ایران شناسی بدون دروغ، 172

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۱۷۲

کم ترین حاصل بازبینی کتاب ایکناسیو اولاگوئه، ممکن کردن این برداشت است که تاریخ اسلام موجود در برابر ما، مجموعه ای از تصورات خام غیر مستند و مملو از اسامی و اشخاص و ماجراهایی است که به قول آن شیخ مرحوم و بزرگوار و بدعت شکن، علامه مرتضی عسکری، حتی اسامی صحابه ی پیامبر آن نیز ساختگی است، تا چّه رسد به سرداری که ظاهرا اسپانیا را فتح کرده است. اگر از یاد نبریم که می گویند مکتوبات کنونی در باب حواشی دین بزرگ اسلام، قرن ها پس از نزول قرآن مبارک و در زمانی تدارک شده که هنوز خط بالغ عرب تدوین نشده بود و اگر مجموعه ی اطلاعات غیر قرآنی موجود را، از میان کتبی با چنین مشخصات و زمان تالیف برداشته ایم و اگر دورترین ماجراهای سیاسی - نظامی اسلام، مشحون از خیال پردازی هایی است که در باب تسخیر ایران و اسپانیا به دست سواران و پیادگان بی رحم عرب می شنویم، پس مورخ محق است، بیرون از متن امین و دقیق قرآن، کلامی را نپذیرد و حتی در مدت عمر پیامبر و آغاز و درازای زمان بعثت و دیگر اجزاء و اسامی مندرج در این تاریخ، که سخت بدیهی می پنداریم، تشکیک کند. دانسته هایی که در دست محقق و مورخ چون موم در برابر آفتاب نرم می شود و در اساس جز ابزاری برای افتراق میان مسلمین و دست مایه گرمی بازار منبریان و دیگر کسانی نیست که ظاهرا در باب صحت دریافت های خود کم ترین کنجکاوی و تردید نداشته اند.  

«غالب مورخان بر این اعتقاد بوده اند و هستند که شبه جزیره ی ایبریا به وسیله ی ساکنان حجاز فتح شده است. هیچ یک از آنان به خود زحمت نداده است که فقط یک نقشه ی جغرافیا را بگستراند و مسیر و فاصله ی بین این دو سرزمین را مورد بررسی قرار دهد. هیچ یک از آنان درباره ی موانع طبیعی این مسیر و الزامات مادی این قاره پیمایی جنگی کوچک ترین پرسشی از خود نکرده است. مورخان و خوانندگان شان، همواره تحت تاثیر یک پیشداوری هزار ساله بوده اند که همچون ابری ضخیم بر طرز تفکر و بر آموزش های جانب گیرانه ی آن ها سایه افکنده است. فقدان حس نقد و تحلیل در اثر ضرورت های زندگی روزانه به صورت یک رسم و آیین جاری درآمده است. اگر همه به فتح شبه جزیره ی ایبریا به وسیله ی اعراب اعتقاد داشته باشند – و منافع بعضی ها ایجاب کند که چنین اعتقادی وجود داشته باشد – آن گاه احتمال ناچیزی وجود خواهد داشت که کسی در این باره مسئله ای مطرح کند و هنگامی مساله ای مطرح نباشد، هیچ کس هم به دنبال راه حل آن نخواهد رفت. در مورد بعضی مسایل اجتناب ناپذیر هم که به رغم تمام این سخنان، از خلال افسانه های مبالغه آمیز وقایع نگاری های کهنه بیرون می زند، کافی است که مسئولیت امر را بر عهده ی قدما بگذاریم: بدین ترتیب، هسته و اصل اساسی قصه همچنان محفوظ و دست نخورده می ماند». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص 42)

همه چیز و نه فقط در باب اسپانیا، بل در تمام زوایای تاریخ اسلام و مربوط به هر سرزمین اسلامی، به روالی است که ایکناسیو اولاگوئه توصیف می کند: تاریخی که سئوالی بر آن نگذارده اند و جز انتقال ابهاماتی، اندک اندک مقدس شده، از این قرن به قرن بعد محتوایی ندارد و مثلا در موضوع اسپانیا به قول ایکناسیو اولاگوئه، حتی کسی زحمت باز کردن یک نقشه ی راه را به خود نداده است تا دریابد که عبور از مسیر میان نجد تا اسپانیا، به وسیله لشکری به شماره بسیار و یا حتی اندک نفرات، در قرن نخست اسلامی ممکن نبوده، چنان که شرایط اقلیمی آن خطه، حتی لشکریان مجهز آلمان و انگلیس و ایتالیا، در جنگ جهانی دوم را، در عبور از بخشی از آن سرزمین بس پهناور نیز، ناتوان کرده بود.

«تمام آثار تاریخی پرزرق و برق را که هیچ چیز برای فهم مشرق زمین عرضه نمی دارد، باید کنار گذاشت و تاریخ اسلام را باید یکسره از نو نوشت. در چنین صورتی است که ما خواهیم توانست موجبات چه گونگی و مفهوم اساسی این رویداد بزرگ یک عصر تاریخی مشخص را دریابیم، که باروری واقعی آن در پرده ی استتار باقی مانده است. آن گاه قادر خواهیم بود که با سهولت بیش تر مطالعه ی نقاط متراکم و غامض تاریخ جهانی را آغاز کنیم و از این رهگذر به ادراک به تری از تکامل بشریت دست یابیم». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص 43)

جای هیچ گونه تعارف نیست که اکنون این آرزوی ایکناسیو اولاگوئه، در مجموعه تحقیقات «تاملی در بنیان تاریخ ایران» برآورده شده، تاریخ اسلام و ایران و به تبع آن تاریخ جهان باستان و کهن را دوباره نوشته ام، پرده از زرق و برق های مصنوعی و تازه ساز برداشته ام و بیش از صد سئوال اولیه و اصلی در مقابل مدعیانی گذارده ام که کاری جز برداشت مکرر و بی جواز از ذخایر مکتوباتی مشکوک و مجعول نداشته اند. مثلا و بدون شک اگر از منابع و مقامات مذهب شیعه بپرسیم از چه زمان شعار ولایت امام علی را بر متن اذان افزوده اند، پاسخ درستی برای آن نخواهد بود، زیرا این امری است که با قبول همین مراتب موجود، به طور عقلایی، به دوران و در زمان پیامبر و ابوبکر و عمر و عثمان و علی میسر نبوده است، پس آیا چه کسی از چه زمان با چه اختیار و وکالتی، چنین تغییری را اعمال کرده، او را چه گونه شناسایی می کنیم و از نیات باطنی اش با خبر می شویم، چنان که هیچ مولوی قادر نیست از هیچ مسیری امکان جمع آوری ۶۰۰ هزار حدیث از زبان پیامبر را توضیح دهد. زیرا اگر شنیدن هر حدیث، از ذهن و زبان یکی از ده نفر مردمی فراهم شده باشد، که لااقل ۸ نسل از زمان پیامبر دور بوده اند، پس بخاری نیازمند برخورد پر حوصله با حافظه ی شش میلیون مسلمان بوده است که در ۱۱۰۰ سال پیش، کسری از آن ها هم مجتمع نبوده و داد و ستد الفاظ با آنان قرن ها زمان می برده است. پس در حال حاضر همه چیز همانند بازدید بدون تعصب و خردمندانه از نقشه راه عبور سواران مسلمان، از بیابان های نجد تا اسپانیا، حقیقت این حکم را ظاهر می کند که اختلافات کنونی مسلمین بر ناآگاهی نهادینه ای مستقر است، تا اگر به واقع فریادمان از این همه دشمنی بی دلیل میان فرق اسلامی بر آسمان است، برای چاره اندیشی قیام کنیم. حذف سئوال های اساسی نسبت به مبانی تاریخ کنونی و تفرقه ساز اسلام، بیش از همه چنین تصوری را جان می دهد که دارندگان خاموش نشسته ی جایگاه سئوال و جواب، دنباله و مرتبط با سازندگان این تاریخ پر ابهام اند!!؟ 

«خودداری ارادی و عمدی از تفکر و پژوهش در زمینه ای آکنده از تعصبات عقیدتی، موجب شده است که بخش مهمی از گذشته ی سرزمین هایی که در شمال و جنوب دریای مدیترانه شاهد نفوذ و گسترش اسلام بوده اند، در زیر انبوهی از افسانه پردازی ها و پریشان گویی هایی جانب دارانه مدفون شود. به پیروی از یک نوع ادراک تاریخی ابتدایی، تحول معنوی و فرهنگی و اجتماعی عظیم کرانه های مدیترانه را طی قرون هفتم و هشتم میلادی، نتیجه ی مستقیم فتوحات نظامی دانسته اند و گویا زبان، تمدن و دین، همه به زور شمشیر تحمیل شده است». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص ۵۱)

این نگاه درخشان آمیخته با تمسخر پنهان ایکناسیو اولاگوئه، به جریان رشد اسلام در منطقه ی مدیترانه، هنوز او را گامی از دریافت حقیقت ناب دورتر نشان می دهد، هنگامی که گمان دارد تعصبات عقیدتی و ادراک تاریخی ابتدایی، الهام بخش این همه وارونه نگری است و نمی داند بافت این زنجیره ی توهمات دشمنانه با اسلام، یک پروژه ی بسیار حساب شده و همه جانبه از سوی کنیسه و کلیساست که از آغاز دوران جدید آن، چنان که به لطف الهی به توضیح آن بپردازم، زمان بس درازی نمی گذرد.  

«بورژوازی خاور نزدیک در آغاز عصر اسلامی، نشان داده است که اسلام، دین بدون کشیش و بی مبلغ، بیش تر از مجرای تجارت و داد و ستد، که در آن زمان تنها خط رابط بین سرزمین های دور از هم بود، انتشار یافت. این طبقه ی اجتماعی بازرگانان بود – و نه نظامیان – که اسلام را در سراسر دنیای آفریقایی – آسیایی منتشر ساخت. پیامبر اسلام، یک تاجر پارچه بود. عثمان سومین جانشین پیامبر یک وارد کننده ی بزرگ غلات بود. ادبیات عرب در دوران مورد نظر ما، مملو از مسایل و مطالب اقتصادی است. ابن سعد می نویسد: «من ترجیح می دهم یک درهم از طریق تجارت کسب کنم تا ده درهم از طریق سربازی». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص57)

چنین است آثار آن عارضه، که حتی ایکناسیو اولاگوئه هم، که پیشنهاد بازنویسی تمام تاریخ اسلام را می دهد، بدان مبتلاست: در ذهن خود پیامبری مشغول داد و ستد پارچه و پشم، عثمانی محتکر غلات و ابن سعدی سرگرم تدوین تاریخ ادبیات عرب دارد!!! او احتمالا در این خیال هم نبوده است که انتساب پیامبر به تجارت پارچه و پشم شتر، چیدن مقدمه از سوی کسانی است که می خواهند قرآن را جمع آوری پیامبر از تجارب دیدار با جهان اطراف خویش و مصادره ای از حکمت بزرگانی بگویند که گویا در منطقه فراوان می زیسته اند، چنان که سهم ما از میان این یاری رسانان به پیامبر، برای سرودن قرآن، حضرت سلمان پارسی شده است؟!!!

«مورخان اسلام شناس معاصر، در پرتو مطالعات جدید، ناچار به تجدید نظر در مساله ی فتوحات شده اند. آنان هنوز به تعبیر تازه ای دست نیافته اند، ولی پلانهول، به عنوان مثال می نویسد: «در حال حاضر، ما ناگزیر باید مساله ی گسترش مسالمت آمیز اسلام را مورد بررسی قرار دهیم. جریان توسعه ی اسلام از طریق فتوحات خونین و پرآشوب به مقیاس زیادی مبهم و تاریک به نظر می رسد و اصولا از نظر روش های تاریخی جدید قابل تجزیه و تحلیل نیست. تنها روش های توسعه مسالمت آمیز اسلام در دوران معاصر است که به طور دقیق عوامل مساعد و موانع اساسی انتشار این مذهب را در ابتدای کار مجسم می کند. حدود نهایی توسعه ی مسالمت آمیز هم بدین طریق بسیار روشنگرانه است. ولی در هر حال، آشکارا دیده می شود که این توسعه به میزان قابل توجهی با واسطه ی طبقات شهری و هسته های تجاری صورت می گیرد». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص58)

برخی از مورخان نواندیش غرب، ظاهرا می خواهند به مسائل توسعه اسلام از زاویه ای نو نگاه کنند، اسلحه ی سفارشی پیشین را از کف سرباز سوسمار خور عرب بیرون می کشند و در جای او تاجری با سودای سود و دفتر و دستک می نشانند. به گمان آن ها اسلام قدرت تحرک عقیدتی ندارد و متکی به متن کبیر و مربی مطمئنی چون قرآن نیست و تامل نمی کنند که تاجران با هیچ دین و مذهبی رفاقت ندارند و مبلّغ مسلمان در اصول نمی تواند مشغول تجارت باشد، مگر این که قسمتی از قرآن را نخوانده بگیرد؟!! این بهانه ی مضحک تجارت برای تحرک و تسلط اسلام، تا آخرین قوس و مرز جغرافیایی جهان، در جزایر جاوه و سوماترا و اندونزی و فیلیپین و مالزی، از تازه ترین شیوه هایی است که کنیسه و کلیسا در توضیح حضور اسلام تا اعماق شرق اختیار کرده اند. مطلب بی اساسی که قریبا و به خواست خداوند به پوچی آن وارد می شوم و مختصر این که در شرق دور دست اسلامی، در آن زمان که می گویند، تجمع انسانی نیازمند کالا، هنوز پدیدار نبوده است؟!!! 

«از مطالعه ی تطبیقی جنبش های مشابه، همچون یونان گرایی در عهد باستان، یا گرایش های عقیدتی و فرهنگی دوران معاصر، چنین برمی آید که انتشار اسلام قبل از هر چیز معلول یک نیروی معنوی بوده است، نه حاصل یک تهاجم مسلحانه. پافشاری در ادامه ی این باور که اقوام و اجتماعاتی پررونق و در اوج تمدن زمان خود، ناگهان در برابر گروهی اندک از مردم قبایل بدوی و صحراگرد از پای درآمده اند و به زور اسلحه اعتقادات و رسوم آبا اجدادی خود را تغییر داده اند، موید چیزی نمی تواند بود جز یک استنباط کودکانه از زندگی اجتماعی، اهمیت نظامی وقایع را باید تا سطح بعضی حوادث ناچیز و احتمالا موثر در زندگی عادی روزانه کاهش داد. کل مساله را باید در سطح یک دگرگونی عمیق فرهنگی در نظر گرفت. تهاجم نظامی در کار نبوده است: سخن بر سر یک بحران و تحول انقلابی است». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص 60)

از ناباوران غربی که قدرت ایمان ناشی از آیه های قرآن را نمی پذیرند و برای گسترش اسلام به هر بهانه، جز قدرت اقناع محتویات آیات قرآنی متوسل می شوند و مایل اند گرایش گروه های بزرگی از مردم صاحب نظر، به اسلام را، در این خیزگاه اندیشه و گهواره ی پرورش رشد و ظهور ادیان و عقاید، حاصل سوزش ضربه تازیانه و در زیر سایه ی شمشیر و این اواخر رفاقت کاسبانه بدانند، باید بپرسیم که مگر تسلط و توزیع مسیحیت در آتن و رم را هم، هنگامی که هنوز به چنگ کشیشان برده فروش نیفتاده بود تا با زور توپ، سایه صلیب را تا آفریقا و آمریکا دراز کنند، حاصل برتری ضربه شمشیر نخستین تابعان مسیح نسبت به لژیون های رومی می دانند؟!!             

«این گونه فروریختگی های اجتماعی، همیشه محصول پدیدارهای فکری نیست: یک مصیبت بزرگ طبیعی نیز ممکن است پیشگام و حتی محرک یک آشوب عظیم روحی باشد. جغرافیا شناس مشهور، فردریک راتزل و همکاران اش به خوبی نشان داده اند که انسان به میزان قابل توجهی محصول محیط زیست خویش است. نوعی جبر جغرافیایی بر غالب اجتماعات انسانی حاکم است که تاریخ نگار نباید آن را نادیده بگیرد. این جبر جغرافیایی، به همان نسبت که رو به گذشته می رویم، نیرومندتر می شود. هر قدر سطح آگاهی های فنی و کاردانی جماعت پایین تر باشد، افراد انسانی از رویارویی با حوادث طبیعی عاجزتر خواهند بود. شکارچی سرزمین های قطبی دارای روحیه و ساختار ذهنی خاصی است که چندان تشابهی با روحیه یک شبان بیابان های سوزان ندارد. یک اسکیمو و یک شتر چران صحرای آفریقا از نظر ساخت فیزیولوژیک مشابهند، ولی محیط از آن ها افرادی دگرگونه می سازد. بر همین روال، تفاوت تمدن ها که فرآورده های اجتماعات بشری است، از این رهگذر، محصول فعالیت شماری محدود از آدمیان محسوب می شوند». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص 62)

هرگز تاثیر جغرافیا بر مسائل رشد، آن گونه تلخیص و تایید و تقسیم بندی نشده است که در مدخل کتاب هخامنشیان آورده ام. در آن جا تصریح دارم که دشواری زیست در محیط های بدون امکانات و یا با امکانات اندک موجب می شود تا ساکنان آن به ابداع شیوه هایی روی آورند که گرچه از منظر بهره برداران از جغرافیای وفور، قابل درک و هضم نیست، اما اختیاری بس هوشمندانه از میان روش هایی است که با تقاضا و نیازهای دوام حیات تطبیق می کند. ایکناسیو اولاگوئه، در بخش نهم کتاب اش گفتاری در باب انتخاب طبیعی جغرافیا، در گزینش حیواناتی از قبیل اسب و گاو و شتر می آورد که توضیح و تجدید آن در این بحث مختصر کارسازی ندارد، جز این که بدانیم زهر آن تولیدات فرهنگی که قصد توضیح انسان در تمام جوانب تجمع به شیوه ای معین را دارد، تا چه عمقی اثر می گذارد و تا چه حد دفع و رفع و پاک سازی اثرات این گونه سموم دشوار می نماید.

«رقابت بین تمدن های سامی و تمدن های هند و اروپایی، از آسیا آغاز می شود. در نخستین هزاره ی قبل از میلاد، جبهه ی مخاصمات بین این دو خانواده ی تاریخی، رفته رفته به سواحل دریای مدیترانه گسترش می یابد: هند و اروپایی ها، در شمال و سامی ها در جنوب. این دو حریف، پس از آن که مدت ها به وسیله ی دریا از یکدیگر جدا شدند، سرانجام در اسپانیا رو در روی یکدیگر قرار گرفتند: یونانی ها و سپس رومی ها در برابر مردم کارتاژ. طی آخرین مرحله ی رقابت این دو نوع تمدن، اعتقادات مذهبی یا قومی آن ها بود که سامی ها را در برابر هند و اروپایی ها قرار می داد: اینان معتقد به توحید آمیخته به تثلیث و تک همسری بودند، آنان معتقد به وحدانیت مطلق و چند همسری». (ایکناسیو اولاگوئه، هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ص ۹۳)

هیچ چیز از این پا منبری مبهم درباره ی تلاطمات تفکر و تمدن در شرق میانه قابل برداشت نیست، از قماش پر حرفی های مصطلح دانشگاهی است، مختص بررسانی که از مصیبت بزرگ پوریم و آسیبی که آن قتل عام بزرگ بر پیکره توانایی های عمومی انسان وارد آورده، درست از طریق تزریق این گونه محفوظات مغشوش فاقد منطق معمول، بی خبر مانده اند. این گونه بیرون ریزی های دانش جویی نشان می دهد که محققان بی غرض تر غربی نیز، حتی با گوشه ای از تحولات تاریخ جهان باستان و درگیری های میان ادیان آشنایی ندارند و هنوز مفتون و مشتاق مطالبی هستند که کنیسه و کلیسا به طور ادواری برای تبلیغ داده های خود در دانشگاه ها با قصد انحراف در برداشت عمومی تاریخ پوریم زده، برگزار می کنند. مثلا اگر بنویسیم گرایش به تثلیث نه حاصل برخورد میان آن دو گزینه ی نامفهوم تجمعات دیرین، بل حاصل ناتوانی کنیسه و کلیسا در برابر آیه های قرآن در آغاز حیات اسلام است، که خرد تر آن را در بیانات اخیر خاخام های پنهانی چون سروش نیز در همین دوران منعکس می بینیم، بی شک از قبیل ایکناسیو اولاگوئه، اختیار و امکان جذب این مطالب نو را نخواهند داشت، زیرا بنیان شناسی تاریخ در زمره ی دروسی است که مکتب آن نوگشوده است. اما فعلا در انتظار نتیجه ی تحقیق او در باب حمله اعراب به اسپانیا می مانیم. (ادامه دارد)

ارسال شده در یكشنبه، ۱۰ شهریور ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان