ایران شناسی بدون دروغ 247، نتیجه 55، بررسی کتاب شهرهای ایران در دوران قاجار، 1

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۲۴۷

اگر مراجعه کننده به انبوه نوشتارهای پیشین، با صورت حقیقی تاریخ و فرهنگ مردم شرق میانه آشنا نشده بود و چند یادداشت نهایی در پیش هم نتوانست مرکزی را به او بشناساند که کارگردانان آن به وجهی وقیحانه هستی و هویت مردم این منطقه را بازیچه پنداشته اند، پس بگذارید به راه خود رود و اصطلاحا نان و ماست خود بخورد، که اهل کوچه و راسته حقیقت طلبان نیست و فرصت می طلبد و بهانه می جوید تا از جمع بنیان اندیشان بیرون زند. اینک با سجده شکر از مدد الهی در عرضه نظر، اعلام  کنم  به چند یادداشت پایانی مدخل ایران شناسی بدون دروغ وارد شده ام و به حقیقتی می پردازم که موجب فروغ چشمان و کوری ابصار دیگری خواهد شد.      

 

این نقش روی جلد کتابی است که مستند نهایی برای اثبات درستی آن همه مدخل نوگشوده قرار داده ام. کتابی کاملا رسمی که به سعی میراث و دانشگاه شهید بهشتی، و به همت یک هیئت مولف، از اسناد پستوهای دولتی بیرون کشیده اند و صحت کلی داده ها و مستندات آن قابل تردید نیست.

«شهرهای ایرانی با پشت سر گذاردن رویدادهای جهانی در دو قرن اخیر دگرگون شده و چهره اصیل آن ها در پس غباری از دست آوردهای روزافزون امروزی مکتوم مانده است به طوری که کم تر می توان خطوط اصلی آن ها را بازشناخت». (هیئت مولفین، شهرهای ایران در دوره قاجار، ص 5)

زبان مقدمات کتاب، در پی اثبات تحولاتی است که در دو قرن اخیر شامل ظواهر فنی شهرهای ایران شده و ساختار معماری آن ها را برهم زده است. طبیعتا کتاب از امکانات تصویری حاصل ظهور ابزار عکاسی سود نبرده و خود حکایت قابل برداشت تاریخی دیگری است که معلوم می کند در قریب دو قرن پیش، هیئتی از نقشه برداران، ارتش تزار، سال های متمادی، بدون احساس مزاحمت های دولتی و رسمی و مرکزی و محلی، شهرهای اصلی ایران را برای مقاصد اطلاعاتی و نظامی روسیه، مساحی و نقشه برداری کرده اند! مطلبی که به تنهایی بی صاحبی این سرزمین را از پوریم تا حوالی تحولات مشروطه خواهی اثبات می کند.

«سفرهای شاه قاجار به فرنگ، نقطه عطفی در گزینش ظواهر پیش رفته اجتماعی و هنری اروپائیان گردید و خیال همباز شدن با پیشرفت های علمی اروپا را در سر می پرورانید ولی چون زمینه های اجتماعی – اقتصادی تولیدات فرهنگی فراهم نبود تنها به انعکاس ظواهری از هنر و معماری غربی در بناهای دربار سلطنتی بسنده شد و در برخی از موارد سرکردگان حکومتی به تقلید از دربار و در رقابت با یکدیگر ترکیبی از معماری سنتی با جزئیات هنر وارداتی را پدید آوردند، که با رواج آن جلوه تازه ای در معماری ایرانی ظاهر گردید. به موازات این تحولات ظاهر فریب، معماران سنتی این دوره راه تعالی می پیمودند و در ادامه گذشته درخشان معماری سنتی و اعتبار شهرهای ایرانی به خلاقیت های تازه ای در ترکیب و سلسله مراتب اندام های شهری پرداختند. محله های مسکونی رنگ و بویی تازه می یافت و هر یک بر حسب موقعیت شهر و نیاز های اجتماعی تجربه می شد. عرصه های متنوع بازارها با فضا های فرهنگی آموزشی و بنا های مذهبی به نحوی شایسته در هم آمیخت و مساجد سلطانی در شهر های بزرگ و در جای مناسب شکل گرفت. تکیه ها و حسینیه ها و زینبیه ها در عرصه های خدماتی مراکز محله های جدید در اشکال گوناگون و چند عمل کردی پدید می آمد». (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 5)

بفرمایید و در باغ پر از خاشاک و نهال سن زده و علف های هرز بررسی های معماری ایران سیاحت کنید. مقدمه نویسان کتاب، با کمال حیرت، معماری میانه ی عهد قاجار را تلفیق و جلوه ای از ترکیب ابنیه سنتی و غربی شناسانده است و اگر هریک از بناهای دویست سال پیش تا عهد رضا شاه را، که عمدتا میراث قاجاری در تهران و شیراز است، زیر ذره بین بگذارید، حتی گوشه ای یادآور معماری سنتی ایران در آن نخواهید یافت، زیرا اصولا گفت و گو از معماری بومی و ملی ایران، از زمان بروز فاجعه ی پوریم تا دو سه قرن پیش فاقد نمونه و وجاهت است. آن چه در نقل بالا مورخ را دچار افسون زدگی می کند، آن اشاره مقدمه نویس کتاب، به تاثیری است که مسافرت شاهان قاجار در پیدایش بناهای بازار و مساجد و حسینیه ها باقی گذارده است!!؟ 

 «در کتابی که در پیش رو دارید مجموعه ای از نقشه ها ی شهر های ایرانی را خواهید دید که در نیم قرن اول حکومت قاجاریه توسط افسران نظامی روسیه تزاری به منظور ثبت و ضبط اطلاعات اجتماعی و فرهنگی برای بهره برداری های نظامی و سیاسی فراهم شده است و اغلب آن ها حاشیه نویسی مفصلی به زبان روسی دارد. مجموعه نقشه ها که اغلب شهر های مهم ایران را شامل می شود در زمان خود با دقت فوق العاده تهیه شده و گفته می شود نقشه های اصلی رنگین کار شده اند و از لحاظ فنی و هنری نیز شایسته تحسین اند. با این ترتیب هر یک از آنها سند منحصر به فردی از تاریخ معماری و شهرسازی ایرانی بشمار می آیند.» (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 7)

ظاهرا ترتیب دهندگان کتاب تنها مجذوب مقدمات فنی و هنری اریژینال های نقشه برداری روس ها از شهرهای بزرگ ایران بوده اند و به آشوبی توجه نداشته اند که این نقشه ها در برداشت تاریخی قرون اخیر و کل تاریخ نویسی رسمی موجود، برپا می کند. مطلبی که برای نخستین بار در این یادداشت های نهایی به عنوان شاهد صالح و مقتدری بر صحت تمام داده های مجموعه نوشتارهای تاملی در بنیان تاریخ ایران ارائه خواهم داد.

«تهیه نقشه های این مجموعه با همیاری آقای پروفسور شامیل فتح اله یف (رئیس وقت انستیتوی معماری و آکادمی علوم باکو و رئیس آکادمی بین المللی معماری کشور های شرقی) امکان پذیر شده است. کما اینکه پیش از این اطلاعاتی از وجود این نقشه ها در دست نبود. ایشان میکرو فیلم نقشه ها را بمنظور بررسی و مطالعه معماری و شهر سازی دوره قاجار جمع آوری کرده بودند و از همین جهت نتیجه تحقیقات خود از بررسی نقشه ها را برای چاپ انتشار در ایران ارسال داشتند. لازم به اشاره است که میکرو فیلم نقشه ها و متن تحقیق یاد شده ارمغان سفر آقایان بهرام قدیری و دکتر فرهاد فخاری تهرانی از شرکت در «سمینار بین المللی معماری کشور های شرقی» است. برنامه معرفی نقشه ها و ترکیب کتاب حاضر کار مشترک دانشگاه معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی و سازمان میراث فرهنگی کشور است که با حمایت اقای دکتر هادی ندیمی و آقای مهندس سراج الین کازرونی و با نظر هیأت علمی نظم گرفته است.» (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 7)

پس کتاب شهرهای ایران در دوره قاجار به راستی صاحب پدر و مادر است و با سایر لفاظی ها، در همین موضوعات که بی ارائه اسناد سالم و لازم، از عهد داریوش و خشایار هخامنشی در باب شهرهای ایران به وجهی درهم و برهم همانند نمونه زیر نوشته اند، به کلی متفاوت است.

«فلاندن و کٌست، دیولافوا و بسیاری دیگر، از آثار معماری وشهرسازی و به طور کلی از آثار تمدن دنیای کهن نقشه های ارزنده ای فراهم آوردند که به جز ارزش تاریخی، هنر ایشان ارزش مضاعفی را پدید آورده است که به نوعی از درجه و اهمیت علمی والایی نیز برخوردار است تا جایی که بسیاری از آثار ایشان جزو ارزش های ملی و فرهنگی کشور محسوب می گردد». (هیئت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 12)

پیش تر به صورت نقاد به رسامی هایی وارد شده ام که سیاحان غالبا دروغین غربی از مدارج معماری بومی و ملی ایران فراهم داشته اند و معلوم شد آن نقاشی های بی اساس تا چه حد ملهم از ذهنیات و مغایر با بقایای موجود بود. 

«مدارک تصویری بی همتایی از شهرهای ایرانی در این کتاب معرفی شده است که طی نیم قرن از حدود یکصد و هفتاد پنج سال پیش با قدم شماری و وسایل نقشه برداری آن زمان در چند نوبت توسط نقشه برداران نظامی روسی به منظور ثبت و ضبط اطلاعات نظامی برداشته و ترسیم شده است. در نگاه اول می توان از این نقشه ها چنین دریافت کرد که: در آن زمان شهر های ایرانی همچون روزگاران کهن دارای برج و بارو و ارگ به ویژه باغ های میوه و گل بوده و حال و هوای سیمای عمومی شهر و همچنین توالی و تقسیمات داخلی و سلسله مراتب عملکرد عرصه های شهری با ترکیبی از نظام شهر های دوره های اسلامی و حتی پیش از آن قابل مقایسه به نظر می رسد». (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 9)

به راستی نمی توان منظور مقدمه نویس را از ترکیب لفاظانه «نظام شهرهای دوران اسلامی» درک کرد، زیرا یافتن یک شهر ایرانی تا قرن دوازدهم هجری و مقدم بر دورانی که در همین توصیفات دست و پا شکسته کنونی از برآمدن اصفهان و کاشان گفته اند، از صورت حال کوچک ترین شهر اسلامی در ایران سخنی نمی توان گفت. مطلبی که در دنبال بدون هیچ مشکل و کمبود اسناد به اثبات خواهد رسید.

«اما نقشه برداری زمینی از شهر های ایرانی که توسط نقشه برادران نظامی ارتش روسیه صورت پذیرفته است از یک سو از لحاظ نظامی دقیق و قابل محاسبه و ارزشمند و به لحاظ هنری شایان توجه است و از سوی دیگر زنجیره ای از پرسش های گوناگون را پیش می کشد که به دنبال یکدیگر می آیند و بدون توریق تاریخ از پیش اندیشه ای بر آن متصور نیست». (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 9)

متن بالا در لفظ عوام، از صدای افتادن دو قرانی مقدمه نویس خبر می دهد که ظاهرا از آسیبی با خبر است که انتشار نقشه شهرهای ایران در اوائل عهد قاجار در برداشت های تاریخی تولید می کند و چنان که می خوانید از سئوالاتی می گوید که انتشار این نقشه ها در اندیشه محقق می رویاند و صد البته از طرح پرسش ها ابا دارد و گریبان اندیشه اش را از پرداختن به آن ها آزاد اعلام می کند!

«روسیه در جنگ های 1813 و 1828 میلادی و تحمیل معاهده گلستان و ترکمان چای شهر های شمال غربی و شمال شرقی ایران را اشغال و ضمیمه خاک خود نمود و انگلیسی ها با اشغال جزیره خارک و بندر بوشهر طی معاهده پاریس در 1857میلادی. ایران را مجبور کردند از افغانستان چشم بپوشد و هرات را تخلیه کند». (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 10)

به راستی حکایت دردآوری از خواب آلودگی صاحب تظران خودی و لودگی تاریخ پردازان اورشلیمی در تنظیم و تحریر هدفمند تاریخ ایران تا همین بیخ گوش ماست. زیرا کسی تاکنون از خود نپرسیده است در سرزمینی که تا ماقبل دوران قاجار، چنان که به دنبال اسناد تقدیمی، به خواست خدا اثبات خواهد شد، فاقد دولت مرکزی و شهر و روابط تولیدی و حتی حضور اولیه ی اقوام است، به طوری که مسجد شیخ لطف الله اصفهانی و شاه عباسی اش را به زمان رضا شاه ساخته اند و در اوج قدرت قاجار، نقشه برداران ارتش تزار، بدون برخورد معارض، سرزمین تحت لوای دربار سلطان قدر قدرت را قدم زنان و با مقاصد بهره برداری نظامی مساحی می کنند، از چه زمان و چه گونه و با دست چه کسی صاحب قفقاز و گرجستان و افغانستان شده است که روس و انگلیس از آنان بربایند؟!! و به عنوان نمونه مطلبی را بخوانید که معلوم می کند روسیه تزاری در زمان انعقاد عهد نامه  گلستان، یعنی سال عقد آن قرارداد، به چه حال و روزی دچار بوده است؟!

«جام جم ان لاین: 197 سال پيش در روز 15 سپتامبر سال 1812 ميلادي يك روز پس از ورود فاتحانه ارتش عظيم ناپلئون اول ، امپراتور فرانسه به مسكو آتش سوزي هاي وسيعي در اين شهر رخ داد و شهر مسكو كه ساكنانش قبلا تخليه شده بود در آتش ويران شد . دستور افروختن حريق را كنت رستو پشين، حاكم مسكو صادر كرده بود تا از استقرار ارتش بزرگ ناپلئون ، امپراتور فرانسه در اين شهر جلوگيري كند.

          

ناپلئون در راس يك ارتش عظيم 500000 نفري در ماه ژوئن سال 1812 ميلادي وارد خاك روسيه تزاري شده بود. ناپلئون و ارتش نيرومندش بدون آن كه نيروهاي روسي بتوانند در مقابل آن ها مقاومت كنند در خاك روسيه پيشروي مي كنند. آن ها در سراسر مسير خود با سرزمين هاي سوخته مواجه مي شوند. ناپلئون در ابتداي ورود به روسيه متوجه تاكتيك جنگي مارشال كوتوزوف فرمانده ارتش روسيه تزاري نشد . كوتوزوف از مصاف مستقيم با ناپلئون خودداري كرده و براي محروم كردن لشكر عظيم ناپلئون از تداركات، تمام روستاها ، دهكده ها و كشتزارهايي كه در مسير او بودند را تخليه و تخريب مي كرد. ناپلئون پس از اشغال شهر ويلينيوس در ليتواني در 28 ژوئن متوجه تاكتيك دشمن شد كه قصد داشت با كشاندن لشكر عظيم ناپلئون به عمق خاك روسيه آن را فرسوده کند». (جام جم، ۲۲ دی ماه ۱۳۸۸)

شاستاکوویچ برای ماجرای آتش زدن عمدی مسکو و دهات و شهرهای در مسیر ناپلئون، یک سمفونی بی نهایت قدرتمند به نام سمفونی ۱۸۱۲ دارد که تقلید صدای غرش توپ ها در آن شنونده را در میان صحنه های آن جنگ قرار می دهد. تاریخ از بی تحرکی بین المللی دربار تزار برای ترمیم لطمات حاصل از حمله ناپلئون به روسیه تا ۲۰ سال پس از شکست ناپلئون و بازگشت او به فرانسه خبر می دهد، اما برای ما گفته و نوشته اند که در همان دورانی که تزار و لشکرش با آتش زدن مسکو از مقابل ارتش ناپلئون عقب می نشسته اند، در جای دیگر مشغول انعقاد عهد نامه ی گلستان با ایرانیان شکست خورده بوده اند؟!! آیا کدام را دروغ بپنداریم، حمله ناپلئون به روسیه را، سوزاندن مسکو را و یا تسلیم ایران به روسیه و قرار داد و عهد نامه گلستان و یا همگی را؟!  

«تهیه نقشه از شهر های ایرانی توسط کارشناسان فنی رسته نظامی روسی نتیجه برنامه های توسعه طلبانه ای است که به جنگ های محلی بزرگ و کوچک و تحمیل معاهده هایی گران انجامید که اغلب نتیجه رقابت های سیاسی و اقتصادی کشور های اروپایی برای سلطه اقتصادی و فرهنگی در منطقه بوده است». (هیت مولفین، شهرهای ایرانی در دوره قاجار، ص 10)

باز هم با افاضات و شعارات رو به روییم، زیرا تهیه نقشه از شهرهای ایران برابر اعلام مندرجات منضم به هر نقشه به تقریب و تدریج در فاصله زمانی ۱۸۲۰ تا ۱۸۵۵ صورت گرفته، که جنگ و معاهده ای در کار نبوده است! آیا به راستی تکلیف محقق در میان این همه ادهاهای کج و کوله تاریخی و فنی چه گونه تعیین می شود؟! (ادامه دارد)

ارسال شده در جمعه، ۰۲ بهمن ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۸ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : مهران حقيقت
شنبه، ۰۳ بهمن ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۵
 
سلام عليكم

بي صبرانه مباحث جديدتان را دنبال مي كنم.
خسته نباشيد استاد.

 
نویسنده : رامین ع
جمعه، ۰۲ بهمن ماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۳
 
امروز از یک شخص از کشور ترکیه شنیدم که در لندن چهار طبقه مترو هست که پایین ترین طبقه آن هنوز ریل گذاری نشده.جالب توچه اینجاست که این طونلها را کارگران هندی کار کرده اندو همجنین فاضلابهای شهر لندن را . ان هم در چند ده سال پیش یعنی همانند نوشته های شما واقعا هندی ها استسمار شده اند.!!!!

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان