کتاب چهارم، برامدن مردم، مقدمه 41


کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه 41

 

به تدریج و با وسعت گرفتن مشارکت بنیان اندیشان در فراهم اوردن تصاویر و اسناد اصلی و یا متفرقه و با ملاحظه کارشناسانه و نگاه زبده به مانده های قجری اینک در استانه این اعلام قرار دارم که تمام نشانه های سیاسی که به نحوی برای مقامات و اجزا و رخ دادهای دوران قاجار اعلام حضور و وقوع می کند، آن تصاویر پلوخوران سفارت انگلیس و تفنگ به دستان افسانه انقلاب مشروطه و نمایش مجاهدان بی نشان بر دار شده و غیره و غیره، دست ساخته هایی جاعلانه اند و قدرت اثبات و صحت ندارند و می دانیم که در منطق بررسی های تاریخی تنها وجود یک سند مجعول برای دور انداختن ادعاهای هر مدخلی کافی است.

این یک ناصرالدین شاه کوچک جثه و لاغر اندام است که پاها را به سهولت چلیپا کرده و ظاهرا در ورودیه ای نشسته بر نیمکتی زوار در رفته منتظر است تا جگرکی مخصوص شاید هم عصرانه اش را کباب کند و این اشراف که کیسه های در مسیر، محتوای چه چیزی است با توسل به حدس و گمان هم روشن نمی شود، جز این که شاید هم نقدینه و خزینه کشوری است که برای دل گرمی شاه بر سر راه چیده اند.

 

و این هم ناصرالدین شاه دیگری که جمع کلانی از درباریان و خواص را به تماشای هندوانه نیم خورده خود فرا خوانده است. اگر در میان لااقل 5 ایراد بزرگ بر این تصویر تنها به فلو و تار بودن سیمای دو شخص ایستاده در قفای شاه در میان دیگر نمایه ها و حاضران کاملا شفاف و شارپ صحنه اشاره کنم اهل فن را به تصدیق قلابی بودن این عکس واداشته ام.

 


برای پی بردن به رمز این عکس کافی است جهت تابش و انتشار نور آفتاب و تعیین سهم طبیعی هریک از حاضران از منبع نور هاشور خورده و راه راه را تعیین کنید با ناصرالدین شاه عینک زده و عجیب و غریبی که معلوم نیست آفتاب منعکس شده بر شانه اش را از کجا برداشته است.

ظاهرا آن سطح شفاف سمت چپ آبشاری و نمی دانیم در کجاست که اهل رکاب شاه قجر در کنار آن به یادگار عکس انداخته اند اگر از فرم ظاهر آبشار دهان تان باز نمانده، تعداد نفرات ایستاده و تعداد پاهای آن ها را شمارش کنید با این توجه که نمی توان پاهای چند ایستاده در کنار هم را درهم فرو برد.

 

ماجرای ساخت و نصب مجسمه سوار بر اسب ناصرالدین شاه هم، از شگفت ترین شگردهای جاعلانی است که دست و پا شکسته و به روال معمول، قصد الصاق سلسله و سلطانی قدر قدرت را به تاریخ معاصر ایران داشته اند. هنگامی که تصویر بالا را از میان چند عکس مانده از مطالب مربوط به این مجسمه، در یادداشت پیشین عرضه کردم و در آن تذکر دادم که انعکاس تصویر مجسمه و زیر پایه آن و نیز سایه ها و تعداد و اشکال درخت های منعکس شده در آب با اصل ان ها منطبق نیست، بدون ورود به استدلال های لازم گرد بادی در این باب برانگیختند که موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران عکس را در جهت معکوس ارائه داده و با سر و ته کردن و چرخاندن به دور خود اشکالات تصویری آن برطرف خواهد شد.

 

حالا و در صورتی که عکس پیشین را به دور خود بچرخانیم، تنها مجسمه را بر استند خود قرار داده ایم و بر تصاویر غلط درختان در آب، دیدگاه نادرست نرده ها را نیز افزوده ایم، زیرا اگر زاویه انعکاس را با چنان شیبی تصور کنیم که سکوی استقرار مجسمه در آب دیده نشود، پس چه گونه نرده های عکس اصلی به آسمان جهیده و هنوز هم عمده ترین تناقض، همان انعکاس نادرست سایه درختان است که قلابی بودن عکس را مسلم می کند.  

 

در منابع تصویری موجود عکس بالا را به عنوان حضور ناصرالدین شاه در قورخانه و برداشتن عکس یادگاری با مجسمه خویش ثبت کرده اند، مطلبی که جز اشاره مختصری در روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه در هیچ منبع دیگر داخلی و یا خارجی، از یادداشت های معیرالممالک تا اخرین مجموعه عباس امانت با نام قبله عالم و حتی در یادداشت های شخصی ناصرالدین شاه یادی از مجسمه و این دیدار ثیت نیست. چه گونه باید این فقدان را در نوشته های سلطان پذیرفت که برای دیدار از مجسمه خویش تا قورخانه، یعنی مکانی رفته است که تا زیرزمین مسکونی او کم تر از پانصد متر فاصله داشته است. اگر محوطه بالا را قسمتی از قورخانه بدانیم، علاوه بر دیگر مشکلات تصویری، پس بدون شک و از آن که پهنا و ارتفاع معبرها، کوتاه و تنگ تر از مجسمه و استند آن است، باید این مجموعه سنگین را از محل دیگری در سمت ایستادن عکاس و یا از پشت بام منتقل کرده باشند که در سال های نبود جرثقال به کلی غیرممکن است.

 

و هنگامی که به زوم شده و کلوزآپ همان مجسمه و در همان محل توجه می کنیم، علاوه بر چندین گاف بزرگ عکاسی، مکان شاه سوار بر اسب را محاذی دهانه دروازه سمت چپ می یابیم که به میزان دو طاق نما از مکان عکس قبل جا به جا شده و نیز استند زیر آن با رسامی رگه هایی می خواهد که خود را مرمرین بنماید. بی شک نمای بی اندازه واضح و نیز نوع فیلم به کار رفته و نحوه چاپ آن، زمان برداشت عکس بالا را به حوالی پایان عصر رضا شاه می رساند. آیا این استند و سوار نصب شده بر آن که بدین سهولت تغییر مکان می دهد را ممکن است جز ترکیبی از گچ و مقوا و پرده ای از ناصرالدین شاه سازی تصور کرد؟


عکس بالا را هم به بازدید ناصرالدین شاه از قورخانه مربوط می دانند که مجسمه و منضمات آن را ندارد و به مراسمی در میان بیابان با آن خیمه صحرایی شبیه است و از آن که باز هم هیچ منبعی از دیدار متعدد قبله عالم از قورخانه خبر نداده و همراهان شاه در این عکس شباهتی با همراهان شاه در عکس قبل ندارند و نیز دیگر زوائد عکس، ارتباط آن با حضور قبله عالم در قورخانه را مشکوک و بل مردود می کند.

 

 

این جا و چنان چه قبله عالم از تماشای دریاچه مقابل خسته شده باشد، یکسره و با تعویض جنس استند زیر پای خود به استخر بزرگ پشت می کند و به درختانی خیره می شود که پیش تر در قفای او قرار داشت.

 

 

و این هم نمای از سمت پهلوی شاه قجر که بیش تر قصد نمایش آرم سلطنتی محکوک بر بدنه و تعویض جنس استند از سنگ رگه دار مرمرین به خارای سیاه را دارد.

 

در نمایشات کنونی حتی چنین وهم تیره و تاری را در زمره دلایل وجود مجسمه برنزین شاه ناصرالدین در باغ شاه گرفته اند و پرده غمناک این بی غیرتی فرهنگی چنین بسته می شود که نوشته اند رضا شاه از فرط نفرتی که نسبت به قجرها داشته، فرمان قطعه قطعه کردن و ذوب این شاه کار صحنه سازی و دروغ پردازی را داده است؟! (ادامه دارد)

ارسال شده در سه شنبه، ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۶ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : شهریار
سه شنبه، ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۰۱
 
سلام و درود
بی نهایت لذت بردم ، موشکافانه و لذت بخش بود
سپاس

 
نویسنده : محمد قاسم‌پور
سه شنبه، ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۴۷
 
سلام علیکم

با عرض تبریک سال نو می خواستم بگم که کتاب چهارم از مجموعه آثار آقای پورپیرار به نام "برآمدن مردم" را در لیست فروشگاه شما پیدا نمی‌کنم . لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید که این کتاب رو از کجا تهیه کنم .
کتاب های دیگه‌ی آقای پورپیرار رو به سختی گیرآوردم ، مثل این که فقط در فروشگاه شما فروخته میشه . البته این مسئله موجب تأسفه که چنین کتاب‌های مفیدی بسیار نایاب هستند طوری که بسیاری از کتاب فروش‌ها هم با اون آشنا نیستند و مثلا دوازده قرن سکوت را با دوقرن سکوت اشتباه می‌گیرند .

یا علی
 
پاسخ:
لطفا پس از تعطیلات با نلفن شماره 66492049 تماس بگیرید.

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان