ایران شناسی بدون دروغ، 136

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۱۳۶

امیدوار بودیم آن تحرکات مضحکی که اخیرا به قصد یادگار و آثار تراشی برای سلاسل و امپراتوران بی نشان ایران باستان، رایج و باب شده بود، در همان اوج تفسیرهای مجنونانه بر کتیبه خارک، پیدا شدن آن کشتی اشکانی در عمق هفتاد متری دریایی که فقط چهل متر عمق دارد و برقراری سرویس هوایی قالیچه ی پرنده در ایران، متوقف بماند و آن ذوق زدگی های عوامانه ی بی مرز را ممکن بود آخرین حد پریشان بافی در ایران شناسی نوع یهودی آن بدانیم. اما ظاهرا داستان غریق و حشیش در باستان شناسی بنگاه مسافر کشی میراث و متخصصان آن، پیاپی مصادیق مضحک تر و متنوع تری می یابد و مثلا در عین رفتار بی تفاوت با یافته های شگفت انگیز رامهرمز و بالا بردن سد سکوت در برابر آن ها، این جا و آن جا چنان مضحکه و معرکه های تازه ای برای اثبات حضور ناممکن امپراتوران ناپیدای ایران باستان بر پا کرده اند که اعجاب در آن ماجراهای پیشین را کهنه و غیر منصفانه می کند.

نمونه اشیاء خارج شده در اهواز، حین حفاری مترو تجمع سراسیمه مسئولین برای حفاظت میراث ساسانیان

به دو عکس بالا توجه کنید: سمت راست اشیایی است که در حین خاک برداری تونل متروی اهواز یافت شده و عکس سمت چپ غوغا و تجمع غیرتمندانه ی گروهی از متخصصان میراث و مسئولین مربوطه است، تا مگر یادگارهای یک شهر ساسانی به نام هرمز اردشیر حفاظت شود! روزنامه محلی ندای بهبهان در شماره ۱۰۵، در شرح این اشیاء، زیر تیتر بزرگ «یادگارهای امپراتوری ساسانی»، آن ها را «مقادیری سفال، استخوان، لایه های تمدنی، ظروف و سطوح لعاب دار» نامیده است که در عکس روزنامه فقط قطعاتی از سفال و استخوان دیده می شود. بی تردید توجه به همین چند پاره سفال نیز از دیدگاه قدمت شناسی زیستگاه های انسانی کاملا ضروری است، اما نادیده گرفتن آن همه دست ساخته های صنعتی و هنری کهن در رامهرمز و تدارک چنین هیئتی برای بررسی چند قطعه سفال در اهواز، آن هم به گمان یافت شدن پاره سندی برای حضور سلسله قلابی و دست ساخت ساسانی، خود حکایت روشن اقتدار جریانی در میراث فرهنگی کشور است، که نه تنها به هستی کهن ایران نابود شده در ماجرای پوریم اعتنایی ندارد، که دائما در تدارک ایجاد فضای تعارض با آن است.

«معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی خوزستان در گفت و گو با ندای بهبهان در خصوص این که چرا عده ای از متولیان شهر تاریخی هرمز اردشیر ر منکر می شوند گفته بود نمی دانم چرا کسانی که متخصص باستان شناسی نیستند به خودشان اجازه می دهند درباره ی باستان شناسی حرف بزنند و وجود شهر هرمز اردشیر را منکر شوند... وی به تاثیر پیدایش شهر هرمز اردشیر پرداخت و بیان داشت: شهر هرمز اردشیر در دوران باستان مهم بوده و پایتخت محسوب می شده است». (روزنامه محلی ندای بهبهان، شماره ۱۰۶، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۶، ص ۲)

بدین ترتیب شهر هرمز اردشیر دارای چنان مدافعانی می شود که اگر اجازه بیابند با همین چند تکه سفال و استخوان تقاضا می کنند تا نام اهواز را به هرمز اردشیر برگردانیم، پایتخت را به همان ایستگاه نیمه ساخت مترو منتقل کنیم و موزه ای اختصاصی برای آن سفال های مصرفی عهد اردشیر بسازیم. اما اگر به چنین متخصصانی که یک شهر ساسانی را با دیدن چند قطعه سفال شناسایی می کنند، آن نمونه های بی مانند رامهرمز را نشان دهیم، شاید بگویند این اشیاء را راهزنان قدیم رامهرمزی در عهد اردشیر از دربار ساسانیان در فارس ربوده و به رامهرمز برده اند!!! پیشنهاد من این است که برای دل خوشی چنین متخصصانی، پس از اتمام متروی اهواز، در محل یافت شدن این سفال ها، ایستگاه اختصاصی بسازند و نام آن را «ایستگاه هرمز اردشیر» بگذارند!!!

«۲۳ روز پس از این که اشیایی تاریخی در عمق ۴ متری مشاهده شد، تنی چند از اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی خوزستان و خبرنگاران در کنار مسئولین قطار شهری نشسته و در خصوص تاریخی بودن و یا نبودن مسیر قطار شهری به بحث و بررسی پرداختند... سخن گوی انجمن دوست داران میراث فرهنگی با اشاره به این که توجه به توسعه شهر اهواز که از محروم ترین کلان شهرهای دنیا محسوب می شود، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است، شروع عملیات اجرایی قطار شهری اهواز را از ابتدا فاقد مطالعات باستان شناسی ارزیابی کرد و عنوان نمود که سازمان قطار شهری و میراث فرهنگی خوزستان در بروکراسی اداری خود بی توجه به تاریخ شهر اهواز، شهر ساسانی هرمز اردشیر را از دم تیغ گذرانده اند... پس از گزارش انجمن دوست داران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به میراث فرهنگی کشور مبنی بر این که مقادیری سیء تاریخی در کارگاه قطار شهری میدان خلیج فارس مشاهده شده است، پنج متخصص باستان شناسی از سازمان میراث فرهنگی کشور به اهواز آمده و پس از بازدید از مسیر مترو به همراه دو تن از نمایندگان سازمان میراث فرهنگی خوزستان بر تاریخی بودن محوطه تاکید ورزیدند. در توافق نامه ای که بین هفت تن از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و دو تن از مسئولین قطار شهری و یک نماینده پیمان کار در قطار شهری منعقد شد مقرر گردید که با توجه به مشاهده ی لایه های تاریخی در مسیر احداث تونل مترو شهر اهواز و احتمال برخورد با لایه های تاریخی شهر باستانی هرمز اردشیر در ایستگاه میدان دروازه همکاری مستمری بین سازمان میراث فرهنگی و قطار شهری برقرار گردد». (ندای بهبهان، شماره ۱۰۶، پنج شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۶، ص ۳)

چنین رخ دادهای نویی، که کسانی را بی مهابا و به بهای بی آبرویی خویش، دائما در جست و جوی نشانه های هستی ایران باستان می بینیم و با اظهار نظرهایی چون ماجرای کتیبه ی خارک و مطلب زیر خود را شاخص سهل انگاری و بی خبری از تاریخ و تمدن معرفی می کنند، برای مشتاق حقیقت جز یک پیام ندارد: «اگر حضور سیاسی این یا آن سلسله در عهد باستان محتاج چنین داستان های بی مایه ای است، پس امپراتوران و سلسله های ایران باستان نشانه های تاریخی و تمدنی قابل عرضه و ملاحظه ندارند و علم شده هایی به وسیله مورخین یهودند تا خلاء هستی و سکوت کامل ناشی از فاجعه پوریم را بپوشانند».

۴۰ متر از ایوان هخامنشی نور آباد فارس نمایان شد.

محوطه ی ظاهرا کشف شده در نورآباد ممسنی

«چهل متر از ایوانی متعلق به دوره ی هخامنشی پس از ۲۵۰۰ سال از دل خاک بیرون آمد. حدود ۲۰ روز پیش بخش هایی از این ایوان به همراه پایه ستون ها و پلکانی شبیه پلکان های تخت جمشید توسط باستان شناسان ایرانی و استرالیایی کشف شده بود که در حال حاضر همچنان کاوش ها در این منطقه ادامه دارد.
خبرگزاری میراث فرهنگی، گروه میراث فرهنگی، حسن ظهوری - ادامه کاوش یاستان شناسی در نورآباد ممسنی فارس، منجر به بیرون آمدن ۴۰ متر مربع از کف ایوان ستون دار هخامنشی و یک ردیف پلکان شد که احتمالا به کاخی از دوران هخامنشیان تعلق دارد. سرپرست ایرانی هیئت باستان شناسی ایران و استرالیا با اعلام این خبر به CHN گفت: تاکنون موفق شده ایم حدود ۴۰ متر مربع از کف ایوان هخامنشی را از دل خاک بیرون آوریم. این ایوان سنگ فرش شده و عرض آن حدود چهار متر است. وی در ادامه افزود ارتفاع این ایوان از سطح زمین حدود یک و نیم متر است». (سایت خبرگزاری میراث به آدرس: http://www.chn.ir/news/?section=2&id=44626)

این هم نمونه دیگری از تلاش جگر خراش و بی آبروی باستان شناسان خودی و بیگانه، برای آباد نشان دادن گورستان ایران پس از پوریم. آن ها به هر نحو در برابر تابش تازه انوار حقیقت بر تاریخ شرق میانه، پرده ی دود می سازند و به آسانی خود را در معرض تمسخر صاحبان دانایی و خرد قرار می دهند. بار دیگر به تصویر بالا نگاه کنید و به ریش چنین مبلغان امپراتوری هخامنشی بخندید. اگر این پله ها را از نوع هخامنشی شناسایی می کنند، پس در جهان هیچ نمونه پله ای نیست، جز این که هخامنشی باشد!!! اگر کسانی برای زنده کردن امپراتوران و سلسله های دروغین ایران باستان حتی به تبلیغ درباره این جور چینی حیله گرانه نیز نیازمندند، که ایوان شاهانه ی آن ها چند آجر هماندازه نیز ندارد، پس تحقیقات جدید درباره حقیقت تاریخ شرق میانه، چندان در بیداری اقشاری موثر بوده، که مهار عقل و دور اندیشی را از کف مخالفان آن ربوده است. به راستی که دیدار از آن دو پایه ستون در به در شده ای که در این مجموعه بسی بی جا و غریبه نشسته اند، سخت دل سوزی آور است.

اینک و در آستانه ی یکی از اصلی ترین مباحث صفویه، ناگزیرم با نمایش نمونه هایی از تحریفات در معماری ایران، زمینه های مدخلی نو و روشنگر را آماده کنم و بار دیگر مدعی شوم که حتی کلامی داده قابل اعتنا و غیر مجعول در هیچ عرصه ای از تاریخ و فرهنگ و ادب ایران، لااقل تا عصر قاجار وجود ندارد و با یقین کامل و از طریق مستندات محکم غیر قابل تردید می توان به عرضه ی این مدخل پرداخت که از زمان رخ داد پوریم تا ظهور ناگهانی قاجارهای مطلقا ناشناس، کم ترین نشانه ی هستی ملی، ارتباط اجتماعی و دولت مرکزی در ایران قابل رد یابی نیست و این نکته ی عجیب را نیز بیافزایم که عمده ترین تالیفات مورخین نان خور کلیسا و کنیسه، مصروف جا انداختن پر تزویر سلسله های از نظر تاریخی و تمدنی مفقود ایران شده و مثلا در حالی که در باب صفویه و حتی نادر شاه افشار تالیفات متعدد تدارک دیده اند، از آن ها نوشته ی معتبری در موضوع سلسله ی قاجار ندیده ایم، زیرا که قالب زدن دولت قاجار نیازی به همت لفاظانه ی آنان نداشته و درست از همین زمان است که برای نخستین بار مورخین خودی چون عبدالرزاق دنبلی نیز پدیدار و وارد بازار کار شده اند!

عکس بالا را آنتوان سوروگین، عکاس مشهور روس، در اواخر قرن نوزدهم از بنایی گرفته است که اینک با نام برج طغرل در شهر ری می شناسیم و در شرح آن می نویسد:

«برج طغرل و یا برج مغول، در شهر ری، حوالی تهران. این برج را در ۱۸۸۲میلادی تعمیر اساسی کردند و این تصویر به پیش از تعمیرات متعلق است. درباره این برج اغلب می گویند که آرامگاه سلطان طغرل سلجوقی از قرن دوازدهم میلادی است، امری که اطمینانی بر آن نداریم». (ایران از نگاه سوروگین، ص ۱۳۹، متن انگلیسی)

سوروگین را، از آن که متولد تهران است، روزگار نوجوانی را در ایران گذرانده و به جز سالیان معدودی که برای فراگیری فن عکاسی به روسیه بازگشته، تقریبا تمام عمر را در این سرزمین گذرانده و مشهور ترین آلبوم اش از عکس های مرتبط با مسائل اجتماعی و آثار تاریخی ایران است، می توان یک عکاس ایرانی معرفی کرد که با زوایای زندگی و مناظر این سرزمین آشنایی کامل داشته و با تاریخ و زیر و بم های مربوط به آن آشنا بوده است. بنا بر این، انتساب این برج به طغرل سلجوقی که حضور و وجود تاریخی او را از طریق همین مقبره معرفی می کنند، یکی دیگر از پازل های سلیطه و پاچه ورمالیده ی تاریخ ایران است: برج را بدون عرضه ی هیچ نشانه و دلیلی، به طغرل سلجوقی می بخشند تا از آن راه صاحب سلسله ای به نام سلجوقیان شویم و دلیل وجود طغرل سلجوقی را نیز همین گور آجری او در شهر ری می گویند؟!!! رفتار حقه بازانه با تاریخ ملتی از این آشکارتر و بی آبروتر میسر نیست.

«در حدود سال ۱۸۷۰ سوروگین و برادران اش کولیا و امانوئل به ایران آمدند و در تبریز سکونت کردند. آن ها پس از مدتی در خیابان فردوسی تهران یک استودیوی عکاسی گشودند... از آن جا که سوروگین سال ها در تهران زندگی کرده و همسر او ارمنی ایرانی بود، موفق گردید تا به طبقات مختلف جامعه دست یابی پیدا کند. او همیشه به خاطر مهارت تخصصی اش مورد قدردانی قرار می گرفت. سوروگین به خاطر تک چهره های خوبی که می گرفت، عکاس عالی رتبه دربار ناصر الدین شاه و جانشینان اش تا رضا شاه گردید». (ایران از نگاه سوروگین، ص ۱۰)

من عامدا تصویری که سوروگین از برج طغرل در قریب ۱۲۵ سال پیش گرفته را، بدون تغییر در اندازه اصلی آورده ام تا دقت در اجزاء آن ممکن شده باشد و بد نیست به تصویر همان برج در شهر ری و پس از تعمیرات توجه کنید که پوپ تحت عنوان تصویر ۹۰ در کتاب اش، «معماری ایران» آورده است.

چه قدر تشابه میان این برج و آن چه سوروگین در عکس خود ثبت کرده، می بینید؟ اگر برابر ادعاهای کنونی، این تغییرات را حاصل مرمت بدانیم، آیا مرمت کار اجازه دارد چنین قلب ماهیتی، تا حد تغییر فرم ورودی و سقف و محیط بنا را مرتکب شود؟!! و موضوع این گور زمانی در ردیف دیگر شوخی های مصطلح و معمول در باب تاریخ و فرهنگ و ادب ایران قرار می گیرد که جای دیگری می خوانیم:

«برج طغرل شهر ری، بنای آجری عظیمی با بلندی حدود بیست متر است. بدنه ی این برج ترک ترک است. این برج که در وسط محوطه ای قرار گرفته باید مدفن طغرل اول پادشاه سلجوقی باشد. ضمن تعمیری که در سال ۱۳۰۰ هجری قمری در این برج به عمل آمد، کلیه آثار و علائم تاریخی و معماری، از قبیل کتیبه ی کوفی و نقش و نگار آجری سبک سلجوقی آن را، از بین بردند و اکنون این برج تاریخی که در عداد بناهای نیمه ی اول قرن پنجم هجری به شمار می رود به صورت بنای تازه ای درآمده است». (سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ص ۱۶۶)

هیچ تاریخ دان و صاحب اندیشه و دستگاه دولتی موظف، تاکنون در این باب تفحصی نکرده که در ۱۳۰۰ هجری، زمانی که هنوز باستان شناسی و مرمت آثار باستانی ایران، شکل رسمی نداشته، چه کسانی و با چه قصد و اختیاری بر سر این برج برای تغییر هویت آن ریخته اند؟!! و اگر این برج بی چاره چنین سرنوشتی را از سر گذرانده، پس بر چه اساس آن را مقبره سلطان طغرل سلجوقی می شناسیم و اصولا از کجا می دانیم که سبک و آرایه های نخستین آن چه گونه و متعلق به چه زمان بوده است؟!! اگر تغییر هویت یک بنا در شهر ری برای گروهی در ۱۲۵ سال پیش اهمیت اجرایی داشته، پس از این طریق نیز با جدی بودن موضوع تدوین تاریخ نادرست و اسناد مجعول برای ایرانیان آشنا می شویم.

 

برج طغرل در اخلات ترکیه

برای آشنایی بیش تر با فاجعه ای که به نام تدوین تاریخ منطقه ی ما آفریده اند، به بنای سبک کلیسایی بالا نیز نظری بیاندازید، که برج طغرل دیگری در ترکیه است، با این تفاوت که اگر نوع آجری آن در ایران گور طغرل سلجوقی است، جای آن دارد که این مجموعه سنگی خوش استیل و لوکس با ضمیمه دژ مانند جنب آن را حجله گاه عروسی او بدانیم!!! حکایت غریبی از نهایت شیادی است که فقط با نمایش همین چند بنای بی هویت و نام گذاری قلابی بر آن ها برای ایران و ترکیه سلسله توانا و مقتدر سلجوقی ساخته اند!!! (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 13:30

ارسال شده در سه شنبه، ۲۳ بهمن ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان