یادداشت برای حامد

این که مرحوم شهید مطهری، نظریات مستقل خود را، بدون ارائه ی ابزاری برای بنیان شناسی، ارائه داده باشد، بار چندانی از دوش حاملان فرهنگ کنونی ایران و اسلام بر نمی دارد و بیش تر بر جدل ها می افزاید. طبیعی است که مباحثه بر سر حذف یا ابقای تک تک روایات در ارتباط با ساسانیان نه میسر است و نه مفید. زیرا رد شهید مطهری بر یک ازدواج همان اندازه غیر مستند ارائه شده که تایید آن. این جا گفت و گو از این خرده کاری های غوغاگر نیست، که در نهایت نیز داوری موضوع را دشوار می کند، سخن بر سر رذ و یا قبول کل سیستمی است که به نام ساسانیان برای ما ساخته اند. وانگهی توسل تو به اشارات شهید مطهری زمانی کار ساز است که معلوم کنیم، در قرن گذشته، چند معلم و متفکر و صاحب درایتی که به این امور نزدیک شود از حوزه عروج کرده است و چرا ۲۵ سال پس از فقدان او هنوز جانشینی برای او معرفی و ممکن نمی شود؟

اگر ممکن شده است که معلوم کنیم چنین سلسله ای نبوده و تمام اسناد و ابزار اثبات آن جعل جدید است، و اگر می توانیم سازندگان این افسانه های تفرقه برانگیز و تخدیر کننده را شناسایی و اهداف شان را عرضه کنیم، که پنهان کردن پوریم بوده است، پس نگفته پیداست آن مجموعه ای را که بی اعتنا به داده های جدید، هنوز اسناد آموزشی نوجوانان اش با حکایت زنجیر عدل انوشیروان مزین است و یا آخوندش متعصبانه مشغول و سرگرم سلمان است، که باز هم با زردشتیگری فلابی زمان ساسانی مرتبط می شود و روشن فکرش مشغول شمردن کتاب هایی با ده دوازده خط مختلف است که گویا اعراب برای گرم کردن تنور نانوایی ها و گرمابه ها از کتاب خانه های ساسانی به قاهره برده اند، پس هرم فرهنگی کنونی ما را یا حقوق بگیران مراکز تولید این توهمات بالا برده اند و یا با بی سوادان غیر قابل باز آموزی، در این یا آن شمایل و لباس.

خنده دار نیست که دعوت به بازخوانی دوباره ی اسناد تاریخ و هویت و فرهنگ کنونی، که ظن آلودگی تمام آن ها به امیال یهود می رود، و مثلا تقاضای تورق دوباره ی الفهرست، تنها عکس العملی را که برانگیخته این است که یک روشن فکر مهمل نویس کتاب چند جلدی «الفهرست ماقبل الفهرست» و یک آخوند هم «میراث مکتوب شیعه در سه قرن نخست هجری» را به بازار بفرستند، پیش از این که معلوم کنند اصولا مکتوب کردن هر میراثی در سه قرن اول هجری میسر بوده است یا نه؟ و عجیب تر از این نیست که این تالیفات تازه نیز آبشخوری در همان کتاب الفهرست ابن ندیم دارد! این نیست مگر توطن مفرطانه در نادانی و عناد لجوجانه و بل کاسب کارانه با خرد ورزی. فربکم اعلم بمن هو اهدی سبیلا.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه چهارم شهریور 1384 و ساعت 11:54

ارسال شده در جمعه، ۰۴ شهریور ماه ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان