ایران شناسی بدون دروغ، 79

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم 

       مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۷۹    


از تمام مناظر ممکن به تصویر بی قواره ی تاریخ ایران، که در اسناد یهود ساخته و ادعاهای بی قرار و استقراری که در نظریه های افلیج مورخان و مفسران دانشگاه های غرب، در باب هستی و هویت مردم شرق میانه منعکس است، نگاه کردم، تا معلوم شود که تصاویر رنگین دوره گردانه ی این شهر فرنگ، جز باب طبع کودکان عقب مانده ی دنبال ذوق چرانی نیست؛ زوایای آن گوشه های تاریکی را گشودم که باستان شناسی بی اعتبار غربی در باره ی مانده های کهن و باستانی ایران توضیح داده بود؛ معلوم کردم که مردم ممتاز ایران کهن، تا زمان رخ داد ماجرای پلید پوریم محور گردش گهواره ی تمدن بشر بوده اند؛ بر همگان آشکار کردم که کاوشگران غربی، در قریب دو قرن گذشته، نه برای گشودن معضلات تاریخ و تمدن این منطقه، که برای درهم ریختن و تخریب و بی شکل کردن هستی ممتاز پیش از هخامنشی در شرق میانه به این وادی خزیده اند؛ با در نظر گرفتن امکانات متعدد، که از روزن های ریز کوزه ی بد ریخت داده های بی توازن کنونی بیرون تراویده بود، معین کردم که از هر جانب که به سلسله هخامنشی بنگریم و با هر فرض معین و حتی جا به جا کردن و تصحیح تصورات و تلقینات مصطلح و تغییر عقلایی فرم بندی های کنونی هم، از میان تظاهرات و هیاهوهای موجود، یک امپراتوری مقتدر هخامنشی بیرون کشیده نمی شود و خواندیم که داریوش را در هر محور این چرخه لنگ قرار دهیم، بر مبنای همین دَوَران قی آور، باز هم حضوری کم رنگ و غیر مؤثر در مسیر مسائل هخامنشی دارد و فراوانی جعلیات درباره ی او، تنها موجب درهم ریزی بیش تر حقایق مسلّم آن دوران شده است و سرانجام هم با نمایش مستند بی بدیل «تختگاه هیچ کس» نقطه ختم معین و همه فهمی بر مسائل هخامنشیان گذاردم و نشان دادم که آن نیزه داران چادر نشین و مزد بگیر یهودیان، علی رغم تبلیغات پر بوق و برق موجود، در عین ناکامی کامل در مهار بومیان این منطقه، با انجام آخرین ماموریت یهودی خود و شرکت در قتل عامی که خاخام های برجسته به عنوان تنها راه حل نجات قوم بنی اسراییل طراحی کرده بودند، پس از تبدیل این منطقه به گورستانی بزرگ، به حضور نکبت بار خود در شرق میانه خاتمه داده اند. 

سپس آن چه را مشاطه گران مطرب خانه ی دانشگاه های غربی به ما سلسله ی اشکانیان شناسانده بودند، در جایگاه یونانی خود نشاندم؛ آن گاه معلوم کردم سراپای سلسله ساسانیان و ضمائم مربوط به آن، جز شوخی یخ کرده ای نیست که با همت جاعلان بزرگ و مستخدمان به ظاهر عالی جاه مراکز ایران شناسی بین المللی، از قبیل اشمیت و کامرون و هرتسفلد و این و آن، به صورت سفارش کاسه و کوزه به کارگاه های باسمه سازی ضمیمه ی دانشگاه های غربی و حک کتیبه های کودکانه ی ساسانی، در همین اواخر، فراهم کرده اند!!! 

در گام بعد به روشنی و سهولت و در واقع، به گردش قلمی، نشان دادم که در ایران پس از طلوع اسلام، تا زمان صفویه نیز، مظاهر تجمع و تمدن و تولید و توزیع دیده نمی شود و از هزاره ی نخست اسلامی ، حتی برای تسکین سرگیجه درماندگان باستان پرست دشمن دانایی و نواندیشی هم، یک کاروان سرا و پل و بازار و حمام و آب انبار و مرکز استقرار حکومت به جا و باقی نیست و مشخص شد که سلسله های طاهریان و صفاریان و سامانیان و غزنویان و آل بویه و آل زیار و هجوم مغول و تیز چنگی تیمور افسانه های ساخت اورشلیم است، چنان که انبوه بی شمار مورخ و منجم و عالم و شاعر و مفسر و شیمیست و پزشک و نحوی و لغت شناس و عارف و آگاه به امور غیب و از این قبیل هم، همانند کاسه و گوشواره و نعل اسب، در هزار سال نخست اسلامی، در ایران نایابند و اسنادی از آن گونه را که متعصبین پرآوازه باستان ستایی ایران از قبیل سود آور ساخته بودند به تماشا گذاردم و شاهد گرفتم که در عین داشتن سمت کارشناسی و دلالی تغذیه موزه های مربوطه و سرپرستی مراکز مهم کاوش های فرهنگی در موضوع ایران شناسی، ناگزیر نخستین زمان پیدایش مظاهر هنر در دربارهای دوران ایران اسلامی را با ظهور دروغین مغولان همزمان می کند تا معلوم شود که حتی سود آور نیز از هشتصد سال نخست اسلامی در ایران یک تکمه ی قبا برای نمایش در کتاب اش، «هنر دربارهای ایران» نیافته و ناگزیر و از فرط دست تنگی فصل نخست آن کتاب را از معرفی هنر مغول آغاز کرده است!!! بدین ترتیب بنای دربارهای پیش از مغول در ایران و حضور شاهان رنگارنگ آن را، با دست سود آور هم فرو ریختم و چون در کتاب او، از نمونه های هنر دربارهای مغول تا صفویه نیز جز نقاشی و مینیاتورهای بی صاحب ساخته شده در زیر زمین های مراکز شناخته شده ی کپی کشی چیزی ندیده ایم، آن گاه با اقتدار کامل و با تکیه بر این بنیان های غیر قابل تغییر، مدعی شدم که سر زمین ایران از زمان اجرای ماجرای پلید پوریم تا پیدایی سلسله صفویه از گام گذاردن به مرحله ی تولید و تمدن بازمانده و هیچ نمونه ای، مگر با تمهید و توسل به جعل، از تحرک اجتماعی در این ۲۲۰۰ سال قابل دیدار نیست.

«مقدمه ی شاهنامه ی بایسنقری، با افسانه های واهی و اشعار سست آن، خود موضوع نقد و بررسی جداگانه ای است. کیفیت هنری این کتاب نیز، که پس از پانصد و هفتاد سال گویی هم اکنون از چاپخانه بیرون آمده، با تذهیب و تزیینات تکامل یافته و نقاشی های کاملا متفاوت با دیگر نمونه های ربع اول قرن نهم هجری و طلا اندازی های بین السطور بی سابقه در آن دوران، ما را به یاد نسخه های خطی کتاب خانه هایی می اندازد که ساخت آن ها طعمه ی خوبی برای کتاب خانه های سلطنتی و کلکسیون پول دارهای جهان به شمار می رفت و منبع درآمد خوبی برای جاعلان و کتاب سازان». (فیروز منصوری، نگاهی نو به سفرنامه ی ناصر خسرو، ص ۱۱)

اینک مشخص و مسلّم شده است که هیچ شخص و مرکز و بنیاد و هیئت و حکمت و دانشگاه و حکومتی تاکنون قادر نبوده و نیست که در برابر تزهای این بررسی نو از تاریخ جهان باستان بایستد و آن را مردود شمارد و در حال حاضر، پس از گذشت هفت سال و تزریق اندک اندک داروی دردناک این مجموعه حقایق، در رگ تعصبات ملی، اینک که ناکامی و ناتوانی اصلی ترین دارندگان دیدگاه های پیشین در موضوع تاریخ ایران، در ارائه ی دفاعیه از داده های نادرست ماقبل به طور کامل مسلّم شده و بی اساسی صد در صد و بدون استثنای اطلاعات کنونی درباره ی هستی ۲۲۰۰ ساله ی ایران، از مبداء پوریم تا صفویه، جایی برای مجامله ندارد و چون آن میراث سیاسی و اقتصادی و فرهنگی که یهودیان برای این دوران دراز ۲۲ قرنه، از کتیبه و کتاب و سکه و دیوان شاعران و ملاحظات سیاحان و منقولات جغرافیا دانان و غرایب دربارها و تعاریف مورخان ساخته اند، به جعلیاتی ناشیانه و ناپسند بدل شده، پرده از فرو بردن تاریخ و فرهنگ ما، در لجنزار سیاه و عمیق دروغ برافتاده، سعی در تخریب و اختفای عمدی تمدن ایران کهن آشکار شده، رونق بخشی جاهلانه به ضمائم گیج کننده ی فرهنگی، به صورت اختراع لشکری از حکما و دانشمندان و شعرا و علما و پادشاهان و وزرا و هنرمندان و نقاشان و معماران و مولفین و مورخین دروغین بی کاربرد مانده و پروژه ی اعزام حیوانات بی مهاری از مغرب زمین با عنوان مستشرق به ظاهر اهل تفحص و تحقیق و بالا کشیدن مقام آن ها تا حد خدایان دانایی و شناخت در مراتب زیر و بم زندگی باستانی مردم این مرز و بوم، که نمونه ی مضحکی از آن را در زیر می خوانید، لو رفته است، اینک در کار بیان این مقوله ام که تمام این پلیدی های شیادانه، هدفی جز پنهان نگهداشتن آن ماجرایی نداشته است که حتی موجب تعطیل و نیمه کاره رها شدن بنای مجموعه ی تخت جمشید به عهد خشایارشا و برقراری سکوت کامل و سراسری در هستی شرق میانه کهن، از آشور و بابل و ایلام و پهنه ی ایران کهن، شد: ماجرای منحوس پوریم... به راستی که بر باد رفتن سریع و آسان آن سرمایه گذاری عظیم و بی حساب و چند صد ساله کنیسه و کلیسا در منحرف کردن دانایی های بشر، در موضوع تاریخ و هویت و فرهنگ و تمدن شرق میانه، یک بار دیگر سستی خانه ی این عنکبوتان را در برابر چشم انسان قرار داد و می توان صدای دندان قروچه ی مراکز دروغ سازی یهودیان و وابستگان خرد و درشت آنان را از میان این سکوت ذلیلانه به خوبی شنید، که در بطلان بخش اعظمی از داده های دائرة المعارفی موجود در موضوع پیشینه ی تمدن انسان از سر درماندگی می نالند و خشمگینانه خرناسه می کشند. اجازه دهیم در عزای پودر و پاره شدن کتاب خانه های کاملی که کنیسه تقریر کرده بود، چون مار بر خود بپیچند و شاهد از دست رفتن مایملک فرهنگی خود باشند که اورشلیم لااقل سیصد سال را صرف آماده سازی آن ها کرده بود. اینک زمانی است که مردگان قتل عام پوریم برای انتقام از کنیسه و بی آبرو کردن قاتلان خویش، از گورهای پراکنده ی خود در سراسر ایران کهن برخاسته اند!    

«در ابتدای سال جاری پروفسور پوپ متخصص صنایع اسلامی در دارالصنایع شیکاگو، برای معاینه آثار صنعتی به ایران آمد و در روز چهار شنبه دوم اردیبهشت، در منزل جعفز قلی خان اسعد بختیاری، وزیر پست و تلگراف، در حضور حضرت اشرف آقای رضا خان پهلوی، رئیس الوزراء و رئیس محترم مجلس و هیئت دولت و جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی و مدعوین محترم و کلنی آمریکایی در تهران، پس از این که از طرف آقای میرزا حسین خان علایی وزیر مختار سابق ایران در آمریکا و نماینده ی مجلس شورای ملی معرفی گردید، خطابه ی ذیل را راجع به گذشته و آتیه ی صنایع ایران به زبان انگلیسی ایراد و آقای میرزا عیسی خان صدیق آن را به فارسی ترجمه کردند». (ضمیمه ی مجله ی تعلیم و تربیت، مقدمه ی خطابه ی پروفسور پوپ درباره ی صنایع ایران در گذشته و حال، ص ۱)

برخی از معمول ترین مانده های فرهنگی، از چند سده اخیر، گرچه اختصاصا به عنوان سند رسمی تاریخ تنظیم نشده، ولی به سبب مندرجات روشنگر آن، می تواند مستند مطمئنی برای یک مبحث تاریخی شناخته شود و جزوه ی کوچک سخنرانی پوپ درباره ی «صنایع ایران در گذشته و حال»، که ضمیمه ی مجله ی تعلیم و تربیت، به قصدی که خواهید خواند، در ابتدای همین سده ی شمسی، رایگان میان فرهنگیان توزیع شده، یکی از محکم ترین آن هاست. این سخنرانی پوپ پیش از به قدرت رسیدن رضا شاه به عنوان بنیان گذار سلسله ی پهلوی، در زمان رییس الوزرایی او و درست در اوائل سال ۱۳۰۰شمسی انجام شده، که مقدمه نویس بر جزوه، یعنی آنوسی بزرگ علی اصغر حکمت او را متخصص صنایع اسلامی در دانشگاه شیکاگو معرفی و در عین حال معلوم می کند که این تحفه و سوقات کنیسه، که امروز به همت تبلیغات مصطلح و معمول، از او متخصص پرآوازه ای ساخته اند، تا زمان ایراد این سخن رانی، به ایران نیامده، نمونه ی صنایع اسلامی به معاینه ندیده و عالی مقام ترین مدعوین، که از مهره های برجسته ی سیاسی و فرهنگی زمان خود و غالبا مقام گرفته و مامورانی از جانب اورشلیم بوده اند، پیش از این سخنرانی، این پروفسور مخبط و حرف مفت زن یهودی و ظاهرا متخصص صنایع اسلامی را نمی شناخته اند!!!

«چون اطلاعاتی که در این خطابه اشعار شده، بر عامه مجهول بود، دفتر مجله ی تعلیم و تربیت مناسب دانست که آن را مستقلا طبع و به رایگان در دسترس عوم آموزگاران دانشمند بگذارد تا از مطالب آن استفاده کرده و در ضمن تعلیم تاریخ به شاگردان خود مفاد آن را تدریس نمایند. بدیهی است که آموختن مطالب مندرجه در این خطابه باید در کلاس های آخر مدارس ابتدایی و مخصوصا در مدارس متوسطه صورت بگیرد. معلم باید در موقعی که از تمدن ایران از هر یک از ادوار بزرگ تاریخی صحبت می دارد، توجه مخصوص به صنایع ایران نموده و اطلاعات مهمی را که پروفسور پوپ در این خطابه ذکر کرده کاملا نصب العین محصلین و محصلات بنماید. مدیر مجله ی تعلیم و تربیت، علی اصغر حکمت». (ضمیمه ی مجله ی تعلیم و تربیت، مقدمه ی خطابه ی پروفسور پوپ درباره ی صنایع ایران در گذشته و حال، ص ۱)

بدین ترتیب یک گروه و گنگ بزرگ، از به ظاهر پروفسور اعزامی دانشگاه شیکاگو، تا مدیر مجله ی تعلیم و تربیت در ابتدای دوران جدید به کار گرفته شدند، تا تحت نظارت و زعامت لولوی سر خرمنی چون رضا شاه که محیط اجتماعی را از هرگونه ایستادگی در برابر دروغ های نوساخته تخلیه کرد و دست بی فرهنگان را برای یکه تازی باز گذارد، بتوانند نوآموزان مدارس تازه تاسیس را در باب تاریخ و هویت و توانایی های بومی و قومی و فرهنگ و زبان و پیشینه و پیوندهای مردم منطقه، مغز شویی و دچار توهم فارس ستایی و باستان پرستی کنند و مطالبی را بیاموزانند که با تلقین خود برتر بینی ملی، کودکان را با ناسیونالیسم گندیده ی سوقات اورشلیم، بار آورد و تصویری را به حافظه ی ما باز گرداند که شاهد بودیم کودکان مدارس، تحت تاثیر یاوه بافی های معلمان ناآگاه و یا مامور، پس از خروج از مدرسه، با برافروختگی بچگانه در کوچه ها می دویدند و فریاد می زدند: ز شیر شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جایی رسیده است کار، که تاج کیانی کند آرزو!!! آیا غریب نیست که هنوز هم معلمان و کتاب های درسی این سرزمین و این بار تا سطح دانشگاه، مشغول همین سم پاشی در ذهن نسل تازه اند؟!!!

«با وجود این که ایران بالنسبه مملکت کوچکی است تاثیرات زیاد در تمام تاریخ تمدن داشته و در قرون متمادی بین سایر ملل قوه مولده و حیاتی بوده است. به تنهایی قشنگی این مملکت از روی حق آن را مشهور ساخته: در فراز کوه های با عظمت آسمان لطیفی قرار گرفته ـ جلگه های منور و باغ های فرح بخش شعرا را محفوظ و از قدیم الایام ستایش دنیا را به وجود آورده است. در ایران سلسله های مقتدر سلاطین و پادشاهان پا به عرصه ی وجود گذارده و به واسطه ی رشادت و هوش و اقدامات قائدین بزرگ تسلط ایران در ازمنه مختلفه از هندوستان تا مصر و از سواحل دریای روم تا آسیای مرکزی استقرار حاصل کرده است. ایران در مقابل روم یعنی قوی ترین مملکت نظامی قدیم استقامت ورزیده و آن را شکست داده، کورش و اردشیر و شاه عباس همه جا جزو اشخاص بزرگ به شمار می روند. چیزی که مهم تر از سلحشوران نیرومند بوده شرکتی است که ایران در حیات ادبی و روحی داشته. صدای اسلحه سرزبان اش البته در چند صد فرسخ در آسیای غربی منعکس شد ولی امروز هیاهوی جنگ دیگر شنیده نمی شود در صورتی که صدای شعرایش در همه جا دل ها را به هیجان می آورد. فردوسی و سعدی و حافظ حتی در ترجمه هایی که از اشعار آن ها شده زنده باقی مانده اند و شعرای درجه دوم از قبیل عمر خیام و شبستری همه جا مریدان صمیمی دارند. قریحه قائدین بزرگ مذهبی اش جریان تمدن را تغییر داده موجب اعتلای افکار بشر گردیده و آن ها را به اعمال نیکو هدایت کرده است. کم تر مللی می توانند دو نفر قائد بزرگ و پیشوای مذهبی مانند زردشت و مانی به عالم نشان دهند. به واسطه هوش فوق العاده اشخاص بزرگ از قبیل ابن سینا افکار گران بهایی که از تمدن یونان باقی مانده بود محفوظ مانده به اروپا انتقال داده شده و در آن جا عمر جدیدی را ایجاد کرده است. اختراعات و اکتشافاتی که در چین شده بود ـ علوم و ریاضیاتی که در هندوستان پیدا کرده بودند ایرانیان گرفته و پس از بسط و تکمیل به تمام دنیا انتقال داده اند. نگاهداری و ترقی ممالک وسیع و درخشان اسلام در بهترین ادوار منوط به ایرانیان بوده. ایران بوده است که مخصوصا در زمان بنی عباس فقیه و مدیر و رجل سیاسی و متخصص مالیه که موجب قدرت و نفوذ عالم اسلام شدند به وجود آورده است. شاید بالاتر از همه این ها ایران به واسطه ی صنایع تزئینی مشعشع خود مشهور می باشد. متجاوز از دو هزار سال است که دنیای متمدن قدیم و جدید با لفظ و با پول قریحه ایرانی را در زیبایی تقدیر کرده است. در ایام روم قدیم غنی ترین بزرگان آن مملکت مبالغ گزاف برای قطعه ی کوچکی از پارچه های دوره ی ساسانی که حتی امروز عظمت و زینت آن ها ما را تهییج می کند خرج می کردند. چین و ژاپن به این دوری به وسایل مختلف اقتباسات صنعتی از ایران می کردند. در میناکاری و رنگ آمیزی در کاشی سازی و پارچه بافي چين مديون ايران است. معماري و نقاشي و بدايع ادبي هند شمالي مستقيما در تحت نظر صنعتگران ايران ايجاد گرديد. در زمان سلجوقيان آُسياي صغير داراي صنعت قشنگ و با اهميتي شد كه تقريبا تمام آن كار معملين و اهل حرفه ي ايران بود. تقريبا همه ي صنايعي كه منسوب به ترك است اصلا ايراني مي باشد. علاوه بر اين ها صنعت ايران به سواحل اروپا نيز رسيد و در آن جا اسلوب و طرزهاي جديدي در صنايع نشان داده ظرافت و نظافت و جاذبيت خود را به صنايع موجوده اروپا عاريت داده. صنعت ايران بزرگ ترين سرمايه اين مملكت بوده زيرا نه فقط ثروت و حيثيت براي آن به وجود آورده بل كه در هر دوره و هر جا براي ايران دوستان ايجاد كرده و هيچ مملكت متمدني امروز نيست كه مجموعه اي از صنايع ايران نداشته باشد _ مجموعه اي كه به صاحبان نظر نشان بدهد كه ايران استحقاق ستايش و محبت دارد. در رشته ي صنايع به درجه ي عالي رسيدن كار كوچكي نيست. صنعت مسلما يكي از بزرگ ترين آثار فعاليت بشر است. ملل بدون صنعت خشن و نيمه وحشي هستند». (جزوه ی سخن رانی پوپ درباره ی صنايع ايران، ص۳)

تمام انواع دروغ های رایج فرهنگی و صنعتی و هنری و سیاسی را در همین قطعه ی کوچک از سخنرانی ۸۵ سال پیش پوپ پیدا می کنید. این دستورالعمل انتشار ویروس توهم و خود بزرگ بینی، مبداء و منظور این گزافه گویی ها را معلوم می کند، که تا امروز هم به همت دعوت های مکرر مراکز رسمی از امثال و انواع پوپ ها ادامه دارد. این سخنان خوش آیند ظاهرا بی آزار قصد دارد که تاریخ سرزمینی را، حتی بدون ارائه ی یک نمونه ی مادی، در حریر توانایی های مختلف فنی و فرهنگی بپیچاند تا آن عیوب ناشی از ماجرای هولناک پوریم پدیدار نشود. شک نیست که پوپ با یقین کامل به بی اساسی گفتارهای خود، به چرب زبانی و صدور دستورالعمل های لانه ساز در ذهن نوباوگان مشغول آموزش، در آغاز پیدایی فرهنگ و مدارس جدید پرداخته است، می دانیم سخنان اش را از چه منبعی برداشته و به زودی با جای پای یکی دو دروغ ناگفته مانده نیز در ادامه ی سخنان اش آشنا خواهیم شد:

«اول دوره ی بزرگ صنعتی ایران، در تاریخ هخامنشی است که از سال ۵۳۶ تا ۴۳۰ قبل از میلاد مسیح ادامه داشته. در آن زمان در تحت حمایت پادشاهان بزرگ از قبیل کورش و خشایارشا قصوری در تخت جمشید و شوش ساخته شده که عظمت آن ها به قدری است که پس از دو هزار سال با وجود ترقیاتی که در تمدن عالم حاصل شده هنوز از مهارت و صنعتی که در آن جا به کار برده اند ما مدهوش هستیم. این ها صنایعی بودند شاهانه و کم تر پادشاهانی در قصوری بدین عظمت اقامت گزیده اند. به علاوه با وجود این که سلاطین ایران از روی فراست و عقل از سایر ممالک کارگر می آوردند و هر نوع اطلاع و سرمشقی بود از منابع ممکنه جمع آوری می کردند قصور مذکور حقیقة صنعت ایران و در تمام آن مبینات و ممیزات قریحه زیبای ایران به وضع قشنگی هویداست. ستون های تخت جمشید که به ستون های معابد مصر شباهت دارند به درجات از آن ها قشنگ تر و ظریف تر و مناسب تراند. اغلب ستون های مصری ضخیم و پیازی شکل اند ـ از روی نباتات تقلید شده اند و شبیه اند به ساقه های درخت های سست. سر این ستون ها مانند گل های بزرگ ساخته شده و بنابراین برای تحمل سقف های سنگین غیر مناسب اند. آن تناسب منطقی که موجب امتیاز معماری یونان بود ـ آن معماری که در آن ستون ها به طرز قشنگی متناسب اند با وزنی که ظاهرا باید تحمل کنند در بنای تخت جمشید به کار برده شده و ستون های باریک و قلمی آن محکم و ظریف اند. در شوش سر ستون ها که دارای یک جفت کاو نشسته می باشند برای تحمل وزن زیاد خیلی مناسب است در صورتی که سر ستون های برگ گلی مصری سست و بی تناسب است به علاوه ایرانیان در فن معماری بهتر از آشوری ها و مصری ها بودند آن ها مانند مصری ها ستون را زیاد نزدیک هم نمی ساختند بل که به طریق با شکوهی آن ها را از هم جدا بنا می کردند و به این ترتیب از بی سلیقگی و تخانت اغلب معماری های مصری احتراز می جستند. این قصور بایستی از حیث عظمت و شکوه نظیر نداشته باشند. سقف ها و سر تیرها را از فلزات درخشان پوشانده بودند ـ ستون ها و دیوارها را با کاشی های طلایی و مینایی تزیین کرده بودند ـ کف تالارها را از کاشی های خوش رنگ عالی فرش کرده بودند ـ طاق ها را به طرز ماهران با سدر و آبنوس و عاج که فوق العاده مزین به الوان درخشان و طلاکار بود ساخته بودند ـ پرده ها به دیوارها آویخته و روی هم رفته تمام فضا پر بود از جلال و عظمت». (جزوه ی سخن رانی پوپ درباره ی صنايع ايران، ص۸)

نیک ببینید و کاملا بشناسید رد پای پهن و نقش این پروفسور یهودی را، که با کوله باری از دروغ، در دوران تعیین کننده ای از تاریخ معاصر ایران، به قصد آلودن آموزش و پرورش، تحمیق نوآموزان و تبلیغ مقوله ی باستان پرستی و قوم ستایی، وارد صحنه ی مسائل ایران قبل و بعد از ایران شده و هنوز هم داده های سراپا کذب او، از قماش فوق، از منابع آموزشی دست اول دانشگاه های ایران است و شماره کنید از قبیل این هیولاهای از حساب بیرون و از مادر خویش نیز به دروغ زاده شده را، که به شمایل بزرگان علم و ادب و خرد و یا مستشرقین و محققین و باستان و هنر و اسلام شناسان وارداتی و خودی درآورده شده اند، تا با برقراری قلابی هیاهوی هستی در سرزمینی که کم ترین آثار حیات انسانی را تا طلوع اسلام و از آن به بعد اندک نمایشات تولید و توزیع و تجمع و تمدن را، تا زمان صفویه به خود ندیده، بر آثار و عوارض پوریم پرده بیاویزند و بر احوال آن روشن فکری بی مایه زار بزنید که قرنی است همانند آن بز معروف، جز جنباندن گردن و کراوات و ریش در تایید و تصدیق این گونه مبهمات، هنر دیگری ننموده و عقب ماندگانی همچون صادق هدایت را از میان خویش بیرون داده است که تحت تاثیر همین گونه اباطیل، در میان سالی نیز همچون آن کودکان تهییج شدّه ی دبستانی که گفتم، قلم اش را در همه جا دوانیده است که: ز شیر شتر خوردن و سوسمار... و اکنون که طوفان بررسی های نو، دکوربندی یهودی در موضوع تاریخ و تمدن شرق میانه ی پس از پوریم را، به وزشی بر هم زده، صاحب نظران زانو در بغل، ماتم گرفته و مایوس، جز فحاشی به بانی این نواندیشی تکلیف و توانایی دیگری ندارند!!! کافی است به شرحی که پوپ درباره ی تخت جمشید در این سخن رانی آورده، توجه دهم که در ابتدای این قرن شمسی و زمانی که کسی از ماجرا و حتی نام تخت جمشید چیزی نمی دانسته و تا آغاز حفاری در آن محوطه هنوز چند سالی باقی بوده است، پروفسور پوپ از خصوصیات و نقوش کاشی های هنوز از زیر آوارها خارج ناشده و نوع فرش های پهن شده در تالارها خبر دارد و درست همان توصیفی را درباره ابنیه و محیط تخت جمشید به کار می برد که هشتاد سال بعد بوشارلو و آن چند شیاد دیگر، در کارتن بچگانه ی «شکوه تخت جمشید» تکرار کرده اند!!!                       

«صنایع عالی ممکن نیست در مملکتی که ایجاد شده محصور و محدود بماند بل که به واسطه ی برتری و اقدام موجدین آن ها در تمام دنیا انتشار پیدا می کنند البته صنایع ایران در دوره ی هخامنشی در ایران محصور ماند و تاثیر مخصوصی در صنایع مملکت دیگر نکرد ولی در ادوار بعد این طور نبود. در دوره های بعد که ایران در تحت تسلط یونانی ها و اشکانیان بود صنایع جالب توجهی به ظهور آمد ولی ما در آن باب صحبت نمی داریم و داخل دوره ساسانیان می شویم. در این دوره در تحت تاثیر نهضت بزرگ اخلاقی حیات ملی ایران تجدید و آثار صنعتی که بالطبع مظهر روح تازه بود به وجود آمد ـ همان آثار صنعتی که در نوع خود هنوز نظیر پیدا نکرده اند. حجاری های عالی طاق بستان و تخت جمشید و نقش رستم آثار بینی است از روح جدید که در آن وقت در مملکت شیوع داشت. در نقاط مذکوره جنگ ها و کارهای سلاطین با قوت و ابهتی کنده شده که مافوق تصور است. نه فقط این حجاری ها از حیث قد و اندازه بزرگ اند بل که در عالم تخیل نیز دارای عظمت می باشند و کسی که در مقابل آن ها بایستد از جلال و قدرت آن ها مدهوش می گردد. مهارت حجارها نسبت به عصر خود حیرت آور است. نقش فیل های قوی هیکلی که در جنگل سرازیر می شوند ـ جست و خیز خوک های وحشی ـ شنای مرغ های آبی ـ نقش های قشنگ پارچه لباس ها ـ جثه های وزینی که با طناب به پشت فیل بسته اند تمام این نقش ها در بیستون چنان با روح و قوت کنده شده اند که حجارهای امروزی ممکن است بر آن ها غبطه خورند. کارهای روی برنج و نقره و منسوجات دوره ساسانیان در دنیا یکی از ماخذهای مقایسه است. اغلب محقین بر آنند که پارچه های دوره ساسانی به ترین پارچه هایی بوده اند که تا آن وقت بافته شده و چنان چه قیمت را ملاک قرا دهیم گران بهاترین زری هایی که درست کرده اند از دوره ساسانی است. در آن زمان قریحه ایرانی در صنایع تزیینی داشت پا به عرصه ی وجود می گذارد و اشکال با شکوهی که متداول شده بود با کرانه های قرص و محکم که جفت جفت به طور قرینه کشیده و یا در دایره محاط کرده بودند اصول عالی زینت را جلوه گر می ساخت. رنگ آمیزی در آن دوره مشعشع و ساده بود به واسطه ی همین سادگی و بی آلایشی شکوه بیش تری ظاهر می ساخت و بیش تر تاثیر می نمود. تنها ظروف برنجی چینی ها توانسته است که با ابهت و قدرت عمل صنعتگران ساسانی برابری کند. در قطعات معدودی که از آن دوره باقی مانده مجد و عظمت به طور واضح نمایان است. بسیاری از ظروف برنجی ساسانی در بادی نظر زمخت به نظر می آیند ولی توجه ی ما را با قوه جاذبه ای به طرف خود معطوف می دارند زیرا سازنده ی آن ها خواسته است به وسیله ی شکل های معینی تاثیرات خاصی در ما بکند و در این قسمت به مقصود رسیده است. اشکال حیوان هایی که در دوره ی ساسانیان کشیده شده خواه در روی کاشی خواه در روی برنج به نظر می آید که پاهای آن ها خیلی سست و ضعیف باشد ولی به واسطه ی مبالغه ای که در نمایش سینه و یال آن ها کرده اند قوت و نیروی زیادی به تماشاچی حساس نشان داده اند. گرچه معماری دوره ساسانیان مثل معماری دوره هخامنشیان مشعشع نبود ولی دارای عظمت و جلال بود. قصور عالی در نقاط متعدد از قبیل جتره و (فیروز آباد) و (مشیطه) بنا کردند. از همه مشهورتر طاق کسری بود در طیسفون که طاق های بزرگ مدوری داشت که برای اولین دفعه در دنیا ساخته شده. طاق کسری در نزدیک بغداد حالیه تالار سلامی داشت که ارتفاع سقف آن سی و شش ذرع و نیم و عرض آن بیست و پنج ذرع بود. ساختن چنین طاقی از آجر با چنان استحکامی که در مقابل دست زمان و انسان و زمین لرزه و استیلای مغول مقاومت کرده باشد نشان می دهد که ساسانیان در تاریخ معماری ترقیات زیاد نموده بودند. فرش این تالار وسیع قالی بزرگی بود که صورت باغی را در فصل بهار نشان می داد. این قالی از طلا و نقره بافته شده بود و در آن جوی ها و گل ها و پرندگان به طور قشنگی قرار داده شده و با احجار قیمتی تزئین شده بودند». (جزوه ی سخن رانی پوپ درباره ی صنايع ايران، ص۱۷)

در باب متن بالا مطلبی روشنگرتر از باز خوانی آن نمی توان گفت با این توجه که معلوم می شود هدایت کنندگان پوپ به بازگویی افسانه های ایران باستان هم، هنوز درست نمی دانسته اند در باب اشکانیان به او چه یاد دهند تا در آن سخنرانی به سران فرهنگی و سیاسی ایران منتقل کند!!! (ادامه دارد)    

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:0 | پیام های ناریا - پیام های ناریا 7
ارسال شده در سه شنبه، ۰۹ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : علي دما
جمعه، ۱۲ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۲۴
 
تمام آشيو اين وبلاگ اين ارور را ميده

The webpage cannot be found (HTTP 400)

Authorization Required (HTTP 401)

The website declined to show this webpage \"Forbidden\" (HTTP 403)

The webpage cannot be found (HTTP 404)

The website cannot display the page (HTTP 405)

Internet Explorer cannot read this webpage format (HTTP 406)

The website is too busy to show the webpage (HTTP 408 or 409)

The website cannot display the page (HTTP 500)

The website is unable to display the webpage (HTTP 501 or 505)
 
پاسخ:
مشكل حل شد.

 
نویسنده : علي دما
جمعه، ۱۲ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۳۷
 
معرفي كدام ناريا به ايميل دوستان ارسال ميشه يه نمونش هم به ايميل معرفي كننده بفرستي بهتر ميشه دات اينفو يا بلاگفا يا ...؟
فكر كنم همه لينكها باشه بهتره

 
نویسنده : علي دما
جمعه، ۱۲ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۴
 
از آقاي غفوري چه خبر ؟
قرار بود يه پشپرده از فيلم درست كنه و يا قسمتهاي كوچك و مهمش رو در فرمت موبايل ارائه كنه
توي نظرات هم شركت نميكنه
پيشنهاد كرده بودم خاطرات و مخاطرات فيلم سازيشو در وبلاگ مستقلي بنويسه كه اونهم نكرد
چرا ؟ نميدوني ؟

 
نویسنده : علي دما
پنجشنبه، ۱۱ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۴۱
 
اگه میشه شما هم مثل بلاگفا امکان ارسال " پیام فقط برای نویسنده " ایجاد کنید
 
پاسخ:
آقای دما، انجام شد.

 
نویسنده : رحماني
چهارشنبه، ۱۰ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۲
 
با سلام خدمت همگی

پیچیده گی
(از مجموعه بحث های مدیریت فرهنگی)
پروژه های فرهنگی فوق العاده پیچیده هستند و شاید اصلی ترین علتش وجود عامل انسان به عنوان اصلی ترین عامل و جزء این ، پروژه ها باشد
گاهی پیچیدگی ما را به تصمیم غلط می اندازد ، حتما شنیده اید که می گویند سیاست پیچیده است و ذکاوت می خواهد !
اینکه برای موفقیت در هر کاری ذکاوت لازم است یک چیز است و اینکه آیا مجری فعل ، ذکاوت دارد یا نه چیز دیگری است ؟
اگر سیاست ذکاوت می خواهد ، پس چرا سیاسیون ما بهترین آی کیو ها را ندارند و بهترین آی کیوها در دانشگاهها و در بعضی از کشورها (مثلا ایران به خاطر شرایط اقتصادی ) در مراکز کاری ودر بعضی دیگر در مراکز تحقیقاتی ... هستند
به اطراف خود نگاه کنید آیا نماینده شهر شما آی کیو دارد یا انسان خیلی دانشمندی است ، یا نبوغ خاصی دارد! (سیاسی بازی هم نبوغ است اما در این دسته جایی ندارد چنانکه چاپلوسی هم نبوغ می خواهد )
آیا رئیس جمهور آمریکا جزء بهترین مغزها است !!!
اگر سیاست پیچیده است و از این پیچیدگی نمی توان سر درآورد ، پس چگونه است این افراد آنجا هستند و در حال اداره کردن امور !

پس اگر فکر می کنید اینها دارای آی کیو هستند ، اشتباه می گویید چون مثال نقض بسیاری هست
و اگر طرفدار تز دوم هستید یعنی اینها "نما" هستند و افراد پشت صحنه ، آی کیو ها هستند و در واقع حرف اصلی مال آنها است
پس تکلیف دموکراسی و مردم چیست
آیا دموکراسی پوسته ای بیش نیست ؟؟؟
که من فکر می کنم دقیقا و از همین روش می شود اثبات کرد که اندازه این پوسته در کشورهای مختلف فرق می کند ، در اصل پوسته، فرقی وجود ندارد ؟؟؟
پس پشت صحنه ای ها چه کسانی هستند که بدون انتخابات و رایی، همه کاره اند ! مثلا ما ادعا می کنیم در آمریکا یهودیان هستند ؟
بگذریم ...
تاکید می کنم آبجکتهای تشکیل دهنده پروژه های فرهنگی زیاد و متنوع هستند و به خاطر گستردگی این ارتباطات ، این تصور ایجاد می شود که غیر قابل کنترل و شناخت هستند !!!

پیچیدگی ، نباید مانعی برای حل مساله و شکافتن و شناخت آن باشد بلکه متذکر می شود که باید با متدلوژی حرکت کرد !!!

تا بعد ...
اگر اشکالی کلان می بینید حتما کمک کنید تا بحث ها تکمیل شوند
با تشکر

 
نویسنده : علي دما
چهارشنبه، ۱۰ مرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۳۷
 
http://balatarin.com/permlink/2007/7/31/1101783

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان