اسلام و شمشیر 56

 
اسلام و شمشیر، 56

مراوده با مطالب و متون قرآن عظیم چنان تاثیری بر ذهن و عقل و قدرت قبول آدمی باقی می گذارد که پس از فهم و درک مندرجات آیات، دیگر نمی توان گفتار و اعمال را خلاف یافته هایی تننظم کرد که قرآن معلم و متذکر آن بوده است. در یادداشت های پیش با شاهد قرار دادن کلام خدا و ذکر آیات مرتبط، یاد آور شدم که پیامبر بزرگوار اسلام در مقاطع متعدد، از جانب خداوند با تذکر و هشدار و توصیه های ایمانی و تربیتی مکرر، حتی تا مرحله تهدید به عزل از وظیفه ابلاغ مواجه بوده است. جالب ترین نکته در این اشاره ملاحظاتی است که نشان می دهد خداوند مشوقانه کام یابی مسلمین و موارد مناسب دیگر را شاهد و فرصتی برای جلب نظر و جذب بیش تر پیامبر به مطالب ایات می گیرد. چنین نمایه هایی با درخشش تمام روشن می کند که تاکید قرآن بر این آگهی که رسول انتخابی از میان مردم معمول بوده را می توان شامل بی تعلقی وی به ادیان جاری در حوزه مکه و مدینه و از جمله یهود و نصاری شمرد که لاجرم وی را با تعلق خاطری به بت پرستان می شناساند.

«آن زمان که با مدد الهی پیروزی به دست امد و افواج مردم را در حال دخول به دین خدا ملاحظه کردی، پروردگار را بستا و نزد آن توبه پذیر استغفار کن». (تمام سوره نصر)

«آیا سینه ات را نگشادیم و آن بار کمر شکن را از دوش ات برنداشتیم و بلند آوازه ات نکردیم. پس به هنگام فراغت در پرستش بکوش و به خداوند مایل شو». (آیاتی از سوره شرح)

«بر مطلبی که علم نداری توقف نکن چرا که گوش و چشم و قلب در تمامی این امور مسئول اند. بر زمین خرامان مگذر که شکافته نمی شود و از کوه ها هم گردن فرازتر نیستی. این گونه زشت کاری ها نزد پروردگار ناپسند است... و در جنب خداوند قائل به خدای دیگر مشو تا ملامت شنیده و مطرود به دوزخ افکنده نشوی». (اسراء، 36 تا 39)

«صبور باش چنان که پیامبران بلند اراده صبور بودند و برای آنان عذاب فوری مخواه. چرا که در روز موعود گمان برند که جز ساعتی از روز را نخفته بودند». (احقاف، 35)

«چیزی نمانده بود از وحی دور و به مطلب دیگری متوجه ات کنند تا به دوستی با انان پذیرفته شوی. و اگر استحکام و ثبات قدم ات نبود که به تو اموخته بودیم، بسا که اندک گرایشی به آنان نشان می دادی، در زندگانی و مرگ دو برابر طعم عذاب را می چشیدی و یاوری نمی دیدی». (اسراء، 73 تا 75).

ریز بینی تقلید ناشدنی در تمام گفتارهای قرآنی، کپی کاران یهود را ذر توسل به ساخت آیات وحی و جعل قرانی نو، ناکام گذارد تا به جای آیه تراشی و سوره سازی های ناممکن، به تفسیر و تاویل و روایت و حدیث و شخصیت تراشی موهوم زن و مرد و تاریخ نویسی های گوناگون برای دوران صدر اسلام بپردازند، پرچم مذاهب متعدد را برافرازند و در نهایت به جای قرآن های ناهمآهنگ، معتقدان به مذاهب گوناگون را به پیش رانند، همبستگی اسلامی را به مخالف خوانی های مذهبی و مبنذل بدل کنند تا دشمن ایمانی خود را نه مشرکین، که در نحوه آبریز وضو و هدایت پیشانی بر مهر و یا بدون مهر و ایستادن در صف نماز با دست های باز و بسته شناسایی و در غالب موارد نقل از روایات و احادیث را جایگزین اشارات قرآن کنیم. حال آن که هشدار و اخطارهای خداوند خطاب به پیامبر اعظم در باب رعایت های لازم در گذر از وظایف رسمی ابلاغ بی اندازه صریح است و در مقاطعی تذکر می دهد که گزیده شدن برای امر ابلاغ یا هر رسالت دیگر به معنای جانشینی خداوند در ابراز نظر نیست.

«از تو در باب زمان وقوع قیامت پرسیده اند. تو در جایگاه جواب نیستی. امری است که به خداوند برمی گردد. تو فقط به ترسنده از ُآن هشدار می دهی». (نازعات، 42 تا 45)

«از تو درباره روح سئوال می کنند بگو روح یک امر خداوندی است حال آن که به شما اندکی از علم داده اند». (اسرا، 85)

حدیث نویسان، غالبا با گزینش و انتساب گفتار مورد نیاز خود به پیامبر، از صلابت ایات قران می کاهند و گاه به مخالفت با حساسیت های الهی بدل می کنند. اینک پیروان دین روشنگر اسلام که در موارد گوناگون به مودت و برادری دعوت شده اند به چنان شکاف و شقاقی دچارند که در موارد رو به تزایدی احتمال بازگشت دوباره نماز گذار از مسجد به سرپناه خانه و عبور از آتش تفرقه ای، که معتقد به فرقه و مذهب دیگر برپا می کند کم تر و کم تر می شود. گذشته از این ظواهر و اعمال، علت اصلی جدایی فرق را کارزاری می گویند که به دنبال درگذشت پیامبر بر سر تعیین جانشینی رسول اکرم برپا بوده است.

«از کسانی نباشید که فرقه فرقه شدند، دین شان را پاره پاره کردند و هر گروه به داشته های خود دل خوش اند». (روم، 32)

محل دقت و درس آموزی است که قران مقتدر، یعنی تنها منبع گفتارهای متین و موکد، مقدم بر دوران بعثت، از مقامات احتماعی، ثروت شمارش ناشدنی و حتی احترام عمومی نسبت به پیامبر خبر نمی دهد، رفع نیازهای جاری و گرایش تدریجی او به دین اسلام را عطیه الهی می گوید. پیامبر را در مقام و موقع ممتازی نمی نشاند، ریاست قبیله و قومی را به او نمی سپارد، با توان جسمی فراوان و بازوی جنگنده توصیف نمی کند، خلیفه نیست و قرٍآن، به شهرت امانت او در تجارت اشاره ندارد و به تاکید یاد آور می شود که رسول، یکی از مردم عادی است که خواندن و نوشتن هم نمی داند و پیش از بعثت از هیچ بابتی صاحب آوازه و اعتبار و ملاحظات خاص در حوزه زندگانی خود نبوده و پایه ای ندارد، آن چنان که به هنگام ابلاغ آیات، مورد استهزاء و آزار عوام و خواص است و جز خداوند معلم و مرشد و پشتیبان ندارد که آیات قرآن را بر او وحی می فرستد تا به مردمی ابلاغ کند که هنگام دریافت، از او استقبال نکرده و شاعز و ساحر و دیوانه اش می خوانده اند.

«کافران به هنگام شنیدن ایات گویی می خواهند با گردش چشم به تو آسیب رسانند و می گفتند به راستی که دیوانه است. در حالی که ان آیات جز راه نمای عالمیان نبود». (قلم، 51 و 52)

«رسول جز پیام رسانی وظیفه ندارد و خداوند از آشکار و نهان تان آگاه است». (مائده، 99).

«محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست آخرین فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست». (آیه 40)

آن گاه که به تعیین قرآن، رسول الله کسی از میان مردم معمول و مامور ابلاغ و انتشار عمومی ایاتی است که بر او وحی می شده و با این توجه که پس از رسول گرامی پنجره ارسال آیات و ظهور پیام آور دیگر مسدود و وظایف پیامبری به پایان می رسد و دستورالعمل جدیدی برای تنظیم سالم امورات زندگانی و قرار ارسال قران دیگری در جوامع انسانی صادر نیست، پس آشکار است که زمان حیات پیامبر نیز با اتمام ارسال ایات رو به پایان باشد، زیرا برای رسول الله مرتبه دیگری بیرون از وظیفه ابلاغ اعلام نشده است.

بدین ترتیب آن زمان که پیامبر مسئولیت اداره مادی امور شناخته و کسب و کار کلانی ندارد که ادامه آن نیازمند حضور جانشیی از میان مردم معمول زمان ایشان باشد و ابواب رسالت نیز از جانب خداوند مسدود است و با این توجه که رسولان هر یک با کارنامه تکلیفی و کتاب معینی از سوی خداوند مامور می شوند مسلم است که در شرایط پایان ابلاغ دین اسلام و قران گفت و گوی کوشش برای یافتن جانشین موجه برای پیامبر تعویض صورت ارتباط خداوند و بندگان و مخالفت با ایات قرآن است. بنا بر این تنها جانشین پیامبر، کتاب کامل قرآن است که راه نمای بی بدیل بشر در هر شرایط زیستی و ایمانی است.

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.

ارسال شده در شنبه، ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۵۶ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : عرفان
شنبه، ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۸
 
سلام و درود برشما که به حق پیامبر گونه وارد شدید
من سالهای طولانیی بود که با سوالات بی جواب فراوانی روبرو بودم که در نهایت راهی نمی یافتم جز اینکه اسلام را نفی کنم اما به برکت آشنایی با نوشته های شما اکنون جواب همگی این سوالات را به روشنی می توانم ببینم. به واسطه اینکه تحصیلات دانشگاهی من در رشته حقوق بود هرچه که بیشتر می دانستم بیشتر مشکوک می شدم. نشانه های فراوانی در کتب فقهی وجود دارد که می توان جعلی و ساختگی بودن آنها را دریافت. به عنوان نمونه در کتاب لمعه دمشقیه در باب متاجر مبحصی وجود دارد که در آن معامله با چند گروه منع شده است و از جمله معامله با کوردها، سالها برای من سوال بود که در کوردها چه ویژگیی هست که باید یک فقیه اسلامی از قران استنباط کند که معامله با کوردها و فقط کوردها به عنوان یک قوم ، منع شده است و اینک با کمک گرفتن از نوشته های شما درک می کنم که چه حیله تفرقه افکنانه ای بوده است که اندیشدیه اند و بسیاری دیگر از این نوع حیله ها که این نمونه ای کوچک بود. به یاری خداوند راه صحیح که همان رجوع به متن روشن قرآن است را یافته ام.
همیشه بر جانب حق باشید انشالله

 
نویسنده : رحيمي
شنبه، ۰۷ تیر ماه ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۲
 
با سلام. ميخواستم ترجمه كلمه كبد را در آيه 4 سوره بلد بدونم. اگر ممكنه ترجمه آيه يا كلمه كبد را به ايميلم ارسال فرماييد. باتشكر

 
نویسنده : E fel
پنجشنبه، ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۱:۳۸
 
http://forum.jonbeshnet.ir/blog/%D8%B3%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%D9%8A/4540-%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C.html
 
پاسخ:
تمام مطالب این سایت سطر به سطر به استاد پورپیرار متعلق است.

 
نویسنده : آراز
سه شنبه، ۰۳ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۴۶
 
«همانگونه بر تو نيز روحي را به فرمان خود وحي كرديم، تو پيش از اين نمي‏دانستي كتاب و ايمان چيست، ولي ما آن را نوري قرار داديم كه به وسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مي‏ كنيم، و تو مسلماً به سوي راه مستقيم هدايت مي‏ كني. (شوری-52) راه خداوندي كه تمام آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است، آگاه باشيد بازگشت همه امور به سوي خدا است. (شوری-53)»
.
آیات فوق، خط بطلان دیگری بر اغراق گویی های معمول پیروان فرقه های اسلامی درباره حضرت محمد و به ویژه زندگی پیش از بعثتش می باشد. با توجه به این آیات و پیرو مطالب این مقاله، تعلق خاطر کسی را که «قبلاً»، نه «کتاب» داشته و نه «ایمان»، به راحتی می توان حدس زد !
چند ترجمه فارسی این آیه را نگاه کردم و شاهد آن بودم که همگی آنها، یا با جمله سازیهای ناموزون و یا با چپاندن مطالب داخل پرانتز و کروشه، به نوعی سعی در لاپوشانی مفهوم صریح این آیه داشتند. هرچند اگر کسی کمی عربی بداند، می فهمد که متن عربی این آیه چقدر واضح است. سؤال اینجاست که آیا تا به حال هیچ مسلمانی، به این آیه واضح و دیگر آیات مذکور در این مقاله برنخورده است؟
علاوه بر مطالب مذکور، آیات زیر نیز دارای مضامین مرتبطی هستند:
«پس همان گونه كه دستور يافته‏اى، ايستادگى كن و هر كه با تو توبه كرده، و طغيان نكنيد كه او به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست. (هود-112)»
«پس بدان كه معبودي جز الله نيست، و براي گناه خود و مردان و زنان با ايمان استغفار كن، و خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مي‏داند. (محمد-19)»
«پس صبر كن كه وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش. (غافر-55)»
«و اگر از آنچه به سوى تو نازل كرده‏ايم در ترديدى، از كسانى كه پيش از تو كتاب مى‏خواندند بپرس، قطعاً حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است، پس زنهار از ترديدكنندگان مباش. (یونس-94)»
«حق از جانب پروردگار توست، پس مبادا از ترديدكنندگان باشى. (بقره-147)»
«شك و ترديدي در معبودهایي كه آنها مي‏پرستند به خود راه مده، آنها همانگونه اين معبودها را پرستش مي كنند كه پدرانشان قبلاً مي پرستيدند، و ما نصيب آنها را بي كم و كاست خواهيم داد. (هود-109)»
« خداوند تو را ببخشايد، چرا به آنها اجازه دادي، پيش از آنكه كساني كه راست گفتند، براي تو روشن شوند و دروغگويان را بشناسي؟ (توبه-43)»
.
آخرین بهانه عصمتگرایان برای توجیه آیات مذکور، فلسفه بافی برای معنی کلمه «ذنب» است. اما از آنجایی که بنا به آیه 44 سوره نحل ، خود قرآن، مبین خودش می باشد، با مراجعه به قرآن می فهمیم که ذنب، عواقبی چون عذاب (مائده-18)، هلاکت (انعام-6) و مصیبت (مائده-49) دارد و به خاطرش، باید از خدا استغفار نمود. (آل عمران-135)
.
وقتی در قرآن و از زبان خداوند یکتا، به چنین توصیفاتی درباره حضرت محمد برمی خوریم، دیگر تکلیف «بقیه» (البته در صورت وجود تاریخی شان) معلوم است! به راستی با استناد به آیات قرآنی مذکور، کنار رفتن پرده ساختگی معصومیت از چهره مبارک حضرت محمد، به ضرر چه کسانی و چه تفکراتی بوده و چه نتایجی به دنبال دارد؟
هو الهادی !
 
پاسخ:
سلام. پیامبر پرستی و امام پرستی را در جای خدا پرستی قرار داده اند.

 
نویسنده : رضا
پنجشنبه، ۱۸ مهر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۲۰
 
سلام آقای پورپیرار
باقبول اینکه هر واژه در قرآن کریم معنا و جایگاه بی بدیل خود را دارد، معنای خاتم النبیین نمی شود آخرین پیامبران، بلکه می شود آخرین نبی ها. در توضیح شما و مطالب دوستان همه جا از معنای اول استفاده شده. توجیه آن چیست؟ و آیا به معنای ــبه زعم بنده درست ــ دوم به توضیحات بیشتری در این قسمت نیاز نداریم؟
 
پاسخ:
سلام نمی توان زبان عرب دانشگاهی شده کنونی و برداشت های معنا شناسانه از آن را مقیاس قرار داد. مثلا همین ذکر خاتم النبیین، با برداشت شما، تمام پیامبران را به نبی تبدیل می کند!

 
نویسنده : فرهاد
سه شنبه، ۰۲ مهر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۲۵
 
قرآن یک کلام بشریست. تنها یک دلیل برای مصداق آسمانی بودن قرآن بیاورید.
 
پاسخ:
سلام. به کتاب اسلام و شمشیر رجوع کنید.

 
نویسنده : عرب
سه شنبه، ۰۵ شهریور ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۲۰
 
ﺳﻠﺎﻡ
(ﻟﻂﻔﺎ ﺑﻪ صبر و ﺣﻮﺻﻠﻪ ي ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﻱ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﻮﻳﺪ)
ﻣﻨﻆﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺟﻴﺴﺖ?ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﻣﺸﺘﺎﻗﺎﻧﻪ ﻣﻨﺘﻆﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ و ﻋﺮﺏ هستيم
ﺿﻤﻨﺄ ﺻﻔﺤﻪ ي(ﺩﺍﺭ ﺍﻟﻜﺘﺐ و ﺍﻟﻮﺛﺎﺋﻖ ﺍﻟﺄﻫﻮﺍﺯ) ﺩﺭ ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﺭﺷﻴﻮﻱ ﻋﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ هست

 
نویسنده : یعقوب
شنبه، ۰۲ شهریور ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۰
 
سلام،
آیا در قرآن آیه ای مبنی بر اینکه قرآن به تنهایی برای هدایت ما کافی است، وجود دارد؟
لطفاً باحوصله پاسخ دهید، واقعاً برایم مهم است !
 
پاسخ:
سلام. ده ها بار. فسیکفیکهم الله.

 
نویسنده : سالار
سه شنبه، ۱۵ مرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۱:۴۲
 
سلام استاد گرامی !
آیا علامات وقف در قرآن، قابل اعتماد هستند؟ یا از چه زمانی این علامات در آن گنجانده شده است؟
با آرزوی موفقیت برای شما !
 
پاسخ:
سلام. در باب همه جیز تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام کار دوباره باید کرد.

 
نویسنده : عرب
یكشنبه، ۱۳ مرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۸
 
ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ..
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﺭﺍ ﻣﻂﺮﺡ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ..
ﺷﻤﺎ ﻛﻤﺎ و ﺑﻴﺶ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﺖ و ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﻣﻂﻠﺐ ﻧﻮﺷﺘﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻟﺄﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﺮﺏ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻫﻴﺞ ﻣﻂﻠﺐ ﻧﻨﻮﺷﺘﻴﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﺭﺷﻴﻮ و ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻗﻮﻱ و ﻣﺼﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﺍﺭﺩ,ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﺑﻲ ﻃﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﺮﺑﻬﺎﻱ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ و ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻗﺮﻥ ﺍﺧﻴﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻜﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ...ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺟﻤﻊ ﻛﺜﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﺘﺎﺑﻌﻴﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻫﺎﻟﻲ ﺧﻮﺯﺳﺄﻧﻨﺪ..ﻣﻨﺘﻆﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺷﻤﺎ هستم
 
پاسخ:
سلام. باید به صیر و حوصله خدادادی متوسل شوید.

 
نویسنده : آراز
چهارشنبه، ۰۲ مرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۳:۵۳
 
سلام،
جناب آقای مسعود !
1) الحمدالله، بنده نه انقلابی هستم و نه جوگیر !
2) نقد شما و متنی که در جواب نقد شما نوشته ام، را بار دیگر خواندم. با آنکه همچنان سر حرفم و دلایل برشمرده ام هستم و مسئله «ازدواج با زن مطلقه پسر خوانده» را برای رد دلایلم، قانع کننده نمی بینم، اما قبول دارم تند رفته ام؛ لذا از بابت آزردن همفکری چون شما، عذر می خواهم !
3) پیش از خواندن کتاب «اسلام و شمشیر» نیز کمابیش همین عقاید را داشتم (البته معترفم که خواندن آن، تاثیری اساسی در نگرش بنده به آیات قرآن داشته است)، ولی به عمرم حتی یک همفکر و هم عقیده هم در این زمینه ندیده بودم ! اگر هم کسانی بوده اند که انتقاداتی مشابه کتاب اسلام و شمشیر را داشته اند، آن افراد، فاقد شرایط استناد و وجاهت بوده اند، خیلی کم قرآن خوانده و با آن آشنا بوده اند و یا قصد سوء استفاده از این مطالب در جهت نفی همه چیز، حتی یگانگی خداوند و حقانیت قرآن و دامن زدن به شائبه عدم صحت آن را داشته اند.
تنهایی در عقیده، بد دردی است و خداوند را سپاسگزارم که هم عقیده ای یافته ام، اگر این را نشان از هیجانزدگی بنده می دانید، بله! بنده، هیجان زده شده ام !
پیشترها، بارها سوره نصر را می خواندم و از فهم «وارد شدن فوج فوج مردم به دین» عاجز و متحیر می ماندم. اکنون منظور این سوره را به روشنی می فهمم!
4) مبحث جانشینی پیامبر (بی اعتنا به این که وی از نظر تاریخی، غیر از قرآن، جانشین دیگری داشته است یا نه!)، بر خلاف نص صریح قرآن، بدعتی بزرگ در دین به حساب آمده و ریشه همه اختلافات مسلمین و نطفه تشکیل همگی فرقه های جهان اسلام می باشد. آن چنان که امروزه هم، بحث آن کماکان داغ داغ است و همچنان قربانی می گیرد !!!
برای ریشه کنی این بدعت، (که حتماً مستحضرید، چه بدعتهای رنگارنگ دیگری که از همین بدعت اصلی سر برآورده اند و دکانداران آنها، هم اکنون هم مشغول آراستن و پرو بال دادن به آن «بدعت در بدعتها» هستند) نمی توان با بدعتهای ثانویه به طور مجزا جنگید و انتظار اصلاح هم داشت. آنها شدیداً مجهز به هزاران حدیث و روایت و تفسیر و شان نزول، و خیل عظیم پیروان فراری و هراسان از تفکر و تعقل هستند و البته که «... هر گروه به داشته های خود دل خوش اند»!
تنها راه از بین بردن این بوته خار، از ریشه کندن آن است.
لذا، اگر اینگونه بیاندیشیم که خداوند در قرآن، این بدعتهای آینده را پیش بینی نکرده و تذکراتی برای روشنگری این موضوعات و نهی مسلمانان از آنها نداده است، به بیراهه رفته ایم.

و من الله توفیق !

 
نویسنده : مسعود
چهارشنبه، ۰۲ مرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۳۰
 
1.جناب اقای آراز
عیب شما اینست که یا زیادی انقلابی هستید ویا در مواجه با مطالب مطرح شده در اسلام و شمشیر چنان هیجان زده شده اید که فرق بین یک تذکر منطقی ساده درون گروهی را با یک نامه سرگشاده توهین آمیزتشخیص نمیدهید
من در برابر مسئله ای که استاد مطرح کردند و شما هم بران تاکید کردید یعنی فرزند نداشتن پیامبر موضع نفی و اثباتی ندارم ولی خیلی دوستانه تذکر دادم این ایه اثبات کننده مدعای شما نیست
اگر نخواهیم معنای ایات رادرمتن جستجو کنیم بین ما و انهایی که ایه{ الیوم اکملت...} را فارق از متن وبا توسل به حدیث وشان نزول معنا میکنند فرقی نمیماند
باید معنای استخراجی از قران بر بیاید نه اینکه خواسته های خود را با توسل به ایه ای منفرد به قران بچسبانیم
2.خدمت استاد پورپیرار
سوال من هنوز سر جایش هست آیا در شان پیامبر هست که به همسر فردی(چه این فرد زید نامی باشد مشخص در تاریخ ویا ضمیری باشد برای هر فرد نوعی) نظر داشته باشد
همچنین در مورد ایات50و51توضیحی بفرمایید
خواهشا کمی مفصل تر توضیح دهید

 
نویسنده : مجتبی
جمعه، ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۰
 
با سلام خدمت جناب اقای پور پیرار چندی بود مسایلی به ذهنم خطور کرده بود که واقعا جوابی برای انها نتونستم به حد قابل قبول بدست بیارم قبل از اینکه سوالاتمو بپرسم چند مورد که ضروری میدونم بگم درباره خودم
من دانشجوی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان هستم اهل اذربایجان غربی شهرستان میاندواب ساکنم
همانطور که میدونید برای تجزیه تحلیل کردن مسایل سیاسی رابطه تنگاتنگی با تاریخ وجود دارد که اگر تاریخ بر حسب اسناد معتبر نباشد مطمنا با مشکل مواجه میشویم و تجزیه تحلیل رخدادها برای ادمی سخت خواهد شد اما مختصر بگویم که برای کمک امدم از شما به قول شاعر کنداغلو دستم زشما کمک میکند طلب
چند سولی دارم که میخواهم راهنماییم کنید و از شما خواهشمندم جواب عمیق بدید تا این شخص مریدتان هنوز بر ادله قوی شما بنازد
سوالاتم درباره تاریخ معاصر و یهود است
1:ایا شما اعتقاد دارید اسراییل از روزگار حذف باید بشود؟و چندی سطری هم درباره تاریخ این رژیم بفرمایید وایا شما به اسراییل حقی حتی به اندازه یک درصد هم قایلید؟
2:درباره تاریخ معاصر"درباره رضا شاه حرف حدیثهای زیادی وجود دارد که چگونه به سلنطت رسید ایا رضا شاه واقعا دست نشانه انگلیس بود؟چقد و تا چه حدی ازانها اطاعت میکرد؟
3|درباره قدرت لابی های یهود در امریکا میخواستم بپرسم چقد این لابی های یهود در امریکا قدرت دارد ایا این لابی قدرت تام دارد در امریکا یا نه؟
4:اما درباره یهود-یهود به طور مختصر چقد در دنیا قدرت دارد چن کشوری هم مثال بزنید.
5"درباره تاریخ مشروطه هم مختصری بیان کنید
در اخر میدانم بسیاری از اساتید وقتی برای بیشتر توضیح دادن سولا ندارن خواستم بگم اگه وقت کافی برای جواب دادن سوالا ندارید حداقل سوالات 1و5 واگه شد 3رای به طور کوتاه جواب بدید
مرسی ممنون
فبشر الذین یستمعون القول فااعتبونی فی احسنا

 
نویسنده : مجتبی رضایی وند
جمعه، ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۸
 
با سلام خدمت جناب اقای پور پیرار چندی بود مسایلی به ذهنم خطور کرده بود که واقعا جوابی برای انها نتونستم به حد قابل قبول بدست بیارم قبل از اینکه سوالاتمو بپرسم چند مورد که ضروری میدونم بگم درباره خودم
من دانشجوی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان هستم اهل اذربایجان غربی شهرستان میاندواب ساکنم
همانطور که میدونید برای تجزیه تحلیل کردن مسایل سیاسی رابطه تنگاتنگی با تاریخ وجود دارد که اگر تاریخ بر حسب اسناد معتبر نباشد مطمنا با مشکل مواجه میشویم و تجزیه تحلیل رخدادها برای ادمی سخت خواهد شد اما مختصر بگویم که برای کمک امدم از شما به قول شاعر کنداغلو دستم زشما کمک میکند طلب
چند سولی دارم که میخواهم راهنماییم کنید و از شما خواهشمندم جواب عمیق بدید تا این شخص مریدتان هنوز بر ادله قوی شما بنازد
سوالاتم درباره تاریخ معاصر و یهود است
1:ایا شما اعتقاد دارید اسراییل از روزگار حذف باید بشود؟و چندی سطری هم درباره تاریخ این رژیم بفرمایید وایا شما به اسراییل حقی حتی به اندازه یک درصد هم قایلید؟
2:درباره تاریخ معاصر"درباره رضا شاه حرف حدیثهای زیادی وجود دارد که چگونه به سلنطت رسید ایا رضا شاه واقعا دست نشانه انگلیس بود؟چقد و تا چه حدی ازانها اطاعت میکرد؟
3|درباره قدرت لابی های یهود در امریکا میخواستم بپرسم چقد این لابی های یهود در امریکا قدرت دارد ایا این لابی قدرت تام دارد در امریکا یا نه؟
4:اما درباره یهود-یهود به طور مختصر چقد در دنیا قدرت دارد چن کشوری هم مثال بزنید.
5"درباره تاریخ مشروطه هم مختصری بیان کنید
در اخر میدانم بسیاری از اساتید وقتی برای بیشتر توضیح دادن سولا ندارن خواستم بگم اگه وقت کافی برای جواب دادن سوالا ندارید حداقل سوالات 1و5 واگه شد 3رای به طور کوتاه جواب بدید
مرسی ممنون
فبشر الذین یستمعون القول فااعتبونی فی احسنا

 
نویسنده : آراز
چهارشنبه، ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۷
 
سلام،
در مقابل نقد جناب آقای مسعود، عارضم که:
1) جملات استفاده شده در مطالب نوشته شده توسط بنده حقیر، حالت پرسشی دارند. اگر جوابی برایشان دارید، خوشحال می شوم بدانم. (نقد شما، برای سؤالات بنده جواب نمی شود!)
2) می شود بگویید، اینکه پدر کسی محمد باشد، به چه کار وی در این دنیا (هرچند ... !) و آن دنیا و روز حساب می آید که اینقدر بر آن اصرار دارید؟ این پارتی بازیها به خدا نمی چسبد! و یا می شود بگویید، در قرآن کامل که وجود و عدم وجود هر مطلبی در آن، مطمئناً حکمتی داشته است، چرا از زنان پیامبر سخنها آمده، ولی هیچ جا سخنی از ذرّیه پیامبر نیست ؟!؟!؟!؟
3) استدلال شما، بی شباهت به ادعای عده ای مبنی بر دلالت عبارات «... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...»، واقع در آیه 3 سوره مائده، بر غدیر خم نیست، آن هم در میان آیات مربوط به خوراکیهای حلال و حرام !!! ظاهراً شما نسبت به همان عده، استعدادهای نشکفته تری در این زمینه دارید که آیه 37 احزاب را به سه آیه بعد از خودش می چسبانید !!!!!!! بد نیست، به معنای آیات 38 و 39 نیز توجه کنید.
4) نام موسی 136 بار، نام عیسی 25 بار و نام محمد تنها 4 بار (احزاب 40-آل عمران 144-محمد 2-فتح 29) در قرآن ذکر شده است؛ البته ذکر نام «احمد» در آیه 6 سوره صف نیز اشاره به پیامبر اسلام دارد. این قلّت ذکر نام محمد، محمدی که از قضا همین قرآن از سوی خداوند بر وی نازل شده، در مقایسه با کثرت نسبی ذکر اسامی موسی و عیسی و دیگر پیامبران، بی دلیل نیست. (لابد نمی خواهید که مدعی بی حوصلگی یا نسیان الهی بشوید؟!)
با نگاهی به مضمون آیات مذکور، متوجه می شویم که خداوند، همچون هر کلمه دیگری از قرآن، نام محمد را نیز هدفمند ذکر نموده است. این آیات، دلالت بر فرستاده و آخرین پیامبر بودن محمد داشته و دربردارنده توصیفات یاران پیامبر، صالحان و ایمان آورندگان بر قرآن می باشد. اکنون، مسئله «ازدواج با زن مطلقه پسر خوانده» و اهمیت انصافاً غیرقابل انکار(!) آن در دنیای کنونی را کجای دلمان بگذاریم، بالواقع نمی دانم !!!
5) سوره به سوره، آیه به آیه، کلمه به کلمه، حرف به حرف و حرکه به حرکه قرآن مجید، دارای حساب و کتاب است، وگرنه مدتها پیش، جاعلین تحریفش می کردند و کذابین مثلش را می آوردند؛ ولی نتوانستند، نمی توانند و نخواهند توانست !
6) نکته بس مهم دیگری در آیه 40 سوره احزاب نهفته است: در قرآن، تنها در این آیه است که محمد، خَاتَمَ النَّبِيِّينَ معرفی شده است! اتفاقاً اینکه محمد، پدر هیچیک از مردانمان نیست، نیز تنها در همین آیه ذکر شده است؛ اینک آیا هممکانی این دو اشاره منفرد و بس مهم قرآنی، شما را به تفکر وا نمی دارد؟؟؟
7) در قرآن کریم، لفظ آل محمد وجود خارجی ندارد.
هو الهادی !
 
پاسخ:
سلام. یادداشت های کتاب اسلام و شمشیر را بخوانید.

 
نویسنده : مسعود
چهارشنبه، ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۳۸
 
سلام
راجع به مطلبی که اقای اراز طرح کردند میخاستم اولا جواب ایشون رو بدم و در ثانی یه سوالم راجع به همین مطلب یه سوال از استاد دارم:
1.جناب اقای اراز این ایه به دنبال ایاتی امده است که در انها مسئله پسر خواندگی و رفع شبه در مورد ازدواج با زن مطلقه پسر خوانده مطرح شده پس هیچ ارتباطی با مسئله ای که شما میخواهید اثبات کنید ندارد
2.از محضر جناب استاد میخواهم که توضیحی در باره همین ایات یعنی ایات38-39و50-51بدهند
ایادر قموس پیغمبر میگنجد که نسبت به زن شخص دیگری طمع ببندد.
باز گذاشتن دست پیامبر از طرف خداوند در امر ازدواج و سپس بستن دست او بصورت نا گهانی چه معنی میدهد
با تشکر از زحمات استاد گرام
 
پاسخ:
سلام. در زبان عرب زید و عمر یک حانشین گرامری است نه معرفه انسانی.

 
نویسنده : آراز
شنبه، ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۵
 
«محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی آخرین فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست». (احزاب - 40)
به راستی، از این آیه مبین تر و واضحتر هم می تواند باشد؟؟؟ نمی دانم خداوند دیگر چگونه باید از این ساده تر و رساتر، مطلب را ادا می کرد؟؟؟
به راستی این آیه، سند ابطال برخی نسب کشی ها و نسب بری ها از محمدِ رسول الله و خاتم الانبیا که پدر هیچیک از مردانمان نیست، نمی باشد؟؟ افرادی که حتی از وضعیت اجداد چهار نسل قبل از خویش نیز بی اطلاعند، چگونه جد خود را در 1400 سال پیش با سطح اطمینان 100% شناسایی نموده اند؟؟
این فرقه گرایان کجایند که تفسیر و توجیهی برای این آیه نیز بتراشند؟!؟!؟ لابد، آیات قرآن را به مثابه میوه های درهم میادین میوه و تره بار می بینند که می توان آنها را از هم سوا کرد و قشنگهایش(!) را به میل خود برگزید و تفاسیر شرک آلود از آنها را به خورد برخی مسلمانان بیگانه با تفکر و تعقلی داد که با آنکه از درون قرآن مجید خاک گرفته در تاقچه ها و بازیچه شده در مسافرتها و سفره های عقد و لوث گشته در مجالس زنانه و ماشین پولساز شده در قبرستانها، در بیخبری مطلق و شک برانگیزی به سر می برند، اما از فریم به فریم سری فیلمهای سینمایی تاسوعا و عاشورا، آگاهی کامل و خارق العاده ای دارند؟؟؟
این فرقه گرایان، البته که عاجز از مثال آوردن حتی یک آیه از قرآن برای اثبات یکی از هزاران مهملاتشان هستند.
به نظر این حقیر، مشکل ما مسلمانان خوب یا بد خواندن قرآن نیست، بلکه در اصل، خود خواندن قرآن است ! مشکل ما، اولویت دست چندم دادن به قرآن، به عنوان کتاب مرجعمان است؛ غافل از آن که قرآن سراسر حیات، در هر مکان و زمانی، تنها کتاب معتبر مرجع و شایسته استناد، برای همه مسلمین می باشد و هر آنچه را که برای زندگی متعالی در دنیا و آخرت لازم است، در خود به تمام و کمال دارد !
من که بعید می دانم بیشتر مسلمانان فرقه فریفته، آیه مذکور را خوانده و فهمیده باشند.
هواللطیف العلیم !
 
پاسخ:
سلام. قرآن تنها سند سالم و دست نبرده در جهان است.

 
نویسنده : آراز
پنجشنبه، ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۱۵
 
سلام،
با توجه به تجربه ام در مباحثه با افراد مختلف درباره مطالب مجموعه اسلام و شمشیر، به نکته ای برخوردم که حیفم آمد آن را نگویم. اکثریت شان، نمی توانستند قبول کنند که خط عربی، چند قرن بعد از پیامبر کامل و بالغ شده و پیش از آن قابلیت کتابت نداشته است؛ لذا نمی توانستند جعلی بودن کتابهای حدیث و تفسیر منتسب به آن دوران را قبول کنند. البته مطالب پراکنده ای در باب خط، در مجموعه ایرانشناسی بدون دروغ آورده شده است، ولی به نظرم، وجود مقاله ای ویژه خط عربی در ادامه سلسله مقالات اسلام و شمشیر، ضروری به نظر می رسد.
ممنون
هو الحکیم
 
پاسخ:
سلام. به ترین و کامل ترین راه تهیه کتاب پاپبروس ها است که چنین مباحثی را می بندد.

 
نویسنده : آراز
پنجشنبه، ۱۳ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۵
 
این مدعیان دین و مخترعین مذهب، انگار آیات واضح 18 و 19 و 20 سوره جن را ندیده اند که خداوند در آنها، بر به زبان آوردن هیچ نامی جز نام فخیم خدا، در مساجد، تاکید کرده و تخطیگران از این امر ساده و واضح خداوند را در زمره مشرکین محسوب داشته است. اما با نگاهی به آنچه در مساجدمان می گذرد و آنچه از در و دیوارش آویزان است، شگفتا که این حکم الهی را در زمین مانده می بینیم.
به نظرم، آیات مذکور، دلیل محکمی برای ابطال سبک ادای سلامهای آخر نماز (سلام به چپ و راست) نیز می باشد. اگر نماز برای الله است، پس سلام در نماز به دون الله، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟؟؟
به راستی که ما مسلمانان با قرآن بسیار بیگانه ایم !
هو الهادی !

 
نویسنده : shiraz
یكشنبه، ۰۹ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۴
 
با سلام
از تاریخ نویسانی که در جهان اسلام بسیار غریب مانده است ابن خلدون است که حتی در فارسی یک کتاب در مورد او نوشته نشده است.نظر شما در مورد ایشان چگونه است؟اگر در کتاب هایتان به او پرداخته اید ، فقط آدرس آن را بدهید و توضیح لازم نیست
 
پاسخ:
ابن خلدون شخصیت موهوم و ساخت کنیسه ای است تاتمدن ایران باستان را ستایش کند.

 
نویسنده : ناجی
یكشنبه، ۰۹ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۵۰
 
سلام،
آیا 3 روز روزه گرفتن و 14000 بار ذکر گفتن یک عبارت خاص دینی (حالا هر چیزی!)، مفهوم یا مصداق خاصی در دین یهود دارد؟؟؟
ممنون

 
نویسنده : مسلم(در جواب ناجی)
جمعه، ۰۷ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۵۸
 
در قرآن کریم حتی یک آیه در این مورد نداریم . متعه (صیغه مشهور) درست حکم زنا را دارد با این تفاوت که در جوامع غربی،زنا هیچ جایگاه اجتماعی نزد مردم ندارد اما در نزد ‌آخوندهای دین فروش علاوه بر مشروع بودن اجر اخروی پاداش های بهشتی نیز دارد !!! دین اسلام از این خیانت ها مبراست! می بینید پر روییشان به چه حدی رسیده است
 
پاسخ:
سلام. برداشت تان نادرست است.

 
نویسنده : ناجی
پنجشنبه، ۰۶ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۱۱
 
با سلام، سؤالی خارج از موضوع داشتم:
قرآن درباره بحث ازدواج موقت (صیغه) چه می گوید؟ اصولاً شیوه کنونی برای ازدواج موقت، آیا مورد تایید قرآن است؟ لطفاً آدرس قرآنی بدهید.
شرمنده ! می دانم که نه شما مفتی هستید و نه هدف این سایت، ارائه توضیح المسائل است.
ولی این مسئله برایم مهم است.
لطفاً راهنمایی ام کنید. با تشکر !
 
پاسخ:
سلام. در متن قران روابط میان زن و مرد تابو نیست و در 25 آیه نخست سوره نور دخالت جاسوسانه در این امر نهی شده است. یادداشت های سفر به اندونزی راپیدا کنید و بخوانید.

 
نویسنده : شاهو کردستانی
سه شنبه، ۰۴ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۲
 
با سلام خدمت استاد پورپیرار عزیز!
استاد علامه کاکه احمد مفتی زاده بحثی دارند تحت عنوان " کفر و ایمان و سیاست بین المللی اسلام " از لینک زیر می توانید ترجمه ی آن را به زبان فارسی (در اصل کردی) بخوانید که در ادامه ی تحقیقاتتان می تواند کمکتان کند. با سپاس فراوان(لینک فیلتر شده است)
لینک دانلود پی دی اف : http://mojahedkurd.files.wordpress.com/2012/07/iman-o-kofr-fa1.pdf

 
نویسنده : خلیل
یكشنبه، ۰۲ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۶
 
ببخشید سوال ها را خود استاد پورپیرار پاسخ می دهند یا مدیریت سایت؟ لطفا جواب بدهید
 
پاسخ:
سلام. بستگی به نوع سئوال دارد.

 
نویسنده : حميد
چهارشنبه، ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۲۱
 
با سلام و احسنت بر شما.مطلب خيلي دقيق نوشته شده و نيازمند چندين مرتبه قرايت است تا درك گردد.اعتقاداتي كه قابل ترديد نباشند, اعتقاد نيستند بلكه خرافه پرستي هستند فلذا در اعتقادات قبلي خويش هرچند هم مقدس باشند بايد باز نگري نماييم
 
پاسخ:
سلام و این بازنگری در سطح باورهای جهانی لازم است.

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان