ایران شناسی بدون دروغ، 82

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۸۲

 

بدین ترتیب آن چه در مقدمه ی کتاب استر عهد عتیق آمده، یعنی نافرمانی وشتی، عروس شدن استر، تصمیم هامان برای قتل عام یهودیان به بهانه تعظیم نکردن مردخای، کشف توطئه علیه خشایارشا به همت مردخای، چند بار انگشتر بخشیدن خشایارشا به این و آن و از این قبیل، به قدر بال مگسی ارزش ثبت در تاریخ را ندارد، زیرا برای آن ها مبنای متفاوتی جز همین گفته های دل به خواه، نمی شناسیم و قرینه ی دیگری صحت این پیش درآمدهای پوریم را اعلام نمی کند. پس شاید دیگر داده های آن کتاب، چون ماجرای قرعه کشی برای تعیین روز مقابله و پیش دستی یهودیان بر هامان و اجرای پروژه قتل عام پوریم نیز ارزش بررسی تاریخی ندارد و مؤخره ی باز هم داستانواره ای، برخاسته از همان مقدمات بی اساس است؟!!! اما آن چه مانع مورخ برای نادیده گرفتن شرح کشتار پوریم در کتاب استر می شود، علائم و آثار تاریخی کافی و موجود در این باب است که در منطقه ی ما و در زمانی منطبق با دوران خشایارشا، یک نسل کشی کامل و قتل عام تمام، تا حد باقی نگذاردن یک زن و مرد برای ادامه ی حیات مجرد آدمی، در قسمت بزرگی از شرق میانه صورت گرفته است. آثار و علائمی که به تدریج و یک به یک عرضه خواهد شد.

بر این پایه، تیرگی در کتاب استر عهد عتیق، منحصر به مقدمه آن می شود که عوامل و اسباب آن قتل عام را به درستی ثبت نکرده است، زیرا سخن از محرک حقیقی و علت توسل یهودیان به اجرای قتل عام پوریم، که پدیدار شدن منظره شکست نظامیان هخامنشی در برابر مقاومت بومیان منطقه بوده است، با ادعاهای جدید در باب قدرتمندی بی حساب آن سلسله منطبق نمی شد و الزام همسان کردن مقدمات کتاب استر با توهمات نو در باب تاریخ ایران باستان، آن را به صورت کنونی درآورده است. در واقع پوریم پروژه ناگزیر، و چنان که خواهم گفت، حتی مایوسانه ای، طراحی شده از سوی یهودیان، برای ممانعت از شکست نیزه داران اجیر شده هخامنشی، جلوگیری از امحاء قوم بنی اسراییل و یا دست کم بازگشت آنان به سیاه چاله های بابل بوده است.

پیش از این، مظاهر و دلایل اولیه ی نادرست بودن تصورات معاصر درباره ی توانایی های به اصطلاح امپراتوری هخامنشیان را برشمردم و فقر مطلق نشانه های مادی و دیداری این قدرتمندی را به صورت های مختلف نمایش دادم و گفتم بزرگ ترین نمایه و منظر و مایه ی عرض اندام و اعلام وجود هخامنشیان مجموعه ی تخت جمشید ناتمام مانده است! در عین حال بیان کردم که حضور قابل قبول شخص کورش و داریوش، بر مبنای بقایای باستانی، به گل نبشته ی بابلی کورش و کتیبه ی مفصل داریوش در بیستون منحصر است و نه فقط این دو نشانه خود نیازمند بازبینی وسیع برای تایید و یا رد مطالبی است که تاکنون در باب آن ها عرضه کرده اند، بل آثار دیگری که از کورش، مانند مقبره و کاخ های مختلف و سطر نوشته ای در پاسارگاد ارائه می دهند و یا تعداد بسیار زیاد کتیبه های پراکنده، که از تخت جمشید تا مصر، به داریوش می بخشند، برابر بررسی هایی که انجام شد، به وجه رسوایی مجعول و تازه ساز و خود ادله ای بر نبودن علائم حضور دراز مدت این دو بت هخامنشی در شرق میانه است، زیرا طبیعتا اگر چنین علائمی به طور معمول قابل عرضه بود، آن ها به تولید جاعلانه ی آن متوسل نمی شدند. بنا بر این مورخ ادعای حضور و حکومت ۲۵ ساله ی کورش و ۳۶ ساله ی داریوش را از جوانب مختلف فاقد مستندات و غیر قابل اثبات می داند و چنان که نشانه ها نمایش می دهند و از آن که در سراسر تخت جمشید یگانه سخن گو و کار فرما و تنها سلطان در قید حیات، خشایارشا معرفی می شود، پس او نخستین و آخرین شاه هخامنشی است که دلایلی برای قبول مدت محدود و اعلام شده زمامداری اش، با در نظر گرفتن طول زمانی که بالا بردن همین ابنیه ی نیمه تمام تخت جمشید نیاز داشته، به دست داریم. در این صورت برای فقدان نشانه های کافی از حضور کورش و داریوش در منطقه، فقط یک علت قابل ارائه است: کشته شدن سریع آن ها در نزاع های ناشی از مقاومت منطقه ای! زیرا اگر خشایارشا در ۲۱ سال سلطنت خود، لااقل یک مجموعه ی اشرافی - مسکونی - حکومتی نیمه کاره از خود به جای گذارده، پس چه گونه کورش و داریوش و کمبوجیه و بردیا، در مدت ۶۵ سال به تدارک و تولید نمای حکومتی و سرپناهی برای سکونت سرکردگان و  برجستگان سلسله نپرداخته اند؟!!!

برای تقویت این نظر، می توان به عاقبت اندیشی و کوچ خشایارشا به پنهانگاه تخت جمشید و آغاز بنای دژگونه و مناسب دفاع، در آن حوزه کوهستانی، برای اقامت و حفاظت خویش اشاره کرد، که بیمناکی او را از وسعت ایستادگی بومیان شرق میانه نشان می دهد. زیرا اگر خشایارشا پایه گذار ابنیه تخت جمشید است، از آن که محل و مرکز دیگری برای استقرار حاکمان پیش از او سراغ نداریم، چاره ای نمی ماند جز این که فرمان روایان مقدم بر او را مستقر در چادرها و یا حداکثر در ابنیه ی عیلامی شوش گمان کنیم، چنان که مختصر باقی مانده های کورش و داریوش را به طور کلی در حوزه غربی و نه جنوبی ایران یافته ایم و گرچه ذکر علت معینی برای انتخاب زیگورات کهن ایلامی و حواشی آن در فارس، به وسیله ی خشایارشا هنوز ممکن نیست، ولی کاملا مشخص است که خشایارشا کوشیده است از مراکز تجمع و مقاومت دشمنان بزرگ و قدرتمند خویش، مانند آشور و بابل و عیلام دور بماند. شاید بتوان اطلاعات یهودیان فریسی از امکانات حوزه ی فارس را، که چند قرنی مقدم بر هخامنشیان در آن منطقه متمرکز بوده اند، راه نما و مشوق او در انتخاب آن خطه بدانیم. این مطلب نیز باید در نظر گرفته شود که هنوز در آغاز راه این اکتشافات تازه ایم و گرچه تا زمان بازخوانی نوینی از کتیبه ی بیستون بر مبنای آن چه واقعا بر سنگ مانده است، جز عرضه ی این شمای کلی، مدخل محکم تری در این باره نمی توان گشود، اما از آن که با قدرت تمام، اثبات رخ داد پلید و وسیع آدم کشی عمدی و برنامه ریزی شده ی پوریم و عواقب بس هولناک آن میسر است، پس بر مورخ معین و مسلّم می شود که انتخاب راه حل بی نهایت خونین و براندازانه ی پوریم، فقط زمانی دارای توجیه منطقی و حتی نظامی است که یگانه راه بقا شناخته شود و فقط در صورتی مورد توجه قرار می گیرد، که مهاجمان قادر به ایستادگی در برابر مدافعان، با شیوه مرسوم و کلاسیک نباشند.

امتداد محدودتر این گونه چاره اندیشی، حتی در دوران جدید نیز، در تظاهرات سیاسی و اجتماعی جهان بازتاب داشته و هر دولت و مرکز قدرت و متجاوزی که از مقابله با نیروهای پیشرو و مقاوم و مبارز درمی ماند، به اقدام پوریم گونه ی کودتای اقلیت دست می زند و نه فقط می توان تجاوز پوریم را نخستین کودتا و یورش وحشیانه ی ناگهانی و احتمالا شبانه در روزگار باستان شناخت، بل تمام دیگر راه حل های اجتماعی که در ایام ما و در سراسر جهان، با توسل به هجوم و خون ریزی سریع و وسیع، از سانتیاگو تا تهران ارائه و انجام داده اند، بدون استثنا، الگو گرفته از موفقیت یهودیان در اجرای پوریم و به زبان ساده، مانند دیگر قتل عام های بزرگ، از مردم آفریقا و آمریکای جنوبی و سرخ پوستان اتازونی، حاصل یک برنامه ریزی پنهان و آشکار به شیوه و با مشارکت و مشاوره و حتی رهبری و سازمان دهی یهودیان بوده است.

بدین ترتیب این بررسی صرفا بر مطالب کتاب استر تورات تکیه ندارد، بل با ارزیابی و مطابقت دو گونه تظاهر در هستی شرق میانه، که یکی وجود و جوشش حیات و حضور رو به پیش و دراز مدت مراکز متعدد و متمدنی را از هزاره های دور، تا زمانی معین اعلام می کند و دومی سقوط ناگهانی و بی منتها به مبداء صفر و نابودی و گم شدگی کامل آن موقعیت پیشین را نشان می دهد و با بررسی و برآیند این دو وضعیت، به این نتیجه واضح می رسیم که حادثه و عامل نیرومندی موجب برهم خوردن روند معمول تحرک تاریخی و تولیدی در میان سلسله ای از اقوام دیرین و کهن شرق میانه بوده است و زمانی که در جست و جوی عامل این توقف مطلق، به سعی لجوجانه و وسیع و متمرکز یهودیان در مخفی نگهداشتن این سقوط، از طریق ساخت تاریخ و تبلیغ جاعلانه حضور قدرت های محلی در حوزه ی اجرای پوریم برمی خوریم، آشکار و آسان بدین نتیجه می رسیم که باید یهودیان را مسئول آن انهدام شناخت زیرا که با تدوین و تالیف منابع و تواریخ منحرف کننده، به خصوص برای مرذم منطقه ی ما، بر آثار و علائم آن نابودی کامل پرده کشیده و مانع انتقال ماجرای پوریم به آگاهی های تاریخی دوران جدید شده اند.

اگر یهودیان، امروز و در عصر انفجار اطلاعات هم، مهار مراکز تحقیقاتی و اطلاع رسانی را چنان به دست دارند که مانع عرضه تفحصات نو در سطح ملی و منطقه ای و جهانی می شوند، در توسل به شگرد سکوت درباره مطالب تازه ی ناموافق با ادعاهای آنان موفق اند و تریبون ها را بر انعکاس تفحصات جدید حتی در موضوعی چون هالوکاست هم می بندند، پس سعی آن ها در سده های اخیر برای پنهان نگهداشتن قتل عام پوریم، از آن روی با توفیق عمل کرده، که به میزان کافی مزدور و مجری در اختیار داشته اند. بدین ترتیب در جست و جوی علت انهدام عمومی و توقف ناگهانی رشد در شرق میانه، که مظاهر بس آشکاری در بقایای باستان شناختی منطقه ی ما دارد، می توان بخش اعتراف کتاب استر در توسل یهودیان به کشتار پوریم را، علی رغم تلاش مورخان مزدور کنیسه در انکار و سرپوش نهادن بر آن، به عنوان سند علت نابودی تمدن شرق میانه به زمان خشایارشا ارائه و مورد مداقه قرار داد.  

نمایان ترین و ملموس ترین مظهر این امکان، نیمه کاره ماندن ساخت مجموعه ی تخت جمشید و سعی مورخان یهود در کامل و باشکوه نشان دادن همان خرابه هاست؟!!!! اگر نیمه تمام ماندن ساخت و ساز در تخت جمشید، اینک و بدون چون و چرا محرز و مسلّم است، پس سئوال ساده چنین طرح می شود که کدام عامل موجب شد تا خشایارشا از ادامه ی اجرای آن پروژه ی پر هزینه پس از آن همه مقدمات و پیشرفت نسبی آن، منصرف شود؟!! اگر او را به مرگ طبیعی و یا حوادث ناگهانی و یا حتی به سبب رقابت های درباری مرده بگیریم، نخست این که چرا جانشینان او به ادامه ی ساخت و اتمام آن ابنیه، اشتیاقی نشان نداده اند و نیز چرا تاریخ نویسی جهان، که از آغاز یک کوشش عمدتا یهودی و ابزاری در اختیار کنیسه و کلیسا بوده، کم ترین اشاره ای به مرگ خشایارشا و نیمه کاره ماندن عملیات ساخت و ساز در تخت جمشید نداشته است و اگر جای احتمال را در حد گریز خشایارشا از منطقه نیز باز گذاریم، باز می پرسیم که آن سلطان ساخت و ساز از چه کس و یا چه چیز گریخته و چرا جانشینان او ادامه و امتداد و اتمام مجموعه ابنیه تخت جمشید را جدی نگرفته اند، چه گونه بدون یک مرکز سکونتی - حکومتی، نیازهای آن امپراتوری ظاهرا مقتدر جهانی را تامین و برطرف کرده اند و سرانجام این که چرا مورخین غالبا یهودی جهان در موضوع حوادث تاریخی شرق میانه، نه فقط به گریز موهوم و متصور خشایارشا اشاره ای نداشته، بل تمامی آن ها را آشکارا و متعصبانه مشغول تایید این مطلب نادرست دیده ایم که تخت جمشید از دوران داریوش اول هم مرکز شکوهمند و مناسبی برای برگزاری جشن های بومی و ملی و منطقه ای بوده است!!! آیا مورخین و باستان شناسان و ایران پژوهان یهود در تغییر فرمت تاریخی ایران و شرق میانه و تولید منابع متکی به دروغ، به دنبال تامین چه منافع و اختفای کدام واقعیت تاریخی بوده اند؟!

چنین است که ظاهر این ماجرا در دوران ما بدین صورت منحوس درآمده است که کتاب استر تورات از وقوع یک کشتار عام در زمان خشایارشا با عنوان پوریم خبر می دهد، آثار و علائم متعدد، از جمله توقف ساخت و ساز در تخت جمشید و غروب و غیبت ناگهانی تمدن و تولید در مراکز بزرگ تجمع و میان ملل متعددی در حوزه ی پوریم وقوع چنین کشتار عامی را تایید می کند و اگر مورخین یهود با تلاشی غول آسا در مجموعه تالیفات تاریخی سده ی اخیر کوشیده اند تا با انکار و نفی این روی داد و تغییرات، با نمایش جاعلانه ی استمرار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شرق میانه، رد پای اجرای عملیات پوریم و نتایج و عواقب آن را بپوشانند، پس برای خردمندان تردیدی نمی ماند که نه تنها ماجرای آدم کشی کامل مندرج در کتاب استر تورات یک واقعیت رخ داده در تاریخ باستان شرق میانه است، بل به دلیل فقدان منطق و مبانی موجه، مورخان یهود و اربابان کنیسه مناسب ندیده اند آن قتل عام را در میان حوادث تاریخی دوران باستان فهرست کنند، زیرا صاحب نظران یهود، به سبب گستره ی بی دلیل آن نسل کشی، با هیچ تمهید و بهانه ای، موفق به دفاع از آن کشتار نبوده، در صورت قبول آن نیز، قبای قلابی مظلومیت را از تن قوم خویش بیرون می کشیده اند! 

اینک وظیفه این یادداشت ها نه اثبات حاصل شده ی رخ داد پوریم، که نمایش گستره باور نکردنی و نتایج هول آور آن اقدام، تا حدودی است که در انتهای آن ماجرا، در منطقه ی ما، حیات و هستی مجرد آدمی چنان نایاب و معیوب می شود که اثبات حضور یک زن و مرد، در این گستره وسیع، که ادامه نسل را با تولید مثل تضمین کنند، نامیسر است. زیرا وجود یک زن و مرد به مفهوم تکثیر یک خانواده به میزانی است که پس از چند سده، آثار و علائم واضحی از حضور و وجود خود به صورت های مختلف به جای می گذارند، به ابزار تولید، چون داس و خیش و درفش و چکش، مواد مصرفی و اسباب خانه و دست ساخته های زینتی، از گوشوار و گردن بند و انگشتری و وسائل شکار و دفاع چون خنجر و شمشیر و گرز و کمان و نمایشات عقیدتی و سیاسی چون معبد و مرکز حکومتی و بناهای شهری و دکان و بازار نیازمند می شوند، که در جست و جوهای بعد، بقایای آن قابل بازیافت است، اما به زودی خواهیم دید که از پس اجرای پوریم تا زمان طلوع اسلام، اندک اثری از حضور بومی انسان، به هیچ صورتی، در جغرافیای ایران به دست نیامده است. (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 9:30 | نظرها در ناریا - نظرها در ناریا7

ارسال شده در چهارشنبه، ۱۷ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : علي دما
یكشنبه، ۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۲
 
راستي مطالب ناريا كه در پرشين بلاگ بود هم در اين آرشيو گنجانده شده ؟
 
پاسخ:
آقاي علي بخش عظيمي از مطالب ناريا در پرشينبلاگ را, به اين مكان انتقال داده ايم.

 
نویسنده : رحماني
شنبه، ۲۰ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۷
 
با سلام خدمت همگی

عید مبعث بر همگان مبارک باد

با تشکر فراوان

 
نویسنده : علي دما
جمعه، ۱۹ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۵۹
 
در صفحه اول ۳ خط براي معرفي موضوع جديد كافي نيست ۵ يا شش خط بهتر است
در ضمن شمارنده مستقل از سايت بگذاريد تا در در آينده پشيمان نشويد
 
پاسخ:
لطفا سایت را کاملا بررسی کنید و نظرات و پیشنهادهایی که به نظرتان میرسد به من گوشزد نمایید.

 
نویسنده : علي دما
جمعه، ۱۹ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۲۰
 
دسته بندي ها را عوض نكنيد بلكه به نظر من انواع دسته بندي موضوعي و زماني و مكاني ديگري نيز بايد اضافه كرد حتی مثلا مثل help نرم افزار ها از هر صفحه و موضوعی با هایپرلینک به موضوع متفاوت رجوع بشه

 
نویسنده : مدير سايت
پنجشنبه، ۱۸ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۱۲
 
با سلام

آقاي كعبي

در خواست شما انجام مي شود.

از لطفي كه داريد سپاسگزاريم.

اگر متن را مشاهده كرديد ما را در جريان امر قرار دهيد.

با تشكر و سپاس
مدير سايت

 
نویسنده : رحماني
چهارشنبه، ۱۷ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۱
 
با سلام خدمت همگی

آقای مدير
با سپاس از توجه اتان و با عرض پوزش

متاسفانه به خاطر شرایط کاری و دسترسی گاه به گاهی به اینترنت ، اجابت درخواست شما امکان پذیر نمی باشد

با تشکر فراوان

 
نویسنده : رحماني
چهارشنبه، ۱۷ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۰
 
با سلام خدمت همگی

اصل جایگاه
(از مجموعه بحث های مدیریت فرهنگی)

در پروژه های فرهنگی باید ، طراح ، جایگاه و شرایط مساله را درست تشخیص دهد تا بتواند طرحی مناسب را بدهد
مثلا شاید ما ایرانی ها 50 سال از غرب عقب باشیم ، پس دردها و نیازهای حال حاضر ما در همه ابعاد ، با دردها و نیازهای حال حاضر آنها در همه ابعاد ، تفاوت می کند
میزان گسترش فلان فن آوری برای آنها نشانه رشد است ولی گذر از قلاع نادانی و نفهمی و تعصب برای ما نشانه رشد به حساب می آید و ...
مسائل موجود در پروژه های فرهنگی در تمام جامعه تاثیر گذارند مثلا دوای درد تنهایی پیرمردی در اروپا شاید دست در دست همسر پیرش را گرفتن و به پارک رفتن باشد ولی در ایران برای پیر مرد با آن شرایط شاید قهوه خانه و شب نشینی با هم سن و سالان، موثر باشد
به جرات می توان گفت بسیاری از ظاهرا ، رهبران و فعالین اقوام ایران این اصل را رعایت نکرده اند
کلمه "ظاهرا" را به این خاطر می گویم چون آنها رهبری بلد نیستند و شرایطش را ندارند و به بیراهه می روند و فقط این لقب را با خود یدک می کشند و انرژی مسلمانان را هدر می دهند
با رعایت نکردن این اصل معادله به نفع حریف تمام خواهد شد
ظاهرا قضایا ساده به نظر می رسند اما ملتی برای گذر از این ساده ها ، هزینه هایی را باید بپردازد که باورنکردنی است !!!

مقاله یک و بی نهایت صفر استاد شریعتی را بخوانید ، تا راحت تر متوجه "اصل جایگاه " شوید

این اصل بومی سازی را نیز شامل می شود ولی فراتر و گسترده تر از آن است

تا بعد ...
اگر اشکالی کلان می بینید حتما کمک کنید تا بحث ها تکمیل شوند
با تشکر

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان