ایران شناسی بدون دروغ، 64

 آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۶۴

 

وصله پینه کردن امور، به ترین تعبیری است که در باب ظاهر کنونی تخت جمشید می توان به کار برد، چندان که برای کم تر موقعیت سنگ و نقش و نوشته ای، در سراسر تخت جمشید، می توان استقرار قدیم و اصیل قائل شد و بدتر از همه سند مطمئنی نداریم و نمی شناسیم که برای پی بردن به جزییات فرم اصلی نمایه های تخت جمشید، پیش از تصرفات هیئت های باستان شناسی، به آن رجوع کنیم، زیرا در باب مستند ترین و کاربردی ترین و نیز قدیم ترین منبع موجود در این باره، یعنی مطالب مندرج در سفرنامه ی نیبور، خواندیم که اعتبار آن تا چه ارتفاع نازل و لرزانی بود و چون لااقل و بی کم و کاست می دانیم که کتیبه های یکی از دو جرز ایوان تچر و نیز کتیبه ی دیوار جنوبی تخت جمشید، هر دو به سه زبان میخی داریوشی و بابلی و ایلامی، جدیدا حک شده، پس امکان نوکنده بودن تمام و یا بخش اعظم کتیبه های تخت جمشید نیز دور از حیطه ی عقل و امکان نیست. بر آن چه که اینک با اطمینان اشراف داریم این که کسانی برای پنهان کردن علائم نیمه ساخت بودن مجموعه ی تخت جمشید، هر شگرد چشم بندانه و جاعلانه ی ممکنی را، با شرحی که می خوانید، به کار زده اند.

در این عکس و عکس زیر با دو نمونه از صحنه های سرهم بندی شده ی سنگی در عمارت هدیش منتسب به خشایارشا رو به روییم، که هرگوشه ی آن داستان جفت و جور کردن قطعات پراکنده ی بی ربط به هم، بر دیواره های آن محوطه را باز می گوید. در قسمت چپ عکس زیر، حتی پهنای بالا و پایین کتیبه با هم برابر نیست و توصیف و تنظیم قطعات سنگ در عکس بالا با هیچ الگویی ممکن نمی شود. به راستی که این پروفسوران عالی قدر اعزامی از دانشگاه های اروپا و آمریکا، در تمام سطوح و سایت های باستانی ایران، به خصوص تخت جمشید و پاسارگاد، فقط مهارت خود در جورچینی قطعات و بند و بست بی ارتباط آن ها به یکدیگر را نشان داده اند.

در شرق و غرب و شمال و جنوب حیاط تچر نیز با همین وضع رو به روییم. اگر با چنین شگرد هایی می توان اسناد و تصاویر باستانی ساخت، پس تبدیل هر تمایل و تعریف و تفسیری از روزگار ایران باستان، به عینیت تصویری، از میان خرده سنگ های پراکنده در تخت جمشید، آسان می شود و آن گاه که جز در یک مورد، که به آن خواهم رسید، متن کتیبه ها در سراسر تخت جمشید یکسان و از زبان خشایارشا بیان شده است، آن گاه تنها مطلبی که از ذهن می گذرد این که کسانی برای رد تاثیر دیدار از این همه قاب و پانل سنگی خالی مانده و نانوشته در تخت جمشید، که نیمه ساخت بودن آن مجموعه را به سادگی اثبات می کرده است، در بخشی از آن ها متن واحدی را به سه زبان و به تکرار گنجانده اند، تا لااقل سایه حضور کارفرمای مقتدری در این خرابه های ناتمام برقرار و مجموعه بدون صاحب قلمداد نشود، هرچند که فرض اجرای این شگرد نیز، در پوشاندن اصل نیمه تمام بودن مجموعه ی تخت جمشید، به سبب صدها عیب معماری دیگر، چندان کمکی به جاعلان نکرده است.

از مشخصات ابنیه ی هخامنشی تخت جمشید و بر اساس شالوده  بر جای مانده کنونی، سنگی بودن مطلق مصالح آن ها است. چنان که تکیه گاه پانل های تصویری، همه جا بلوک های بزرگ سنگ است. این نشانه به آسانی معلوم می کند که اگر هر سازه ای از تابلوها و تصاویر وراه های ارتباطی و پله های موجود، مانند نمونه ی بالا و پایین، بر دیوار آجری متکی باشد، یک جورچینی در بنیان جدید است، زیرا تولید چنین منبع اتکاء آجری نوساز نیازمند فضای آزاد دسترسی به عمق سازه است، که اجرای آن تنها با برچیدن کامل حجاری، پله و سایر صحنه های سنگی کنونی ممکن می شود و دیگر هویت اصلی ندارد!!! در تصویر بالا بخشی از دیوار شمالی کاخ خشایارشا را شاهدیم، که در اطراف پله ها، تا محدوده ی معینی حجاری شده است. فلش سمت چپ کرسی اصلی و اولیه ی بنا را، که بلوک سنگ است نشان می دهد، اما پله ها و حجاری های مجرد و بدون امتداد آن، بر دیواره ی آجری نوساز فلش خورده ای متکی است که چون غده و زائده ای از کرسی اصلی بیرون زده است. همین مطلب نشان می دهد که پله ها و نقوش همراه آن با سازه ی بنای خشایارشا در اساس یکپارچه نیست و اگر نوساز بودن دیوار آجری نیز آشکار است، پس تمام آرایه های یله داده به آن، نمی تواند اصالت و قدمت داشته باشد!!! همین مطلب ساده، علت جورچینی تازه تدارک شده ی تمام این پیش آمدگی منقوش و نظیر شرقی آن و پله های رابط میان تچر و هدیش را علنی می کند، زیرا ردیف طولانی یک سکوی فاقد آرایه و بدون پلکان دست رسی به سطوح بالا، با صدای بلند بی کاربردی بنا و نیمه ساخت بودن آن را اعلام می کرده است. بعدها و پس از ارائه ی دیگر ادله ی مربوط به نیمه تمام ماندن کار ساخت و ساز در تخت جمشید، ارتباط استحکام این مدخل با رخ داد پلید پوریم را ارائه خواهم داد.

در این عکس قدیمی نیز پله ها و آرایه های دو سوی آن بر دیوار گچ و خاک کشیده ی آجری نوسازی تکیه دارد و می نماید که چسباندن اجزاء یک تصویر سنگی بر همان دیوار آجری را تازه آغاز کرده اند. در حال حاضر بخش عمده ای از آجرهای این دیوار را زیر نقوش کامل شده ای، که از منابع مختلف تامین شده پوشانده اند!!! برای آگاهی از وسعت تصرفات آرایشگرانه و جاعلانه ای که به خصوص در حوزه ی کاخ داریوش و خشایارشا صورت گرفته، کافی است به تصویر زیر دقت کنید.

این کپه ی خاک و بلوک های سرگردان میان آن، محل دیوار شرقی و اکنون پرآرایه حیاط تچر است. سمت چپ، قسمت شرقی بنای تچر دیده می شود که در حیاط آن، چنان که با فلش نمایش داده ام، قطعه سنگ خام ناتراشیده ای افتاده است، در این عکس کم ترین اثری از پله ها و نقوشی نمی بینیم، که در عکس زیر از میان این نخاله ها پدید آورده اند!!! برای آشنا شدن با قدرت معجزه ی ساخت و ساز نزد جاعلان آراینده ی تخت جمشید، نظری هم به نمای زیرین همان محوطه در عملیات بعد بیاندازیم.

این عرصه ی وسیع و پازل معیوب مملو از حجاری، همان محوطه ی پر از خاک و نخاله است که در عکس بالا دیده اید!!! اینک چند ردیف پلکان دارد، بر سراسر دیواره های آن شیران و گاوان با یکدیگر می جنگند، کتیبه ها برای چندمین بار با جملات و کلماتی یکسان، خشایارشا را معرفی می کنند و غلامانی به کسانی خدمات ارائه می دهند. در قسمت بالای سمت چپ عکس هنوز بقایای آوار را برنچیده اند و در انتهای سمت راست، پله ها و پانل های تصویری جداگانه ای را تدارک می بینند، که با دو فلش نمایش داده ام. امروزه همین  پله ها را به ترتیب دیگری درآورده اند، که در عکس زیر می بینید و با پایه ی مقایسه قرار دادن دیواره کوتاه و فلش خورده ی سمت راست آن، می توانید پله های کسر شده را بشمرید که از این محل برداشته و به زخم تدارک صحنه ی پلکان دار دیگری زده اند!!!! آیا به راستی این همه خرده ریز تصویری را چه گونه تامین می کرده اند؟!!!

این نمای امروزین پله های جنوب شرقی حیاط تچر است، که در عکس بللا با فلش نمایش داده بودم. نه فقط تعداد پله های آن، نسبت به تصویر قبل هفت شماره کم تر است و کسی را به ارتفاعی نمی رساند، بل آن تک بلوک سنگی منقوش و به دیوار آجری چسبانده شده ای را که در عکس پیش دیده می شد، برای آراستن گوشه دیگری از دیوار جنوبی حیاط تچر، برچیده اند.    

  

در این عکس که از همان محل، با زاویه ی اندک بازتری برداشته اند، یک بلوک سنگی انتقالی هنوز به کار نرفته را می بینید که در میان حیاط افتاده است. با همین مقدار از تصاویر که اینک در اختیار داریم می توانیم به میزان کافی از این بلوک های سرگردان نشان دهیم که سالم و بدون عیب بودن کامل آن ها این گمان و امکان را میسر می کند که بگوییم قطعاتی نوسازند تا در عین حال معلوم شود آن سوله ی بد ساخت دو هزار متری دنباله ی قسمت معروف به موزه را بی جهت بالا نبرده اند و در زیر سقف دور از دید آن، در طی سال های بازساخت تخت جمشید، مشغول به چه کار بوده اند!!!

و این هم دو نمونه ی دیگر از همان نوع بلوک های سرگردان و به احتمال زیاد نوساز مربوط به محوطه ی جنوبی بنای تچر، که هر دو قطعه را با فلش نمایش داده ام!!! بدون شک این قطعات، منتقل شده هایی از محل دیگرند و ارتباطی به حوزه ی رها شده در آن ندارند، زیرا چنان که در عکس ها می بینیم، کار جورچینی دیوارهای شرقی و جنوبی تچر تمام است و نمی توان گمان کرد که چنین بلوک های دقیق تراش خورده و بزرگ اضافه آمده ای را جریان باد به این مکان منتقل کرده باشد!!! از عجایب این که در این گونه نشانه های جا به جایی سنگ در تخت جمشید، هرگز به قطعه ای بر نمی خوریم که حجاری آن رو به بالا و به سمت دوربین باشد و در تمام موارد پشت بی تصویر بلوک را می بینیم و چون در پراکندگی های معمول و طبیعی، چنین رفتار حساب شده و عامدانه ناممکن است، پس چنین موقعیت استقراری برای این گونه بلوک های سنگی بزرگ، انتقالی برابر نقشه و به قصد ایجاد پانل های مصور جدید در این جا و آن جای تخت جمشید بوده است تابا صحنه آرایی های باسمه ای، آثار نیمه کاره بودن ساخت بناهای آن را بپوشانند.

آیا عجیب نیست؟!! در این جا نیز تمام قطعات حمل شده برای آبرو بخشی به دیواره ی لخت و نیمه ساخت سمت غرب کاخ تچر به دوربین پشت کرده اند!!! این همان زاویه ی غرب کاخ داریوش است که مدعی می شوند اردشیر سوم، ۱۵۰ سال پس از درگذشت داریوش، بر عمارت نیمه کاره ی پدر جدش، به جای سعی در اتمام آن، فقط پلکانی افزوده و در چهار کتیبه ی یکسان و با یک زبان، اقدام به چنین خیرات امپراتور مآبانه را نزد آیندگان جاودانه کرده است!!! رسیدگی به مندرجات کتیبه ی او به یادداشت اختصاصی دیگری محتاج است ولی آن چه را که اینک می توان ادعا کرد و توجه به آن را خواستار شد، گشودن این مدخل است که نقوش کنونی در جهات شرقی و شمالی و جنوبی و غربی کاخ تچر و جبهه شمالی کاخ خشایارشا، جورچینی ناشیانه ی پانل های حجاری شده ای است که از امتداد تخریب شده دیواره های بنای معروف به شورا و نیز سکوی جنوبی حیاط کاخ خشایارشا برداشته اند، زیرا بدون زینت ماندن دیواره های کاخ سرکرده هایی با نام داریوش و خشایارشا، تمام داستان هایی را که در باب اعتبار آن دو ساخته اند، باطل می کرد. (ادامه دارد)      

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 19:0 | آرشیو نظرات
ارسال شده در سه شنبه، ۰۸ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
نویسنده : شارژ
چهارشنبه، ۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ ساعت ۰۳:۴۰
 
مطالب بسیار عالی گذاشتین.

 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان