آن انساني كه اين هنر برآورده، حكيم ابوالقاسم فردوسي است كه به هر فرصتي در افسانه هاي كتاب، جلوه مي كند. به هشدار، به تحذير، به دعوت بر آدمي شدن، به تعقل، به مردانگي، به خرد، به مروت، به شجاعت، به انسانيت، به نيكي و به آزادگي و بي تعلقي. پيوسته وسوسه شده ام آن فردوسي را – كه درفراغت هاي حماسه سرايي و تاريخ سازي، كلامي مي گويد از گوهر پاك هستي و هويت خويش و از بري كه تجربه روزگار بر او نشانده است – از شاهنامه و از چكاچك شمشيرها و زوزه زوبين ها و گرد و گريز اسب ها و لاف و گزاف هاي لشكريان بيرون كشم و به دفتري جدا از شاهنامه نشانم تا ببينيم بي او و مفردات بيرون از قصه اش، چگونه نور و غرور و عظمت و انسانيت از شاهنامه مي گريزد و افسانه اي خشك مي ماند كه نه درست و نه حتي دل نشين است!
 
همان گونه كه استاد پور پيرار در يادداشت هاي اسلام و شمشير فرمودند كتاب تفسيرعتيق نيشابوري، معروف به سور آبادي، منبع و مبناي بسياري از شبهات بي اساسي است كه در نقاب تفسير دل سوزانه و آیه به آیه ی قران مجيد و در حقیقت با هدف خدشه دار كردن کتاب خدا و انحراف اذهان خواص و عوام تاليف شده است. پرسش هاي موذیانه و بی محل و پاسخ هاي خود ساخته و نامربوط ...
 
Охuculаrın mütаliəsinə təqdim оlunаn bu kitаb Оrtа Şərqin, хüsusən bu gün Irаn аdlаnаn ölkənin tаriхinin təməli bаrədə dərin, dəqiq və ciddi аrаşdırmаlаrdаn ibаrətdir. Fаrs şоvinistlərinin uydurduqlаrı sахtа tаriх nəzəriyyələri bu kitаbın müəllifi tərəfindеn ifşа və еlmi surətdə rədd еdilməkdədir. Ilk dəfə оlаrаq bölgəmizin tаriхinə işıq tutаn bu əsər, tаriхi sənədlərin Hеrоdоtlаr, Qrişmənlər tərəfindən məqsədli şəkildə nеcə sахtаlаşdırıldığı bаrədə həqiqətən, аğılаsığmаz və hеyrətаmiz bilgilər vеrməkdədir...
 
چند روز پيش آگاه شديم كه چندين سايت و وبلاگ توسط فردي نا شناس با نام مستعار راز هك شده و به اين سايت منتقل شده اند. اين سايت هيچ گونه ارتباط و شناختي با اين افراد و سايت هاي هك شده ندارد. به ادامه مطلب كليك كنيد.
 
در صفحه‌ي 34 همين شاهنامه‌ي چاپ مسكو آمده است كه فريدون بعد از به قتل رسيدن پدرش و آوارگي خودش و مادرش، صاحب دو برادر شد. واقعاً خانم «فرانك» ـ مادر فريدون ـ خيلي شانس آورده بود كه در آن زمان قانون «از كجا آورده‌اي» تصويب نشده بود. وگرنه، با رعايت شؤونات و اصول و غيره، يقه‌اش را مي‌گرفتند و او را به مراكز ذي‌صلاح مي‌كشاندند و در مورد آن دو پسر، تحقيق و تفحص كافي مي‌كردند كه ببينند در حالي شوهر ندارد، چه طور صاحب دو بچه شده است؟ بدبختانه در آن زمان، سازمان ...
 
...بر صدر تمام این سکه ها، عبارت "ارشکوس" دیده می شود که به معنای "حکومت در تبعید" است و در ذیل آن ها، شعار "زنده باد یونان" دیده می شود. تاریخ گذاری این سکه ها به طور کامل یونانی است و از مبداء درگذشت اسکندر آغاز می شود، بر پشت آن ها، تصاویر و اسامی خدایان هلنی حک شده و القاب حاکمان هر محل، دارای معانی بس روشنگری از وابستگی آن ها به سیاست و فرهنگ و هلنیسم یونان است که فهرستی از آن را در زیر ملاحظه می کنید...
 
به سال 1379 ه . ش ، اولین جلد از مجموعه آثار هشت گانه ای با عنوان « تأملی در بنیان تاریخ ایران » ، به قلم آقای ناصر پورپیرار ، در کتابفروشی ها خودنمائی کرد که تاریخ ایران و شرق میانه و حتی جهان را از آن دیدگاه متعارف و کلیشه ای نمی دید و از منظری دیگر بدان می نگریست . برآورندۀ کتب موصوف ، پیرامون ظهور هخامنشیان و شخص کورش و دیگر اجزاء آن سلسله ، سخنی دیگر می گفت ؛ اثبات کرد که تخت جمشید بنائی ساخته نشده و به اتمام نرسیده بوده است ؛ آشکار نمود که کتیبه های منتسب به پادشاهان اصطلاحاً ساسانی ، در اضلاع و جبال فارس ، نوکنده اند ؛ بنی امیه را به شکلی دیگر تعریف کرد ؛ شیعه را به لونی دیگر دید...
 
این یادداشت ، معطوف است به توضیحات و پاسخ هائی که خود آقای پورپیرار ، چندین و چند بار به انحای مختلف ، در صفحات اصلی یا قسمت کامنت های پایگاه معظم « حق و صبر » ، پیرامون اسلوب پیشبرد مباحث در تأملات تاریخی شان مرقوم فرموده اند ؛ آنجا که به عنوان نمونه ، سؤال شخصی به نام آقای « مهرداد » ، در چند و چون همین روش تحقیقِ مورد بحث ، و پاسخ آقای پورپیرار به ایشانرا در قسمت کامنت های پایگاه معظم « حق و صبر » می خوانیم...
 
من سازنده و یا کارگردان فیلم «تختگاه هیچ کس» نیستم. این کار شجاعانه و شگفت انگیز و تاثیر گذار را که می تواند برای مستند سازان پر ادعا و آوازه‌ی ما درس و مکتبی باشد، چند جوان دانشجوی دست اندر کار امور سینمایی، تحت تاثیر مباحث تازه در موضوع تاریخ ایران و با هزینه‌ی خودشان انجام داده‌اند. این مستند گام نخست فراهم آوردن اسناد دیداری در اثبات نادرست بودن باورهای موجود در موضوع تاریخ ایران و سند تحول در تغییر دیدگاه ملی و بومی به گذشته‌ی این سرزمین، بدون پیروی ...
 
و در مورد شما آقای صباغ گرامی. چند نکته فقط جهت یاد‌آوری و دقت در خواندن یک متن: نقد مقاله کوچک شما مطلقاً موضوع پاسخ‌های آقای پورپیرار به نامه‌ها و پرسش‌های آقای کارگر و نیز نامه من به آقای کارگر نبود!! اگر یک بار دیگر لااقل ابتدای نامه مرا و به ویژه قسمت ذکر انگیزه و هدف از نگارش را بخوانید و نیز نگاهی هم به جواب‌‌های آقای پورپیرار که اساساً موضوع دیگری داشتند، بیندازید این نکته بدیهی آشکارتان خواهد شد!‌ و لذا من علت گله شما از فقدان نقدی بر مقاله‌تان را درنیافتم! هر چند از دقتی که تاکنون در خواندن کتاب‌های استاد پورپیرار ...
 
بعد از ارسال پاسخ‌های مهندس کارگز و آقای صباغ به نامه طولانی اول نگارنده، که به وضوح دوری آنان از بنیان مسائل و طفره رفتن‌های عمدی و مغرضانه آن دو را از اندیشیدن پیرامون حقایق عرضه شده آشکار کرد، به ناگزیر برای‌شان پاسخی دوباره ارسال کردم و کوشیدم تا ضمن عرضه حقایقی دیگر، با بیانی دوباره زاویای نگاه پیشین را بیش از پیش بگشایم، به این امید که به جای جنگ کورکورانه باب تفکر باز شود و کسانی به تامل درباره نکات عرضه شده بپردازند، هر چند که نیک می‌دانم چنین توقعی از مدعیان تفکر در ایران بس زیاد است...
 
این که فردی فرهیخته و روشنفکر مانند شما همه حرف‌ها را اعم از موافق و مخالف در سایت خود بگنجاند، پدیده ای نادر در فرهنگ ایران است[؟؟]. از این که افرادی مانند آقای پورپیرار و آقای گلسرخی در پاسخ سئوالات معقول و همراه با نزاکت شما «فحش‌نامه» [؟؟] نوشته‌اند و همه[؟؟؟؟] افرادی را که به هر دلیل «افکار دوران‌ساز» (به گفته خوشان) را زیر سئوال[؟؟؟؟] برده‌اند، "فحاش" و "بی‌سواد" خطاب می‌کنند[؟؟؟؟]، نرنجید. دراین عمر 38 ساله خود به این نکته پی برده‌ام که توقع پختگی داشتن از همه، اشتباه است...
 
متن ارسالي شما به دستم رسيد و آن را خواندم. درمورد اين كه فرموده بوديد اين متن را قبلاً ارسال كرده بوديد، بايد خدمت‌تان عرض نمايم كه چند روز پيش متن مقاله خودم را برايم مجددا ًارسال نموده بوديد و چون آن را قبلاً دريافت كرده بودم، نيازي به ارسال پاسخ نديدم. متن نامه‌نگاري‌هاي شما باآقاي پورپيرار و آقاي گلسرخي- كه گويا هم سن و سال خودم هستند- را خواندم. متاُسفانه همان طور كه مكررا براي‌تان نوشته‌ام و گويا ديگر ذكر آن بي‌مورد است، به دليل ...
 
نظر این جانب را در مورد آقای پورپیرار و سایت ایشان "حق و صبر" خواسته بودید. آقای ناصر پورپیرار که گویا نام واقعی‌شان چیز دیگری است، در زمان شاه عضو حزب توده بوده و پس ازانقلاب به گفته آقای نوری‌زاده درسمت بازجو مشغول به خدمت به میهن بوده است. البته به نظر من سوابق شخصی و گذشته یک نویسنده نباید ملاکی برای نقد و بررسی نوشته‌های وی باشد. هر نوشته‌ای مستقل از نویسنده است و این استقلال ...
 
دوست شما آقای داودصباغ تمامی این مطالب را در ذیل دو عنوان یهود ستیزی و پان اسلامیزم شناسایی می‌کند، زیرا به واقع ذهن او تحلیل دیگری برای درک این روند شناخت تدریجی «پوریم» نمی‌شناسد. حد اقل آقای صباغ و دیگران پر شماری که ظرفیت ذهنی‌شان در اندازه ایشان است می‌باید توجه کنند که یهود ستیزی یک تفکر عمدتا مبتنی بر نژاد پرستی است و با کشف اسنادی دال بر دخالت یهود در فلان قضیه تاریخی «همچون مورد اجیر بودن هخامنشیان از سوی یهود برای نابودی ...
 
با سپاس نامه مفصل شما در 28 صفحه کامل دریافت شد. خوشحالم که شما در وفاداری به آقای پورپیرار استوار هستید و این خوشحالی من از آن جهت است که شما را فردی معتقد و وفادار میبینم. پاسخ به این نامه نیاز به وقت کافی و نوشتاری بس طولانی تر از خود نامه دارد، ولی من چون اهل تفصیل نیستم و خلاصه نویسی را بیش‌تر و به‌تر میپسندم، به نکاتی از نامه شما اشاره می‌کنم و می‌گذرم و حتما نامه شما را در 2 سایت خواهم گذاشت و همچنین فایل وورد نوشته خودم را هم برای شما خواهم فرستاد و شما مجاز خواهید بود ...
 
اما در طول اين سال‌ها براي استاد پورپيرار به ظاهر مدافعاني نيز وجود داشته كه لازم است به احوال آن‌ها نيز اشاره كنيم؛ در رأس اين مدافعان فعالين سياسي اقوام ايراني و از همه مهم‌تر ترك‌ها و اعراب بودند كه به دلايل متعدد و از جمله به دنبال مباحثات گسترده آن‌ها با استاد پورپيرار و به خصوص به دليل سياسي كاري آن فعالان و سپس رسيدن برق بنيان انديشي آقاي پورپيرار به تواريخ قوم پرستانه ترك‌ها و عرب‌ها و ابطال هياهوهاي‌شان، آنان نيز عمدتاً و به تدريج به صف مخالفان پورپيرار پيوستند. در واقع ...
 
همان گونه که مستحضرید، چند صباحی است که مداخل جدید تاریخی، توسط استاد فرزانه آقای پورپیرار، به عموم عرضه شده است، و مخالفان و موافقان را به صف آرایی در مقابل هم کشانده است، یهود و مزدورانش با در اختیار داشتن امکانات وسیع، خیل مخالفان را تشکیل داده و طبق معمول تاریخ شناخته شده این مباحثات، موافقان این ندای الهی، با امکاناتی اندک، انسان هایی حقیقت جو، از اقوام و زبان ها و مناطق ...
 
ضمن تشكر از نامه دوستانه شما، آن را با دقت دو بار خواندم و پاسخ‌‌ام را با جمله‌ای از برشت آغاز كردم كه به گمانم در طول این نوشته و احیاناً مكاتبات بعدی راهنمای گفت‌وگوهای من با شما خواهد بود. جناب كارگر عزیز، پیشاپیش گفته باشم كه من شما را تقریباً هیچ نمی‌شناسم، ولی دورادور به دلیل زحماتی كه میکشید و شناخت اندكی كه از كارهای شما پیدا كردم، و به خصوص سن و سالی كه دارید، برایتان احترام زیادی قائل هستم و خود را در حد فرزند یا شاگرد شما می‌دانم. اما با این حال در این گفت‌وگو بدون تعارف با شما صحبت خواهم كرد و ...
 
از حدود یک سال پیش بود که پس از آشنا شدن با کتابخانه‌های اینترنتی آقای مهندس منوچهر کارگر، مجموعه‌ای از مقالات وبلاگی استاد ناصر پورپیرار را برای ایشان فرستادم تا در صورت تمایل آن‌ها را نیز در سایت‌خود عرضه کنند. ایشان نیز برخلاف سایرینی که در موارد نظیر، مجموعه‌ای از فحش‌های آب نکشیده را نثار من و آقای پورپیرار می‌کردند، به این کار روی خوش نشان دادند و در حین عرضه آن مقالات خود نیز به مطالعه قسمت‌هایی از آن‌ها پرداختند و از این روی با هدف شناخت هر چه بیش‌تر این مباحث، طی مکاتباتی سئوالاتی را از استاد پورپیرار پرسیدند تا طبق نظر خودشان شناخت بهتری از ایشان و مضمون و هدف نوشته‌های‌شان به دست آوردند...
 
ناصر پورپيرار، مورخ دگر انديش و مؤلف مجموعه كتاب‌هاي «تأملي در بنيان تاريخ ايران»، اخيراً با ساخت يك فيلم مستند درباره مجموعه تخت جمشيد با نام «تختگاه هيچ‌كس!» بازخواني و بازشناسي ملي اين بناي باستاني را وارد مطالعه‌اي جديد و تأثير گذاري كرده است. پورپيرار پيش از اين در قسمت اول كتاب ساسانيان از مجموعه «تأملي در بنيان تاريخ ايران»، با ارائه عكس‌هاي قديمي متعدد و متنوع از تخت جمشيد، مدخل‌ها و زواياي باورنكردني و تازه‌اي را در شناخت دوباره اين سايت باستاني گشوده بود ...
 
آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كساني فرود مي آيند؟ بر بسيار ياوه گويان گناهكار. آن ها كه خبرها و موضوعات غالباً نادرست را مي پراكنند، و بر شاعران، كه گمراهان از آن ها پيروي مي كنند. آيا نمي بيني كه در هر وادي سرگشته اند و چيزهاي ناشدني و غير عملي بر زبان مي آورند؟! و نه بر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي دهند، خدا را بسيار ياد مي كنند و پس از آنكه ستم ديدند پيروز مي شوند. ستمكاران خواهند دانست به چه بازگشت گاهي خواهند شتافت. ( 227 – 221 شعراء )
 
علی رغم حضور کمرنگ نوشتاری و کتبی خود در عرصه داد و ستدهای فرهنگی بالاخص در حوزه تعاملات عمومی الکترونیکی (وب و وبلاگ) که به گمانم قطورترین ریشه‌‌های آن در زمینه خصوصیات اخلاقی و تا حدودی فکری‌ام جا باز کرده است هر از چندگاهی مطلبی آن چنان به تحریکم می پردازد که برانگیختن کنجکاوی کودکی توسط رقص شعله های آتش. از این دست موضوعات ...
 
صد سال است منابع دانشگاهی غرب، برای ایران و شرق میانه، پیش و پس از اسلام، در مقاطع و مسائل مختلف، تاریخ و شرح می نویسند. از زمان پیدایش این تألیفات، تا شش سال پیش، روشن فکران و صاحب نظران و مراکز آموزشی شرق میانه، به صورتی غیر طبیعی، بدون ابراز تردید عمده، این گونه محصولات مورخین و شارحین غربی را پذیرفته و اساس گفت و گوی از خویش و از همسایگان قرار داده اند. به نظر می رسد در گسترش این پذیرش، باز هم به وجهی مشکوک...
 
یکی از مراجعه کنندگان آشنای این وبلاگ، آقای ایمان صمیمی، در پاسخ گزارش نادرست و مغرضانه ی روزنامه همبستگی، از ماجرای لات بازی انجام شده در دانشگاه مشهد، اعتراضیه ای به آن روزنامه با نام مستعار سعید ایمانی فرستاده بود که با کمال حیرت در روز ۱۱/۳/۸۵ چاپ شد. ایشان اصرار داشتند متن آن اعتراضیه، با تغییراتی، در این وبلاگ نیز ثبت شود. با اندک احساس نارضامندی، و با این قید که بنا بر عادت ویرایش...
 
در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت آلمان که طی روزهای پایانی مهر ماه سال جاری برگزار شد، مجموعه کتاب های تاملی در بنیان تاریخ ایران نیز به همت دوستداران حقیقت در معرض دید علاقه مندان قرار گرفت. برای معرفی این کتاب ها متن مختصری به زبان های فارسی و انگلیسی فراهم شده بود که به دلیل استقبال بیش از حد بازدیدکنندگان، برگه های معرفی این کتاب ها به سرعت به اتمام رسید و از این ... 
 
دكتر شعباني طي اين فصل، عمدتا براساس ترتيب ذكر شده توسط هرودوت كه با ترتيب تورات و شواهد استنتاجي ديگر در تضاد كامل قرار دارد(9)، به تكرار ماجراي لشكركشي‌ها و فتوحات كوروش مي‌پردازد و ضمن آن تمام سعي و تلاش خود را در جهت توجيه تجاوز‌طلبي تمام‌نشدني هخامنشيان و تفسير ديگرگونه نظام ميلتاريزمي محض زمان آنها به كار مي‌گيرد. نمونه‌اي از تحليل‌هاي وي را ذيل عنوان «تسخيرليدي» در ابتداي فصل چنين مي‌خوانيم...
 
با سلام به همه دوستان و همراهان عزيز و عرض پوزش بابت تاخير در به روز کردن اين وبلاگ،مقاله ذيل در نقد کتاب «کوروش کبير» تاليف دکتر رضا شعبانی و نوشته يکی از دوستان به نام دکتر آرش يزدی است که در نشريه عصر آزادی و از ۲۰ تير ماه سال جاری طی چند شماره منتشر شده است.به نظر من مقاله نسبتا محکم و قابل اعتنايی است که در برخی از بخش های آن چند تحليل استوار و خواندنی درباره چرايی و چگونگی مبنا قرار دادن تورات به عنوان يک سند تاريخی عرضه شده است...
 
دوست عزيزی به نام آقای منوچهر ذاکری مطلب خردمندانه و روشنگری به ای ميل من فرستاده اند که ضمن ابراز تشکر فراوان از ايشان که مرا مديون خود کرده‌اند، دريغ ام آمد که خوانندگان اين وبلاگ را از آشنايی با اشاره ی بسيار ارزشمند ايشان درباره ی واژه ی «آکادمي»، که پيش‌تر نوشته بودم اشاره‌ای به خردمندان اکدی و بابلی گريخته به آتن بوده است، محروم کنم و چنين بود که عين ای ميل ايشان را، بدون آرايش ...
 
مقاله زیر پیام مفصلی است که یکی از خوانندگان ظاهرا یهودی وبلاگ ناریا به نام موشه داوید،روز دوشنبه 12 بهمن 1383،در بخش پیام های آن وبلاگ نوشته است. در این مقاله بدجنسی های متعددی به چشم می خورد اما در عین حال نکته های قابل درنگ و اعتنایی هم در آن وجود دارد؛ ضمن آن که نویسنده گاهی «روغن ریخته را نذر امام رضا می کند!‌ » و نیز در برابر خرد شدن سراسری تندیس دست ساخته یهود با نام پان فارسیسم،همچون «گربه که چون دستش به گوشت نمی رسد می گوید بو می دهد! »،می نویسد تاریخ مصرف پان فارسیسم برای ما تمام شده است!!! ...
 
در شماره 27 مجله گزارش گفت و گو (؟!!)، ماهنامه مركز بين المللي گفت و گوي تمدن ها،مورخ 27 تير 1381، مقاله اي تحت عنوان « نگاه شرق شناسان به ايران باستان » به قلم فردي نيمه ديوانه به نام آقاي حسين عطايي آشتياني به چاپ رسيد كه در قمستي از آن نويسنده درباره كتاب « دوازده قرن سكوت » نيز اضهار فضلي كرده بود.تمام آن مقاله را كه چيزي بيش از آسمان ريسمان بافي هاي فردي پريشان حواس نيست، مي توانيد در اين آدرس ...
 
در هفته نامه فرهيختگان مورخ نهم مرداد 1380 مطلبي به قلم آقاي محمد رضا قلي زاده به نام «مافيای تاريخ ايران نگاري» در نقد كتاب هاي آقاي پورپيرار به چاپ رسيد كه از مدتي قبل سايت آذرگشنسب هم اقدام به نصب آن در يكي از صفحات خود كرد.در همان زمان آقاي پورپيرار پاسخي بر آن نقد نوشت و براي فرهيختگان ارسال نمود كه البته هرگز به چاپ نرسيد.در اين جا پاسخ آقاي پورپيرار به ...
 
یکی از جالبترین (شاید هم جالبترین) کتابهایی که تا به حال مطالعه کرده ام کتاب مسلسل «تأملی در بنیان تاریخ ایران» نوشته ناصر پورپیرار است. خواندن این کتابها برای من یک عیب داشت و آن اینکه سطح توقع مرا از مطالعه یک کتاب بالا برد. بعد از خواندن کتابهای پورپیرار کمتر کتابی است که میل مطالعه را در من برانگیزد. خوبی کتابهای پورپیرار این است که هر جلد جدید آن از جلد قبلی پخته تر، دقیق تر و موشکافانه تر...
 
جنبش عدالتخواه دانشجويی: با شروع فصل سرما دوباره مرگ و مير خيابان‌خوابها در تهران آغاز شده و براساس خبرهايي كه خبرگزاري‌ها منتشر كرده‌اند در سه هفته گذشته 43 نفر از آنها براثر سرما جان باخته‌اند.
باتوجه به اين كه هر روز ديرتر بجنبيم به تعداد قربانيان سرما در تهران افزوده خواهد شد، از امشب جلوي در شهرداري تهران  در ...
 
نزديك به چند دهه اي مي شود كه با اوج گيري ناسيوناليسم عربي از عهد جمال عبدالناصر، دعوايي مجعول و بي محتوا بر سر تغيير نام خليج فارس به خليج عربي ميان ناسيوناليست هاي عرب و ايراني، و بالطبع تا حدي در ميان برخي از مردم اين سرزمين ها در گرفته است كه هراز گاهي با يك بهانه تازه تجديد مي شود و موجي از عصبانيت سطحي و فاقد بنيان منطقي را در ميان روشنفكران ايران و كشور هاي عربي ...
 
خيلی جای تأسف است که در برابر جنايات فجيع و گسترده ای که در فلوجه توسط آمريکاييها صورت گرفت کوچکترين صدايی از آقای سيستانی به عنوان اعتراض بلند نشد.
با وجود سکوت بيجای آقای سيستانی و همکاری عبدالعزيز حکيم با دست نشاندگان آمريکا و جبهه گيری برخی علما در برابر مقاومت مقتدا صدر من به برخی از اهل سنت حق می دهم که حرفهای زرقاوی را باور کنند و شيعيان را متحد...
 
چند ماه پيش، شجاع الدين شفا، سخنگوي دربار پهلوي، طراح جشنهاي 2500 ساله، فراماسونر يهودي الاصل و اسلام ستيز معروف، در جلسه باستانگراهاي مخالف اسلام در دانشگاه سوربن فرانسه با ذوق زدگي به مخاطبانش مژده داده بود كه «اخيراَ با همت دوستانم در وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوري اسلامي(!!!) از انتشار كتابی كه بر عليه باستانگرايي نوشته شده جلوگيري كرديم»!!! منظور او، كتاب «ساسانيان» نوشته ناصر پورپيرار بود.
 
مثل اينکه پورپيرار آزاد شده است. چون پيامهای مزخرفی که در پيامگير وبلاگش گذاشته بودند حذف شده است. خود وی نيز در پيامگير وبلاگش نوشته است: از تمام دوستان که به صورتی نسبت به بازداشت کوتاه مدت من اعتراض کرده‌اند بی‌نهايت سپاس‌گذارم. کسانی کوشيده بودند که موضوع چاپ ۲ جلد آخر کتاب من در خارج از کشور و وارد شدن آن ها به کشور را «قاچاق» کتاب قلمداد کنند و در صدد یک پرونده سازی کثیف...
 
کاش که يک انسان خوش سليقه ای پيدا می شد و صادق طباطبايی را به شرکت در انتخابات آينده رياست جمهوری ترغيب می کرد. به نظر من او در شرايط فعلی بهترين گزينه است. البته اگر کانديدای سکولارهای دوم خردادی نباشد: ۱- از نظر طرز تفکر، همين که او مترجم و مروج آثار نيل پستمن در ايران است به نظر من دليل خوبی برای رئيس جمهور شدن اوست.(کتابهای پستمن را بخوانيد!) ۲- او به خط امام وفادار است، بطوريکه در دفاع از حکم امام در مورد سلمان رشدی ...
 
در سال 1380 هفته نامه اميد جوان،به بهانه چاپ كتاب دوازده قرن سكوت مصاحبه اي با آقاي ناصر پورپيرار انجام داد.پس از چاپ آن مصاحبه سيل نامه هاي آماتورها و چند تايي از آن به اصطلاح متخصصان مانند دكتر عبدالعظيم رضايي،تاريخ فروش معروف،به دفتر نشريه سرازير شد و از آن پس تا مدتي هر هفته صفحاتي از نشريه مذكور به چاپ مخالفت ها و فحش نامه هاي مخالفان و به اصطلاح منتقدان،و...
 
مهمل گويي هاي خنده آور و در عين حال تاسف آور جناب بابايادگار را خواندم.در پاسخ پيشين صلاح ديدم كه چيزي از اعتبار كلام ايشان باقي بگذارم اما با افاضات بعدي ايشان ترجيح دادم كه راه پيشين را ادامه دهم.اما براي اين بار بازخواني گزيده هايي از پاسخ ايشان و آن هم فقط براي انبساط خاطر و تفريح خوانندگان كاملا كافي است: 1-يكي از گاف هاي بابايادگار در پاسخ ايشان به مقاله من،كه حتي در ويرايش جديد آن ...
 
براي پي بردن به معنا و محتواي نام گذاري دوازده قرن سكوت بر دوران ميان ظهور هخامنشيان تا ظهور اسلام دو راه بسيار ساده ، موثر و آسان وجود دارد؛ راه نخست رجوع به موزه هاست. همه مي توانند از اين پس ، هنگام ديدار از موزه هايي كه آثارايراني را نگه مي دارند ، د رسرتاسر ايران و جهان ، مقايسه اي صورت دهند ميان كميت و كيفيت آثار مربوط به دوران پيش از هخامنشيان و آثار مربوط به دوران پس...
 
مقدمه:من از بي سوادي روشنفكري درمانده كنوني ايران يك تصوري داشتم اما هيچ گاه وسعت و پهناي آن را تا اين حد تصور نمي كردم.ظهور آقاي پورپيرار به عنوان مورخ در صحنه تاريخ نويسي ايران،در كنار پيامدهاي گوناگون،يك آزمايش تاريخي دوران ساز براي روشنفكر نماهاي ايران بود تا ميزان توانايي علمي و تعهد ملي و فرهنگي آنان در اين آزمايش محك چندباره خورده و آشكارتر شود.پس از گذشت چند سال همه ديديم ...
 
هر بار كه به يكي از مجلدات كتب تاملي در بنيان تاريخ ايران رجوع مي كنم، ناگزير مي شوم در برابر عظمت انديشه،قدرت تعمق،نيروي بيان، شجاعت گفتار،تعهد كم نظير و نثر درخشان نويسنده سر تعظيم فرود آورم. آن وقت زباله هاي درمانده جهل پرستي چون متيني و كياني و نوري زاده و ... به قي كردن هزار باره مجعولات به ظاهر علمي سرسپردگان زر و زوز و تزوير و سرودن منظومه هاي كارنامه ننگين...
 
« آن كسي كه براي رسيدن به حقيقت تلاش كند،اگر به نتيجه صحيح نرسد يك ثواب و اگر به نتيجه صحيح برسد دو ثواب كرده است » غزالي « آنان كه ناداني را بپرستند،به تاريكي كور كننده اي گرفتار مي شوند و آنان كه به آن چه مي دانند راضي هستند،در تاريكي بيشتر ي فرو خواهند رفت » اوپانيشاد ( تشكر از بابا يادگار براي آموزش معناي علمي بودن) در غياب استادان و محققان و صاحب نظران داخلي و خارجي ، و به خصوص آنها كه ساختمان قلابي تاريخ ايران باستان ...
 
به قول دوستي چارلز ديكنز در يكي از آثارش فرياد زده است : " دنيا پر از احمق شده ! " ( و البته همه مي دانيم كه دنيا هميشه پر از احمق بوده !! ) و باز به قول همان دوست، برتولت برشت مي گويد : " آنها كه حقيقت را نمي دانند،جاهل اند،اماآنها كه حقيقت را مي دانند ولي آن را انكار مي كنند،تبهكارند. " براي دكتر زماني و آقاي كاوه : به راستي سر و كله زدن با آماتور هاي دانشمند كه نه الفباي علم را مي دانند و نه بديهيات تاريخي را،و تنها به اشكال تراشي ها ي لجبازانه ...
 
( اين مطلب در پاسخ به نظر آقای کاوه آهنگر و دکتر زمانی راجب نظر من در وبلاگ ذوالقرنين با آدرس par30.persianblog.com نوشته شده است . اصل يادداشت من اين بود : سرانجام وبلاگ منتقدان آقاي پورپيرار با تاكيد بر ايران دوستي شروع به كار كرد. ويژگي اصلي تمام منتقدان آقاي پورپيرار تاكيد بسيار بر وطن دوستي است تا به طور ضمني بر باد دهندگان تاريخ دروغين ايران و مفاخرات آلوده به نژاد پرستي ...
 
ما جراي گفت و گوي تمد ن ها در دوران بعد از ا نقلاب با نو آوري ها ي تبليغا تي پس از دوم خرداد شروع شد . با آغا ز ريا ست جمهوري سيد محمد خا تمي شعا ر هاي تا زه اي همچون جا معه مد ني ‎‎‏، اصلاحات و گفت و گوي تمدن ها وارد ادبيات سياسي روز گرديد و به دنبال آن بحث و صحبت بر سر نوع و محتواي اين شعار ها در مطبوعات و به خصوص نشريات روشنفكرانه دوم خردادي نيز آغازيدن گرفت و تا آن جا كه...
 
متاسفانه رياست نهاد اداره ی کتاب، که زير نظر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعاليت می کند، بدون ارائه ی هرگونه توضيح ويژه ای، از صدور مجوز نشر برای کتاب «تاملی در بنيان تاريخ ايران، کتاب اول، ۱۲ قرن سکوت، بخش سوم، ساسانيان، قسمت اول، پيشينه های ناراستي» اثر مورخ نوانديش جناب آقای ناصر پورپيرار خودداری کرده است. گفته می شود اداره ی مذکور با استناد به اين که ...
 
چندی پیش در مراسم بزگداشت آقای دولت آبادی و در حین سخنرانی دکتر مهاجرانی ، خانمی از میان جمعیت بلند می شود و در حضور جمع خطاب به آقای مهاجرانی می گوید : " تو به من قول داده بودی مرا می گیری ، تو به من قول ازدواج دادی ، از من سوء استفاده کردی و .... " و خلاصه چیزی برای دکتر مهاجرانی باقی نمی گذارد و حسابی آبروی او را می برد. پس از این ا فتضاح آقای عباس سلیمی ، از روشنفکران متعهد ...
 
 قبلی  1  2  بعدی 

نمایش :  1 / 50 

 کل 52
 
 

کلیه حقوق مندرجات این صفحه برای وب سایت ` حق و صبر ` Naria.Info محفوظ است.

طراحی و راه اندازی،
گروه برنامه نویسی تحت وب بنیان اندیشان