ایران شناسی بدون دروغ، 278، نتیجه 86، درباره کتیبه گور داریوش

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۲۷۸

بنیان اندیشی، اندک اندک، در یک تحول خود جوش، به مرحله تازه ای ورود و صعود کرده است: پس از دوره ای تردید و ناباوری، نیروی تازه ای به عرصه جست و جوی جمعی برای دست یابی  به مدارک و منابع جدیدی وارد می شود، که به استحکام زیر بنای داده های نوین ایران شناسی کمک می کند و مستندات تازه ای را به یادداشت های آن می افزاید، که مشتاقان دریافت مبانی را نسبت به صحت این مباحث مطمئن تر می کند.  پیش تاز این حرکت ملی، که هضم بی عوارض اندیشه های پایه در زیربنای این مجموعه را نمایش می داد، کلیپ پر ارزش آقای طالب حقیقت بود که  به آسان و موثرترین روش، پریشان بافی های مولفان و مورخان یهود در موضوع  گستردگی جغرافیایی امپراتوری هخامنشی را از ذهن صاحبان خرد زدود. پس از آن با جنبشی رو به رو شده ایم که به ترجمه یادداشت های اسلام و شمشیر و مضامین طوفان نوح و جعلیات مجلل و حتی زخم نشر در زبان های ترکی و عربی و کردی مشغول اند و بالاخره آقای کرامت پور ترک که عکس های قدیم را جمع آوری می کنند تا قبول نوپدیداری تجمع شهری در زوایای این سرزمین را آسان تر کند. دست یابی ایشان به بخشی از آرشیو مجموعه تصاویر کاخ گلستان از جمله و چنان که در یادداشت قبل گذشت، به وجهی بی بدیل مدخل اخراج کلی نمایه های فرهنگی امپراتوری هخامنشی و بی باری بته زار مبحث خط میخی داریوشی از ایران را غنی کرده است، که لااقل قبول قلابی بودن کتیبه های تخت جمشید به خط میخی داریوشی را آسان کرده است.

«آرامگاه داریوش اول در نقش رستم، در نزدیکی تخت جمشید. سنگ نبشته آرامگاه شاه بزرگ در دو بر درگاه ورودی آرامگاه قرار دارد. متن فارسی باستان در فضای میان دو ستون سمت چپ درگاه، متن متن ایلامی در میان ستون سمت راست و متن بابلی کاملا در فضای کنار آخرین ستون سمت راست». (والتر هینتس، یافته های تازه از ایران باستان، ص 71)

بدین ترتیب اگر در همین شنبه بازار کتیبه سازی در تخت جمشید، به داریوش سهمی نرسیده و ساخت و ساز و لاف و گزاف های صفه را به خشایارشا واگذارده اند، پس هینتس برای حفظ تعادل قدرت در امپراتوری، یکی از گورهای مشکوک نقش رستم را به داریوش می بخشد و فرصتی فراهم می آورد تا گوشه کنار پانل های گور خود را نیز، برابر الگوی رسامی بالا، با متنی به سه زبان، با یاوه بافی های زیر پر کند.

«بند 8. ورزیده هستم، با دستانم و پاهایم
در سوارکاری ورزیده هستم. در کمان کشی ورزیده هستم.
هم پیاده و هم سواره، در نیزه افکنی ورزیده هستم. هم پیاده و هم سواره». (والتر هینتس، یافته های تازه از ایران باستان، ص 84)

آقای پور ترک با ارائه این عکس قدیمی، از گنجینه تصاویر کاخ گلستان یاد آوری می کنند، که مقبره منتسب به داریوش به گواهی عکس بالا فاقد کتیبه بوده است و نتیجه می گیرند که کتیبه گور داریوش نیز همانند نوشته های فراز دروازه ملل حکاکی جدیدند و در مجموع وجود خط میخی داریوشی را تنها در بیستون می پذیرند.

آقای پورترک با ارائه گوشه های دیا شده از تصویر گور داریوش، نبود هیچ اثری از کتیبه در مواضع مورد اشاره هینتس در عهد قاجار را نشان می دهند و در مجموع در باب نوشته های آن گور چنین قضاوتی دارند:

«بی شک بر هر انسان متفکر و بنیان اندیشی که  مستند با شکوه تختگاه هیچ کس را دیده باشد این حقیقت واضح و مبرهن می گردد که هیچ انسان شیرین عقلی بر بنایی که حتی کف سازی ندارد و پایه ستون های آن به طور کامل حجاری نشده، کتیبه حک نمی کند و هیچ مجنونی 18 بار بر طاقچه های کاخش نمی نویسد این طاقچه ها در کاخ من ساخته شده است و هیچ روان پریشی بر یک پایه ستون نام خویش را حک نمی کند تا برای خود هویت تاریخی فراهم کند آن هم در منطقه ای که سرشار ازصخره های طبیعی برای حک کتیبه است و هیچ امپراطور مدبری از خودش پله به یادگار نمی گذارد آنهم در صورتی که می تواند طاق نصرت، قصر و یا معبدی عظیم بسازد. مطالبی را که در قسمت بالا آورده ام مدخلی است بر این بحث که شاید تنها یادگاری که می توانیم انتساب آن را به هخامنشیان مسلم و قطعی بدانیم کتیبه بیستون است و سایر کتیبه های هخامنشی ذره ای از اعتبار تاریخی بهره مند نیستند و جعل دوران اخیرند. اما اینک پس از آنکه این امپراطوری عظیم و پراقتدار هخامنشی با مستند تختگاه هیچ کس و کتاب های تاملی دربنیان تاریخ ایران سرنگون شد و تنها  پیکر نحیف و رنجوری از آن امپراطوری باقی مانده است با کسب اجازه از جناب آقای پورپیرار می خواهم ضربه دیگری بر شالوده این امپراطوری وارد نمایم و آن اثبات جعلی بودن کتیبه مقبره داریوش در نقش رستم است. نکته مهمی که در این کتیبه و سایر کتیبه های جعلی تخت جمشید به چشم می خورد آوردن کلمه پارس در این کتیبه هاست تا برای هخامنشیان موهوم هویت به اصطلاح پارسی بتراشند.
در اینجا قسمتی از کتیبه داریوش در نقش رستم را بررسی می نماییم: «پیکر هایی که تخت مرا می برند بنگر . آنگاه پی خواهی برد و برایت آشکار خواهد شد که نیزه مرد پارسی دور رفته است. آنگاه در خواهی یافت که مرد پارسی خیلی دور از پارس جنگیده است».

اینک به بررسی کتیبه داریوش می پردازیم . در عکسی قدیمی که در زمان ناصر الدین شاه و توسط عکاسی ایتالیایی به نام لوییجی پشه گرفته شده، تنها سطح صاف و بدون کتیبه سنگ قابل رویت است . ما این تنها راه اثبات جعلی بودن این کتیبه نیست. در حقیقت این کتیبه از یک جهت به کتیبه شاپور در نقش رستم شباهت دارد و آن این است که هر کجا که کتیبه کن به آسیبهای  سنگ رسیده است ادامه کتیبه را در بعد از قسمت آسیب دیده ادامه داده است و در تصاویر ذیل به وضوح این قضیه قابل اثبات است که نشان می دهد در زمان نقر این کتیبه آسیب های سنگ وجود داشته اند و چون این آسیب ها در اثر گذر زمان ایجاد شده، پس نتیجه می گیریم که این کتیبه ها مربوط به مدتهای مدیدی پس ازساخت این مقبره و جعلی بودن آنها محرز است. حال اکنون برای بنده افتخار بزرگی است که در وبلاگ آقای پور پیرار مطلب نوشته ام و جا دارد از  تلاشهای بی شائبه ایشان قدردانی نمایم.
با تشکر کرامت پورترک»

به راستی اگر کتیبه گور داریوش هم، مانند نوشته های فراز ورودی تخت جمشید، مبنای قابل دفاع ندارد، پس آیا داستان واقعی خط میخی داریوشی چیست و آیا با نشانه های موجود می توان تدوین چنین خطی را در زمان مورد ادعای نمایندگان کنیسه و کلیسا پذیرفت، که عناوین ایران و باستان شناس را یدک می کشیده اند و آیا تنها یادگاری که می توانیم انتساب آن را به هخامنشیان مسلم و قطعی بدانیم کتیبه بیستون است ؟! (ادامه دارد)

ارسال شده در سه شنبه، ۰۲ شهریور ماه ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۹ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان