با صرف حوصله زیاد قسمتی از کلیپی را دیدم به نام زمین به علاوه پنج درصد، که ظاهرا قصد بیان علت نابسامانی های جهان را از طریق بررسی نقش مستقیم نزول در به هم ریختن عدم توازن اقتصادی دارد. در آغاز دو نکته را یادآوری کنم...
 
در شماره 41 کیان، صفحه 65، مقاله ای با عنوان«ذکر مزار سعدی در کتاب شدالازار» درج شده که مطالب آن با واقعیت و اسناد معتبر تطبیق نمی کند. نویسنده آن مقاله معتقد است که شرح مقبره و زندگانی سعدی در نسخه اصلی شدالازار نبوده و در دو سه قرن اخیر، دوستداران سعدی آن را از کتاب نفحات الانس جامی به عربی ترجمه کرده و به آخر کتاب شدالازار افزوده اند.....
 
ابهام آزار دهنده و آشکار زندگانی شیخ اجل سعدی شیرازی، بی اعتنایی عمدی، مطلق و گسترده ای است که در اسناد زمان شاعر نسبت به او روا شده است. حق سعدی که معجزه زبان فارسی را ظاهر کرده است، در آثار پارسی زمان او و پس از او ادا نشده و چنین به نظر می رسد که این بی اعتنایی حتی وسیع تر از آن است که در نظر اول دیده می شود...
 
س : شما حادثه سپتامبر در امریکا را چگونه ارزیابی می کنید؟ ج: برجسته ترین پدیده در این حادثه، اجرای فنی بی نظیرآن است که نمایشی از توان توامان هوش و ایمان بود.این طرح چندان قدرتمند و تا به آن اندازه عظیم و هوشمندانه پیاده شد که بازتاب اولیه و عمومی درباره آن«ناباوری» بود... 
 
یکی دیگر از مشکلات رسم الخط فارسی تعیین تکلیف با حرف اضافه «به» است....
 
طرح مجدد بحث درباره رسم الخط فارسی در این مختصر، از برخوردی انگیزه می گیرد که چند سال پیش، در مسافرتی به خارج کشور، با دانشجوی غیر فارسی زبانی داشتم که فارسی می آموخت....
 
با کمی مارک، پوند، فرانک یا دلار در هر نقطه ای از اروپا و امریکا و از طریق متخصصان و آژانس های ویژه، می توانید شخصی را بکشید و یا از هستی ساقط کنید. می توانید قتل یک خانواده کامل را سفارش دهید، بدون اینکه کسی از شما جرم مقتولین یا نامتان را بپرسد...
 
بیوه مردی ظاهرا اهل شمال، در تعطیلات تابستان، فرزند نابینایش را از مدرسه ای در تهران، به ده برمی گرداند. بیوه مرد خیال دارد دوباره زن بگیرد...
 
اولین بار که کتاب "دوازده قرن سکوت" را با عکسی از آثار باستانی ایران در روی جلد دیدم، مثل بسیاری دیگر تصور کردم نوعی اعتراض محترمانه است به مرحوم زرین کوب که دوران سکوت ما دو قرن نیست و دوازده قرن است!
 
من در این کتاب خبر تازه ای برای آوردن ندارم. حرف شاید تازه کتاب سست کردن برخی از گزارش های جا افتاده، اما بی پایه مخصوصا در ذهن خواننده های غیر حرفه ای است...
 
از جمله معدود کتاب هایی که من در این چند ساله آغاز پیری از دست ننهادم تا تمام آنرا خواندم، یکی همین رساله« مگر این پنج روزه» است.....
 

کتاب چهارم، برامدن مردم، مقدمه 54   آن هنگام که با بالا بردن مناری در این جا، پل و میدان و مسحدی در مکان دیگر و سلسله بار انداز و کاروان سراهایی، با کمک نیروی کار ارامنه، در گلوگاه های گوناگون و سرانجام تدارک شهر و پایتخت و حرم سرا وییلاق و به گفتار دراوردن سایه هایی با عناوین شاعر و دانشمند و سخن دان، آن هم از ایامی که هنوزخط بالغ شده و قلم نبود، پس از 2200 سال سکوت، با شاه ساختن و کتیبه سرایی های نمایشی چشم اندازی بر هستی جماعتی مهاجر گشودند که بعدها با تصاحب و انتصاب خود به اسامی قومی و فرعی ترک و لر و کرد و فارس، در ماجرای برنامه ریزی شده دیگر، حاصل دو سده دست پخت های خویش و مقدم بر همه تشکیلاتی برای ثبت اسناد و املاک و احوال را، یه زمان رضا شاه، اداری و قانونی کردند و با توسل یه واژه ای در بیستون قلابی، برای گریز از گم نامی تاریخی، خود را آریایی و در محموع ایرانی خواندند. با این همه دوران رضا شاه حاوی و حامل پیام های تاریخی بس تعیین کننده دیگری است که در فصل خود بیان خواهم کرد. اینک سخن از بابیه است که چون هر فرقه نوساخته دیگر با منظور درهم پاشاندن اساس اسلام، یعنی قران با اسنادی بی سامان ساخته اند. برای ورود ابتدا یکی از دو کتاب تاریخ بابیه با نام نقطه الکاف را تورقی کنیم.
 
بارید بی خبر اما نه در بهار...
 
بینش سبز: به نظر می رسد که شما وارد گفت و گوی تازه ای درباره تاریخ ایران شده اید.....
 
آقای پورپیرار، عده ای از نویسندگان و مورخین شما را متهم می کنند که با کمک گروهی از عناصر و با تامین هزینه از سوی گروه ها و نهادهای خاصی در جمهوری اسلامی، که در صدد انکار، تخریب و محو تمدن و فرهنگ باستانی ایرانند، کتاب هایی را نوشته اید که موجب ضربه دیدن تمدن و هویت ملی ایران شده است. در این باره چه می گویید؟...
 
این سوال نو ظهور که چندی است در همه جا می شنویم، خود علامتی است بر ناآگاهی از « کیستی» ایرانی و نشانی است از نیاز مبرمی که به شناخت بومی و ملی خویش احساس می کنیم... 
 
مجله گردون در شماره 12 از برگزاری میزگردی با ناشران، برای بررسی « بحران بازار کتاب در ایران» خبر میداد. عدد شرکت کنندگان در این میزگرد، به نسبت تعداد ناشران، در حد یک صدم بود و علی رغم چهره های شناخته شده مطلع، تا آنجا که به ریشه های بحران کنونی کتاب مربوط می شود، گفتارهای متبادله، حتی درصد کمتری از انتظار را برآورد. منظورم آن تنه اصلی بحران کتاب است که ندیده گرفته شد. و شاخه های فرعی آن، همان هایی است که میزگرد عمدتا به آن پرداخته است: صدور مجوز، قیمت گذاری، اداره بررسی کتاب، بازار کاغذ و غیره...
 
تاریخ، شناسنامه فرهنگی هر ملتی است. یقینا ملل در طول دوران های مختلف با تعامل و تبادل های فرهنگی، داده ها و یافته هایی را برای بشریت به ارمغان آورده است...
 
کسی مرا نمی شناسد در زندگانی و در مرگ....
 
گلوله، که از پشت وارد بدن شده بود، مثل لگدی محکم او را روی چمن گل آلود باغچه میان خیابان انداخت. برای آخرین بار غلطید و با چشمانی گشاد و متعجب به آسمان خیره شد....
 

پرسیدم خربوزه ها شیرینن؟
گفت : بله آقا، اما چرخ من نیس.
بعد صدا کرد....
 
 
از ابتدا بگویم که ما چیزی به نام قصه نویسی فارسی نداشته ایم. منظورم این است که در این زمینه بسیار فقیر بوده ایم و هستیم. ما نه در قصه نویسی، بل اصولا در نثر نویسی فقیریم....
 
طوفان انقلاب 57 ، درآمیختگی عظیمی در لایه های اجتماعی ایران پدید آورد. نمایندگان فعال آن نسل ، در رده های مختلف فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و سنی، خود را در میان صفوف نمایش آن اعتراض تاریخی سراسری می یافتند....
 
علت نابسامانی، رکود و بحران نشر آن است که نشر، حاشیه نمایشی فرهنگ است....
 
امسال زمستاني خشك و بي بارندگي بود. مخصوصا در تهران، حتي آفتاب هم خيلي كم زير ابر بود. روزي كه « محمدي» با تلفن به من خبر داد كه خودم را براي يك حمله زمستاني به قله دماوند آماده كنم ومن نيز موافقت كردم و روي صندلي نشستم، غفلتا از پنجره ديدم كه پاره اي درشت و سياه ابر از مغرب و شمال به جلو مي خزند.(روز هيجدهم بهمن بود). درست انگار كه اين ابرها منتظر اعلام برنامه ما بودند. باخود گفتم: «باز شروع شد. جدال ديرين كوهنورد و طبيعت».
 
این عین خبر ناقصی است که از یک برنامه بزرگ زمستانی که توسط «حسین و اکبر و ناصر بناکننده» در بهمن ماه سال 37 برای پیروزی بر بلندترین قله ایران (دماوند 5674)انجام گرفت . برنامه ای که در آن همه چیز وجود داشت جز پیروزی.
 
کوهنوردی بدون شک یکی از بهترین و سالمترین ورزش ها برای پیران و جوانان است، در کشوری مانند ایران این ورزش جوان تقریبا ناشناخته است و مردم کوچه و بازار وقتی جوان یا پیری را می بینند که کوله بر پشت و با لباس مخصوصی عبور می کند با تعجب به او می نگرند و حتی گاهی با پوزخندی او را تمسخر می کنند
 
نزدیک بود باور کنم باران را....
 
می خندیم در چشم مرگ ، می رقصیم به بهانه باد و عشق می ورزیم در پس این همه دیوار........
 
بحث درباره نقش «افسانه ها» در بازسازي و بازشناخت هويت ملي وقومي، به گمان من، يكي از عمده ترين روش هاي آشنا شدن با اقوام و ملت هاست.
 
از زمانی که زبان شناسان را برای اغتشاش در دریافت عمومی از روند تاریخ، به عرصه تحقیقات تاریخی فرستادند، آشوب ها ی بسیاری در موضوع نژادها، زبان ها، اقوام و مسئله مهاجرت های نخستین پدید آمده است.
 
بی شک گفتگو درباره زبانی که از تایگاه های شمال روسیه تا میان قشقاییان فارس و از کرانه های غربی دریای سیاه تا بلندی های هندوکش امتداد دارد، مطلبی نیست که درباره آن، چند کلامی در مقاله ای که باید در فرصتی کوتاه فراهم شود، بیان کرد
 
تاريخ از لابه لاي سطور كتابهايي كه بدون غرض ورزي و جعل تاريخي نوشته مي شوند، رخ عيان كرده و حقايق درون را باز مي تاباند. ناصر پورپيرار نويسنده كتاب دوازده قرن سكوت – با اغماض از نقص هايي چند كه در آن مشهود است – به سوي اين نوع تاريخ نگاري گام برداشته است. اهل تهران است و با 120 سال سابقه اجدادي در آنجا و با گذر از 60 بهار پر خاطره و مخاطره كه در دوران پر تلاطم تاريخ معاصر سپري كرده اكنون نيز از تلاش – در زمينه نشر كتاب – بازننشسته و همچنان به دور از دختر و پسرش به تنهايي روزگار مي گذراند. مصاحبه زير در راستاي ارج نهادن به ارزشهاي درست نگاري تاريخ با ايشان صورت گرفته است.
 

برگزاری نشست دانشجویان با نویسنده کتاب دوازده قرن سکوت- به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز (دانشکده ریاضی) جلسه نشستی با ناصر پورپیرار نویسنده کتاب دوازده قرن سکوت در محل تالار وحدت این دانشگاه ترتیب یافت.
 

اندیشه درباره شعر فارسی، هم از آغاز، با حیرت از کثرت شاعران در این خطه همراه است.هم امروز، از زن و مرد، غزل گوی و نوسرا، بیش از پنجاه هزار شاعر زنده داریم، که شعر چند هزار آن ها، اگر منتشر شود، اعتبار ادبی خواهد یافت
 
آقای پورپیرار گرامی:اگر بخواهم واقعا کتاب شما را بررسی کنم، در واقع با چند سوال آغاز می کنم که نخستین آنها بسیار تعیین کننده است و آن این که تاریخ علم هست یا نیست؟
 

آنچه درنخستین نگاه توجه خواننده را به خود جلب می کند، عنوان کتاب است: دوازده قرن سکوت. مقصودتان از این عنوان چه  بوده. به راستی این کتاب چه خلائی را در مورد تاریخ ایران پر می کند؟
 
کتاب دوازده قرن سکوت یا تاملی در بنیان تاریخ ایران (کتاب اول: برآمدن هخامنشیان)، نوشته آقای ناصر پورپیرار ،تاریخ گزارشی نیست. بلکه تاریخ تحلیلی است.
 
از تصویر روی جلد آغاز میشود: "شورشیان آرمان خواه" وسمبل آن ها: روزبه و کیانوری
 
درسایه لمیده ام،
تنها کنار اجاق
و گلوی رود و صدای پرنده می خواند
 
آن هنگام که با بالا بردن مناری در این جا، پل و میدان و مسحدی در مکان دیگر و سلسله بار انداز و کاروان سراهایی، با کمک نیروی کار ارامنه، در گلوگاه های گوناگون و سرانجام تدارک شهر و پایتخت و حرم سرا وییلاق و به گفتار دراوردن سایه هایی با عناوین شاعر و دانشمند و سخن دان، آن هم از ایامی که هنوزخط بالغ شده و قلم نبود، پس از 2200 سال سکوت، با شاه ساختن هایی نمایشی چشم اندازی بر هستی چماعتی مهاچر گشودند که بعدها با تصاحب و انتصاب خود به اسامی قومی و فرعی ترک و لر و کرد و فارس، در ماجرای برنامه ریزی شده دیگر، حاصل دو سده دست پخت های خویش و مقدم بر همه تشکیلاتی برای ثبت اسناد و املاک را، یه زمان رضا شاه، اداری و قانونی کردند و با توسل یه واژه ای در بیستون قلابی، برای گریز از گم نامی تاریخی، خود را آریایی و در محموع ایرانی خواندند.
 
میتوان برای زاده شدن در این سرزمین شاکر بود. اگر با ویژگی ها و اسرار درونی این آب و خاک آشنا شویم ، آن گاه، بی ذره ای تعصب ،یا لاف و گزاف قومی و ملی، می توانیم مجموعه این مرز و بوم را ، که ایران نامیده اند(والبته نه آنچه که بوده و هست، بل آنچه که می تواند باشد)بهترین پاره زمین بدانیم.
 

چه کوهنوردانی بودند. سال هاست که ارتباطم با کوهنوردی متشکل ایران قطع است.سازمان های کوهنوردی پس از انقلاب را نمی شناسم. به فدراسیون رفت و آمد ندارم و نمی دانم اینک اتمسفر و روحیه حاکم بر تشکیلات کوهنوردی ایران چگونه است.
 
راجع به علی زاده می گفتم که کوهنورد برجسته ای بود ، اما به نظر من شخصیت و احساسی درک نشدنی داشت.کوهستان آدمهای مختلفی را به خود می خواند: ماجراجویان و جسوران، طبیعت پرستان ، سلامت جویان، الکی خوش های ظاهر ساز و گاه حتی بزدلان رد گم کن را.
 
سحرون، چه خاطره ناخوشایندی را در من بیدار می کند. خاطره بازگشت از نخستین صعودم به دماوند را. اوائل آبان ماه سال 1337، درست سی و سه سال پیش .آن ایام کوهنوردی ایران تشکیلاتی نداشت. پاتوق کوهنوردان توی قهوه خانه مرکزی بود، در پاساژی به همین نام درست وسط خیابان اسلامبول
 
فوجی یاما، دیوار چین، کاخ کرملین، برج پیزا، مجسمه آزادی، برج ایفل،اهرام ثلاثه، این ها سمبل کشور ژاپن، چین، شوروی، ایتالیا، امریکا، فرانسه و مصراند، سمبل ایران چیست؟ میدان نقش جهان اصفهان؟ همای سرستون تخت جمشید؟ میدان آزادی تهران؟ یا کوه دماوند؟
 
بی شک و فارغ از معارضه و از ان که جست و جوی صحت ان اسان است، ادعا می کنم که در تاریحچه رفتارهای فرهنگی جهان هرگز هیچ متن و مولفی چون ناصر پورپیرار و یادداشت های تاملی در بنیان تایخ ایران، مراکز فرهنگی یهود و دست پروردگان و نان خوران و کوچک ابدال های همه جا ریخته انان را دچار تشویش نکرده است...
 
  کتاب چهارم، برامدن مردم، مقدمه 52 با  نمایش تصویر معروف ولی مجعول و سر هم بندی شده زیر، که با شیوه ای ناشیانه ساخته اند و کافی است در تعداد ساق پاهای نفرات ساکن سمت چپ عکس توجه کنید که باز هم یک لوله شلوار کم می اورند و به کف زمین نظر اندازید که گویی حاظرین در سالن قصر در میان برف ایستاده اند.
 
توافق...
 
مفصل ترین واردات تاریخی درباره قاجارها را آقای امانت در کتاب قبله عالم با توصیفات زیر درباره اسناد کاربردی خود عرضه کرده است. برای رد اعتبار اطلاعات او و دریافت این حاصل روشن که گفت و گوی از قجرها چیزی جز چند تصویر دست کاری شده سیاسی و نظامی و تعارفات و توصیفات کودکانه پوکی نیست که با زبان بزرگ سالان بیان می شود، ورود به حواشی کتاب او شایسته ترین شاهد در اثبات ناشایستگی چنین متونی را ثبت می کند.
 
مضحک ترین بخش رفتارهای فرهنگی غربیان که از طریق آیین نامه های مربوطه لازم الاجرا شناخته می شود، آشنایی با ترتیب و نحوه برخورد آنان با نظریات تاریخی جدید و یافته های نو در اکتشافات باستان شناسی و در تمام مراکز مربوطه است.
 
کتاب چهارم، برامدن مردم، مقدمه 49
جست و جوی از سر لجاجت برای یافتن و نمایاندن آریاییان مفقوده، سرگرمی مطلوب باستان شناسانی بوده است که مایل اند مشرق زمین را منبع اسرار و جایگاه عارفان و رسولان و برگریدگان و هادیان زمینی بدانند. در مرکز و مکتب این داد و ستد ها تعلق به بیغوله عرفان قرار دارد که از مسیر آن گرچه جز اختلاف و چند دستگی سر بلند نمی کند.
 
پاسخ اهل کلام به ده هزار برگ مدخل نقادانه و ماندنی تاریخ و عکس العمل کرسی های ایران شناسی در دانشگاه ها و نیز برخورد حوزه های علمیه در برابر ابطال کتاب الفهرست ابن ندیم. فسیکفیکهم الله.
 
در اغاز بررسی ها در موضوع تاریخ معاصر، با یادآوری مستندات انبوه و فراوان، از دوست و دشمن تقاضا کردم تا با استفاده از امکانات جدید و وسیع اینترنت به غنا و ارزش و یا رد و انکار یادداشت های معاصر بپردازند و در معرکه کنونی تنها تماشاگر صحنه نباشند.
 
به گمان من شناسایی امکانات اولیه و کمیت و کیفیت عناصر قابل برداشت در هر جغرافیا، پایه های مدیریت تاریخی در جماعات کهن را تعیین می کند. اینک در دیرین شناسی زیستی رسم است با دوباره سازی، شرایط زندگی در جوامع آغازین را تجربه کنند.
 
کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه، 47 به علت حجم غیر معمول مطالب وبلاگ، که جست و جو گر را از ادامه سیستماتیک مطالب پیش گفته پشیمان و دل زده می کند، صلاح دیدم در اغاز ورود به دوران معاصر، گزیده ای از مدخل های عرضه شده و موثر پیشین را ارائه دهم تا دریافت های جدید برای نو رسیدگان دشوار نباشد.
 
 به قفا که می نگرم رد سیلاب و بقایای آٌوار زلزله بنیان اندیشی و راه نمای باز سازی تمدن مقوایی سفارش یهود در شرق میانه و بل جهان را در همه جا می بینم. اقبال نسبی همراه با شگفتی و ناباوری از دو جهت صحنه شناسایی مسیر و مراسم هویت شناسی اقوام بزرگ و کوچک منطقه را بلاتکلیف گذارده و دیر نیست شاهد بروز تنش و تشنج هایی در محیط...
 
بدین ترتیب بنیان اندیشان فصل تمدنی نوینی در سرنوشت آدمی گشوده اند که بی گمان حتی اگر به کندی و اختفای حرکت نم اب در بنیان بنای تمدن پوسیده و بی پشتوانه موجود رخنه کند، دیر نپاید که رسالت نو اندیشی را در همه جا نهادینه و مبدا هستی و تحرک و دانایی را از کتاب های قصه به رخ داد های مسلم روزگار منتقل خواهند کرد.
 
مشغول شدن با صفحات کتابی که شیرازه ندارد و به باور رخ نداده های تاریخ از مسیر شعر و افسانه دعوت می کند، تا مرز تولید اشوب در محتوای معده تحمل نکردنی است و به راستی نتوانستم خود را از وسوسه نصب این مقدمه در باب امیر پرآوازه قجری خلاص کنم و ثمری را نچینم که بذر ان را در زمین این همه مقدمات پاشیده و نهالی را که نشانده بودم سیراب نکنم که در راس آن ها این توجه بود که پیدایی شهرهای نام دار و پایتخت ایران، برابر اسناد گوناگون و ازجمله نقشه برداری تایید شده و رسمی مهندسان ارتش تزار، از 160 سال پیش دورتر نمی رود و مکان مناسبی را نشان نمی دهد...
 
مراوده با مطالب و متون قرآن عظیم چنان تاثیری بر ذهن و عقل و قدرت قبول آدمی باقی می گذارد که پس از فهم و درک مندرجات آیات، دیگر نمی توان گفتار و اعمال را خلاف یافته هایی تننظم کرد که قرآن معلم و متذکر آن بوده است.
 
هجوم همه جانبه یهودیان علیه این بررسی های نوین تاریخی و فرهنگی، که بنیان اندیشی نام گرفته، چنان سنگین است که پس از دوازده سال هنوز هیچ مرکز و شخصیت منفرد فرهنگی و سیاسی مسلمین یارای گریز از تحمیلات اورشلیم، یعنی تخریم رسانه ای تزهای نو بنیان تاریخ و فرهنگ جهان را نداشته، مستقلا به این نونوشته های مبنا شناسانه نظر نکرده و برای حفظ جایگاه فرهنگی و دوام بهره هایی که از قبول دروغ می برند می کوشند تا این داده های بنیانی را تا درجاتی نادیده و ناشنیده بگیرند که گاه به گاه شاهد کار شکنی از سوی نزدیک ترین مهره و چهره های خودمانی شویم.
 
بخشیدن عتوان معاصر به تاریخ سرزمین و مردمی که اساسا در 200 سال اخیر به تدریج و از مسیر مهاجرت، به رپرتوار نام های جغرافیایی و تاریخی این منطقه و بل جهان وارد شده و بیش از 22 قرن بر اثر قتل عام پوریم تجمع و تمدن به خود ندیده و جز تاریخ معاصر ندارد، به شوخی شبیه تر است.
 
بدین ترتیب و بر اساس مندرجات یکی از تازه ساخت ترین دانش نامه های جهان اسلام، با گوشه ای از ماجرا و زمینه های ظهور لایه روحانی در ایران قریب 95 سال پیش آشنا شدیم و آشکار شد که پس از برپایی حوزه هم مدیریت و امورات آن مجموعه، تا زمانی معین، دچار تشتت آراء و ناگزیر با مرکزیت جمعی اداره می شده و درعین حال جمعیت اندک طلاب حتی تا زمان درگذشت آیت الله بروجردی، یعنی چهل سال پس از تاسیس حوزه، نه فقط از کسورات مالی و کمبود امکانات تشکیلاتی و تاسیساتی و فقدان کارگزاران مجرب و نبود برنامه های دور اندیشانه خبر می دهد...
 
روحانیت که همزمان با صاحب منصبان سیاسی و فرهنگی و لایه نازک و انگشت شمار روشن فکری بی اعتنا به مذهب و اغلب ناشناس، در اوائل قرن حاضر رسما در عرصه تاریخ معاصر ایران ظهور کرده است، لااقل در نیم قرن اخیر با تدارک تصوراتی در باب تشنج های اجتماعی، از زمان های دور
 
در میان اختلاط مصائب معمول و تمام ناشدنی روزگار که بی توقف و حتی بی رعایت نوبت، در پی یکدیگر وارد می شوند، تنظیم زندگانی آدمی را بر هم می زنند و اشفته می کنند، هم امروز گفته شد که نصب یادداشت در موضوع بخش دوم بررسی کتاب کثیف مزارات شیراز را فراموش کرده ام...
 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان