ایران شناسی بدون دروغ، 63

 آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۶۳

 

مطلب ساده ای است: اگر داریوش خود را متعهد می داند که تعداد تاقچه های خانه اش را برای تاریخ بشمرد و یا خشایارشا ابایی ندارد که کاسه ی طلای نوشابه خوری اش را به رخ زمانه بکشد و یا اردشیر سوم تذکر ساخت چند پله را برای آیندگان فراموش نکرده است، آن گاه چنین کسانی از چه روی در باب حوادث تاریخی مهم دوران خود و پدران شان، مثلا جنگ ترموپیل یا لااقل تاریخ درگذشت یکی از شاهان پیش از خود و دیگر اطلاعات پایه چیزی ننوشته اند و در برابر قاضی زمانه جز معرفی خنک و مکرر خویش دفاعی نداشته اند!!! به همین دلیل داده های داریوش درباره ی حوادث سیاسی - نظامی دوران اش در کتیبه ی بیستون، اگرچه اطلاعات درست و دقیقی ارائه نمی دهد، اما لااقل شرحی تاریخی و غیر شخصی حساب می شود، اما حتی آن تعداد از کتیبه های قابل تایید محتاطانه ی تخت جمشید، نه فقط صحت و استحکام لازم را ندارند و اثبات عقلی مطالب آن نیز ناممکن است، بل اصولا متونی غیر رسمی حساب می شوند، که خواننده را به هیچ پایه ی مستقر و مطمئنی در مبانی تاریخ هدایت نمی کنند، زیرا از طرفی عرضه ی شناس نامه و ستایش خدایی موهوم و بیان امیال و آرزوهای دور و دراز، در زمره ی اسناد توضیحگر تاریخ شمرده نمی شود و از سوی دیگر موجب ناباوری است که سازمان دهنده ی یک سپاه پنج میلیون نفری به یونان، یعنی خشایارشا، در عین حال به پیاله ی طلای خانه اش بنازد!!!

«نبشته های داریوش بزرگ که به مناسبت ایجاد اثر معظم تخت جمشید مرقوم رفته در نقاط ناپیدا و دور از نظر نقر گردیده است. این نبشته ها بر روی تخته سنگ بزرگی به طول ۰۲/۷ متر و ارتفاع ۰۵/۲ متر واقع در نمای جنوبی صفه حک شده است. تخته سنگ مزبور در لبه ی فوقانی نمای صفه، کمی دور از وسط قسمت پیش آمدگی مرکزی جبهه ی جنوبی صفه قرار دارد. ممکن است در سابق قسمت های دیگری از سنگ بین قسمت فوقانی دیوار موجود صفه و باروی خشتی آن وجود داشته که اکنون از میان رفته است. معلوم نیست به چه علت این محل را برای قرار دادن کتیبه ها انتخاب کرده اند. چنین انتظار می رفت که کتیبه های مزبور در مرکز قسمتی از جبهه ی غربی دیوار صفه که در محاذات آپادانا پیش آمده و به وسیله ی داریوش بنا شده است و یا بر روی جبهه ی اصلی پلکان بزرگ صفه قرار گرفته باشد... سنگ کتیبه که اکنون کمی آسیب دیده در موقع نقر کتیبه سالم و درست بوده است. داریوش در این جا از رسم معمولی خود که یک کتیبه را به سه زبان می نگاشت، عدول کرده مع هذا هر سه زبان در چهار گوش جداگانه به کار رفته است». (اشمیت، تخت جمشید، ص ۶۲)

این شگفت انگیزترین شیوه ی شیره مالی بر سر خواننده است. آن ها به دلایلی که خواهم نوشت، ناگزیر شده اند که کتیبه ی داریوش را در مکانی دور از چشم حکاکی کنند، آن گاه برای گم کردن رد و ظاهر آرایی موشکافانه و ارائه ی اطوارهای کارشناسانه، که توام با نهایت حیله گری است، از نامناسبی محل کتیبه، شکستگی های غیر عادی سنگ و نیز غریبه و خارج از فرم بودن متن کتیبه های دیوار جنوبی اظهار حیرت می کنند، بدون این که بتوانند برای سئوالاتی که ارائه می دهند، لااقل پاسخ مبهمی بتراشند، زیرا می دانند کتیبه ی دیوار جنوبی تخت جمشید منطق عادی استقرار ندارد و از آن که جا سازی و ساندویچ کردن چنین سنگ بزرگ یکپارچه ای در میان بلوک ها، با امکانات دهه های پیش، به کلی ناممکن بوده است، چنان که می خوانیم، کتیبه را مثل گربه ای گر گرفته و ول گرد، در بالاترین ردیف بلوک دیوار جنوبی نشانده اند، هرچند که خواندن آن از پایه ی دیوار ممکن نباشد!!! بدین ترتیب اگر نصب کتیبه ی دیوار جنوبی را اقدامی از جانب داریوش بدانیم، پس با سئوالات بی پاسخ اشمیت، نتیجه می گیریم که امپراتور بزرگ هخامنشی قدرت تشخیص سالمی نداشته و حتی در مورد انتخاب محل مناسب برای ثبت کتیبه اش، نادانی کرده است!!!

موقعیت سنگ ها در ورودی غربی تخت جمشید. بی شکلی و نامنظمی، نصب کتیبه را در میان آن ها غیرممکن کرده است

حقیقت این که تولید کنندگان کتیبه ی دیوار جنوبی تخت جمشید به نام و برای داریوش اول هخامنشی، جز لبه ی همان دیوار نسبتا کوتاه جنوبی، در سراسر تخت جمشید جای دیگری نیافته اند، زیرا مسلم است که جا سازی این قطعه سنگ بزرگ در میان دو بلوک بسته بسیار دشوار و می توان گفت با امکانات زمان آغاز دست بردگی در این مجموعه ناممکن بود و طبیعی است که قرار دادن آن بر فراز دیوار بسیار بلند غربی نیز، کاربرد اطلاعاتی آن را برهم می زد، آن گاه چنان که اشمیت توصیه می کند، به ترین جای نصب این کتیبه در بدنه ی دیوار پله های غربی ورود به تخت جمشید بوده است، اما پلان و فرم و ترتیب چیدمان سنگ های این دیواره در رسامی بالا نشان می دهد که جاعلان نمی توانسته اند فضا و نظم هندسی لازم را برای نصب آن بلوک سنگی بزرگ بیابند. بدون شک اگر نصب کتیبه ی دیوار جنوبی را به زمان داریوش منتقل کنیم، آن گاه برابر یک عقل معمول، داریوش باید دستور می داد برای نصب آن در بدنه ی مدخل پله های ورودی غربی، جایی می گشودند و طرح دیگری از سنگ چینی تدارک می دیدند. بدین ترتیب و از آن که در موقعیت سایر بناهای سکوی تخت جمشید نیز محل مناسبی برای نصب این سنگ پیدا نمی شود، پس انتخاب دیوار جنوبی برای اجرای پروژه ی احضار جاعلانه ی داریوش در تخت جمشید، گرچه موجب سئوال های توام با حیرت بسیاری شده، اما از نظر مکان، به خصوص که نوکندگی آن می توانست دور از انظار انجام شود، تنها امکان و انتخاب میسر برای جاعلان بوده است که برای صدور این شناس نامه ی سنگی داریوش، تنها به سر پناهی موقت برای اقامت و حفاظت نیاز داشته اند، که در تصاویر قبل با بنای موقت آن نیز آشنا شدیم.    

این نیمه ی سمت راست بلوکی است که بر آن متن عیلامی و بابلی کتیبه ی داریوش را نوشته اند. متن عیلامی در کادر سمت چپ و متن بابلی در کادر سمت راست حک شده است. کافی است رد آسیب ها را در سنگ های بدون نوشته ی زیرین دنبال کنید، تا معلوم شود که گذشت زمان از آن نوع صدماتی که در بلوک بدون نوشته وارد آورده، بر قسمت کتیبه دار، کم ترین اثری نگذارده و آن را دچار خلل و فرج نکرده است!!! باید کسی حوصله کند و حروف و کلمات این دو کتیبه را با نظایر آن در کتیبه های دیگر عیلامی و بابلی تخت جمشید و یا بیستون بسنجد تا سر هم بندی بودن واژه ها و حروف در هر دو متن آشکار شود. این ولنگاری تا آن جاست که در ابتدای سطر دوم متن عیلامی در سمت چپ، به جای حرف، یک خط افقی نسبتا بلند قرار داده اند، که نوعی خط کشیدن بر روی یک غلط املایی است، که سایه ی آن را در زیر خط کسری افقی می توان دید!!!! رسواتر از همه آن شکستگی و پریدگی انتهایی کتیبه ی بابلی در سمت راست است که با فلش نشان داده ام. مسلم است که این شکستگی حاصل گذر ایام نیست، زیرا هیچ حادثه ای قادر نیست بر سنگ به دیوار نصب شده ای چنین فشار منظم و تربیت شده ای بیاورد که گوشه ای از آن در خطی مستقیم و بدون تضریس معیوب شود!!! اگر به آن وصله ی مثلثی شکل انتهای پایین سمت راست کتیبه دقیق شوید به آسانی معلوم می شود که این پریدگی در حین نصب سنگ پدید آمده و چون تدارک یک وصله ی دقیق و مطابق با دندانه های یک آسیب ناشی از حادثه ناممکن است، پس ابتدا مقطع شکستگی سنگ را در خط مستقیم تراش داده و سپس وصله مثلثی منظم را، با متنی درهم ریخته، بر آن افزوده اند که اجرای آن فقط در صورتی ممکن است که سنگ هنوز نصب نشده باشد!!! اگر اندکی بیش تر دقت کنید معلوم خواهد شد که دنباله ی هیچ یک از خطوط کادربندی اطراف کتیبه، نه در جهت عمودی و نه در جهت افقی، بر این وصله ی جدید حجاری نشده است!!!! به راستی که تذکر اشمیت در نقل بالا که: «سنگ کتیبه که اکنون کمی آسیب دیده در موقع نقر کتیبه سالم و درست بوده است»، به عکس العمل روانی جاعلی تبدیل می شود که به دنبال رد پوشانی یک جرم آشکار غیر قابل اختفا بوده است.

اینک به این دو رسامی بالا از کتاب سفرنامه ی نیبور توجه کنید که رونوشت نسخه برداری شده از همان دو کتیبه ی ایلامی و بابلی است که تصویر درشت نمایی شده ی آن ها را در زیر هم می بینید. لازم است توجه کنید که در متن فارسی سفرنامه ی نیبور تصویر این کپی برداری از کتیبه های عیلامی و بابلی به صورت ناکامل بالا و با حذف یک واژه از ابتدای هر سطر ثبت شده است.

تصویر کاملا واضح و درشت نمایی شده از بخش عیلامی کتیبه ی داریوش در دیوار جنوبی تخت جمشید

 

تصویر کاملا واضح و درشت نمایی شده از بخش بابلی کتیبه ی داریوش در دیوار جنوبی تخت جمشید

در بخش اعظم هر دو کتیبه، کپی نیبور با اصل کنده شده بر سنگ اختلافات نمایشی بسیار دارد و نظافت حروف در کپی او، چندان کلاسیک و همسان و برابر است که گویی کپی بردار از آخرین دانسته ها و الگوهای امروز خط عیلامی و بابلی باخبر بوده، در مواردی حتی اشتباهات بر سنگ را نیز تصحیح کرده است!!!! در این صورت تنها گزینه ی ممکن این است که گمان کنیم الگوی حجار برای تراش بر سنگ همان الگویی بوده است که در کتابی به نام سفرنامه ی نیبور نیز قرار داده اند، با این تفاوت که حجار در برگردان دقیق الگو بر کتیبه ناتوانی کرده و خلاف کپی نیبور، از عهده ی حک یکسان حروف برنیامده است!!! سرانجام نیز این سئوال توام با حیرت را به میان اندازم که اگر آن پریدگی منظم و مثلثی شکل گوشه ی پایین سمت راست کتیبه ی بابلی، قدیمی است، پس چرا نیبور آن را ندیده و به رسامی اش منتقل نکرده است؟ تنها پاسخ قابل قبول و عقل پذیر این است که بگوییم تدارک کنندگان کتاب نیبور از بی دست و پایی جا گذاران جدید کتیبه، که گوشه بلوک بزرگ کتیبه را می شکنند و به وجه رسوایی وصله می کنند، بی خبر بوده است!!! اینک شاید با اطمینان بیش تر و حتی با یقین کامل بتوان مدعی شد که کتاب سفرنامه ی نیبور، همانند شخص او و تمامی ماجراهای مرتبط با آن، افسانه ای نوساخته با این قصد است که برای کتیبه های نوکنده ی داریوش در تخت جمشید و نیز آن چند نوشته ی فارسی - عربی به زحمت صد ساله، در عمارت تچر شاهدی حتی الامکان قدیمی تراشیده باشند!!! (ادامه دارد)   

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 16:0 | آرشیو نظرات
ارسال شده در چهارشنبه، ۰۲ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان