ایران شناسی بدون دروغ، 149

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

 مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۱۴۹

در عین حال بر همین داده های پراکنده و بی سامان، که اساتید عظیم الشان بیگانه و خودی، در موضوعات مختلف ایران شناسی، به خورد ما داده اند، ذره ای اعتبار مترتب نیست و نقل های من از کتاب سازی و کارهای آنان از روی ناگزیری و به قصد رسوا کردن آن ها است. چنین که معلوم است، مصیبت بی پایگی، که بدون استثنا گریبان مندرجات و مدارک کنونی در باب تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانیان را گرفته، گاه چندان توام با بلاهت است که پوشیده ماندن نادانی مظبوط در مطالب آن، اسباب حیرتی ناباورانه و در زمره محکماتی است که نشان می دهد مدعیان صحت فرهنگ تلقینی موجود، غالبا مطالب مورد تایید خود را روخوانی هم نکرده اند. 

«معمولا هر کاروان سرایی دارای کتیبه ای در ایوان ورودی کاروان سرا بود. این کتیبه ها دربرگیرنده نام بانی و سازنده ی کاروان سرا، یا اشخاصی که این کاروان سرا را جهت استفاده ی عموم وقف کرده و بالاخره کتیبه هایی است که بعد از احداث کاروان سراها، شخص یا اشخاصی به تعمیر آن همت گماشته اند. این کتیبه ها به خطوط مختلف چون کوفی، نسخ، ثلث و نستعلیق بر روی سنگ، چوب و یا آجر نقش شده است. گرچه در طول زمان بسیاری از این کتیبه ها از بین رفته ولی کتیبه های ذیل یادگار با ارزشی از نظر هنری دوره های گذشته و به ویژه عهد صفوی است». (محمد یوسف کیانی، ولفرام کلایس، کاروان سراهای ایران، ص ۱۸)

به دنبال این مقدمه، مولفین کتاب کاروان سراهای ایران، که تحقیقی جدید شمرده می شود، متن ۱۲ کتیبه را از مظاهر کاروان سراهای ایران نقل می کنند که تمام گنجینه مکتوب بر در و دیوار بیش از پانصد کاروان سرای معرفی شده در آن کتاب است. اگر ضرورت تعجیل در بستن مبحث اصلی این مجموعه یادداشت ها در پیش نبود، به آسانی نشان می دادم که تقریبا هیچ یک از این ۱۲ کتیبه اصیل نیست و هر یک را با قصد به تاریخ کشاندن ارزان و آسان سلطان و سلسله ای فاقد امکان وجود توشیح کرده اند. اما اینک تنها به یک نمونه می پردازم، که ماهیت بی ارزش چنین مکتوباتی را عریان می کند.

«کاروان سرای سین: جند والله یضاعف لمن یشاء والله واسع علیم الدین ینفعون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه. .. و کامرانی اعلی حضرت پادشاه جم جاه ظل السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان مروج مذهب ائمه...توفیق اتمام این بنای کثیر الخیر یافت. حاج الحرمین الشزیفین حاجی سعید الدوله مرحمت... حاجی معین الدین محمد اصفهانی فی سنة خمس و سبعین والالف». (محمد یوسف کیانی، ولفرام کلایس، کاروان سراهای ایران، ص ۲۲)

این شرحی است که بر بالای تصویر کتیبه ی کاروان سرای سین در آن کتاب آمده است. بر مبنای تاریخ کتیبه، ۱۰۷۵ هجری، این کاروان سرا را باید بنایی از دوران شاه عباس صفوی بدانیم. مولفان کتاب کاروان سراهای ایران، بی شک معنای جملات فوق را می دانند، که معتقدند بر مظاهر کاروان سرای سین یافته و برای آن تصویری ارائه می دهند که در زیر دیده می شود.

  

هر بنّای تازه کاری که ساعتی تیشه به دست گرفته و دو آجری را نیمه کرده باشد، با یک نگاه سرسری، الحاقی و مجعول بودن این کتیبه را، با مراجعه به محل و شیوه ی نصب آن در می یابد، که منطق معماری ندارد. قطعه سنگ نوشته ای است که به زحمت و با تراش ناشیانه ی نیمی از آجر چینی اصلی در سمت راست قاب زینتی جرز بنا، جا زده و با مشتی گچ به دیوار چسبانده اند. استقرار زمخت و نازیبای این کتیبه، کم ترین همخوانی اجرایی با ظریف کاری قاب های فراز و اطراف آن ندارد و آب حقه بازی از هر سوراخ آن بیرون می زند. در عین حال باور این که تمام متن بالا را، بر این مربع سنگی کوچک نوشته باشند، ساده لوحی است، اما این بررسی هنوز قصد انتقال توجه خواننده به مبداء دیگری را دارد. 

«کاروان سرای سین. موقعیت جغرافیایی: ۲۱ کیلومتری شمال اصفهان. نوع پلان چهار ایوانی. قدمت: ایلخانی، سال ۷۳۰ هجری». (محمد یوسف کیانی، ولفرام کلایس، کاروان سراهای ایران، ص ۹۷)

پس کاروان سرایی را که در متن کتیبه به شاه عباس می رسید، در شرح، به ایلخانیان بخشیده اند، زیرا اعطای نشان حضور به ایلغاران ایلخانی در ایران، بدون چنین ریخت و پاش هایی میسر نیست. اگر کسی پرسه با حوصله ای در کتاب کاروان سراهای ایران بزند، بی تعارف با نمونه های کافی دیگری از این بی دقتی های آگاه و ناآگاهانه، به خصوص در تقسیم بندی بی معنای اسلوب معماری کاروان سراها، به ۲ و ۴ ایوانی و با کمال تعجب، سبکی به نام «متفرقه» مواجه می شود که به تنهایی سرگردانی و نادیده انگاری ها در بررسی مانده های معماری ایران را عیان می کند، زیرا در موارد متعدد از هیچ طریقی تطبیق نقشه و اجرای کاروان سراها، با مفهوم ۲ و ۴ ایوانی ممکن نیست.

«گرد آوری تاریخ طهران بر این روش که از نظر خوانندگان گرامی می گذرد، از شاه کارهای فرهنگی بی سابقه و پر زحمت است که کم تر از تدوین دو کتاب تاریخ کتاب خانه های ایران یا مجلد نخست از دائرة المعارف اسلامی ایران، که در سال ۱۳۱۱ و ۱۳۲۲ به چاپ رسیده اند به شمار نمی رود. در سال ۱۳۲۵ دو مجلد تاریخ ری و تاریخ طهران از نظر فقید علامه قزوینی گذرانده که پیش از چاپ، بیش تر مورد آزمایش و کنجکاوی واقع شوند. فقید نامی پس از مطالعه ی هر دو مجلد شرحی مبسوط از تقریظ و تمجید که ابدا مطلوب این جانب نبود بر آن ها نگاشتند». (عبد العزیر جواهر کلام، تاریخ طهران، ص ۲)

اجازه می طلبم با نقل بالا به پرده دیگری از این شهر فرنگ ابله شاد کن و کودک فریب در منابع و مدارک تاریخی و ادبی ایران رجوع دهم. ماجرا چنین است که در سال ۱۳۲۵ شمسی مولفی به نام عبدالعزیز جواهر کلام، که خود را نویسنده ی کتاب تاریخ ری و دائرة المعارف اسلامی و دو رساله در باب تاریخ کتاب خانه های ایران و مترجم مثنوی به زبان عرب معرفی می کند کتابی هم در باب تاریخ تهران تدارک می بیند که برای اطمینان از استحکام مطالب آن، پیش از انتشار، نسخه ای را برای اظهار نظر نزد علامه قزوینی می فرستد و چنین تاییدیه ی دل گرم کننده ای را از او دریافت می کند.

«دانشمند محترم اقای عبدالعزیز جواهر کلام دامت افاضاته. دو مجلد از تالیفات سرکار عالی یکی تاریخ ری و دیگری تاریخ طهران تا اوائل دوره ناصر الدین شاه را که مرحمت فرموده، برای مطالعه این جانب فرستاده بودید، بدوا آن ها را مرور و مطالعه کردم. همان روش و اسلوبی که در سایر تالیفات سابقه سرکار عالی در صحت و اتقان عمل و احاله به مدارک و تتبع و استقراء تام سراغ داشتم، در این دو مجلد نفیس نیز مشاهده نمودم. الحق تالیفی بسیار مفید و جالب و دلکش است ...». (عبد العزیر جواهر کلام، تاریخ طهران، مطلب بدون شماره در ابتدای کتاب)

اکنون به کتاب تاریخ تهران جواهر کلام نگاهی بیاندازیم و ببینیم علامه قزوینی بر چه چیزی تقریظ و تایید نوشته است. کاری به متن دل آشوب کن این کتاب ندارم، که گرچه تسخیر تهران را به سرداری با اصطلاح او تازی، به نام عمر بن زید الخیل الطایی در سال ۱۹ هجری می چسباند و از نازک اندیشی نخبه ای در بی مایه سرایی برخوردار است، اما دیگر تالیفات درباره ی تهران پس از این کتاب هم، تا زمان ما، یکسره وام دار و کپی کشیده از همین کتاب شایسته ی تمسخر جواهر کلام است. در این جا فقط می خواهم شما را با چند سند تصویری ارائه شده در کتاب وی آشنا کنم که خود معرف متن است.

 

مینیاتور بی صاحب سمت راست، با محتویات معمول این گونه باسمه های رنگ کرده جدید ساز، مستند جواهر کلام در کتاب تاریخ تهران، برای اثبات حمله ی مغول به این شهر است، که صد البته نسبت به سند سمت چپ، که شبیه مادر ارسلان سلجوقی را در دولاب تهران به صحنه می آورد، هنوز یک شاه کار تحقیقاتی مسلّم است. مورخ و از آن که جواهر کلام تصویر سه زن را به عنوان شبیه مادر ارسلان سلجوقی ارائه داده، نخست آن که به راستی نمی داند جواهر کلام شمایل اصلی مادر ارسلان سلجوقی را در کجا یافته که این عکس زنان دربار قاجار را با او شبیه دیده است و دیگر این که با خبر نیست چه گونه ارسلان سلجوقی از سه مادر زاده شده است؟!!

 

حالا دو تابلوی مینیاتور دیگر را با همان توصیفات قبل تماشا کنید که جواهر کلام یکی را مستند حضور شاه طهماسب در شاه عبدالعظیم و دیگری را دلیل دیدار شاه سلطان حسین با سفیر عثمانی در چهار باغ تهران گرفته است. جواهر کلام در متن کتاب آدرس این چهار باغ تهران را ارائه نداده و به تر آن است که در گیر و دار و گرفتاری های موجود، کار پی گیری مطلب را به شهرداری تهران محول کنیم تا این چهار باغ تهران را، چنان که این روزها باب است، اگر محل آن را یافتند، از چنگ زمین خواران درآورند.

جواهر کلام در ذیل رسامی سمت راست آورده است: «بستر بیماری شاه عباس کبیر و پزشک خاص او در تهران»، و در سمت چپ، چنان که می خوانید، شاه عباس کبیر را پس از بهبودی و برخاستن از بستر بیماری در تهران نمایش می دهد. تاکنون هیچ محققی در جهان نتوانسته است برای ادعاهای خود به میزان جواهر کلام اسناد مطمئن ارائه دهد. ذکر مکرر نام تهران در این مستندات، حقه ای انحرافی در فهم این حقیقت است که تا دویست سال قبل، حتی دهی به نام تهران هم نبوده است.

این هم شاه طهماسب اول با ملتزمین رکاب اش در تهران، چنان که نقاشی سمت راست ادعا می کند. در سمت چپ باز هم تصویر سه زن کاملا روبسته را می بینید که گویا یکی و شاید هم سر سه نفر، به خواهر شاه طهماسب صفوی شبیه اند که گویا بانی بنای تکیه و حمامی به نام خانم در تهران بوده است. چه گونه و با تطبیق چه چیز این زنان کاملا پوشیده رو، جواهر کلام به کشف شباهت یکی از آنان با شمایل خواهر شاه طهماسب رسیده و اصولا این مولف پرآوازه ی مورد تایید قزوینی از چه راه با شمایل خواهر شاه طهماسب آشنا بوده، پرده ای از مبهمات فراوان در تاریخ نوشته های یهود فرموده متداول در باره ی همه چیز ایران است.

اسناد زبده و انحصاری جواهر کلام، در اثبات اهمیت وجود شهر تهران، در تمام ادوار تاریخ، اینک گامی به دوران معاصر نزدیک تر شده و در سمت راست عکس یادگاری قشون کریم خان زند در اطراف تهران و سمت چپ عکس دیگری از نیروی توپخانه ی آقا محمد خان قاجار را می بینید!!! اگر گمان می کنید که سمت راست تصویر گروهی از مجاهدان در انقلاب مشروطه و سمت چپ گروهی از قزاقان لیاخوف اند، پس شما از تاریخ تهران جواهر کلام مطلب چندانی در نیافته اید.

  

و این هم پرده ی آخر در نمایشی که جواهر کلام در باب تاریخ تهران به صحنه برده و در ذیل این نقاشی کودکانه نوشته است: «مردمان وحشی و غارتگر تهران در قرن هشتم هجری که از دادن باج و خراج به دولت وقت امتناع داشتند و اگر نیروی دولت آن ها را تعقیب می کرد، به خانه های سرداب مانند خود که زیر زمین می ساختند، پناه می بردند و به جای زر و نقره ی مسکوک مرغ و خروس به دولت می دادند». تمام این مراتب بی خردانه تنها از آن روست که اقرار به این که تا دو قرن پیش هنوز شهر تهران برپا نبوده، پایه های این تاریخ باسمه ای ایران را بر باد هوا قرار خواهد داد. اگر تاریخ کتاب خانه های همین جواهر کلام را بخوانید، به شما میلیون جلد کتاب تحویل می دهد که اسکندر و عرب و مغول در حمله به ایران سوزانده اند!!! بدین ترتیب اگر هنوز با تاریخ تهران آشنا نشده اید پس ساعتی به رسامی فوق خیره شوید تا دریابید چه گونه، با چه ابزار و چه کسانی هر یک از ما را به گمان های گمراه کننده ای چون شاه نامه خواهی و حافظ خوانی و باور به تاریخ بیهقی و اشعار شاه اسماعیل و «قارا مجموعه» سرگرم کرده اند تا ماموران خود را با تبلیغ این دل خوشی های عوام فریبانه ی فاقد ارزش، به مردم نزدیک کنند و در میان مسلمین تخم نادانی و نفاق و تفرقه ی تاریخی بپاشند. کتاب تاریخ تهران، قامت کوتاه اندیشه ورزی و خیال پروری اغلب مزورانه و مزدورانه، نزد روشن فکری ایران را نمایش می دهد و نمونه ای از اسناد مضحک ایران شناسی را رو می کند. بنا بر این آقایان و خانم ها، سراپای هستی و هویت و دیرینه ای را که در بساط پیاده روی اندیشه ها چیده و هر یک از ما را در راسته ای به دست فروشی پر اطوار و هیاهوی توهم وادار کرده اند، جدی نپندارید. تنها حقیقت درخشان و زنده و کارآی موجود، دین کبیر و مترقی اسلام است، که بی دغدغه باید به احکام آن چنگ زنیم و با برافراختن پرچم پوریم، عازم نبرد فرهنگی نهایی با یهودیان توطئه گر و جاعل شویم و مشت قرن ها بسته مانده آن ها را در اجرای آن قتل عام وحشیانه بگشاییم. (ادامه دارد)

ارسال شده در سه شنبه، ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : رحيمي
شنبه، ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۹
 
سوالي از استاد دارم. اگر يهوديان انقدر حرفه اي و با برنامه دقيقي تمام تاريخ مشرق زمين را كاملا برعكس به خورد ما دادند(كه باورش سخت نيست)، پس شما چطور به وجود ديني به نام اسلام و قرآن كريم و پيامبر خدا ايمان داريد؟ آيا فكر نميكنيد اين هم توطئه يهودي ها بوده مثلا در مقابل مسيحي ها؟ يا هر دليل ديگري؟ البته من شكي در دين اسلام و قرآن كريم ندارم اما از شما توضيح ميخوا در صورت امكان.
ديگر اينكه اگر يهودي ها در طول تاريخ انقدر قدرتمند و باهوش وزرنگ بودند پس چرا تا چند دهه پيش نتوانستند يك كشور مستقلي براي خود داشته باشند؟
 
پاسخ:
مطالعه سطحی از اتش فشان بدتر و مخرب تر است.

 
نویسنده : amir
یكشنبه، ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۷
 
این کتاب چاپ اولش که برای سال1325 موجود هستش یا نه لطفا جواب بدید.
 
پاسخ:
;کدام کتاب؟

/

 
نویسنده : مارليك
چهارشنبه، ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۵
 
سلام
به به عجب بخش كامنتهاي وزيني شده اينجا هر كس به هر كس ديگري كه دلش بخواهد تهمت آنوسي بودن و يهودي بودن و دشمن استاد بودن مي زند. جايي كه زماني همه از اتحاد و هويت اسلامي حرف مي زدند امروز به جان هم افتاده اند . مسلما در اين وبلاگ آنوسيان فراواني هستند ولي اين دليل نمي شود به هر كس تهمت بزنيم من افراد زيادي را ميشناسم كه پوريم را با اين وسعت قبول ندارند(البته تا تهمت نزديد زود بگم كه من كاملا پوريم را پذيرفته ام ) بايد يهودي باشند؟ البته به نظر من استاد نبايد در مورد آراز اظهار نظر مي كردند اين كه آراز آنوسي هست يا نيست به من ربطي نداره (تازه جاي خوشحالي هم داشت كه از دست مطالب مطول بي معناش خلاص شديم ) ولي استاد با اين كارش باعث شد همه به هم برچسب بزنند اين آقا منوچهر ما هم كه تو هر نوشته كنار حرفهاي درستش يكي دو تيكه به تركا ميندازه (اينم بگم كه من ترك نيستم)
بازم ميگم صد در صد تو اين وبلاگ يهودي هاي زيادي هستند ولي با يك كلمه نميشه تشخيص داد

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان