پس از بررسی و عرضه ی چند نمونه مختصر از مانده های بومیان کهن ایران ماقبل هخامنشی، که معرف هستی انحصاری و فرهنگ ممتاز شرق میانه ماقبل هجوم هخامنشیان بود؛ به دورانی وارد می شوم که تنها به سبب پیدایش خط میخی داریوشی، نادانانی با عنوان ایران شناس و بوزینگانی به نام باستان پرست، بی اعتنا به دست آوردهای صنعتی - هنری پیشین، دوران آغازین تاریخ و تمدن ایرانیان نامیده اند!!! بی شرمی...
 
منظور از بررسی اسناد ایران شناسی، که عمدتا و از آغاز به صورت مکتوباتی بر سنگ و پوست و کاغذ و کتاب درآورده اند، استفاده از آن ها برای رد مندرجات و معتقداتی است که عرضه می کنند و هدایت به سوی حقایق نو پدیدی است که در این داد و ستد نقادانه جای گزین مطالب پیشین می شود. در این مبحث تازه گشوده در باب ایران شناسی بدون دروغ هم، نخستین هدف، ارائه ی ادله ای در اثبات...
 
همین که کسانی، گرد و غبار ناشی از نابود سازی پوریم را، از مسیر تاریخ ما، چنین به سهولت روبیده، گورستانی دو هزار ساله را با انواع دروغ های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به آسانی چراغان کرده و ویرانه ای را با صحنه های متنوعی از حیات و هستی سربلندانه دکور بسته اند و از هیچ جانب با اعتراض صاحب خرد و اهل نظری مواجه نبوده اند، خود به ترین دلیل فقدان حافظه و حضور قومی و ملی در تمام زمینه های ...
 
کسی و از جمله مهدی بیانی چیزی در این باب نگفته است که شاه نامه ی بایسنغری، با وجود چنان توصیف عاشقانه ای درباره ی جزء جزء صفحات آن، از کجا پیدا شده و تنها خبر می دهند در میان نسخ متعدد از شاه نامه های کتاب خانه ی سلطنتی، از روزگار دور باقی مانده است. «اما بعد، درین ایام که تاریخ هجری به هشتصد و بیست و نه رسیده است، حضرت شاه و شاه زاده ی اعظم ... معز الحق و الدنیا و الدین امیر ...
 
زمانی که بذر این بررسی، یعنی بازخوانی تاریخ ایران کهن، ایران باستان و ایران اسلامی به بار بنشیند، نسلی از راه برسد که با تلقینات یهودانه ی کنونی درباره ی تاریخ و ادب و اوراد ما پرورش نیافته باشد، پدران و مادرانی پدیدار شوند که در خانه آثار بد آموزی های رسمی کتاب های درسی در این حوزه ...
 
بدین ترتیب، اگر این مجموعه افسانه های نادرست مربوط به مغول و حواشی آن را بپذیریم، پس یکی از برجسته ترین ترک و عرب ستیزان ایران، یعنی سود آور، مستقیما اعتراف کرده است که نخستین شاه نامه ها را مغولان نوشته و مصور کرده اند! پس چرا مغولان، به این سبب که مهم ترین سند هویت کاغذی فارسیان را از زیر آوار بی اعتنایی زمان بیرون کشیده اند، از سوی قوم فارس ستوده نمی شوند؟ ...
 
به همین ترتیب، کتاب سود آور، در سیصد سال فاصله ی میان ظهور چنگیز تا استقرار صفویه، از هنر دربار چنگیزیان و ایلخانیان و آل مظفر و تیموریان و سلطان حسین بایقرا و سلسله های ترکمن، جز تعداد اندکی تابلوی مینیاتور، عمدتا از صحنه های شاه نامه، چیز دیگری برای عرضه ندارد، با این تفاوت که چشم های تنگ آدمیان، در ...
 
دست بستگی و بد شانسی مطلق جاعلین تاریخ ایران، در تدارک اسنادی بروز می کند که بتواند ادعاهای آنان در استحکام زیر بنای اقتصادی و سیاسی ایران پیش از صفویه را اثبات کند. آن ها که قادر نبوده اند مسجد و مدرسه و کاروان سرا و بازار و حمام و آب انبار و کاخ و دربار کهنه بسازند، ناچار سعی خود را منحصر و متوجه تدارک نمودارهای فرهنگی سهل الجعل کرده، آلبوم های معرف هستی ملی و نمایه های تولیدی و هنری ...
 
تصرفات چنگیز از تابستان تا آخر پاییز ادامه داشت. او خود در راس سپاهی کارآزموده، که در حدود دویست هزار نفر یا بیش تر برآورد می شود، به پیشروی پرداخت. سپاهیان مغول با پشتوانه ای قوی سازمان یافته بود، تا بتواند هزاران مایل دورتر از قرار گاه خود به حملات ادامه دهد. حملات و عملیات آنان بر اساس آگاهی از نقاط ضعف طرف مقابل و رخنه در این نقاط ...
 
آن ها در ظاهر به هزار اطوار بالا نشینی متوسل می شوند، با نیشخند به یکدیگر دل گرمی دهند که این مباحث و مداخل جدید قابل اعتنا نیست، قدرت حذف پذیرفته های پیشین را ندارد و دل خوش اند که این هیاهو موقت است و بی توجه به زبانه های آتشی که هفت سال است دائما سرکش تر می شود، در حال گریز از لهیب آن، به ...
 
پس، از تعارفات دست بشوییم و به تعقل روی آوریم. از یک شیرازی الاصل صاحب عنوان و با کرامت های مکرر، که به حکم مسئولیت های اش در مراکز فرهنگی فارس، لاجرم حجره داری زبان و بزرگان و بناهای فارس می کند و خود را کباده کش نام آوران و شیرین زبانانی می داند که گمان دارد در اقلیم فارس دفن شده ...
 
گفتگوی موشه داوید و ناصر پور پیرار در وبلاگ ناریا - نگارنده اين سطور منبعي نزديك به يكي از بنيادهاي مطالعات استراتژيك در خارج ايران ميباشد. در اين راستا خواهشمندم فقط شخص پورپيرار به اين ديالوگ پاسخ دهند سطح اطلاعات بقيه بازديد كنندگان ناريا را در حد وارد شدن به اين گفتمان نميبينم. اخيرا شبهه اي براي پورپيرار و سمپاتهاي ايشان ايجاد شده است به اين صورت كه فكر ميكنند هيچ مورخ و تحليل گري...
 
«ميپردازم به ايران فعلي و حال حاضر. اگر نوشته دو سال قبل من را خوانده باشيد البته به دقت به خوبي خواهيد ديد كه ما چقدر در انجام پروژه خودمان موفق بوده ايم و حتي در همين شش ماه آخر راه ده ساله را پيموده ايم بدانيد كه فرجامي ننگين تر و آتشين تر خونبارتر و فجيع تر از آنچه در بين النهرين ميگذرد در انتظار ايران و ايراني است و يقين بدانيد جرقه بعدي بشكه باروت ايران را چنان منفجر و منهدم خواهد كرد كه ...
 
درست دو سال پیش، کسی با نام موشه داوید، که خود را عضوی از یک مرکز استراتژیک بررسی های خاورمیانه در اورشلیم معرفی می کرد، به این وبلاگ وارد شد با مقداری نصیحت که بازنویسی ها و باز گویی های من درباره ی تاریخ نوین شرق میانه گوش شنوا و تابعی پیدا نخواهد کرد و از روی تعارف می گفت که وقت خود را برای بیداری مردمی که سال ها مسخ قصه ها بوده اند، تلف نکنم و به مرکز تحقیقات آن ها در اورشلیم ...
 
در مورد املای واژه ها نیز همیشه از املای درست تر که بیش تر در دست نویس های کهن تر یا معتبرتر آمده است و بی هیچ گمانی املای زمان فردوسی بوده است، پیروی کرده ایم، ولی همیشه املای دیگر را هم در جزو نسخه بدل ها ثبت کرده ایم. برای نمونه: شست به جای شصت، تشت به جای طشت، در زمان ...
 
به نظر می رسد هنوز کسانی به عمق و اهمیت مباحث تازه گشوده در موضوع تاریخ ایران اسلامی، پی نبرده و ماهیت و محتوای این گفت و گو را درک نکرده اند که با ارائه ادله و اسناد متنوع و در حوزه های مختلف، می کوشد عواقب رخ داد پلید پوریم را، آن طور که واقع شده، ترسیم و اثبات کند و نشان دهد بروز آن نسل کشی عظیم، نه فقط تا اسلام اثر حضور آدمی را از این سرزمین برانداخت که تا قرن یازدهم هجری نیز برقراری تحرک اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی برای مهاجرین به این سرزمین را ناممکن کرد ...
 
اگر مردمی را، درموضوع شناخت خود و درک یکدیگر، چنان سرگشته و انگشت به دهان می بینیم، که هرکسی می تواند با توضیح کوچکی به ذهن شان بنشاند که بنیان دانایی را در جهان قوم و فرقه ای از آنان پی افکنده، یا آن دیگری در گوش شان بخواند که هنر فقط در جهان نزد آنان ودیعه بوده، که کریمانه اندکی به این وآن بخشیده اند
 
کتاب «معنای متن»، کار نصر حامد ابوزید، نویسنده ی عرب به اروپا پناه برده، تاویل تازه ای از قرآن است که می کوشد آن را در حد یک متن مبهم، مشکوک و حتی مقصر به زیر کشد، از توان تمدن ساز آن بکاهد، کاربرد آن را تا اندازه ی نوشته ای برای بررسی های زبان شناسی ساده کند و آن را نمایشی از قدرت تلفیق حروف و توانایی کلمات بگیرد! «قرآن متنی زبانی است که می توان آن را در تاریخ فرهنگ عربی متنی ...
 
آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كساني فرود مي آيند؟ بر بسيار ياوه گويان گناهكار. آن ها كه خبرها و موضوعات غالباً نادرست را مي پراكنند، و بر شاعران، كه گمراهان از آن ها پيروي مي كنند. آيا نمي بيني كه در هر وادي سرگشته اند و چيزهاي ناشدني و غير عملي بر زبان مي آورند؟! و نه بر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي دهند، خدا را بسيار ياد مي كنند و پس از آنكه ستم ديدند پيروز مي شوند. ستمكاران خواهند دانست به چه بازگشت گاهي خواهند شتافت. ( 227 – 221 شعراء )
 
به دید نو اندیشان و اصحاب خرد، اینک که هیچ کس نتوانست برگی دست نوشته به زبان فارسی را آدرس دهد که تاریخ تحریر ماقبل قرن پیش آن را آزمایشگاهی تایید کرده باشد، پس این مبحث را می توان به سود نظریات مطروحه در این مقال، بسته گرفت و باور و قبول کرد که کتاب شاه نامه تدارکی از دوران جدید است و اگر بخواهم کار را بر آنان آسان گیرم و از سرگردانی و صرف وقت درکتاب خانه ها و آزمایشگاه های تشخیص نجات دهم ...
 
بر صفات تلخی و تندی که بر حقیقت نهاده اند، با مشاهده بهت زدگی خموشانه ای که بر عرصه روشن فکری و مسئولین فرهنگی و صاحبان نظر و عقیده کنونی حاکم شده، باید صفت و عارضه دیگری افزود و یاد آور شد شدت امواج و اصوات حقیقت، هر قدر با ملایمت بیان شود، گوش هایی را که به شنیدن آن عادت ندارند، بلافاصله کر می کند و به اطوارهایی وا می دارد که گویی چیزی به سمع مبارک شان نرسیده است...
 
اگر مدعی شوم نمونه ای از کتاب به خط و زبان فارسی با زمان تحریر ما قبل سه قرن پیش نداریم و خواستار آن شوم که مراکز مسئول، به گزینش خویش، هر کتاب هزار، نهصد، هشتصد و هفتصدو ششصد و پانصد و چهارصد  ساله به خط و زبان فارسی، با متن شعر و نصیحت و عرفان و اندیشه، که بر صحت آن سوگند می خورند و بر اصالت آن اطمینان دارند، از جمله قرآنی ترجمه دار را، برای تایید قدمت، به آزمایشگاه تشخیص بفرستند ...
 
این مباحث نه چندان ضرور، برای ارائه به آستان خرمندان و خبرگان را، با قصد به راه و بر سر عقل آوردن کسانی ادامه می دهم که در اندازه ی ادراک مبانی، رشد نکرده اند؛ نمی توانند پیش نیازهای هر شرایطی را درک کنند، بفهمند که نگارش کتاب در جامعه ای بدون نشان اشرافیت و حاکمیت و تولید و توزیع، مثل راه رفتن روزانه و دائم و در تمام عمر، بر دست ها، ناممکن است و حتی با ارائه نمونه هایی چند از گستره شیادی های انجام شده در دو برهه تاریخ پیش و پس از اسلام ایرانیان، باز هم به اداهای بچگانه و ایراد های بنی اسراییلی خویش آویزان اند و از آن که راهبران و در واقع به چاه اندازان این گروه، جز چند نامی در داخل و خارج ایران نیستند، پس چنین پیش آمده که تایید مطلب خویش را از زبان خبرگان خیالی آن ها نیز بازگو کنم، تا اگر بر لجاجت باقی بمانند، بدانیم به صورتی جاویدان و علاج ناپذیر، شیدا و دل بسته دستورات و درخواست های کنیسه و کلیسا شده اند؛ اگر با فرضی کم رنگ، بزرگان و کوشندگان شان را نان خوران همان مراکز نیانگاریم.
 
آنان بدین سبب، سراسیمه و هراسان، از ورود به مباحث بنیانی می گریزند، که از حقیقت به خوبی آگاه اند و می دانند در سرزمینی تا دوران صفویه، فاقد زیربنای تجمع و تولید، شهر و بازار و حمام و کاروان سرا و پل و بناهای حکومتی و اشرافی و دیگر نشانه های وجود و تجمل، هر گونه گفت و گو از تظاهرات فرهنگی، در قرون نخست و میانه اسلامی، از جمله و به خصوص تالیف شاه نامه، به مطایبه می ماند و درگیری با موضوع و مبحث آن، موجب رسوایی و شکست مدعیان می شود...
 
با این مقدمه و از آن که بررسی مینیاتورها و مینیاتوریست های شاه نامه ها و دیگر کتب منتسب به دوران مغول و هلاکو وتیمور، بدون رسیدگی به شاه جعل این دوره، یعنی شاه نامه بایسنغری، نیمه کاره می ماند؛ چنان دیدم که پیش از عبور از این مباحث، اجمالا به کار این نمونه و نهایت هنرمندی کلاشان یهود در سرکیسه کردن جماعت ساده لوح باستان پرست ایرانی وغیر ایرانی، نظر اندازم، که در راس شان خود بزرگ انگاری چون محمد رضا شاه قرار داشت و این کتاب تی تیش مامانی تازه ساز را، که وصف عاشقانه خان بابا بیانی، خود میدان تاثیر گیری از آن را بیان می کند...
 
نتیجه کوشش و کار برتلس، حقیقت هول آوری را بر مبلغان ومولدان شاهنامهآشکار کرد: دورانشناسی شاهنامه منطبق بر ادعاهای قدمت آن، مستند مطمئن ندارد و گرچه عرصه را چنان در اختیار خویش میدیدند که تصور احتمال تشکیک در حماسه سرایی با نام فردوسی و کتاب کشک سابی او را نداشتند، اما از آن که چهار نسخه مورد رجوعبرتلس، چندان بیاساس مینمود، کهنخستین معترضو معترف به بی پایگی آن ها شخص برتلس بود و اعترافات او و اظهارات کمیسیون انتشار متن انتقادی شاه نامه...
 
آقای مسعود. از الطاف شما ممنونم و به پیروزی حق یقین دارم. تنها باید صبورانه کوشید و کار کرد. به دوستان و اهل خانه و به دشمنان، که در خطه ی شما باید بیش تر و با انگیزه تر شده باشند، سلام برسانید.
آقای امیر خیزی. هنوز نمی توانیم ترتیب دقیق نزول تمام آیات قرآن را از نظر زمانی تعیین کنیم، اما مگر ترتیب آن تغییری در مفاهیم و برداشت ها می دهد؟
آقای سهند. در آیات 33 و 34 سوره ی احزاب خواندیم
 
اعصاب شان متشنج است، بی ملاحظه و مکث و محابا ناسزا می گویند و بهتان می زنند، از وحشت ریزش کامل سقف آن بنای سراپا دروغ بر سرشان، که تمدن ایران باستان و ایران اسلامی قبل از دوران صفوی نام داده اند، در این سرما و سوز، ناگزیر به زیر آسمان باز پناه برده اند، از تمام جوانب دیده می شوند و با وجود هزار گونه گریم آزاد اندیشی و انتساب خود به محیط به ظاهر دموکراتیک دانشگاه های غرب، اینک از بسیاری درماندگی و به سبب ناتوانی مطلق و محض در مقابله قلمی...
 
معلوم شد نسخه شناس معروف ایران، ایرج افشار، در سال ۱۳۵۵، از میان بیش از هزار دست نویس قدیم، که خود آمار داده است، فقط آدرس دو نسخه پیش از صفویه را می داند:نسخه موزه بریتانیا و نسخه معروف به بایسنغری.در این مرحله هنوز به درستی و نادرستی همین تشخیص مختصر و محدود او وارد نمی شوم و فقط نسخه های منتسب به پیش از صفویه را، با قبول اولیه ی اقوال در جریان، شمارش می کنم و شناخت فنی و توضیحات دیگر را به حوزه ی خود می برم که در پایان معلوم شود هیچ نسخه ای از شاه نامه نمی شناسیم و نداریم که اثبات نگارش پیش از صفویه ی آن، با اسناد درست، میسر باشد. مطلبی که صحت دریافت و بیان آن، با سایر نمایشات هستی اجتماعی ایرانیان، در دوران پس از اسلام، برابر است و معلوم می کند در سرزمینی که هنوز جاده و پل و کاروان سرا و بازار و آب انبار و حمام و مصلی و دولت و خدمات عمومی و اسلوب شهر نشینی نیست و اندک جماعت پراکنده آن، در قلاعی فراز کوه ها زیست می کنند...
 
ایرج افشار علاوه بر این که کتاب شناس زبده‌ای است، در محیط و خانواده‌ای سخت دل بسته ایران باستان پرورش یافته و نقل او را در این باب که ایرانیان و شیفتگان زبان فارسی و شخص فردوسی، از هزار سال پیش، در قهوه خانه‌ها و زورخانه‌های جهان، برای افزودن بر پهنای اندیشه‌ی انسانی خویش، شاه نامه می‌خوانده‌اند، در یادداشت پیش دیدید. هم او که با اشتیاق و ذوق زدگی نامتعارف، فردوسی و کتاب اش را هزار ساله می‌شناساند و به گونه‌ای حرفه‌ای و آموزش دیده و آکادمیک از فهرست‌ها و منابع معرفی کتاب‌های خطی فارسی خبر دارد...
 
در آغاز بگویم این مدخل نوگشوده و در میان، از فرط بدایت بیان، تنها به کار حقیقت طلبان و مترصدان دریافت و درخواست مباحث نوپخت کپک نازده می‌آید و به چنان ظرافت نظر می‌رسد که جز صاحبان حوصله و مایلان به حق را به خود نمی‌خواند و از آن که یقینا معجزه همین گفتار منفرد، آسیب‌های فرهنگی بدنمای بسیاری را علاج می‌کند، میکرب ومولدشان را می‌شناساند وراهی به دورانی جدید در منطق و مبحث شناخت می‌گشاید...
 
بررسی تاریخ ایران، از مبداء برآمدن اسلام، بی‌قبول عواقب پوریم و بدون منظور کردن فاکتور ناتوانی مطلق و فقدان کامل امکانات رشد و همآهنگی، در آغاز این دوره، از بی‌راهه می‌گذرد و به دروغ و افسانه ختم می‌شود. چنان که معلوم شد سرزمین خالی از جذبه جغرافیایی ایران، که قرن‌ها از مداخله نوسازانه آدمی محروم بود، زیر بنایی برای آغاز دوباره عرضه نمی‌کرد...
 
اشارات کتاب هیچ کس جرات ندارد، در میان شبه روشن فکران و شبه صاحب نظران و شبه مسئولان فرهنگی و شبه مراکز دانشگاهی و شبه گروه‌های تحقیقاتی و شبه روحانیون ایران هم مصداقی تازه یافته است. زیرا یهودیان، برای حفظ موقعیت و اقتدار و بقای ماسک مظلومیت دروغین بر سیمای قوم خود، برای تاریخ جهان و به خصوص مردم شرق میانه، که قتل عام پوریم را در میان آنان اجرا کرده‌اند، چنان گزافه‌های محکمی بافته، چندان دانه زنجیر دروغ دنبال هم کرده و به میزانی دلقک حقوق بگیر موید گفتارهای درهم و برهم خویش اجیر گرفته‌اند...
 
تنظیم این بررسی‌های جدید، براساس و با استناد به بقایای آثار و ابنیه تاریخی مانده بر زمین انجام می‌شود، که برای محقق وسیله رصد عمومی محیط و سنجش توان فنی و فرهنگی در اجتماع معینی است. مورخ قدرت دفاع جانانه از یافته‌های خویش را در برابر منکران و مدعیانی دارد که با مباحث نو، دچار مشکل عمده‌ای شده‌اند: نمی‌توانند بنای تاریخی جدید بسازند، بازمانده‌های کنونی را خراب کنند...
 
زمانی که این بررسی بسیار مفصل و متمایز به پایان رسید و به خواست خدا، با وضوح کامل و بی‌کم و کاست بر همگان معلوم شد که یهودیان در اقدام پلید پوریم و با قتل عام کامل مردم ممتاز شرق میانه، چنان ضربه‌ای بر پیکر تمدن و تاریخ بشر وارد آوردند که آدمی، در عین نادانی به منبع این آسیب عمومی، هنوز در حال پرداخت تاوان و رفع ضایعات آن است؛ آن گاه با گذشت زمان، شاید سپاهی از محققان نواندیش پدید آیند تا به تدریج و در کوششی مشتاقانه و مدام، بر مبنای داده‌های این تجسس تازه، کارنامه سیاه حضور یهود در جوامع بشری را بگشایند...
 
باید درباب قلاعی که به دنبال طلوع اسلام در این آب و خاک ساخته‌اند بیش‌تر بدانیم، که نمایش علائمی از نخستین تحرک دوباره انسان در سرزمین ایران، پس از قرن‌ها سکوت و برگ ناآلوده به دروغی از تاریخ پس از اسلام ایران را گزارش می‌دهند. مشکل پژوهش در باره‌ی تاریخ بی‌نقاب ایران و شرق میانه در این است که پیش از این یادداشت‌ها، هیچ مدخلی را با فرض وقوع پوریم بررسی نکرده، آمار مورد نیاز برداشت از مظاهر زیستی متاثر از پوریم را ارائه نداده و محققی از این دریچه به مسائل تاریخ ایران، توجه و تمرکز نکرده است...
 
مدت‌ها پس از طلوع اسلام، زمانی که بانگ بلند و آرام کننده اذان، اندک اندک سایه‌های ترس و خرافه را از محیط شرق میانه و اطراف آن دور می‌کرد، به تدریج و با تردید و تعلل و تاخیر، گروه‌های کوچکی از حوالی و همسایگان، پس از قرون متوالی، به خاک خالی مانده و به ظاهر نفرین زده‌ی ایران، از چهار سو کوچ کردند و آن یهودیان لجوج ایستاده در برابر پیامبر نیز، که با غیظ تمام، شاهد پیروزی و پذیرش اسلام، از سوی مردم ممتاز این خطه و باز سازی و تجدید حیات شرق میانه، در روشنی تابناک قرآن بودند...
 
ناگزیر و برای تطبیق دشوار تفهیم این مطالب کلان، با اندک توان دریافت مدعیان، این تجسس تاریخی شیوه و زبان خاص خود را، برای جلب توجه کسانی یافته است که مبانی را به آسانی درک نمی‌کنند. مثلا نخست، به هر وسیله، عرضه و اثبات می‌کنم که ساخت مجموعه‌ی تخت جمشید، به دنبال قتل عام پوریم، از آن که بومیان سازنده و دست به کار تدارک آن بنا هم مشمول آن کشتار شده‌اند، نیمه تمام مانده و قرار ملاقات‌های بین المللی و برگزاری مناسبات ملی و آتش سوزی اسکندری در آن محوطه در اصل نیمه ساخت، مطابق موازین عقل، ممکن نبوده است، آن گاه نتیجه...
 
در تجسس‌های بنیانی، از عمده حرکت می‌کنند، بنا را بر اصلی اثبات شده می‌گذارند و تناقض‌های مزاحم و معدود را مانع نمی‌شمرند. مثلا اگر قبول کرده‌ایم که هرکس به طور ژنتیک نقش سرانگشت ویژه‌ای دارد، بر فرض یافت شدن دو اثر همسان، اصل ابطال نمی‌شود، بل در بروز این استثنا یا باید به دنبال کشف حقه بازی تازه‌ای بود و یا علت این رخ داد ژنیتیکی غیر معمول را جست و جو کرد. چنان که انسان با فیزیک معینی به دنیا می‌آید و در موارد معدود، با ظواهری غیر معین و نامانوس...
 
تضاد پدید آمده میان نو داده‌های این یادداشت‌های جدید و تصورات تاریخی - اجتماعی پیشین، در هر زمینه، سیمای آشکار و عبوسی به خود گرفته و به صحنه جدال دانایی و تعصب و دو راهی تصمیم بدل شده است و اگر خدا بخواهد به جایی کشیده خواهد شد که ندیده انگاری در باب این داده‌ها بر هیچ کس، که در مسیر آگاهی از آن قرار گیرد، میسر نباشد. به زودی و به یاری خداوند، به مقطعی خواهم رسید که خواننده این سطور را به صف بندی معینی می‌برد...
 
ذخیره کردن آب مورد نیاز شرب و شست و شو، تقریبا در تمام سطوح جغرافیای مرکز و جنوب و شرق ایران، بخش عمده‌ای از نخستین تدارکات مورد نیاز برای سامان و سازمان دادن تجمع‌های شهری، رفع احتیاجات بین راهی، امورات درونی کاروان سراها، باراندازها، منازل مسکونی، معابد، مساجد، کارگاه‌های تولیدی و نیز آبیاری محیط گیاهی منضم به آن‌ها است و ساختمان آب انبارها در زمره نخستین مستحدثات عمومی و خصوصی قرار می‌گیر...
 
سه سالی قبل از کتاب من، در نقد زندگی نامه متعارف سعدی، با نام مگر این پنج روزه، استاد و محقق ممتاز، فیروز منصوری، نقد کتاب سفر نامه ناصر خسرو را منتشر کرده بودند که در نوع خود پیش تاز شمرده می شوند. آقای منصوری، به شرحی که می آورم، در تدوین کتاب با ارزش خود بسیار محتاط عمل کرده و صراحت دارند که منظورشان از عرضه نقد، تنها رد انتساب تالیف سفرنامه بوده است، نه تردید در موجودیت و مقام ناصر خسرو...
 
باز سازی ویرانه‌های دو هزار ساله ایران، بازمانده از آسیب پوریم، آبیاری زمین خشکی به قطره‌های باران مدیریتی نو اندیش بود. این که ابرهای این ریزش از کجا می‌رسید، بحثی است که به خواست خداوند و به استمهال اجل، در پی این همه خواهد آمد و خواهم گفت که منظور از ظهور مغول و ایلخانی و تیموری در ایران، چه مضمون و محتوایی دارد و موجبات کدام دگرگونی بنیانی را فراهم کرده است. انقلابی که حاصل مدیریت کسانی بود ...
 
این مطالب برای تحریک تفکر است و نه ابراز تعجب! اگر کسانی هنوز افسانه‌های شاهنامه و هرودت و مطالب کتاب‌های سیره را می‌پسندند و دل خوشانه در حصار این قصه‌ها و دیگر ردیف‌های موازی آن مانده‌اند، که مثلاً گرچه بر شانه‌های ضحاک دو مار مغز آدمی خوار می‌زیسته، ولی او هزار سال سلطنت کرده، یا رایحه شتران سپاه کورش اسبان کرزوس را رمانده، یا زخمی کردن گاو آپیس در مصر، کمبوجیه را به دیوانگی کشانده، یا شیهه اسب، داریوش را به سلطنت رسانده است، زیرا ظاهرا این گروه برای تعیین تکلیف با تاریخ، زبان حیوانات تاریخ ساز را به‌تر درک می‌کنند و کوشش آدمی در تبلیغ و تبیین حقیقت به آنان بی‌حاصل می‌نماید...
 
اینک به نقشه استان خراسان، همراه نشانه کاروان سراها، پیش از تقسیم بندی‌های جدید استانی رجوع می‌دهم. ۱۳۰ کاروان سرا در مسیرهای مختلف و در نظم منطقی قرار دارد، که از آن میان تنها ساخت سه کاروان سرا را به پیش از صفویه برده‌اند: رباط سپنج، رباط شرف و رباط چاهه، که باز هم یا کاروان سرا و یا قدیم‌تر از عهد صفوی نیستند، زیرا در زنجیره کاروان سراهای میان شهری، وجود تک ساختمانی کهن، بدون نمونه‌های دیگری در فواصل منظم، کاروان سرا شناسایی نمی‌شود.
 
اینک که فرصتی فراهم است، تفسیر بیش‌تری بر شمای کاروان سراهای موجود در ایران بگذارم و نگاه کاونده‌ی تیزتری بر آن‌ها بیاندازم، که قریب به تمامی را، در دو سه قرن اخیر ساخته‌اند. اکنون و در بحث موجود نمی‌خواهم به آن جان مایه‌ی صفویه وارد شوم و بگویم بر اساس چه تحول و تدبیر و تمهید و توسل، سر زمینی که بر اثر وسعت نسل کشی پوریم، بیش از دو هزاره خاموش بود، ناگهان به این همه راه و کاروان سرا و مراکز تولید و توجه به هنر و ساخت مساجد و خانه و باغ‌های با شکوه و غیره و غیره رسید، که یافتن خوشه و خشتی از آن‌ها، در ماقبل صفویه، به دشواری و ندرت بسیار هم ممکن نیست...
 
اگر در پایان این گروه یادداشت‌ها، که ناگزیر و به سبب وسعت نظر مخصوص در مراکز تصمیم گیری فرهنگی این جمهوری، از جمله و به خصوص در وزارت ارشاد اسلامی آن، علی البدل ادامه‌ی انتشار مجموعه کتاب‌های تاملی در بنیان تاریخ ایران قرار داده‌ام، هنوز در صف مرددین باقی مانده و نپذیرید که سطر و برگی از آگاهی‌های کنونی ما در باب تاریخ ایران، از مبداء پوریم تا ظهور صفویه و زندیه و افشاریه و محمد حسن قاجار و انقلاب مشروطه و دوران رضا شاه و حوادث ماجرای نفت و غیره، منطبق با حقایق و همسان با واقع امور نیست، پس بدانید در زمینه و زمره مشتاقان دریافت حقیقت نیستید، بدون دروغ‌های موجود بی‌مایه می‌مانید و جرات نگاه به خویش در آیینه‌ی بی‌غبار تاریخ را ندارید. اما اگر قانع شدید که مرکز بزرگ کنیسه و کلیسا، از جمله و به خصوص در تدارک و تعریف یک تاریخ مملو از مجعولات، ما را بازیچه امیال خویش، به قصد ایجاد غروری کاذب قرار داده‌اند، که اصلی‌ترین سبب ایجاد اختلاف داخلی و منطقه‌ای و منبع جدایی از دیگر همسایگان مسلمان و موجب تصورات شلم شوربای شاه نامه‌ای شده است، پس به جنبشی بپیوندید که به مدد الهی، آتش آشنایی با حقایق تاریخ ایران را در جان‌های مشتاق بسیاری شعله ور کرده و نزدیک‌ترین راه ستیز با اورشلیم و اذناب و ابواب اش را، مقابله با دروغ‌های آنان در موضوع تاریخ شرق میانه، یعنی توطئه‌ای می‌دانند که تا آرنج عالی رتبه‌ترین مراکز و مسئولان در دانشگاه‌های غربی و نواله خواران داخلی آنان را، به خون این فریب کاری فرهنگی و گردن زنی حقایق مربوط به هستی و هویت و فرهنگ ایرانیان، آلوده است...
 
مامون همین که به یاری طاهر و یاران او به خلافت رسید، در سال ۲۰۵ هجری طاهر را به پاس خدماتش به حکومت خراسان منصوب کرد. طاهر یک سال بعد نام مامون را از خطبه انداخت و دعوی استقلال کرد. در سال ۲۰۷ هجری طاهر در مرو درگذشت. چنین مشهور است که مرگ او در شب همان روزی روی داد که دستور داده بود خطبه به نام خلیفه خوانده نشود...
 
به ملاحظه معده‌های ضعیف و ثقیل و زخمی شده، ناشی از تناول مداوم دروغ، تاکنون معمول و روال نبوده است که انبوه یافته‌های هول آور تاریخی و فرهنگی تازه به دست آمده را، یکجا عرضه کنم. چرا که می‌دانم بسیار کسان نه فقط تحمل هضم این خوراک فراوان را ندارند، بل چنان که آشکار می‌شود، جلا و درخشندگی ظاهر این حقایق نیز، چشم‌هایی را خیره، چهره‌هایی را درهم و خشن و اخلاق‌هایی را چاله میدانی کرده است. به این نشان باید بر این دست نظر داران متفرعن و نادان، نور را روزن به روزن بتابانم، داروی تلخ این دانسته‌ها را قطره قطره به کام شان بچکانم و مائده آگاهی را ذره ذره به حلق شان بریزم تا بلع آن را از عهده برآیند و امید را به آینده‌ای ببندم که شکوفه‌های هوشیاری کنونی بار دهد، مدخل‌ها و دعوت‌های سرنوشت ساز مجموعه «تاملی در بنیان تاریخ ایران» و تذکرات مندرج در یادداشت‌های «اسلام و شمشیر» و نیز این سلسله یادداشت‌های جدید، مردم ممتاز و در زیر آوار دورغ مانده‌ی شرق میانه‌ی جاوید را به خود آورد.
 
علی رغم حضور کمرنگ نوشتاری و کتبی خود در عرصه داد و ستدهای فرهنگی بالاخص در حوزه تعاملات عمومی الکترونیکی (وب و وبلاگ) که به گمانم قطورترین ریشه‌‌های آن در زمینه خصوصیات اخلاقی و تا حدودی فکری‌ام جا باز کرده است هر از چندگاهی مطلبی آن چنان به تحریکم می پردازد که برانگیختن کنجکاوی کودکی توسط رقص شعله های آتش. از این دست موضوعات ...
 
چندین بار در این مقوله که قرآن متنی زمینی نیست، اشارات نسبتا مفصلی در این وبلاگ گذشته که با سئوال شما معلوم می شود کافی نبوده است. در عین حال یاد آوری کنم آن گفتارهای مختلف در بخش هایی از مجموعه ی «پلی بر گذشته»، در باب مغایرت برخی لت های قرآنی، در قرون اولیه ی اسلامی، نه ذکر ناهمآهنگی در متن، که در  شمارش آیات بود، که در آن زمان و برای آدمیانی که نه در پی تعیین تعداد آیات، بل به ...
 
آقای ثامن. ده ها و ده ها سال شمار مختلف در جهان است، که تنها چند صورت آن رسمی و بین المللی است، از بقایای آزتک ها تا بومیان ژاپن، که به سنت های دیرین چسبیده اند، سال شمار مخصوص خود را دارند، که کسی رجوعی به آن ها ندارد. این احتمال که نوع شمسی سال شمار هجرت فقط در محافل روشن فکری دوران سعدی شناسا و حتی رایج بوده باشد، گرچه دور از ذهن نیست ولی فقط با ذکر کلمه ی اردیبهشت ...
 
هرچند این گونه مباحث را انتهایی نیست، اما با یاری خداوند، به پایان یادداشت های اسلام و شمشیر رسیده ام، که می توان بر مبنای مقاطعی از آن، دوران تازه ای از گفت و گوهای نوین درباره ی اسلام و مسلمین، به خصوص در باب روزگار حیات و حضور پیامبر گرامی را، آغاز کرد. در این مجموعه یادداشت، که بر اساس رد توسل مسلمین نخستین به حربه ی شمشیر، در گسترش اسلام تهیه و تنظیم شد به بدایع تازه ای از ...
 
حالا با شاهکاری در شرارت آشنا شویم که مولفی شناسا و نزدیک به زمان ما، به نام «شیخ محمد ابن حسن حر عاملی»، متوفی به اوائل قرن دوازدهم هجری، یعنی قریب سیصد و بیست سال پیش، از خود بروز داده و آخرین گام هوشیارانه ای است که نه فقط در تثبیت و تایید نهایی روایات و احادیث و غیره برداشته، بل غالب آن اوهام قبلی را به مهر و تسجیل ذات باری نیز رسانده است! هنرمندی سازنده را در این ...
 
«روزی ابوجهل رسول خدا (ص) را دیدار کرده گفت: ای محمد دست از دشنام دادن به خدایان ما بردار و گرنه ما نیز خدای تو را دشنام گوییم؟ پس این آیه نازل شد: «دشنام مدهید بدانان که غیر خدا را می خوانند تا مبادا آن ها نیز از روی جهالت و نادانی خدا را دشنام دهند». (انعام، ۱۰۸). از آن پس رسول خدا (ص) از دشنام خدایان شان خودداری فرمود و تنها به دعوت ایشان به خدای تعالی اکتفا کرد. نضربن حارث و آن چه درباره اش  ...
 
گرچه گمان دارم صاحب اندیشگان سالم دل تا همین جا هم به بی باری داده های موجود در مراجعی با نام های تاریخ صدر اسلام و سیره و فتوح و غزوات و غیره پی برده باشند، اما از آن که عمق فاجعه و وسعت زخم وارده بر پیکر وحدت اسلامی تا به آن جاست که تقریبا با وثوق کامل می توان مدعی شد که پیکر سالم اسلام دوران حیات پیامبر، اینک به صورت پاره های مجزایی از یکدیگر، هر یک جداگانه در خون حاصل از ...
 
بدین ترتیب و بر مبنای اسناد مهملی که به دروغ می گویند بازمانده از نقالانی در یک هزاره پیش است، اما به وضوح غالب آن ها را در زیرزمین وکارگاه های جعل کنیسه و کلیسا، در دو سده ی اخیر ساخته اند، تاریخ صدر اسلام، حوادث زمان حیات پیامبر صلح و سلامت و مراتب استیلای اسلام را چنین روایت می کنند که در جغرافیای طلوع اسلام دو شهر بوده است با نام های مکه و مدینه، که مردم شهر نخستین، ...
 
آقای امیر خیزی. پاسخ سئوال تان را از دوستان احرار بپرسید. دوستان احرار. در باب در باب فضای میانی چهارچوب مهاجرت به ایران پس از اسلام، به خواست خداوند و به زودی یادداشت تکمیلی روشنگری خواهم گذارد. آقای مائده.ا. با سپاس از توجه شما، کتاب های مرا می توانید از تلفن 66492049 بخواهید، از آدرس وبلاگ که باخبرید، سایت ما www.karangbooks.com و ای میل شخصی من، pirna44@yahoo.com است...
 
«چون سال هجرت نزدیک آمد یک سال از مدینه از خزرج شش تن به حج آمده بودند و مدینه دو قبیله داشتند: یکی اوس و دیگر خزرج، و خزرج بیش تر از اوس بودند و روستاهای مدینه چون خیبر و قریظه و وادی القری و ینبوع همه جهودان داشتند. از بنی اسرائیل و از عرب بودند و از شام آمده بودند از بیت المقدس، از بخت نصر گریخته بودند پیش از اسکندر، و آن جا به زمین یثرب اندر به دیه ها بودند. و این اوس و خزرج ...
 
جناب آقا / سرکار خانم 741 می فرمایند : « نوشته ايد : « و تطابق آن با زبان های غیر فارسی عملا میسر نیست » شما كه خودتان را اهل موسيقی می دانيد كافی است از يك ترانه سرای عرب بخواهيد كلمات و اشعار عربی را روی اين نوع موسيقی ظرف سه سوت به راحتی سوار كند و بدين طريق نقيض گفتۀ شما را ثابت نمايد . امروزه روی هر موسيقی كه از لحاظ تجاری مقرون به صرفه باشد براحتی اشعار به هر زبانی را سوار
 
جناب آقا / سرکار خانم 741 می فرمایند : « موسيقی فارسی پيشرفت خود در اين صد سال را نيز عمدتا از طريق دست به دامن شدن به موسيقی كلاسيک غربی بدست آورده است . كدام آهنگساز ايرانی می شناسيد كه بدون استفاده از هارمونی ، هوموفونی ، فرم ، مدولاسيون ، كنترپوان ، آكورد ، واريانس و ... قادر به ارائۀ يک قطعه جديد باشد ؟ مگر نه اين است كه تمامی اين علوم موسيقيائی دقيقا از كلاسيک وارد تمام موسيقی ها
 
جناب آقا / سرکار خانم 741 می فرمایند : « نوشته ايد كه :‌ « اصل و منشأ موسیقی کلاسیک ایرانی از شیراز و اصفهان و حاشیۀ کویر است . » من فقط جلوی اين جملۀ جنابعالی يك علامت سؤال و يك علامت تعجب می گذارم ؟! » قبلا با استناد به مفروضات جناب آقای ناصر پورپیرار و با استقراء نتیجه گرفته بودم که ایران مرکزی زایشگاه ردیف است ؛ اکنون نیز سخنی از اهلش را اضافه می کنم : « کسانی که به... 
 
جناب آقای تلمیذ می فرمایند : « در بسیاری از شهرهای مرکزی ایران مانند کرمان و یزد و اصفهان و قم و حتی شیراز ، برخلاف کردستان و آذربایجان موسیقی محلی وجود ندارد . » و جناب آقای ناصر پورپیرار با افزودن عبارت : « مطلب مورد اشارۀ شما درباره فقدان نشانه های فرهنگی مستقل در شهرهای ایران مرکزی کاملا درست است . » بر آن صحه می گذارند . جناب آقای طغرل قشقائی نیز می فرمایند ...
 
یکی دو هفته ی پیش، بحثی در این وبلاگ در باب هنر به طور عام و موسیقی به طور خاص در گرفت که مرکز احرار وعده داده بود مقاله ی مستقلی در آن باب بفرستد. اینک آن مقاله رسیده، با این تکلیف که در صفحه ی اصلی وبلاگ نصب کنم. به سبب بلندی مطلب، که نظر مرکز احرار و بسیار قابل استفاده و در مواردی نیازمند نقد است، آن را به دفعات و با فاصله ی یک روز نصب و ادامه ی یادداشت های اسلام و شمشیر ...
 
سخنان اخیر پاپ در باب تأثیر کاربرد تیغه ی شمشیر در گسترش اسلام، آن هم با توسل به مطالب کتاب های بی هویتی که خود ساخته اند، ارزش و اهمیت آشنایی دوباره با اسناد یهود ساخته ی مدعی خون ریزی ها و اختلافات صدر اسلام و به طور کلی تاریخ پذیرفته شده ی کنونی در باب قرون اولیه ی اسلامی را در دستور کار مسلمین قرار می دهد. سخنان بی پایه و کین توزانه ی پاپ که در واقع مرکز حمایت از ...
 
آقای جلالی. مشغول باز سازی صحنه هایی از تاریخ هستیم که بسیار دور از چشم ما رخ داده و تا جایی که جسته ایم از مهاجران به چهار سوی ایران توضیحی ندیده ایم که معلوم شود چرا و چه زمان به ایران منتقل شده اند، چنانچه از انگیزه و علت این جا به جایی خبر نداریم. ناگزیر به دنبال نشانه های عقلی و اعتباری، سر نخ سیاه رنگ تاریخ را، کور مال، در تاریکی کنونی دنبال می کنیم. آخرین اطلاعات در اختیار ما می گوید که ...
 
آقاي جلالي. خبر می دادید تا آب و جارو کنیم! در باب سئوالات تان بنويسم که متاسفانه مسلمانان در باب تاريخ طلوع اسلام تحقيقات چشم گيري در هيچ زماني نکرده اند و همان اوراق بي بها و بدون مدرک را کافی دانسته اند که از قرن چهارم به بعد، با دست آدم هايي بي هويت، ولي دشمن خو، چون ابن ندیم، تاليف شده و واضح است از آن نوشته ها جز افسانه هايي به قصد تحقير اسلام چيزي به دست نیاید. بي راه نيست بگويم ...
 
پرداختن به سئوالی که در باب هویت و زبان ایرانیان پس از اسلام کرده اید، ما را به یکی از عمده ترین ادله ی وسعت نسل کشی پوریم، در مقیاس امحاء کامل حیات و حضور آدمی، تا زمان طلوع اسلام می رساند. اینک می دانیم که تا دویست سال پس از اسلام نیز، کم ترین نشان تجمع و حیات اجتماعی و اقتصادی و تولید و تمدن در سراسر خطه ای که اکنون ایران می نامیم، دیده نشده و حتی اولین نمونه های ظروف سفالین، که بسیار ...
 
سلام آقای اتفاق. نخست این که به تر است تا پایان این سلسله یادداشت ها حوصله کنید. سپس می بینید که در آیات مورد اشاره ی شما هم، خشم خداوند متوجه کافرانی است که بارها پیمان خود با مومنین را ندیده گرفته اند. اگر خداوند قهار و منتقم و مجازات دهنده است، ربطی به بنده ی او ندارد که دائما به مراعات، حتی در برابر دشمن دعوت می شود. بندگان نمی توانند هر جلادی و جنایت و فسادی را در محیط زندگی آدمی به راه اندازند...
 
مقاومت مسلمانان در برابر زورگویی های مشرکین، در افغانستان و ایران و عراق و فلسطین و لبنان، مهار و کنترل اعصاب و عقل را از کف سران سیاسی و فرهنگی و نظامی و مذهبی غربیان بیرون کشیده و هر روز افتضاح تازه ای دربرخورد با جهان اسلام به بار می آورند که نهایت خشم آن ها از ناتوانی مطلق در مقابله با مسلمین را نشان می دهد. اینک سخن گوی اصلی و متبرک کننده تجاوز در جهان مسیحیت و یهودیت به ...
 
صد سال است منابع دانشگاهی غرب، برای ایران و شرق میانه، پیش و پس از اسلام، در مقاطع و مسائل مختلف، تاریخ و شرح می نویسند. از زمان پیدایش این تألیفات، تا شش سال پیش، روشن فکران و صاحب نظران و مراکز آموزشی شرق میانه، به صورتی غیر طبیعی، بدون ابراز تردید عمده، این گونه محصولات مورخین و شارحین غربی را پذیرفته و اساس گفت و گوی از خویش و از همسایگان قرار داده اند. به نظر می رسد در گسترش این پذیرش، باز هم به وجهی مشکوک...
 
«خدای تعالی پانزده جای در قرآن هر چهار یار مصطفی را بستوده است به هم : اول، یؤمنون بالغیب یعنی ابابکر، و یقیمون الصلوة یعنی عمر، و مما رزقناهم ینفقون یعنی عثمان، اولئک علی هدی من ربهم یعنی علی، رضوان الله علیهم. دیگر، و اتی المال علی حبه یعنی ابابکر، و اقام الصلوة عمر، و اتی الزکوة عثمان، و الموفون بعهدهم علی. سه دیگر، الصابرین المصطفی، و الصادقین ابابکر، والقانتین عمر...
 
آن لجنزار بدبویی را که مورخین یهود، از قماش اشپولر و گیرشمن و گلدزیهر و آستروناخ و اشمیت و اومستد و هرتسفلد و پیروان طوطی صفت و بلبل زبان داخلی آن ها، از قبیل پیرنیا و پورداود و زرین کوب و شهبازی و شعبانی و درخشانی و رجبی و دیگران، برای فرو کردن تاریخ شرق میانه در نوشته های متعفن و مسخره ی خویش تدارک دیده اند، تنها به این قصد بوده است که بوی ناخوش آیند حضور اسباط یهود در میان...
 
«ذلک من انباء القری نقصه علیک منها قائم و حصید: این اخبار اقوام پیشین، از پا برجا و برچیده است، که بر تو نقل می کنیم». (هود، 100)
پیوسته سئوال بزرگ، برای اصحاب تاریخ، حول محور شناخت علل و ابزار صعود و سقوط قدرت ها دور زده است. حتی افسانه های غیرتاریخی و میتولوژی ها نیز مشحون از این اصل تغییر ناپذیر و بیان طلوع تدریجی یک قدرت و سقوط غیرمنتظره و معجزه وار ...
 
«شهد الله انه لا اله الا هو: ... سبب نزول این آیت آن بود که دو حبر از اقصای شام نزد رسول آمدند، نام یکی قریظه و دیگر نضیر. چون مدینه را بدیدند گفتند ما اشبهها بمدینة نبی آخر الزمان، چون صفت رسول را بشنیدند گفتند ما اشبهها بصفة نبی آخر الزمان، و چون مصطفی را بدیدند گفتند ما اشبه وجهه بوجه نبی آخر الزمان. آن گه گفتند «ای مرد تو کیستی؟». گفت «من رسول خدایم به توحید او». گفتند «گواهت...
 
«لقد جاءکم رسول من انفسکم : به درستی که آمد به شما پیغامبری از تن های شما که عرب اید و از میان شما و از جنس شما و از نسب شما تا آن فخری بود شما را بر همه ی خلق. و در شاذ خوانده اند من انفسکم، به فتح فا (!؟): از بهین شما، چنان که رسول گفت : خدای تعالی از همه آدمیان عرب را برگزید و از عرب مضر را و از مضر کنانة را و از کنانة قریش را و از قریش هاشم را و از هاشم مرا برگزید، هرگز ...
 
بررسی اصلی ترین مسائل مندرج در کتاب خدا، که متضمن سفارشات اخلاقی و رفتارهای موجه انسانی، بازگویی عبرت آور سرنوشت پیامبران و سوداهای بر باد رفته ی امت های سرکش و نمایش تلاش برای به راه خدا خواندن کافران و اهل کتاب است، جست و جوی آثار و عوامل مداخله ی ضربه ی شمشیر در گسترش اندیشه ی اسلامی را ناکام می گذارد و آن گاه که در کتاب بی بدیل قرآن، حتی در مقابله با مشرکان نیز...
 
آقای هاتف. تشخیص شما قریب و قرین به درستی است. به سه دلیل عمده ی زیر، فارسی یک زبان ساختگی است و پیش از قرن سوم هجری، یعنی آغاز تدارکات و جعلیات شعوبی و اسراییلی، سابقه ی ظهور ندارد.
1. فاقد بنیان های ریشه شناختی است. کلمات مجرد و نازا و نوظهورند، مگر این که از عربی و ترکی و روسی و این اواخر از انگلیسی و فرانسه ...
 
مجبورم اعتراف کنم که مدعیان میدان جدال تاریخی موجود، که در حد برداشتن قلم، فرهنگ و فهم خود را آفتابی و آشکار می کنند، از آن که پیش تر می پنداشتم، نسبت به پیشینه و هویت مردم خویش ناآگاه ترند و کوشش کنونی در برانگیختن آنان از هپروت هولناکی، که مصرف کنندگان مخدر تاریخ نویسی های یهود بدان دچارند، از آن باب که دوران دراز ابتلا کارشان را از علاج درگذرانده، بی ثمر می ماند. صاحب نظری ...
 
پرداختن به سئوالی که در باب هویت و زبان ایرانیان پس از اسلام کرده اید، ما را به یکی از عمده ترین ادله ی وسعت نسل کشی پوریم، در مقیاس امحاء کامل حیات و حضور آدمی، تا زمان طلوع اسلام می رساند. اینک می دانیم که تا دویست سال پس از اسلام نیز، کم ترین نشان تجمع و حیات اجتماعی و اقتصادی و تولید و تمدن در سراسر خطه ای که اکنون ایران می نامیم، دیده نشده و حتی اولین نمونه های ظروف سفالی...
 
آشتی محقق با معتقد، سبب توقف اندیشه و ثبات سردرگمی آدمی می شود. اگر دنیای مالامال از باور و باورمندان کنونی، مجال نظم اندیشه ی معتبر و منظم تری نمی یابد و سنجشی بنیانی میان پذیرش ها و حذف زوائد آن، صورت نمی بندد، بدان علت است که محققین تیزبین و بی گذشت، به شماره بس اندک اند. اساس بسیاری از مکاتب تکلیفی موجود، در تراکم غلیظ و غریبی از مه زمانه ناپیداست و نمی دانیم چرا «شامان بودایی»...
 
آقای مهدی. در جهان یهودیانی مناسب دوستی و حتی قابل ستایش نیز پیدا می شوند. خاخام های عالی مقامی را می شناسیم که علیه نژاد پرستی موجود درجوامع یهود و در تریبون کنیسه ها سخن می گویند و عمل می کنند. متاسفانه پیشینه ی وسیع یهودیان، در توسل توطئه گرانه به تظاهرات خلاف حقیقت، برای نفوذ در جوامع فرهنگی و سیاسی دیگران، به قصد بهره برداری قومی، موجبی است تا این عناصر جدی گرفته نشوند...
 
از طریق این آخرین گفتار مقدماتی و پیش از ورود به مبحث اصلی «اسلام و شمشیر»، می توان به میزان اعتبار اعتقادی اهل کتاب، یهود و نصاری، در پیشگاه خداوند، بر اساس توصیه های آیات قرآن، پی برد و تکلیف مسلمانانی را که پیرو قرآن اند، با این دو گروه، معلوم کرد. تکلیف روشنی که ما را موظف می کند یهود و نصاری را دشمن مشرک بگیریم، نجس بشماریم، ورودشان را به مکان های مقدس مسلمین منع کنیم، غذای ...
 
«افتطمعون ان یؤمنوا لکم و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون. آیا گمان می کنید به شما ایمان بیاورند، در حالی که گروهی از آنان کلام خدا را می شنوند، عقلانی می بینند، سپس آگاهانه آن را تغییر می دهند (بقره، ۷۵). فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیة یحرفون الکلام عن مواضعه و نسوا حظا مما ذکروا به و لاتزال تطلع علی خائنة منهم الا قلیلا منهم فاعف عنهم واصفح ان الله یحب ...
 
«یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء و اتقوا الله ان کنتم مؤمنین. و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا ذلک بانهم قوم لا یعقلون. قل یا اهل الکتاب هل تنقمون منا الا ان امنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل من قبل و ان اکثرکم فاسقون. ای ایمان آوردگان، اگر مومنید، اهل کتاب که دین شما را به تمسخر می گیرند و بازیچه می پندارند و همچنین کافران را به ...
 
«الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یؤمنون به و من یکفر به فاولئک هم الخاسرون. به آنان که کتاب دادیم و درست می خوانند ایمان آورندگان به آن و منکران آن در زمره ی زیان کاران اند» ( بقره، ۱۲۱).
به راستی که نزول قرآن و طلوع اسلام، زلزله ی بزرگی در میان دارندگان و معتقدان به تورات و انجیل پدید آورد و جریان عبور انسان به آینده را...
 
«الیوم احل لکم الطیبات و طعام الذین اوتو الکتاب حل لکم و طعامکم حل لهم و المحصنات من المؤمنات و المحصنات من الذین اوتو الکتاب من قبلکم اذا اتیتموهن اجورهن محصنین غیر مسافحین ولامتخذی اخدان ومن یکفر بالایمان فقد حبط عمله و هو فی الاخرة من الخاسرین. امروز چیزهای پاکیزه برشما حلال شد، طعام اهل کتاب برشما و طعام شما بر آن ها حلال است. زنان نیک سیرت مؤمن و زنان نیک سیرت اهل ...
 
پیش از ورود به آخرین مبحث مقدماتی در موضوع «اسلام و شمشیر»، ضرور می بینم نتیجه ی بر زمین مانده از مقوله ی قبل، یعنی برخورد قرآن با کافران را، بیان کنم. آیات الهی در تشریح موقعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کافران معلوم می کند که پیامبر گرامی اسلام، آن ها را دشمنان ایدئولوژیک خویش نمی پنداشته و خداوند نیز در نهایت امر رسیدن به حساب آن ها را به روز جزا محول کرده است. هم امروز و هنوز هم ...
 
سردبیر محترم خرد نامه ی همشهری.
با سلام و احتراما: خواهشمند است برابر قانون جوابیه ی زیر را در پاسخ به نقد آقای محمد رضا ترکی، بر بخشی از کتاب «پلی بر گذشته»، که در شماره ی مرداد ۸۵ آن ماه نامه درج شده بود، چاپ کنید. با تشکر، ناصر پورپیرار
شبه صاحب نظران لن ترانی پران و در حال گریز ...
 
با وجود تبعید و آواره کردن پیامبر از مکه، خشم خدا نسبت به کافران نسبتا ملایم است و چنان که خواهیم خواند، با آن فرامین منفی موکد و سرشار از نفرتی که درباره ی «مشرکین» صادر شده، قابل مقایسه نیست. عمده ترین صورت این سخط و سخت گیری الهی، متوجه کردن مؤمنین به این نکته است که برخورد با کافران به مرحله ای رسیده، که دیگر نمی توان روابط خونی و خویشاوندی را با آنان حفظ کرد. «لا یتخذ المؤمنون ...
 
در دهه ی۷۰ میلادی، عکس العمل خشمگینانه ی دولت اسراییل در برابر پیشنهاد مذاکره ی مستقیم با فلسطینی ها، انکار مطلق ملت فلسطین بود. اعلام می کردند که نه مردم فلسطین موجودیت تاریخی و محلی دارند و نه سازمان آزادی بخش فلسطین نماینده ی ملتی است. معتقد بودند و می گفتند که سازمان آزادی بخش فلسطین مرکزی برای تجمع تروریست های بین المللی است که باید محاکمه شوند. اما فقط ده سال بعد ...
 
«ان الذین کفروا ینفقون اموالهم لیصدوا عن سبیل الله سینفقونها ثم تکون علیهم حسرة ثم یغلبون و الذین کفروا الی جهنم یحشرون. کافران برای مانع تراشی در راه خدا، پول خرج می کنند، برای شان حسرت از دست رفتن مال و سپس شکست باقی خواهد ماند. تا زمانی که درجهنم گرد هم جمع شوند». (انفال، ۳۶)
از این جا سلسله مراتب برنامه ریزی رسمی کافران...
 
اکنون و پس از آشنایی با ویژگی های اعتقادی کافران، آن چنان که آیات مبارک قرآن توصیف کرده، و پیش از ورود به بررسی تحولات رخ داده در صدر اسلام، ناشی از مواجهه ی مسلمین و پیامبر با کافرین، باز هم تاملی حاشیه ای، در گوشه های دیگری از بیان بی مانند قرآن را لازم می بینم، که چندان دور از متن و موضوع نیست. قرآن متین را می توان نخستین و نیز آخرین متن و مبنا دانست که در آن نادانی و سهو، موجب سقوط ...
 
از قوی ترین ادله و براهین قابل عرضه و ارائه، در اثبات سلامت و استحکام قرآن مبین، صراحت ممتاز بیان و سادگی استدلال های این کتاب عظیم است. قرآن مطلبی برای مخفی کردن ندارد، قابل اثبات است که به ویراستاری دوباره نرسیده و مکررات و تاکیدات آن، همانند تعدد عامدانه و عالمانه ی اشاره به مطلبی منحصر، نزد معلمی است که به آموزه های نو می پردازد. هنگام مطالعه و دیدار از این متن بی مانند و کبیر...
 
با پوزش از تاخیر نسبتا طولانی در نصب ادامه ی این یادداشت ها، که اصلی ترین علت آن انجام نگارش مطالبی در باب صوفیگری و عرفان برای یکی از ماه نامه ها بود، و به خواست خدا و برابر رسم و سنت، پس از چاپ در مجله به این وبلاگ نیز منتقل خواهد شد، توجه دهم که عرضه ی این آخرین مقدمه چینی برای ورود به محتوای اصلی «اسلام و شمشیر»، قدم گذاردن در پهنه ی بی کرانی از بضاعت و بنیه ی اسلام و ظرافت ...
 
آقاي درويش. هنوز عکس هاي مشهد نرسيده است. به محض دريافت نصب خواهم کرد. آقاي هومن. ممنونم. اين يک نبرد واقعي تازه درگرفته است. نبردي ميان تعصب و سرسپردگي با عقلانيت و سلامت انديشي. آقاي صميمي. بسيار متشکرم، ولي از آن جا که قواي ات را از مشهد جمع آوري مي کني، مواظب باش در ميان شان خيلي آنوسي نباشد. آقاي ايزدي. اينک در موقعيتي قرار داريم که لاجرم عرضه ي هر سند کهن در باره ...
 
«و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر. و به درستی که قرآن را ساده کردیم تا یاد آورید. آیا یاد آورنده ای هست»؟ (قمر، ۱۷)
این آیه که چهار بار در سوره ی «قمر» تکرار شده نیز، حامل پیچیدگی ویژه ا ی در بیان است و آن هم قرار دادن «مدکر» در جای «مذتکر» است، که پنج بار در همین سوره مکرر می شود و به همین دلیل ادای متعدد آن را باید تاکید و منظوری الهی ...
 
«و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیرا فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین. و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین. و بوده اند «ربیون» کثیری که با پیامبران طعن و لعن شده اند و در راه خدا توهین شنیده اند، بی این که از خود سستی نشان دهند و از پای درآیند و خدا صابران را دوست دارد. آن ها سخنی نداشتند جز این که ...
 
آن کس که نشانی از اندیشه ی مستقل، در آرایش فرهنگی زمان خویش به جای نگذارده، کتاب ندارد، تولیدگر فکر و نظر نیست و فقط مستخدمی در اداره ای است که مثلا به جای شستن هر روزه ی زمین، برای هزارمین بار مطالبی از قماش زیر را، که صرفا برداشتی از تصورات نادرست دیگران است، در کلاس درس غرغره می کند، چنین کسی جایگاه خطاب در مسائل کلان و بنیادی را ندارد، نباید جدی گرفته شود و دخالت چاله میدانی ...
 
هنوز یک معبر دیگر در مقابل دارم، تا راه برای گذر به مبحث اصلی این یادداشت ها، یعنی مقوله ی «اسلام و شمشیر» باز شود، که گوشه هایی از آن را در همین سطور عرضه خواهم کرد و آن عبارت از این تذکر است که مورخ، گرچه از عهده ی فهم کامل هیچ مدخل و مرحله ای بر نمی آید، چه رسد به ادراک زبان قرآن، اما می تواند اطمینان دهد که از مدعیان این عرصه عقب نمی ماند و می داند که قطع ارتباط نوآموزان این ...
 
یکی از مراجعه کنندگان آشنای این وبلاگ، آقای ایمان صمیمی، در پاسخ گزارش نادرست و مغرضانه ی روزنامه همبستگی، از ماجرای لات بازی انجام شده در دانشگاه مشهد، اعتراضیه ای به آن روزنامه با نام مستعار سعید ایمانی فرستاده بود که با کمال حیرت در روز ۱۱/۳/۸۵ چاپ شد. ایشان اصرار داشتند متن آن اعتراضیه، با تغییراتی، در این وبلاگ نیز ثبت شود. با اندک احساس نارضامندی، و با این قید که بنا بر عادت ویرایش...
 
«قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء الله من دون الناس فتمنو الموت ان کنتم صادقین. و لا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم و الله علیم بالظالمین. قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم ثم تردون الی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون. ای هدایت شدگان اگر به حقیقت خود را تنها دوستان خدا می دانید، پس آرزوی مرگ کنید. و به سبب اعمال گذشته، چنین آرزویی نخواهید کرد و خدا ظالمین را می شناسد. بگو آن مرگی...
 
«انا انزالنا التورات فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون. فرو فرستادیم تورات را که در آن نور و هدایت است تا به آن حکم کنند انبیای یکتا پرست، بر به توبه بازگشتگان و ربی های (یهودی) و احبار (مسیحی) که حفظ کنند کتاب خدا را و بر ...
 
در مجرای کنونی آن چه می گذرد چنین است که می بینیم در هر حفره ی بی توضیح و غیر آشکار قرآنی، یک داستان مورد نیاز یهود نشانده اند: در آغاز سوره ی روم، طرف مقابل جنگ، که قرآن مشخص نکرده، به گمان گروهی، پارسیان اند! در آیه ی ۱۰۳سوره ی نحل، بی توجه به مفهوم شرک آمیز ادعا، که آدمی را به جای خدا می گذارد، پیامبر را دروغ گو و قرآن را زمینی می شمارد، می گویند آن عجمی که به پیامبر قرآن تلقین می کرده...
 
اکنون به راه نمایی قرآن عالی مقام ادراک می کنیم که قومی فاقد قوه ی تمییز مدنیت و ایمان، به مدد الهی، در قرون دور، به حوزه ی مرکزی تمدن کهن جهان، یعنی شرق میانه، فرستاده شده اند. توصیف این قوم از زبان قرآن کامل، جز در جوانب نادرستی و نفی نیست و تصاویری از آنان منعکس است که ذره ای نشان از فرهنگ و آموزش و آدمیت و ایمان در آن ها پدید نمی بینیم و چنان که خواندیم، حتی بروز حادثه ی شگرف و شگفتی ...
 
تا اظهار نظر نهایی در باره ی ذکر نام اسرائیل در قرآن مجید، هنوز ناگفته هایی در پیش است، که استحکام توام با ظرافت بیان قرآن را نشان می دهد و معلوم می کند که در کتاب خدا برای کاربرد هر لغت و مقصد و منظور، چه وسواس آشکار و پنهانی به کار رفته و چه گونه می توان با دنبال کردن این ریزه کاری های سخن الهی، باب های به نظر مسدودی را بر خود گشود و از عجیب ترین آن ها خطاب هایی است که قرآن مبین در نامیدن ...
 
آقای اتحادیه. من بارها گفته ام که مراجعه به وبلاگ های باستان پرستان و از جمله همین وبلاگی که می گویید تلف کردن وقت است. به ایراداتی که آقای عبدی گرفته اند، توجه کنید تا معلوم شود کسانی که تفاوت واضح و مطلق بین تحریر دو قسمت از یک متن را، ناشی از تفاوت میان کیفیت سنگ معرفی می کنند، چه نسبت نزدیکی با الاغ دارند و چه طور دیگران را نیز مانند ایل و تبار باستان پرستان از خانواده ی حمار فرض ...
 
«همین که بنی اسراییل را از دریا گذراندیم، به قومی رسیدند که با بت های خود مشغول بودند، گفتند یا موسی برای ما نیز همانند این ها، بت هایی قرار بده. موسی گفت: عجب قوم نادانی هستید»! (اعراف، ۱۳۷)
با بیان این آیه، که گویا ترین و کوتاه ترین معرف و مشخصه ی بنی اسراییل، از زبان موسای پیامبر است، به مدخلی ورود می کنم، که گرچه از عمده مباحث ...
 
آقای محمود. آن چه در مشهد گذشت، تابلوی دقیق انتقال مباحث جدید، در موضوع شناخت تاریخ شرق میانه، به مرحله ای تازه بود. فارس پرستان و منادیان منافع یهود، در بیان تاریخ ایران باستان، اینک و پنج سال پس از طرح تئوری های نو، در توضیح تاریخ منطقه، آن گاه که بر آن ها مسلم شده است که داده های نوین در این حوزه، به قدر پاراگرافی معارض منطقی و استدلالی و اسنادی و عقلی ندارد و شاهدند که این بررسی های نوین تاریخی...
 
از بشارت ها و تحذیر ها و توصیه ها و وعده ها و اخلاقیات و مناسک و مراتب ذکر و عبودیت و عبادت ها و بیان صفات الهی و قصص که بگذریم، قرآن قدرتمند به راستی یک کتاب گفت و گوی میان ادیان است. در آن جا مسیری ترسیم می شود که پیامبر اسلام، به راه نمایی خداوند منان، در مرحله ی نخست، با یاد آوری اشتراکات اعتقادی و به خصوص یکتا پرستی مندرج در کتاب های آسمانی و سپس ارجاع به تذکرهای ثبت شده در ...
 
مثل معروفی است برگرفته از اشاره ای در قرآن مجید که می گوید: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». حالا داستان پاسخی است که اهالی بی سواد سایت آذرگشنسب در رد اسناد و اعتراضات من نسبت به جعلیات وارد شده وسیله ی ایران شناسان کلاش بین المللی بر بنای سنگی مکعب شکل نقش رستم نوشته اند. بر آن پاسخ نویسی نامربوط و بی سر و ته، که غالبا به صورت تاییدیه ای بر داده های پیشین من درآمده است، چند عکس...
 
به دشوار و طولانی ترین بخش این بررسی ها ورود می کنم و از خداوند استدعای عنایت و مدد دارم تا از عهده برآیم و آن، رسیدگی به مجموعه خطاب هایی است که در قرآن مبین در باب یهود و نصاری و اهل کتاب آمده است تا سیر و سلوک و سر انجام ستیز ناگزیری را دنبال کنم که پیامبر اسلام با دو دین بزرگ پیش از خود در مقابل داشته است. بررسی آیات مربوط به این سیر، جدای از شناخت به تر تاریخ و مسائل و مراتب افت ...
 
منظور من از تدبر و تحقیق در آیاتی که آشکارا درس نامه ای الهی است برای اصلاح و ترفیع خلق و خو و ظرائف رفتاری و گفتاری و دمیدن یقین و پرهیز از لغزش و حتی تنظیم امورات معمول زندگی رسول الله، تبیین این مطلب است که راز رسوخ قرآن عظیم در قلوب این همه مردم دور از هم، که حامل فرهنگ هایی نه چندان همطرازند و رمز و سرّ شادابی و سرزندگی همیشگی این متن متین و فاخر، در این است که کتاب خدا امانت ...
 
سازندگان تاریخ دروغین ایران باستان، مدتی است که به بازندگان این بازی کثیف با ظاهر فرهنگی بدل شده اند و پرفسوران عالی قدر کاشف عمارات و اثاثیه و کتیبه و کوزه های هخامنشی و اشکانی و ساسانی، چندی است که دکان جعل فروشی خود را تخته می بینند و پادوهایی را به کار گرفته اند تا با هیاهو و ذوق زدگی های کودکستانی، شاید که بار دیگر کسانی را به بازدید بازار مکاره ی بی کالا و کساد شده ای بکشانند...
 
پیش از ورود به موضوع اصلی این یادداشت ها، یعنی اثبات پوچ بودن تمام داده هایی که به عنوان تاریخ و حوادث صدر اسلام و احوال و رفتار پیامبر مرسل، در مجموعه نوشته های مشکوک سیره ها و مغازی و فتوحات و فهارس و رجال و غیره آمده، می خواهم بحث و بخش و فصل دیگری را بگشایم، که چون چراغی، نور لازم را بر تاریکی و ناشناختگی گوشه هایی از مسائل صدر اسلام می تاباند و آن هم اشاره به آیات متعددی...
 
در جایی که انتظارش را نداشتم، به چند برگ از یادداشت های اولیه ی این وبلاگ، که بعد ها غارت شد، برخوردم. به نظرم رسید نصب دوباره ی آن لااقل معلوم می کند که صاحب این وبلاگ از روز ابراز وجود تاکنون یک حرف را تکرار کرده است و بس. و سلام، ابتدا دو مطلب را عرضه کنم که عريضه خوان را به کار آيد: ۱. بيان منتقد از بيان راوی جداست. منتقد ناگزير است اندکی بی رحم و يا حتی بد زبان باشد. اين رسم...
 
مدیران یک مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی با نام «احرار»،
که مرکز آن در شیراز است،
فراخوان زیر را منتشر کرده و خواستار نصب آن در این وبلاگ شده اند.

با ارادت کامل نسبت به گردانندگان این مرکز مطالعاتی

و ضمن سپاس از تلاش هایی که تاکنون انجام داده اند...
 
اینک به مراتب اصلی در این بررسی ها نزدیک می شویم که مبین نگاه و نظارت دائم خداوند بر اعمال رسولان خویش و به ویژه پیامبر والا مقام اسلام است تا به فارغ شدگان و عبور کردگان از مسیر تعصب معلوم و مفهوم کند که فاصله ی میان انسان ناموخته و خام، با راه یافته ای خدا شناس و خالص، چنان که آیات پر تعداد بعدی حکایت می کند و گواهی می دهد، مستلزم طی چه مراتب مسلسلی از خود سازی است و از آن که طبیعت...
 
آقای اتحادیه. تمام حرص و هراس آن ها از این است که برابر اشاره ی دقیق و صریح و تمسخر آمیز قرآن، و علی رغم 14 قرن کوشش، هنوز نتوانسته اند آیه ای در استاندارد قرآن بسازند و این ناتوانی واضح موجب شده تا آن ها این همه نسبت به قرآن و قدرت نفوذ آن خشمگین باشند و بکوشند که جوانان خام ما را از توجه به آن باز دارند. آقای روچنه. لینک دادن به این وبلاگ آزاد است ولی برای من تعهدی نمی سازد که متقابلا لینک بدهم. آقای یکی...
 
یادداشت های «اسلام و شمشیر»، که به اجازه ی الهی، ممکن است بسیار هم مطول شود، در پی اثبات این است که حکایت شمشیر کشی های آغازین مسلمین، به روی یکدیگر، به روی کفار و بت پرستان مکه و مدینه و یهودیان و طبیعتا به روی مردمی که پس از رحلت پیامبر رحمت و معدلت، به اسلام پیوسته اند، مدارک قرآنی ندارد و غالب بل تمامی آن ها افسانه هایی است آمده در یک سلسله کتاب، که زمان تالیف و حضور تاریخی و فرهنگی مولفان ...
 
به راستی که قرآن پاکیزه، قطعی ترین و قانع کننده ترین سند شناخت تاریخ صدر اسلام، در زمان حیات پیامبر گرامی است و از میان آیات آن برداشت از گردش های عمده ی تاریخی و اجتماعی و سیاسی و عقیدتی در سال های نخست دعوت، تا رحلت پیامبر گرامی، به سهولت میسر است. با نهایت افسوس جهان اسلام و روشنفکر و مولف مسلمان، در هیچ زمان، به ویژه در سده های اخیر، قرآن را به عنوان سند تاریخی نکاویده ...
 
واقعیات بس آموزنده و سازنده ی دین مبین اسلام، که تنها و تنها در کتاب مجید قرآن مستتر و مسطور است، در انبوه تبلیغات و تعقیدات و تقلیدات و تظاهرات و رسومات پنهان مانده و دینی که به راستی نخستین و آخرین بیان کامل الهی در هدایت آدمی است و با چنان صراحت و سادگی اجزاء هستی را تبیین و مسیر رهایی را تعیین می کند که جان های جورکشیده و جویا را به اندک تعمق و تاملی مشتاق و شیفته کرده، به تبعیت وا می دارد...
 
پس ملاک ما در شناخت همه چیز اسلام، از جمله جنگ های آغازین آن و به خصوص ستیزه هایی که در آن ها شمشیر را به دست مبارک پیامبر رحمت و واسطه ی ابلاغ آیات الهی می سپارند، قرآن است و بس. زیرا که گفته ام زمان بیان شرح های موجود و مکتوب بر حوادث صدر اسلام، لااقل ۳۰۰ سال از بروز آن ها دورتر است و نه تنها این شروح، در غالب موارد، قابل اعتنای عقل و مورد تایید قرآن نیستند، بل شخص این شرح...
 
مقصود از عرضه ی مقدمات قبل، این بود تا معلوم شود که قرآن، در زمره ی مهجور و محبوس ترین متونی است که در میان مسلمانان و معتقدان ایران، صرفا برای تبرک و تظاهر، در مراسم خانوادگی و رسمی و اداری، به سفره و تاقچه و میز کار و قفسه ی کتابی سپرده می شود و از آن که زبان قرآن، از نظر زبدگان ما نیز، متعلق به عرب متجاوز و دشمن خوست، که گویا با بر باد دادن تمدن دروغین ایران باستان، با زور و تزویر، ما را به پذیرفتن ...
 
در قرآن فصیح و کبیر، چند انحنای عبور نشده ی لفظی وجود دارد که حکمت استقرار آن ها هنوز بر مسلمان و غیر مسلمان آشکار نیست و در راس آن ها حروف مقطعه، همچون «کهیعص»، «ن»، «ص»، «الم»، «یس» و غیره قرار می گیرد که علی رغم انبوه کنجکاوانی که به آن توجه کرده اند و به دنبال گشایش قصد کاربرد آن بوده اند، تاکنون کسی به رمز این غمزه در بیان الهی پی نبرده و ادراک مقصود از نصب این نشانه های منفرد ...
 
زمان ترک تعارفات فرا رسیده و بر صاحبان خرد فرض است تا شجاعانه، ستیزه ی آشکار با بی هویتی فرهنگی موجود و نبرد با ترتیبات و تنظیمات پوچ و بی پایه ای را، که اینک به باورهای ملی در زمینه هایی متنوع بدل شده، آغاز کنند و بی هراس از این همه مبتلا و مشغول به تکرار و تبلیغ و تلقین مطالبی موهوم درباره ی هویت و هستی و دین و دارایی تاریخی ما، با درک و دریافت عمیق از واقعیاتی، که از هنگام آغشته شدن به معجون ...
 
گرفتاری های جاری زندگی، که وبال گردن همه ی ماست، کار توان فرسای تالیف تک نفره ی بدون یاور، آن هم در زمینه ای چنین بی پیشینه، دشمنی های رنگ رنگ ناجوانمردانه، که به شرح نمی آید، اداره ی دشوار یک مرکز فرهنگی بی رونق و رمق و مورد غضب دستگاه های رسمی، و بسیاری از بی توازنی های روزانه، که حاصل کار شکنی های این و آن است، تا اندازه ای که در محضر قاضی دادگستری و در...
 
بيش‌ترين کوشش دشمنان اسلام در کار پيوند دادن انديشه‌ی اسلامی با کارآيی تيغه‌ی شمشير گذشته است. ابزار دست اين دشمنان حيله گر و در موارد بيش‌تری دوستان سهل‌انگار و آسان‌گير، توسل به آيه های «قتال» در قرآن عظيم است که عمدتا در سوره ی بقره ديده می‌شود. اينک در گمان و بيان بسياری از غيرمسلمانان و نيز مسلمانانی که داستان‌های رسوخ اسلام به‌جهان از مسير شمشيرکشی‌های سرباز مسلمان ...
 
آقای اسدی. به تر شد که تردید مرا بدل به یقین و معلوم کردید که در کدام موضع قرار دارید. از نظر من حتی اگر یک یهودی آنوسی و یا غیر آنوسی هم باشید، برای گفت وگو در باب ابهامات موجود تاریخ شرق میانه مناسب تربد. زیرا لااقل می دانید که درباره ی چه صحبت می کنیم، چرا که سخن گفتن با روشن فکر عتیقه و نادانی که از همه چیز بی خبر است، پیوسته برای هرکسی و به خصوص برای من و در چنین مباحث بنیانی...
 
سلام آقای اتفاق. نامه ی ارسالی جناب عالی به همراه مجموعه مقالات تلنگر شماره ی ۴ رسید. باید که با تمام توان از زحمتی که خالصانه کشیده اید، تشکر کنم و آرزومند توجه الهی برای شما و همکاران تان باشم. متن کامل ای میلی را که پیش تر فرستاده بودم بار دیگر فاکس می کنم و برای شما و خانواده و دوستان و بستگان تان آرزوی سلامت و بردباری و موفقیت دارم. با احترام تمام. پورپیرار ...
 
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان