ایران شناسی بدون دروغ، 23، شاه نامه، 5

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۲۳

نتیجه کوشش و کار برتلس، حقیقت هول آوری را بر مبلغان ومولدان شاهنامهآشکار کرد: دورانشناسی شاهنامه منطبق بر ادعاهای قدمت آن، مستند مطمئن ندارد و گرچه عرصه را چنان در اختیار خویش میدیدند که تصور احتمال تشکیک در حماسه سرایی با نام فردوسی و کتاب کشک سابی او را نداشتند، اما از آن که چهار نسخه مورد رجوعبرتلس، چندان بیاساس مینمود، کهنخستین معترضو معترف به بی پایگی آن ها شخص برتلس بود و اعترافات او و اظهارات کمیسیون انتشار متن انتقادی شاه نامه، که پس از مرگ برتلس تشکیل شد، بر کنجکاو غیر متخصص هم معلوم می کند که متن انتقادی برتلس را، بر مبنای باد هوا ساختهاند و مطلقا ارزش اثبات دورانشناسی ظهور شاهنامه، منطبق با باورهای کنونی را ندارد.

«به ملاحظه وفات ی. ا. برتلس، که متن حاضر تحت نظر او تهیه شده، اداره خاور شناسی فرهنگستان علوم شوروی کمیسیونی مرکب از ی. براگینسکی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم تاجیکستان شوروی، ب. غفوراف، عضو پیوسته ی فرهنگستان علوم شوروی و ع. فردوس تشکیل داد و تهیه و انتشار مجلدات دیگر شاه نامه را به عهده ی آن ها محول نمود. هنگام وفات ی. برتلس جلد اول و دوم متن انتقادی شاه نامه در مرحله رداکسیون قرار داشتند و نیز بعضی مسائل مربوط به ترتیب متن از طرف دانشمند فقید هنوز کاملا حل نشده بود».

(ی. ا. برتلس، متن انتقادی شاه نامه، ص ۱۰)

برتلس در سال ۱۹۵۷ میلادی در گذشت در حالی که هنوز هیچ مجلد منتشر شده ای از کار خود را ندیده بود، اما اظهار نظر او در باب نسخه های بررسی شده، حقایق روشنی در موضوع نو نوشته بودن شاه نامه را بر ما معلوم می کند، که به زودی ارائه خواهم داد. متن انتقادی شاه نامه، از سوی جانشینان انتخابی برتلس، که نام آن ها در بالا آمده، به سال ۱۹۶۶ میلادی، هشت سال پس از درگذشت برتلس منتشر شد و مدتی پس از آن، با حیرت و ناباوری شاهد طلوع نسخه کهن دیگری از شاهنامه به نام نسخه فلورانس شدیم که گویی در پستوی کتاب خانه ملی آن شهر، از چشم ها دور مانده بود و قدمت نسخه های شاه نامه را ۶۰ سالی عقب تر می برد. این نخستین اقدام و چاره اندیشی و آینده نگری برای پر کردن نسبی جای خالی کمبود نسخه های قدیم شاه نامه بود.

«نسخه خطی شاه نامه فردوسی موجود در کتاب خانه ی فلورانس با توجه به کتابت تاریخ آن، ۶۱۴ هجری، در حال حاضر قدیم ترین نسخه ی خطی شاه نامه به شمار می آید و در حدود شصت سال از نسخه ی خطی موزه ی بریتانیا، ۶۷۵ قمری، که شاه نامه ی چاپ شوروی بر اساس آن تصحیح و منتشر شده، قدیم تر است. پس از شناختن این نسخه، اختلاف نظرهایی درباره اعتبار آن در میان استادان ادب پدید آمد، طوری که برخی آن را کهن ترین و معتبر ترین نسخه شاه نامه می دانند و برخی بر ساختگی بودن آن تاکید می کنند».

(برات زنجانی، شاه نامه فردوسی و نسخه خطی کتاب خانه ملی فلورانس، نامه بهارستان، شماره اول، ص ۱۰۰)

موضوع انبار شدن بیرون از مرز نمونه ها و نشانه های فنی و فرهنگی منقول و مربوط به ایران، که از پوریم تا صفویه تاریخ می خورد، از کاسه کوزه و ظروف نقره ساسانی، تا نسخ قدیم کتاب ها و ظهور اشخاص و اقوال مورخان مجهول یونانی و دست ساخته های طلایین هخامنشی و غیره، امری چنان عادی و متداول و تفریحی شده، که به گمانم سازمان میراث فرهنگی ایران، به خصوص که مسئولیت جهان گردی را هم به عهده دارد، به تر است به توریست های فرهنگی جهان توصیه کند برای شناخت تاریخ ایران باستان و فرهنگ ایران اسلامی به کشورهای دیگر سفر کنند، چنان که در بحث موجود هم تمام نسخ شاه نامه مورد نیاز برای شناخت فردوسی و اثرش را، در بیرون از ایران یافته ایم!!! به هر حال تقریبا بلافاصله پس از اعلام خبر کشف نسخه فلورانس و پیش از انتشار متن عکسی آن در ایران، به وسیله بنیاد دائرة المعارف اسلامی به سال ۱۳۶۹، صداهای اعتراضی علیه سلامت این نسخه بلند شد که به جهاتی پیشگام این اعتراض ها، محمد روشن بود.

«اینک نسخه شاهنامه فردوسی، مضبوط در کتابخانه ملی مرکزی فلورانس برای همگان شناخته شده است. نخستین بار در ایران، مجله ی آینده به مدیریت استاد ایرج افشار به تابستان ۱۳۵۸، شماره های ۱ تا ۳، نامه ای از کاشف نسخه، آقای پروفسور پیه مونتسه منتشر ساخت که از مجلد اول نسخه ای از شاهنامه که مورخ سیم ماه مبارک محرم سال ۶۱۴ است خبر می داد. تا آن زمان نسخه کهن شاهنامه، نسخه ای مضبوط در کتابخانه موزه بریتانیا بود که تاریخ ۶۷۵ ه.ق داشت. بنا بر این تعرفه، نسخه نو یافته، ۶۱ سال بر کهن ترین نسخه شناخته شاهنامه تقدم می یافت. پس از آن، آقای پروفسور پیه مونتسه مقدمه نسخه فلورانس را در شماره خرداد ـ تیر ۱۳۵۹ مجله آینده، سال ششم انتشار دادند».

(منصور رستگار فسایی، متن شناسی شاه نامه فردوسی، ص ۷۳، مقاله محمد روشن، با عنوان شاه نامه فردوسی کتاب خانه فلورانس)

خواهم نوشت که تشخیص روشن، در خوانش تاریخ کتابت نسخه، یعنی سوم محرم درست نیست، که موضوعی فرعی و بی اهمیت است، مهم این که آقای محمد روشن، بر مبنای هدایت حوادث و نشانه ها و نوشته های بعد، پی گیرترین مدعی غیر قدیم دانستن این نسخه است و به درستی اشاره به ماجرایی دارد که نشان می دهد تولید کتاب های کهنه به زبان فارسی، از مهارت های اثبات شده ی اروپاییان شمرده می شود، که در مواردی بوی تعفن و بی آبرویی وسیعی نیز در محافل فرهنگی جهان به راه انداخته است.

«بیت های الحاقی که در این نسخه آمده، در مقابله و سنجش با دیگر نسخه های شناخته معتبر، تردیدهایی در اصالت نسخه پدید آورد، تا جایی که زمزمه ی «کابوس نامه» فرای بر سر زبان ها تجدید گردید، همان که کهن ترین نسخه قابوس نامه عنصرالمعالی معرفی شد و تاریخ ۴۸۳ هجری قمری داشت و دارای ۱۰۹ مجلس تصویر بود و چنان ماهرانه ساخته شده بود که پروفسور ارنست کونل، هنرشناس برجسته را نیز دچار سرگشتگی کرد و در نشریه zdmg  (جلد ۱۰۶، شماره اول سال ۱۹۵۶) درباره «تاریخ صنایع جمیله در عهد آل بویه» مقاله ای منتشر کرد و ۱۴ لوحه از آن تصاویر را نیز به چاپ رسانید و آن را نمونه ای درخشان از هنر نقاشی ایران معرفی کرد. استاد شادروان مجتبی مینوی، به سال ۱۹۵۶ میلادی رساله ای با عنوان:»  کابوس نامه فرای، تمرینی در فن تزویر شناسی«به خط دست خود به صورت فاکسی میله در استانبول چاپ کردند و پرده از رسوایی ها و جنایت های چند سود جوی ناپاک برداشتند و در صفحه ی ۸ همان رساله نوشتند: « مثلا چه عیب دارد نسخه مصوری از شاهنامه به خط «علی دیلم و بودلف» یا حتی خود فردوسی به دست بیاوریم!».

(منصور رستگار فسایی، متن شناسی شاه نامه ی فردوسی، ص ۷۵، مقاله ی محمد روشن، با عنوان شاه نامه ی فردوسی کتاب خانه فلورانس).

ظاهرا شوری بیش از حد این آش، مینوی را هم به پرخاش واداشته، که خود از پایه های برقراری و معرفی فرهنگ قلابی ایران باستان و از ناشی ترین آشپزهای مطالبی ناپخته در باب آن دوران است. اگرجمهوری اسلامی، نه دولت شاهنشاهی، تاکنون همین فرای جاعل را بارها مشمول عنایت های خویش قرار داده، احتمالا نوعی دهن کجی به مینوی و دیگران است که از خط خارج شده و کاپوس نامه قلابی ریچارد فرای را «کابوس نامه» نام داده اند. آن اشاره مسخره دیگر در نوشته مینوی به بعید نبودن این اعلام که احتمالا نسخه ای از شاه نامه به خط بودلف و علی دیلم و یا شخص فردوسی نیز خواهند یافت، حکایت در پرده گفته شده دیگری از وسعت میدان جعل در وادی فرهنگ بافی برای ایرانیان، در مقاطع و مواردی معین است.

«و اما درباب کاپوس نامه، آقای فرای زحمت گذشتن از مراحل تشریفات قانونی، معاینه اداره بیوتات وزارت دارایی و کتاب خانه ملی و وزارت فرهنگ و اداره ی گمرک را بر خود هموار نکرده، آن را مخفیانه ازایران خارج کرد و مرتکب چنین عمل خلافی در قوانین به نامی خوانده می شود که بنده آن را در مورد فرای نمی خواهم به کار برم و حد اقل مجازات چنین کسی از طرف دولت ایران باید این باشد که دیگر اجازه ورود به ایران را ندهند».

(یغما، سال ۹، مقاله مجتبی مینوی با نام کاپوس نامه فرای، صفحات ۴۴۹ تا ۴۹۵)

این مطلب نوشته شده در ۶۰ سال پیش، مانند تمام دیگر سخنانی که موجب رسوایی باندهای یهودی است که به ساخت تاریخ و فرهنگ برای دوره های مختلف هستی این سرزمین مشغول بوده و هستند، هرگز مورد توجه قرار نگرفت و همگی شاهد شدیم چه گونه فرای را، در تلویزیون جمهوری اسلامی نوازش و جایزه باران کرده اند. صراحت بیان در مقاله مجتبی مینوی در باب اثبات مجعول بودن کتاب کاپوس نامه، که ادامه نیافت و نه تنها نمونه های دیگری از چنین نوشته ها ندیدیم، بل به عکس، مینوی هم دوباره با معرکه تبلیغ در باب فرهنگ و تمدن ایران باستان همراه شد، با چنان وسعتی که خواننده را نسبت به هرنوشته و کتاب مانده از دوران اسلامی، که لااقل نمونه هایی از آن قابل دست رس است، مشکوک و دارندگان عقل سلیم را وادار می کند تا بر ادعاهای بدون نمونه، در باب فرهنگ پیش از اسلام ایرانیان از مبداء پوریم، خشمگینانه بخندند. چنین است که نه فقط مطالعه ی کامل مقاله قدیم مجتبی مینوی را توصیه می کنم، بل می کوشم گوشه هایی از آن مقاله را، با تفسیرهای لازم در یادداشت بعد بیاورم که به درک بیش تر مبحث موجود در باب فقدان نسخه شاه نامه پیش از صفوی، کمک شایان می کند.

«ممکن است بسیاری از معایب در متن نسخه شاه نامه فلورانس، مورخ ۶۱۴ هجری قمری باشد ولی اگر نسخه از نظر فیزیکی و مادی بی عیب باشد باید همه ی فسادها را در زمره نسخه بدل های غیر معتبر و بی فایده ضبط کرد. اگر به نظر ایشان نسخه واقعا ساختگی است و اگر قید و اطلاق از جانب آقای روشن باشد، مسئله به نسخه شناسی و دقایق کدیکولوژی و پالئوگرافی بر می گردد، یعنی باید کاغذ و مرکب کتابت مورد رسیدگی قرار گیرد. همان طور که در کابوس نامه فرای، پس از اطلاع دادن شبهه متنی از جانب هنینگ و اعلام آن به قلم مجتبی مینوی عملی و کاملا معلوم شد آن نسخه بر اوراق قدیمی پاک شده و به جوهر هفتاد سال پیش، با دست زبر دستان همروزگار ما ساخته و پرداخته شده است ومهر باطله بر آن خورده شد».

(نامه بهارستان، دفتر سوم، مقاله ایرج افشار، آیا شاه نامه ۶۱۴، شاه نسخه نیست؟)  

ای کاش از این گونه اختلافات میان هنینگ و فرای و افشار و مینوی بیش تر پدیدار می شد تا بیش تر یکدیگر را  لو می دادند و ما بیش تر با فضاحت های به بار آمده وسیله عالی رتبه ترین اساتید وابسته به پرآوازه ترین دانشگاه های اروپا در موضوع فرهنگ ساختگی ایران، مربوط به ۲2۰۰ سال فاصله میان پوریم و صفویه آشنا می شدیم. چنان که می خوانیم هنینگ موضوع جعل و تازه نویسی کتاب کاپوس نامه فرای و افشار تقدم اظهار آن به وسیله ی هنینگ را تذکر می دهند. منظور من از انتقال این مطالب بیان این نکته ی واضح است که هیچ یک از بقایای مکتوب کنونی، که ادعای کهنگی پیش از صفویه را دارند و به ویژه نسخ شاه نامه، در تاریخ منطقی و معتبر ایران، به سبب فقدان لوازم و روابط زیربنایی، امکان تولید نداشته اند، مطلبی که نزد خردمند ورود به مباحث بعد در این باب را غیر ضرور می کند! باری، سرانجام آقای روشن به تمهیدی، که داستان آن را بیاورم، تصمیم به بازبینی اصل نسخه شاهنامه ی تازه یافت شده در فلورانس می گیرد و گزارش زیر را پس از دیدار نسخه، به عنواندلایل تشخیص خود از نادرستی نسخه فلورانس ارائه می دهد:

«در سفر به ایتالیا، روزهای ۱۹ و ۲۰ تیرماه ۶۹ را در فلورانس بودم و نسخه ی شاهنامه ی مورخ ۶۱۴ هجری قمری را دیدم و به بررسی آن پرداختم. برحسب عادت که به پایان کتاب می نگریم تا تاریخ آن را بررسی کنیم، به پایان کتاب نگریستم، عبارت پایانی نسخه چنان که در نسخه ی عکسی هم پیداست، چنین است: «تمام شد مجلد اول از شاهنامه به پیروزی و خرمی روز سه شنبه سیئم ماه مبارک محرم سال ششصد و چهارده بحمدالله تعالی و حسن توفیقه و صلی الله علی خیر خلقه محمد و آله الطاهرین الطیبن». در نخستین برخورد و دیدار به آشکارا دیده می شود که عبارت «تمام شد مجلد اول...» بر تراشیدگی کاغذ بازنویس شده است و مرکب آن به نسبت مرکب متن تازه تر است و نیز کلمه «شاه نامه»، با مرکبی نو نویس است، و نیز «ی» به «پیروزی» بازنویس شده است. در عبارت روز سه شنبه، باز نویس شده و مرکب آن نو است، زیر کلمه ی سه، شستگی یا پاک کردگی هویداست، این همه که می گویم حتی در فهرست چاپ شده از سوی کتابخانه ملی مرکزی فلورانس که اولین نسخه معرفی شده، همین شاهنامه است، قابل تشخیص است. در این تاریخ نگاری نیز چند نکته تازه به چشم می آید، نخست اصطلاح ماه مبارک است یادآور آن لطیفه که روستایی ساده دل به ماه مبارک رمضان به سفر رفته و خواستار جا به جایی صفت این ماه ها گشته بود که به راستی محرم ماه مبارک است و فراوانی نعمت!

نکته ی دیگر روز سه شنبه سیئم است که این سیئم چنان نگاشته شده که هم «سیم» خوانده می شود و هم سی ام تا در جدول تطبیقی برابری سال و ماه برابر یکسان باشد.

نکته ی سوم، در نگارش سال است به اعداد فارسی ششصد و چهارده، که عموما در این سده ها و حتی سده های پسین تر، سنه ها را به تازی می نگاشته اند، مثل اربع عشر و ستمائه، چنان که در تاریخ نگاری عبارت دیگری در همین صفحه ی پایانی آمده است!

استادی بزرگوار و نسخه شناس می فرمود از جدول بندی این تاریخ و خطی متقاطع که عبارت «بحمدالله تعالی... الخ» را جدا ساخته است به گونه ای، نشانه ی دستبردی است در بیان سنه نگارش نسخه که به دیده کارشناسان عبارت تاریخ با خط متن شعرها پاک ناهمگون است».

(رستگارفسایی، متنشناسی شاهنامه فردوسی، ص ۷۷، مقاله محمد روشن، با عنوان شاه نامه فردوسی کتاب خانه فلورانس)

تصویر صفحه ی آخر شاه نامه ی فلورانس که اینک قدیم ترین نسخه شناخته می شود برای امکان انطباق با ایرادات بر شمرده ی آقای روشن

آقای روشن به سبب این اظهار نظر درباره نسخه فلورانس، مورد هجوم کسانی قرار گرفت که خلاصه داستان شنیدنی آن را عرضه خواهم کرد وگ رچه به هنگام، دلایل اثباتی و انحصاری خود را بر جعل بودن این نسخه ارائه خواهم داد، اما اینک و موقتا نظرها را به دو نکته جلب می کنم: نخست این که دشوار بودن ساخت کتاب کامل شاه نامه، تولید کنندگان نسخه ی فلورانس را، که ظاهرا حوصله ی باز نویسی متن مطول شاه نامه را نداشته اند، به تظاهر تقسیم شاه نامه به دو مجلد متوسل کرده که طبیعتا همین جلد نخست را ذخیره دارند، زیرا تصور نگارش جلد دوم آن، به سبب رفع نیاز و کسب مقصود، بسیار بعید می نماید. دوم این که حتی در فهرست قدیمی و دستنویس کتابخانهی ملی فلورانس هم، ثبت این کتاب شاه نامه را، چنانکه آقای روشن اشاره کرده اند، در سطر نخست می بینیم و این خود الحاقی و تازه وارد بودن این نسخه به آن کتاب خانه را اثبات می کند. مطلبی که با شرح بیش تر به دنبال خواهم آورد.

(ادامه دارد)

ارسال شده در چهارشنبه، ۱۳ دی ماه ۱۳۸۵ ساعت ۰۵:۰۰ توسط مدیر سایت

ارسال پیام به این نوشته
نام: *
ای میل:
وب سایت:
پیام: *
کد امنیتی: *
عکس جدید
نظر بصورت خصوصی برای نویسنده مطلب ارسال شود
دوست گرامی پیام شما پس از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان