ایران شناسی بدون دروغ، 265، نتیجه 73، قلم، 2

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۲۶۵

به یاری خداوند، گره یکی از دشوارترین مباحث در موضوع نحوه ی نگارش و گستره فرهنگ آدمی گشوده شد و دریافتیم عمده علت محدودیت اجرایی خطوط و از جمله خط عرب و توقف مظاهر تحریر، در میزان تصورات بومی، به سبب نبود ابزار واحد و استاندارد کتابت است که اینک قلم می خوانیم. بی شک توحه به چنین عارضه ای چندان معتبر و مهم است که از مسیر آن بتوان اعلام کرد تا زمان ظهور ابزاری معین، با مراتب فنی قرون اخیر، که انتقال زوایای حروف و تکرار و تقلید نمای واحدی از نوشتار را میسر کند، فرهنگ و آگاهی های عمومی انسان در تمام جهان، مکتوب نبوده است. برای آماده سازی اذهان به جذب این گفتار نو، که بساط معرکه گیری های کنونی درباره فرهنگ مکتوب هر تججمع و قومی را به هم می ریزد، کافی است به شناخت نخستین ابزار نگارش در حوزه های تمدن، از اروپا تا چین وارد شویم و سیر تکاملی آن را دنبال کنیم. 

تردید نداریم کهن ترین پیام های نوشتاری اجتماعات انسانی را، که دارای مرکزیت سیاسی و توان و تجملات اقتصادی بوده اند، به صورت کتیبه های بر سنگ و با انواع خطوط، در روم و مصر و بین النهرین و ایران و چین و هند و مراکزی در آمریکای میانه و حواشی آن یافته ایم که با مثال هیروگلیف نوشته های مصر، از زیباترین نمونه های نگارشی و تصویری، حتی در مقایسه با دست آوردهای معمول امروزین اند. این که آدمی هرگز و هنوز نتوانسته است در زیبا نگاری و نقش اندازی بر سنگ، در وجوهی مهارت های باستانی را تکرار کند و تمدن های دیرین را با درجات معینی از اختلاف، در حک پیام  خطی و صورت سازی بر سنگ، خبره و استادا می بینیم، علتی جز این ندارد که نوشته و نگاره های سنگی، ابزار انجام و اجرای مخصوص و یکسانی به صورت قلم فولادی داشته اند، که مهارت در کاربرد آن، نزد حکاکان کهن و باستانی، کم و بیش عمومی و جهانی شده بود.

این تابلوی هیروگلیف سه بعدی طرح و خط بر سنگ، همان اندازه شگفت انگیز و زیباست که  نگاره های بین النهرین و چین. افول شرق میانه بر اثر قتل عام پوریم، سکوت عجیب و ناگهانی تمدن فراعنه در مصر، خاموشی روم و یونان و تفویض و انتقال قدرت شنل امپراتوران به ردای کشیشان، دوران حجاری های منتقل کننده جبروت قومی و ملی را به پایان برد، کاربرد ابزار نقش اندازی بر سنگ از رونق افتاد و به دنبال ظهور مسیح و تفوق خلوت کلیسا، بر معابد پر شکوه هلنی، عصر تازه ای را آغاز کرد که ارتباط تنگاتنگ مراکز متعدد تبلیغ مسیحیت، با نو مومنین و مردم مترصد و مشتاق، مواعظ ادواری و در واقع مدام خطیبان را در جای سنگ نگاره هایی نشاند که پیش از مسیح به صورت ابلاغیه ها و اخطارهای یک سویه قدرتمندان، این جا و آن جا نقر می شد. شرایط جدید، استفاده از ابزار نگارش بر سنگ را تعطیل کرد و جست و جوی جانشینی برای آن را برای تکثیر متن انجیل در دستور کار گذارد.

این نکته روشنی است که یهودیان و مسیحیان و مسلمین، برای هیچ مطلبی، مرتبتی بالاتر از تورات و انجیل و قرآن قائل نبوده و نیستند و تا همین اواخر، کتابت هیچ موضوعی را، نخست به علت بی نیازی، و نیز نبود ابزار نوشتاری کارآ و سرانجام نازکی بس شکننده و کم شمار لایه صاحب توان خواندن و نوشتن، ضرور نمی دانستند و پذیرفته بودند دستورات کتاب های آسمانی هر دین، در تمام امور و فصول، پاسخ گوی سئوالات و چاره اندیشی های ضرور به هنگام بروز پیچیدگی در روابط جمعی خواهد بود. از این جاست که یکی از شگفت و شورانگیزترین نمودارهای روشنگر سیر فرهنگ و تمدن را، در روند مطالعه و شناخت مسیر و گذر تاریخی ادیان آسمانی می بینیم.     

 

قطعه قرآن نوشته ای بر پوست با تخمین نگارش در قرن سوم هجری

قطعه قرآن نوشته دیگری بر پوست، با تخمین نگارش در قرن سوم هجری

بلافاصله و چنان که در ورود به جزییات، با مدد خداوند بیان خواهم کرد، اعلام می کنم که قطعه پوست نوشته های قرآنی، بی کم ترین تردید، قدیم ترین خط نوشته های غیر سنگی بشرند و اگر عمر این نمونه ها و چند هزار نظیر آن ها را می توان تا هزاره ای به دور برد، پس بنا بر دلایل در پیش، اثبات خواهد شد که جز این گونه رقعه نویسی های قرآنی، قطعه دست نوشته ای بر هیچ ماتریال و در هیچ مقوله شناخت، از جمله جزء و جمله ای از تورات و انجیل یافت نخواهد شد که به هر خط و زبانی، دیرتر از سه و با تردید بسیار چهار قرن قبل نوشته شده باشد. نگاه دقیق از سر کنجکاوی بر مجموعه های تصویری و اظهار نظرهای موجود بر لت نوشته های قرآنی و نیز منظور داشتن این مبحث مکمل، تکلیف دو نکته اولیه و اصلی را بی ابتلا به اما و اگر معلوم می کند: نخست این که حتی برای دو نمونه از این دست نوشته های قرآنی در هر مقایسه ای نمی توان کاتب منفرد و یکسانی تصور کرد و مهم تر از آن، نمی توانیم اثبات کنیم که دو نمونه از این مجموعه ی پر تعداد پوست نوشته های قرآنی را با ابزار واحدی نوشته اند! و بالاخره دعوت به دیدار از آن ها با این نیت است که دریابید کاتب هر یک از این پوست نوشته ها حتی با رعایت نهایت دقت و کوشش آمیخته با احترام نتوانسته است دو حرف الف را با نمای واحدی بر صفحه پرگامنت مقابل خود بنشاند.

دست نوشته ای از تورات، با تخمین نگارش در قرن چهارده میلادی  

دست نوشته ای از انجیل، با تخمین نگارش در قرن چهارده میلادی  

 آن چه را تا قرن دهم هجری، از مخطوطات اسلامی و قرآنی، اعم از پاپیروس و پوست نوشته یافته ایم، و در میان آن ها حتی سطری از کتابی در هر زمینه نیست، با فصاحت تمام گوناگونی ابزار نگارش آن ها را اعلام می کند. این تمایزات تا به حدی است که تصور نگارش با هر قطعه حصیر و شاخه نازک درخت و چوبک خلال دندانی را جایز و نبود مطلق ابزار یکسان و استاندارد نوشتن را محرز می کند، تا بدان جا که عدم امکان کنترل این گونه قلم های من درآوردی، نقش دو واو همسان را حتی در متنی واحد، ناممکن کرده است. حالا به دو دست نوشته زیر از تورات و انجیل دقیق شوید که از صفخات ۳۷ و ۸۴ کتاب نفیس و نایاب در آغاز کلمه بود برداشته ام که به معرفی نسخ قدیم تورات و انجیل پرداخته است. باید سئوال کنیم این انجیل و تورات مانده ار هفت قرن پیش را، با چه ابزاری نوشته اند، هنگامی که کاتبان غربی سه قرن پیش، در مقامات گوناگون و حتی کشیشان، برای نگارش، قطعه ای پر را به جای قلم به دست گرفته اند؟! اگر با حوصله بیش تری به این دست نوشته های تورات و انجبل دقت کنید با حیرت تمام شمایل هر حرفی را در سطور مختلف، کاملا و چنان که با شابلون درآورده باشند، یکسان می بینید!!؟ اگر این دو برگ از قدیم ترین نسخه های به جا مانده از تورات و انجیل است و می دانیم ابزار تحریر چنین الگوهای دقیقی از حروف لاتین در زمانی این همه دور در اختیار کاتبان کنیسه و کلیسا نبوده ولی با بدوترین خط ناخوانای عرب، افزون بر هزار سال پیش، لت نوشته های قرآنی به جای مانده و کهنه ترین بقایای نوشتاری تورات و انجیل این صفحه های نونوشته و تی تیش مامانی و قلابی است، پس درست گفته ام که تورات و انجیل های موجود نسخه های قدیم ندارند و اینک با ورژن سوم و چهارم آن ها مواجهیم، که بر سبیل نیازهای سیاسی و اقتصادی زمان، از سوی سران کنیسه و کلیسا، تجدید مطلب شده اند! کافی است این نکته را نیز در سئوالات خود بگنجانیم که حتی اگر این صفحات رنگین را بقایایی از تورات و انجیل ۷ قرن پیش بیانگاریم آن گاه سبب فقدان نظایر آن ها، که مثلا ۱۵۰۰ سال پیش مکتوب شده باشد، چیست؟! (ادامه دارد)  

ارسال شده در یكشنبه، ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۱۷ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان