ایران شناسی بدون دروغ، 69

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۶۹

 

مورخین و باستان شناسان و ایران شناسان یهود، که در دوران جدید مامور بوده اند تاریخ تازه ای از مبدا پوریم و با قصد پوشیده نگهداشتن اصل و تبعات آن قتل عام بزرگ تدوین کنند، مرتکب اشتباه بس بزرگی شده اند که اتکاء دولت هخامنشی و علامت اقتدار آن سلسله را تنها بر مجموعه ای بس حقیر و خالی مانده و نیمه کاره، به نام تخت جمشید گذارده اند. آنان سوی دیگر سکه را ندیده اند که این چند ستون درهم شکسته ی نیمه ساخت تحمل نگهداری این کوه تبلیغات را ندارد و اگر تسلط مطلق لابی های یهود بر تاریخ نویسی نوپدید جهان، اجازه نمی دهد که دروغ های کلانی چون جنگ های ایران و یونان و ایران و روم و تسلط داریوش و خشایارشا بر مصر و کانال کندن میان دریای سرخ و نیل و دست رسی آن سلسله به هند و حبشه و صدها افسانه ی دیگر در این زمینه ها، به محک تحقیقات آزاد سنجیده شود، اما ممانعت از افکندن نگاه نو بر معماری محوطه ای که پایتخت هخامنشیان گفته شده، از حیطه ی کنترل آن ها خارج است و مطلقا قادر نخواهند بود ورود صاحب نظران مستقل به تخت جمشید را، که چیزی هم در موضوع معماری بدانند، ممنوع کنند.

آن ها علی رغم توانایی مطلق و نامحدودی که در تدارک جاعلانه ی تمام نیازهای این تاریخ سازی در حوزه های گوناگون نشان داده اند، در ادراک این قضیه درمانده اند که اگر صفحات این تدوین تازه را از کتیبه های هخامنشی آغاز کنند و اگر بار این تاریخ سازی را مثلا بر دوش دروازه ی ملل بگذارند، در صورتی که جاعلانه بودن حک یکی از کتیبه ها و یا نیمه ساخت بودن یکی از ورودی های آن دروازه اثبات شود، تمام آن داده های تلنبار شده بر آن ها نیز فرو خواهد ریخت و از ارزش و عظمت خواهد افتاد. حادثه ای که درحال حاضر پیش آمده و از پس مباحث نو و به خصوص نمایش مستند صریح «تختگاه هیچ کس»، اینک تردید ها و پرسش های تازه یکی یکی از راه می رسند که: به چه علت تخت جمشید در اواخر تسلط خشایارشا نیمه کاره رها شده است؟ اگر در قریب ۵/۱ قرن پس از خشایارشا، پنج سلطان و امپراتور دیگر در رپرتوار حاکمیت سلسله ی هخامنشی گنجیده اند، چرا ساخت تخت جمشید را تمام نکرده و خود کجا زیسته اند؟ اسکندر به تخت جمشید نیمه ساخت و خالی از سکنه و ثروت چرا وارد شده و چه گونه و چرا سنگ های بر هم چیده ی یک بنای نیمه کاره را آتش زده است؟ و مهم تر از همه این که چه کسان و با چه اهدافی دانه های این زنجیر دروغ درباره ی هستی و هویت مردم ایران را درهم بافته و به دست و پای ما انداخته اند؟!!! به زودی انفجار پیاپی این آتش فشان غیر قابل کنترل پرسش، مجموعه تبلیغات مقوایی در باب تاریخ و فرهنگ یهود نوشته ی ایران را چنان به خاکستر بدل خواهد کرد که سرانجام صاحب نظران و خردمندان ایران می پذیرند که آسیب حادثه ی پلید پوریم، تا زمان صفویه، به مدت ۲۲۰۰ سال و با نشانه های واضح و متعدد، سرزمین ایران را از تظاهرات تجمع و تمدن و تولید و توزیع حتی در اندازه ی معرفی یک شهر اسلامی و یا یک بارانداز تجاری، محروم کرده است. 

«بدون شک حفر ترعه ی مزبور بزرگ ترین عصر مهندسی داریوش در مصر به شمار می آید. ولی او به مقتضای سیاست مسالمت آمیز خود نسبت به پرستشگاه و کاهنان آن سرزمین به ایجاد و تعمیر بناهای مذهبی چندی نیز همت گماشت. تنها بنایی که بتوان در زمره ی ابنیه ی هخامنشی مورد بحث ما قرار داد معبد آمون است که داریوش در هیبیس در محلی به نام واحه ی بزرگ خرقه در مغرب و جنوب غربی تب که اکنون لکسور خوانده می شود بنا نهاد. از قرار مذکور ساختمان این معبد سنگی که در محل مقبره ی قدیم تر و کوچک تر آمون ساخته شد تقریبا بیست سال از دوره ی سلطنت داریوش طول کشیده است. گویا این ساختمان ناتمام ماند تا این که صد سال بعد تالار ستون داری به قسمت جلوی آن اضافه گردید». (اشمیت، تخت جمشید، ص۲۶)

        

این نقشه معبد کوچک آمون در مصر است که بدون دلیل آن را ساخته ای از داریوش می دانند و همانند هر ادعای دیگری درباره ی هخامنشیان و مصر و هخامنشیان و یونان، در زمره ی دروغ های بزرگی چون برگزاری جشن های نوروز در تالار بدون دیوار آپادانای تخت جمشید شناسایی می کنند. بخش پر رنگ آن، که خود می گویند داریوش پس از بیست سال تلاش نیمه تمام رها کرده، بنا بر مقیاس نقشه، ۴۵۰ متر مربع و به وسعت یک آپارتمان بزرگ امروزی است و قسمت کم رنگ تر، ادامه ی ساخت آن در قرن های بعد است. هرچند تمامی این ادعا تنها موجب پوزخند صاحبان خرد می شود، اما ملاحظه کنید که استیلای یاوه بافی درباره ی هخامنشیان چه گونه و تا چه حد چشم ها و گوش ها و زبان ها را بسته نگهداشته، که تاکنون کسی نپرسیده است آن داریوشی که در بنای چهار دیوار کوچکی در طول ۲۰ سال درمانده شده، چه گونه و با چه نشانه، جز یکی دو کتیبه ی جعلی دیگر، دو دریا را در مصر به هم وصل کرده و اگر داریوش در بیست سال از عهده ی ساخت دو اتاق در مصر برنیامده، پس آن تمدنی که اهرام و ابوالهول و مجسمه های رامسس و مومیایی ها و معابد مصر را بر پاکرده، از چه توان غول آسایی برخوردار بوده است و چرا مردم مصر حتی به قدر سطری از این مجموعه مهملات هخامنشی را در باب اجداد توانای خود با این همه نشانه، بیان نمی کنند و مثلا گرچه ابزار آلات معمول و کاربردی در جراحی امروز را غالبا با کپی کردن از نمونه های ۴۰۰۰ سال پیش مصریان ساخته اند و در حالی که جهان پزشکی به حقیقت مطلق پیشاهنگی مصریان در پایه گذاری پزشکی پیشرفته در چند هزاره پیش اعتراف دارد، اما مصریان در این باب هیاهو نمی کنند و آن را دست مایه ی ادعای برتری بر ملل دیگر قرار نمی دهند، ولی در ایران و صرفا بر مبنای شعرهای بی سر و تهی که همین اواخر از قول ناشناخته ای به نام فردوسی دست و پا کرده اند، حتی برجستگان و اندیشمندان و صاحب منصبان ما گمان می کنند که آتش و آهن و خط و زبان و این و آن را ایرانیان به جهان هدیه برده اند! ترکش انفجار این گونه چرندیات مضحک بی آبرو چندان به اطراف زندگی عادی ما خلیده است، که یک کاریکاتور و فسیل روشن فکری ایران، که در پایان عمر دراز مملو از ادعاهای چپ و راست خود، سرانجام وصیت نامه اش را، که نحوه ی پختن انواع آش کشک هاست، به ملت بزرگ ایران تقدیم کرده، در مقدمه ی آشپزخانه ی کاغذی اش مدعی می شود که: مردم دنیا و ملل دیگر هنر غذا پختن را از ایرانیان آموخته اند!!!!!!!

شناخت علت گسترش این بیماری روی هم رفته عمومی خود بزرگ بینی بی دلیل، که حاصل نشناختن شیوه های تحمیق یهودیان است و پاسخ به این گونه پرسش ها دشوار نیست، زیرا که آثار تمدن و توانایی های مردم مصر در زمره ی دست ساخته هایی از هستی پیش از پوریم شرق میانه است و باید همانند تمدن عیلام و جیرفت و مارلیک و حسنلو و سیلک و شوش بی آوازه و ناشناخته بماند، تبلیغات دیوانه وار در باب توان و اقتدار ایرانیان در دوران ایران باستان از آن است که یهودیان بتوانند سرزمینی را که بر اثر آسیب پوریم قرن ها فاقد حیات مجرد انسانی بوده است، از هیاهوی دروغین تمدن های هخامنشی و اشکانی و ساسانی و نیز ناممکنات عقیدتی و سیاسی و فرهنگی و هنری پس از اسلام، مطابق میل خود پر کنند!!!

«A2sa، کتیبه ی سه زبانه در چهار نسخه، روی پایه ی چهار ستون، تمام متون قطعه قطعه اند و بخش بزرگی از متن بازسازی شده است.
اردشیر، شاه بزرگ شاه شاهان، شاه مردمان، شاه روی این زمین، پسر داریوش شاه، داریوش پسر اردشیر شاه، اردشیر پسر خشیارشا، خشیارشا پسر داریوش شاه، داریوش پسر ویشتاسبه هخامنشی، می گوید: داریوش (اول) جد من این آپادانا را ساخت، سپس در زمان پدر بزرگ ام اردشیر (اول)، آپادانا سوخت، حال به خواست اهورامزدا، آناهیتا و میتره، من فرمان باز سازی آپادانا را دادم». (لوکوک، کتیبه های هخامنشی، ص ۳۲۶)

پیش تر بیان کردم که جاعلان یهود کتیبه های این اردشیر دوم، یعنی سومین سلطان هخامنشی پس از پوریم را، بیش تر به سبب کهنه وانمودن میترا و آناهیتا و مذهب و مکتب سازی از آن ها، علم کرده اند و آن چه را که در باب شخص اردشیر دوم و دست مایه های سلطنت دراز مدت ۴۵ ساله ی او در این کتیبه ها می خوانیم، موجب نفی او و دیگر سلاطین پس از خشایارشا و در حقیقت پس از پوریم در سیستم هخامنشی می شود و کلید دریافت این حقیقت نیز در فهرست کردن یادهایی است که درباره ی آپادانای همدان و  شوش، در سلسله کتیبه های هخامنشی یافت می شود. یادهایی که از فرط پراکندگی و ناهمخوانی و درهم ریختگی عالی ترین نمودی است که معلوم می کند جاعلین یهود در ساخت مستندات حضور سلاطین پس از پوریم در سلسله ی هخامنشی فاقد آگاهی های تاریخی قابل اعتنا، جز همین ادعاهای مکرر در مورد عملیات بنّایی آن ها بوده اند و اگر مثلا داریوش از مقابله اش با سرداران مقاومت بومیان کهن ایران می نویسد و خشایارشا بر پانل های رسمی تخت جمشید شروحی بر کوشش خود در تدارک سرپناه و مرکز مناسبی برای سلسله آورده، سلاطین پس از او، آن هم بر پایه ستون هایی که بدترین محل برای حک کتیبه است و سراغ چندانی از اصل آن ها هم مگر در لوور و مجموعه داران خصوصی در غرب نمی دهند، به وضع مضحکی، همانند مرغکان کوکی ساعت ها، پیاپی تکرار کرده اند که ما در شوش و همدان آپادانا ساخته ایم!!!!

«هیچ دلیل صریحی نداریم که واژه ی Apadana، (آپدانه) در کتیبه ها همان معنی را بدهد که ما نیز بدان می دهیم. جالب است داریوش یا خشایارشا برای مشخص کردن «آپادانا»ی تخت جمشید، این واژه را به وضوح به کار نمی برند. تنها در کتیبه های متاخر اردشیر دوم، این واژه آمده است که احتمالا با مجموع نوآوری های معماری، که بسیار متداول بوده، ارتباط دارد. در هنر ایرانی همواره تا آن جا که معماران امکان مهار آب های سطحی را داشته اند، از طراحی آب ها و حوضچه ها درر ساختمان ها استفاده می کردند. بنا بر این به کار بردن این نوع معماری در بنای کاخ شوش امری دور از ذهن و نامتداول نیست. از دیدگاه معنا شناختی، کاملا موجه است که واژه ای که معنی «نقشه ی آب» می دهد، بتواند در مورد بنایی به کار رود که جزیی از آن به حساب می آمده است». (لوکوک، کتیبه های هخامنشی، ص ۱۲۱).

خوب این استاد ممتاز ایران شناس درباره ی آپادانا چه فرموده اند؟ هیچ، جز لفاظی بی معنا و محض!!! او می خواهد برای ظهور ناگهانی یک واژه ی من درآوردی بر کتیبه ای ساخته شده به نام اردشیر دوم، سرپوشی ببافد و راهی جز این ندیده است که آن را با حوض درون حیاط و هشتی خانه های قاجاری در ایران منطبق کند و با کمال شهامت و با خبرگی تمام در عرضه ی فن دروغ، از مجموع نوآوری های متداول در معماری عهد اردشیر دوم در شوش شاهد می آورد که حتی همین چند سنگ درگاه و ستون تخت جمشید را هم در آن جا ندیده ایم و ذره ای از آن نقش برجسته های سکوی پله های آپادانای تخت جمشید در شوش نیست، که اگر می توانستند بیش از یکی دو ته ستون بی هویت پراکنده و نوتراشیده را بر زمینی بدون عوارض ساختمانی در شوش و همدان تدارک ببینند، مطمئن باشید که همین ادا و اطوارهای رایج در تخت جمشید را به آن مرکز تمدن عیلامیان می کشاندند و همین هیاهوی مضحک آبرو باخته را با نام افتخارات هخامنشی در شوش و همدان نیز به راه می انداختند!!! ته ستون هایی که اخیرا پیاپی اکتشاف می شوند و هرکدام قرینه ی یک کاخ هخامنشی قرار می گیرند، چندان که مورخ وسوسه می شود به جست و جوی این همه علاقه ی ویژه از سوی حاکمان هخامنشی به ته ستون بپردازد، که حتی پیام های تاریخی شان را هم بر آن ها می نوشته اند. این معجزه ی ظهور ته ستون های هخامنشی از آن است که ظاهر کردن آن ها کم خرج ترین شیوه برای یهودیان در زایاندن مراکز اقتدار تازه ای برای هخامنشیان است!!! باید حوصله کنید تا بر تمام زوایای این تاریخ سازی دروغین و این امپراتور تراشی پوشالین پس از پوریم، در سلسله ی هخامنشی، از طریق ادامه ی بررسی کتیبه های حک شده به نام آنان، پرتوی بیاندازم تا معلوم شود که در این کنج تاریک از کرونولوژی سلسله ی هخامنشی، جز پوسته ی چند حشره ی ناشناخته نریخته است. (ادامه دارد) 

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 13:30
ارسال شده در جمعه، ۰۱ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : علی دما
یكشنبه، ۰۳ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۲
 
من قبلا هم ذکر کردم که نه دستی در گرافیک دارم نه دوستی در این زمینه /لذا شرمنده ام ولی از دوستانی که این لینک را میخوانند خواهشمندم در صورت توانایی آقای مدیر را بیجواب نگذارند //

 
نویسنده : علی دما
شنبه، ۰۲ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۶
 
آقای مدیر با تشکر //خواهشمند است فایلهای سبکتر فیلم را با ذکر حجم نیز در سایت قرار دهید // نحوه ذخیره و پخش آنها را هم در کامپیوتر ارائه کنید //
من با این روش کار میکنم:
فایل برای دانلود فیلمها
OrbitDownloaderSetup.exe
را از این آدرس دانلود کنید

اگر روش بهتری دارید ارائه کنید
http://dl.orbitdownloader.com/dl/OrbitDownloaderSetup.exe

wmpy_flv_player_pc.zip جهت پخش از سایت http://www.mediafire.com/?ezsu2excxmd یا با جستجو در گوگل در آدرسهای دیگر

 
نویسنده : رحماني
شنبه، ۰۲ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۴
 
با سلام خدمت همگی

پوستین و خروجی
(از مجموعه بحث های مدیریت فرهنگی)
هر حکومتی ، هر پروژه فرهنگی ای با هر هدفی که ایجاد شده باشد دارای پوستینی است که اصل و ذاتش دورن آن پوستین مخفی است ، اگر پوستین نشان دهنده واقعیت باشد که مشکل حل است ، اگر نباشد چه ؟؟؟
این پوستین همه چیز را مخفی می کند و دست یابی به ذات و حقیقت را ناممکن
برای فهمیدن این پوستین و ذات آن ، بهترین روش توجه به خروجی هاست نه گفته ها و ادعاها ، همین!!!
یعنی قسمتی از Reverse Engineering
اینکه آریاپرستان چه ادعا می کند به کنار ، ببین چه خروجی ای از آنها ایجاد می شود ، چه انسانهایی در این حوزه پرورش یافته اند و فکرشان چیست ؟
وقتی این انسان آریاپرست به عنوان خروجی این سیستم ، بدون استثناء(به صورت 100درصد یا کمتر) غیر اسلامی و مخالف اسلام و ضد اسلام و نژادپرست و برتری جو و متکبر و خودخواه است و با دماغ فیل قرابت دارد ، پس در این جمله که این اراجیف برای ستیز با اسلام ساخته شده اند ، شک نکنید ،حال سوال و مانع اینجاست؟ چه کسی چنین اراجیفی عریض و طویلی را برای ستیز با اسلام می سازد ، آیا غیر از یهودیان سراغ دارید !!! البته با جاگذاشتن هزار اثر و نشان از خود

تشخیص منافقان هم ، براحتی با این روش میسر است
در مورد متعصبان دینی هم این روش بسیار عالی است

قرآن یعنی قول خدا ، انسان ساز است یعنی خروجی درست می دهد ، ما نمونه اش را در پیامبران و حضرت محمد (ص) و امامان و برجستگان دینی می بینیم پس اگر خروجی ای دیدید که ادعای قرآنی می کرد ولی خلاف آنها عمل کرد یعنی شما را سر کار گذاشته است و دروغ می گوید یا گمراه شده است !!! به متعصبان دینی دقت کنید

درک مسائل ، ساده هستند فقط باید متدولوژی درستی داشته باشید
این موضوع را می توانید در فامیل خود و میان ادعاها و ذاتها جستجو کنید

تا بعد ...
اگر اشکالی کلان می بینید حتما کمک کنید تا بحث ها تکمیل شوند
با تشکر


 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان