزوی و جدا سرانه ارزیابی می شود و مثلا شادمانی بی خودانه ی آن ها در جشن سالانه ی پوریم، توهین مستقیم و علنی به حقوق اجتماعی و تاریخ دیگران و نیز بیان صریح تایید آدم کشی بی مرز پدران شان است. هیچ یهودی خردمند و آگاهی نمی تواند مانند وحشیان پیش از تاریخ، از کشتار همسایگان خود احساس شادمانی و لذت کند و رقص و پای کوبی به راه اندازد، بل برعکس، یهودیان راه بازگشت به هیئت عمومی تمدن و همزیستی آدمی را ممکن است از پوزش خواهی علنی و عمومی به علت آن نسل کشی بی پایان و غیر ضرور در شرق میانه کهن آغاز کنند. این توصیه و وصیت من به صاحب نظران و اندیشمندان یهود در سراسر جهان است. (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 و ساعت 21:48

ارسال شده در پنجشنبه، ۱۷ شهریور ماه ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۴۵ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان