ایران شناسی بدون دروغ، 125

 آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۱۲۵

در یادداشت قبل، با ارائه ی متون و منقولات لازم، معلوم شد که اسکندر بیک، منشی مخصوص شاه عباس اول، ضمن داده های اش در کتاب «عالم آرای عباسی»، گرچه برآمدن نوروز در سال های ۱۰۰۰ تا ۱۰۱۷ هجری قمری در دربار شاه صفوی را، با روزهای نهم تا یازدهم اسفند برابر می دانست، ولی ناگهان از سال ۱۰۱۸ هجری، تا پایان دولت و دوران به اصطلاح شاه عباس اول، یعنی ۱۰۳۷ هجری، این انطباق را یازده روز به جلو می کشاند و به نوزدهم تا بیست و یکم اسفند منتقل می کند. اینک برای روشن شدن ابهام ها و شناخت کامل هویت برآورندگان این گونه اسناد صفوی، انگیزه ی او در این جا به جایی را جست و جو می کنیم، تا شاید سر نخ محکم تری در این باب بیابیم که تاریخ نویسان آن دوران نیز، همانند کاروان سرا سازان و معماران و دیگر برآورندگان نمایه های تمدنی و حتی سلاطین آن عهد، چنان که اندک اندک اسناد آن را بیاورم، بیگانگانی از راه رسیده و در وجه عمده از ارامنه اند! 

«وقایع ایت ئیل (سال سگ) مطابق ثمان عشر و الف (۱۰۱۸) و بعضها موافق تسع عشر و الف (۱۰۱۹) که مبدأ سال بیست و چهارم جلوس اقدس همایون است: چون نیر عالم افروز که سلطان چهار بالش افلاک است از طول مکث از قشلاق جدی و حوت ملول گشته میل بیت الشرف نمود یعنی سال ایت ئیل ترکی به فرخی و فرخندگی آغاز شد کوس نوروزی در عرصه ی جهان بلند آوازگی یافت آفتاب جهان تاب در روز یکشنبه بیست و پنجم شهر ذی الحجة الحرام موافق ثمان و عشر و الف هجری (۱۰۱۸) به برج حمل تحویل نمود و باغ روزگار که از دم سردی دی افسردگی داشت از مژده ی شمیم روح بخش بهار عطر سایی آغاز نهاده نزهت آباد جهان به تازگی خرمی بخش عالم جان گردید». (اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی،جلد دوم، ص ۸۰۶)

ناگزیر و برای سهولت در تطبیق، بار دیگر متن مربوط به حلول نوروز در بیست و چهارمین سال سلطنت شاه عباس، ذکر شده در انتهای یادداشت پیشین را، تکرار کردم، تا توجه دهم که اسکندر بیک منشی، تفاوت بین نوروز  سال ۱۰۱۷ هجری، با نوروز سال ۱۰۱۸ هجری را، نه ده روز فاصله ی معهود و متعارف میان سال میلادی و هجری، که بیست و یک روز می شمارد و با کمال تعجب گرچه نوروز سال ۱۰۱۷ هجری را برابر با سیم ذی الحجه آن سال گفته بود، نوروز سال بعد را، به جای سیزدهم ذی الحجه، ناگهان به بیست و پنجم ذی الحجه، یعنی با ۲۲ روز فاصله از سال پیش منتقل می کند، که با ۱۱ مارس ۱۶۱۰ میلادی و ۲۱ اسفند ۹۸۸ شمسی منطبق است. آیا الگو و علت این دست بردگی عجیب و غیر عادی او چه بوده است؟!!

«ب. اصلاح تقویم میلادی: در حدود سال ۱۵۸۲ میلادی، چنین استنباط شد که تقویم عیسوی متداول ده روز اول از سال شمسی پیشی گرفته و احتیاج به تجدید محاسبه دارد. این تقویم که به جای خود اصلاح تاریخ یولیانی بوده بوسیله ی پاپ گرگوریوس سیزدهم مجدداٌ مورد اصلاح قرار گرفت و وی ۱۰ شبانه روز از سال ۱۵۸۲ میلادی را از حساب ساقط نمود، بدین معنی که روز بعد از ۴ اکتبر، به جای پنجم، ۱۵ اکتبر به حساب آمد. اصطلاح گرگوریوس در اغلب کشورهای پیرو کیش کاتولیک رومی بلافاصله پذیرفته و اجرا گشت ولی در ممالک پروتستان این کار با آهنگی کند پیش رفت و در بریتانیای کبیر و مستعمران آمریکایی آن اصلاح فوق تا سال ۱۷۵۲ میلادی اجرا نشد و دلیل عمده آن اختلاف نظر پادشاهان انگلیسی با دستگاه پاپ وقت و ایجاد یک کلیسای جداگانه بنام کلیسای انگلستان در حدود سال ۱۵۳۴ میلادی بود. در هر صورت در سال ۱۷۵۲ میلادی که تقویم متداول در انگلستان ۱۱ شبانه روز با تقویم معمول اروپا تفاوت پیدا کرده بود، اصلاح پاپ گرگوریوس را در آن کشور نیز پیاده کردند». (فردینالد ووستنفلد و ادوارد ماهلر، تقویم تطبیقی ۱۵۰۰ ساله هجری قمری و میلادی، مقدمه، ص پانزده)

یک مورخ مسلمان، که به طور معمول و طبیعی، مبنای اطلاعات تقویمی خود را، سال شمار هجری قرار می دهد، اگر از تصمیمات کلیسا در تغییرات سال شمار میلادی خبردار هم شود، ذره ای به آن اعتنا نمی کند، مبنای روز شمار هجری خود را با پس و پیش بردن ایام، تغییر نمی دهد و خود را به متابعت از تقویم میلادی مجبور نمی بیند. اما در این جا اسکندر بیک منشی، با حساسیت تمام، ان چه را کلیسا دیکته کرده بود، به تاریخ مسلمین نیز تسری داده است تا معلوم شود که رجوع و ادراک اصلی زمان نگار تاریخی او مبنای میلادی داشته است!!!؟ نکته ی بدیع آن جا بروز می کند که بر اساس اطلاعات فوق، اسکندر بیک منشی، یک گریگورین و نه مسیحی پروتستان شناسایی می شود، زیرا برای اعمال تغییرات پیشنهادی گریگوریوس در تقویم میلادی، به انتظار تصمیم و پذیرش  کلیسای انگلستان، یعنی سال ۱۷۵۲ میلادی نمانده است. بدین ترتیب بر هر خردمندی با وضوح کامل آشکار است  که این نه منشی دربار شاه عباس در شهر اصفهان، که کشیش گریگوری بی کاره ای است، مشغول و مامور نگارش تاریخ دوران صفویه، به زمانی نامعین و در مکانی ناشناس!!!

دیرک وان در کرویس، در ابتدای کتاب خود، «شاردن و ایران»، زیر گراور سمت راست، که در صفحات آغازین تالیف خود آورده، می نویسد: «عنوان نخستین چاپ سفرهای شاردن که بنا بر بر نسخه ی اصلی، لندن، موزز پیت، ۱۶۸۶ میلادی، در فرانسه، لیون، توماس آمولری، ۱۶۸۷ میلادی، انتشار یافته است». و در زیر گراور دو برگی سمت چپ نیز اطلاع می دهد: «عنوان چاپ سفرها در آمستردام، ۱۷۱۱ میلادی، با گراور شاردن به صورت تصویر اول کتاب و امضای ژ. گول». بدین ترتیب و از آن جا که در مجموع اسناد مربوط به حضور شاردن در مشرق زمین، پایان سفرهای او را سال۱۶۸۰ میلادی نوشته اند، پس با دقت در تاریخ های انتشار فوق، که قدیم ترین آن ها فقط هفت سال پس از بازگشت شاردن است، کاملا درمی یابیم که سران کنیسه و کلیسا برای معرفی ایران دوران صفویه به جهان سخت تعجیل داشته اند!!! همین بی قراری و عجله در مورد کتاب تاریخ عالم آرای عباسی نیز صدق می کند که بنا بر توضیح ایرج افشار، ۱۶۰ نسخه ی خطی از آن موجود است که بسیاری از آن ها به پیش از سال ۱۰۶۰ هجری قمری منتسب است که فقط چند سال با پایان زندگانی شاه عباس و مرگ اسکندر بیک فاصله دارد!!!    

«آغاز سال فرخ فال تنگوزئیل (سال خوک) بعضها مطابق سنه ی الف و عشرین (۱۰۲۰) و بعضها موافق احدی و عشرین و الف (۱۰۲۱)  که سال بیست و پنجم جلوس اقدس شاهی ظل اللهی است: نوروز این سال فرخ فال به فیروزی و فرخندگی در روز جمعه ششم شهر محرم الحرام که آغاز عشرین و الف هحری (۱۰۲۱) و اول فروردین ماه جلالی بود واقع شد یعنی شاهنشاه فلک چهارم که نیر اعظم و عطیه بخش عالم است از نهانخانه ی حوت به شرف گاه حمل برآمده فیض بخش عالم عنصر گردید و کوس نوروزی آوازه ی عالم افروزی در کون و مکان انداخته نورسان گلستان به جلوه گری درآمدند ». (اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی، جلد دوم، ص ۸۲۹)

همان سر درگمی عجیب پیشین، در این تعیین برابری سال هجری، با بیست و پنجمین سال دولت شاه عباس اول نیز برقرار است و کار به جایی می رسد که گرچه اسکندر بیک، بیست و چهارمین سال سلطنت شاه عباس اول را با بیست و پنجم شهر ذی الحجة الحرام، موافق ثمان و عشر و الف هجری (۱۰۱۸) موافق دیده بود، بیست و پنجمین سال سلطنت او، یعنی فقط یک سال بعد را، جمعه ششم شهر محرم الحرام عشرین و الف هجری (۱۰۲۱)، یعنی سه سال بعد شناسایی می کند!!! و عجیب تر این که بیست و ششم محرم سال ۱۰۲۱ هجری قمری، نه جمعه، که دوشنبه روزی است معادل با ۱۱ مارس ۱۶۱۱ میلادی و ۲۱ اسفند سال ۹۸۹ هجری شمسی، تا بدانیم که گرچه تقویم اسکندر بیک در شمارش سال های قمری سرگردان و درهم ریخته پیش می رود، اما در ترتیب سال های میلادی کاملا دقیق و مرتب است. بدین ترتیب منشی شاه عباس اول صفوی را، همان اندازه نسبت به سال شمار اسلامی اندک اطلاع می یابیم که در انطباق تقویم میلادی با دقت فراوان عمل می کند!!! هیچ چیز برای اثبات نادانی و بی اطلاعی اسکندر بیک نسبت به تقویم هجری، اعم از شمسی یا قمری، رسوا کننده تر از آن نیست که ششم محرم سال ۱۰۲۱ هجری قمری، یعنی ۲۱ اسفند را، در نقل بالا، به صراحت تمام و بدون ذره ای ابهام، با اول فروردین ماه معادل شمرده است!!! آیا این منشی عالی مقام معنا و موقع فروردین ماه را هم نمی دانسته است؟!!  

«آغاز سال بهجت مآل سیچان ئیل (سال موش) ترکی مطابق سنه ی احدی و عشرین و الف (۱۰۲۱) که سال بیست و ششم جلوس همایون شاهی ظل اللهی است: نوروز این سال فیروزه در روز سه شنبه شانزدهم شهر محرم الحرام اتفاق افتاد. یعنی آفتاب عالمتاب که مربی عالم و مرتب مایحتاج بنی آدم است به حکمت بالغه ی الهی از باره ی حوت به برج حمل تحویل نمود طراوت ایام بهار عرصه ی جهان را چون دل اخوان الصفا نور و ضیاء بخشید». (اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی،جلد دوم، ص ۸۵۳)

بدین ترتیب و به دلیلی نامعلوم، ظاهرا سال ۱۰۲۱ هجری، بسیار خوش آیند و مورد پسند منشی شاه عباس اول قرار داشته است، زیرا که یک بار ششم محرم آن سال را آغاز بیست و پنجمین سال و در نقل بالا شانزدهم محرم همان سال را آغاز بیست و ششمین سال سلطنت همان شاه می داند!!! در این جا نیز از آن که ردیف میلادی سال شمار او مرتب است، با خبر می شویم، که گرچه او در عرضه ی تقویم میلادی دقیق است، اما شانزدهم محرم سال ۱۰۲۱ هجری قمری را مصادف با نوروز می داند که در واقع امر، با دهم مارس ۱۶۱۲ میلادی و بیستم اسفند سال ۹۹۰ هجری شمسی برابر است.    

«گفتار در قضایای اودئیل ترکی (سال گاو) مطابق سنه اثنی و عشرین و الف (۱۰۲۲)هجری و بعضها موافق ثلث و عشرین و الف (۱۰۲۳) که سال بیست و هفتم جلوس همایون اقدس است: نوروز سعادت افروز این سال در روز چهارشنبه بیست و هفتم شهر محرم الحرام سنه ثلث و عشرین و الف (۱۰۲۳)  اتفاق افتاده خورشید جهان آراء بعد از انقضاء نه ساعت و ده درجه و دوازده دقیقه ی روز مذکور از برج حوت به منزل عز و شرف یعنی برج حمل تحویل نموده آغاز بهار خجسته آثار شد». (اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی،جلد دوم، ص ۸۶۰)

مراتب بی خبری اسکندر بیک، منشی خاصه ی شاه عباس اول، نسبت به مدارج و مراتب سال هجری، یعنی اساس شمارش ایام در جهان اسلام، در نقل بالا نیز بار دیگر خودی می نماید. در این جا نیز او نمی داند که یک سال هجری را نمی توان دو بخش کرد، برخی از آن را در یک سال و بخشی دیگر را به سال بعد برد! این نوع نقسیم بندی، که گاه گاه به ذهن اسکندر بیک رسیده نیز، تنها به این صورت قابل توضیح است که او در مقابله ی سال میلادی با قمری، بخشی از سال میلادی، یعنی همان ده روز متعارف را، در شکم سال بعد دیده است و از آن که برای او مفهوم سال قمری چندان بلیغ نبوده، با چنین شیوه ای، برداشت توام با حیرت خود را ابراز کرده است. این گمانه که به راستی حتی در باب عقب مانده ای چون اسکندر بیک هم، بسیار بعید می نماید، تنها راه کار توضیح چنین شیرین زبانی های ایام شناسانه ی او است. در این نقل هم اسکندر بیک بار دیگر دو سال را در یک سال قمری گنجانده و در حالی که بیست و ششمین سال سلطنت شاه عباس را با شانزدهم شهر محرم سال ۱۰۲۱ قمری معادل دیده بود، بیست و هفتمین سال سلطنت او را با بیست و هفتم محرم سال ۱۰۲۳ هجری، یعنی دو سال بعد برابر می داند!!! با این همه و علی رغم درهم ریختگی تاریخ قمری، تسلسل سال شمار میلادی در تقویم اسکندر بیک در این جا هم به طور صحیح برقرار است، زیرا که بیست و هفتم محرم، با هشتم مارس ۱۶۱۳ میلادی و با ۱۹ اسفند سال ۹۹۱ هجری شمسی برابر است. برای من اسباب حیرت تمام است که چهارشنبه ی مذکور در نقل فوق با ایام هفته در محاسبات صحیح نیز مطابق است! اگر او دو شنبه را در ۱۰۲۱ هجری، جمعه فرض کرده است، پس چه گونه در سال ۱۰۲۳ هجری روز درست هفته را اعلام می کند؟!! زیرا نادرستی در شمارش ایام هفته علی الاصول باید که به اشتباهی ابدی تبدیل شود. تمام این نکات ظریف پرده از شامورتی بازی حیله گرانه در تولیداتی بر می دارد، که مراکزی به عنوان تاریخ ایران به مردمی خوش باور قالب زده اند. اگر تاکنون نپذیرفته اید که مدون تاریخ عالم آرای عباسی یک کشیش گریگورین و احتمالا جا خوش کرده در یکی از صومعه های اروپا است، به آن ساعت تحویل دقیق «نه ساعت و ده درجه و دوازده دقیقه» برای زمان تحویل سال توجه کنید، که معلوم می کند کشیش ما ساعت دقیقه شماری در اختیار داشته است که بدون شک در آن زمان نه فقط نزد اسکندر بیک منشی در اصفهان، که در اختیار شخص شاه عباس اول هم نبوده است. اینک باید با خضوع و خون سردی کامل از اسکندر بیک منشی بخواهیم مفهوم نه ساعت و ده درجه و دوازده دقیقه را برای خوانندگان اش بیان کند، محتمل ترین حدس این که او برای فضل پراکنی، مدارات جغرافیا را با زمان تحویل سال نو مخلوط کرده باشد. (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 18:30 | نظر ها در ناریا

ارسال شده در چهارشنبه، ۱۹ دی ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان