ایران شناسی بدون دروغ، 169

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۱۶۹

جست و جوی مورخ در مراجع ادیان آسمانی، نقد تورات و انجیل و نیز اثبات آسان سلامت و صلابت و صحت قرآن، که تنها سند دینی غیر مخدوش است، با مقصد دریافت تصویر درست از پروسه ی پیدایش و پیشینه ی تجمع و تمدن و ظهور انبیاء در حوزه ی شرق میانه انجام می شود، تا بتوان در گفت و گو از تحولات تاریخی قرون اخیر در این منطقه، به برداشت های آن  رجوع داد، چنان که با کشف تاریخی و جغرافیایی حوزه وقوع طوفان نوح، اینک می دانیم، در زمانی مقدم بر ابراهیم، در بخش نامعینی از ترکیه کنونی، برگزیده ای به نام نوح، با کمک و راه نمایی خداوند، موفق به نجات وابستگان و احتمالا گروهی از مومنین و معتقدین قوم خود، از آسیب طوفان شده است. بدین ترتیب و با مراجعه به تصاویر مکملی که قرآن در باب اجتماعات انسانی در منطقه ما ارائه می دهد، اینک نوح از شمایل و شخصیتی در قصص ادیان، به تاریخ سازی اثر گذار، تغییر جایگاه و وجهه داده و ماجرای مبهم آن طوفان، به آغاز دیگری در تاریخ تمدن این منطقه بدل شده است. مطلبی که از تصورات تورات در باب نوح و ابراهیم و یعقوب، قابل حصول نبود و ادعاهای نادرست بسیاری در باب تاریخ سرزمین ترکیه را دگرگون کرده است.   

«و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذتهم بما کانوا یکسبون. اگر اهالی ایمان آورده و درست عمل بودند، برکات از آسمان و زمین بر آن ها می گشودیم ولی تکذیب کردند، پس به چنگ افتادند به خاطر اعمال شان. (اعراف، ۹۶). الم یاتهم نباء الذین من قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین والموتفکات آتتهم رسلهم بالبینات فما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون. آیا خبر اقوام پیشین، نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و منهدم شدگان به آنان نرسیده که پیامبرانی با مطالب روشنگر برآنان فرستادیم، پس خداوند بر آنان ستم نکرد که خود بر خود ستم کردند». (توبه، ۷۰) فاخذتهم الرجفة فاصبحوا فی دارهم جاثمین. الذین کذبوا شعیبا کان لم یغنوا فیها... پس زلزله بر آنان فرود آمد و در خانه های شان از پا درآمدند. چنان که منکران شعیب گویی هرگز در آن ها نبوده اند».  (اعراف، ۹۰ و ۹۱) 

آیات نابودی جمعی و تنبیه عمومی خطا کاران سمج در قرآن، اندک نیست و ابزار امحاء آنان نیز متنوع است: زلزله، باران سنگ، گرفتار شدن در سرما و صاعقه و باد و غرقه ماندن در آب. در مراحل و شرایط کنونی، تعیین زمان و مکان این گونه حوادث و ترتیب دقیق آن ها میسر نیست و جز ماجرای طوفان نوح نمی توان به یقین از احوال دیگر اقوام تنبیه شده و محل تجمع آنان با خبر شد. چنین آیات مکرر و مفصلی گواه است که ستیزه با درست عملی، علی رغم در اختیار داشتن راه نمایان لازم، جماعاتی را مشمول خشم خداوند و نابودی مطلق کرده است که اصلاح ناشدنی می نموده اند. در میان چنین توجهاتی نکات آموزنده ی چندی نیز پنهان است: نخست این که امحاء حوزه به حوزه ی گم راهان، در خطه ها و میان اقوام مختلف و متعدد، خود به خود، جهانی بودن طوفان مذکور در تورات را مردود می کند. سپس محدوده ی این حوادث، به دلیلی که خداوند در آیات قرآن مردم نجد را به پند آموزی از دیدار بقایای مساکن و تاسیسات نابود شدگان دعوت می کند، باید گرداگرد محیط صدور اسلام و به اختصار شرق میانه باشد، بنا بر این چنین تصفیه ای، از نظر جغرافیایی، تنها شامل دایره ی ظهور انبیاء بزرگ، موسی و عیسی و محمد شده و گستره ی جهانی نداشته است. این تصویر به روشنی اعلام می کند که در زمان طوفان و تا مدت ها پس از آن، جز شرق میانه، هنوز مراکز تجمعی در جهان که به اعزام پیامبر بیارزد، صورت نبسته بود. چنان که با صراحتی ناب با خبر می شویم که خداوند نافرمانان علاج ناشدنی در تجمعات کهن این خطه را، به قصد کاهش از وسعت تنش های آتی در شرایط نوین در پیش، تصفیه ی فیزیکی کرده است.

«و لقد آتینا موسی الکتاب من بعد ما اهلکنا القرون الاولی بصائر للناس و هدی و رحمة لعلهم یتذکرون. و از پس هلاک کردن پیشینیان، به موسی کتاب دادیم تا روشنگر و رحمت و راه نمای مردم باشد، شاید که پند گیرند». (قصص، ۴۳). فکاین من قریة اهلکناها و هی ظالمة فهی حاویة علی عروشها و بئر معطلة و قصر مشید. پس چه بسیار مکان ها که به سبب ستم نابود کردیم، با دیوارهای فرو ریخته، قصرهای بلند و چاه های بی استفاده مانده». (حج، ۴۵) قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین. بگو بر زمین بگذرید و عاقبت کار مجرمین را به چشم ببینید». (نمل، ۶۹) 

این منظره ای است بدون رتوش از تحولی مرحله ای در ارتقاء شیوه ی تربیت آدمی، که با نزول کتاب برای موسای پیامبر توام می شود. در این جا خلاصه و ماحصل قریب یکصد آیه را می خوانیم تماما در باب عذاب و مجازات مردمی که اعزام راه نما و رسول بر آنان بی اثر بوده است. مورخ این گونه آیات را آینه ی تاریخ می داند و به دلایلی این مجازات ها را شامل بومیان نخستین بین النهرین می شمارد که نابودی کامل یادی از آنان باقی نگذارده است، چرا که از پس تنبیه ها خبر از ظهور موسی می خوانیم که زمان او با نوح فاصله ی بسیار دارد و در آیه ۷۴ سوره ی هود، ابراهیم که برگزیده ای پس از نوح است، در ماجرای امحاء قوم لوط، شفیع و میانجی معرفی می شود و از آن که زمان انهدام تجمع های بزرگ بابل و آشور و آرام و سومر در ماجرای پلید پوریم، دیر زمانی پس از عهد موسی و نزدیک به ظهور عیسای پیامبراست، پس به تقریب می توان ماجرای طوفان و ابراهیم و مردم نابود شده را، یکی دو هزاره مقدم بر بنیان گذاری تمدن های پرآوازه ی شرق میانه گرفت و مهم تر این که از میان این اقوام منهدم شده، قوم نوح امتیاز انحصاری و نخبه ای دارد، زیرا خلاف اقوام به کلی نابود شده، قوم او دو گروه اند: سرکشان مغروق و معتقدان بر کشتی نشسته و از بلا مصون مانده. بدین ترتیب می توان با یقینی نسبی دریافت که در دورانی معین، غربالگری خداوند در میان اقوام این منطقه، برای سرشماری معتقدین به فرامین آسمانی و تابعین از مرسلین، جز سرنشینان کشتی نوح را باقی نگذارده است. به زبان دیگر پراکنده شدن ساکنان آن کشتی، پس از آرام گرفتن طوفان، انتشار صالحین بر زمین شرق میانه و راز آن خطاب و صفت ممتاز است که پیوسته در توصیف مردم این خطه به کار برده ام، فضل و امتیازی که تورات سرچشمه و منشاء آن را در صحرای سینا و نبوت موسی می گوید و قرآن، چنان که بیاید، در تسلیم ابراهیم به خداوند یکتا، بالا بردن بنای کعبه و قبول نگاهبانی از آن در خانواده ی خود.

ناگفته پیداست با آگاهی نو از منزلگاه طوفان، خیزگاه این صالحان در کشتی نشسته را باید سرزمینی دانست که در گذر زمان نام های گوناگون گرفته است: آسیای صغیر، روم شرقی، سرزمین بیزانسیان، مرکز دولت عثمانی و بالاخره ترکیه امروز. نام هایی که قدیم ترین آن ها، در فرهنگ کنونی، از دوران معینی دورتر نمی رود و نشان می دهد که بخش کوچکی از حواشی مصون از طوفان آن سرزمین پهناور، تنها از زمان ورود رومیان گریخته به شرق، در قرون اولیه ی میلادی، از حالت غیر مسکون درآمده و پیدایش هر تجمع قابل اعتنای تاریخی در حصه اصلی و طوفان زده آن، بدون کم ترین تردید، ظهوری نو و برآمده در سده های اخیر شمرده می شود، که به قرائن کافی دورتر از پنج قرن قبل نمی رود و از آن که مولانا را دفن شده در قونیه تبلیغ می کنند، که در هشتصد سال پیش اثری از چنین شهری بر زمین آسیای صغیر نبوده، پس دلیل روشن دیگری بر رد او به دست می آوریم.

بدین ترتیب گسترش زندگی در نجد، پس از آن طوفان، دنباله و امتداد حیات ساکنان ایمان آورده ی کشتی است که در میان آرام گرفتن طوفان و ظهور موسی و عیسی و محمد زیسته اند. تحول نوینی که از شرق بین النهرین و سراشیب جنوبی و شرقی آرارات آغاز می شود و نه از مصر و سینا و ناصریه. چنان که کنکاش در زوایای قرآن و رجوع به آیه ی ۹۳ از سوره ی آل عمران، نشان می دهد که اسراییل سرپرست بنی اسراییل در مصر را، به دلیل روشن اعزام موسی برای تربیت و خلاص آن ها، نمی توان از انبیاء الهی و ذریه ی نوح شمرد. ماحصل این مباحث، از سوی دیگر، ما را با منظور خلقت آشنا می کند: برابر هر انسانی راهی گشوده است و هشدارهایی می شنود تا سرانجام خصلت غیر متجاوز و مسالمت جوی آدمیان را برگزیند و با اوضاع کنونی جهان، که علما و حکما را در خدمت منافع یهود و طالب دنیا می بینیم، بی گمان غربالگری دیگری ناشی از خشم الهی، در ابعاد و با ابزاری مافوق خیال، در راه است.

«و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی للظالمین. و چون ابراهیم کلماتی را پذیرفت و از عهده برآمد، خدای اش خطاب کرد که تو را پیشوای مردم قرار دادم. گفت و اخلاف من؟ گفت این عهد برای ظالمان نیست. (بقره، ۱۲۴) و لقد ارسلنا نوح و ابراهیم و جعلنا فی ذریتهما النبوة و الکتاب فمنهم مهتد و کثیر منهم فاسقون. و به واقع نوح و ابراهیم را به رسالت فرستادیم و در میان زاد و رود آن ها پیامبری و کتاب قرار دادیم، از میان آنان هدایت شدگان و بسیاری هم بد عمل بودند». (حدید، ۲۶)

ملاحظه می کنید که هیچ تعارفی در کار نیست و خداوند قصد این ندارد که من باب دل خوشی، ذریه ی ابراهیم را معصوم قلمداد کند. همین آیات و نظایر دیگر آن، بساط تمام امام زاده بازی های موجود را درهم می ریزد و معلوم می کند خداوند تعلق به این یا آن خانواده و شخص را اساس تقدس و تکریم کسی نمی گیرد، همه را بدون استثنا، در برابر اعمال و رفتار خود مسئول می شمارد و بر سلامت نفس آیندگان و وابستگان هیچ کس تایید و تضمین نمی سپارد. چنان که زاد و رود نوح را به اختصاص دنبال نمی کند، نامی از سام و حام و این و آن نمی آورد و دایره ی سجل احوال یهودی با صدها نام انبیا زادگان باز نمی کند و چنان که آیات چندی گواه است، از پس نوح ابراهیم را می گزیند و بر می کشد که مراتب انتخاب او موکول به گذر از آزمون های گوناگون و دشواری است که ضمن آن، چنان که در سلسله ای از آیات در سوره ی انعام، از شماره ۷۴ به بعد می خوانیم، از درافتادن ابراهیم با نفس و عقل و انتخاب خویش، تا شکست بتکده های فامیلی، گذر از آتش، پس خواندن تقاضای آمرزش پدر و قربان کردن فرزند نیز دیده می شود. در این جا ابراهیم توراتی را نمی بینیم که مشغول سیر و سیاحت پر منفعت با زوجه ی خویش است، این جا پیامبری زاده می شود که هیچ تعهدی به غیر خدا ندارد و تا به میزانی مقرب و مطمئن است که متقابلا پروردگار را نیز به گذر از آزمون می خواند.

«و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی قال اولم تؤمن قال بلی و لکن لیطمئن قلبی قال فخذ اربعة من الطیر فصرهن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا ثم ادعهن یاتینک سعیا و اعلم ان الله عزیر حکیم. و ابراهیم گفت: به من بنمای ای خداوند که چه گونه مردگان را زنده می کنی؟ گفت: مگر ایمان نداری؟ گفت: چرا ولی برای اطمینان قلبی. گفت: پس چهار پپرنده بگیر و قطعه قطعه و مخلوط کن سپس بر هر کوهی قطعه ای قرار بده، بعد آن ها را به خود بخوان تا بی درنگ به سوی تو آیند و بدان که خداوند دانایی بلند مرتبه است». (بقره، ۲۶۰)

پس تولد هر پیامبر و رسول و فرستاده ای در قرآن، موکول به امتحان و اعلامی است که ربطی به خون و خانواده و قوم و قبیله ندارد. چنان که خداوند از پیوندهای برگزیده ترین رسول خود با ذریه ی پیامبران چیزی نمی گوید و نامی نمی برد. همان گونه که آیاتی از جمله ۵۴ و ۵۵ سوره ی نساء، قرینه است که ذات باری به انتخاب و اختیار خود، هر کسی را بخواهد به منصب رسالت و یا توانایی در جاه و مال برمی گزیند. پس ردیف کردن مفصل نام اقوام و اولاد انبیاء در تورات، و مقدس شمردن هر جعبه و دیوار و پارچه و نان و سنگ و گردن آویز و شمعدان و شولایی، در این یا آن گوشه ی جهان، از فهم و فرهنگ دیگری خبر می دهد که کم ترین آثاری از آن جز در موارد معدودی از آزمایش شدگان در قرآن نیست و اگر قرآن کتاب آسمانی است، پس تورات بیانی از خاخام های کنیسه است که از خدای به خصوص خود تبعیت می کنند.

«و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد ءامنا و اجنبنی و بنیّ آن نعبد الاصنام. رب انهن اضللن کثیرا من الناس فمن تبعنی منی و من عصانی فانک غفور رحیم. ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلکم یشکرون. و چنین بود که ابراهیم گفت: خداوندا این سرزمین را امن بگردان و من و فرزندان ام را از پرستش بتان باز دار. خداوندا مردم بسیاری را به گم راهی کشانده اند. کسان من تبعیت کنندگان از من اند و حساب عصیان کنندگان، با عفو و رحم توست. پروردگارا من و کسانی از من در این سرزمین بی بار در جوار خانه تو ساکن شده ایم تا نماز بگزاریم، پس قلوب مردم را بر آن ها نرم کن و از ثمرات روزی شان ده تا شکر گذار باشند». (ابراهیم، ۳۵ تا ۳۷)

این است مراتبی که ابراهیم را از خانواده ای بت پرست به بانی و نگهبان خانه ی خدا ارتقاء می دهد و پایه های یکتا پرستی اسلامی را در حوزه ای می ریزد و پرچمی را در زمینی بلند می کند، که هنوز هم تکیه و قبله گاه مسلمین جهان است. چنین مسیر صحیح و چنان آزمون های دشواری که خداوند در برابر ابراهیم می گذارد، به خوبی معلوم می کند که ابراهیم توراتی همچون اسراییل آن قلابی است، و در منظر تاریخ نمی گنجد. مورخ می گوید اگر خداوند در آیات مکرر سلسله مراتب نبوت را از نوح به ابراهیم و در واقع از آرارات به مکه می رساند، پس این سیری از شرق به غرب است و اگر اسماعیل و اسحاق و یعقوب و یوسف از ذریه ی ابراهیم اند، پس بنی اسراییل مصری به داستان دیگری مربوط اند و ظواهر نبوت نشان می دهد که خداوند برای تربیت آن قوم، نخستین رسول مجهز به کتاب را بر آنان منصوب کرده است، که آموزه های آن را پیروان اسراییل ناشناس، سرانجام بی اثر کرده و قوم را به همان راهی برده اند که در نهایت مورد غضب خداوند و پیوسته با احتیاط و انزجار همسایگان خویش رو به رو بوده اند. (ادامه دارد)

ارسال شده در سه شنبه، ۲۹ مرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : ساده اندیش
جمعه، ۰۱ شهریور ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۴
 
جناب استاد عزیز
سلام
امیدوارم جسارت بنده را ببخشید اما گویا شما در ترجمه ایات قرانی ودر نتیجه استنباط ازانها دچار اشتباه شده اید
درایات 35 تا37 سوره ابراهیم ازقول ابراهیم ميگوید " ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد ..."یعني خدايا من بخشي ازنسلم را در مکه ساکن کردم نه من ونه همه فرزندانم
با تشکر

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان