یادداشت برای محمود

مجبورم اعتراف کنم که مدعیان میدان جدال تاریخی موجود، که در حد برداشتن قلم، فرهنگ و فهم خود را آفتابی و آشکار می کنند، از آن که پیش تر می پنداشتم، نسبت به پیشینه و هویت مردم خویش ناآگاه ترند و کوشش کنونی در برانگیختن آنان از هپروت هولناکی، که مصرف کنندگان مخدر تاریخ نویسی های یهود بدان دچارند، از آن باب که دوران دراز ابتلا کارشان را از علاج درگذرانده، بی ثمر می ماند. صاحب نظری می گفت وقت را در این بگو مگوهای پلیمکی هدر ندهم، ولی از آن که عرضه ی نادانی های مدعیان و معترضان کنونی کتاب های من، گاه در اندازه ی کورس آموزشی کاملی موثر و مفید است، صلاح دیدم بدون معطل گذاردن آقای حمید و دیگران، برای آخرین بار، پاسخ به لن ترانی پرانی های تازه ی آقای ترکی، مندرج در خرد نامه ی شماره ی ۶ را، که در تیتر هم نامفهوم و بی ارتباط و نمایشی بود، به همین وبلاگ منتقل کنم.

از آن که درک مفاهیم کلان، به سوخت کم یاب مغزی نیازمند است، در زمره ی عوارض عمومی آسیب دیدگان از مداخل مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران، یکی هم بند کردن ناشیانه به لغت، در نوشته های من است، چنان که آقای ترکی، از میان دریایی از اشارات نو به تاریخ ایران، آویزان مانده به لغت «جنبنده»، می فرمایند که این لغت بر «دام و دد» نیز دلالت می کند. توقف مطلق اندیشه می طلبد تا جنبنده ای را که به تاکید آن نوشتار، می تواند گبر و مسیحی و سرانجام مسلمان شود، با «دواب و مور و طیور» اشتباه گرفت؟!

اگر توصیه ی من به لب ورچیدگان از داده های جدید تاریخی، پیوسته این بوده، که با ماجرای پلید پوریم آشنا شوند، بروز و زمان آن را در شرق میانه تایید و یا رد کنند و عواقب آن نسل کشی بی منتها را بشناسند، از آن است که هنگام عرض اندام و عرضه ی وجود، لااقل مدخل و مخرج قضیه بر آن ها آشنا باشد و مثلا سلمان فارسی را از بازماندگان حادثه ی پوریم نگویند که دوازده قرن با ظهور اسلام و حیات سلمان فاصله دارد. هرچند بر این تناول کنندگان تعصب و متوسل شوندگان به ابیات، دشوار نیست تا بر کومه ی کرامات دروغین و ساختگی سلمان، این را هم بیافزایند که سلمان ۱۲۰۰ سال عمر کرده است!

آن ها که بر سعی یهود برای شست و شوی رد پای کنیسه در فاجعه ی بشری پوریم، مدد می رسانند و با گذر بی تفاوت از حاشیه ی رخ داد هولناک پوریم، که یهودیان اشتها و شوری به اقرار و شهادت برآن ندارند، و تمام اجزاء تاریخ کنونی، جز پرده استتاری بافته ی اورشلیم با کاربرد پوششی بر آن نسل کشی تمام عیار نیست، در حقیقت مشربه دارانی شمرده می شوند که بر دست های پلید و دائما خونین یهودیان آب طهارت می ریزند، زیرا پاکیزه اندیشان شایسته و مترصدان شکار حقیقت، بی نیاز به این اطوارها و بی مراعات اوراق قاب کرده ی نان آور، به دو زانو برای شنودن احکام تازه ی تاریخی می نشینند، نیاز به بررسی پوریم برای فهم درست از تاریخ شرق میانه و طلوع اسلام را دست کم نمی گیرند و بر مبانی شناخت پشت نمی کنند.

آقای ترکی. از آن که در جای جواب عالمانه، در تیتر و متن، شعر می نویسید و شمایل نصب می کنید و برای مفر، شاخ و شانه های بودار و تحریک کننده ی مذهبی می کشید، به قول لوطی های قدیم بچه می ترسانید، به ماجرای عاشورا و امویان و این گونه استمدادهای زیرجلی فرصت طلبانه و ناکارساز متوسل می شوید، پس بار دیگر با صراحت تمام بیان کنم که از دیدگاه مورخ، صحت مدعاهای موجود، از سقیفه تا غیبت، زمانی به صورت تاریخی مسلم و مبرم می شود که پیشاپیش تکلیف پوریم و اثرات جانبی و بنیان برانداز آن را معلوم کنیم و نیز عیار این ادعا را بسنجیم که آیا حضور امپراتوری های اشکانیان و ساسانیان را می توان اثبات کرد و یا تماما حاصل تلقینات جاعلانه و غیر مستند یهودیان، برای بستن اتهام ارتجاع و ارتکاب کتاب و تمدن سوزی و تخریب، به حاملین اندیشه ی اسلام و در سایه گذاردن آدم کشی کلان و بی منتهای پوریم است؟ آیا ظرفیت تصور آن را دارید که دریابید بدون ماجراهای سینمایی جنگ های صدر اسلام و نیز تصاویر کارتنی ستیزه های قادسیه و جلولاء و نهاوند، بر سر تاریخ نوشته های کنونی چه خواهد آمد و چه غوغایی در تمسخر و تنبیه کنیسه و کلیسا و دانشگاه های منتهی به آن ها، که مؤید و مدون اصلی این گونه تلقینات و تالیفاتند، درخواهد گرفت؟

اگر در یک نشست ملی و موشکاف معلوم شد که تزهای تاریخی منتشر شده در مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران»، از سیاسی و فرهنگی و از جمله مدخل ساختگی بودن وجود سلمان، لفظ به لفظ حقیقت محض است و دانستیم که قرن ها همگی بازیچه ی زبدگان کارگاه جعل و تاریخ سازی یهودیان بوده ایم، آن گاه نه فقط مجبوریم برای ایران و اسلام تاریخی نوین، مبتنی بر تحقیقات سالم و مسلمانانه بنویسیم، بل یک کارگاه سفالگری اتوماتیک و متخصص در ساخت کوزه لازم داریم، تا تقریبا تمامی پایان نامه ها و دانش نامه ها و دائرة المعارف های کنونی و کهن، در موضوع تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام و به طور کلی شرق میانه را، به درب آن ها بچسبانیم و این است سبب اولیه و اصلی هراس و گریز از ضرورت تحقیق در باره ی پوریم، از سوی شبه روشن فکران لن ترانی پران و معترض و مبهوت موجود، و لاغیر.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 12:0

ارسال شده در چهارشنبه، ۰۸ شهریور ماه ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان