نه آقای حيدری. درست برعکس، من ذره‌ای آزادی و دموکراسی و پيشرفت در جهان غرب نمی‌بينم، زيرا که اين مفاهيم عمومی است و نه موردی. نمی‌توان به جان و مال و منابع و هستی مردم جهان از آمريکای جنوبی تا انتهای آسيا لطمه زد و صدمه رساند و آن گاه مثلا مطبوعات سرزمين خودی را آزاد گذارد تا انتقاد کنند و بر مبنای آن مدعی اعمال دموکراسی شد!!! احتمالا اين تعريف تازه‌ای از دموکراسی است که مورد ...
 
باستان پرستان پريشان احوال ايرانی و خوراک دهندگان غالبا يهود آن ها، چندی است همه جای دنيا را در جست وجوی رد پای تازه ای از هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان می‌کاوند. آن‌ها که حاصل کوشش صد ساله ی خويش در پراکندن توهمات ايران باستان مقتدر را، در کم‌تر از ۴ سال، بر باد رفته می‌بينند و سه کتاب عظيم اشکانيان و ساسانيان از مجموعه‌ی «تاملی در بنيان تاريخ ايران»، خيمه‌گاه تاريخی و استقرارگاه ظاهرا استوارشان ...
 
اين گزارش عينا در چند سايت مختلف به همراه چند عکس منتشر شده است. من از اين جلسه با خبر بودم ضمن اين که با مطالعه‌ی همين يکی دو اثر تورج دريايی او را صاحب نظر نمی‌شناختم و يقين داشتم که حرف تازه ای در موضوع ساسانيان ندارد. بنا بر اين شرکت در سخنرانی‌اش را وقت تلف کردن تلقی می‌کردم زيرا پس از مباحث و اسنادی که در موضوع جعل بودن اصلی‌ترين کتيبه های ساسانی و نيز نادرست بودن دانسته های پيشين در موضوع هخامنشيان و اشکانيان در سه کتاب ...
 
اين جا و آن جا می‌گويند که کسانی مشغول نظريه پردازی‌های جديد درباره‌ی تاريخ شرق ميانه‌اند و با ناخنک زدن بی‌اختيار و خجالتی به داده‌های مجموعه‌ی «تاملی در بنيان تاريخ ايران» ناگهان و به صورتی استحاله شده، به ستايش تمدن شرق ميانه، نگاه تازه به قوم کهن عرب، ستيز با نظريه آريا محور و جدال با باستان‌پرستی و مفاخرات قلابی ايرانيگری مشغول‌اند. تشخيص دوستان اين است که اين گروه، نوع دوم موج سواران‌اند که قصد تسخير خزنده‌ی عرصه‌ی نظريه پردازی ...
 
آقای مرزبان، در حال حاضر، تاريخ نگاری باستان پرستانه در ايران، پس از نمايش اين همه جعل و دروغ و حقه بازی و فريب در عرصه‌ی اسناد آن، ديگر نظريه‌ی تاريخی محسوب نمی‌شود و هنگامی که معلوم شده هرگز سلسله‌ای با نام اشکانيان و ساسانيان بر ايران مسلط نبوده و می‌دانيم و اطمينان داريم که عمده‌ترين مستندات اين دو دوران جعل مطلق و محض است، پس اعتبار بخشيدن به داده های پيشين در اين ...
 
پيش تر هم نوشته بودم که يافتن کم ترين اشاره ای به نام «پارس» در ايران و شرق ميانه، با مفهوم جغرافيايی و يا قومی، پيش از نقر اين نام در کتيبه ی بيستون ناميسر است. حتی ‌کورش در گل‌نبشته‌ی بابلی اش، خود را پارسی معرفی نمی کند و نامی از ماد و عيلام و پارس و به طور کلی سرزمين ايران نمی آورد و اشاره ی او به انشان، با عنوان زادگاه و سرزمين اجدادی اش، اشاره به مکانی در سواحل شمالی دريای سياه ...
 
امروز صدام، در مراسمی که آن را صحنه ای از تآتر کثيف غربی خواند، تفهيم اتهام شد و در حالی که دستان اش در زنجير غرب بود، با حمله ی صريحی که به بوش و سران دول غربی کرد و آن ها را جنايت کاران جنگی و متجاوز به حقوق مسلمین و اشغالگر سرزمين عراق خواند، خود را تا حد يک سياستمدار شجاع و مقاوم در شرق ميانه بالا کشيد. از اتهامات او حمله به ايران بود و کسانی اين اتهام را در کيفر خواست او گنجانده ...
 
به دنبال انتشار قسمت نخست کتاب ساسانيان و پس از تخريب ارزش تاريخی بنای موسوم به تخت جمشيد و اثبات دخالت مخرب ايران شناسان در نابود کردن مانده های ديرين بوميان ايران پيش از هخامنشيان، بقايای ايران شناسی داخلی و خارجی، کف بر لب و ديوانه وار به تحرک درآمده اند و ادامه ی انتشار اين مجموعه را با بی آبرويی کامل دانشگاه های اروپايی و کرسی های باستان شناسی و شرق شناسی برابر گرفته اند...
 
خداوند در قرآن موسی را به رسالت ستيزه با سه نام مشخص برمی انگيزاند: فرعون، قارون و هامان. به گمان من اين نام های قرآنی سمبل اند و به صورت اشاره به سه گروه اجتماعی درآمده اند که هر يک با ابزارهای خود، برابر عدل و انصاف و مسالمت می ايستند: فرعون به عنوان نماينده ی طغيان سياسی - نظامی، قارون گنج پرداز، به مثابه‌ی نماينده ی طغيان اقتصادی و هامان به صورت سمبل طغيان فرهنگی. زيرا هامان از فرعون ...
 
به گمانم بحث های شما با آقای امير و هرکس ديگر درباره ی نام عربستان و خوزستان بی حاصل است، چرا که نمی توان مبنا و معنای لغت عرب را، حتی در صحرای نجد دريافت و تعيين قدمت و قضيه ی عرب، تاکنون ناميسر و غيرممکن بوده است، چه رسد به درک درست و عالمانه برای پيشينه ی لغت و قوم عرب در خوزستان کنونی. چرا که هرچند حضور قومی با تظاهرات و زبان و لباس عربی در خوزستان ...
 
سلسله حملات دول سرمايه داري غرب به رهبري ايالات متحده آمريكا به افغانستان و سپس به عراق،به بهانه مبارزه با تروريسم و بر چيدن حكومت هاي استبدادي، تحولات جديدي را در تاريخ جهان و منطقه خاور ميانه رقم زد و از آن مهم تر و قابل تامل تر تحليل هاي رسمي متعدد و يك جانبه اي را درباره ي علل آن اقدامات و چرايي سقوط حكومت عراق پديد آورد . تقريبا تمامي تحليل ها و اظهار نظر هاي  ...
 
کار انفرادی و و قت گير و کمر شکن آماده سازی قسمت دوم ساسانيان، برای ارسال به وزارت ارشاد، فراغت وبلاگ نويسی را باقی نگذارده است. مطلبی در اين باب مهيا کرده ام که در شاهنامه ی فردوسی دين زردشتی و کتاب اوستا رسميت ندارد و شناخته شده نيست. اين موضوع که بسيار روشنگر و سخت تعجب برانگيز است شايد در جای خود بتواند به مسئله ی ساختگی و جديد بودن موضوع دين زردشتی کمک موثر ...
 
آقای علی من بارها نوشته ام که تا پيش از داريوش هيچ قوم و جغرافيايی با نام «فارس» در محدوده ای که اينک ايران می ناميم، نبوده است. حتی در همين تفسيرهای پر از بلاهت کنونی، پارس پرستان خود می گويند که قوم شان در حوالی همان ۲۵۰۰ سال پيش به ايران سرازير شده اند، بی اين که بتوانند خط سير اين عبور را معلوم کنند. عده ای این مثلا فارس ها را از خراسان، گروهی از هند و برخی نيز از ماوراء قفقاز صادر ...
 
آقای محمد رضا من پيش تر بارها تذکر داده ام که تمدن آرام و پيشرفته و بسيار گسترده ی ايلام، یکی از ۱۵مرکز تجمع و تمدن ایران بود که هخامنشيان و به طور عمده به زمان داریوش با خشونت و وحشيگری و قتل عام سراسری برچیده اند. این امپراتوری که از مرزهای کنونی غربی ایران تا جیرفت در شرق و کاشان در شمال ادامه داشته و چنان که در قسمت اول کتاب ساسانیان خواندید، زيگوراتی عظيم و ...
 
پيش تر نوشته بودم (پلی بر گذشته، بخش اول، فصل فردوسی و شاه نامه)، که سرودن شاه نامه پيشه‌ی فردوسی بود و نه انديشه‌ی او. آن جا از مرکزی نشان دادم که سفارش دهنده‌ی شاه نامه به هرکسی بود که از عهده‌ی کار بر می آمد.. مرکزی که مواد طبخ اين تاليف را مهيا می‌کرد و زندگی و گذران شاعر آن را به عهده می گرفت، کاری که سرانجام پس از چند آزمون و خطا، قرعه ی اجرای آن به نام فردوسی زده شد...
 
به راستی که يک سده ی تمام است تا پارسيان فزون خواه و جدا سر و تجزيه طلب، که پيشينه ی قديم و قويم تاريخی در ايران ندارند، به ضرب و زور تفنگ و درفش و دروغ، گردنه ی همانديشی ملی را بسته اند و به ياری چند تخته سنگ و سرستون و سطوری چند، فاقد معنی و عقل و آدميت، نظير آن چه بر کوه بيستون به زبان داريوش هخامنشی گذشته، کوشيده اند برای خود، به نام و نشان صاحبان اين سرزمين، قباله ...
 
انتشار تصاوير جديدی از نخبه نمايشات توحش در رفتارهای زندان بانان ارتش آمريکا، که به دستور عالی مقام ترين فرماندهان خويش، با نوجوانان آزادی طلب عراق مرتکب شده اند، سرمنشاء و الگوی مرکزی فرهنگ تجاوز، رخسار اصلی ليبراليسم حريص و نيز پايان آخرين پرده‌ی بازيگری های صحنه‌ی دموکراسی نادان فريب غربی را اعلام می کند. اينک ديگر آن مجسمه ی مشعل دار معروف به «آزادي» ...
 
آقای امير. از لطف شما ممنونم. تعارف های شما موجب نمی شود که به ياد شما و بسياری ديگر که اينک پس از ۶ کتاب به طور نسبی و یا کامل در دريافت هاي پيشين خود از تاريخ ايران دچار ترديد شده اند، بياورم که خردمند مجاز نيست در ترديد و تعلیق ثابت بماند. شما می گویید سئوال هایی دارید برخی دیگر سئوال کم تر دارند و تعدادی حتی به یقین نسبی يا کامل رسیده اند، اما تا آن جا که باخبرم جریان داد و ستد پیشین ...
 
من با کتاب های ام آينه ای به دست تاريخ و به دست فرهنگ شناسان دادم تا در آن سيمای بسياری از مدعيان حراست از انديشه و بيان آزاد را، طبيعی و آن طور که هست، نه بزک کرده و با ماسک، به نيکی و نمايانی تماشا کنند. آينده قضاوتی دردناک و زخم زبانی بهبود نيافتنی در باب آن ها روا خواهد داشت، چرا که معلوم شد فريادهای درخواست دموکراسی و دفاع از حق آزادی بيان و قلم و انديشه، که از حلقوم بسياری ...
 
دوستی که مدرس تاريخ در يکی از دانشگاه های شمال کشور است، با التماس از من درخواست مشتری برای قفسه کتاب های تاريخ اش از جمله مجلدات تاريخ ايران دانشگاه کمبريج را داشت و شايد هم به شوخی می گفت : «می ترسم اگر بخش دوم ساسانيان را منتشر کنی ديگر اين مجموعه بررسی های پيشين تاريخ ايران را برای پنير پيچيدن هم نخرند». يک دوست ديگر که استاد تاريخ در دانشگاه بندر عباس است در نمايشگاه ...
 
آقای دکتر بهرام آجرلو، باستان شناس، در وبلاگ خود، ajorloo.persianblog.com ، خلاصه ای از جلسه ی برگزار شده دردانشگاه سوربن پاريس، در روز ۲۲ فروردين امسال و به ميان داری دلقک و قصيده ساز دربار محمد رضا شاه ، شجاع الدين شفا را، گزارش داده است. خواندن اين گزارش به روشنی نشان می دهد چه گونه آن فاصله ی اوقيانوسی بين توهمات اين چله نشسته ها در آرمان های شاهنامه ای با باورهای...
 
در حال حاضر اطلاعات ايرانيان از چند هزاره هستی و هويت اقوام و بوميان کهن اين نجد، پيش از ورود آدم کشان و هستی براندازان هخامنشی به شرق ميانه، به علت قلت جست وجوها، در حد هيچ است و بر آن ميزان يافته های تصادفی نيز که بر ديرينگی رشد اجتماعی و تمدن و هنر و توليد و صنعت اين بوميان گواهی می دهد ، از سوی مسئولين و کارگزاران گذشته و کنونی ميراث فرهنگی ما، سريعا سرپوش گذارده شده...
 
با شعف بسيار شنيدم که دانشگاه های کليسايی و کنيسه ای اروپا و آمريکا، تصميم گرفته اند کرسی های ايران شناسی خود را به کلی برچنند و سايه ی نحس شان را از سر ما کم کنند. نمی توانم حدس بزنم آن عالی جنابان عالی جاه، که بدون کم ترين آگاهی از اين خطه ی کهن و مردم اش، و تنها به صلاح ديد و سرمايه ی کليسا و کنيسه، اجازه داشتند بر خود عنوان خنده دار ايران شناس را ببندند، از اين پس به چه کار گمارده ...
 
تمدن جهان بر هستی کهن شرق ميانه استوار است. تمام آن چه را که اينک به حساب آگاهی‌های بشری می‌آوريم، حتی اکتشافات فضايی، نخستين بار در شرق ميانه شکل گرفته و کليد خورده است. بابلی‌ها، در ۴۰۰۰ سال پيش، برای دست‌يابی به اسرار آسمان بر ارتفاع برجی می‌افزودند تا به اکتشات فضا بروند. ايرانيان مبتکر قالب‌گيری و ريخته‌گری و آلياژ‌بندی فلزات بوده‌اند و اقوام و بوميان ايران، قريب ۷۰۰۰ سال است که در ...
 
در آستانه ی قرن بيست و يکم، شناسايی جريان انديشه و عمل، در حوزه‌ی غربی فرهنگ بشری، و نقش آتی آن در شکل‌گيری همانديشی بين المللی، به پيچيده‌ترين مشغوليت ذهنی خردمندان تمام سرزمين‌ها بدل شده است. به نظر می رسد که عدم همآهنگی روشنگر، ميان به کارگيری عملی عالی‌ترين دست‌آوردهای فنی، علمی و فرهنگی، در نيازهای زيستي، با تبعيت و ترويج علنی تجاوز نظامی بدون مجوز و مرز...
 
بالاخره در برابر نخستين کتاب من، پس از سه سال، با استمداد از دو نفر به اسامی محمد تقی عطايی و علی اکبر وحدتی از دانشگاه ادبيات !!!!! دانشگاه تهران، کتابی با عنوان «اعتبار باستان شناختی آريا و پارس» به منظور نقد مطالب بخش اول «۱۲ قرن سکوت» روانه بازار کتاب شد. چند نفری به اصرار می خواهند که پاسخی بر آن بنويسم. جز پاسخ کوتاه زير، حرف درخور ديگری نيافتم...
 
به نظر می رسد که فشار نياز زمان و تجارب دراز مدت تاريخی در دوران معاصر ، سرانجام گشودن مسيرهای تازه ای را در روابط ملی، از جمله برای نهادهای تصميم گيرنده فرهنگی - سياسی، در مجموعه ی جمهوری اسلامی ناگزير کرده است. روزنامه ايران – 9/11/82 ...
 
به تدريج آثار و عوارض ضربه ی گيج کننده ی کتاب «اشکانيان» ظاهر می شود و اندک اندک شاهد تظاهراتی هستيم که معلوم می کند آن ضربه به کلی تعادل عقلی باستان پرستان را برهم زده و قدرت تفکر متعارف را نيز، تا آن جا از آنان سلب کرده که از سر نام و عنوان و آرم و اعتبار خود نيز گذشته اند و دست به اعمالی می زنند و اسنادی خلق می کنند که به وضوح و روشنی تمام معلوم می کند که عمله و اکره ی ايران شناسی...
 
(سومين بار است که اين بيانيه را نصب می کنم و معلوم نيست چه گونه واز چه راه حذف می کنند؟!!!) مخالفان کتاب های من به شدت فعال شده اند، به تهديدات مکرر و متنوع دست می زنند و با مراجعه به مراکز سياسی مدعی دموکراسی و اصلاح طلبی و مسامحه و گفت وگو، در خاموش کردن اين صدا مصمم اند که خود مصمم و متعهد به برملا کردن دروغ های يهود ساخته درباره ی تاريخ ايران است...
 
در پی آن گفت وگو با مسئول اداره ی کتاب در وزارت ارشاد، که گزارش آن را پيش تر داده ام، نامه ی زير را برای وزير ارشاد ارسال کردم:
مقام محترم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی.
در ۳ سال گذشته مجموعه ای را با عنوان کلی « تاملی در بنيان تاريخ ايران» منتشر می کنم که تاکنون ۵ جلد آن به بازار کتاب عرضه شده ...
 
نتايج تحقيقات گسترده ی ميدانی، در موضوع تاريخ پيوسته ی سرزمينی که اينک ايران می خوانيم، منتشر شده در انبوهی عناوين تاريخی، درعين حال که بسيار نوپديد است، هسته های آشنای قابل دفاع ندارد و نه تنها با اندک تاليفات کهن در همين موضوع نامنطبق است، بل با پذيرش ملی و به ويژه بومی رو به رو نيست. به همين ترتيب اسناد همزمان تاريخی دوران پيش از اسلام نيز، که عمدتاٌ به کتيبه‌ها منحصر ...
 
خوب بالاخره و به مبارکی بر خوانندگان اين وبلاگ سيمای آقای استبصاری نيز آشکار شد. معلوم شد اشکال در اين است که به نظر آقای استبصاری، مسلمانان عقب افتاده و وحشی و مرتجع و وا مانده‌اند و بر عکس جهان غرب پر از علم و دانش و حکمت و لابد آزادی و دموکراسی است! برای ايشان مهم نيست که جهان غرب تا ۴ قرن پيش حتی حمام کردن هم بلد نبود و مهم نيست که تمام جنايات و غارت ها و...
 
مخالفان کتاب های من به شدت فعال شده اند، دست به تهديدات مکرر و متنوع می زنند و با مراجعه به مراکز سياسی مدعی دموکراسی و اصلاح طلبی و مسامحه و گفت وگو، در خاموش کردن اين صدا مصمم اند که متعهد به برملا کردن دروغ های يهود ساخته درباره ی تاريخ ايران است. آن ها که در پاسخ نويسی درمانده اند و از اعزام يکی دو بازيچه ی به اصطلاح نقاد به ميدان مبارزه با تزهای کتاب های «تاملی در بنيان تاريخ ايران» نتايج نا مطلوبی گرفته ...
 
اولا از شما ممنونم که از سر اکرام تعارفات شيرين تدارک ديده ايد. با ارزش گذاری شما برنوشته ها، داستان ها و نثر خودم موافق نيستم. نثر بيهقی استواری و ترنمی عالمانه دارد و نوشته های من ، در مقايسه با او، به ترانه خوانی های کودکستانی می ماند. اما در اين نکته با شما همعقيده ام که داستان کوتاه «نوبت» و يا «ياغي» در ادبيات فارسی نظير ندارد. اما در موضوع سئوال شما: به راستی که علاقه ای برای...
 
چندی پيش به سئوالی مشابه، به ميزان نسبتا کافی و با استفاده از اسناد موجود جواب دادم. اگر به آرشيو وبلاگ رجوع کنی حتما آن را خواهی يافت. مختصر اين که «اورارتو» و «ترک» و «آذري» را دقيقا نمی توان يک مقوله ی واحد شناخت. زيرا زمان تاريخی برآمدن آن ها يکسان نيست و هنوز تحقيقات دست اول مستقل و منطقه ای نيز در اثبات پيوند اين سه نام با يکديگر صورت نگرفته است. به گمان من مورخين ...
 
به عيان می بينم که برابر بيان خودتان در پيام پيش، نکات اصلی مجموعه ی «تاملی در بنيان تاريخ ايران» حتی از سوی آنان که انتظار می رفت، و از جمله خود شما، درست درک نشده است. در آن مجموعه کوشيده ام به بازخوانی و بازرسی اسناد ايران شناسی دعوت کنم که در سده ی اخير موجب و موجد باورهای نادرست بسياری در موضوع شناخت هويت و هستی بومی و ملی و منطقه ای ايرانيان شده است.خواسته ام توجه دهم ...
 
بخش دوم کتاب ۱۲ قرن سکوت با نام «اشکانيان»، معلوم کرد که سازندگان و صورت دهندگان اخير تاريخ ايران باستان، ۶۰۰ سال فاصله ی حضور اسکندر ذوالقرنين در شرق ميانه، تا ظهور به اصطلاح ساسانيان، در ميانه ی قرن سوم ميلادی را، که دوران تمدن و هنر و باورهای هلنی ـ يونانی در ايران است، علی رغم صدها سند آشکار و مطمئن و مسلم، برای تداوم مصنوعی تمدن يافت نشدنی ايران پيش از اسلام، به وجه مسخره ...
 
چند هفته‌ای پيش بخش اول کتاب «ساسانيان» را به وزارت ارشاد برای بررسی و اجازه چاپ فرستادم. تصورم اين بود که کتاب به دشواری از سد فرهنگی ـ اداری وزارت ارشاد خواهد گذشت. زيرا می‌دانستم که سازندگان تاريخ دروغين و بزک کرده‌ی ايران پيش از اسلام، با کانال‌هايی که در وزارت ارشاد دارند، به مطالب آن پی خواهند برد و از آن جا که بی ترديد انتشار ...
 
در سايت ميراث فرهنگی "CHN" مطلبی خواندم با عنوان : «وزارت فرهنگ فرانسه بايد مانع قاچاق و خريد و فروش اشيای عتيقه ی جيرفت شود» !!! و در دنبال آن آمده بود : «پانزده انجمن و تشکل حامی ميراث فرهنگی کشورمان در نامه ای سرگشاده به وزير فرهنگ فرانسه تقاضا کرده اند که در باز پس گيری اموال تاريخی و جلوگيری از قاچاق ميراث فرهنگی جيرفت با مسئولان ايران همکاری کنند...
 
پس از نصب مقدمه کتاب «عرب ستيزي» کسانی با کمی اوقات تلخی خواهان گفت وگوی جدی تری درباره روشنفکری و نيز روحانيت شيعه شدند. سخن درست و به سامان در اين موضوع، البته به بررسی سراسری تاريخ معاصر در کتاب های آينده موکول است، اما از آن که در اين باره يادداشت های چاپ شده ای داشتم با اندکی تغيير در اين جا و در پاسخ گله مندان می آورم. راه آسان آشنا شدن با موقعيت کنونی ...
 
اين کتاب يکی از آخرين آيينه هايی است، که باز هم با دست ديگران، برابر سيمای روشنفکری بی مايه ی معاصر ايران گرفته شده است. خواندن اين کتاب افسوس هزار باره را در من زنده کرد که چرا سرنوشت روشنفکری ايران بدان جا کشيده است که هر ارزيابی از آنان با اعلام ندانم کاری و نمايش عيب های شان برابر می شود ؟! اين کتاب در عين حال که ازسرگردانی روشنفکری ما در تبيين هويت ملی می گويد، به بی محتوايی عرب ...
 
نشر کارنگ : «عرب ستيزی در ادبيات معاصر ايران»
نشر کارنگ : «عرب ستيزی در ادبيات معاصر ايران»
اثر : جويا بلوندل سعد
ترجمه: خانم فرناز حائری با مقدمه
و ويراستاری : ناصر پورپيرار
 
همين نگاه شما به پانصد سال اخير،‌ باورتان به انحطاط ما در اين دوران دراز و نيز بی خبری تان از علل اصلی اين انحطاط، خود از بی کارگی و در مواردی، از وابستگی مزدورانه ی روشنفکری معاصر ايران خبر می دهد، زيرا در غير اين صورت، در اثر کار روشنگرانه ی روشنفکران، لااقل بايد از علل اين انحطاط با خبر می بوديم! دوست عزيز، انحطاط ۵۰۰ ساله ی اخير آفريقا و آسيا، درست با اعتلای۵۰۰ساله ی ...
 
روشن فکری محفلی معروف و موجود، پس از طوفان کتاب های « تاملی در بنيان تاريخ ايران »، اندک اندک از پنهانگاه بيرون می خزد و در انديشه است تا بر امواج بلندی که آن طوفان، در تاريخ يخ بسته ي ايران برآورده، موج سواری کند. «من در هزاره های گم شده بارها گفته ام ما اصولا در دوران پيش از اسلام ادب مکتوب نداريم و آن چه که داريم بسيار ناچيز است. مثل يکی دو نسخه ی تشريفاتی از اوستا در اواخر عصر...
 
صحنه : زير سقف يكي از سالن‌هاي مركز گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در زمان تصدي استاد بزرگ دكتر عطاءالله مهاجراني !!! پچ پچه‌هاي معمول و تك سرفه‌هاي عالمانه‌ي حضار. صداي به هم خوردن كارد و چنگال و بشقاب، نعلبكي و فنجان، ليوان‌هاي آب پرتقال همه جا چيده شده است. بهانه‌ي نشست، بررسي كتاب‌هاي تاريخ يكي از اساتيد حاضر به نام دكتر پرويز رجبي است، از فضا ...
 
آقايي به نام عادل ارشادي فرد در شماره‌هاي 307 و 308 و 309 نشريه‌ي نويد آذربايجان نقد بسيار مطولي بر كتاب‌هاي من با نام «تحريف در تاريخ آذربايجان» آورده بودند، كه در نكات اصلي متكي بر اسناد وارداتي به اصطلاح ايران شناسان بود. پاسخ‌گويي سيستماتيک به نقد ايشان، به علت پراكنده نويسي بسيار، ممكن نبود. ناگزير اين يادداشت را براي آن نشريه فرستادم كه مي‌خوانيد. اين يادداشت در شماره 310 نويد آذربايجان ...
 
دکتر پرويز رجبی، از گروه استادان فحاش، که معرف حضورتان است، در مصاحبه ای با سايت ميراث فرهنگی، با بی شرمی تمام، بخشی از تزهای مرا در مجموعه ی «تاملی در بنيان تاريخ ايران»، از جمله مدخل فقدان خط قابل نگارش در پيش از اسلام تا قرن سوم هجری و به زمان طبری، افسانه بودن آگاهی های يهود ساخته ی کنونی درباره ی تاريخ پيش از اسلام ايران، شاگردی ايرانيان نزد اعراب مسلمان برای ياد گيری ...
 
سلام، اقای داروگ. شايد قسمت اول از بخش سوم کتاب ۱۲ قرن سکوت، که در موضوع ساسانيان است را به طور کامل به اسناد جعلی کهن بين النهرين و ايران اختصاص دهم. از ياد نبريد که تا همين جا می دانيم که دو کتيبه ی زرين آريارمن و ارشام و ديوار نبشته های پاسارگاد جعلی است و خواهم نوشت که تقريبا تمام سنگ نگاره های ساسانی، بدون هيچ استثنايی جعل کامل است! دوست عزيز برای آن سيستمی که...
 
اين يادداشت ها قبلا، در پاسخ بيننده ای با نام پدر محمد، در اين وبلاگ نصب شده بود، اما از آن جا که هنوز خوانندگانی داشت و ازآرشيو نيز به علت کم بود فضا حذف کرده بودم، مجموعه ی آن، يکجا و مجددا نصب می شود. نام کورش در کتاب تورات به صورت خوروش آمده است که در روسی کهن به معنای مار سياه زهرآگين و يا خروس جنگی است. امروزه اين معنی را نمی توان در فرهنگ های زبان روسی يافت و ...
 
در وبلاگ داروگ، مطلبي مربوط به يادداشت‌ام در موضوع كيهانيان خواندم، براي ايشان سلام دارم، سپاس‌گزاري مي‌كنم و توضيح مي‌دهم كه: موظفم توجه شما را بستايم. زيرا ديگر ريش گفت‌و‌گوهاي ولنگارانه‌ي محفلي و سراپا نان پاره اي در آمده، هنگام است كه با توجه كامل، با خود، با فرهنگ و با مردم بي‌ريا باشيم. 1. تيتر يادداشت من، «درود بر شرف فرهنگي كيهانيان» بود. قيد فرهنگي، كه شما در يادداشت‌تان ذكر...
 
 قبلی  1  2  3  4  5  6  7  بعدی 

نمایش :  251 / 300 

 کل 303
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان