ایران شناسی بدون دروغ 205، مقدماتی بر نتیجه، 13، نگاهی به تاریخ و آثار اسلامی ترکیه، 2

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۲۰۵

در حین گفت و گو از سرزمین ترکیه، شاید کسانی موقعیت کنونی آن را در نظر آورند که بر صورت خود ماسک اروپاییان را گذارده، به شمایل آنان گریم کرده و به لطف دیدنی های تاریخی بازمانده از امپراتوران تبعیدی هلنیست، و اقلیمی سرشار از شگفتی های طبیعی و سواحل تفریحی دو دریای سیاه و مدیترانه، اینک کشوری است با ثبات و بالنسبه مرفه، که از مدیریتی روی هم رفته ملی و دل سوز و با برنامه برخوردار است. تحولات تدریجی در پنجاه سال اخیر، ترکیه را از کشوری مفلوک و به کلی کم جمعیت و گرسنه و بی مهارت های فنی و سواد، که نیروی کار آزموده و ناآزموده، فوج فوج از آن می گریختند و به اروپای در حال ترمیم زخم های جنگ جهانی دوم برای ارتزاق پناه می بردند، پول رسمی آن در هیچ کشوری ارزش مبادله نداشت و اختلافات سیاسی و اجتماعی و قومی شیرازه امکانات آن را شکافته بود، به سرزمینی بدل کرده است که برای پیوستن به جرگه ی دولت های اروپایی می کوشد! با این همه ترکیه هنوز هم کشوری است با سیستم سیاسی بسته که زیر بنای فرهنگی آن بسیار متزلزل است. در ترکیه چشم و گوش نظامیان تحولات را سخت می پاید و لائیک ها و آتاتورکیست ها از گسترش اندیشه های نوین آزادی خواه و اسلامگرا به شدت می هراسند.

«پس از کودتای ۱۹۸۰ و به ویژه قانون ۱۹۸۱ اجازه دخالت های گسترده ی دولت در مسائل دانشگاهی به تصویب رسید و رهبران نظامی به بهانه ی آن که فعالیت های سیاسی دانشگاه ها مغایر با سیاست های مملکتی و امنیت داخلی کشور است، از سال ۱۹۸۲ قوانین سختی را برای تحصیل در مقاطع عالی به اجرا گذاردند. برای مثال به صراحت در قانون آمده است که رییس جمهور می تواند روسای دانشگاه ها، دانشکده ها و اساتید را برداشته و جریان انتخاب دانشجویان در کنار برنامه ریزی برای گسترش دانشگاه های جدید را نیز زیر نظر دارد. قانون آموزش عالی تمام اساتید و دانشجویان را از وابستگی و یا کار برای احزاب سیاسی منع کرده و در تمام دانشگاه ها برنامه استاندارد کردن رشته های تحصیلی را به اجرا گذارده است».
(دکتر محمد اخباری، ترکیه، ص ۱۰۶)

در حقیقت ترکیه ی بدون زرق و برق های جاذب توریست، هنوز هم سرزمینی عقب مانده، قرون وسطایی، غیر دموکراتیک و با درصد بسیار بالای بی سواد است که برنامه ریزان فرهنگی آن، به جای چاره جویی مواظب اند تا کسی با حجاب به کلاس درس وارد نشود و به تحقیق ترکیه ی صد سال پیش، مملو از مخروبه های دهقانی و محروم از روابط ملی قابل اعتنا و رویت بود، که بنا بر داده های بریتانیکا و چند مرجع دائرة المعارفی دیگر و از جمله دائرة المعارف بزرگ اسلامی، در سال ۱۹۱۹، یعنی ۹۰ سال پیش، قبل از فروپاشی دولت عثمانی، زمانی که تهران شهرکی با ۲۵۰۰۰۰ نفر جمعیت بود، آنکارا یک دهم آن یعنی فقط ۲۵۰۰۰ نفر ساکن داشته است! ولی زمانی که به اسناد در دسترس رجوع می کنیم، به طور دربسته ای تمام آن ها را در اعلام جمعیت استانبول در زمان سقوط عثمانی، خاموش می بینیم، زیرا اعلام جمعیت واقعی استانبول در ۹۰ سال پیش تمامی افسانه های تاریخی موجود در باب تصرف و اهمیت آن شهر را بر باد می دهد. مثلا دائرة المعارف جدید التدوین بزرگ اسلامی گرچه صفحات بسیاری را در شرح قصه های مربوط به دوران های دور آن شهر برجسته کرده، اما در باب جمعیت تاریخی آن به کلی الکن است، دهخدا در حوالی سال های پایانی جنگ جهانی دوم جمعیت استانبول را ۷۴۰۰۰۰ نفر اعلام می کند، که با جمعیت تهران در همان زمان برابر است، اگر جریان سیل آسای انتقال خانواده ها از روستا به شهرهای ترکیه را به علت افزایش طاقت فرسای فقر در دهات و گسترش امکانات شهرها در نظر بگیریم، که تابلوی مختصری از آن در نقل زیر منعکس است، جمعیت استانبول در پایان جنگ جهانی اول و آغاز فروپاشی به اصطلاح عثمانی، منطقا باید که حد اکثر در حدود صد هزار نفر بوده باشد، که آن را از تهران اواخر دوران قاجار بسی محدود تر و مختصرتر می کند.

«در حال حاضر، (سال ۲۰۰۰)، ۲۵ درصد جمعیت ترکیه در بیش از ۳۶ هزار روستا زندگی می کنند که نسبت به سال ۱۹۵۰ که جمعیت روستایی در حدود ۸۲ درصد بوده، ۵۷ درصد کاهش داشته است. پدیده رشد شهرهای ترکیه از دهه ی ۱۹۵۰، سالانه برابر با ۱۸ درصد بوده که در سال ۱۹۹۵ به ۶۵ درصد رسیده که در نتیجه ی مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است. در فاصله ی سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲تعداد شهرهایی که بیش از پنجاه هزار نفر جمعیت داشت، از سی به چهل شهر افزایش یافته و در حال حاضر ۲۳ درصد از کل جمعیت در سه شهر استانبول و و ازمیر و آنکارا زندگی می کنند».
(دکتر محمد اخباری، ترکیه، ص ۹۸)

برای جمعیت کل ترکیه در سال ۱۹۲۰ و در پایان جنگ جهانی اول، ده میلیون نفر آمار داده اند و اگر این احصاء را با نسبت ۸۵ درصد جمعیت روستایی در آن زمان بشماریم، جمعیت شهری ترکیه در آغاز سقوط عثمانیان فقط یک و نیم میلیون نفر می شود که باید در میان لااقل سی شهر کوچک و بزرگ آن کشور تقسیم کنیم. مورخ برای اثبات نوساز بودن استانبول تنها اتکاء به این دلیل را کافی می داند که استانبول از زیر ساخت و استراکچر معماری رومن برخوردار نیست و نمی تواند به وسیله امپراتوران هلنیست پایه گذاری شده باشد، سراپای بافت کهن آن شهر تقلیدی از معماری اروپای شرقی است که می کوشد از نمایه های اسلامی نیز بی نصیب نماند. بی شک اگر شهری در اشعار لامارتین و در پریشان بافی های ولگرد بی هویتی چون ابن بطوطه شرح می شود، از آغاز بر هستی آن مشکوک شوید، چنان که ستایش گوته از حافظ مکر و مهر دیگری است بر ثبتی جاعلانه در برگ نوشته ای از فرهنگ آدمی، به قصد جان بخشیدن به شاعر موهومی فاقد مستندات. حاصل این که ترکیه را در حوالی سقوط عثمانیان بی مایه تر از آن می بینیم که بتوان پایتخت سرزمینی بهره برده از جبروت طولانی و گسترده ی چنان امپراتوری گفت، که از شمال آفریقا تا بالکان را در اختیار داشته و اداره می کرده است! به راستی آفرینش متنوع تحرکات نظامی لاینقطع و به جان هم انداختن دروغین همسایگان دور و نزدیک، در سراسر تاریخ سردستی و کنیسه و کلیسا نوشته موجود، از پس قتل عام پوریم تا همین چند قدمی ما، شاه کاری در کلاشی فرهنگی و تمرین های متعددی در نمایش قدرت جاعلین است.  

اینک با توان و تکیه گاه مادی و ایمانی نیروهای در حال تقابل روم غربی و شرقی، در یک دوره ی طولانی، به میزان لازم آشناییم و آثار و علائم کافی از حضور صاحبان جدید روم، یعنی کشیشان و کلیسا و نیز معابد هلنیستی بسیار شکوهمند و هنوز بر سر پا در سرزمین های شرقی روم و به ویژه ترکیه را در اختیار داریم. ظاهر تاریخ چنین ادعا دارد که قدرتمندان هلنیست روم شرقی را شهسواران قاطر سوار سلجوقی، قریب هزار سال پیش، از ترکیه فراری داده و در طی یک سلسله تحولات طولانی گوناگون، که مملو از تصاویر کارتنی است، سرانجام مهار اداره و امور ترکیه به دست امپراتوران آل عثمان افتاده است، که آنان را از راه نمایش یک سلسله تابلوهای نقاشی غربی می شناسانند، اما اگر سئوال کنیم این سلجوقیان و غیره از کدام شهر یا مرکز تجمع شرقی با قصد بیرون راندن هلنیست ها، عازم ترکیه شده، از چه امکانات مادی برخوردار بوده، در کدام شهر روم شرقی ساکن شده و توپ های شان را در چه کارخانه و با چه مارکی می ریخته اند، در پاسخ فقط قبر قلابی طغرل سلجوقی در شهر ری را به ما نشان می دهند و اگر سئوال کنیم این سلجوقیان و عثمانیان در کدام تحول منطقه ای، چه گونه و در چه زمان مسلمان شده اند، پشت گوش شان به خارش می افتد. مورخ برای دست یابی روشن تر و قابل اعتنا تر به درستی و یا نادرستی این افسانه سازی ها، مسیر دیگری را در مقابل می گذارد که عبور از آن نه فقط سهل تر که مطمئن تر است، با این یادآوری که وفور موزه ها در ترکیه مثل زدنی است و تقریبا تمامی آن ها که گردش تاریخ را نمایش می دهند خرده ریزهای قابل انتقال هلنیست ها را از سنگ قبر تا دیوار و کف سازی سرامیکی، عرضه می کنند و البته موزه ای اسلامی که بر سبیل نام آن باید بقایای دارایی ترکان سلجوقی و عثمانی را به جست و جو گران قضیه بشناسانند. موزه ای است در انتهای بنای مسجد ایاصوفیه که قریب هزار متر با آن فاصله دارد. می گویند بنا در زمانی نامعین کاخ یکی از سلاطین عثمانی بوده، هرچند که با صدها نشانه کاملا نوساز بودن آن را می توان اثبات کرد ولی اینک در وادی دیگری به سر می بریم، که زمان ساخت این موزه را در بر نمی گیرد. در آغاز تختی گذارده اند که برابر معمول نشستنگاه سلطانی بوده است ، سپس فرش هایی را نشان می دهند که آن سلاطین بر آن قدم می گذارده و در میان شان نمونه های بافت ایرانیان نیز موجود است!!! آن گاه جواهرات و نشان های همان سلاطین را چیده اند و کار این موزه ی معرف تاریخ اسلامی ترکیه تمام می شود تا به قسمت مخصوص بروید که واقعا اسباب شرمندگی هر مسلمانی است.

 

شمشیرهای اختصاصی پیامبر برابر نمایشی که در موزه ی اسلامی ترکیه تدارک دیده اند

مسئولان فرهنگی و موزه داران ترکیه معتقدند که این شمشیرها را زمانی پیامبر اسلام بر کمر می بسته است؟!! لحظه ای تامل کنید که اوضاع تا چه میزان بیرون از اختیار و مهار مسلمین واقعی شده است. آن ها که این شمشیرهای مطلا و نگین آذین را به پیامبر می بخشند، گرچه مسلم است با آیه ای از قرآن هم آشنا نبوده اند، بل در این مقیاس نیز بهره ی عقلی نداشته اند که پیامبری حاوی دستورات برابری اگر با چنین شمشیر بر کمر مثلا در مسجد نمایان می شد، هیچ مومنی را در اطراف خود نمی یافت. راستی را باید کسی از مسئولین مربوط در ترکیه سئوال کند که نمایش این شمشیرها چه گونه و از چه راهی به شناخت تاریخ اسلامی ترکیه و یا حتی مطلق تاریخ اسلام کمک می کند، حتی اگر بدون معارضه بپذیریم که این ابزارهای مفاخره ی حکومتی و نظامی و مال اندوزی و افاده فروشی، زمانی بر کمر پیامبر اسلام بسته بوده است؟!!     

صندوقچه ای که بر مبنای ادعای موزه گردانان ترکیه در آن عبای پیامبر نگهداری می شود.

این یکی واقعا به اتاق لباس اپراها می ماند. می گویند در این صندوقچه عبای پیامبر نگهداری می شود. اگر بپرسیم پیامبر بر اساس چه وصیتی عبای خود را به سلاطین عثمانی بخشیده است، مطلب از مهار یک گفت و گوی جدی خارج می شود و به بخش هزلیات می پیوندد. این که عثمانیان این عبا را کجا یافته و از چه مسیر تعلق آن به پیامبر اسلام را استفسار کرده اند، توضیح و تفسیر و پاسخ دهنده ای یافت نمی شود، اما برای گروهی این فایده را دارد که لباس اسلام را از آغاز همین کسوت ظاهر ملایان و مولویان و حکمای کنونی عرب معرفی کنند.   

ظرفی که بنا بر قول موزه داران ترکیه در آن موی ریش پیامبر نگه داری می شود.

چه گونه جرات کرده اند چنین مسخره بازی آشکاری را بدون شرم به صحنه و ملاء عام بکشانند. فقط می پرسم اگر این موها از ریش پیامبر نباشد، که به صد حکم عاقلانه نیست، آن گاه چه چیز را به جای موی ریش پیامبر گذازده اند؟ آیا تشریفات رسیدن این بسته ی کوچک مو به موزه ی اسلامی ترکیه را چه گونه بپنداریم؟ پیامبر را مجسم کنیم که بریده هایی از موی ریش خود را امانتا به کسی سپرده، تا قرن ها بعد به عثمانیان برساند؟ و آیا تعلق و یا بی ارتباطی این تارهای مو به پیامبر خدا، ربطی به تاریخ ترکیه و یا اسلام دارد که یک موزه اسلامی آن را در برابر معبد آرتمیس و هالیکارنوس هلنیست ها علم کند؟

  

این هم قالب جای پای پیامبر. رسولی که ظاهرا پیوسته با پاهای برهنه، همان شمشیر زرین برکمر و عبای یادگاری به دوش، بر خاک می رفته است تا دستورات نظافت اسلامی را ندیده بگیرد و نماینده ای از موزه ی اسلامی ترکیه، در پی آن حضرت برای پر کردن غرفه ای از موزه ی خود روان بوده، تا سرانجام این جای پای بی نقص پیامبر بر گل را شکار کند تا توریست های ترکیه با شمایل جای پای پیامبر و از طریق آن احتمالا با آموزه ای قرآنی آشنا تر شوند!!! آیا در این موزه ی اسلامی یک یافته ی مطمئن تاریخی از این همه امپراتوران عثمانی، مثلا مهر و سجعی تاریخ دار که سلامت آن قابل اثبات باشد نیز یافت می شود، خیر؟!!! (ادامه دارد) 

ارسال شده در چهارشنبه، ۲۱ اسفند ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان