ایران شناسی بدون دروغ، 71

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۷۱ 

 

آن ها در نهایت حقه بازی و مکّاری، چنان که با جماعتی مسحور شده و چشم و گوش بسته مواجه باشند، بدون نمایش حتی یک نمونه و فقط با اشاره به چند ته ستون سنگی در گوشه ای از خرابه های شوش، که می گویند بر آن ها شرح پوچی از روزگار سلطانی در سلسله ی هخامنشی، پس از دوران پوریم آمده، با کم ترین هزینه، بزرگ ترین شیادی های تاریخی را مرتکب شده اند. کارشناسان و منتقدین و صاحب نظران خودی، در این مدت دراز، حتی نپرسیده اند که این ته ستون ها را کجا باید دید و سئوال نکرده اند که مگر بر ته ستون هم می توان کتیبه ای با سه خط مختلف نوشت؟ زیرا اگر ته ستون را از نوع زنگوله ای بیانگاریم حتی برای حک کلامی فضای آزاد نخواهد داشت و اگر مکعب مستطیل و بدون آرایه بگیریم، ضمن این که از جبروت آن همه آپادانا کاسته ایم و سخنان سلطانی را در پاخور قرار داده ایم، که خواندن آن نیازمند دراز کشیدن بر زمین است؛ باز هم فضای لازم برای حک کتیبه ای به سه زبان را نخواهیم داشت. از این روی، در حال حاضر با یقین کامل و در حالی که حتی تصویری از این ته ستون های هویت ساز ندیده ایم که احتمالا به جای شناس نامه ی داریوش دوم و اردشیر اول و دوم قبول کنیم، می توان گفت که هیچ یک از شاهان هخامنشی پس از دوران خشایارشا، به قدر بال مگسی سند اثباتی ندارند و سراپای آن به اصطلاح امپراتوری جهانی، از دوران داریوش اول شروع و به زمان خشایارشا ختم می شود.

  

امپراتوری رم از ۷۵۰ پیش از میلاد، آغاز دوران حاکمیت شاهان اتروسک، تا ۵۳۵ پس از میلاد، قریب ۱۳ قرن تمام، در چنان جزییاتی دارای نشانه های واضح تاریخی است که بدون برخورد با فضای تهی و همراه اسناد مثبت و محکم و همزمان، نفر به نفر، حاکمین ادوار مختلف امپراتوری رم را، در اوضاع و احوال گوناگون قابل شناسایی می کند و وفور تصاویر سنگی و نقاشی های دیواری و کف سازی های موزاییکی و تنوع مجسمه ها و بناها و یادگارهای تشریفاتی، در سراسر اروا، در تمامی جزایر مدیترانه، در شمال آفریقا، در مصر و خاورمیانه و ترکیه، چندان است که تقریبا هیچ حادثه ی مهمی را در تاریخ یونان و رم نمی یابیم که شرح روشن و مصوری از آن، به این یا آن صورت، در اختیار محقق نباشد. چنان که از طریق عکس جمعی و سنگی بالا، حتی با خبر می شویم که مثلا دومین نظامی از سمت چپ، خال گوشتی بزرگی بر سمت راست گونه داشته است.

این هم بقایای بنایی در شهر پیستوم در جنوب ایتالیا از قرن چهارم پیش از میلاد است که بدون نیاز به بیانات این و آن، هویت کهن قوم سازنده ی آن را معرفی می کند. شاهکاری که ذره ذره ی آن از فرهنگ بومی و غنی و مستقل مردمی می گوید که بدون وام از همسایگان و اطرافیان، نه از راه تصرف وحشیانه، چنان که تاریخ هخامنشیان بیان می کند، بل از مسیر تکامل طبیعی، توانا و ثروتمند و صاحب فرهنگ و هنر شده اند. همآهنگی بی نظیر این مجموعه ی مصالح و معماری، از وجود تجمعی خبر می دهد که لااقل دو قرن پیش از این دردانه و نمونه خلاقیت معماری هم، در مرحله تمدنی می زیسته اند.                                                                                   

دروازه کنستانتین در رم هنوز این حجاری ممتاز و جاودان را که شاهکار کاملی از تناسب های گرافیکی و هنر ظریف عمق اندازی و سایه پردازی در یک تابلوی سنگی است، بر خود نگهداشته است. در این جا امپراتور کنستانتین در حال گفت و گو با نظامیان است و حجاری درست همان فضایی را منتقل و تایید می کند که مدارک دیگر از دموکراسی قدرت در میان برگزیدگان حکومتی رم سخن گفته است. بیننده می خواهد قبول کند که این نظامیان و آن امپراتور، درست با همین البسه و شمایل، روزی در تاریخ آفتابی شده و با همین شور و احساس درباره ی موضوعی سخن گفته اند و این چهره های سنگی با مردم زنده و حاضر در آن دیالوگ مطابق اند. زیرا مثلا سکه ای که از این کنستانین دیده ایم، درست همین نقش رخسار و آرایه ی مو را بر خود دارد.    

ژولیان امپراتور فیلسوف مسلک رم                                   امپراتور گالینوس                             امپراتور جولیوس سزار

این چهره های سنگی و مرمرین سه تن از امپراتوران پر آوازه ی رم است. در شرح زندگی و علایق و توانایی و ناتوانی و امیال هر یک از آن ها چندان نشانه های متنوع تاریخی و همزمان در اختیار مورخ است، که آن ها را همانند یک شخصیت سیاسی معاصر در دسترس می بیند و از خصوصیات و نقش مثبت و منفی آن ها در روند تاریخ امپراتوری رم باخبر است. صورت و سفال آن ها از تعلق یکسان نژادی با یکدیگر و با مردم این زمان همان حوزه سخن می گوید و پرده ی افسانه و خیال پردازی را از برابر هستی تاریخی آن ها پس می زند. چه قدر این صورت های مرمرین، که نظایری هم از دیگر صاحبان قدرت رم بر جا و باقی دارد، از بنیان با آن سیمای داریوش در بیستون مغایر است که خود را شبیه شاهان آشوری آراسته و موجب ایجاد هیچ یقینی در باب اصالت قومی و نژادی او نمی شود و برابر دیگری ندارد تا بتوانیم با مقایسه به حقایقی در باب هستی اصلی او برسیم!

این پل باشکوه رومی دو هزار سال است که در پونت دو گارد در جنوب فرانسه برافراشته و پا بر جا است و بدون نیاز به جمله پردازی و توسل به کلمات و ساخت فیلم های کارتنی شکوه ساز، با ابهت یگانه ی خویش، بر قدرت اجرایی و نبوغ معماران رومی در سده های بسیار دور، گواهی می دهد.  

چنان که این استادیوم خیره کننده ی ورزشی کلئوزیوم در رم، هنوز و پس از این همه قرن در بیننده احساس توامی از عظمت و وحشت می آفریند و به ویژه شبکه راه روهای زیر زمینی آن، که محل زندگی و نگهداری گلادیاتورها و حیوانات بوده است، از نهایت اعتبار مهندسی در سیستمی می گوید که ده ها نظیر این ورزشگاه را در سراسر اروپا و خاور میانه باقی گذارده است. می گویند هنوز هم هیچ استادیوم ورزشی در جهان، از نظر محاسبات و سهولت و سرعت ورود و خروج برای ده ها هزار نفر، به پای این ورزشگاه کهن رمی نرسیده است.  

این هم تابلو و یادگار سنگی دیگری که یک سرکرده ی نظامی رم را در حال رهبری گروه خویش در میدان جنگ نمایش می دهد. شخصیت و هویت این حجاری و قدرت مطلق آن در انطباق و انتقال هیجانات یک عرصه ی نظامی و مهارت فوق العاده ای که در به جنبش درآوردن و جان دادن به سنگ در این اوج نمایش خوف آور هنرمندانه منعکس است، تنها می تواند یادگاری از تمدنی باشد که سرشار از تنوع در دیدگاه فرهنگی و قدرت اجرای فنی نزد هنرمندان آن است.  

سکه ی طلای امپراتور دومیتیان               سکه ی طلای امپراتور تیتوس                 سکه ی طلای امپراتور وسپاسین 

 سکه ی طلای امپراتور مارکوس اورلیوس            سکه ی طلای امپراتور هادریان                 سکه ی طلای امپراتور تراژان

این چند سکه نیز فقط بخش بسیار کوچکی از گنجینه ی مسکوکات طلای رمی است که از آغاز تا پایان دوران امپراتوران، با نام و شمایل هر یک از آن ها، تقریبا با ارزش هایی برابر، در گردش بوده است. این سکه ها که در سراسر اروپا و بین النهرین با اعتبار و پذیرش تمام رد و بدل می شده، به خوبی استیلای اقتصادی آن امپراتوری را در جهان باستان نشان می دهد و جایی برای انکار اقتدار مالی آن مجموعه مدیریت شگفت انگیز، باقی نمی گذارد.

 

مجسمه مرمرین هرکول قهرمان افسانه ای رم       مجسمه ی امپراتور کلادیوس          مجسمه ی امپراتور اوگوستوس 

تصاویر فوق نقش برداری قلمی نیستند، پیکر تراشی های سنگی باقی مانده از دوران های مختلف استیلای امپراتوری رم اند. هنری که هرگز و در هیچ کجای جهان نظیر دیگری نیافت و تا میکل آنژ ادامه پیدا کرد. این ها معرف تمدنی دارای نشانه و قابل شناخت است که می تواند از هستی و حضور تاریخی خود دفاع کند و در هر عرصه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نمودارهای همسان و مکمل یکدیگر را در مقابل چشمان منکر آن بگذارد. در این وضوح تاریخی گفت و گوهای ذهنی و فرعی از روابط اجتماعی و اعتقادات مذهبی و شیوه های زندگی خانوادگی و شناخت علائق و گسترش فساد ناشی از اشرافیت ممتاز و بی منازع، در کنار خدایان و خطیبان و قانون گذاران و مدافعان از دموکراسی و نیز سرسخت ترین پیروان دیکتاتوری، محمل ملموسی می یابد و ارزش بررسی دارد.      

اما در باره ی آن امپراتوری هخامنشی نام، چه می توان گفت که بنای مرکز اقتدارش نیمه کاره ماند و هستی پنج نفر از هفت تن حاکمان آن را باید بر سطوری یافت که به دروغ می گویند بر ته ستون هایی در این بیغوله های تپه ی شوش به دست آورده اند؟!!! (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 0:30

ارسال شده در جمعه، ۰۸ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : سرگردان
دوشنبه، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۴
 
اگر امکان داره لطفا راهنمایی کنید نظرات دوستان به طور کامل در کدام قسمت نمایش داده میشود . ممنون از زحمات تمامی عزیزان.
 
پاسخ:
زیر هر یادداشتی که پیغام شان را گذارده اند.

 
نویسنده : بیخبر
دوشنبه، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۲
 
چه اتفاقی افتاده؟ چرا مدتیه کار تعطیل شده.

 
نویسنده : رحماني
جمعه، ۰۸ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۹
 
با سلام خدمت همگی

قانون زمینی و قانون الهی
(از مجموعه بحث های مدیریت فرهنگی)
به این مطلب خوب دقت کنید ، شاهراه سفسطه گری دینی به نظر من اینجاست
بسیاری از اشتباهات دینی ما از همین جا ناشی می شود
ما دو نوع قانون در جامعه داریم ، قانون الهی که در قیامت با آن سنجیده می شویم یا معتقدیم خدا با آن ما را می سنجد و
قانون زمینی که با آن زندگی می کنیم و روابط و قوانین جامعه را تشکیل می دهد
بعضی از قوانین زمینی منتج شده از قوانین الهی هستند
مثلا اگر شما در شهر با سرعت غیر مجاز حرکت کنید جریمه می شوید – قانون زمینی
حتی اگر پدال گازتان خراب باشد ، این بهانه یا هر عامل دیگری پذیرفتنی نیست
اگر حضرت خضر را هنگام قتل آن پسر (ماجرا در قرآن هست) می گرفتند به جرم قتل عمد اعدام می کردند
اگرشخصی را بکشی (شخص کس و کاری هم نداشته باشد)،بعد توبه کنی و فرض کنیم خدا ببخشد آیا این توبه در حکم قاضی تاثیری دارد ، توبه را در این گونه مواقع ، قانون الهی می شناسد اما قانون زمینی نه
در واقع قانون بشری خشک و محدود و دارای پارامترهای محدود هست
اگر پیاده ای آشنا بیاید جلوی ماشین در حال حرکت شما ، و موقعیت انتقامی ایجاد شود و شما به خاطر انتقام از شخص مورد نظر،از این موقعیت بادآورده استفاده کنید و با ماشین به او بزنید ، حتی اگر همه دوربینها هم این صحنه را ثبت کنند مقصر را پیاده تشخیص می دهند و حکم قتل عمد به شما داده نمی شود ، این در قانون زمینی است
اما قانون الهی شما را به جرم قتل عمد در قیامت مجازات می کند
پس قانون بشری ناقص است
و هزاران نمونه دیگر
پس ما در دنیا با قوانین بشری (شاید منتج شده از قوانین الهی ) زندگی می کنیم
پس تکلیف این جمله چیست ؟
فلانی می دزدد ، خدا عذابش خواهد داد ؟؟؟!!!
اینکه خدا عذابش می دهد ، یا نمی دهد ، یا چه اندازه عذاب می دهد ، به من و تو هیچ ربطی ندارد و مربوط به قانون الهی است که ما از کم وکیف آن بی اطلاعیم و این جمله در حد یک جمله خبری است از معارف الهی ، همین !!!؟؟؟ تو باید طبق قانون این دنیا(در بهترین حالت منتج شده از قانون الهی) حق خود را بستانی تا دزد پرور نباشی و این وظیفه به عهده هر مسلمانی است ؟؟؟
با این حساب بسیاری از جملاتی که ما مسلمانها در مقابل یهود به کار می بریم ، پشیزی ارزش ندارد !!!
خدا یهود راعذاب می دهد !!! به ما چه ؟؟؟ این جملات یعنی چه ، ای مسلمان تو طبق ريالرآن رفتار کن و حق خودت را بگیر ؟؟؟!!!
سوء استفاده از تداخل قانون الهی و زمینی مصداقهای فراوانی دارد که می توانید در اطراف خود بیابید و برای خود تشریح کنید
مثلا :
ما پول را به بزرگان دین می دهیم و آنها باید در راه حق خرج کنند . اگر نکردند ، خدا عذابشان می کند ؟؟؟!!! (خوب به من و تو چه که عذاب می دهد یا نه ، اصلا اینکه عذاب می دهد یا نه بحثی در محدوده قانون الهی و قرآن است و به عقیده ما برمی گردد ، که در این جا و در موضوع کنترل تاثیری ندارد) یعنی اینکه ما کنترلی نباید داشته باشیم ؟؟؟!!! غلط است بلکه ما قانون زمینی را اجرا می کنیم ، پس باید کنترل کنیم
فلان زمین خوار به جهنم می رود ؟؟؟ مگر ما حاکم قیامتیم !!! تو در این دنیا قانون را جوری بچین که غارت و تارومار نشوی تا جلوی او را بگیری ؟؟؟!!!
ما طبق قرآن باید قانونهای زمینی امان ، منتج از قوانین قرآنی (الهی) باشند ، اما پس از تدوین قانون زمینی همه ملزم به اجرای آن هستیم و تلاش در اجرای آن یعنی تلاش برای پیاده سازی قانون الهی و اما بعد از این عمل می توانیم بگوییم "بقیه با خداست ..." این جمله آخر جمله ای اعتقادی است ، جمله ای کاربردی است، این جمله زمینی نیست
نمی دانم می توانم منظورم را برسانم !!!

اما این تفکر غلط در جامعه مسلمانان راه را برای نفوذ هر شیادی از جمله یهود باز گذاشته ، که باید با شناخت این مسائل ، جلوی این سوراخهای فکری گرفته شود

هرجا که بشر به خاطر بی عرضگی (تاکید می کنم نادانی و اشتباه و بی عرضگی و ... خود) خود به بن بست می خورد ، چون دارویی شفابخش (که در این گونه مواقع باید گفت دارویی مخدر) به این مفاهیم بلند معنوی می چسبد و خمودی خود را به خیال خام خود توجیه می کند
اینجا از دین استفاده ابزاری می شود
پس ما همه از دین استفاده ابزاری می کنیم ، فقط مقیاس استفاده فرق می کند !!!؟؟؟
پس ما همه از دین استفاده ابزاری می کنیم ، فقط مقیاس استفاده فرق می کند !!!؟؟؟
پس ما همه از دین استفاده ابزاری می کنیم ، فقط مقیاس استفاده فرق می کند !!!؟؟؟

در مورد تعداد کشته های ما در حوادث رانندگی و مفهوم معنوی قسمت ، همین تفکر غلط غالب است
در مورد شکست های ما در زندگی و مفهوم معنوی قسمت ، همین تفکر غلط غالب است
هرچند من قسمت را به عنوان بحثی درست و اعتقادی و قرآنی قبول دارم وبه عنوان دارویی امید بخش قبول دارم که هر دکتری باید تجویز کند اما به عنوان عامل مخدر نه ، هرگز !!!
متاسفانه این تداخل و خلط مطلب در دین اسلام به وفور دیده می شود ، مشکل ازکجاست !!!؟؟؟
چرا ما تفکر غلطی نسبت به مفاهیم الهی داریم و یک مفهوم حیات بخش را به مفهومی مخدر تبدیل می کنیم !!!؟؟؟ آیا مرکزی این تغییر ارزش را باعث شده ؟؟؟!!! آیا تقصیر را بر گردن دیگری انداختن توجیه اشتباه مسلمانان نیست ؟؟؟!!!
چرا مرزی بین قانون الهی و زمینی قائل نیستیم
فلان شخص خلاف کرد ، خوب ، من می دانم ، توبه کرده و توبه اش پذیرفته شده!!! پس رهایش کنید!!!؟؟؟
عجب ! همه قانون الهی صادر می کنیم؟؟؟!!!

از طرف دیگر برای سر کیسه کردن مردم بهترین راه ، استفاده از تداخل این دو قانون است یعنی هر جا به صلاح بود از یکی از دو قانون استفاده کنی
در ادیان الهی این سوء استفاده واضح است
یعنی با این شیادی می توان ورودی را توجیه کرد (این ورودی می تواند دریافت پول یا زمان یا نیروی انسانی و منابع متنوع و ... باشد)،
و دوباره با استفاده از این شیادی می توانی ، در ارائه خروجی آزاد باشی
استفاده از این نوع شیادی یعنی پرت کردن چیزی به سمت آسمان و غیب شدن آن یعنی هرگز پایین نیامدن آن

متاسفانه سوء استفاده از این تداخل و استفاده عام ار آن در جامعه، باعث شده ما حتی در تصمیم گیری های شخصی امان هم ناخواسته با تداخل این دو قانون توجیه گری یا نوعی شیادی بکنیم

امیدوارم منظورم را رسانده باشم

تا بعد ...
اگر اشکالی کلان می بینید حتما کمک کنید تا بحث ها تکمیل شوند
با تشکر

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان