چند نوشته ای از حامد

هنر گل جمله بگفتی عیبش نیز بگو!

یکی از جالبترین (شاید هم جالبترین) کتابهایی که تا به حال مطالعه کرده ام کتاب مسلسل «تأملی در بنیان تاریخ ایران» نوشته ناصر پورپیرار است. خواندن این کتابها برای من یک عیب داشت و آن اینکه سطح توقع مرا از مطالعه یک کتاب بالا برد. بعد از خواندن کتابهای پورپیرار کمتر کتابی است که میل مطالعه را در من برانگیزد. خوبی کتابهای پورپیرار این است که هر جلد جدید آن از جلد قبلی پخته تر، دقیق تر و موشکافانه تر است. البته از آنجایی که او پیغمبر و امام معصوم نیست، ممکن است در کتابهایش اشکالاتی وجود داشته باشد که خوبیهای کتاب او آنها را تحت الشعاع خود قرار می دهند.

 بالاترین درسی که از کتابهای او می توان گرفت درس دقت است. آدم در می ماند که او چگونه به کشف مطالبی رسیده است که تا به حال کسی توجهی به آنها نکرده است. یا او خیلی دقیق و هوشمند است و یا ما خیلی سر به هوا، حواس پرت٬ خوش باور و بی دقتیم . به نظر من جمع این دو گزینه درست است. بگذریم.

این یادداشت را به خاطر تبلیغ کتابهای پورپیرار ننوشتم که احتیاجی به تبلیغ ندارند. حرف حساب چه بخواهیم و چه نخواهیم به مرور زمان جای خود را باز می کند.

بارها در این وبلاگ و در پیامگیر وبلاگ پورپیرار از کتابهای او تمجید کرده ام و از او دفاع کرده ام و در جمع دوستان و آشنایان بارها کتابهای او را تبلیغ کرده ام. البته منتی هم از این بابت بر پورپیرار ندارم. ابن کارها وظیفه ام بوده است و تازه قدری هم نداشته اند.

این دفعه می خواهم با اجازه استاد پورپیرار چند عیب اساسی را که در ایشان وجود دارد گوشزد کنم. از آنجا که شعار ایشان «توصیه به حق و صبر» است امیدوارم اگر حرف مرا حق یافتند رنجیده نشوند و اگر حرف من ناحق بود بر آن صبوری کنند. اما انتقادات من از ایشان:

1- متاسفانه ایشان به هیچوجه انتقاد پذیر نیستند. در یک سال گذشته که وبلاگ ایشان را زیر نظر داشته ام و چند باری که بصورت حضوری با ایشان ملاقات کرده ام (و با پذيرايی گرم و مهربانانه ايشان روبرو شده ام) ندیده ام که حاضر باشند حتی یک اشتباه را در مجموع 7 جلد کتابی که از ایشان منتشر شده بپذیرند. به نظر من فقط  کار و اثری که از یک معصوم به جا می ماند می تواند بی عیب و نقص باشد و از آنجا که جناب پورپیرار معصوم نیست محتمل است که در کتابهای ایشان اشکالاتی وجود داشته باشد. اما متاسفانه رفتار ایشان نشان می دهد که معتقد هستند مويی لای درز هیچ سطری از هفت جلد کتابشان نمی رود.

2- یکی از عیبهایی که بر نوشته های ایشان وارد است زبان تند و پرخاشگرانه آنها بر علیه دیگران است.

انتقاد کردن از دیگران و بازگو کردن واقعیتها یک مقوله است و هتاکی و بد زبانی و فحاشی مقوله ای دیگر. متأسفانه ایشان پس از اینکه اشتباهات فاحش دیگران را در بررسی تاریخ برملا می کند از مرز انتقاد می گذرد و به تمسخر و هتاکی می رسد. (بگذریم که خود من هم این عیب را دارم و رطب خورده منع رطب نمی کند اما من این مساله را یک عیب در خودم می دانم اما ایشان حاضر نیست این عیب را قبول کند.)

3- یکی دیگر از عیوب ایشان، وارد کردن کینه ها و دعواهای شخصی در بررسی تاریخی است. چیزی که ایشان مدعی است در داوری کردن در مورد موجودی مثل صدام حسین نباید آن را دخالت داد. اما به وضوح روشن است که مثلاً در برخورد با محقق گرانقدری همچون عبدالله شهبازی، پورپیرار صرفاً بخاطر مساله ای شخصی (که من دقیقا نمی دانم چیست) چشم دیدن او را ندارد. و الا به هیچوجه نمی توان به این راحتی منکر ارزش بالای کتاب «زرسالاران یهودی» شهبازی شد و زحمات او را نادیده گرفت و ... پورپیرار حتی در جایی که می خواهد از قتل عام هشت میلیون ایرانی، توسط انگلیسیها یاد کند به جای اینکه به منبع اصلی آن که سایت عبدالله شهبازی است اشاره کند، مطلب را از سایتی دیگر نقل می کند تا مجبور نشود از شهبازی نامی بیاورد. فحاشی ایشان علیه زرین کوب به قدری شدید است که در من شائبه وجود مساله ای شخصی بین پورپیرار و زرین کوب را به وجود می آورد. (البته زرین کوب قابل انتقاد است. اشتباهات و خطاهای زیادی داشته است. اصلاً چه جرمی بالاتر از اینکه او فراماسون بوده است؟ اما انتقاد یک چیز است و فحاشی چیز دیگر) همینطور است در مورد رجبی.

4- یکی دیگر از عیوب بزرگ ایشان عجب و خودبینی است.

بله آقای پورپیرار! پژوهشها و یافته های شما با ارزشند. خیلی هم با ارزشند. شایسته تعریف و تمجید و سپاسگزاری اند. اما این درست نیست که این تعریف و تمجید از زبان خودتان باشد. آخر چرا اینقدر در کتابها و وبلاگتان از خودتان تعریف می کنید؟ باور کنید تواضع و فروتنی هم خوب چیزی است! چرا چشم دیدن دیگران را ندارید؟ چرا فکر می کنید که آسمان دهان باز کرده است و فقط شما از آن پایین افتاده اید؟ بله، این درست است که نقد شما بر تاریخ، بنیانی است و کسی تا به حال چنین اساسی به حساب تاریخ رسمی ایران نرسیده است، اما باور کنید در کتابهای دیگران هم ممکن است مطالب جالب توجهی یافت شود. به خودتان زحمت بدهید و بدون تعصب و بدور از دعواهای شخصی، کتابهای شهبازی را بخوانید! لطفاً اینقدر راحت زحمات دیگران را نادیده نگیرید! کمی تقوای زبان هم خوب چیزی است!

5- عیب دیگر ایشان، تمجید از صدام است!!!!!!!!!!!!!!!

 البته قهرمان سازی ایشان از صدام (این یهودی زاده مزدور سیا، قاتلی که در 13 سالگی دایی خود را کشته است، جلاد صدها هزار نفر از مردم ایران و عراق، کسی که پای آمریکا را به منطقه باز کرد، کسی که کوچکترین مقاومتی در برابر آمریکا نکرد و عراق را دو دستی به اربابانش سپرد و ...) یک درس بزرگ به من داد که هفت جلد کتاب ایشان نتوانست به من بدهد: اگر می توان به این راحتی از صدام که در عصر او زندگی کرده ایم اینطور قهرمان سازی کرد، تصویری که از قهرمانهای تاریخ بعد از صدها و هزارها سال ساخته می شود به هیچوجه قابل اعتماد نیست!

...

آقای پورپیرار! اگر احتمالاً از لحن نرم این یادداشت دلخور شدید، لحن بسیار تند خودتان در انتقاد به دیگران را به خاطر بیاورید.

+ نوشته شده در پنجشنبه، 10 دى، 1383 ساعت 15:38 توسط حامد

  .....................................................................

 امضای قرارداد نفتی جمهوری اسلامی ايران با شرکت آمريکايی هاليبرتون را به جناب ديک چنی و ساير دارودسته مسلمان کش بوش تبريک می گويم.

همچنين به خودم تبريک می گويم که با شنيدن خبر اين قرارداد و ديدن عقب نشينی های پياپی در مسئله انرژی اتمی٬ گسترش روابط اقتصادی و سياسی با انگليس (در شرايطی که دست انگليس به خون مسلمانان آغشته است و شبکه فارسی ضداسلامی راه انداخته است)٬ شرکت ايران در اجلاس ناتو قبل از حمله آمريکا به عراق٬ تغيير نام خيابان شهيد خالد اسلامبولی و تحويل دادن انقلابيون مصری به رژيم مبارک٬ طرد حسن عباسی پس از انتقادات دلسوزانه او از نظام و...ياد گرفته ام که نبايد وقتی حضرات از نبرد عاشورايی و کربلا حرف می زنند٬ ادعايشان را باور کنم٬ به وجد بيايم و به آنها افتخار کنم.

آن موقعها که کتاب «کالبد شکافی چهار انقلاب» کرين برينتون و داستان «قلعه حيوانات» جورج اورول را می خواندم سعی می کردم از شبيه سازی انقلاب خودمان با موارد مطرح شده در آنها صرف نظر کنم٬ انقلاب خودمان را يک استثنا و از نوعی ديگر می پنداشتم٬ اما الآن کم کم دارم می فهمم که هر جای دنيا بروی آسمان يک رنگ است. افسوس...

+ نوشته شده در جمعه، 4 دى، 1383 ساعت 16:14 توسط حامد


.....................................................................


روزگار غريبی است! از يك طرف مجريان عمليات مهندسی و مواجب بگيران صدام، برای نقض حقوق بشر در ايران گريه می كنند و از طرف ديگر مدعيان دموكراسی و جمهوری خواهي، براي اين قاتلان مردم كوچه و خيابان مايه می گذارند و آنها را برادر خود می خوانند!  

اگر هم نسلان اينترنت باز من, بی سواد، غير مطلع از تاريخ، احساساتي، ساده انديش و هوسباز نبودند هيچوقت اين شعبده بازها جرأت نمی كردند اينطور عرض اندام كنند. واقعاَ متأسفم.

(بابا دمتون گرم، مطلب پايينی رو هم بخونيد)

+ نوشته شده در يكشنبه، 29 آذر، 1383 ساعت 18:55 توسط حامد

.....................................................................

پيوند بهائيت با صهيونيسم به بهانه نامه پراكني اخير فرقه بهائيت

 در چند سال گذشته از گوشه و كنار كشور خبرهاي خلاف انتظاري در مورد فعاليتهاي فرقه بهائيت شنيده مي شود كه نمونه آخر آن نامه پراكني بی پروای اين فرقه در داخل كشور با محتواي مظلوم نمايانه است. گويا فشار سازمانهاي بين المللي به اصطلاح مدافع حقوق بشر و دولتهاي غربي بر دولتمردان ما اثر كرده و آنها را در برخورد با اين فرقه دچار ترديد و سستي كرده است.

با اينهمه، صرف نظر از عقايد خرافي، كفرآميز و ضداسلامي موجود در بهائيت، واقعيتي كه راه هرگونه توجيه و استدلال را براي عدم برخورد قاطع با اين فرقه مي بندد، پيوند بهائيت با صهيونيسم است كه گويا چندان مورد توجه مسئولان كشور قرار ندارد. چه خطري بالاتر از اينكه سرسپردگان اسرائيل نه در فلسطين اشغالي كه در بيخ گوش خودمان مشغول به فعاليت باشند و نه تنها با آنها برخورد نشود، بلكه بر اساس برخي شنيده ها، از سوي دستگاههاي امنيتي كشور به آنها آزادي عمل داده شود؟

بر همين اساس به بيان شمه اي مختصر از وابستگي فرقه بهائيت به صهيونيسم مي پردازيم با اين اميد كه مسئولان امنيتي و قضايي كشور با در نظر داشتن اين وابستگي در خشكاندن ريشه هاي فاسد اين فرقه وسواس بيشتري نشان دهند:

1- مركز فرقه بهائيت و اماكن به اصطلاح زيارتي آن در فلسطين اشغالي و بخصوص شهرهاي عكا و حيفا واقع شده است. سالها پيش، بابيان بهايي (بهائيان) جسد علي محمد شيرازي اولين خدا و پيامبر خويش را به اسرائيل منتقل كردند و با همكاري و مساعدت رژيم صهيونيستي بارگاه با شكوهي براي او بنا كردند. در اين خصوص اشاره به خبر زير به نقل از روزنامه كيهان مناسب است:

«سه شنبه اول خرداد 1380 در سالروز رحلت حضرت رسول اكرم(ص) رژيم اشغالگر قدس بار ديگر به جهان اسلام اهانتي گستاخانه نمود. سران رژيم صهيونيستي با راه اندازي جشن و پايكوبي براي تجمعي از فرقه ضاله بهائيت يك ساختمان دويست و پنجاه ميليون دلاري را به عنوان پايگاه جهاني بهائيت در ارتفاع كرمل شهر حيفا افتتاح نمودند.

ساخت اين مجموعه عظيم ساختماني با حمايت مستقيم اسحاق رابين نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستي از سال 1372 و زير نظر دو بهايي فراري ايراني به نامهاي مهندس حسين امانت و دكتر فريبز صهبا تحت شديدترين تدابير امنيتي آغاز شد. اين تصميم پس از برگزاري اجتماع سراسري سال 1992 سران فرقه بهائيت در نيويورك زير نظر «سيا»، «اينتلجنس سرويس» و «موساد» با هدف ايجاد قوس يا زيارتگاه متناسب با شأن پيامبر ديانت بابي در مدفنش به مسئولان رژيم اشغالگر فلسطين ابلاغ شده بود. اركستر سمفونيك اسرائيل در اين مراسم حاضران را كه در ميان آنها مسئولان سياسي، اقتصادي و امنيتي صهيونيستها و برخي چهره هاي شناخته شده بهائيت در امريكا و اروپا نيز ديده مي شدند جهت دعا و نيايش همراهي مي كرد!

نكته مهم و قابل توجه در اين تجمع، حضور خبرنگاران راديو و تلويزيونهاي مختلف جهان براي ايجاد پوشش علني صوتي و تصويري افتتاح اين كاخ مي باشد. از جمله محورهايي كه برگزاركنندگان مراسم از كانال اين خبرنگاران دنبال مي كردند مي توان به اين موارد اشاره كرد:

- دولت اسرائيل با نهايت افتخار مي تواند ميزبان همه بهائيان تحت ستم در جهان علي الحصوص بهائيان ساكن در جهان اسلام باشد.

- آثار اين ديانت مدرن و پيشرفته كه متناسب با جهان توسعه يافته قرن بيست و يكم است به صدها زبان و لهجه جهاني ترجمه و منتشر شده است و مي تواند در برابر ساير برداشتها و قرائتهاي عقب افتاده و متحجرانه بايستد.

- رويكرد به بهائيت رو به گسترش است و بهائيان كه متمايل به دولت اسرائيل اند در جهان بيش از 6 ميليون نفرند!»

2- سران بهائيت و سران صهيونيسم از ابتدا روابط علني نزديكي با يكديگر داشته اند، به عنوان مثال مي توان به اين موارد اشاره كرد:

- شركت هربرت ساموئل، يهودي صهيونيست (و اولين كميسر عالي انگليس در فلسطين در دوران قيمومت انگليس) در مراسم تشييع جنازه عبدالبها سومين خدا و پيامبر بهائيان(1)

- هنگامي كه در سال 1947 سازمان ملل كميسيوني مركب از نمايندگان يازده كشور را براي ارائه نظر در مورد آينده فلسطين به منطقه اعزام كرده بود، رهبر بهائيان در نامه اي به اين كميسيون، يهوديان را بيش از مسلمانان و مسيحيان نسبت به بيت المقدس محق معرفي كرد و از اين نظر تنها بهائيت را همسنگ با يهوديان برشمرد.(2)

- ملاقات رئيس جمهور اسرائيل با «شوقي افندي» (پيشواي بهائيان بعد از عبدالبها) در فروردين 1332 كه در اين ديدار شوقي افندي نظر مساعد و تمايل بهائيان را نسبت به اسرائيل اعلام كرد و آرزوي بهائيان را براي ترقي و سعادت اسرائيل برشمرد و رئيس جمهور اسرائيل هم ضمن تقدير از اقدامات و مجاهدات بهائيان در كشور اسرائيل، آرزوي قلبي خويش را براي موفقيت بهائيان در اسرائيل و سراسر گيتي اظهار داشت و از خاطره مشرف شدن خدمت عبدالبها پيشواي سابق بهائيان در چندين سال قبل ياد كرد.(3)

- در همين زمينه مي توان به جمله اي از روحيه ماكسول همسر امريكايي شوقي افندي و از رهبران بهائيت اشاره كرد كه خود گوياي همه چيز است: «سرنوشت و آينده اسرائيل و بهائيگري چون حلقه هاي يك زنجير به هم پيوسته است.»(4)

3- چه در غرب و چه در ايران، درصد قابل توجهي از بدنه بهائيت را يهودياني تشكيل مي دهند كه به اين فرقه گرويده اند. اگر از كساني كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي پيگير جريان بهائيت بوده اند و يا از كساني كه مدتي در يكي از كشورهاي غربي اقامت داشته اند سئوال كنيد، تأييد خواهند كرد كه بيش از همه يهوديان بوده اند و هستند كه به اين فرقه مي پيوندند. به عنوان نمونه مي توان به گروش دسته جمعي يهوديان همدان به اين فرقه و نقش «ملا الياهو» و «ملا لاله زار» دو نفراز بزرگان يهود در تقويت جنبش معروف طاهره قره العين  در تبليغ بابيگري اشاره كرد.(5) همچنين مي توان به تركيب اعضاي اولين بيت العدل اعظم بهائيان كه سياستگذاري بهائيان جهان را به عهده دارد اشاره كرد‎‎ از ميان نه نفر اعضاي آن تنها يك نفر ايراني ديده مي شود كه او هم يك يهودي به نام لطف ا... حكيم است.(6) در مورد نقش فوق العاده يهوديان در تقويت بهائيت در ايران مي توان به مقاله تحقيقي و مستند «جستارهايي از تاريخ بهائي گري در ايران» نوشته آقاي عبدالله شهبازي رجوع كرد كه در اين آدرس اينترنتي قابل مطالعه است: http://www.shahbazi.org/pages/bahaism1.htm

۴- در اين بند به قسمتهايي از سه گزارش كه مأموران ساواك از جلسات بهائيان ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تهيه كرده اند اشاره مي كنيم. اين سه سند به خوبي پيوند اين فرقه را با زرسالاري يهود و صهيونيسم نشان مي دهند:

الف)گزارش ساواك از جلسه ناحيه 2 بهائيان شيراز، مورخ19/5/1350: «جلسه اي با شركت 12 نفر از بهائيان ناحيه 2 شيراز در منزل آقاي هوشمند و زير نظر آقاي فرهنگي تشكيل گرديد. پس از قرائت مناجات شروع و خاتمه و قرائت صفحاتي از كتاب لوح احمد و ايقان، آقاي فرهنگي و محمدعلي هوشمند پيرامون وضع اقتصادي بهائيان در ايران صحبت كردند...فرهنگي اظهار داشت:”بهائيان در كشورهاي اسلامي پيروز هستند و مي توانند امتياز هر چيزي را كه مي خواهند بگيرند. تمام سرمايه هاي بانكي و ادارات و رواج پول در اجتماع ايران مربوط به بهائيان و كليميان مي باشد. تمام آسمان خراش هاي تهران، شيراز و اصفهان مال بهائيان است. چرخ اقتصادي اين مملكت به دست بهاييان و كليميان مي چرخد. شخص هويدا بهايي زاده است. او يكي از بهترين خادمان امرالله است و امسال مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما كمك نموده است. آقايان بهائيان! نگذاريد كمر مسلمانان راست شود!...”»(7)

ب)گزارش ساواك از محفل شماره 4 بهائيان به تاريخ 7/3/47 «...عباس اقدسي گفت: دولت اسرائيل در جنگ 46 و 47  قهرمان جهان شناخته شد و ما جامعه بهائيت فعاليت اين قوم عزيز يهود را ستايش مي كنيم...»(8)

ج) گزارش مورخ 9/9/46: «...شنيده شده است چندي قبل بهائيان ايران مبلغ هنگفتي كه چندين ميليون تومان بوده به اسرائيل كمك كرده اند. البته تصور مي رود كمك بهائيها از طريق آقاي غفوري نمايندگي سياسي اسرائيل در ايران و وسيله حبيب القانيان كه تماس مستقيم با حبيب ثابت (كلان سرمايه دار معروف) كه قبلاَ يهودي و اهل كاشان بوده است انجام گرديده زيرا از قرار معلوم سرمايه محفل و وجوه جمع آوري شده بهائيان ماهيانه به نام خيراله در صندوقي نزد حبيب ثابت مي باشد و مشار اليه اين پولها را به ربح مي دهد. لكن مبلغ كل جمع آوري شده فعلاَ نامعلوم است.»(9)

5- يكي از زمينه هاي پيوند بهائيت با زرسالاري يهود، سازمان صهيونيستي و نيمه مخفي فراماسونري است. تعليمات بهائيت انطباق زيادي با تعليمات فراماسونري دارد كه از جمله آنها مي توان به جدايي دين از سياست، تسامح و تساهل، تشكيل حكومت واحد جهاني، تطابق دين با عقل جزوي و علوم تجربي و... اشاره كرد.

اصولاَ در ميان نخبه گان فراماسونري ايران نسبت بالايي از بهائيان وجود دارند كه افرادي همچون «عليقلي نبيل الدوله»، «ميرزا آقاخان كرماني»، «ابراهيم حكيمي»، «سيد جمال واعظ»، «ذبيح الله قربان»، «احسان يارشاطر»، «اميرعباس هويدا»، «پري اباصلتي»و... از اين دسته اند.

به عنوان نمونه اي از همكاري بين فراماسونري و بهائيت مي توان به سفر سالهاي 1911 تا 1913 عباس افندي (عبدالبها) به اروپا و آمريكا اشاره كرد كه به عنوان نقطه عطف در تاريخ اين فرقه از آن ياد مي شود. در طول اين سفر كوشش مي شد تا «اين پيغمبر نوظهور شرقي» را به عنوان نماد پيدايش مذهب جديد انساني و آرمان فراماسونري معرفي كنند. بررسي جريان اين سفر و مجامعي كه عباس افندي(عبدالبها) در آن حضور مي يافت، ثابت مي كند كه كارگردان اصلي اين نمايش «انجمن جهاني تئوسوفيستي» يكي از محافل عالي فراماسونري غرب بود. او به ويژه در امريكا در مجامع متعدد فراماسونري حضور يافت و سخنراني كرد.(10)

والسلام

 

پي نوشت:

1- بهرام افراسيابي، تاريخ جامع بهائيت، انتشارات سخن، صفحه 556

2-  همان، صفحه 569 تا 571

3-  همان، صفحات 572 و 573

4- مجله اخبار امري، ارگان بهائيت ايران، دي ماه 1340، صفحه 60

5- سيد سعيد زاهد زاهداني، بهائيت در ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، صفحه 134

6- رك: بهرام افراسيابي فصل «شوقي افندي جانشين عبدالبها»

7- عبدالله شهبازي، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، جلد دوم، صفحه 385

8- بهرام افراسيابي، صفحه 752

9- سازمانهاي يهودي و صهيونيستي در ايران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، صفحه 536

10- عبدالله شهبازي، نظريه توطئه، صعود سلطنت پهلوي و تاريخنگاري جديد در ايران، صفحات 69 تا 74

+ نوشته شده در چهارشنبه، 25 آذر، 1383 ساعت 2:46 توسط حامد


 .....................................................................

 

من اگر جای مسئولان عالی رتبه جمهوری اسلامی بودم حتماْ از پيشنهاد رفراندوم استقبال می کردم. قيافه دموکتاتورها وقتی که نظام جمهوری اسلامی دوباره اکثريت آرا را کسب کند ديدنی است. اينها خيال کرده اند اينترنت بازها نماينده مردم ايران هستند. شک ندارم اگر چنين رفراندومی برگزار شود جمهوری اسلامی بالای ۶۰ درصد رای خواهد آورد.

+ نوشته شده در دوشنبه، 23 آذر، 1383 ساعت 15:29 توسط حامد

ارسال شده در جمعه، ۱۱ دی ماه ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان